کینه ورزی رژیم جمهوری اسلامی با روز جهانی کارگر ادامه دارد

رژیم درمانده و وحشت زده از خشم توده های محروم، امسال هم مانند سال های پیش با مطرح کردن هفته کارگر، به انحراف افکار عمومی از اول ماه مه( 11 اردیبهشت )، روز همبستگی کارگران جهان ادامه داد. بار دیگر تعدادی از کارگران دستچین شده را به مزار خمینی برد تا با آرمان های خمینی تجدید پیمان کنند. در چند روز آینده تعدادی را هم برای قدردانی از ولایت و دستآورد های اقتصاد مقاومتی به دیدار خامنه ای خواهند برد و...

کینه ورزی رژیم جمهوری اسلامی با روز جانی کارگر ادامه دارد

باردیگر همبستگی، اتحاد و برگداشت روز جهانی کارگر در اول ماه مه( 11 اردیبهشت ) برکزار می شود. در این روز میلیون ها کارگر، روشنفکر، تهیدست، بیکار و بستوه آمده از نظام بی رحم، جنگ طلب و استثمارگر سرمایه داری در جهان به خیابان ها می ریزند و عدم خوشنودی خود را از این نظام ناعادلانه و خشن فریاد می زنند. جهانی شدن سرمایه داری، گسترش بازار های جهانی و پیوند سرمایه داران جهان در تشکل های صنفی و سیاسی خود، شرایط سخت و دشواری برای طبقه کارگر و زحمتکش جهان بوجود آورده است. در برخی از کشور های پیشرفته که با سنت های کارگری و دمکراسی آشنایی بیشتری دارند، این روز با شکوه بیشتری برگزار می شود و مردم همراه با کارگران، احزاب سیاسی و نهاد های صنفی خواسته های خود را بر زبان می آورند. در برخی دیگر از کشور ها که با سنت دمکراسی و یا فعالیت های کارگری و سندیکایی آشنایی چندانی ندارند، بزرگداشت این روز همواره با تنش و کشمکش همراه است.

با پیروزی انقلاب اکتبر و گسترش اندیشه ها و جنبش های سوسیالیستی در جهان، اول ماه مه به جشن بزرگ در ستایش از کار و کارگر تبدیل شد که از سوی کشور های سوسیالیستی به اجرا درآمد. در این روز و جشن اول ماه مه کشور های سوسیالیتی دستآورد های خود را در حوزه های گوناگون به نمایش گذاشتند. با فروپاشی شوروی و دیگر کشور های پیرامونی آن از مداخله دولت در برپایی این جشن کاسته شد، ولی توده های مردم و تهیدستان این جوامع همچنان آن را گرامی می دارند و جشن می گیرند. با فروکش کردن هیجان ها، خوشحالی های زود رس و تخریب آرزو های بر باد رفته توده های خوش باور در سال های نخست فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم، بار دیگر کارگران و زحمتکشان این جوامع سرخورده از سرمایه داری نو پا، بی رحم در این جوامع که همراه با بیکاری گسترده و فساد اجتماعی است به بزرگداشت این روز روی آورده، اعتراضات خود را رساتر از گذشته فریاد می زنند و راه رهایی را اتحاد و پیش روی به سوی قدرت سیاسی می دانند.

با انقلاب صنعتی که به تولید انبوه و گسترش شهرنشینی انجامید، میلیون ها نفر ساکن شهر ها شده به طبقه کارگر پیوستند، همراه با آنان اردوی بیکاران تشکیل شد، تضاد بین کار و سرمایه در روابط و تنش های اجتماعی بازتاب یافت. اندیشه ورزان، روشنفکران و پژوهشگران اجتماعی در جستجوی راه کار های اجتماعی برای کاهش تنش بین کار و سرمایه به سازماندهی کارگران پرداختند. آنان به این باور رسیدند که تولید کنندگان باید نظارت بر تولید خود داشته و در اداره جامعه سهیم باشند و یا خود آن را در دست گیرند. در این راستا جنبش های کارگری شکل گرفت. در 18 مارس 1871 اعضای شورا های کارگری در پاریس با فریاد زنده باد کمون حکومت خود را تشکیل دادند. این حکومت 72 روز به طول انجامید ولی در این مدت کوتاه کار های بسیار مهمی انجام دادند. در اولین اقدام قدرت کلیسا را محدود و ساختار حکومت را از آن جدا کردند. با شکست کمون پاریس در 28 ماه مه 1871 کشتار بی رحمانه انقلابیون آغاز شد، گروه بزرگی از آنان در گورستان « پرلاشز » اعدام شدند که دیواری به یاد آنان همچنان پا برجاست. شکست کمون پاریس مانع از گسترش جنبش های کارگری در اروپا نشد و در مدت کوتاهی در آلمان، انگلیس، روسیه و.. نمایان شد و از مرز های اروپا هم گذشت و به ژاپن و آمریکا رسید. در نتیجه سرودی که کارگر فرانسوی « اوژن یوتیه » سروده و کارگر دیگر فرانسوی « پییر دوژیته » آهنگی بر آن گذاشته بود ماندگار ترین سرود تاریخ و محرک میلیون ها کارگر و زحمتکش در جهان شد. سال ها بعد این سرود جهانی از سوی ابوالقاسم لاهوتی به فارسی برگردانده شد، در بخشی از آن آمده است:

