دیپلما سی اتمی ایران وبازی با غرب

دیپلماسی ایران بحران آفرین وضد صلح است ودیپلوماسی غرب هم خودپرست ویکجانبه و در بن بست است. جامعه بین المللی باید تدابیر دیگری بیاندیشد. آغاز یک کارزار جهانی واقعی وهمه جانبه برای خلع سلاح عمومی هسته ای در جهان، تلاش جدی برای حل اختلاف اسرائیل وفلسطین، تشدید تحریم های هدفمند علیه رهبران سیاسی حکومت ایران وسران نظامی وصنایع نظامی هسته ای وبالاخره پشتیبانی راستین از خواست ها و پیکارهای مردم علیه این حکومت مذهبی، بنیاد فکری برای تدبیر هوشمندانه دیپلماسی دیگر بشمار میآید.

دور مذاکرات اخیر دسامبر 2010 میان ایران و گروه ۱+۵ در ژنو بدون نتیجه به پایان رسید. غرب بر آن بود تا بدنبال توقف مذاکرات در اکتبر سال 2009 وفشار های بین المللی، ایران را بطور جدی به پای میز مذاکره قطعی بکشاند، ولی واقعیت آنستکه یکبار دیگر شگرد های دولت اسلامی امید های غرب را به ناامیدی تبدیل نمود. توافق بین رژیم اسلامی وغرب امری ناممکن بنظر میآید زیرا این حکومت بنابر معیارهای مذهبی وایدئولوژیک خود دیپلماسی جهانی راقبول ندارد وخواستار کسب سلاح اتمی است.

غرب نیز هیچ اعتماد دیپلماتیک وسیاسی نسبت به رهبران کنونی ندارد وباتوجه به مناسبات ویژه خود با اسرائیل ودنیای عرب خواهان فشار کامل برای متوقف نمودن سیاست اتمی حکومت اسلامی میباشد. نگاهی به رویدادهای اخیر در این زمینه یکبار دیگرناممکن بودن این سازش را نشان میدهد. این سازش ممکن بنظر نمی آید زیرا سیاست ایران تشنج گراو دارای اهداف جاه طلبانه در منطقه خاورمیانه است وسیاست غرب نگران تناسب قوای هسته ای در این منطقه بوده و راه برون رفتن از بن بست را نمیداند.

ادامه برنامه اتمی وتضادها

در سال پیش ایران حدود دوهزار کیلوگرم اورانیوم غنی شده تولید نمود ودولت در گام اول با ارسال ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم به خارج توافق کرد، ولی رژیم بدنبال اختلافات داخلی این طرح را رها نموده وفعالیت غنی سازی را ادامه داد. گزارش اخیر دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیرامون فعالیت‌های اتمی ایران برآنست که در حال حاضر ایران ۳۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت ۲۰ درصد و سه هزار و ۱۸۲ کیلوگرم اورانیوم با غلظت ۳.۵ درصد در اختیار دارد. البته این میزان از اورانیوم کم غلظت برای سوخت نیروگاه بوشهر بسیار کم بوده وبنابراین در شرایط موجود بااین میزان اورانیوم تولید برق نامیسر است. این نیروگاه که با ظرفیت تولیدی هزار مگاوات برق میباشد نیازمند صد تن سوخت اورانیوم کم غلظت میباشد واین تولید میتواند با ظرفیت شصت هزار سانتریفوژ تامین گردد. حال آنکه براساس گزارش آژانس بین المللی تا سال پیش تعداد سانتریفوژ ها چهارهزار وهشتصد دستگاه ارزیابی میشد.

چندی پیش علی‌اکبر صالحی، بهنگام ریاست سازمان انرژی اتمی ایران به واحد مرکزی خبر ایران ‌گفت که ایران به فناوری تهیه «کیک زرد» هسته‌ای که نوعی خاک معدنی اورانیوم است دست یافته‌است. او افزود که با ارسال محموله‌های کیک زرد از معدن گچین بندرعباس به اصفهان امید می‌رود که تأسیسات فرآوری اورانیوم (یو.سی.اف) اصفهان بتواند «در آینده‌ای نه چندان دور، فعالیت خود را آغاز کند." رئیس سازمان انرژی اتمی خبر داد که معدن اورانیوم ساغند «در آینده نه چندان دور بهره‌برداری می‌شود» و افزود که فعالیت‌ها مضاعف شده و روند احداث تاسیسات کیک زرد اردکان هم شتاب یافته‌است.(به نقل از سایت رادیو فردا)

کارشناسان برآنند که سنگ اورانیوم پالایش‌شده که «کیک زرد» نیز خوانده می‌شود را می‌توان پس از غنی‌سازی به عنوان سوخت رآکتور اتمی یا بمب اتمی به کار برد و کارخانه (یو.سی.اف) اصفهان، کار تبدیل کیک زرد به گاز اورانیوم را برای ادامه کار پیش از غنی‌سازی انجام می‌دهد. بر اساس قطعنامه‌های شورای امنیت، ایران قادر به خرید سنگ خام اورانیوم و واردات کیک زرد نیست و معادن کشف شده اورانیوم در ایران، از جمله معادن ساغَند و اردکان نیز برای تأمین نیاز تأسیسات هسته‌ای ایران کافی نیستند. کیک زرد مورد استفاده در ایران تاکنون بیشتر از مقادیری که حکومت پهلوی در اواسط دهه ۱۹۷۰ از آفریقای جنوبی خریده بود تأمین شده‌است. در سال ۱۳۸۸ خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارشی درباره معامله قزاقستان برای فروش مخفیفانه ۱۳۵۰ کیلوگرم سنگ اورانیوم پالایش شده یا کیک زرد به ایران منتشر کرد که قزاقستان این گزارش را بی اساس خواند.

بعلاوه ازیاد نباید برد که امروزه معادن اورانیوم ایران به ساغند و گچین در بندر عباس خلاصه میشود . با توجه به تولید محدود این دو معدن ونیز مشکلات فنی و تحریم های بین المللی، ایران نمیتواند بسرعت تمام اهداف هسته ای خودرا بسرانجام برساند. باوجود این موقعیت غرب نگران سیاست هسته ای ایران بوده زیرا معتقد است که اهداف رژیم به اهداف اقتصادی محدود نمیشود.

در شرایط کنونی خواست اصلی شورای امنیت و غرب از ایران واگذاری بخش عمده‌ای از مجموع سه هزار کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده خود به خارج از کشور است. محافل غربی برآنند که ایران در پی ساختن بمب اتم است وپنهانکاری های پی در پی جمهوری اسلامی در راستای همین هدف است.

برای تولید یک بمب اتم، حدود ۵۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت ۳.۵ درصد که غلظت اش افزایش یافته کافی میباشد. ازیاد نباید برد که چندی پیش ایران اعلام کرد که به غلظت بیست درصدی اورانیوم دست یافته است و در آغاز ماه دسامبر سال جاری جمهوری اسلامی خبر ارسال اولین بسته بندی کیک زرد تولیدی در بندرعباس به کارخانه فرایند اورانیوم (یو سی اف) در شهر اصفهان را پخش نمود. این امر بیانگرادامه گردش چرخه سوخت اتمی بوده وبا این اقدام در آستانه همین مذاکرات اخیرژنو رژیم تهران به غرب نشان میدهد که از سیاست اتمی خود دست نخواهد کشید.

شورای امنیت سازمان ملل متحد طی چهار قطعنامه تحریمی از ایران خواسته است تا فعالیت های مربوط به غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. ایران با رد این در خواست همچنان برنامه غنی سازی خود را توسعه داده است. بعلاوه احمدی نژاد، خطاب به گروه ۱+۵ گفت :" برای گفت و گو با ايران بايد همه تصميم‌های غلط گذشته که اثری نيز بر ملت ايران نداشته است از جمله قطعنامه ها و تحريم‌ها را لغو کنيد." باتوجه به این گفتار وموضع دولت احمدی نژاد ونظامیان حاکم، غرب بدون آنکه همه درها را ببندد، در پی آنست تا تحرم های اقتصادی خود را تشدید کند زیرا امیدی به سیاست کنونی ایران ندارد.

