رابطه جمهوری اسلامی ایران با جمهوری آذربایجان و دورنمای آن

آنچه مسلم است و می تواند در سرنوشت سیاسی منطقه تاثیر گذارد، زندگی میلیون ها هم زبان و هم تبار آذربایجانی است که در دو سوی مرز ساختگی و قراردادی زندگی می کنند، آنان با هزاران پیوند تاریخی، زبانی، فرهنگی و عاطفی به هم وابسته و از هم تاثیر پذیرند...

رابطه جمهوری اسلامی ایران با جمهوری آذریابجان و دورنمای آن

رابطه جمهوری اسلامی ایران با جمهوری لائیک آذربایجان دوران پر فراز و نشیبی را تجربه کرده، گاهی با دوستی، تفاهم و همزیستی مسالمت آمیز پیش رفته و گاهی دیگر با تخاصم، کینه ورزی، توطئه و تهدید همراه بوده است. بنابرین رابطه بین دو کشور که بیش از 618 کیلومتر مرز مشترک دارند تحت تاثیر رخداد های گوناگون بویژه رویکرد حاکمان تهران و پیشبرد دکترین شیعه و مداخله در امور داخلی جمهوری آذربایجان با تنش پیش رفته است. به نظر می رسد، با آغاز کار دولت حسن روحانی که نام خود را « دولت تدبیر و امید » گذاشته، دور جدیدی در دیپلوماسی  و رابطه با کشور های دیگر بویژه همسایگان آغاز شده است. تردیدی نیست که دولت روحانی برای سرپوش گذاشتن به ناتوانی های خود در سیاست داخلی و خروج از بحران شدید اقتصادی و سیاسی از این رویکرد به صورت تاکتیک استفاده خواهد کرد. با نگاهی کوتاه و گذرا به رابطه دو کشور در گذشته می توان دورنمای آینده آن را در چند مرحله تبیین کرد.

1--  جمهوری آذربایجان در پی انقلاب اکتبر در سال 1918 به رهبری محمد امین رسول زاده بنیان گذاری شد و بعد از مدت کوتاهی در ترکیب اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفت و تا فروپاشی شوروی در سال 1991 در ترکیب آن باقی ماند. با خروج از آن از سوی سازمان ملل و دیگر کشور ها به رسمیت شناخته شد. در مدت کوتاهی به کنوانسیون های جهانی و سازمان های منطقه ای پیوست. هم اکنون در دو سازمان « اکو » و سازمان همکاری کشور های اسلامی « او آی سی » با جمهوری اسلامی ایران هم پیمان است. جمهوری آذربایجان در سال های نخست با جدال و کشمکش های فراوانی در درون خود روبرو بود، در نتیجه تا برقراری ثبات سیاسی و اقتصادی بخشی از خاک آن در منطقه قره باغ( 20درصد) به اشغال ارمنستان درآمد که تا امروز هم این اشغال ادامه دارد.

حاکمان جمهوری اسلامی شادمان از فروپاشی شوروی بر این باور بودند که جمهوری های مسلمان نشین آن، بویژه جمهوری آذربایجان که مردم آن شیعه مذهب اند با آغوش باز اندیشه های عقب مانده و ارتجاعی و شیوه حکومتی آنان را خواهند پذیرفت. از آن رو از همان روز های نخست فروپاشی با فرستادن نفرات زبده و مبلغ خود به ایجاد پایگاه در بین مردم بویژه تهیدستان و محرومان جامعه آذربایجان پرداختند. با تشکیل کمیته های امداد امام و سازمان ها ونهاد های دیگر و پخش مایحتاج غذایی اندک، همراه با پخش وسیع و گسترده نشریات ارتجاعی به تقویت پایگاه های خود ادامه دادند، همزمان گروهی از جوانان را بطور رسمی و گروه بزرگتری را بطور غیر رسمی انتخاب و به حوزه های علمیه کشور وارد کردند تا برای آینده آماده سازند. در این میان تعدادی از مردم آذربایجان برای دیدار از اقوام و آشنایان که سال ها حسرت دیدار آنان را داشتند به این سوی مرز آمدند، رابطه بین دوسوی مرز بیشتر شد. افزایش این آمد وشد باعث گردید که مردم جمهوری آذربایجان با واقعیت ارتجاع حاکم بر ایران از نزدیک آشنا شوند. در نتیجه پیوند آنان با سکولاریزم که از سال های طولانی با آن آشنایی داشتند بیشتر شد. بنابرین اختلافات بینشی بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری لائیک آذربایجان از همان روز های نخست نمایان شد.

2—قانون اساسی جمهوری آذربایجان با همه کاستی ها و نارسایی های خود، منشاء قدرت را مردم آذربایجان می داند و آن را در قانون اساسی خود ذکر کرده است. همه شهروندان از زن و مرد، دیندار و بیدین، باورمند و غیر باورمند از حقوق شهروندی و یکسان برخوردارند، زنان در همه سطوح( کار، تحصیل، ورزش، دیه، میراث، حق حضانت و...) با مردان برابرند. دختران و زنان نمی توانند در مدرسه و محل کار از چادر، مقنعه و چارقد به صورت سمبل اسلامی استفاده کنند. در برخی موارد روحانی ها از حق کاندبد شدن برای گزینش در نهاد های سیاسی منع شده اند و یا پیش از انتخابات باید از مقام خود کنار روند. در آذربایجان کسی به نام خدا حکم نمی راند، در نتیجه تفاوت های فاحشی بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری لائیک آذربایجان وجود دارد که خوشآیند حاکمان تهران نیست. در این میان با تثبیت حکومت در باکو قدم های بلندی در راستای توسعه اقتصادی و سازندگی برداشته شد. همکاری بین شرکت های خارجی بویژه در حوزه انرژی افزایش یافت. میلیارد ها دلار برای خط لوله از مسیر ترکیه تا دریای مدیترانه سرمایه گذاری شد. در همه این سرمایه گذاری ها که شرکت های بزرگ مشارکت دارند، با خواست و فشار ایالات متحده آمریکا، جمهوری اسلامی کنار گذارده شد. همراه با همکاری های اقتصادی، همکاری های نظامی هم به شکل بیسابقه ای افزایش یافت. جمهوری آذربایجان به پیمان نظامی ناتو نزدیک تر شد. همراه با افزایش درآمد های نفتی، خرید سلاح های مدرن مانند هواپیماهای بی سرنشین از اسرائیل و تانک های پیشرفته از ترکیه به سرعت افزایش یافت. در پیآمد آن همکاری نزدیکی بین باکو و تل آویو برقرار شد که خوشآیند حاکمان تهران نبود و به شدت مورد انتقاد آنان قرار می گرفت. در نتیجه در دوران احمدی نژاد رابطه بین تهران و باکو رو به تیرگی گذاشت و نغمه های ناخوشآیندی از هر دو سو به گوش رسید. همزمان با آن بازار های مرزی بین دو کشور تعطیل شد و تردد مرز نشینان تا عمق 45 کیلومتری که از مدت ها پیش برقرار شده بود لغو گردید. زدوخورد های پراکنده در نوار مرزی بوقوع پیوست، در 12 تیرماه سال 90 یک افسر آذربایجانی در مرز یاردیملی و در 28 مهرماه همان سال یک مرزبان ایرانی که وارد خاک آذربایجان شده بود کشته شدند. در سال 91 دادگاهی در باکو یک ایرانی را به اتهام جاسوسی، حمل مواد مخدر به 15 سال زندان محکوم کرد، تعدادی از روزنامه نگاران و گزارشگران صدا و سیما را از کشور اخراج کردند و اجازه ورود به چند روحانی را ندادند. همزمان در 14 تیرماه 91 دو روزنامه نگار آذربایجانی هم در تبریز به اتهام جاسوسی بازداشت شدند. در نتیجه سفرای دو کشور به دفعات از سوی وزارت امور خارجه دو کشور فرا خوانده شدند.

3—تهران باکو را متهم می کرد که با اسرائیل و آمریکا همکاری می کند، اجازه تشکیل کنگره آذربایجانی های جهان را در خاک خود می دهد و یکی از نمایندگان مجلس خود را بنام « صابر رستم خانلی » به سازماندهی آن می گمارد، به « گوناز تی وی » اجازه می دهد که در باکو دفتر باز کند. شعار آذربایجان واحد را مطرح می سازد، با اسلام گراها به شدت رفتار می کند، به فعالیت دفاتر و مراکز امدادی امام پایان می دهد. برخی از فعالیت های فرهنگی مشترک بین دو کشور را مانند تار، چوگان، عاشیقلار، شب یلدا، موسقی ترکی خراسانی و... به نام خود ثبت جهانی می کند، در مقابل جمهوری آذربایجان اتهامات جدی تری را به جمهوری اسلامی وارد می کند. باکو بر این باور است که جمهوری اسلامی ارتجاع و خرافات را زیر پوشش مذهب وارد آذربایجان می کند. با گزینش برخی از جوانان بویژه از مناطق محروم مانند« نارداران » و دیگر مناطق و شستشوی مغزی آنان جنایت و خشونت می آفریند، آخوندی مانند« لنکرانی » حکم و فتوای جنایت صادر می کند که گاهی این حکم و فتوا به اجرا در می آید( قتل بی رحمانه یک نویسنده در باکو ). این جنایت از سوی فرزند آن روحانی مورد تشویق و قدردانی قرار می گیرد. به احزاب و گروه های اسلامگرا مانند حزب امید باکو و حرکت آزادیبخش شیعیان قفقاز و... یاری می رساند. تبلیغات وسیع و گسترده ای را با کانال های تلویزیونی خود مانند کانال « سحر » وابسته به دولت و ولایت پیش می برد. حتا برخی از ایران گرا های تند رو و ناسیونالیست، جمهوری آذربایجان را فاقد تجربه دولت مداری، نهاد های ملی و ایران شمالی می نامند! بنابرین چشم انداز روبط دو کشور با همه اشتراکات فرهنگی و تاریخی چندان هم روشن نیست و به نظر نمی رسد که یخ های موجود بین آن دو به این زودی ها آب شود. ولی تلاش هر دو کشور در این راستا ادامه دارد.

4—در بهمن ماه سال 92 حسن روحانی و الهام علی اوف در نشست داووس دیدار کردند، با این دیدار زمینه مسافرت علی اوف به تهران فراهم شد.پیش از آمدن وی به تهران برخی از مقامات آذربایجان از ایران دیدن کردند تا محور های گفتگو را روشن سازند. در سال های گذشته حجم تجاری بین دو کشور به شدت کاهش پیدا کرده و در سال 2011 که حجم تجاری آذربایجان با دنیا از 38 میلیارد دلار گذشت، سهم ایران در 300 میلیون دلار متوقف شد، بنابرین هدف از این دید و بازدید ها افزایش حجم تجارت بین دو کشور است. در دیدار یک روزه علی اوف از تهران کمسیون های مشترک برای ساخت نیروگاه تولید برق آبی، ترانزیت و تجارت تشکیل شدند، همزمان تفاهم نامه ای هم بین وزرای ورزش و بلایای طبیعی به امضاء رسید، بعد از این دیدار ذاکر حسن اوف وزیر دفاع جمهوری آذربایجان به دعوت حسین دهقان وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران وارد کشور شد و گفت : جمهوری آذربایجان اجازه نخواهد داد که از خاک این کشور برای حمله به ایران استفاده شود. ولی در ماده 29 از سند 75 ماده ای « دکترین دفاعی جمهوری آذربایجان » آمده است : در صورتی که تحولات اساسی در شرایط نظامی و سیاسی رخ دهد، جمهوری آذربایجان حق صدور مجوز برای استقرار پایگاه را به نیرو های خارجی دارد. و این ماده خوشآیند تهران نیست.

آنچه مسلم است و می تواند در سرنوشت سیاسی منطقه تاثیر گذارد، زندگی میلیون ها هم زبان و هم تبار آذربایجانی است که در دو سوی مرز ساختگی و قراردادی زندگی می کنند، آنان با هزاران پیوند تاریخی، زبانی، فرهنگی و عاطفی به هم وابسته و از هم تاثیر پذیرند، با درک این واقعیت، باید عوامل و موانع بازدارنده در گسترش ارتباط مسقیم بین مردم برداشته شود، بازار های مرزی احیا و رونق گیرد. مردم بی نیاز به روادید به هر دو سو سفر کنند، همزمان با رونق تجاری و ترانزیت حوزه توریسم توسعه یابد. آذربایجان سرزمین وسیعی است، ظرفیت های گسترده ای برای رشد همه جانبه دارد، نمی توان با این همه ظرفیت عقب ماندگی اقتصادی و سیاسی را تحمل کرد، راه برون رفت نهادینه کردن دمکراسی و سکولاریزم در جامعه، گسترش همکاری و همبستگی بین مردم و احترام به حق تعیین سرنوشت است که می تواند صلح پایدار را در منطقه تامین و تضمین نماید....

دکتر محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se   

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هر دو ۲ کشور "" جمهوری آزربایجان و ترکیه "" نیاز به صلح منطقه‌ای دارند چونکه پیشرفت، ترقی‌ لازمهٔ امنیت است، من در دو ۲ کامنت قبلی‌ توضیح دادم که ایران با توجه به شرایط ژئوپلتیکی منطقه فرصت انتخاب دارد، ارمنستان دنبال امنیت، پیشرفت و ترقی‌ نیست، اگر بود میزان مهاجران این کشور از جامأیکا پیشی‌ نمی‌گرفت، اولویت روسیه در حال حاضر گسترش قلمرو است، ایران اگر وارد مدار آنان شود سرنوشتی به جز آنکه من گفتم نخواهد داشت، لطفا دقت کنید هم اکنون مثلث اتحاد "" ارمنستان، رژیم فارس ایران و بشار اسد "" وجود دارد، با کامل شدن خط آهن " ایران، ارمنستان روسیه " این مثلث اتحاد وارد فاز جدید خواهد شد، در مورد "" داعش یا دولت اسلامی عراق و شام "" بهتر است بدانید که داعش هیچ وقت با رژیم اسد سوریه درگیر نشده، بمباران مخالفان رژیم اسد نیز همیشه بعد از خورج نیروهای داعش از منطقه صورت گرفته است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
طبق تحلیل هلی آبدوغی شما و به سبک گروه مسیحب -شاهدان یهوه- روز قیامت نزدیک است و جنگ جهانی پابرهنه ها در حال زایش است . بد نیست شما هم دنبال مداوای خود بروید !. .اوقعن میدان را شما اینجا چقدر خلوت دیده اید که دست به اینگئونه لاطالات میزنید !

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کامنت دوم پیرامون """عوامل ژئوپلتیکی سرنوشت ساز که روابط جمهوری آزربایجان و ایران را شکل خواهند داد "" چگونه فاجعه هولناک تر خواهد شد؟ مثلث اتحاد ارمنستان، رژیم فارس ایران و اسد سوریه در صورت ورود ایران به مدار روسیه بعد از پروسه اشغال بخشی از خاک گرجستان و ارتباط زمینی‌"" خط آهن ایران، ارمنستان، روسیه "" نیاز به تحت کنترل در آوردن عراق و سوریه را در بعد ژئوپلتیکی جستجو خواهد کرد، اینک """ داعش یا همان دولت اسلامی عراق و شام""" که زیر نظر رژیم فارس ایران فعالیت می‌کند تهدیدی جدی را متوجه کشور‌های همسایه خواهد کرد، ترکیه برای مبارزه با داعش یا همان دولت اسلامی عراق و شام وارد سوریه شده و جنگ به عراق کشیده خواهد شد، تا این زمان، داعش زیر نظر رژیم فارس ایران، در افغانستان با القأعده کلاسیک نیز درگیر شده "" جهنم دهان باز می‌کند ""، رژیم فارس ایران، برای حمایت از داعش به ترکیه اعلام جنگ خواهد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آیا تاکنون ختی یکبار از تخلیل های غلط خود که پان نرک و آنتی ایران هستند ، تجدید نظر یا عذرخواهی کرده ای ! ؟ کاربران و اپوزیسیون ایرانی و پارس را دست کم نگیر ! آینده متعلق به حقیقت نویسان است و نه به .............!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" عوامل ژئوپلتیکی سرنوشت ساز که روابط جمهوری آزربایجان و ایران را شکل خواهند داد """ در تبیین "" قلمرو ژئوپلتیکی ایران "" باید به این امر بسیار حیاتی‌ توجه کرد که چه تحولاتی ۲ دو بعد "" ایده ئولوژی "" و "" منافع ملی‌ "" را بر دیگری برتری خواهند داد. برای شناخت عمق قضیه، ابتدا بهتر است به این پرسش جواب دهیم چه عواملی باعث خواهند شد تا نیروهای ناتو در آزربایجان مستقر شوند؟ هدف روسیه اشغال جنوب گرجستان "" با اقلیت ارمنی در بخش جاواخت "" است، ارمنستان به تیکه از خاک گرجستان نیز ادعای آرضی دارد، روسیه به شهروندان ارمنی گرجستان پاسپورت روسی داده و با ایجاد شرایط اضطراری برای حمایت از آنان وارد این منطقه خواهد شد، "" خط آهن ایران، ارمنستان بدین وسیله با روسیه "" از طریق خاکی "" مرتبط شده و ایران کف بسته به طور کامل وارد مدار روسیه خواهد شد. این تحولات باعث خواهند شد تا نیروهای ناتو