برخیز، ای داغ لعنت خورده،

دنیای فقر و بندگی.

جوشیده خاطر ما برده،

به جنگ مرگ و زندگی،

باید از ریشه بر اندازیم.

کهنه جهان جور و بند،

آنگه نوین جهانی سازیم، هیچ بودگان هر چیز گردند.

روز قطعی جدال است، آخرین رزم ما،

انترناسیونال است نجات انسان ها...

ایالات متحده آمریکا سرزمین وسیع، بکر و حاصلخیز دیر تر از کشور های اروپایی به صنعت و تکنولوژی دست یافت. سال های طولانی برده داری و استثمار انباشت سرمایه در همه حوزه های اقتصادی را رونق بخشید. ساعت های طولانی کار با دستمزد اندک و خستگی مفرط باعث مرگ هزاران کارگر حتا در محل کار شد. در سال 1886 کارگران نساجی شیکاگو با خانواده های خود برای کاهش ساعات کار دست به تظاهرات مسالمت آمیز و بی خشونت زدند، با گسترش تظاهرات به مناطق و حوزه های دیگر درخواست افزایش دستمزد و حقوق دیگر هم مطرح شد، که با واکنش شدید سرمایه دار ها به خشونت کشیده شد. تحریک، دسیسه و نیرنگ به کار برده شد تا تعدادی از کارگران را برای عبرت دیگران و ایجاد رعب و وحشت در بین آنان در دادگاه های فرمایشی به مرگ محکوم کنند. به یاد این تظاهرات، کشته شدگان آن و اعدام های بعدی آن، این روز در تاریخ جنبش کارگری ثبت و ماندگار شد. کنگره های بین المللی کارگران در ایتالیا و دیگر کشور های جهان با نام آنان گشایش یافت. انترناسیونال دوم در پاریس به یاد آنان اول ماه مه را روز همبستگی کارگران جهان اعلام کرد.

اول ماه مه ( 11 اردیبهشت ) در ایران با فراز و نشیب های فراوانی روبرو شده است. در سال های طولانی استبداد با هرگونه گردهم آیی، جشن و یا بزرگداشت این روز به شدت و خشونت رفتار شده، ده ها کارگر در دوره های مختلف جان باخته، شکنجه شده و یا با دادگاه های ساختگی به زندان های طولانی مدت محکوم شده اند. بنابرین رژیم های استبدادی که به شدت تشکل گریز و مخالف هرگونه سازماندهی کارگری هستند با این روز مهم و ثبت شده در تاریخ جنبش کارگری دشمنی و کینه دیرینه ای دارند و هرگز دست از ستیز با این روز و طبقه کارگر بر نمی دارند زیرا خود را حافظ و نگهبان طبقه ای می دانند که آنان را در قدرت سیاسی و حاکمیت نگه می دارد و پشتیانی می کند.

آرزوی دیرینه مردم ایران برای رهایی از استبداد و رسیدن به آزادی هم تاریخ دیرینه ای دارد، در این راستا بعد از سال ها مبارزه به شیوه های گوناگون، زمینه های همکاری و همسویی بین اقشار و طبقات مختلف اجتماعی در انقلاب بهمن 1357 فراهم آمد. گاهی این طبقات و اقشار اجتماعی نه تنها منافع مشترکی نداشتند بلکه در تضاد با همدیگر، خاستگاه و منافع مختلفی داشتند. تنها خواست مشترک آنها رسیدن به آزادی و استفاده از حقوق جهان شمول بشری بود که سال ها برای رسیدن به آن مبارزه کرده بودند. در این میان رهبری انقلاب هم با کار برد سخنان و تاکتیک های چند پهلو به فریب و نیرنگ توده های مردم بویژه کارگران ادامه می داد. با پیام هایی که از پاریس می فرستاد کارگران را برای پیوستن به انقلاب تشویق می کرد. به آنان وعده و وعید های فراوان می داد، کارگران دیر تر از اقشار اجتماعی دیگر به انقلاب پیوستند ولی سرنوشت اتقلاب را با اعتصاب در نفت و دیگر موسسات خدماتی و صنعتی تعیین کردند.

با پیروزی انقلاب، تلاش روحانیت برای رسیدن به راس هرم قدرت سیاسی و اقتصادی با روش های خونین و گاهی جنایت کارانه ادامه یافت. گروه های سیاسی و مدافع منافع طبقه کارگر به شدت و با سرعت سرکوب شدند، دیگر صدایی از خمینی شنیده نمی شد که بگوید: سرتاسر عالم کارگر است و سرمایه عالم کارگر است، خدا هم کارگر است! هنوز مدتی از پیروزی اتقلاب نگذشته بود که ارتجاعی ترین ذهنیت انقلاب، مسئولیت تهیه قانون کار و سازماندهی کارگران را بر عهده گرفتند. آنان در نخستین اقدام شوراهای اسلامی را جایگزین اتحادیه های کارگری مستقل کردند و مبارزه پیگیر خود را با طبقه کارگر پیش بردند. جنگ طولانی بین ایران و عراق این فرصت را به آنان داد که با هرگونه سازماندهی سیاسی و اجتماعی مخالفت کنند و با بهره برداری از باور های مذهبی اندیشه های ارتجاعی خود را پیش ببرند. ولی هنوز تولید در کارگاه های کوچک و بزرگ ادامه داشت و سرمایه داری تجاری که خود را در گیر تولید و کارگر نمی کند و نزدیک ترین و کوتاه ترین راه را برای سود های کلان انتخاب می کند حاکمیت را به تنهایی در دست نگرفته بود. بنابرین روز کارگر با همه کارشکنی های ارتجاع از سوی کارگران به شکل های مختلف جشن گرفته می شد.

در دوران هاشمی رفسنجانی که بورژوازی بوروکراتیک رشد چشمگیری می کند، اقتصاد به بازسازی خود در ارتباط با نهاد های جهانی ادامه می دهد، در این دوران که انباشت سرمایه و سود آفرینی از اهداف اصلی آن است، چپ ستیزی و چپ گریزی ادامه دارد روز جهانی کارگر به شیوه های مختلف به بهانه های مختلف مانند روز معلم و هفته کارگر مخدوش می شود. سیاست « تعدیل اقتصادی » یا همان اجرای سیاست های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول که در سال های پایانی دوره هاشمی با تورم بالای 50 درصدی همراه بود ضربات سخت و مهلکی به طبقه محروم و تهیدست جامعه می زند و بخش دیگری از سفره محقر کارگران را خالی می کند.

دوران به اصطلاح اصلاحات خاتمی که ادامه دهنده همان سیاست اقتصادی پیشین بود، ضربه دیگری به کارگران می زند، کارگاه هایی که کمتر از 10 کارگر داشته باشند را از اجرای شمول قانون کار معاف می دارد. در این میان قرارداد های شفاهی، سفید امضاء و موقت که از دوران هاشمی رفسنجانی آغاز شده بود رونق می گیرد. کارگران در این شرایط از همه حقوق خود محروم می شوند و برای حفظ کار و پیشگیری از بیکاری به هر تحقیری تن می دهند.

