آزادی، واجب تر از نان شب!

شاه رساله خمینی را ممنوع کرد و ملت ناآشنا با افکار پیشاقرون وسطائی او، در دام پان اسلامیسم و شعارهای پوپولیستی گرفتار شدند؛ لطفن رساله های قومپرستان فاشیست را ممنوع نکنید! بگذارید سخن بگویند و ملت ایران با ماهیت انسان ستیزانه و مردمفروشانه آن‌ها آشنا شوند.

 

 

این روزها مباحثات پیرامون آزادی بیان و شرط و شروط آن به مسأله روز گروهی از دست اندرکاران، همکاران و خوانندگان ایرانگلوبال تبدیل شده است.

نگرش نسبت به آزادی از فیلتر منافع سیاسی، اجتماعی، طبقاتی عبور می‌کند و نمی‌تواند مهر منافع و مصالح حاملان را در درازمدت حاشا کند. دیکتاتورها و مستبدین همواره پشت مفاهیم کلی و پوپولیستی پنهان شده اند تا بیاری آن‌ها برای نفی آزادی و دمکراسی «مشروعیت» سیاسی کسب کنند.

در دوران رژیم ستم شاهی خدا، شاه و میهن(با تعبیر ملوکانه) تا حد قدیسین ارتقاء داده شدند و دوران 35 ساله ستم دینی و سلطه اسلام و اسلامگرایان بر ایران و ایرانیان، هر آنچه مغایر با اسلام، فرهنگ، سنن و دین عرب بود؛ توهین، کفر و جرم محسوب شده است. و حتی دفاع از خود در برابر دخالت اوباشان در امر پوشش شخصی بعنوان محاربه با خدا محسوب می‌گردد. هر مبارزه آزادیخواهانه برای رهائی از زیر سیطره و جباریت اسلام و اسلامگرایان با بهانه توهین به اسلام و قیام علیه الله سرکوب می شود.

توهین به شاه، خدا، اسلام، نژاد، قوم و … همواره بهانه هائی برای سرکوب و گره زدن زبانها بوده است. تحمیل و تعمیم «تقدسات» شخصی به «تقدسات» اجتماع بستر دیکتاتوری و استبداد را مهیا می کند و پیگرد آن، دستگاه های عریض و طویل تفتیش عقاید و سرکوب بعنوان شکل عریان سیاست تجلی یافته و از حنجره "تقدسات" احکام سانسور، شکنجه، اعدام  صادر می شوند.

اینروزها بیش از هر زمان دیگر باید بر ضرورت وفاداری به آزادی‌های بی قید و شرط گفتار و نوشتار سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی تاکید کرد. ما هنوز بخاطر داریم که؛ شاه رساله خمینی را ممنوع کرد و اجازه نداد تا مردم  بخوانند و بدانند که روح الله خمینی بعنوان یک شهروند ایرانی، نیاز به مراقبت های پزشکی دارد،  وگرنه نمی‌نوشت که:

مساله 2401 اگر دراثر حادثه ایی با عمه یا خاله خود زنا کند ، مثلاً شب دراطاقی در طبقه بالا خوابیده ودرست زیرهمان اطاق در طبقه پایین عمه یا خاله اش خوابیده وزلزله اتفاق افتاد که براثرآن زلزله حائل بین دو طبقه از بین رفت واو ازبالا زوی عمه وخاله اش فرود آمد واتفاقی « ذکرش» بر« فرج » او دخول کرده ؟لازم نیست خودداری کند و میتواند کارش را تمام کند وبعد هم با دختر او مزاوجت نماید .

مساله 2405 اگربا پسری لواط کند ، حتی اگرلواط دهنده نابالغ باشد ،مادر او خواهر ودختراین پسر براوحرام است ولی اگرگمان کند که دخول نشده ویا شک کند که دخول شده یا نه ، خواهر ومادر ودخترلواط دهنده براوحرام نمی شود.؟!

 سر سخن من با همه کسانی است که ازمحدویت گفتار و نوشتار سخن می‌گویند

بایستی از گذشته آموخت وگرنه با نیت خیر پا جای پای آزادی کشان دیروز (رژیم ستم شاهی) و امروز (رژیم ستم دینی) گذاشته خواهد شد. هیچ کس مجاز نیست مردم را از حق آشنائی با نظرات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی محروم سازد.

شاه رساله خمینی را ممنوع کرد و ملت ناآشنا با افکار پیشاقرون وسطائی او، در دام پان اسلامیسم و شعارهای پوپولیستی گرفتار شدند؛ لطفن رساله های قومپرستان فاشیست را ممنوع نکنید!

بگذارید سخن بگویند و ملت ایران با ماهیت انسان ستیزانه و مردمفروشانه آن‌ها آشنا شوند.

صورت مسأله ما در ایرانگلوبال، کشور ایران، سرنوشت مطلوب و شایسته برای انسان ایرانی و کوشش برای نهاینه کردن آزادی و دمکراسی است!

نگرش دمکراتیک و انسان مدارانه در ارتباط با آزادی و دمکراسی از عزیمتگاههای حقیرانه و ارتجاعی شاه، شیخ، دین، قوم و نژاد ناممکن است. نگاه انساتی و مردمی ضرورتا با منافع ملی، محوریت انسان و دفاع بی قید و شرط از آزادی و دمکراسی عجین می گردد. واقعیت این است که در ایران ما، بدون تثبیت قوانین حقوق بشر و نهادینه سازی آزادی، دمکراسی و لایروبی بقایای جوامع ماقبل سرمایه داری (در حوزه فرهنگ و سیاست)، چشم اندازی برای آزادی و دمکراسی فزاینده وجود ندارد. در این راه دشوار، آزادی از نان شب واجب تر است!

 

بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شاه رساله خمینی را ممنوع کرد و ملت ناآشنا با افکار پیشاقرون وسطائی او، در دام پان اسلامیسم و شعارهای پوپولیستی گرفتار شدند.."
حالا نه که مردم از بقیه آیت الله هایی که رساله هایشان ممنوع نبود روی گردانده بودند!
اصلا فرق رساله خمینی با بقیه ملاها در چه چیز مهم و تعیین کننده ای است که این دلیل بچه گانه را هی تکرار میکنند؟
آیا مردم با خواندن رساله های دینی از سیاست سر درآورده و روشنگری صورت میگیرد؟ با این حساب باید حساب دین شیعه بکل رسیده باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار عزیز همه تلا ش ما برای زندگی بهتر آسایش و رفاه است. نباید سفید یا سیاه به اوضا ع واحوال نگریست آزادی همانند رنگین کمان است طیفی از رنگهای متفاوت عقاید متفاوت.اما با دانش امروزه خود نمیتوانیم در مورد گذ شته بطور قا طع سخن گفت. بسیار ساده است در مورد نتیجه مسا بقه روز یکشنبه روز دوشنبه سخن گفت بسیاررانی بعلت مشکلا ت روحی و روانی سر خوردگی های و صد ها یا هزاران دلیل دیگر که از دوران کودکی با خود حمل میکنند.قلم فر سائی ها میکنند همه ما دوران کودکی خوبی نداشتیم حتی نوجوانی و جوانی ... خلاصه تا وقتی که این برزخ را ترک کنیم روز خوش کم داشته ایم.نه شما بلکه در کل ایران وحتی همسایگان ما هم دررنج این استبداد عمر خود را بسر میکنند.به ما هم که در پایتخت رشد و نمو میکردیم همان داستان ها بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
الیار عزیز انگار باز نوشتن نامم را فراموش کردم!با معذرت فراوان ،تارا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اءلیار عزیز با تشکر از شما،مقاله بسیار زیبایتان را قبلا خوانده بودم وجا دارد همینجا شخصا از شما تشکر کنم.مسلما همه ما خاطرات زیادی ازشوق و شور رسیدن به سن مدرسه و سپس وحشت ناشی از مواجهه با محیطی غریبه و وحشت انگیز (برای کودک 6 ساله)داریم.حرف های شما در رابطه بالروم همبستگی نیروهای رفع تبعیض و مبارزه مشترک بقدری منطقی است که هیچ کسی نمی تواند منکر ان باشد .وگفته هایتان را در مورد اینکه نیروهای خواهان رفع تبعیض فرهنگی و سیاسی و مذهبی نیز بیشتر از نیروهای مخالف هستند قبول دارم،ولی مساله اینجاست که این نیروهای مخالف تبعیض متاسفانه وجود تبعیض های موجود در مورد ملیتهای غیر فارس و حتی موجودیت ملیتهای دیگر و خواسته های انان را انکار می کنند.انچه که بسیار تاسف بر انگیز است موضع گیری های طبقه روشنفکر ملیت حاکم فارس است. مگر نه اینکه روشنفکران هر جامعه ای همواره باید یک قدم جلوتر از توده مردم باشند
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای tara-ی گرامی،«چون کودکم "فارسی" فراموشم میشود» لینک
http://www.iranglobal.info/node/14869
نوشته شده :به مناسبت روز جهانی زبان مادری:
به راستی «دانستن و درک و احساس» زبانهای گوناگون خودش دنیایی ست. من با چندین زبان تا حدودی آشنایی دارم و برایم خیلی زیباست که هر کدام از آنها جهان واشیاء و پدیده ها را مثل آینه های مختلف به شیوه خاص خود-با زیبایی ویژه خود-منعکس میکنند.
احساس میکنم همه زبانها زیبا هستند و بینهایت لذت بخش. آنها به من یاد دادند که اشیاء و پدیده ها و روابط چشم انذارهای بسیار گوناگونی دارند. هر زبانی از چشم انداز ویژه ای به جهان مینگرد؛ و به روح انسان ابعاد دیگری میدهد. لذتی که شخصاً از این زاویه احساس میکنم عیرقابل وصف است.من خیلی به زحمت توانستم زبان فارسی را تا حدودی بیاموزم. تا کلاس سوم ابتدایی همیشه هفته ای جند بار به خاطر نفهمیدن این زبان کتک میخوردم.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
tara-ی عزیز، نظر شما را خواندم. کلیت نظرتان درست است. واقعاً عدم تحصیل به زبان مادری روح و استعداد کودک را ویران میکند. اثرات بسیار بدی و چه بسا جبران ناپذیر دارد. اعمال این محرومیت خود یک جنایت است. چرا که روح و استعداد کودک را میکشد. آنرا تجربه کرده ام . و در این مقاله بخشی از این عذاب را توضیح داده ام که بیش از 5 هزار بیننده داشته:«چون کودکم "فارسی" فراموشم میشود» لینک http://www.iranglobal.info/node/14869 این هم مقاله ایست درباره "مادر و فرزند یاغی اش " نوشته سهیلا وحدتی تحت عنوان « آواز مادر سوگوار گل محمد » یاغی خراسان. و گویا قهرمان رمان کلیدر. لینک: http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=59357 او مینویسد:« داستان همیشه اینگونه است: مادر به فرزندش می گوید "... نکن!" و او را از مخالفت سیاسی و جنگ با دولت برحذر می دارد. مادر می داند که مصیبت در انتظار فرزندش است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
الیار عزیز من هم کاملا با حرف شما موافقم ارزوی برابری حقوقی و دمکراسی و وارامش در جامعه هستم بیشتر از هر چیزی به این دلیل که مادر دو فرزند هستم و بهترین شرایط را برای انها ارزو می کنم .شما هم می دانید که بر خلاف هیاهویی که شووینستهای حاکم راه انداخته اندتورکها با وجود تحمل انواع تحقیر ها ظلم ها هرگز دنبال پان و نژاد پرستی نبوده اند و حتما حق می دهید اینهمه بی اعتنایی به حقوق اولیه انسانها و تحقیر و توهین مداوم رادیکالیسم را بدنبال خواهد داشت .مگر ما چه می خواهیم ؟ زبان مادی مان ،نه بخاطر زبان پرستی و پانیسم و ... اینکه زبان اجداد و نیاکان ما چه بوده اهمیتی ندارد انچه مهم است زبانی است که کودک برای اولین بار توسط ان با محیط اطراف و جهان خارج ارتباط بر قرار کرده و مفاهیم بوسیله ان در ذهنش ساخته می شود ،متاسفانه دوستان فارس زبان قادر به درک این نکته نیستند که وقتی ما می گوییم اموزش به زبان
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
tara -ی عزیز، سخن شما درست است باید تبعیض را چاره کرد. راه آن هم ایجاد برابری حقوقی در همه عرصه هاست. اما توجه کنید که « ناسیونالیسم و پان گرایی» ربطی به « مبارزه ی حق طلبانه» ندارد. آنها را لازم است کنار گذاشت. چیزهایی هستند که مانع مبارزه مشترک اند. شعار استقلال هم غیر عملی ست. این چیزها تنها در یک حکومت دموکراتیک با قدرت غیر متمرکز-مثلاً فدرالی- در صورت لزوم میتواند با خواست عمومی مردم عملی شود. شعار استقلال اکنون مانع اتحاد و مبارزه و همبستگی عمومی ست.و انحرافی.بدون اتحاد عملی هیچ نیرویی در ایران به «حق و حقوق خود»نمی رسد. به قول غلامحسین ساعدی نویسنده بزرک : با وجود دیکتاتوری نمیشود گفت چه کسی چه حق و حقوقی دارد. تنها این در فضا و جامعه ی دموکراتیک است که میتوان برای احقاق حقوق خود تلاش کرد.نقل به مضمون. مشکل نخست دیکتاتوری ست. با رفع آن راه برای مبارزه و رسیدن به خواسته ها باز میشود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی گرامی،1- مردمان ایران- نه گروهها- مشکل تبعیض و دیکتا توری و عدالت اجتماعی دارند. لازم است همه گرد این سه خواست و راههای رفع آنها متحد شوند. نمی توان با « بدی پان و ناسیونالیسم» حقوق ضایع شده را ندیده گرفت. حقوق را لازم است از آنها تفکیک کرد. راه چاره ی تبعیض : برابری حقوقی؛ دیکتاتوری : دموکراسی :با قدرت غیر متمرکز؛ عدالت اجتماعی : تأمین امکان حد اقل رفاه و بهداشت و مسکن برای همه در همه شرایط زندگی. و ایجاد روابط مناسب و عادلانه و برابری نسبی بین کار و سرمایه. حذف استثمار در شرایط ایران عملی نیست.2- چطور جلو آپی های گوناگون یک نفر را بگیریم؟3- کامنتهای نقدنامه کم اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تبریزی عزیز هم من و هم شما و دیگرانی که که اینجا مینویسند درک می کنیم که که اینجا فضایی مجازی است و ما هیچکدام نماینده مردم نیستیم و تنها اینجا نظراتمان را مینویسیم و مطمینم که خوانندگان نظرات مان بسیار محدود و انگشت شمار است و متاسفانه ایران گلوبال که به نظر من سایتی بسیار ارزشمند است حداقل اینجا در داخل ایران زیاد شناخته شده نیست و این را می توان از تعداد لایک هایی که د facebook خورده فهمی.بنابراین نیازیبه بقول شما نیرو کشی و دوپینگ و این حرفهانیست من متاسفانه یا خوشبختانه مانند شما شانس مهاجرت و زندگی دراروپا را ندارم و لی علیرغم فیلتر بودن اینترنت با هزار مشقت و استفاده از انواع فیلتر شکن وی پی ان و غیره تقریبا تمام مقاله های ایران گلوبال را می خوانم ولی به همان دلایل که ذکر کردم زیاد کامنت نمی نویسم چون ضمن اینکه اعتقاد دارم کامنتهای ما دردی را دوا نمی کند بعلت قطع و وصل شدن د
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، آ.ائلیار، شما در یادداشت شماره 28871 یادداشت ها (کامنت ها) را در پنج گروه بخشبندی کرده اید: ۱- نفرت نامه ۲- تبلیغ نامه ۳- دودوزه نامه ۴- نقدنامه ۵- بیهوده نامه، دوست گرامی، با اندوه فراوان باید گفت که هم اکنون بیش از نود در صد یادداشت هائی که به تارنمای ایران گلوبال فرستاده می شوند در گروه پنجم جای دارند! و بیش از نود در صد یادداشت ها آن چنان که شما می گوئید بیهوده نامه یا هرزنامه هستند! دوست گرامی، آ.ائلیار، شما اگر در سرتاسر شبکه اینترنت بگردید حتی یک تارنمای سیاسی را نمی توانید پیدا کنید که مانند ایران گلوبال هرزنامه نویسان بارانی از هرزنامه را به آن ببارانند! دوست گرامی، آ.ائلیار، از سوی دیگر شما اگر آمار این هرزنامه ها را درآورید خواهید دید که همه این هرزنامه ها را ناسیونالیست ها و پیروان پان های رنگارنگ نوشته اند! چرا این چنین است و چرا پیروان پان های رنگارنگ جز هرزنامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکراز شما آ.ائلیار عزیز ومخصوصآ آقای اقبالی همچون رنگین کمان برآسمان کامنت ایران گلوبال تابید ید.برای آغاز سخن بطور مثا ل: شخصی است قاتل و آز طرف دادگاه قاتل شناخته شده خودش هم در مدیا اعتراف کرده که کشته و در صورت امکان خواهد کشت بازهم ! حال اگر من او را قاتل بنامم توهین کرده ام؟ آیا سلب آزادی کرده ام ! آیا با قا نونی کردن احزا ب نا زیست و نئونا زیست جو بهتری برای دمکراسی غرب که دارای فرهنگ جودو کریستین است و بوجود آو رنده کشتار یهودیان در آلمان است وسکوت کلیسای خود بیا نگراین حقیقت تلخ است آیا درلا بلای صفحا ت تاریخ چه آز طرف کلیسا ی انگلیس وچه روم حتی تا ریخ سا زا ن جدید نشا نی از این اعترا ض دیده ا ید؟ آیا این دمکراسی همانند دمکراسی کره شمالی است,دمکراسی قدافی است,دمکراسی جمهوریی اسلامی است که در سازمان ملل ودر پروپاگندای برون مرزی دارد ,یا دمکراسی سو ئیس و اسکاندیناویی است؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نمیدانم چرا اين کامنت من درج نشده چون توهينی به شخصی و يا ملتی نشده و من باز ميفرستم . آقا سعيد مثلی است که ميگويند قابلامه به قابلامه ميگويد ته ات سياه است يعنی نوادگان ساسانيان و هاخو ها« هخامنشی» هابه ماترکها ايراد ميگيرند که اجداد شما جنايت کار بوده خوب پادشاه ساسانی شما انوشيروان عادل وقتی حبش را تسخير ميکند فرمان ميدهد که تمامی دختران و زنان را بکشند تا ديگر فرزندی از اينها بدنيا نيايد « نسل کشی اشکار». و شما به انوشيروان لقب عادل داده ايد مثل همانند اسم گچل را ميگذارند زلف علی و اسم کور را ميگذارند نور علی .و يا هجوم وحشيانه هاخو ها « هخا ها که هخامنشی ناميده ميشود» که در اصل همان سلاو ها هستند که وقتی وارد منطقه شدند تمامی تمدن و انکشاف آن روز که توسط سومر ها بدست آمده بود از بين بردند مراجعه شود به کتاب تمدن ايران باستان نوشته ايرج اسکندری.و در ضمن از قتل عام ملت آذربايجان
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما با « موجودیت دیدگاههای متفاوت »، با « حضورعقیده طرفداران حکومت» در سایت هیچ مشکلی نداریم. از آنها جهت بحث استقبال هم میکنیم. این را سایت همیشه نشان داده است. این که کسی «چه دارد یا ندارد» مشکل خودش ا ست . نه مشکل سایت. مشکل سایت در «چگونگی کامنت نویسی»ست. یعنی « حضور لمپنیسم در کامنت نویسی»ست. کامنتهای لمپنی کارش سیاه نمایی ست. پيام و متن شخص را غير واقعي نقل کرده و هر چه خود دوست دارد به او نسبت میدهد . و از سوی دیگر به رد آنها پرداخته های و هوی راه میاندازد. یکی را که نژاد پرست نیست ، راسیست مینامد. تجزیه طلب نیست تجزیه طلب میکند ، پان گرا نیست پا ن ایست مینامد. و ... دست به توهین و اتهام و دروغ پراکني و نيرنگ و جعل، بجای بيان واقعيت‌ها میزند. جو سالم دیالوگ را آشفته کرده «امکان تبادل افکار» را از خوانندگان سلب میکند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای پوپک خرمدین....شما به عنوان یک انسان حق دارید در باره خود و عقیده خودتان بنویسید. شما هیچ وقت نماینده برگزیده بیش از 30 میلیون ترک در ایران نبوده و نیستید. ملت ترک ایران به مناقع ملی خودشان خیلی آگاه هستند و به قیمی مثل شما ها احتیاج ندارند. فعلآ شما به کوروش کویرتان و شاهنشاه فقیدتان خوش باشید..آینده نزدیک تمام این مسائل را حل خواهد کرد...به امید هر چه زودتر ن روز....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از پا پک خرم دین آذری ایرانی:
عجب حکایتی شد این آزادی حقیقتا استدلا ل و دانش ترکان را بخوانید و ببینید در مقا بل ما آذربایجانیان را ! نتا یج حکومت سی چهار ساله خمینی به همه ما ثا بت کرد که ما ایرانی هستیم و عرب نیستیم حتی محمد رضا شاه فقید با بر گزاری جشن های دوهزار پانصد ساله به دنیا ی آن زمان فهماند که ایرانیان عرب یا ترک نیستند که دولت ایران حق و حش کلان به مستشاران پرداخت کنند. در ثانی ما ذوباله دان تاریخ نداریم که از داخل آن هر چه بخواهند در بیاورنند . همه چی یافت و باز یافت است در این کره خا کی چیزیی از بین نمی رود .لغت ترکتازی بد نیست ترک و تازی وجه مشترک اساسی و بنیادی دارنند با هم . ترک تازی یعنی ترک عرب شده است که برا بر است با بمب اتمی و قد رت تخریب آن را در منطقه میبینیم .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي ائليار نسبت دادن كامنتها به عوامل رژيم شانه خالي كردن از پاسخگويي و قبول وجود ديدگاههاي متفاوت و مخالف است.حتي اگر به فرض عوامل رژيم هم باشند در اصل موضوع فرقي نمي كند چون چنين افراد با اين ديدگاه ها را به وفور در دنيايي اطراف خود مي بينيم اعم از مجالس و محافل و اجتماعات مختلف ورزشي فرهنگي...من ترك در جامعه ايران از بابت توهين و تحقير و تبعيض به كف اعتبار و حيثيت رسيدم و درست در وضعيتي هستيم كه ماركس به كارگران گفت كه شما چيزي براي باختن نداريد،اين جامعه پارس است كه از آزادي بيان چه منطقي چه توهين آميز و چه با آدادب و اصول وحشت دارد
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی عزیز، تجربه چند ساله اخیر کامنتها چنین است: 1- حکومت با 3 شیوه توسط عوامل خود وارد کامنت نویسی میشود. و هدف اش ایجاد تفرقه-دشمنی-ترس-درگیری-خرابی تلاش و شخصیت آزادیخواهان ا ست. مسئله براساس امکانات فنی سایت و فنون قلمفرسایی برای ما مسجل است. این شیوه ها عبارتند از:الف- نفی همه چیز دیگری. « نفرت نامه» ب- تأیید همه چیز دیگری. «تبلیغ نامه» ج- هم نفی و هم تأیید. یعنی بازی با دو روش اول. « دو دوزه نامه» اینجا هدف آموختن و آموزاندن و یا روشنگری نیست. هدف همان است که اول ذکر شد.2- جریانها توسط طرفداران خود وارد کامنت نویسی میشوند ازجند طرف. هدف «تبلیغ» جریان خود است. « تبلیغ نامه» 3- و خیلی کم افرادی هستند که واقعاً بدون تبلیغ وارد میشوند و تنها «فکر» خود را در میان میگذارند. جهت روشنگری و آموختن و آموزاندن. یعنی تبادل افکار. «دیالوگی» ها. نقد نامه.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وقتی "کمنتاری" نوشته می شود و در آن شخصی را "ریزه خوار سفره..." خطاب می‎کنند، وقتی از اصطلاحاتی مانند "ترکتازی" استفاده می‎کنند که اگر در 1000 سال پیش می‎توانسته است کاربرد صحیحی داشته باشد (و جالب است کسانی که از این اصطلاحات استفاده می‎کنند، به کتابهای تاریخ و ادبیات هم استناد می‎کنند بدون اینکه در نظر کیرند که گذشته امروز نیست) و امروز باید آن اصطلاحات را به زباله‎دان فرستاد چون کاری به جز ایجاد نفرت از "قوم" خاصی نمی‎کند و جز تخم نفرت از آن "قوم" را در مغز و اندیشه فرزندانمان نمی‎کارد، زمانی که "کمنتار"نویسی فارسها را دو رو و ترسو می‎خواند، زمانی که یک نفر دیگر خامنه‎ای را جنایتکار می‎داند نه به این دلیل که جنایتکار است بلکه به این دلیل که "ترک تبار" است و زمانی که "کامنتار"نویسی، ترکان و عربان را بی فرهنگ و وحشی می‎نامد و زمانیکه به جای گفتگو در مورد مسائل و مشکلات واقعیمان به فحاشی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
يوسف آذربايجان؛صفحات کتاب تاریخ پر است از ظلم و جنایت وهرگونه دشمنی با انسانیت و آنچه شریف و زیباست که علیه بشریت اتفاق افتاده باشد باز تاب ابعاد آن نه در ادبیات ایران که در کشورهایی با ادبیات غنی امری بدیهی است.حافظه تاریخی مردم یک کشور تنها در بازگویی آن نمود پیدا نمی کند. بلکه رمان نویسی و شعر دیگرعرصه های باز تاب دهنده عواطف و احساسات یک ملت است. بازتاب گسترده‌ جنایات نازیسم(هیتلر) که اروپا را در کام مرگ و خون کشاند در ادبیات آلمانی،در قالب نمایشنامه‌ و شعر برتولت برشت خودش را نشان میدهد.برای بازگویی کشتار و بردگی ایرانیان و زندگی و وجدان بشری که بی رحمانه به نابودی توسط سپاهیان ترک و مغول و عرب گرایید،انتظار چگونه باز تابی را میتوان داشت؟ برای نمونه نظامی گنجوی که خود زاده آذربایجان است ،بازگویی روانشناختی احساسات یک ملت را نسبت به ظلمی که از جانب متجاوزین میشود را در...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی من به عمد کامنت قبلی را نوشتم ببينم نظر موافقين نظر آقا سعيد چطوری برخورد ميکنند حتما نظر هم شهری ات را خواننده ای« باز هم جنون در برابر اندیشه! يوسف آذربايجان؛ریزه خوار سفره......» و « ضرب المثل ترکتازی ریشه درعواطف و احساسات مردم ایران نسبت به ستمگری و توسعه طلبی و غارتگری چنگيز خان و ترکان در ایران دارد و بیانگر غصب کردن و بعد ادعای مالکیت داشتن است .» و امثالهم خوب آقای اقبالی کجا تشريف داشتی وقتی فارس زبان همشهری اين کثافتها را در باره ملت ترک نثار ميکرد . در بين ترکها نيز مشهور است وقتی کسی قرتی باشد و با ناز وعشوه صحبت کند ميگويند « اغول بالا فارسلار کمی قرجانما » و يا به آدم ترسو و دو رو ميگويند عين فارسها حيله گر و ترسو است منتها ما ترکها اينها را روی کاغذ نمیآوريم .و دوست نداريم علارغم رايج بودن دامنه اش دهيم
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نقد نظر ویا نقد افراد؟
ایرانگلوبال امکانی برای طرح و نقد نظرات است ولی شوربختانه مباحت توسط عده ای از عزیمتگاه قومپرستانه بسمت برخوردهای شخصی، راسیستی و ... منحرف می شوند. کسانی که در گفته هایشان تردید و تزلزل دارند؛ به سرکوب، تهمت، تحریف، فضاسازی و ترور شخصیتی رو می آورند و این فضای بحث را آلوده می کند.
معمولن افرادی که به افشای قومپرستی می پردازند، قربانیان چنین برخوردهائی هستند. در نگاهی اجمالی به کمنتارهای مندرج در ایرانگلوبال در چند سال گذشته، می توان نقش، اسلوب و منش مخرب قبیله گرایانه در پلمیک های سیاسی را نشان داد.
مسئله من تنها آقایان سعید، کرمی، احمد شاملو، و ... نیست؛ بلکه نجات منش نقد آزاد و دمکراتیک سیاسی است. راه دور نمیروم و صدها "کمنتار" را ورق نمیزنم. نظر خوانندگان را به کمنتار فوق از فردی بنام یوسف آذربایجان جلب می کنم که مکررا برای ایرانگلوبال "کمنتار" می فرستد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قومی که اسطوره و سمبل ملی ندارد قومی که تاريخ واقعی ندارد و از شاعر مذدور دربار ترکها «فرودسی» برای خود تاريخ درست ميکند فرزندش آقا سعيد ميشود دلاوری و رشادت ترکها را در مقابل چشم تاريخ روشن است و ترسو بودن دو روی بودن قوم فارس نيز زبان زد همه است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای سعید شما که ماشاالله کار و باری ندارید و 24 ساعته در حال کامنت نویسی برای رد و افشای قوم پرستی هستید و دم از دمکراسی و ازادی میزنیدولی متاسفانه قوم پرستی و کینه قومی خود را نمی توانید پنهان کنید و چهره واقعی خودتان را با کلمات و حرفهای کینه توزانه نشان می دهید .اشکالی ندارد ما به این حرفهای متاسفانه توهین امیز شماو هم کیشانتان عادت کرده ایم .انگار سالیان درازلب جوی نشستن و می خوردن و در مذمت ترکتازی شعر و قصیده سرودن دلتان را خنک نکرده! و اما ترکان همچنان به ترکتازی خود ادامه می دهند.امروز ترکان دارای هفدهمین اقتصاد بزرگ دنیا هستند،دارای جایزه نوبل ادبیات اند و بازارهای کشور گل و بلبل و شاعرانه شمااز البسه ومبلمان گرفته تامصالح ساختمانی و صنعتی در تسخیر ترکهاست و هم زبانانتان برای اجناس ترک له له میزنند و سالها میلیونها دلار برای سفر به ترکیه و خرید اجناس ترک خرج می کنند.کاش در

