ایران گرایی و اسلام گرایی!تاملی بر نوشته فیسبوکی آقای صادق زیبا کلام!

برای پاسخ به این پرسش باید به خاستگاه آن نه تنها به 1400 سال پیش برگردیم بلکه حداقل به عنوان یک علت ،آن را در حکومت تئوکراتیک ودین مدار و سراسر دینی ساسانیان و حتی قبل از آن،جستجو کنیم. شکست و یا پیروزی در جنگ را نمی توان همیشه به مثابه غلبه و چیرگی یک ملت و یا یک ایده بر دیگری قلمداد کرد.نظیر چنین شکستهایی را ما ملت ایران چه قبل و چه بعد از اسلام هم داشته ایم. تاریخ قدیم و معاصر اروپا از جمله در طول جنگ جهانی اول و دوم نیزبخود دیده است!چه عاملی باعث میشود و یا شده که...

دوستان گرانقدری مطلبی را از آقای صادق زیبا کلام بنام "ایران گرایی واسلام گرایی" را به اشتراک گذاشته بودند.پس از خواندن این مطلب که بقول آقای زیبا کلام جوابی بوده به برخی شکوایه ها و اعتراض دوستان خود،روشن کردن برخی نکات به نظر لازم میاید!در مطلبی بسیار کوتاه،پرداختن به موضوعاتی مانند"ایرانیت و اسلامیت"ایران کاریست بس دشوار که گمان میکنم از دست استاد گرانقدری مانند آقای زیبا کلام نیز بر نیامده است!و در عوض به سئوالات و شبهه های بیشتری دامن زده است! آقای زیبا کلام در پایان مطلب خود بدرستی اشاره کرده اند که:دیگران در کدام وادی ها هستند وما در گیر چه چشم اندازهایی هستیم.این جمله ایست طلایی که باید آن را قاب گرفت!ولی این پرسش بوجود میآید که چرا ما چشم اندازهایمان اینست ووادی آنها دیگری؟ برای پاسخ به این پرسش باید به خاستگاه آن نه تنها به  1400 سال پیش برگردیم بلکه حداقل به عنوان یک علت ،آن را در حکومت تئوکراتیک ودین مدار و سراسر دینی ساسانیان و حتی قبل از آن،جستجو کنیم. شکست و یا پیروزی در جنگ را نمی توان همیشه به مثابه غلبه و چیرگی یک ملت و یا یک ایده بر دیگری قلمداد کرد.نظیر چنین شکستهایی را ما ملت ایران چه قبل و چه بعد از اسلام هم داشته ایم. تاریخ قدیم و معاصر اروپا از جمله  در طول جنگ جهانی اول و دوم نیزبخود دیده است!چه عاملی باعث میشود و یا شده  که امپراتوری ایرانی اشکانیان که در مقابل هجوم اسکندر به تاریخ می پیوندد و پیروزی مقدونیان و سپس سلطه حکومتهای سلوکیان را در پی خود دارد و یا هجوم خانمانسوز و وحشیانهء چنگیز و تیمور لنگ وافاغنه، با ما آنچه "اسلام" کرد ،را نمی کنند؟ من اینجا عمدا واژه اسلام را آورده ام چرا که از خود هیچگاه نپرسیده ایم آن چه بود که عرب بادیه نشین و بی فرهنگ وبی  تمدن وسر بر ریگهای بیابان داشته را به خود می آورد و یکپارچه میکند؟ سپس با اسلام که به عنوان "دین"  از نهاد زندگی بیابانی و خشن عرب بر خاسته  وتمام  خشونتهایش وعقب ماندگی هایش رادر قالب "اسلام"  اینک ایدئولوژیک نیز کرده است،چون سلاحی سهمگین و تجاوز گرو توسعه طلب در دست عرب ، او را روانه جنگ با ایران و ساسانیان می نماید.به همین دلیل نیز ما ایرانی ها که بوسیله "اسلام" هتک حرمت شده ایم و چون خود اینک مسلمان تر از عرب گشته ایم، این انتقام تاریخی را همیشه خواسته ایم از"عرب " بگیریم. ما پس از 1400 سال سر گشتگی و پرواز در آسمان ملکوتی  اسلام ،چگونه انتقام این هتک حرمت خود را از "خود مسلمان" شده ،میتوانیم بگیریم ؟پس چه بز بلا گردانی بهتر از "عرب" ستیزی و زدن عرب! و هر روز را در حافظه تاریخی در حال گرفتن این انتقام هستیم، که نتیجه اش میشود ادعای آقای خامنه ای بعنوان"رهبر مسلمین جهان"!. آنچه آقای زیبا کلام به عنوان تمایلات "نژاد پرستانه" به آن اشاره دارند،در گم کردن همین سوراخ دعا میباشد،که به جای خود مسلمان شده و تاریخا سر درآستان فرهنگ دینی داشته ،"عرب " را میزنیم وبدرستی این زدنها و تنفر تا حد نازل همان اشاره شما ، دعوای بین طرفداران دو تیم فوتبال سقوط میکند.و این سر گشتگی و اینکه از کجا خورده ایم در ما و ذهن ما تاریخی شده و به همین دلیل هم بیش از سد سال تاریخ مشروطه که آغاز مبارزه میان تجدد و عقب ماندگی است ، ما را در نهایت به دام حکومتی "دینی" که عده زیادی باز به اشتباه از آن بعنوان حمله دوم عرب یاد کرده و میکنند، انداخت. این همان دادن آدرس اشتباه در شناخت و پرداختن به ریشه های مشکل و مسائلمان است که با گذشت هزار و چهار سد سال خوردن از "اسلام" هنوز حیران و سرگشته ایم که از کجا خورده و هنوز هم میخوریم!آنچه با ما رفته و میرود،ریشه در فرهنگ تاریخا دینیمان دارد.و اینست آن گرفتاری که با تکرارش در 1400 سال پیش از دست حکومت دینی ساسانیان به لانه "اسلام"پناهنده و اینک از ظلم وستم این مار به لانه دینهای دیگری از زرتشتی و مسیحی گرفته تا انواع و اقسام دینهای دیگر پناه میبریم!و گویی یکباره یادمان افتاده که ما در دوره ساسانیان متمدنتر از عرب بودیم و تولید پادزهر علیه ویروس عرب ، به جای ویروس نهادینه شده در خود یعنی "اسلام"  را آغاز کرده ایم! ارتجاعی تر از این را فقط درما ملت ایران میتوان سراغ گرفت!و مصیبت بار تر اینکه باز هم عده کثیری از "روشنفکران" طلایه داران و آغاز گران این جنبش بازگشت به خود و یافتن خود تاریخیمان هستند.و حکایتمان سفر افسانه ای "سیمرغ" خواهد بود که در پی سفری اعجاب بر انگیز! و پر مخاطره در حال پرواز به کوه قاف برای جستن "سیمرغ" هستیم و با رسیدن به آنجا قطعا آنچه خواهیم یافت و خواهیم دید،همان من و مای "دینخو"خواهد بود، ولی در لباسی دیگر و نامی و نشانی دیگر!

 هر چند از این نوشته کوتاه شاید بوی "اسلام ستیزی"در وحله اول بمشام برسد ، اما هدف من مبارزه با "اسلام" ویا دین ستیزی نیست!هدف من برانگیختن ،فکر و اندیشه در ریشه یابی مسائل و مشکلات است و باز گرداندن "دین" به مثابه اولین وشخصی ترین مسئله هر انسان به قلبها و دلهاوخانه نشین کردن و مسجد نشین کردن آن می باشد! کاری که در آن وادی مورد اشاره اقای زیبا کلام نموده اند!هدف تفکر و اندیشه درژرفترین نکته های تاریخمان با چشمی باز و عاری از تعصب و کینه نسبت به هر آنچه بر ما رفته و میرود وباز پرداختن به خود و کاویدن خود میباشد. عرب ستیزی و انداختن گناه خود به گردن دیگران، تنها پوشاندن خود با ململی نازک خواهد بود، که نمی تواند،پوشاننده تمامی تن تاریخا دینیمان با زخمهای ریز و درشت آن باشد و نمی تواند پایه ای محکم و درست برای سر بر افراشتن و نگاه کردن  به جلو و رساندن خود به وادیهای دیگر ی باشد.باید دست از سطحی نگریها و دل داشتن در آسانگیری کارها برداشت وبا چشمانی بازدر راهی  برخاسته از تفکر و اندیشه خود، نه عاریتی! و عریان کردن  تار وپودمان با تمامی آنچه در طول تاریخ بعنوان "داشته هایمان" به ما رسیده ودر آویختن با آنها و بیرون کشیدن "خودی" دیگر راهمان را بسوی وادیهای دیگر بگشائیم.

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هرکلکی یکبار میگیره نه بیش تر جدایی دین از سیاست و عقیده شخصی ودین خلاصه شده در عبادت فردی به درد سکولار کردن اروپای مسیحی خورد به دو دلیل یک اساسا مسیح دین رهبانیت واسلام دین اجتماع عیسی حکومت نکرد پیامبر حکومت تشکیل داد پیامبر رسما به پیروانانش گفت خداوند رهبانیت دین من رو درجهاد قرارداده لذا ماهیت این دو دین از اساس در برخورد با اجتماع متفاوت دوم تمام مردم دیندار دنیا به چشم دیدند جدایی دین از حکومت به ازادی همجنسگرایی و...ودرکل نفی تمام ارزشهای دینی ومبارزه با تمام نمادهای دینی درعمل تبدیل شد وانکار خدا وقیامت لذا دیگه فریب اینکه سکولار دین ستیز رو نمی خورند پس فقط از این به بعد تنها جامعه ای سکولار میشه که مردمش لائیک باشند که حالا حالا ها ملت ایران با یک سابقه دو سه هزارساله درپرستش خداوند با این قضیه فاصله دارند فاتحه تمام ارزشهای انسانی رو غرب خوند امکان نداره هیچ جامعه مذهبی به سکولار اعتماد بکنه