دادن آدرس اشتباه از سوی آقای نوری زاده

. ایشان رژیم آخوندی ایران را چونان بازیگری مهم و جهانی که سر نخ بسیاری از مسائل گویابه تهران بر میگردد ، معرفی مینماید که میشود این رژیم را در کنار بازیگران اصلی جهانی نظیر آمریکا و چین و روسیه قرار داد، در حالی که این رژیم در طول حیات منحوس خود ، علی رغم تمام تلقین ماشین تبلیغاتی اش در مبارزه و مخالفت با آمریکا و اسرائیل و غرب ، آبش همیشه در آسیاب این کشورها ریخته شده و میشود. از جمله مسئله هسته ای که غرب و آمریکا و روسیه و چین همه در پیش آمدن و شکل گرفتن آن ذی نفع بوده و هستند جز مردم کشور

جناب آقای نوری زاده که الحق در توانایی قلم زدنشان و نوشتنشان جای هیچ شک و شبهه ای نیست ، مقاله ای نوشته اند تحت عنوان"تراژدی سوریه،کی با کی میجنگد؟".آقای نوری زاده در طول این مقاله خواسته به خواننده خود بفهماند و بقبولاند که در کشور سوریه طرفهای جنگ داخلی  چه کسانی هستند . به نظر میرسد ایشان بدون پرداختن به این موضوع که رویدادها در ادامه روند خود چه نتایجی ببار می آورند و یا چه کسانی از این نتایج نهایتا بهره مند شده و  سود میبرند ، به جنگ داخلی سوریه بصورتی سطحی ، پرداخته اند!آقای نوری زاده بخوبی میدانند و آگاه هستند جنبش و انقلاب اسلامی ایران با حضور میلیونی و 98 درصدی رای مردم ایران، امروز به کجا رسیده و چه نتایجی ببار آورده و در نهایت تامین کننده منافع چه کسانی بوده و هست! بیاد آوریم سخنان و مصاحبه های محمد رضا شاه ایران را که سرمست از پول و دلارهای نفتی! در پی استحکام و استقلال سازمان "اوپک" بود و چگونه  در استراتژی غرب برای به زانو درآوردن امپراتوری شوروی و برای  آن پایین آوردن قیمت نفت که اقتصاد بیمار و راکد شوروی شدیدا به آن وابسته شده بود ، جایی نداشت! و او در طول آخرین ماههای حکومت خود بارها به سولیوان آخرین سفیر ایالات متحده آمریکا گوشزد کرده بود که آمریکا او را تنها گذاشته و گاها از او میپرسید: از دوستان تازه اتان چه خبر! و بخوبی بیاد بیاوریم قیمت زیر 10دلار بابت هر بشکه در دهه هشتاد میلادی که به برکت حکام جدید ایران و همکاری دست و دل بازانه کشورهایی نظیر عربستان و کویت  در بازارجهانی نفت بوجود آمده بود،  اقتصاد بشدت بیمار شوروی را نشانه گرفته  و در نهایت نیز تلاش غرب وآمریکا در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه 90 میلادی به بار نشست و فرو پاشی شوروی را رقم زد . همچنین تکه پاره کردن جنبش فلسطین که با گذشت سالها و هنوز کشور نشده از جدایی و جنگ داخلی رنج میبرد ، در نهایت به نفع کدام کشور تمام شده و میشود. همچنین سوریه با در اختیار داشتن ارتشی قوی و منسجم و اقتصادی نسبتا با ثبات و قرار داشتن در بیخ گوش اسرائیل، تهدید برای چه کشوری بود و امروز پس از بیش از 3 سال جنگ و خونریزی ، نتیجه ای که بار آورده منافع کدام کشورها را با ارتشی مشغول به جنگی خانگی و ویرانی و نابودی زیر ساختهای اقتصادی و پیامدهای جنگی ویرانگر که تا 50 سال آینده هم چه با اسد و چه بدون اسد قد راست نخواهد کرد، تامین کرده و میکند؟ موضوع در سوریه نه "دمکراسی " است نه به آزادی  رساندن مردم آن کشور! چراکه دمکراسی در عراق با حضور مستقیم بیش از ده ساله نیروهای غرب به رهبری آمریکا و متحدانش همانقدر دمکراسی و آزادی را در این کشور نهادینه کرد که در لیبی و مصر و یمن و دیگر کشورهایی که بهار عربی را تجربه کردند.  و به قول خود آقای نوری زاده و درست بیخ گوش آمریکایی ها ، برنده انتخابات در عراق ، ایاد علاوی کنار گذاشته میشود و نوری المالکی نخست وزیر میگردد.  عقاب غرب و خصوصا آمریکا از سوی آقای نوری زاده متهم به تبدیل شدن به کفتر خانگی میگردد، در حالی که همین عقاب در ایران خودمان و شیلی و بسیاری از کشورهای دیگر (بد نیست آقای نوری زاده به لیست دخالتهای مستقیم و آشکار آمریکا ارائه شده از سوی جک متلوک سفیر سابق آمریکا در روسیه ، که دیپلماتی برجسته در دستگاه دیپلماسی این کشور بود، در 30 سال اخیرنگاهی بیاندازند) دست به انواع کودتا ها و توطئه ها علیه حکومتهایی که با انتخابات آزاد و شیوه های دمکراتیک سر کار آمده بودند ، زده و آنها را ساقط کرده و از طرف دیگر حامی کشورهای کاملا دیکتاتوری مانند عربستان سعودی است که به هیچ نوعی از دمکراسی و آزادی پایبدی نداشته و ندارند. در مورد روسیه نیز چون تاریخا و بصورت ظاهرا ژنتیکی ایشان به هر دلیلی اولا ضد کمونیست  هستند و در همین راستا نیز هنوز حکومت و دولت روسیه را ظاهرا کمونیست میدانند نیز به خطا رفته اند! روسیه و دیگر کشورهای بزرگ و قدرتهای جهانی برای خود منافع ملی تعریف شده ای دارند و بر همین اساس آنچه در توان دارند برای حفظ و پیش بردن این منافع انجام میدهند! همانطور که غرب و آمریکا بخاطر منافع حیاتی و استراتژیک خود آنجام داده و میدهند. این موضوع تازگی نداشته و ندارد. با نگاهی به تاریخ ، آنگاه که امپراتوری ایران و یونان و روم قدرتهای آنموقع جهانی بودند ، همیشه چند دوجین شاهزاده و سرداران ناراضی طرف مقابل خود را در دربارهای خود برای روز مبادا در آب نمک خوابانده به این امید که به موقع از آنها استفاده کنند وتاریخ تمام کشورهایی که زمانی قدرت جهانی بودند وبرای گسترش و یا حفظ آنچه بعنوان منافع ملی و حکومتی خود میدانستند ، از انجام هیچ امری ، از غیر اخلاقی ترین امور گرفته تا انواع و اقسام دخالتها و جنگها فرو گذاری نمی کردند، نیز چنین است! و بر همین اساس نیز چون قدرتهای غربی و آمریکا (به خاطر دلبستگی آقای نوری زاده به آن سمت) سفید میشوند و حق دارند از منافع ملی و استرا تژیک خود دفاع کنند و مهم هم نیست که در این کار حتی با لشگر کشی  نظامی ، پس از دخالت  خود زمین سوخته بجای میگذارند، ولی روسیه (همانگونه که اشاره شد بخاطر ضدیت ژنتیکی با کمونیسم از سوی آقای نوری زاده) در پیش برد و حفاظت از منافع ملی و استراتژیک خود سیاه میگردد و هیچ حقی ندارد! آقای نوری زاده به وتوی روسیه در رابطه با قعطنامه علیه سوریه اشاره دارند ولی در مورد دهها وتوی غرب و خصوصا آمریکا در رابطه با قعطنامه های سازمان ملل علیه اسرائیل سکوت میکنند!چرا که به نظر ایشان غرب و آمریکا در حفظ و پیش برد منافع خود حتی به هر قیمتی محقند ولی روسیه ویا  چین نه! و درست از همین زاویه نیز مطلب آقای نوری زاده در مورد سوریه علی رغم برخی نکته های واقعی و درست در مجموع به جای نشان دادن تامین شدن منافع کدام کشورها از جنگ سوریه راه خطا رفته و در واقع بیشتر به جای آمران ، ماموران و مجریان را نشان داده است. آقای نوری زاده به حکومت اقلیت علوی شیعه در سوریه کار دارند و آمریکا نیز همینطور ولی  به اکثریت شیعه در سیستم حاکمیت اقلیت سنی در بحرین کاری ندارند.آقای نوری زاده از سقوط قذافی به هیجان میایند ولی کاری به الغای قراردادهای میلیاردی چین با دولت قذافی در سالهای آخر حکومت او  و به کشور پاره پاره شده  لیبی که در آن قتل و غارت و چپاول و آدم ربایی به اموری عادی بدل شده ، کاری ندارند . ایشان از سلاحهای شیمایی و سوریه که هنوز غرب نیز با احتیاط از بکار بردن آن از طرف اسد ، یاد میکند به عنوان امری مسلم و مسجل قلمداد مینماید و پشته کشتگان را فقط به اسد مربوط میکند و با صحنه های هول انگیز آدم خواری مخالفان او( اشاره یکی از دوستان که در نوشته ای بصورت کامنتها در پای مقاله ایشان آورده بود و به این لینکی که ایشان ارائه داه بود مراجعه کردم که مو بر بدنم سیخ شد) و یا ویرانی کلیساهای مسیحیان از سوی مجاهدان فی سبیل الله مورد حمایت غرب!کاری ندارند!  همانگونه که با کشتار بیش از ا میلیون انسان توسط رژیم مورد حمایت آمریکا در زمان حکومت کودتایی سوهارتو در اندونزی کاری ندارند. آقای نوری زاده در مورد بلعیدن کریمه از سوی روسیه مرثیه سرایی میکنند ولی به زیر پا گذاشته شدن قرار داد میان رئیس جمهوری منتخب در انتخاباتی دمکراتیک و مورد تایید غرب در اوکرائین کاری ندارند. قراردادی که حداقل 3 وزیر اروپایی نیز پای آن امضای خود را نهاده بودند و هنوز مرکب آن خشک نشده ،توسط عده ای مسلح که مورد حمایت غرب بودند، زیر پا گذاشته میشود. و به جای ارجاع به صندوقهای رای ( کمتر از یکسال از دوره ریاست جمهوری یاناکویچ رئیس جمهور منتخب اوکرائین باقی مانده بود) قدرت از لوله های تفنگهای مورد حمایت غرب بیرون آمد و کشور اوکرائین را تا مرز جنگ داخلی پیش برده، کاری ندارند! طوری که غرب حتی حاضر به شنیدن سخنان کسی چون کسینجر و شرودر هم نشد وخود را در مورد سخنان آنها به ناشنوایی زد! غرب بخوبی نشان داده است که میتواند یکشبه ارتش آزادیبخش درست کند، اگر لازم باشد! ارتش آزادی بخش کوزوو که یکشبه درست شد و رهبرش که نخست وزیر کوزوو نیز میباشد ، متهم به انواع جنایات جنگی از جمله درآوردن ارگانهای بدن صربهای کوزوو بوده و هست و علی رغم وجود اسناد و مدارک غیر قابل چشم پوشی  در این مورد هنوز هم خود را در حمایت حامیان بشر دوست ! غربی خود دارد.آقای نوریزاده چنان از اسد و جنایات او حرف میزندکه گویی او تنها و شخصا دست به چنین کارهایی میزند و نه ارتشی دارد که از او حمایت میکند و نه حمایت درصدی از مردم خود سوریه و خصوصا پس از دین انواع و اقسام وحشی گریها از سوی نیروهای اسلامی مورد حمایت عربستان و قطر و غرب ، روز بروز بر عده آنها اضافه میشود نیز، قابل اغماض و چشم پوشی ایست .همانگونه که ما اگر از نتیجه انقلابمان با خبر بودیم ، برای هر روز زنده ماندن و حکومت کردن محمد رضا پهلوی روزی چند بار دست به دعا بر میداشتیم.

در نوشته آقای نوری زاده که در بسیاری از جاهایش آسمان و ریسمان بافتن است، جای یک نکته اساسی و شاید مهمترین نکته ، خالیست ! و این نکته صحبت از منافع کوتاه و بلند مدت قدرتهای جهانی نه تنها در سوریه بلکه در بسیاری از مناطق بحرانی جهان، میباشد . ایشان رژیم آخوندی ایران را چونان بازیگری مهم و جهانی که سر نخ بسیاری از مسائل  گویابه تهران بر میگردد ، معرفی مینماید که میشود این رژیم را در کنار بازیگران اصلی جهانی نظیر آمریکا و چین و روسیه  قرار داد، در حالی که این رژیم در طول حیات منحوس خود ، علی رغم تمام تلقین ماشین تبلیغاتی اش  در مبارزه و مخالفت با آمریکا و اسرائیل و غرب ، آبش همیشه در آسیاب این کشورها ریخته شده و میشود. از جمله مسئله هسته ای که غرب و آمریکا و روسیه  و چین همه در پیش آمدن و شکل گرفتن آن ذی نفع بوده و هستند جز مردم کشورمان که با نتایج شوم آن در جای جای  زندگی روزمره خود با اشکال تلخ و ناگوارش مواجه اند. این بزرگ نمایی از حکومت اسلامی ایران درست آنچیزیست که حکومت اسلامی ایران در پی آن است تا هم مردم و هم اپوزیسیون در مانده اش را گروگان بلند پروازی های خود داشته و تلقین نماید که حکومتی است پر قدرت نه تنها در داخل بلکه در صحنه جهانی! پس بیخود به خود خیالات واهی راه ندهید که ما حالا حالاها پر پا و سرپا هستیم.در پایان امیدوارم مردم کشور ما به آن درجه از رشد و آگاهی برسند و روزی بتوانند بصورت واقعی و در پرتو دمکراسی و آزادی چنان حکومتی را برای خود و کشور انتخاب نمایند که با تکیه بر منافع راستین ملی ، تامین کننده منافع هیچ کدام از قدرتهای جهانی نباشیم. تا در همین راستا بتوانیم تنها و تنها در پی حفظ و تحکیم آگاهانه و مسئولانه منافع ملی کشور خود بوده و به هیچکدام از کشورها وقدرتها باج و سواری ندهیم. این مهم میسر نخواهد شد مگر در سایه کوشش و تلاش وآگاهی به منافع کوتاه و دراز مدت کشور خود و حرکت در این سمت وسوبرای ایرانی آزاد و آباد. به امید چنین روزی .

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله ای مستند ومنطقی است،اما ذکرنکاتی ضروری است۱-درست است هدف نهایی دول غربی برهبری آمریکا تضعیف کشورهای منطقه بنفع اسرائیل است،اما نباید تمام بدبختی ها را هم بگردن آنها انداخت،اگربشاراسد طرح اتحادیه عرب را درهمان آغازبحران میپذیرفت،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مطلبی خواندنی که دارای موئلفه های دقیقی بخصوص در ارتباط با اکراین و سوریه میباشد ، علاوه بر آن باید اذعان کرد که نویسنده فردی خوش قلم و پرانرژی برای نوشتن است با امید به خواندن مطالب بیشتری از آقای آلام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله ای عالی و مستندل