سفر روحانی به بلوچستان و انتظارات مردم بلوچ

عملکرد مأيوس کننده دولت روحانی در ده ماه گذشته تا به امروز واکنشی منفعلانه و نوميد کننده در مقابل کنش مملو از اميد و حسن نيت اهل سنت ايران، اقوام و به‌خصوص بلوچ‌ها که با خوش‌بينی آرای خود را در سبد انتخاباتی وی ريختند، می‌باشد. وانهادن رفع معضلات و تعلل در حل مشکلات اهل سنت و اقوام ايرانی به بهانه ارجحيت واگشودن مسئله هسته‌ای و فروکش نمودن تنش‌های بين‌المللی، نمی‌تواند راهگشای گرفتاری‌های ساختاری درونی و بيرونی باشد

 

بلوچستان !آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟ يا گرفته است هنوز ؟
من در اين گوشه که از دنيا بيرون است 
اميدی به سرم نيست، از بهاران خبرم نيست 
کورسوی اميدی ز چراغی اينچنين رنجور
همچنان قصه پرداز شب ظلمانی ماست 
نفسم می گيرد، که هوا هم اينجا زندانی ست 
هر چه با من اينجاست، رنگ رخ باخته است 
آفتاب اميد و اعتدالی هرگز، گوشه چشمی هم
بر فراموشی اين دخمه تاريک نينداخته است
اين چه راز ی است که در فروردين
هر بار بهار با عزای دل ما می ايد ؟
(با اقتباس از شعر ارغوان هوشنگ ابتهاج)

مولانا عبدالحميد که نقش کليدی را در آزادی مرزبانان ايفا کرده بود، از مردم زاهدان درخواست نموده روز سه شنبه ٢٦ فروردين استقبال وسيع و شايانی از رئيس جمهور در استاديوم ورزشی زاهدان بعمل آورند. اين در حالی است که حسن روحانی با ناسپاسی و يا ترس از اصولگرايان افراطی وابسته به فرقه مصباحيه هيچگونه اشاره ای به نقش کليدی مولانا عبدالحميد و علمای اهل سنت در بيانيه خويش نکردند. و علی يونسی مشاور ويژه وی در امور اقوام و اقليت‌های مذهبی نيز سکوت معناداری را پيشه نمودند. اگرچه مولانا عبدالحميد بارها تاکيد نموده که تلاش برای آزادی مرزبانان را وظيفه ملی و شرعی و انسانی خود می دانسته و هيچگونه نيازی به تشکر و سپاس ‌گزاری کسی نيست. با اين حال عليرغم بُخل در امتنان و امتناع از قدردانی از علمای بلوچ توسط رئيس جمهور، مولانا عبدالحميد از مردم استان درخواست نموده تا با سعه صدر، خوشبينی و اميد به تغيير و اعتدال، مهمانوازی خود را به نمايش بگذارند. در نتيجه استقبال مردمی از روحانی در زاهدان تضمين شده است! رئيس جمهور به استانی سفر می کند که اکثريت مردم آن به اميد اعتدال در سياست های امنيتی ـ نظامی نظام و رفع تبعيض های متعدد قومی و مذهبی و نفی حکومت پادگانی بر اساس بيانيه ده ماده ای شماره ٣ انتخاباتی ايشان در مورد اعاده حقوق ضايع شده اقوام، اديان و مذاهب به وی رای دادند. متاسفانه کارنامه دولت ايشان در تحقق شعاری های انتخاباتی و از جمله معاودت حقوق مردم بلوچ و ديگر اقوام و مذاهب ايرانی تا به امروز مايوس کننده بوده است، زيرا نه تنها هيچکدام از وعده های مندرجه در بيانيه ده ماده ای به دلايل مختلفی از جمله عدم اراده ذاتی عملی نشده اند، بلکه اعدام ها، دستگيری ها و فشارهای افراطيون بر عليه اهل سنت و اقوام ايرانی بخصوص در بلوچستان افزايش يافته است.

در اسفند ماه گذشته نمايندگان ادوار اهل سنت‌ استانهای کردستان، گلستان و سيستان و بلوچستان از عملکرد دولت روحانی و ناکارآمدی علی يونسی دستيار ارشد رئيس‌جمهور در امور اقوام و اقليت‌های مذهبی انتقاد کردند. يونسی در آذر ماه سال گذشته اعتراف کرد که دولت موفق نشده است تا مسئوليت وزارتخانه يا استانداری را به اقليت های قومی و مذهبی بدهد. حجت الاسلام يونسی در گفت و گو با روزنامه ايران گفته بود: برخی، اقليت ها را "غيرخودی" به حساب می آورند و معتقدند که پست ها و ماموريت های حساس را نمی شود به عهده "غيرخودی ها" گذاشت . رحمانی فضلی وزير کشور کابينه روحانی در مراسم توديع و معارفه استاندار کردستان نيز با پاشيدن نمک اضافی بر زخم کهنه اقوام گفت: "هر چی گشتم گزينه بومی مناسب برای استانداری پيدا نکردم؛ من خيلی دوست داشتم فردی بومی به عنوان استاندار منصوب شود ولی کسی با ويژگی ها و شاخص های مطرح شده پيدا نکرديم". يعنی در عرض ٣٥ سال حاکميت جمهوری اسلامی حتی يک نفر در بين بيش از ١٥ ميليون سـُـنی ايرانی اجازه رشد حتی تا سطح استاندار را نيز نيافته. آقای علی يونسی نيز در مصاحبه خود با روزنامه آرمان می گويد: "محروميت‌های مناطق قومی ناشی از عملکرد دولت‌ها نيست، بلکه بدليل اينکه تحصيلات در مناطق اهل سنت و قوم نشين محدود و امکان تحصيل کمتر بوده است با ملاک شايسته سالاری آنها کمتر موفق به احراز اين مناصب و مشاغل می شوند". نگارنده ٤ ماه پيش در مقاله ای بنام "خلف وعده روحانی و "طمع عــُمـری ها " يکی داستان است پر آب چشم" نوشتم که بسيار ساده لوحانه است اگر بپذيريم رئيس جمهور مملکت اختيار و آزادی انتخاب حتی يک استاندار را هم ندارد. و اما چرا ميليون ها سـُـنی ايرانی هر چهار سال يکبار با اميدی واهی بسوی "صندوق های سراب" سرازير می شوند، و يا اينکه عليرغم بدقولی ها و ناسپاسی های ممتد، روز سه شنبه هزاران بلوچ راهی استاديوم ورزشی زاهدان خواهند شد؛ خود يکی داستان است پر آب چشم، که گر نويسم شرح آن بی حد شود، مثنوی هفتاد من کاغذ شود. شايد هم انتظارات مردم بالاست و طمع خوشه گندم از دانه "جو" ای که در انتخابات کاشته اند دارند.

سومين و آخرين سفر رئيس جمهور پيشين به بلوچستان دقيقا سه سال پيش در اواخر فروردين صورت گرفت. او طبق روال هميشگی وعده داد سيستان و بلوچستان را به سرعت آباد و استان را به زيباترين و امن‌ترين استان کشور تبديل می کند. سه سال پيش نيز در مقاله ای بنام " آمدند، نشستند و گفتند و رفتند!" به کالبدشکافی سفر احمدی نژاد و کابينه اش به بلوچستان پرداختم و نوشتم که ايشان در دو سفر ماقبل آن وعده‌های فراوانی داده بودند که اکثريت قريب به اتفاق آنها عملی نشدند. در سفر سوم ۲۲۰ مصوبه جديد به ليست متروکه ۱۷۶ مصوبه سفر اول و ۲۵۰ مصوبه سفردوم افزوده شدند. و اينکه بيشتر بودجه‌های اختصاصی برای توسعه و عمران استان بجای فقرزدائی و رفع تبعيض و محروميت زدائی، صرف پروژه های کلان امنيتی نظامی نظير بسيج عشايری وابسته به سپاه، احداث پادگانها، برج ها، حفر خندق و ديوار کشی مرزی توسط سپاه پاسداران می شوند. در نتيجه آقای روحانی بايد بدانند که دوصد گنج شايد به گفتار داد، که نتوان يکی زان به کردار داد! و مردم منتظر اقدامات عملی هستند و نه تکرار و انباشته نمودن وعده های جديد بر انبوه وعده های متروکه سابق! يا وگرنه با گرگ دنبه خوردن و با چوپان گريه کردن سودی عايد مظلومان نخواهد شد.

عملکرد مايوس کننده دولت روحانی در ده ماه گذشته تا به امروز واکنشی منفعلانه و نوميد کننده در مقابل کنش مملو از اميد و حسن نيت اهل سنت ايران، اقوام و بخصوص بلوچها که با خوشبينی آرای خود را در سبد انتخاباتی وی ريختند، می باشد. وانهادن رفع معضلات و تعلل در حل مشکلات اهل سنت و اقوام ايرانی به بهانه ارجحيت واگشودن مسئله هسته ای و فروکش نمودن تنش های بين المللی، نمی تواند راهگشای گرفتاری های ساختاری درونی و بيرونی باشد. زيرا در محاسبه نهايی سياست خارجی نظام به نوعی بازتاب سياست داخلی آن است. حيرت آور است که رئيس جمهوری بجای عملی نمودن وعده ها و پاسخگويی به موکلين خود، مرعوب افراطيونی شده است که نه تنها به او رای ندادند بلکه در انتخابات با کمتر از ١٠ درصد آراء شکست خوردند. اين نيز جزو شگفتی های "مردم سالاری" در جمهوری اسلامی است. آقای دکتر روحانی در روز سه شنبه در استاديوم ورزشی زاهدان بايد بعنوان وکيل منتخب مردم صادقانه به موکلين خود با شفافيت بگويد که چرا و به چه دلايلی "خـُـلف وعده" کرده است؛ و موفق نشده به هيچکدام از "وعده های دهگانه" خود جامعه عمل بپوشاند. ايشان بايد توضيح بدهند که چرا بر دستگيری ها، سرکوب ها و اعدام ها در مناطقی مانند بلوچستان افزوده شده است؟ چرا حتی يک سـُـنی در ميان صدها مدير ارشد دولتی وجود ندارد؟ چرا و به چه دليلی اهل سنت بايد به شرکت در انتخاباتی رئيس جمهوری ترغيب شوند که آن رئيس جمهور حتی اختيار و آزادی انتخاب يک استاندار (از اهل سنت) را ندارد؟ مردم بلوچ به همراه هموندان سيستانی خود انتظارات "دهگانه" زير را از رئيس جمهور منتخبشان دارند:

١ ـ تغيير نگاه امنيتی ـ نظامی و لغو حکومت پادگانی و سرکوب و تبديل ساختار و روش‌های سياسی- امنيتی به نظام مديريت علمی و مردمی در استان سيستان و بلوچستان.

٢ ـ فقرزدايی و رفع تبعيضات قومی، مذهبی، زبانی، فرهنگی، اقتصادی و اشتغالی بر عليه مردم بلوچ در همه ابعاد و اشکال آن؛ و اجازه ساخت مسجد برای اهل سنت در تهران و ممانعت از توهين به مقدسات اهل سنت.

٣ ـ مشارکت و حضور عملی اقوام، اهل سنت و بلوچها در مديريت های کلان کشوری و استان در سطوح مختلف از جمله عضويت در کابينه. زيرا اگر اين مملکت ملک مشاع همه ايرانيان است، بايد در حيطه عمل اينگونه شود، و نه در شعارهای عوامفريبانه و تعارفات رايج.

٤ ـ فراهم نمودن امکانات و انگيزه های آموزشی برای بيش از ده درصد از فرزندان بلوچ که از تحصيل ابتدايی محروم هستند و همچنين برچيدن مدارس کپری در بلوچستان، و تدريس زبان مادری بطور رسمی در سطوح مدارس و دانشگاه‌ها دراجرای کامل اصل ١٥ قانون اساسی.

٥ ـ انتصاب نيروهای شايسته ( و نه رانتخواران ولايتمدار) محلی در پست‌های مديريتی استان و حمايت تقويت و تفويض اختيار و واگذاری امور اجرايی استان و دانشگاهها به بلوچها؛ و نفی کامل تبعيضات آزاردهنده در اشتغال تحصيلکردگان بلوچ.

٦ ـ تقويت جامعه مدنی و دانشگاهيان بلوچ بهمراه ارج نهادن به فرهنگ، هنر، ميراث تاريخی و ادبيات بلوچ و پيشگيری از زوال آن؛ و آزادی زندانيان سياسی بلوچ و اهل سنت.

٧ ـ آغاز مطالعات علمی و تدوين برنامه‌ و اجرای پروژه های کلان زيربنايی، گازرسانی، صنعتی، کشاورزی، شيلات، عمرانی، اقتصادی، فرهنگی و تجاری (بخصوص آزادی بدون آزار تجارت مرزی و بازرچه های مرزی) به منظور جبران عقب ماندگی های نيم قرن اخير و استفاده بهينه از منابع بکر و سرشار مادی و انسانی بلوچستان.

٨ ـ توقف پروسه "بلوچ زدايی" و محروميت بلوچها از طريق ضبط و مصادره شناسنامه بلوچها و همچنين املاک و اراضی آنها توسط غير بومی ها و نهادی های حکومتی؛ حل نهايی معضل هامون و جازموريان.

٩ ـ تدوين قوانين لازم برای اجرای کامل اصول معطل قانون اساسی به ‌ويژه اصول ٣، ١٢، ١٥، ١٩، ٢٢ به منظور رفع نابرابری های نهادينه شده و تبعيضات عديده در نظام جمهوری اسلامی.

١٠ ـ قدردانی از نقش مثبت علما، تحصيلکردگان، هنرمندان، فرهنگيان، معتمدين و دانشگاهيان بلوچ در استمرار همزيستی بين شيعه و سـُـنی و بخصوص نقش موثر و اخير مولانا عبدالحميد در آزادی مرزبانان و آبرسانی رودخانه هيرمند به درياچه هامون.

عبدالستار دوشوکی
مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن
doshoki@gmail.com

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رییس جمهور ایران که به استان محروم سیستان و بلوچستان سفر کرده است در سخنرانی خود با قصد فریب مردم مسائلی را در مورد اقلیتهای قومی و مذهبی و ملیتها به زبان رانده است که از این طریق بیش از پیش صفت دروغگویی و حیله گر خود را آشکار ساخته است.

روحانی در این سخنرانی که امروز 26 فروردین در زاهدان انجام شد با بیان اینکه قانون اساسی تفاوتی پیروان مذاهب و اقوام در نظر نگرفته است،‌ گفت:‌ "ما در کشور شهروند درجه دو نداریم و همه افراد از حقوق شهروندی برابری برخوردار هستند."

وی با بیان اینکه تمام اقوام و مذاهب اعم از شیعه و سنی باید برای امنیت این سرزمین دست به دست یکدیگر دهند اظهار کرد: "ما همه تابع قانون اساسی هستیم. در این قانون بین اقوام و پیروان مذاهب تفاوتی وجود ندارد و همه مردم این سرزمین تحت لوای قانون اساسی از حقوق شهروندی برابر برخودار هستند."

این سخنان کاملا فریبکارانه در حالی صورت