آنچه مسلم است طبقه کارگر بیشترین ضربه را در دولت به اصطلاح عدالت محور احمدی نژاد که از سوی رهبری و نیرو های نظامی امنیتی حمایت می شد، خورد. در این دوران تاریک، سندیکا های مستقل یکی بعد از دیگری نابود و رهبران آنها روانه زندان شدند. در این دوره میزان قراردادهای موقت کار که خارج از ضوابط قانون کار عمل می کنند به 80 درصد رسید. میلیارد ها دلار از درآمد های نفتی گم و گور و یا هزینه کالا های وارداتی و مصرفی شد که اغلب کارگاه های تولیدی را به نابودی کشاند. از یک سو مشکلات معیشتی و از دیگر سو ترس از بیکاری، کارگران را در منجلاب بدبختی و فلاکت و فقر فرو برد. با اجرای طرح هدفمندی یارانه ها بخش دیگری از کارگاه ها با افزایش نرخ انرژی و افزایش قیمت تمام شده کالا نابود شدند. در این دوره سرمایه داری تجاری به شدت و سرعت رونق گرفت. فجایع این دوره دردناک در تاریخ سیاسی و اقتصادی کشور، در آینده بررسی خواهد شد، ولی از هم اکنون برخی که تا دیروز مدیحه سرایی می کردند، زبان به گلایه و شکوه گشودند تا خود را از خشم مردم نجات دهند مانند، محمد حسن ابوترابی، نائب رئیس مجلس شورای اسلامی که در قم گفت: در اوج تحریم ها و محدودیت های ارزی، منابع خودمان را آتش زدیم که اگر مصیبتش را بخوانم همه گریه می کنند!. کسی نیست از این آقا بپرسد مگر تو کجا بودی؟ مگر در مجلس که حق نظارت دارد، نائب رئیس نبودی؟ شاید تاریخ کشور مجلسی به این بی ارادگی و فرمایشی بخود ندیده است. آیندگان در این مورد و در رابطه با به اصطلاح نمایندگان قضاوت خواهند کرد.

حال مشخص می شود که چرا استبداد و ارتجاع با برگزاری تظاهرات روز جهانی کارگر که در اصل 27 از قانون اساسی به آن اشاره شده، مخالفت می کند. در این میان تفاوتی هم بین دولت « تدبیر و امید » با دولت های پیشین مشاهده نمی شود. در بر همان پاشنه می چرخد. دیروز به بهانه ای و امروز هم به بهانه دیگری اجازه راهپیمایی به طبقه محروم، زحمتکش و کارگر داده نمی شود. در کشوری که میلیون ها تن زیر خط مطلق فقر به سر می برند و حداقل حقوق 609 هزار تومان با تورم 40 درصد تعیین شده باشد، نمی توان به کارگر که قادر به سیر کردن شکم خود نیست اعتماد کرد. آنان دنبال فرصتی هستند که بتوانند خواسته های خود را بر زبان آورند. روز ها سخن بر سر این بود که درخواستی برای صدور مجوز راه پیمایی به استان داری تهران داده نشده است. علی رضا محجوب که خود را مسئول خانه کارگر می خواند و سال ها است در مجلس شورای اسلامی جا خوش کرده در جواب می گوید : از سه ماه پیش از شروع سال جاری برای دریافت مجوز راه پیمایی در روز جهانی کارگر به وزارت کشور درخواست داده ایم، اما تا کنون پاسخی « کتبی » در تائید یا رد صدور مجوز اعلام نشده است. براتلو معاون امنیتی استانداری تهران هم در گفتگو با ایلنا می گوید: نظر خاصی در باره صدور یا عدم صدرو مجوز راهپیمایی کارگران ندارم، اگر مصلحت بدانند حتما مجوز می دهند. علی ربیعی وزیر کار دولت « تدبیر و امید » هم در مخالفت با روز جهانی کارگر می گوید: امکان برگزاری راهپیمایی کارگران ایرانی در روز جهانی کارگر وجود ندارد. بنابرین نگاه امنیتی تعیین کننده است.

رژیم درمانده و وحشت زده از خشم توده های محروم، امسال هم مانند سال های پیش با مطرح کردن هفته کارگر، به انحراف افکار عمومی از اول ماه مه( 11 اردیبهشت )، روز همبستگی کارگران جهان ادامه داد. بار دیگر تعدادی از کارگران دستچین شده خود را به مزار خمینی برد تا با آرمان های خمینی تجدید پیمان کنند، در چند روز آینده تعدادی را هم برای قدردانی از ولایت و دستآورد های اقتصاد مقاومتی به دیدار خامنه ای خواهند برد و در روز آخر هم کارگران در نماز جمعه عبادی و سیاسی شرکت خواهند کرد و روز کارگر به پایان خواهد رسید. و این چنین دمکراسی، آزادی اجتماعات و تظاهرات از نوع ولایت به بازیگری دولت « تدبیر و امید » در روز جهانی کارگر اجرا خواهد شد.......

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.com

انتشار از: