بروند شرم کنند!

خامنه ای و عمله های حکومت ۲۰ ماه هست که بر مناره و منبر، در بوق کرده اند که تمام شد !، سبز مرد! ،میکرب زدایی شد ! و دنیا به کام شد ! بر آنها حرجی نیست، برای درمان بیخوابی های شبانه، به دروغ های روزانه نیاز دارند و داستانشان داستان مکرر نالش و غرش آن شیر بینواست! شیری که در آخرین برآمدش در شب ۲۲ بهمن در تلویزیون قاهره غرید تا ناله فردایش پای پلکان هواپیما را، برای خودش قابل هضم کند. اما.... اما فاتحه خوانی برای جنبش سبز اهمیتی نمیداشت اگربه به عمله و اکره های حکومت محدود میشد.

۲۵ بهمن در کنار۲۲ و ۲۵ خرداد، به روز های تاریخی میهن ما پیوست. سبز در این روز، بودنش را، زنده بودنش را ، یویا بودنش را و نیرومند بودنش را به نمایش گذشت و نشان داد که متشکل است واز رهبرانی شجاع و دوراندیش بر خوردار. رهبرانی که پا به پای تکامل جنبش در کنار و پیشاپیش مردم پیش آمده اند، از تهدید ها نهراسیده اند و آنجا که مصالح جنبش ایجاب کند، خطوط قرمز "نظام" را نادیده میگیرند و به اسیر شدن در چهار چوب تنگ بازی در زمین نظام تن نمیدهند.

خامنه ای و عمله های حکومت ۲۰ ماه هست که بر مناره و منبر، در بوق کرده اند که " تمام شد !"، "سبز مرد! "،"میکرب زدایی شد ! " و "دنیا به کام شد !" بر آنها حرجی نیست، برای درمان بیخوابی های شبانه، به دروغ های روزانه نیاز دارند و داستانشان داستان مکرر نالش و غرش آن شیر بینواست! شیری که در آخرین برآمدش در شب ۲۲ بهمن در تلویزیون قاهره غرید تا ناله فردایش پای پلکان هواپیما را، برای خودش قابل هضم کند.

اما.... اما فاتحه خوانی برای جنبش سبز اهمیتی نمیداشت اگربه به عمله و اکره های حکومت محدود میشد. شوربختانه این نغمه به آنجا محدود نماند و کم نبودند مدعیان سیاستورزی در اپوزیسیون خارج از کشور که به اتکای نظریه ها و تعریف های سطحی - و گاه من درآوردی- در این مجلس فاتحه خوانی شرکت کردند و تخم یاس کاشتند. ۲۵ بهمن برای این دست از مدعیان، فرصتی فراهم آورد تا در باورها و تعاریف کلیشه ای خود بازبینی کنند و با هر فراز و فرود جنبش، دچار خود باختگی و آشوب فکری نشوند و باور کنند که جنبشی به عمق و گستردگی " جنبش سبز " مادام که مطالبات آن، در وجوه اصلی اش برآورده نشود، "تمام" نخواهد شد.

۲۵ بهمن تا همین جا نشان داد که راهکار " صبر، استقامت، آگاهی رسانی " که از سوی آقای موسوی مطرح شد، تا چه میزان واقع بینانه و ثمربخش بوده است و چگونه یک جنبش بزرگ و مردمی میتواند، با عقب نشینی منظم و تغییر زمین بازی، بماند و برزمد. ۲۵ بهمن همچنین پیوند مستحکم کوشندگان سبز با یکدیگر و با آقایان موسوی و کروبی را به نمایش گذاشت.

در عین حال ۲۵ بهمن نقاط ضعف جنبش سبز را باردیگر آشکار ساخت: این واقیعتهای تلخ که فریاد اعتراض هنوزدر پشت بام های جنوب شهر پژواک نیرومندی ندارد، در شهرستان های کوچک، سبزهنوز حضور قابل رویتی ندارد، توده های زحمتکش و اقلیتهای مورد تبعیض و ستم خود را با جنبش سبز به اندازه کافی یگانه حس نمیکنند و هنوز سو استفاده از باور های دینی بخش هایی از مردم و بسیج آنها به نام دین، ممکن است، همگی هشداردهنده هستند و این سوال بزرگ را در مقابل جوانان سبز قرار میدهند که آیا در انجام وظیفه "آگاهی رسانی " به اندازه کافی کوشا بوده اند؟ آیا برای حضور در مسجد، محله و... برنامه ای داشته اند ویا تنها به فضای مجازی پرداخته وبه گفتگو با همدلان دل خوش کرده اند؟

در حوزه مسایل راهبردی جنبش سبز،این سوال کماکان به قوت خود باقیست که آیا زمان طرح شعار " انطباق قانون اساسی با اعلامیه جهان حقوق بشر" فرا نرسیده است و آیا میتوان طرح ضرورت بازنگری اصل مربوط به مکانیسم تغییر قانون اساسی در بیانیه درخشان نمایندگان ادوار مجلس را به فال نیک گرفت و امیدوار بود که این مهم در گفتمان آقایان موسوی و کروبی هم جایگاه شایسته خود را بیابد ؟

 

انتشار از: