آزادی، واجب‎تر از نان شب! ولی کدام آزادی؟

به ندرت می‎توان کسی را پیدا کرد که بر لزوم دمکراسی برای جامعه ما تاکید نکند. ولی مشکل در اینجا درک از دمکراسی است. از دید من، دمکراسی هدف نیست بلکه وسیله‎ای است در خدمت فراهم ساختن آزادی و آرامش و امنیت برای انسانها. از نگاه من، آزادی در گفتار و نوشتار و کردار حد و حدودی دارد. این آزادی جایی به پایان می‎رسد که شان انسانها و امنیت و آرامش آنها را مورد تهدید و تحدید قرار می‎دهد.

دوست و همکار عزیزم آقای اقبالی نوشته‎ای را در سخن روز منتشر کردند با عنوان "آزادی، واجب تر از نان شب!" که در حقیقت برای پاسخگویی به بحث‎هایی است که در طول عمر ایران‎گلوبال وجود داشته و در چند روز اخیر، به دلیل مسائلی که در بخش کامنتها پیش آمده، شدت گرفته است.

تا آنجایی که به ایران‎گلوبال مربوط می‎شود، از زمانی که من در این سایت حضور دارم، در شورای گردانندگان سایت، تا به حال هیچ فردی را ندیده‎ام که با "آزادی گفتار و نوشتار سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی" مخالفتی داشته باشد. به روشنی می‎توان مشاهده کرد که در این سایت، همه جور نوشته و از هر ایدئولوژی و نظر و موضع سیاسی یافت می‎شود. اینجا حتی نوشته‎هایی که بغایت نژادپرستانه و فاشیستی هستند، منتشر می‎شوند تا ماهیت آنها برای همه روشن گردد و در ضمن، آزادی بی حد و حصر گفتار و نوشتار سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی رعایت شود.

پس مشکل ما در ایران‎گلوبال چیست و بحث بر سر چه موضوعی متمرکز است؟

متاسفانه آقای اقبالی به جای پرداختن به مورد مشخص ما، به یک سری کلی گویی درباره "ضرورت وفاداری به آزادی‌های بی قید و شرط گفتار و نوشتار سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی" بسنده کرده‎اند.

برخلاف آنچه که آقای اقبالی نوشته‎اند، صورت مساله ما در ایران‎گلوبال نه "آزادی‎های بی قید و شرط گفتار و نوشتار سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی"، بلکه مشکل توهین، تحقیر، بددهنی، اتهام، جوسازی، منحرف کردن از بحث اصلی با کامنتهای تحریک کننده و این جور مسائل است. مشکل اینجاست که در کامنتهای سایت ایران‎گلوبال حتی به افرادی که در اینجا حضور ندارند تعرض می‎شود و ضمن بی احترامی به آنها در معرض توهین و اتهام قرار می‎گیرند، بدون اینکه از این مسائل اطلاعی داشته باشند و بتوانند پاسخگو باشند و از خود دفاع کنند.

 مساله ما این است که آیا آزادی گفتار و نوشتار شامل توهین و  تحقیر و اتهام و... هم می‎شود یا نه؟ طبیعتا در این مورد نظرات متفاوتی وجود دارد که با برداشت هر یک از ما از دمکراسی گره می‎خورد.

ما در بحث‎های پیشین خودمان روی یک سری موازین برای کامنتها توافق کردیم و متن کوتاهی را تهیه نمودیم که مسؤل کامنتهای سایت همواره بر اساس آنها به کنترل کامنتها بپردازد. همان متنی که ایشان هربار به خوانندگان سایت یادآور شده‎اند:

امکان کامنتها واقعا به شما تعلق دارد. هدف ما ایجاد محیطی دوستانه برای تبادل نظر است. آزادنه نقد، نظرتان رادر مورد مطالب سایت بنویسید اما خواهش می کنیم بدون نام بردن از اشخاص حقیقی و حقوقی در کمال امنیت برای خود و دیگران فضایی ایجاد نمائید که بدور از توهین و اتهام و جوسازی و مسموم کردن محیط تبادل نظر باشد. توجه داشته باشید کامنتهایی که این موارد را در نظر نگیرند، منتشر نخواهند شد.

متاسفانه این موازین گاها در عمل نادیده گرفته شدند زیرا هر کسی می‎خواست نظر خود را بگونه‎ای پیش ببرد، حتی اگر از این موازین توافق شده، خارج شود. در اینجا باید انصاف را در نظر گرفت و گفت که مسؤل کامنتها نهایت تلاش خود را بکار برد تا این موازین رعایت شوند.

با وجود توافق بر سر چنین متنی، اختلاف نظر بین ما همچنان ادامه داشت و من این را امری طبیعی و مثبت می‎دانم.

حال به نظرات آقای اقبالی و اختلافم با ایشان می‎پردازم ولی پیش از شروع باید خاطرنشان کنم که هدف از این بحث و آوردن فاکتهایی از بحث‎هایمان در شورای گردانندگان سایت، برخلاف آنچه که در موارد اختلاف مرسوم بوده، افشاگری و کوبیدن طرف مقابل نیست و تنها و تنها به قصد روشن شدن نظرات و تفکرات و در صورت امکان رسیدن به نکاتی روشن و قابل پذیرش است.

 * * *

اقبالی عزیز می‎نویسد: "توهین به شاه، خدا، اسلام، نژاد، قوم و … همواره بهانه هائی برای سرکوب و گره زدن زبانها بوده است".

به برداشت من، این جمله پاسخ ایشان به سؤال گرهی ماست. یعنی اینکه آزادی گفتار و نوشتار ایجاب می‎کند که توهین و تحقیر و اتهام و... نیز منتشر شود.

این پاسخ از دید من نادرست است.

در جوامع دمکراتیک غربی که پیشتاز دمکراسی و آزادی گفتار و نوشتارند، میان "نظر سیاسی و ایدئولوژیک و فرهنگی" و توهین و اتهام و... تفاوت قائل می‎شوند و توهین به کسی نه تنها مجاز نیست بلکه جرم محسوب می‎شود. دوست عزیزم اقبالی پا را از حد جوامع دمکراتیک هم فراتر می‎گذارد و به آزادی توهین هم باور دارد. البته این تنها جنبه نظری تفکر ایشان است وگرنه در عمل کاملا اینگونه نیست. برای اینکه این ادعایم را نشان دهم، به چند مورد اشاره می‎کنم.

چندی پیش کامنت نویسی به هموطنان "فارس" توهین کرده بود. مسؤل کامنتها بر اساس موازین سایت، این کامنت را منتشر نکرد. اقبالی عزیز بلافاصله همین کامنت توهین‎آمیز را در کامنت خود آورد تا به قول خودش، "قومپرستان فاشیست" را افشا کند. افشاگری نکته‎ای است که در همین مقاله هم بر آن انگشت گذاشته‎اند. من با این اقدام ایشان به دلیل اینکه نقض توافقاتمان است، مخالفت کردم. ایشان اصرار داشتند که اینجور کامنتها باید منتشر شوند تا "قوم پرستان فاشیست" افشا شوند. من کامنت دیگری را که به هموطنان ترکمان توهین کرده بود، مثال آوردم و پرسیدم که آیا باید این کامنت را هم تایید کرد تا ناسیونالیست‎های "فارس" و پان ایرانیست‎ها افشا شوند یا نه؟ با گذشت چند هفته، هنوز پاسخی از ایشان دریافت نکرده‎ام. چرا؟ چون به نفع ایشان که تمامیت ارضی را مقدس می‎دانند و هیچ تلنگری به آن را برنمی‎تابند، نیست؟

سؤال دیگر من از ایشان دو روز پیش بود. من ضمن دفاع از کار مسؤل کامنتها در عدم انتشار کامنتی که در بخشی از آن آمده بود: "کجا معلوم شاید آلمانیها دریافتند که باید ترک شوند تا از قافله عقب نمانند الاغ را با مرسدس بنز عوض کردند" از اقبالی عزیز که بر آزادی بی قید و شرط بیان تاکید داشت، نظرش را پرسیدم و خواستم مشخصا جواب دهد که آیا این کامنت باید منتشر بشود یا نه. پاسخ ایشان جالب بود. اقبالی عزیز خیلی راحت و بدون اتلاف وقت و همراه با یک تفسیر به این سؤال جواب داد: "صادقانه می گویم که آنچه من از این جمله می فهمم و در عین بی اطلاعی از متن نظر اینست که: این کامنت یک واکنش طنزآمیز سیاسی (نادرست) در رد برتری طلبی های توخالی، خودبزرگ بینانه و نژادپرستانه است. من درست نمی دانم از موضع برتری طلبانه ویا تحقیرگرایانه یک ملت بنویسم (اعتقاد ندارم) ولی بخود اجازه سانسور  یک طنز سیاسی را هم نمی دهم."

یعنی اینکه این کامنت را باید یک "طنز سیاسی" در نظر بگیریم و منتشر کنیم. تعجب می‎کنم که نویسنده این "طنز سیاسی" اگر قصد توهین نداشت چرا به جای الاغ از دوچرخه و یا گاری استفاده نکرده است؟ آیا واقعا قصد توهین نداشته است؟ آیا این همان سیاست توهین و تحقیر اقوام و ملیتهای ایران نیست؟ آیا اگر به جای "ترک"، ایران و ایرانی و یا "فارس" نوشته می‎شد، باز هم اقبالی گرامی آن را "طنز سیاسی" می‎نامید و با انتشار آن موافقت می‎کرد؟ البته از حق نگذریم که ایشان در مقابل اعتراض بعدی من نوشت: "توهین به هر قوم و ملت را (بی تفاوت که کدام ملت باشد) من توهین بخودم می دانم" ولی مشخص نکرد که آیا باید این توهین را منتشر کرد یا نه؟

و این پرسش همچنان باقی است: آیا چنین توهین‎هایی باید منتشر شوند یا نه؟

مورد دیگری را که می‎توانم نشان دهم و یکی از مشکلات مسؤل کامنتهای سایت بود و جوابی هم نگرفت، کامنت خود اقبالی عزیز بود.

دوست عزیزم اقبالی در کامنتی، خطاب به عده‎ای، از اصطلاح "عربده کشی" استفاده کرده بود. همان زمان مسؤل کامنتها به ایشان اعتراض کرد ولی پاسخی نگرفت. به کامنت اقبالی عزیز دست نزد چون چنین اختیاری نداشت ولی کامنتی را که در جواب ایشان و با همان لحن نوشته شده بود، بر اساس موازین سایت منتشر نکرد و فحش و بد و بیراه کامنت نویس را به جان خرید.

من در بحث‎های چند روز اخیرم این سؤال را مطرح کردم: "اقبال جان شما در کامنتی از اصطلاح نامطبوع "عربده کشی" استفاده کردید. روز بعد یک نفر با نام تجزیه طلب، در جواب شما نوشت: "عربده کش خودتی و جد و آبادته"

 در اینگونه موارد چه باید بکنیم. لطفا جواب دهید تا بتوانیم به نتیجه ای برسیم. آیا باید هر دو کامنت را عدم انتشار زد و گفت که لطفا دعواهایتان را ببرید بیرون از اینجا یا اینکه باید هر دو را منتشر کنیم و منتظر بد و بیراه ها و مشت و لگدهای بعدی بمانیم؟

متاسفانه اقبالی عزیز هنوز که هنوز است به این سؤال ساده پاسخ نداده است. طبیعتا جواب می‎تواند بله یا خیر باشد. البته شاید بتوان همین مقاله ایشان را به عنوان پاسخ این سؤال در نظر گرفت و به این نتیجه رسید که باید نه تنها هر دو را منتشر کرد بلکه باید کامنتهای بعدی را هم که احتمالا فحش خواهر و مادر و... خواهند بود، در معرض دید همگان قرار داد تا "قوم‎پرستان فاشیست"، "افشا شوند"!

البته که اقبالی عزیز نمی‎تواند با انتشار اینگونه کامنتها مخالف باشد زیرا در این صورت به اعتقاد خود مبنی بر "آزادی بی حد و حصر" بیان پشت خواهد کرد. ولی جواب "بله" نیز برای ایشان مشکل ساز است. در این صورت ایشان توافقی را که در دست داریم زیر پا می‎گذارد. توافقی که درست یا غلط، بخشی از قانون اساسی سایت ماست و معلوم نیست وقتی که ما به رژیم شاه و شیخ ایراد می‎گیریم که قانون اساسی‎ای را که خود نوشته، زیر پا می‎گذارد، چگونه می‎توانیم قانون اساسی خودمان را لگدمال کنیم!

اقبالی عزیز همواره و به درستی بر دمکراسی تاکید می‎کند. من و دیگران هم همین کار را می‎کنیم. به ندرت می‎توان کسی را پیدا کرد که بر لزوم دمکراسی برای جامعه ما تاکید نکند. ولی مشکل در اینجا درک از دمکراسی است.

از دید من، دمکراسی هدف نیست بلکه وسیله‎ای است در خدمت فراهم ساختن آزادی و آرامش و امنیت برای انسانها. از نگاه من، آزادی در گفتار و نوشتار و کردار حد و حدودی دارد. این آزادی جایی به پایان می‎رسد که شان انسانها و امنیت و آرامش آنها را مورد تهدید قرار می‎دهد. در درک من از آزادی، توهین و تحقیر و اتهام و... جایی ندارند. خوشبختانه اقبالی عزیز هم که در گذشته بر "آزادی بی حد و حصر گفتار و نوشتار" تاکید می‎کرد، در نوشته اخیر خود، آن را به "آزادی گفتار و نوشتار سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی" محدود نموده ولی هنوز تکلیف خودش را با آزادی توهین و... مشخص نکرده است و جایی که به نفع خود اوست آن را می‎پذیرد و زمانی که به نفعش نیست، درباره آن سکوت می‎کند.

آنچه که ما امروز در ایران‎گلوبال با آن درگیریم، مشکل کامنتهاست.

نظر من این است که توهین و تحقیر و... نباید منتشر شود زیرا علاوه بر مشکلات حقوقی که دارد، شان انسانها را نیز خدشه‎دار می‎کند.

دوست دیرین و همکار عزیزم آ. ائلیار پا را از این هم فراتر می‎گذارد و معتقد است که کامنتهای بیربط با مطالب نیز نباید منتشر شوند زیرا زحمات نویسنده را هدر می‎دهند و بحث در مورد اصلی را منحرف می‎کنند. آ. ائلیار می‎گوید که این کامنتها را می‎توان بدون نام مقاله و نویسنده آن به "صفحه شما" منتقل کرد. صرفنظر از مشکل فنی این کار که باید فراهم شود، من هم در این مورد با ایشان هم‎نظرم و آن را می‎پذیرم. از دید من این حرف کاملا منطقی است زیرا هدف ما از ایجاد امکان کامنتها، فراهم آوردن مکانی است برای تبادل نظر و بحث و گفتگوی سازنده و مدنی درباره مسائل مطرح شده در مقالات و مطالب و نه میدانی برای "چات" و تسویه حساب و درگیری و بددهنی و ناسزا و... جای کامنتهای نامربوط با مقالات و مطالب منتشر شده (و باز هم نه توهین و...) در "صفحه شما"ی سایت است. ایشان همچنین نظرات دیگری هم دارند که در اینجا به آنها نمی‎پردازم.

تا آنجایی که برای من روشن شده است، اگر اشتباه برداشت نداشته باشم، در این نظر دو نفر دیگر از همکارانم هم با ما هم‎رای هستند. دوست دیرین و همکار عزیزم آقای توکلی هم نظرات خاص خود را دارند که امیدوارم آنها را در معرض قضاوت خوانندگان قرار دهند.

با امید به اینکه به یاری خوانندگان گرامی، مشکل کامنتها یک بار برای همیشه برای ما حل شود.

سوم آوریل 2014

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی گرداننده تارنمای ایران گلوبال، پیش از این من ایمیلی را فرستاده ام که دوست گرامی، اژدر بهنام نیز پاسخی به آن ایمیل داده اند، دوستان گرامی، انتخابات آزاد در هیچ کجای جهان برابر با تقلب در انتخابات نیست و برنده شدن و قهرمان شدن در یک مسابقه ورزشی در هیچ کجای جهان برابر با مدال آوردن از راه دوپینگ نیست! این که نویسندگانی که باید آنها را ورشکستگان سیاسی بنامیم پس از آن که می بینند نوشته های آنها خواننده ندارند با ده ها نام و ده ها آی پی انبوهی از کامنت های رنگارنگ را با نام های زنانه و مردانه و خط فارسی و لاتین به ایران گلوبال می فرستند تا وانمود کنند که "ما بیشمارانیم!" در هیچ کجای جهان نه آزادی بیان نام دارد و نه آزادی قلم! و در هیچ کجای جهان چنین کردار ناهنجاری نه آزادی عقیده نام دارد و نه آزاداندیشی! چنین کسانی که درباره زبان مادری و زبان پدری و زبان عمه ای و زبان خاله ای پیاپی
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیزان، نظرم را همینجا قید میکنم که خواننده دیگر اینجا و آنجا بدنبال نظرات نگردد. 1- با کلیاتی که اقبالی گرامی و بهنام عزیز و حتی دوستان دیگر در مورد آزادی مطرح میکنند و کلاً در جریان آنها هستم موافقم. ولی بهتر است توجه کرد: . جامعه حوزه ی « عمومی» ست . سایت یک حوزه ی خصوصی ست. تفاوت ماهوی دارند و یکی نیستند . برخی دوستان شرایط جامعه را به سایت تحمیل میکنند که درست نیست. مشکل ما در کلیات نیست. بل در جزئیات است و به ویژه در مورد کامنتها در زیر مقالات و ص.شما. بنا براین من از کلیات در میگذرم. و به نکات اساسی و مشکل گشا برای کارمان می پردازم. ما تا کنون مقرراتی در این مورد داریم که دوستان میتوانند در بخش درباره ما ملاحظه کنند.آنجا داریم:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاى اقبالى مطالبى از رسنانهاى وابسطه به نيروهاى امنيتى-نظامى ايران در اين سايت منتشر ميكند. بنظر ميرسد كه براى ايشان منبع خبر مهم نيست، فقط مزمون تركستيزى مطلب مهم است. نظر شما و كلان نظر سايت در اين باره چيست؟