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز آقای یوسف آزربایجان.... همان طور که نوشته های آقای سعید به خوبی نشان میدهد جامعه فارس جریانات و مشکل های اجتماعی را در زیر و بم شعرهای حافظ و در بطن شعر های شاعران قرن هشتم می گردد.. قرن بیست و یک قرن علم , اکتشافات و ارتباطات است.. جامعه فارس همچنان در محور شمع, گل و پروانه منجمد شده باقی مانده است.. جامعه ای که نمی تواند یک فیلسوف به بار آورد از آقایانی همچون ( سعید ها) نبایستی زیاد انتطار داشت.. سعید ها دست پروده های اندیشه ( فردوسی ) هستند که شکست ساسانیان در مقابل اعراب را بخاطر قرار گرفتن سیّارگان زحل و عطارد در خارج از خطّ طولی می داند...ایشان در نوشته هایش پادشاهان قاجار را انتقاد میکند که باعث توسیع شیعه گری در ایران شد. البته این انتقاد کاملآ حق است و کسی بی لیاقتی اکثر پادشاهان قاجار را کتمان نمی کند ولی ایشان فراموش می کنند که بنویسند که درست در آن

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی نمیدانم چند کلاس سواد دارید ولی‌ من خودم زیر دیپلم هستم همش حرف آزادی می‌زنید آیا این را هم درک می‌کنید که برای این آزادی جامعه باید آمادگی داشته باشند هنوز هم مردم ایران این آمادگی کامل را برای آزادی و دمکراسی ندارند با دروغ و فریب نمیشود که آزادی و دمکراسی به دست آورد در زمان مصدق ۷۰ در صد ایران بی‌سواد بودند در سال ۵۷ هم مردم داشتند رشد میکردند اگر کمی‌ صبر کرده بودید به آن آزادی هم میرسیدیم به مردم دروغ نگویید مردم آگاه هستند من متولد ۱۳۴۷ هستم در انقلاب ۱۰ سال داشتم به خوبی‌ آن زمان را به خاطر می‌آورم
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای داریوش رستمی؛
در اینکه بخش قابل توجهی از سیاست زده گان دنبال خمینی افتادند تردیدی نیست و باز هم شرایط استبدادی ماقبل انقلاب بهمن بستر این خطا و بخشا خیانت را فراهم کرده بود. من که ادعا کردم و می کنم که اگر در ایران آزادی می بود؛ اسلامگرایان شانسی برای کسب قدرت سیاسی نداشتند؛ همانطور که اگر اکنون فعالیت همه احزاب آزاد گردد؛ ملت ایران پهن گاو هم بار مدافعان حکومت اسلامی نخواهند کرد. فراموش نکنیم که نیروی قابل توجهی از همان ابتدا به حکومت اسلامی نه گفتند و من یکی از آنها هستم که حتی در تظاهرات های آستانه انقلاب، با شعارهای اسلامی مخالفت کردم.
در ضمن مردم هم اشتباه می کنند ، همانطور که در المان فریب هیتلر، در ایران خمینی، و ... را خوردند. پیشرفت بشریت مدیون شنای خلاف جریان (نقد و نفی کهنه و به پیشواز نو رفتن) پیشروان جامعه بوده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خدايي شما فردوسي و شعر است و اين در اساس با ما ترك ها كه قهرمانان مبارز و جسور سمبل تقدس هستند تفاوت بنيادي دارد و من به شخصه به عنوان يك ترك اصلاً شعر و شعر خواني را مايه مباهات و افتخار نمي دانم و تركتازي و چالاكي را بر شعر و خواني كه آب و نان نمي شود ترجيح مي دهم.افتخار من نه تنها وسعت حكومت سلاطين تركهاست بلكه مدت زمان دروه تاريخي اين حكومت ها است كه بي نظير است .كسي براي شعر و شعرخواني تره خورد نمي كند بلكه فقط بدرد محافل عيش و نوش و خنده مي خورد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وقتی‌ یک سری افراد سیاسی میگویند اگر شاه اجازه میداد مردم رساله خمینی را بخوانند انقلاب نمی شد یا مردم فریب این آخوند دجال را نمی خوردند باید به این افراد نادان که فکر میکنند مردم نادان هستند بفهمانم شما که سیاسی بودید و هر کتابی‌ را از هر سوراخی پیدا میکردید و می‌‌خواندید چرا دنبال این آخوند دجال راه افتادید ,,

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باز هم جنون در برابر اندیشه! يوسف آذربايجان؛ریزه خوار سفره ....، ضرب المثل ترکتازی ریشه درعواطف و احساسات مردم ایران نسبت به ستمگری و توسعه طلبی و غارتگری چنگيز خان و ترکان در ایران دارد و بیانگر غصب کردن و بعد ادعای مالکیت داشتن است که خوشختانه در ادب و شعر فارسی، بازتاب گسترده یافته است. حا فظ میگوید:فغان کین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب/چنان بردند صبر ازدل که ترکان، خون یغما راشبیخون زدن ترکی، در بیتی از اقبال لاهوری:بر عقل فلک پیما، ترکانه شبیخون به/یک ذرهء درد دل، از علم فلا طون به و یا نظامی میگوید:چند غبار ستم انگیختن/آب خود و خون کسان ریختن/روز قیامت ز من این ترکتاز/باز بپرسند و بپرسند باز/شرم زدم چون ننشینم خجل. ...............

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای سعيد در بحث سياسی کم آوردی حالا ........ ، ترکتازی یعنی چه؟ مخاطب تو ملت ترک آذربایجان است. اين لجن زار شونيزم عجب روی شما تاثير گذاشته که هيچ مرز اخلاقی برایتان باقی نماند و خاک پرستی آنقدر به رگ هايتان تزريق شده که چشم دين اين همه ظلم و ستم به ملل غير فارس را براحتی انکار ميکنيد و اسم اين را وطن پرستی ميناميد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی عزیز، برای درک ایده یکدیگر لازم است در مفهوم کلمات معنای «مشترکی» داشته باشیم. قومگرایی یعنی چه؟ اولاً این واژه از نظر جامعه شناسی صحیح نیست. چون در جامعه سرمایه داری وابسته ایران، نظام و روابط «اقتصادی-اجتماعی» سرمایه حاکم است-اجتماع فاقد قوم میباشد. قوم مربوط است به دوره و نظام ارب-رعیتی. بگذریم از این موضوع . ما قومگرایی نداریم. ملت گرایی داریم. همان ناسیونالیسم است. بله منهم موافقم با ناسیونالیسم فارسی و غیرفارسی نمیتوان عمارتی ساخت. هر دوی اینها با رفع تبعض همه جانبه - یعنی ایجاد «برابری حقوقی» در اقتصاد-سیاست-فرهنگ -جنسیت و مذهب و غیره رفع میشوند. من موافق رفع تبعیضم و ناسیونالیسم را ارتجاعی میدانم.از اهداف من یکی دفاع از رفع تبعیض-و نقد ناسیونالیسم موجود است.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار گرامی؛
من در یک نوشته مستقل در باره اهداف و سیاست ها خواهم نوشت و تلاش خواهم کرد تا نقش مخرب قومگرائی، اسلام محوری و نژادپرستی را در جنبش دمکراسی خواهی روشن کنم و نشان دهم که با مصالح کهنه و فرسوده، نمی توان آسمانخراش (جامعه سالم) بنا کرد.
زنده باشی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سوء استفاده کردن از فضای دموکراتیک و تُرکـتازی قلمی برای تکه پاره کردن ایران در جهت ایجاد«دولت ُترک در تبریز»،«دولت عرب در اهواز»و«دولت کُرد در سنندج» که عاجل‌ترین وظیفهٔ سیاسی جماعت نژاد پرست تجزیه طلب شده است،بی‌اعتنایی به بدیهی‌ترین پرنسیپ‌های ژورنالیستی است و با آزادی بیان و اندیشه نباید یکی گرفت . آیا احزاب چپ اروپا مثل احزاب«چپ»ایرانی فرو مانده در میراث تفکر استالین، با قرار دادن امکانات همصدا و وحدت نظر و عمل با عناصر تجزیه طلب امثال (گروه نژادی باسک )که هیچ گونه قرابت تاریخی -فرهنگی وزبانی با اسپانیها ندارند ،وظیفه عاجل انترناسیونالیستی شان را خُسران و مصیبت، برای مردمانشان قرار میدهند و در هیئت یک روشنفکر به بهانهٔ بافت چند قومی یا وجود اقلیت قومی ـ مذهبی درب ِ پارلمانهای اروپا و آمریکا را برای«بالکانیزه» کردن کشورشان وملت سازی های مصنوعی ازین دست از پاشنه بکَننَد...
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
يوسف آذربايجان گرامی، از من پرسیده اید که: "ميخواهی جامعه فارس زبان و روشنفکرش را از آزمايش دموکراسی و آزادی خواهی بگذرانی و نتيجه کار بعنوان آمار به اطلاع عموم برسانی ؟" در پاسخ به شما باید بگویم که نه! من چنین قصدی ندارم و جایی هم اعلام نکرده ام که می خواهم چنین کاری انجام دهم. من تلاش می کنم، همدوش با همه نیروهای آزادیخواه و دمکرات، به جامعه ای که دمکراسی در آن حاکم باشد، برسم. آرزوی من نهادینه شدن دمکراسی و احترام به شان انسانی در جامعه مان است. طبیعتا این راه پر پیچ و خم و پر از سنگ و کلوخ است. حق تحصیل به زبان مادری، حق همه انسانهاست که باید برای آن تلاش کرد و من در این راه با همه آنهایی که خواهان عملی شدن آن هستند، همراهم. اگر روشنفکران "فارس" آن را به رسمیت نمی شناسند، باید برای آنها روشنگری کرد تا لزوم آن و حق بودن آن را دریابند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اژدر من اين سوالم را قبلا نيز از اشخاص مختلف کرده ام و تا بحال نتيجه ای حاصل نشده منتها با شما نيز در ميان ميگذارم.
ميخواهی جامعه فارس زبان و روشنفکرش را از آزمايش دموکراسی و آزادی خواهی بگذرانی و نتيجه کار بعنوان آمار به اطلاع عموم برسانی ؟ خيلی راحت است طوماری بنويسيد با عنوان « حمايت از حق تحصيل بزبان مادری ». تا ببينيم از حداقل خواسته ملل غير فارس چند نفر روشنفکر شناخته شده فارس جرئت حمايت را دارند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آنهايی که در مباحث دموکراسی و آزادی شرکت کرده اند هنوز جواب سوال مرا نداده اند که با چه نيروی و چطوری اين معجزه دموکراسی و آزادی را ميخواهند در کشوری که ايران ناميده ميشود برقرار کنند ؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی عزیز، شاید این قسمت از مقاله ی من که در حقیقت از یک کتاب است تحت عنوان«ایران در آستانه انقلاب دموکراتیک» به برخی از پرسشها ی شما در مورد اقدامات مهم یا به قول شما اولویتها پاسخ دهد:لینک مقاله http://www.iranglobal.info/node/19428 از نظر من مبارزه و روشنگری مخصوصاً در این عرصه ها در اولویت قرار دارند: 1-دموکراسی خواهی2- جدایی دین از دولت 3-عدالت اجتماعی4-برابری حقوقی زنان و ملیتها در تمام عرصه ها. 5-تولید فرهنگ مدرن . این مبارزات درجامعه عملا یکپارجه در برابر حکومت قرار گرفته اند. دفاع و روشنگری در این زمینه ازاقدامات مهم است.با توجه به مسایل زیز:
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبال عزیز درود بر شما. بالاخره داریم به یک نقطه می رسیم! من کاملا با آنچه که امروز نوشتید موافقم. این همان چیزی است که من تلاش کردم بیان کنم و شما خیلی خوب آن را فرموله کردید. بیایید همینها را در سایت جاری کنیم. بیایید با این فرهنگ ناهنجار برخورد کنیم و "1- اصل، پیشگیری از بی حرمتی به نویسنده و از سوی دیگر، 2- آزادی نقد و انتقاد سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی را تضمین کنیم". بیایید توهین را هم باز تعریف کنیم. من کاملا موافقم. گفتگو بر سر ارزش ها و ضد ارزش های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را هم می توانیم ادامه دهیم و مطمئن هستم که به نتیجه مطلوب خواهیم رسید.* با اجازه از بهنام عزیز اینجا اضافه میکنم من ائلیار هم با این نظر موافقم. بهنام جان اذیت میکنم.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی عزیز، شما «پرسش قبلی » خود را با واژه ها و عبارات دیگر در سئوالات جدید تکرار کرده اید. به شکل هندوانه و خربزه- دو سنگر- الویتها ؛ و پاسخ من هم بر اساس M=I=K روشن است. جانم در آغاز مستدل آمده این گزاره ها که با هم میاورید متضادند0=M# I . بر شماست که نشان دهید چرا متضاد میاندیشید ، که ایده باطل میشود؟ ایده با همین تضاد خطاست. باقی پرسشها و مطالب هم باز بر اساس همین خطای اولیه تکرار میشود. شما سه راه دارید:
1- نشان دهید تضاد ندارید. که دارید2- تضاد دارید و بر خطا ایستاده اید.3- گزاره ی درست انتخاب میکنید. *
نوشته ام :اما در حل مشکل ما میتوانیم انتخاب کنیم از کدام گره ، اقدام ، صحیح است. از نظرمن نخست دیکتاتوری باید بشکند- توسط مبارزه ی جاری عمومی. باید تلاش کنیم فضا را دموکراتیک سازیم.و خودمان را. و تشکل ها را. *
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدر عزیز نوشتی:
"متاسفانه بحثها در مسیر اصلی جریان نیافت. موضوع اصلی ما در این بحثها، انتشار یا عدم انتشار کامنتهای توهین آمیز و مشخص کردن مرز توهین و تحقیر بود که به بحثی درباره "آزادی گفتار و نوشتار سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی" تبدیل شد.
بحث انتشار یا عدم انتشار کامنت های توهین آمیز را نمی توان مجزا از بستر سیاسی ایرانگلوبال و آشفته بازار "اپوزیسیون" خارج از کشور مورد بررسی قرار داد. مجموعه ای بهم پیوسته است که باید آنرا شناخت و برای آن چاره اندیشید.
شوربختانه عناصری که از فرهنگ سیاسی پائین برخوردار هستند؛ مباحثات نظری را به حوزه شخصی (فردی) تنزل می دهند. ما نباید اجازه دهیم فردی در مقام "قاضی" در مورد شخصیت افراد قضاوت کند و مبارزه نظری را به عرصه های شخصی بکشاند. این یکی از مشکلات جدی در سایت ایرانگلوبال است.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، اژدر بهنام، ایمیلی در این باره ها فرستاده شد. با سپاس تبریزی
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی عزیز، پرسیده: ایلیار عزیزپاسخ دهد که الویت نخست او ایران است یا آذربایجان؟ مگر نه این که همه مردمان این کشور سرنشینان یک کشتی هستند و همسرنوشت اند؟ » پاسخ این پرسش در نوشته های من بارها تکرار شده است. ولی اینجا مشخصاً جواب میدهم: و از آخر شروع میکنم: از دید من- نه از دید دیگر قلمزنان آذربایجانی- بله ما ساکنان یک کشتی هستیم. غرق شدن یا نجات آن از آن همه ی ماست. از اینرو هر حرکتی در این کشتی ، جزیی از حرکت کل کشتی ست. و هرحرکت کلی آن به همه ما مربوط است. اینجا حرکات جزئئ و کلی از هم تفکیک ناپذیراند. در "عمل" چنین است. بنابراین باید بگویم دو گزاره ی دوست من نسبت به هم متناقض اند و همدیگر را نفی میکنند.و فکری ست متضاد.و به این دلیل صحیح نیست. سئوال اولویت میگوید :« ایران آذربایجان نیست».در سئوال دوم میگوید:«ایران و آذربایجان یکی هستند»! علت این تناقض گسستن جزء از کل ست.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
3 نکته:1- در چند روز اخیر بحث‎های جالبی در کامنتهای زیر مقاله دوست گرامیم آقای اقبالی درگرفت که بسیار از آنها آموختم. متاسفانه بحثها در مسیر اصلی جریان نیافت. موضوع اصلی ما در این بحثها، انتشار یا عدم انتشار کامنتهای توهین آمیز و مشخص کردن مرز توهین و تحقیر بود که به بحثی درباره "آزادی گفتار و نوشتار سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی" تبدیل شد. موضوعی که در جمع گردانندگان ایران‎گلوبال اختلاف نظری در آن وجود ندارد. همه ما موافق و مدافع آزادی بیان نظر بوده‎ایم و هستیم. متاسفانه نظرات درباره کامنتهای توهین آمیز و تحقیرآمیز به روشنی بیان نشدند. البته من نظر خودم را کاملا مشخص و روشن بیان کردم. چکیده نظر من این است که: "توهین و تحقیر نباید در سایت ایران‎گلوبال جایی داشته باشد. آزادی بیان به معنی آزادی توهین نیست." اقبالی گرامی هم گاها بر این نظر تاکید کردند و گاها آن را به اشکال مختلف زیر سؤال بردند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سوال از آنهايی که فکر ميکنند در ايران دموکراسی و آزادی بر قرار خواهد شد. !!!‌ در کشوری که سنت دموکراسی وجود ندارد و در کشوری که تشکيلات دموکرات موجود نيست « در جامعه فارس زبان حتی وجود افراد دموکرات نيز قابل شمارش ميباشد در حد کمياب». خوب اين دموکراسی و آزادی حتما توسط امام غايب دوازدهم ناذل خواهد شد و سوال چطوری؟؟ چرا که برای هر حرکت اجتماعی و سياسی بايد زمينه مادی موجود باشد خيلی پوست کنده و واضح بگويم دموکراسی که توسط آقای اقبال اقبالی و ورجاوند و زعيم و محسن رضائی و فرخ نگهدار و حزب کمونيست کارگری - مجاهدين خلق - جبهه ملی وامثالم طرفداری ميشود مشخص است چه سرنوشت درد آوری برای ملل غير فارس در بر خواهد داشت .
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اشاره به جند مورد:
*یکی از خوانندگان نوشته است که اقبالی نظر مرا سانسور کرده است. این فرمایش ایشان نادرست است؛ چرا که من هرگز در کنترل کامنت ها دخالت نکرده و نمی کنم. تنها برای نخستین بار با اجازه همکاران خواستم که هیچ نظری در مورد سخن روز این هفته حدف نگردد. اگر در تائید کامنت ها تاخیر صورت گرفت، دلیلش اینست که از صبح تا دیرهنگام کار می کنم و موقعیت تائید فوری کامنت ها را نداشتم.
**من علیرغم این که بصراحت نوشتم که با سانسور مخالف هستم و پیام این مقاله نفی سانسور است، بار دیگر تاکید می کنم که براساس توافقاتمان: سایت "مخالف سیاست حذف نظرات سایر دگراندیشان حقیقی و حقوقی است و در این خصوص سانسور را کار نادرستی می داند!" و این نه تنها مورد تائید من می باشد بلکه خود متعلق به طیف نظری هستم که لااقل در تئوری همواره در سه دهه گذشته از آزادی های بی قید و شرط سیاسی دفاع کرده است.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی گرامی شما نوشته اید که: "این که کسی هم حساب کاربری تارنمای ایران گلوبال را داشته باشد و هم با ده ها نام و ده ها آیپی به ایران گلوبال یادداشت بفرستد و هم با نامی دیگر نوشته هایش را در چهره نوشتاری نوین با ایمیل به تارنمای ایران گلوبال بفرستد و نوشته های خودش با نامی دیگر در تارنمای ایران گلوبال گنجانده شوند" *** اگر در این مورد نمونه ای دارید (علاوه بر نمونه ای که در کامنتها وجود داشت و ما اعلام کردیم) لطفا همراه با دلایل و اسناد، توسط ایمیل برایمان بفرستید تا بررسی کنیم. با تشکر از شما.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بدبختی ایرانیانی که در جغرافیای نفرت زده ایران زندگی میکنند، این است، که دچار تبلیغات عده ای خاک پرست و زبان پرست به بهانه حفظ " تمامیت ارضی" که خاک پرستی را بالاتر از حقوق بشر و حقوق ملیتها بشمارمیآورند، شده اند. اینان خواست و حقوق اولیه ملیتهای ستم دیده ایران را چه در حرف و چه در عمل بکلی نفی میکنند. اینان زمین و آسمان را ریسمان میکنند، و تلاش میکنند، به زور هم که شده، بمردم بقبولانند، که جغرافیای نفرت زده ایران، نژاد واحد و زبان واحد دارد. در صورتیکه خودشان نیز میدانند که این ادعا از بیخ و بن از طرف خلقهای ایران رد شده است. و عجیب تر ازهمه، چنین بنظر میرسد که اینان حتا مایلند صد سال نیز رژیم اسلامی در ایران به قتل و جنایت ادامه دهد، اما جغرافیای نفرت زده ایران بقول خودشان به همین منوال بماند، تا اینان همچنان در باتلاق آرزوهای باستان گرائی


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تنها گفتن اینکه "سایت مخالف هرگونه نژادپرستی و راسیزم" است بی مایه، فطیر است! بارزترین مشخصه نژاد پرست تهی کردن مقوله «ملت»از مضمون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی آنست.و«چپ» در «جامعه سیاسی» ایران به جای درگیرشدن در مبارزه ی طبقاتی،با پشت سرسیاست هویت سازی قومی جریانات تجزیه طلب که خط کشیهای نژاد پرستانه پیش شرط اصلی‌ و بنیادین هویتشان است بنام«جنبش‌های ملی‌ »راه افتاده بیشترین تاثیررا در واگرایی قومی داشته است.نمونه ای برای درس آموزی«چپ» میآورم! Billström وزیر مهاجرت سوئد در سال 2012 در مورد پناهندگانی که اجازه اقامت نداشتند گفته بود (اینان) در پناه «هموطنان خود که بور و چشم آبی نیستند» قرار دارند. بدلیل اینکه جناب وزیر در این تعریف مهمترین سازمایه هاى در ساختار«هموطن» ملت برشمردند،سازمایه هاى نژاد ی (رنگ بور مو و چشم آبی) بود ،نظرش از طرف روزنامه بزرگ Aftonbladetنژادپرستی
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ.ائلیار چه میگوید؟
1- مسئله «استقلال» را در مقالات زیاد و گوناگون مورد بحث قرار داده ام. چکیده آنها را جهت آگاهی اینجا میاورم که زحمت مطالعه کنندکان کمتر شود: استقلال = اداره ی امور خود. و دو حالت دارد :الف-در داخل ایران. مثلاً از طریق واحد فدرال بودن. ب- در خارج از ایران بودن= از طریق جدا شدن. من جدا شدن را عملی و سودمند نمیدانم. راه درست را داشتن استقلال در واحد مثلاً فدرال میدانم. و در حقیقت در یک جمهوری فدرال: با خصلت سکولار-دموکراتیک. و تأمین عدالت اجتماعی. واحد فدرال اداره امور خود را از طریق پارلمان محلی و دولت محلی دموکراتیک و سکولار میتواند انجام دهد. دولت و پارلمان های واحد ها میتوانند پارلمان و دولت مرکزی را با هم تشکیل بدهند. استقلال واحد با اداره ی امور محل خود تأمین میشود. که شکلهای: واحد فدرا ل ، شهر خودمختار ، منطقۀ خود مختار، را میتوانند داشته باشند.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی باز هم از اظهار نظر شما تشکر می‎کنم. من هم مانند شما و اقبال عزیز موافق آن هستم که در آینده جامعه‎ای با حداکثر آزادی بیان نظرات سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی داشته باشیم و امروز هم آن را در سایت ایران‎گلوبال متجلی کنیم. من هم مانند شما به شدت مخالف انتشار ادبیات نفرت هستم که توهین و تحقیر هم شامل این ادبیات می‎دانم. متاسفانه اقبالی عزیزم نظر روشنی در این باره نداده‎اند و گاهی موافق آنند و گاهی مخالف آن! ما در سایت ایران‎گلوبال این مساله را از لحاظ تئورک برای خودمان حل کرده‎ایم و نوشته‎ایم: "سایت مخالف هزگونه نژادپرستی و راسیزم و اختلافات و جنگهای قومی-ملی است. مطالبی که مبلغ نژادپرستی و فاشیزم، ایجاد کینه و دشمنی در میان اقوام و ملیتها و مردمان ساکن ایران باشند، منتشر نخواهند شد ولی بحثهای نظری و تئوریک درباره این مقولات امکان انتشار در سایت را دارند." ولی متاسفانه در عمل، آن را
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، چکیده سخن آقای اقبال اقبالی این است که اگر همه اندیشه ها را همگان بدون سانسور ببینند و بشنوند و بخوانند و درباره آنها داوری کنند سخن خردمندانه را برمی گزینند و سخن دور از خرد را برنمی گزینند و نمونه هائی از سخنان چرند روح الله خمینی را آورده و گفته اند که اگر نوشته های روح الله خمینی در زمان رژیم پادشاهی سانسور نمی شدند و مردم با خواندن آنها درباره آنها داوری می کردند هرگز کار به انتحار اسلامی نمی کشید! دوستان گرامی گرداننده تارنمای ایران گلوبال، پرسش من از شما این است: اگر نوشته های یک نویسنده پس از آن که برای پوچ بودن و یاوه سرائی و تکراری بودن و ..... خواننده ای پیدا نکردند و چنین نویسنده ای با فرستادن صدها یادداشت با ده ها نام و ده ها آیپی خواست وانمود کند که "ما بیشمارانیم!" شما کردار چنین کسی را چه می نامید؟ آیا کار چنین نویسنده بی هوادار مانده ای که هرزنامه نویسی .....
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آتوسای گرامی، کامنت شما زیر مطلب آقای اقبالی ست. فرصت کنند کارش را انجام میدهند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مجلس بزرگان است؟ چرا كامنت من پخش نشد؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی عزیز، 1-پس میگویید مقالات جدایی خواهان را درج نکنیم.2- فقط مقالات تئوریک ، از بینش های سیاسی مختلف ، جهت آشنایی و نقد ، هر از گاه درج کنیم. حتی از جدایی خواهان . 3- مقالات «ایران سکولار دموکراتیک- جمهوری » پذیران را درج کنیم.4- مقالات سلطنت طلبان را درج نکنیم. - فقط گاهی نظر نئوریک شان را جهت آشنایی با بینش آنها- درج کنیم. 5- و دیگر بینش ها هم همینطور. آیا اینها منظور شماست؟ دیگر چه درج بشود یا نشود؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ر نکته آخر اینکه آ. ائلیار عزیز در زیر یکی از مطالب نوشته است که آرزوی استقلال آذربایجان را دارد. پیش شرط اولیه تحقق این آرزو، انشقاق میان آذربایجانیها و بقیه مردم ایران است. ولی از آنجایی که آرزو بر خلاف هدف تأثیر بیشتری بر ناخودآگاه انسان می گذارد، سوال من اینست: آیا آ. ائلیار می تواند این آرزو را از ناخودآگاه خودش پاک کند و به مسائل کاملا برون ذهنی objective نگاه کند؟ آیا او بطور ناخودآگاه هر آنچه را که در راستای این انشقاق باشد ترویج نخواهد کرد؟ آیا در این چارچوب او به ادبیات نفرت (که روند انشقاق را تسریع می کند) میدان نخواهد داد و در برابر منتقدان دست به توجیه آن نخواهد زد؟ و سؤال آخر اینکه اگر اختلاف و دشمنی شرط اول گرایش به جدایی و استقلال است، آیا آ. الیار می تواند بر خلاف ناخودآگاه دشمنی جو و جدایی خواهش قدمی در راه دوستی انسانها بردارد، یا اینکه خواسته و ناخواسته از ادبیاتی تمجید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با اجازه دوستان و بزرگان من خودم را باز هم قاطی بحث می کنم. آقای اقبالی نکته درستی را می گوید، که می شود بر اساس آن بحث را متمرکز کرد. ما باید در درون رسانه‌هایمان همان آزادی بیانی را بخواهیم که در فردای ایران، در درون جامعه خواهان آن هستیم. با این تعریف من بشدت طرفدار درج نظرات تجزیه طلبان هستم ( زیرا می خواهم در ایرانی زندگی کنم که آنها هم حق ابراز نظر را داشته باشند) و به همان شدت مدافع سانسور ادبیات نفرت هستم (زیرا می خواهم در ایرانی زندگی کنم که صدای نفرت پراکنان در آن خفه شود، از نفرت بر علیه همجنسگرایان گرفته تا زنان و پیروان ادیان و اقوام ایرانی و غیر ایرانی). بهنام عزیز به اروپائیان انتقاد می کند که چرا اجازه نمی دهند کسی هولوکاست را بزیر سؤال ببرد. دوست عزیز! من هم قبلا مثل شما فکر می کردم، تا اینکه یکبار یکی از سینه‌چاکان ولایت فقیه چشم درچشم مادر یکی از قربانیان اعدامهای سال 67

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
صورت مساله ایران است؟ کدام ایران؟ ایرانی‌ که تو مرزهای پاکستان و افغانستان و تا حدودی عراقش طرف صبح قتل انجام میده بعد از ظهرش آن طرف رفت که بره. گروگانگیری باجگیری ‌ها قاچاق مواد مخدر(البته بیشتر شبیه تبادل کالاست تا قاچاق)روزانه،و بر طبق ادعای خودتان برادران خونی و تاریخی‌ شما هستند.اگر به برادران افغان و پاکستانی‌ پارس شما توهینی بشود چون چارچوب شما مثلا ایران است واکنشی نشان نمی‌دهی؟
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کشور ما ایران همانند فرش زیبای رنگارنگی است و زیبایی آن هم به همین رنگهای فراوان زیبای آن است. اگر این رنگها را از آن بزداییم، ایرانی سیاه خواهیم داشت. انسانهایی که در این کشور زندگی می‎کنند، طبیعتا نظرات مشابهی ندارند. از راست راست تا چپ چپ، کسانی که تمامیت ارضی ایران را مقدس می‎دانند تا کسانی که تمامیت ارضی برایشان پشیزی ارزش ندارد، کسانی که خاک را محور قرار می‎دهند تا انسان محوران، از تمامیت‎گرا تا تجزیه طلب و استقلال طلب، انسانهای معتقد به ادیان گوناگون، انسانهایی با زبانها گوناگون و... ساکنان این سرزمینند. و ایران‎گلوبال سایتی است که می‎خواهد همه اینها را پوشش دهد. این آن ایده‎ای است که از تعریف ایران‎گلوبال از خود در صفحه "درباره ما"ی آن می‎توان فهمید. ما می‎توانیم خود را بازتعریف کنیم. خود را مشخص‎تر بیان کنیم، حشو و زواید را بزنیم و با استفاده از تجربه چند ساله پشت سر، طرحی نو

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از آقای اقبالی باید پرسید" آیا ایران ملک پدری شماست؟ که وکیل گونه از طرف دیگران صحبت میکنی؟ آقای عزیز! شاه هم میگفت که اگر من بروم ایران ایرانستان میشود. شما چرا بجای دیگران حکم صادر میکنی؟ از یک طرف شعار آزادی میدهی، از طرف دیگر حکم سانسور! آقای عزیز! حرفهای شما با هم نمی خوانند. در فرهنگ دموکراسی بحث و مبارزه افکار هست. فرهنگ دموکراسی فرهنگ بحث و گفتگوست! آن تجزیه طلب هم که داد سخن میدهد، ایرانی است و حرف دارد برای گفتن. آن هم مثل هر کس دیگر حقوق زبانی، مدنی، سیاسی، اجتماعی، منطقه ای، استانی، دارد. آیا تا بحال از خودت پرسیده ای چرا ملیتهای ایران در صدد جدائی و تشکیل اقلیم خود هستند؟ آیا تابحال از خودت پرسیدی چرا پان ایرانیستها به دیگر ملل ایرانی تحقیر وتوهین میکنند؟ آیا تابحال از خودت پرسیدی ، چرا زبان ملیتهای ایرانی از طریق دیکتاتورهای شیخ و شاه سرکوب و قدغن شده است؟ آیا این است
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار گرامی؛
ایجاد دیالوگ یک چارچوب دارد. چارچوب آن طبق مصوبه "در باره ما:
" سایت، مدافع یک جمهوری سکولار و دمکرات در ایران فرداست ". کسانی که به ایران فردا اعتقادی ندارند، راهشان را جدا کرده اند. صورت مسئله ایران است! نیروئی که برای "ساختن ایران فرداست" مخاطب سایت است! البته رقص باباکرم را هم در جریان سمفونی می پذیریم و بدرستی نوشتیم که:
"ایران گلوبال به معرفی مطالب و دیدگاههای ایرانیان حول مهمترین مسایل جنبش دمکراسی خواهی می پردازد!"
و بروال تا کنونی:
سایت "مخالف سیاست حذف نظرات سایر دگراندیشان حقیقی و حقوقی است و در این خصوص سانسور را کار نادرستی می داند!"
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی گرامی، 1- بالاخره من نفهمیدم مقالات به قول شما «قوم پرستان» را منتشر کنیم یا نه؟ اگر موافق هستید منتشر کنیم، که میکنیم. مشکل کجاست؟ اگر بگوییم به سایت های خودشان ارسال کنند یعنی که آقا منتشر نمیکنیم. فقط استثنایی منتشر میکنیم جهت بحث و نقد. آیا منظورتان همین است؟ 2- چطور امکان دیالوگ را بین همه ایجاد کنیم؟ چطورآنها را جهت اتحاد و همبستگی بهم نزدیک کنیم؟ با توجه به فرار از همی که دارند؟ 3- لطفاً نظرتان را عملی ، روشن کنید نه تئوریک. 4- چطور عمل کنیم؟ روش عمل خود را نشان دهید ممنون میشوم.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار گرامی؛
بهتر است نظر مرا آنطور که هست مورد نقد قرار دهید. من از آزادی اندیشه بطور بی قید و شرط دفاع می کنم. عزیز من کجا من از سانسور سخن گفته ام. بار دیگر سیاه روی سفید می نویسم که: "اما اگر حضور عده ای در راستای اهداف ذکر شده نبوده و قصد ایجاد تشنج، تفرقه و سمپاشی دارند، باید اصول و مبانی ایرانگلوبال و آدرس سایت های همفکرانشان را پیشاروی شان نهاد! ما باید بیش از گذشته به این امر صراحت دهیم و آنکس که جدائی طلب است مقالات و نظرات خود برای سایت های جدائی طلبان ارسال کند.
موضوع کار ما ایران و ساختن فردائی بهتر برای شهروندان این کشور است. مرکز ثقل گفتمان ما همگرائی ایرانیان و نه شقه شقه کردن مردم با بهانه دین، قوم و نژاد است. در جریان تدوین "هویت ما" بحث هائی صورت گرفت که پس از این تجربه طولانی می توان نسبت به عوارض عدم تدقیق مبانی سخن گفت"


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
http://news.gooya.com/politics/archives/2014/04/177803.php
جامعه شناسی رفتار سیاسی ما: دکترین انتخاب بین بدو بدتر٬ علی طایفی/......نظام اسلامی که خود محصول انتخاب بد و بدتر در سطح روابط بین مللی اروپای غربی و امریکا بود، توانست با همین حربه و سیاست عملی در داخل کشور به تثبیت موقعیت خود اهتمام ورزد. دولتهای غربی زمینه خروج شاه ایران و ورود خمینی برای فتح کشور و رهبری سیاسی یک انقلاب به رهبری یک آیت الله را فراهم ساختند، سناریویی که مبتنی بر این دوگانه "بد و بدتر" بود که انتخاب یک "عمامه بهتر از چپهای تندرو بود"......

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" جناب اقبالی از یک درک اشتباه به یک نتیجه گیری اشتباه میرسند """ ایشون میگویند کسانی‌ که موجودیت ایران را به رسمیت نمی‌‌شناسند، واقعیت این است که ایران موجودیت من ترک آزربایجانی را قبول ندارد، برایم تاریخ سازی می‌کند، فقط موجودیت فارس و زبان فارسی‌ را به رسمیت می‌‌شناسد، من برای کسی‌ تاریخ سازی نمیکنم، هر کسی‌ را آنطوری که است قبول دارم، من منکر وجود فارس در ایران نیستم، اول مشخص کنید کی‌ ، کی‌ را انکار می‌کند. کی‌ ، کی‌ را تحقیر می‌کند، باز هم میگم شما بدون حل تضاد ها، به جائی نخواهید رسید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی گرامی، نوشته اید :«... آنکس که جدائی طلب است مقالات و نظرات خود برای سایت های جدائی طلبان ارسال کند.»ما در ضوابط داریم:« بحثهای نظری و تئوریک درباره این مقولات امکان انتشار در سایت را دارند.---سایت مخالف سیاست حذف نظرات سایر دگراندیشان حقیقی و حقوقی است و در این خصوص سانسور را کار نادرستی می داند!» پس با این اصول چکار کنیم؟ اگر نظرات را منتشر نکنیم پس «آزادی بیحد و حصر بیان محترمانه عقاید» چه میشود؟ دموکراسی کجا میرود؟ آخه شما آن بالا که نوشتید آزادی مهمتر از غذاست ؛ پس آن را چکار کنیم؟ والله نمیدانم از یک طرف با سرعت فوتون شعار میدهیم و نان مقدس را هم کنار میزنیم -از سوی دیگر میخواهیم مقالات را سلاخی کنیم. من نمی فهمم موضوع واقعاً چیست؟ قبلاً گفته ام ایرانگلوبال سایت نیست. یک شبکه کوچک و کوچک و کوچک اجتماعی ست. همه چیز دارد. هم روشنگری و هم تاریک گری. هم تبلیغات. و هم بحث .
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تاکید بر هویت سیاسی سایت به استناد مصوبه شورای همکاران ایرانگلوبال:
"سایت، مدافع یک جمهوری سکولار و دمکرات در ایران فرداست". کسانی که موجودیت ایران را برسمیت نمی شناسند، ایرانگلوبال آدرس اشتباهی برای آنهاست. و اتفاقن همین عناصر عامل تنش ها در سایت هستند.
قاعدتا کسانی که خود را با اهداف سایت همسو می دانند یعنی "همگامی و اتحاد عمل کلیه نیروهای سکولار ایرانی برای حقوق بشر و دمکراسی در کشور را پی می گیرد." می توان به انها خوشآمد گفت!
اما اگر حضور عده ای در راستای اهداف ذکر شده نبوده و قصد ایجاد تشنج، تفرقه و سمپاشی دارند، باید اصول و مبانی ایرانگلوبال و آدرس سایت های همفکرانشان را پیشاروی شان نهاد!
ما باید بیش از گذشته به این امر صراحت دهیم و آنکس که جدائی طلب است مقالات و نظرات خود برای سایت های جدائی طلبان ارسال کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شهامت هم چیزی خوبی است. از آقای رازی باید پرسید، آیا میخواهید کم کم فردوسی را هم، با طفره رفتن از نوشته هایش به نابودی بکشید؟ چندی پیش آقائی به اسم تبریزی منکر قوم فارس در ایران شد، هفته پیش یک استاد دانشگاه فارس تبار در جمع دانشجویان در مشهد، هر چه که به ذهنش میرسید، نثار کوروش و قوم به اصطلاح آریا کرد، و حالا شما دارید، اشعار فردوسی را بدیگران نسبت میدهید. آقای رازی!! به جای انکار فردوسی اشعار راسیستی وی را به تنقید بکشید، و از مردمانیکه به آنان توهین شده است عذر خواهی بکنید. در چنین صورتی است که قدم کوچکی در جهت دوستی خلقهای جغرافبای ایران بر میدارید. و الا با شیوه انکار وضع را خرابتر میکنید. آن تاثیر منفی را که شخص فردوسی و مبلغین پان ایرانیست در ذهن مردمان غیر فارس گذاشته اند، قرنها طول میکشد که ازحافظه آنها پاک شود. شما بروید به سایتهای آذربایجان و ببینید چقدراز گفتار و افکار
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در بحث فردوسی نکته ای را یادآوری کنم: شاعر و نویسنده از زبان شخصیتها میتواند "همه چیز" بگوید. منفی و مثبت. یا آمیخته. یا فحش های آب نکشیده. یا حرفهای ضد انسانی و... نمی توان آن ها را الزاماً نظر خود هنرمند دانست. چرا که هرچه کاراکتر میگوید تنها فکر خود اوست و به نظر نویسنده ربطی ندارد. این از الفبای کار هنری ست. در متن اثر همیشه سخن هنرمند در جای مخصوص و جداگانه قرار دارد. همانطور که سخن قهرمانان. مثل «کنون رزم سهراب رانم نخست-ازان کین که او با پدر چون بجست» سخن فردوسی. همی گفت : "کاکنون پیاده‌ دوان- کجا پویم از ننگ تیره‌ روان" سخن قهرمان. و مانند اینها. درمورد شعرهای معروف به زن ستیزانه فردوسی که درآورده اند و اصالت آنها هم زیر سئوال است یک چیز نظرم را جلب کرد - آنها از زبان قهرمانان گفته شده و نمیتوان به پیشانی فردوسی مهر کرد:
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی با تشکر از تذکر بسیار بجای شما. کاملا درست است و من به این موضوع توجه نکرده‎ام که آیا این بیت از فردوسی است یا منتسب به او. من شاهنامه شناس نیستم و در تمام عمرم تنها یک بار شاهنامه را خوانده‎ام و واقعیت این است که یادم نمی‎اید که آیا در نسخه‎ای که من خوانده‎ام، این بیت وجود دارد یا نه. این بیت، از بس در اعتراضات و ایرادگیریهای این و آن آمده است که در ذهن من، بعنوان بیتی از فردوسی نقش بسته است. با خواندن تذکر بجای شما، جستجویی در اینترنت کردم و با نظرات متفاوت روبرو شدم. بسیاری از آنها بدون ذکر سند و مدرک، انتساب آن را به فردوسی رد یا قبول کرده‎اند. به چند نوشته، با ارائه سند و مدرک، برخوردم از جمله به مطلبی از دکتر ابوالفضل خطیبی که نوشته است: "به گیتی بجز پارسا زن مجوی / زن بدكنش خواری آرد به روی
زن و اژدها هر دو در خاك به / جهان پاك ازین هر دو ناپاك به

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بهنام گرامی، فرموده‌اید: «نقد توهین نمی‎کند، سازنده است. پیشداوری ندارد» نوشته‌ای که من هم زیرش را %100 امضا می کنم. ولی در مثالهایتان نمونه‌ای از فردوسی می‌آورید که درست 180 درجه با این حرفتان زاویه دارد. شما می‌نویسید: «فردوسی فرزند زمانه خویش بود. دورانی که مردسالاری در آن چیره بود. پدیده منحوسی که هنوز هم باقی است. فردوسی از زبان شخصیتی در شاهنامه می‎نویسد: "زن و اژدها هر دو در خاک به"» آیا می‌توانید جهت آگاهی خوانندگان بفرمایید این بیت را در کجا (کدام شاهنامه، کدام جلد، کدام داستان و بیت چندم) دیده‌اید؟ جهت اطلاع شما می‌نویسم که این بیت در هیچ، تأکید می‌کنم هیچ کدام از دستنوشته‌های 15گانه شاهنامه وجود ندارد. آیا آوردن چنین مثالی از طرف شما چیزی بجز "پیشداوری" است؟ اگرچه مسئله به موضوع اصلی ربطی ندارد، ولی از آنجایی که خود شما مطرحش کردید، من هم ناچار از تذکر شدم. امیدوارم این
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی عزیز و گرامی درود بر شما. از اینکه به بحث اصلی پرداخته‎اید ممنونم. من با شما کاملا موافقم که "امر احترام به ملل نمی تواند ضربه گیر انتقاد به گذشته و راه جوئی برای کشف افق های نوین گردد.جامعه ما فاقد سنت های مبارزه علنی و دمکراتیک است و بایستی بستر انتقاد و شکستن تابوها را در فضای عاری از هراس و با ابزار آزادی های بی قید و شرط سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی فراهم کنیم."
از نظر من همه چیز قابل نقد است و در این مورد تابویی ندارم. از نظر من می‎توان خدا، دین، پیغمبر، قران، تجزیه‎طلبی، هویت‎جویی، تمامیت ارضی، فردوسی، ده ده قوقود، حافظ، مارکس، انگلس، کانت، فره ایزدی، بزقورد و همه و همه را به نقد کشید، آن هم نقدی بیرحمانه. ولی بین نقد و انتقاد و آنچه که نقد بیرحمانه می‎خوانم با توهین و تحقیر تفاوت قائلم. نقد توهین نمی‎کند، سازنده است. پیشداوری ندارد. موشکافانه بررسی می‎کند و به نتیجه می‎رسد.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود به اژدر گرامی؛

اژدرجان پرسشی را در برابر من گذاشتی مبنی بر اینکه کامنت زیر منتشر شود یا نه؟ نظر من شفاف است که بی احترامی به انسان (فرای تعلقات قومی، تباری، دینی) را محکوم می کنم و هیچگونه آدرسی از قوم، قبیله و نژاد پاک سرشت ویا بدسرشت ندارم. بازتاب هرگونه بی احترامی به یک ملت، نژاد و قوم در سایت را قبول ندارم. اما این بدان معنا نیست که نقد و انتقاد پراتیک تاریخ ملل و فرهنگ و سنن عقب مانده را نادیده گیریم.

امر احترام به ملل نمی تواند ضربه گیر انتقاد به گذشته و راه جوئی برای کشف افق های نوین گردد.جامعه ما فاقد سنت های مبارزه علنی و دمکراتیک است و بایستی بستر انتقاد و شکستن تابوها را در فضای عاری از هراس و با ابزار آزادی های بی قید و شرط سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی فراهم کنیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لغا ت زاینده اندیشه ها هستند اما فرق است میان لغت و مفهوم و تصویر و گفتنی در مورد آن هم بسیار گسترده و وسیع است اما وقت کم. با تشکر از مجریان عزیز گرامی شخصا از شما برای زحمات قدر دانی میکنم و این روش مد یریت تقدیروتحسین میکنم که در ساخت مد نیت دیجیتا لی سهم بسزایی دارید حتی اگر کوچک باشد در این روز و روزگارآواره گی بسیاراز ایران گلوبال آموخته ام ومیآموزیم .مدیای صوتی و تصویری ما با زحماتی که علاقمندان ایرانی وحتی ضد ایرانی برای آ ن میکشند. بطورمثل نگاهی به تصویری ها کنیم هما نندی ها ئی را خواهیم دید که هرکدام مخاطب خود را دارد کمتر دیده میشود که توهین به گوینده خوش سیما بکنند چیزی در قدیم گاه گاهی دیده میشد البته در صد نا چیز بود اطلا عا تی ها و آنان که ضد اطلا عا ت بخش میکنند هم مشخص است حتی آنان هم سعی میکنند که رعا یت کنند.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هیچ کامنتی حذف نشده است جز توهینی که به ازدر گرامی توسط فرستاده شده توسط Anonymous در ش., 04/05/2014 - 01:12 فرستاده شده است و ایشان را "یکی از مانقوردهای تاریخ آذربایجان" و ... معرفی کرده است.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی من پیش از این هم نوشتم که با موارد 1 و 2 و 3 کامنت شما موافقم و مواردی که باز مطرح کرده‎اید، جزو همین سه موردند. درباره توهین بودن یا نبودن کلمات دروغگو و الکن، من نمی‎توانم حکم بدهم و اصولا صلاحیت چنین کاری را ندارم ولی می‎توانم تفسیر خودم را از آنها درکامنتی دیگر در "صفحه شما" برایتان بنویسم تا در اینجا بحث از موضوع اصلی منحرف نشود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما زود کامنت من را حذف کردین، کامنت دومی‌ را به کامنت اولی‌ میخواستم اضافه کنم تا توضیح دهم که "" این آزادی که شما از آن دم میزنید در مدار این تضاد‌ها "" خواهد چرخید. هیچ ارادهٔ ملی‌ برای حل این تضاد‌ها به وجود نیامده و اصلا وجود ندارد، امیدوارم کامنت من را دوباره در زیر این مقاله درج کنید، اگر نخواستید آن را در صفحهٔ شما درج کنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام گرامی، با تشکر از توجه شما. من هنوز هم فکر می‌کنم اشکال در تعریف از ماهیت سایت ایران گلوبال است و در این نکته با شما هم نظرم، که رسیدن به تعریفی "انسان مدارانه و دمکراتیک از این مقوله" اگر ناممکن نباشد، قطعا بسیار سخت است، زیرا از همین کلمه "انسان‌مدارانه" هر کدام از ما تعریف و برداشت دیگری داریم. وقتی که شما آمدید و به سؤال «ما "چه" هستیم؟» یک جواب قطعی دادید، آنوقت می‌شود آزادی بیان را در چارچوب آن "چه" (ماهیت) تعریف کرد. ولی در آن صورت هم باز مسئله درون‌ذهن (subjective) بودن توهین حل نمی‌شود. مثالی میزنم: من معتقدم اگر نویسنده‌ای مطلبی خلاف واقع مطرح کند و از ارائه سند برای آن مصرانه خودداری کند، یک "دروغگو" است. در اینجا (و پس از اینکه زمان کافی برای ارائه سند سپری شد) کلمه "دروغگو" از نظر من نه تنها توهین نیست، بلکه بیانگر یک امر واقع و به زبان فرنگی یک (Factum) یا همان فکت
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب سعید به شیوه همیشگی خود، کلماتی از کامنت من با دوست گرامیم آقای اقبالی را گرفته و سعی در مخدوش کردن آن نموده‎اند. برای اطلاع خوانندگان عزیزی که احتمالا نوشته مرا که جناب سعید نقل کرده‎اند، نخوانده‎اند، این بخش را در اینجا که خطاب به آقای اقبالی نوشته ام، می‎آورم: "بحث ما بر سر شخص "آقای سعید" هم نیست. شما را نمی‎دانم ولی من ایشان را نمی‎شناسم و نمی‎دانم که در پشت این اسم چه کسی خوابیده است. بحث من در اینمورد، شیوه نوشتار ایشان و فرهنگی است که این شیوه رواج می‎دهد..."
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی گرامی، فکر می‎کنم که مشکل از آنجا ناشی می‎شود که از ابتدا صورت مساله درست مطرح نشد. شما مشکل ما را بحث بر سر آزادی گفتار و نوشتار سیاسی و ایدئولوژیک و فرهنگی مطرح کردید در صورتی که چنین نبود. نوشته شما چنین تصویری را به خواننده می‎دهد که عده‎ای در ایران‎گلوبال مدافع آزادی گفتار و نوشتار سیاسی و ایدئولوژیک و فرهنگی هستند و تعدادی هم مخالف آن. در صورتی که چنین نیست و بحث ما بر سر انتشار کامنتهای توهین آمیز بود. نوشته‎اید که بحث بر سر اسلوب کار است. اگر منظور از "اسلوب کار" همان شیوه‎هایی است که در بررسی کامنتها اعمال می‎شود، دقیقا همینطور است. در ایران‎گلوبال 3 شیوه کار وجود دارد: 1- مسؤل کامنتها بر اساس متن توافقی همه ما عمل می‎کند. 2- شیوه کار کیانوش عزیز این است که (به دلیل کار زیاد و نداشتن وقت) تقریبا همه کامنتها را منتشر می‎کند و منتظر می‎ماند که آیا کسی به انتشار کامنتی معترض

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" نگاهی‌ به عمق تضاد‌ها """ شما با جامعه‌ای سر کار دارید که به "" بن بست "" رسیده است، نزدیک به دست کم یک قرن با تناقض زندگی‌ کرده است، این کشاکش‌ها جامعه را دچار "" گسست‌های عمیق تاریخی، فرهنگی‌ و اقتصادی"" کرده است، نتیجهٔ آن نه تنها به وجود آمدن "" نیروی گریز از مرکز، نیروی متمایل به مرکز "" شده، بلکه در طول این یک قرن، پاد زهر سیستمی‌ که ایران را فارس و زبان را فارسی‌ تعریف می‌کند در سطحی کلان تولید شده، جامعه دچار بحران است، این جامعه نمیداند که از نظر فرهنگی‌ "" کجا بوده است، کجا است و به کجا میرود ""، در چنین شرایطی ۳ سه‌ عامل نه تنها رسیدن به یک مخرج مشترک را فلج میکنند بلکه جامعه را بیشتر وارد "" مدار طوفان "" میکنند. ۱- عامل زمان ۲- عامل تحولات و پیشرفت‌های علمی‌ و ۳- تحولات ژئوپلتیکی. من در کامنتی اشاره کردم که بدلیل شکست کارکرد دانشگاه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فاشیست گرامی، جناب اقبال اقبالی، شما هر چه دلت میخواهد، و هر آت آشغالی را که بخواهی در سایت ایرانگلوبال منتشر میکنی، چرا دلت اینهمه گرفته است؟ و داد و هوار راه اندخته ای. شما که شکمت با پول مفت غربی ها سیر است، چرا شعار عوضی تحویل مردم میدهی؟ اگر یک کمی لنگ راه بروی، با عینک قرون وسطائی ات شکل وشمایل ات شبیه " گؤبلز" است. در ضمن آزادی بدون نان فقر مطلق است. در فقر مطلق هیچ چیزی معنا ندارد. نه تنها آزادی مفهوم ندارد، حتا شما نیز با تمام هیکلت مفهوم نداری! قوم پرست گرامی اقبالی عزیز! در این باره یک کمی مطالعه کن، زیاد پشت فرمان نشستن چاقی میاورد، لطفا مواظب سلامتی خود باشید. فاشیسم فارس! پیاده نظامی مثل شما را نیاز دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من هم نوشته آقای اقبالی و هم جوابيه آقای اژدر بهنام و هم اينکه کامنتها را خواندم . بحث ها مثل طنابی است که هر دو طرف يک سر طناب را گرفته و زور آزمائی ميکنند منتها بعضی ها مثل اين آقا سعيد قيچی بدست گرفته و ميپرد وسط و طناب را « بحث » از وسط نصف ميکند و حتما اسم اين را ميگذارد مبارزه بخاطر دموکراسی و آزادی !!!
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدر گرامی؛
انتظار نداشتم که به بحث نظری درباره اسلوب کار، جنبه شخصی بدهید؟!!! وقتی موضوع "نقض توافقات" را طرح می کنی. و موضوعی درونی را علنی می کنی؛ لطفن سانسور را کنار بگذار و جایگاه خودت را هم در معادلات مشخص کن تا قضاوتهای خوانندگان در ابهام شکل نگیرد.
نوشتی که:. مساله آنجا برجسته شد که توافق ما بر سر عدم انتشار توهین و...
به بهانه افشاگری علیه "قوم پرستان فاشیست" و بهانه‎های دیگر زیر پا گذاشته شد.
رفع سانسور یک نظر توسط من، پاسخ به اقدام جانبدارانه و گزینشی کمنتارهای قومپرستان بود.
در مورد انتشار یا عدم انتشار "توهین" نمی توان بطور کلی نظر داد. باید توهین را تعریف کرد. تا زمانی که بر سر تعریفی انسان مدارانه و دمکراتیک از این مقوله دست نیابیم و از دایره بار اخلاقی آن فراتر نرویم، نمی توانیم حکم کلی صادر کنیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این جمله جناب اژدر بهنام که«نمی‎دانم در پشت این اسم (سعید)چه کسی خوابیده است» مرا به یاد«قهرمان» پارانوی سریال دائی جان ناپلئون انداخت که به هر«شخصيت سياسی» انگ انگليسی بودن ميزد تا به اين وسيله خودش را شخصيتی قابل توجه نشان دهد. این«باغ» صحنه تمام دعوا ها و دسيسه ها است که در تقابل واقعيت و توهم ، توهم به صورت یک ادراک واقعی حس می‌شود.زندگي در درون باغ بر اساس کد های شناخته شده در جريان است .دائی جان«قهرمان»قصه با دست های آهنين براين باغ حکومت می کند و حفظ آبروی«قهرمان» پارانوی باغ مهم ترين موضوع است و برای رسيدن به آن دروغ های بزرگی باید گفته شود. البته که دائي جان ناپلئون را در هر جامعه ای میشود پيدا کرد و چنين وسواسی تنها به افراد عامی محدود نميشود و اين اینچنین رفتار بیشتر در بین «روشنفکر سياسی» وجود دارد !

تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جلال گرامی خواهش می‎کنم. از این سوءتفاهمات پیش می‎اید که می‎توان آنها را با ملایمت برطرف کرد. برخلاف آنچه که نوشته‎اید متاسفانه برخی مخالف حذف کامنتهای توهین آمیز هستند. من هم با شما موافقم کهمسشاله نباید تفسیر من درآوردی پیدا کند. به همین دلیل،تاکید دارم بیایید با بحث و گفتگو درباره این مسائل تلاش کنیم تا به نقطه مشترکی برسیم و آن را برای خودمان معیار قرار دهیم و به آن عمل کنیم تا هر کس تفسیر خودش را نداشته باشد. در این صورت، در نهایت بر اساس میانگین سلیقه‎های جمع که مورد توافق است، عمل خواهد شد و نه بر اساس تفسیر و سلیقه هر یک از ما.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی، با تشکر از شما برای وارد شدن در این گفتگو و این که بدون حاشیه و مسائل نامربوط به اصل مساله پرداخته‎اید. چیزی که متاسفانه در بحث‎های ما کم یاب است. من در کلیت، تمامی مواردی را که از 1 تا 3 نوشته‎اید می‎پذیرم و در آنها با شما هم رای هستم. ولی لازم می‎دانم در مورد 4 یعنی این که "ولی در دموکراتترین جوامع هم برانگیختن تنفر نژادی، اظهارات نژادپرستانه و امثالهم ممنوعند و این ممنوعیت بسته به رشد عقلانیت در آن جامعه با شدت بسیار اعمال می شود. " توضیحی بدهم.
ما در جمع همکارانمان، مدتها پیش در این مورد بحثی داشتیم و به این نتیجه رسیدیم که: "سایت مخالف هزگونه نژادپرستی و راسیزم و اختلافات و جنگهای قومی-ملی است. مطالبی که مبلغ نژادپرستی و فاشیزم، ایجاد کینه و دشمنی در میان اقوام و ملیتها و مردمان ساکن ایران باشند، منتشر نخواهند شد ولی بحثهای نظری و تئوریک درباره این مقولات امکان انتشار
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی گرامی، بحث ما در میان همکاران ایران‎گلوبال بر سر انتشار و یا عدم انتشار کامنتهای توهین آمیز درگرفته است. ما حداقل در چند روز گذشته، بحثی در مورد آزادی گفتار و نوشتار سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی نداشته‎ایم. در مورد "کشور ایران، سرنوشت مطلوب و شایسته برای انسان ایرانی و کوشش برای نهاینه کردن آزادی و دمکراسی" هم بحثی پیش نیامده است. من هر چه می‎گردم، در این موارد اختلاف نظری نمی‎یابم. من همانقدر نگران ایرانم که شما. بحث ما بر سر مسائل "فاشیسم قومی – نژادی" هم نبوده است. اصولا در این مورد ما تا به حال هیچ بحثی نداشته‎ایم. همه ما و از جمله شما با آزادی بی حد و حصر گفتار و نوشتار سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی هم رای و هم صدا بوده‎ایم. اختلاف نظر دقیقا آنجا رخ داد که مساله انتشار یا عدم انتشار توهین و اتهام و... پیش آمد. مساله آنجا برجسته شد که توافق ما بر سر عدم انتشار توهین و...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اژدر با عرض پوزش که من خیال کردم،شما مسئول کامنت ها هستید،اما انتقادات بنده نسبت به سانسوردرایرانگلوبال همچنان مشروع است،ایران گلوبال تنها سایتی بودکه نظرات کاربران را منتشرمیکند،هرگونه سانسوربه اعتبارسایت لطمه میزند،درضمن هیچ کس مخالف حذف کامنت هایی با عبارات بسیاررکیک وفحش ناموسی نیست،اما اگراین مسئله تفسیر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بهنام گرامی، چند نکته به نظرم رسید، که شاید کمکی به حل مسئله بکند: 1. توهین در درجه اول یک مفهوم درون‌ذهن (subjective) است. یعنی حتی در مواردی هم که جامعه (یا قانون) در مورد آن به اجماع رسیده باشد، از مفهومی صحبت می کنیم که یک ذهنیت مشترک است. 2. درون‌ذهن بودن این مفاهیم، خواه‌ناخواه تعیین مرزهای توهین را معطوف به اراده کنترل‌کنندگان می کند، که خود این اراده بازتاب خودآگاه یک ذهنیت ناخودآگاه است. در نهایت این شما (به عنوان مرجع صادرکننده رای) هستید که تصمیم می‌گیرید آیا مطلبی را پخش یا سانسور کنید. ولی این شما (حتی اگر به قول آ. ائلیار یک گروه چند نفره باشید) باز هم مظهر ذهنیت عامه نیستید، پس تصمیم شما یک تصمیم اراده‌گرایانه بر اساس ذهنیت فردی است و نه تصمیمی بر اساس یک برداشت برون‌ذهن (objective). مسئول کامنتها این مسئله را با مراجعه به لغتنامه ها یا در مشورت با مادربزرگ محترمش حل

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با اظهار تاسف باید خاطر نشان کرد که شخصی بنام آقای اژدر یکی از مانقوردهای تاریخ آذربایجان دست سانسورچی استالین را از پشت بسته است، من اگر بجای وی بودم خجالت میکشیدم عکس دیکتاتور منشانه وی را ضمیمه کامنت ها بکنم. انسان چقدر باید، از نطر منش چاکر مآب و دیکتاتور باشد، که برای خوش رقصی و خوش آمد افرادی نژاد پرستی مثل اقبالی کامنتها را سانسور بکند. آقای اژدر ماهیت دیکتاتور مآبانه خود را بالاخره به همه نشان داد، که شخص دیکتاتور و ضد خلق است، که خود را پشت ماسک بظاهر چپ پنهان کرده است. کسی نیست به این پیاده نظام اپورتونیست بگوید، ماهیت خود ات را بلاخره رو کردی و چهره واقعی و (....در اینجا توهین شده است که حذف می شود...) خود ات را به همه نشان دادی. وای بحال مردمی که شما مدافع آن باشی!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای نهادینه سازی آزادی، دمکراسی در حوزه فرهنگ و سیاست میبایست هر فردی که خود را آزاده و دموکرات میپندارد ، عملا آزاده و دموکرات باشد و نه در شعار و مقاله نویسی و مصاحبه .
چشم اندازی برای آزادی و دمکراسی فزاینده وجود ندارد ، چرا که در جامعه ایرانی بویژه در بین کنشگران سیاسی و رسانه کاران ، مفههوم آزادی و دموکراسی را در ارتباط با خواسته و ذهنیت خود میپذیرند و نه در حوزه فرهنگ و سیاست و جامعه!ا
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جلال گرامی من هیچ کاری به کامنتها ندارم
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدر گرامی؛
سیاست ما در قبال آزادی گفتار و نوشتار نمی تواند بر "اصول" اخلاقی استوار گردد. ما مجاز نیستیم فردی را بخاطر لحن گفتار سانسور کنیم. من در مباحثات درونی مان مکررا بر این امر تاکید کرده ام که از آزادی های سیاسی دفاع می کنم و نه آزادی فحاشی!!! نظر من روشن است که "باید بر ضرورت وفاداری به آزادی‌های بی قید و شرط گفتار و نوشتار سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی تاکید کرد."
من نظر سیاسی ام را همه جا شفاف و با صدای بلند اعلام کرده ام: "صورت مسأله ما در ایرانگلوبال، کشور ایران، سرنوشت مطلوب و شایسته برای انسان ایرانی و کوشش برای نهاینه کردن آزادی و دمکراسی است!"
هدف من (چون خواست اکثریت ملت ایران) ساختن کشور بگونه ایست که همه شهروندان اش از زندگی انسانی، سرافرازانه و شایسته برخوردار گردند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
واقعا برای شما آقای اژدرمتاسفم که درغیاب مسئول کامنت ها سه کامنت مرا مرا حذف کردید،شماکه هنوز قدرت را بدست نگرفتید مثل شورای نگهبان عمل میکنید ،وایی بحال روزی که قدرت را بدست گیرید.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گفتگوی ما بر سر آرادی و عدم آزادی توهین و تحقیر و... و انتشار آن است. ما یاد گرفته‎ایم که بر سر یک سفره بنشینیم و هم کاسه شویم و در عین حال اختلافات نظریمان را با بحث و گفتگوی آرام و متین و حتی داغ و پر جوش و خروش ولی به دور از توهین و تحقیر به بار بنشانیم و از هم بیاموزیم. در این میان اگر کسانی بخواهند با هزار حیله و نیرنگ ما را به جان هم بیاندازند، به حرفهایشان گوش می‎دهیم و توجه می‎کنیم و پس از آن با لبخندی بر لب، به گفتگوی خود ادامه می‎دهیم. ما آموخته‎ایم و بیشتر می‎آموزیم که به کسانی که می‎خواهند بحث ما را به بیراهه بکشانند، با لبخندی بر لب بنگریم و از آنان درگذریم. طبیعتا این گونه اشخاص تلاش خواهند کرد که با توهین و تحقیر، ما را وارد جوی عصبی کنند. بگذار تلاششان را بکنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اما «سوسیالیستهای» پوپولیست ایرانی بدلیل گرفتارماندن درتنگنای الگوی نظری لنین نسبت به «مسله ملی» چشم ‌بسته و با شباهت‌سازی با روسیه‌ تزاری یک قرن پیش، مکانیزم‌های هژمونیک قدرت در جمهوری اسلامی را نه با تحلیل ساختاری بلکه با نگرشی غیرمستقل از گرایشات محافل تجزیه طلب در سیمای زبان، نژاد و قومیت می بیند و راه چاه شان برای «پرولتریزه»شدن انقلاب در ایران مرده ریگ نظری استالین و صد البته در مسلخ گاه ناسيوناليسم عشیره ای ترک،کرد وعرب است.چپ پوپولیست بر خلاف نظر مارکس و انگلس که در ۱۵۰ سال پیش به کارگران گفتند باید از باورهای قومی شان که گمان می کنند هویتشان بر آن اساس تشکیل شده است عبور کنند ، معتقدند که این گفته ها در«مرحله تاریخی کنوی» جامعه ایران کارایی ندارد و طبقه کارگرایران باید خواستار دگرگونی مناسبات اجتماعی به نفع مناسبات قومی -نژادی باشد و شعار طبقه کارگرایران نه ......

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" فانتزی واجب تر از نان شب """ اگر ابهام گوئی و توهم پرستی‌ جزئی از سرشت یک ملت است این ملت باید مدام """ مترسکی """ حی و حاضر داشته باشد تا به استناد به آن، خود را تطهیر نماید، مگر غیر از این است که "" فرهنگ نقد "" محصول و دستاورد تفکر انتقادی است که از "" توجیه عوامانه "" رهائی یابد و عرصه عقل را برای "" محک و اعتبار "" دادن به داده‌ها در سطحی خرد و کلان به کار گیرد؟ ولی‌ جامعه عقب مانده از آزادی همان برداشت را دارد که از "" فانتزی ""، به میل خود شکل دادن واقعیت ها، مقصر پیدا کردن ها، کمبود‌های خود را به گردن اسکندر، عرب، ترک، اسلام و و انداختن ها، این در حالیست که در دنیایی امروز، توسعه تابع حل بحران مشروئیت در حوزه‌های فرهنگ، اقتصاد و سیاست است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قهرمان قنبرى، تو و امثال تو هنوز در «دوران طلایی»زندگی دودمانی و قبیله‌ای در جا میزنید که مهمترین امر برایتان تبار قومی و ایلی و پیوند های نژادی و زبانی است! غافل از اینکه ما ایرانیان در صد سال پیش در بستر جنبش انقلابی مشروطه , حصارهای تنگ "مذهبی و نژادی " را بهم ریختیم و طرح یگانگی و احساس همبستگی را با آگاهی ملی در انداختیم. حنای هیاهوهای کاذب «مطالبات مشروع و انسانى خلقهاى غير فارس» امثال تو و چپ پوپولیست ایرانی،تنها برای رنگ کردن آدمهای ساه لوحی است که دچار اوهام هستند و بيداریشان بقول مولانا جز خوابی پريشان نيست میگوید:مرغ بر بالا و زير آن سايه‌اش/ می‌دود بر خاك پران، مرغ وش / ابلهی صياد آن سايه شود / می‌دود چندان، كه بی مايه شود .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از قدیم گفتند که بار کج به منزل نمیرسد. در سایت ایران گلوبال نیز این چنین است که عده ای خواهان تقیسم ایران به واحدهای کوچگ و در مقابل عده ای که برتمامیت ارضی وامنیت همگانی و استقلال ایران پافشار ی میکنند.
در حقیقت دو جریان متضاد میخواهند به وحدت نظر برسند کار ی که محال بنظر میرسد.در این بین نیز قلم بدستان حرفه ای هدفی جز اشوب و اتش بیاری معرکه کاری ندارند. این افراد حتا خواهان یک جنگ داخلی هستند بدون انکه دودی به چشم تیزبینشان برود.
انچه در این میانه فراموش میشود مبارزه با خود نظام است. عده ای نظام را با مردم پارسی زبان اگاهانه یکی تبلیغ میکنند.
در سایت ایران گلوبال مبارزه با مردم پارس و زبان پارسی نسبت به نظام اسلامی برتری دارد .
اکنون این پرسش بمیان میاید چرا این گونه است؟
علت را باید در شکست تاریخی و سنگین چپ جستجو کرد.واقعیت این

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اژدر بهنام ، به کجا چنین شتابان؟ چرا این همه پرخاشگری؟ شما مشکلی با توهین و تحقیر و نژاد پرستی ندارید. و گرنه از طرف«دوستان دیرین و همکاران عزیزتان» که به جای برهان رگ گردنشان را به عنوان دلیل برايت کلفت مي‌کنند و هر کسي را هم که در برابرشان بايستد سنگسار سياسي ميکنند و دیگران را "بیشعور" و بیمایه که دچار نقض کروموزون هستند و مشتی فارس شاهنامه خوان که به روانکاوی احتیاج دارند ، امر معمول هر روزشان است. این «دوستان دیرین و همکاران عزیز» صرفاً یک فرد نیستند نوعی تفکر است که به قول مولوی پوستین یوسفان را می‌دَرد. بنابراین «خانه تکانی» را اول از «خانه»خودت شروع کن.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" جغرافیای شکننده و من متوهم """ گنده گویی من تاریخی به درازای تاریخ اساطیر دارد، من را چه باک که در شرق ایران، افغانستان بزودی از هم خواهد پاشید، اصلا کی‌ گفته "" توسعه تابع حل بحران مشروئیت در حوزه‌های سیاست، اقتصاد و فرهنگ "" است؟ ۳ سه شب پیش مردم سواحل غربی آمریکای جنوبی از شیلی گرفته تا پرو و کلمبیا و اکوادر بعد از وقوع زلزله و """ هشدار سونامی """ مثل مور و ملخ به خیابان‌ها ریختند و هر کسی‌ به بالای کوه و تپه‌ای می‌‌رفت، "" من متوهم "" از جامعه فارسی‌ را چه باک که من البرز و زاگرس دارم، من فردوسی وار با تحقیر ترک ، عرب و دیگران که همسایه‌ام هستند سر افراز زندگی‌ می‌کنم، "" من متوهم "" از جامعه فارسی‌ را چه باک که امروز "" دوبی عربی‌ "" با هنک کنگ و سنگاپور رقابت می‌کند، و آزربایجان و ترکیه در اقتصاد رقابتی‌ روستای فارسی‌ را چنان جلو زده اند که خود شاهنامه‌ای دیگر است، به اطرافم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
البته كه شما انقدر معتقد به فاناتيسم فارس يا ايرانى هستيد كه هيچ چيزى به جز انكه مى خواهيد نتيجه بگيريد،نمى گيريد،ازادى براى شما تا حدى است كه با استفاده از اسم ازادى مطالبات مشروع و انسانى خلقهاى غير فارس را لگد مال كنيد،بى شك در اين كار استاد هستيد،با عصبى كردن طرف مقابل،با فاشيسم عريان اغشته به اسم برابرى و ازادى و تاريخ باشكوه باستانى (كه انسان حالش بهم مى خورد)سعى مى كنيد تا جمله اى در ايد تا همان يك جمله را تا اخر فرياد بزنيد،غافل از اينكه روزانه از دهان مقامات و مخالفين رسمى دهها برابر بدترش در مجامع عمومى درباره خلقهاى غير فارس بكار برده مى شود،و كسى صدايش در نمى ايد چون كه انها ماسك وطن پرستى و فارس پرستى البته دارند،و مقبول است كه هر چه از دهانش در مى ايد بگويد،و شما در اينجا فكر مى كنيد كه مى توانيد ريشه اينها را بخشكانيد،با عرض احترام ،كمى سرعت را كم كنيد! اين مسله نه در اينجا
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بله اقبالی عزیز شما که اینهمه از "آقای سعید" دفاع می کنید، "در غیبت موقت مسئول کامنت ها؛ و با عذر خواهی از" خوانندگان گزامی، "راه برای عناصر شناخته شده باز است تا" کسانی مانند ایشان "هرچه دل تنگشان دارد بنویسند و خوانندگان ایرانگلوبال با "فرهنگ" و "منش" آنها بیشتر آشنا شوند." متاسفم که شما هم تحت عنوان "افشاگری" از این فرهنگ جانبداری می کنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقبال اقبالی، اگر واقعا مشکل اینان توهین و تحقیر بود که «دوستان دیرین و همکاران عزیزشان» و به قول مولانا ابلهانی که صياد سايه دروغ های دل آویز شدند و به دنبال هیاهوهای کاذب می دوند ، در زیر پوست قیل و قالهای حقوق قومی و عبارات عاریه گرفته از«چپ» هرروز با شلاق تازیر بدترین واژه ها ، نه یک نفر بلکه با یک کاسه کردن بخش وسیعی از مردم ایران را تحت عنوان «ملت فاشیست فارس» با حاکمیت خونریز اسلامی ، به دهلیز تاریک توهین و تحقیر می کشانندو اینان : بینا ! شنوا! ولیک هم کر هم کور/ فارغ زشعور لیک یکسر شر و شور/ در/پرده نهان و زیر میغند همه/امروز چنین اند،ببین فردا را/بندند و طناب دار و تیغند همه/این کارد کشان که سخت بیغند همه/ دارای مقالات بلیغند همه/گر معتقدانند غمی نیست ولی/شک اینکه به دنبال علیقند همه/شد خاک خمینی و مرامش باقیست/ تسبیح و عبا ورطل و جامش باقیست/در خیل خواص و......

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محترم، شما نه نان دارید و نه آزادی....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما که قرار آزادی بیان صادر کنی‌ طوری از غیبت موقت مسول کامنتها حرف میزانی‌ که انگار این زندانی گستاخ از غیبت موقت جلّاد و نگهبان زندان سوأ استفاده کرده و کمی‌ آزادی بیان کرده که به محض بازگشت زندان بان دوباره غول و زنجیر خواهد شد.شما که همین کلاس اول آزادی بیان مردود شدی
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در غیبت موقت مسئول کامنت ها؛ و با عذر خواهی از آقای سعید، راه برای عناصر شناخته شده باز است تا هرچه دل تنگشان دارد بنویسند و خوانندگان ایرانگلوبال با "فرهنگ" و "منش" آنها بیشتر آشنا شوند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تا بیخ گوشتان احمق و دروغ گو هستید. اقای راسیونالیزم بی سواد هم تشریف آورده اند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از برای نشر زادی زبان باید گشود/ارتجاعیون عالم را زبون باید نمود.اعتقاد به آزادی بیان فقط یک برنامه سیاسی نیست، بلکه یک منش رفتاری است که متاسفانه حتی در نخبگان سیاسی ایرانی هم نهادینه نشده است. درعرصه سیاسی با پدیده نه چندان اشنایی روبروهستیم بنام دجالگری یعنی جعل،تحریف،دروغ،بکارگیری ابزاری و شیادانه مفاهیم و واژه ها مثل «حقوق بشر» که مرده ریگ خمینی است.این جماعت در دیالوگ هم کارشان«شیون و کافرکشی» است که نتیجه عملی آن در حاکمیت اسلامی داغ و درفش شد و ایرانیان با این نوع پدیده فرهنگ سیاسی تیغکشان حومه حصار شکنجه گاه که سکوت مطلق معترضان را میخواهد آشنا هستند . که با وجود کسانی همچون اینان که هنوز زرده حاکمیت را فرا نکشیده اند و دو کلمه حرف را تحمل نمی کنند تردید ندارم بفرض که طرز فکرشان به حاکمیت برسد ماموران خمینی چیزی را از دست نخواهند داد. الزاماً نبایستی گفته های کسی....