دیپلماسی و قواعد بازی

افلاتون معتقد بود که نگهداری یک کشور از طریق محدود کردن مناسباتش با خارج میسر میگردد. حال آنکه این گفته در جوامع مدرن غیر ممکن و نادرست است. در جهان باز وپیچده وپر خطر کنونی کشور ها ناگزیر به برقراری روابط گوناگون وگسترده میباشند وقاعده اساسی روابط بین الملل امر دیپلماسی میباشد. هدف دیپلماسی دروغ گفتن نیست، بلکه هدف رسیدن به یک قرارداد است، تحقق یک سازش میباشد. هرچند که بازیگران در این زمینه دروغ گوئی هم میکنند، ولی دودولت با دروغگوئی سیستماتیک نمی توانند اختلافات خودرا حل کرده وبه سازش، هرچند که موقت باشد، برسند.

کارل فون کلوویتس در کتاب "درباره جنگ" میگوید "جنگ اقدامی با فشار است تا حریف مجبور به پذیرش اراده ما گردد...بکارگیری قدرت فیزیکی همه جانبه بهیچوجه همکاری هوشمندانه رامنتفی نمیسازد". از نگاه کلوویتس جنگ ادامه سیاست به شیوه دیگر است و هدف جنگ شکست حریف است، به بیان دیگر هر چند علیه دشمن بهره گیری از خشونت لازم است تا او در دفاع از خود ناتوان شود و در چنین شرایطی احساس خصمانه وقصد دشمنانه باقی میماند، ولی همه درها بسته نمیشوند.

چه در زمان جنگ وچه در زمان صلح تلاش برای حفظ رابطه ادامه مییابد. بطور خلاصه میتوان دیپلماسی را بر اساس دو محور یعنی جنگ وصلح تقسیم کرد. دیپلماسی ادامه سیاست دولت ها برای دفاع از منافع کشوری در عرصه بین المللی بشمار میآید. بگفته ریموند آرون جامعه شناس فرانسوی در مناسبات میان کشورها دوبازیگر اصلی وجود دارند یکی سرباز ودیگری سفیر. دولت های صلح طلب درمناسبات بین المللی بر پایه عملکرد نهاد های بین المللی وبا استفاد ه از سفارت خانه ها ونمایندگان دیپلماتیک خود به اختلاف ها برخورد نموده وتلاش دارند تادر روند مذاکرات راه حل های مسالمت آمیز در دستور قرار گرفته واز خشونت وجنگ در مناسبات بین کشور ها خودداری شود.

دولت های متمایل به آ شوب و جنگ نقش بحران سازی وتهدید نظامی وآتش افروزی وتهمت پراکنی را در سیاست خود برجسته میسازند. این دولت ها جنگ تبلیغاتی وتحریک باندهای آشوب ساماندهی میکنند. سفارت خانه ها به مرکز توطئه وگاه انتقال اسلحه تبدیل شده وفعالیت های فرهنگی پوششی برای آماده سازی فضا برای یکسلسله تبلیغات خصمانه علیه دیگران است. افرادی که در مدیریت این سفارتخانه ها میباشند اغلب افراد متعلق به دستگاه نظامی وجاسوسی هستند و از تخصص در عرصه دیپلماسی جهانی ومدیریت سیاسی مناسبات میان دولت ها بی بهره اند.

البته در طول تاریخ پیوسته شاهد بوده ایم که در موارد زیاد در عین اعلام صلح طلبی، دولت هائی بوده اند که برای حفظ منافع استراتژیک خود، در سیاست خارجی از سازماندهی تجاوز وکودتا وایجاد اغتشاش وتوطئه دست برنداشته اند.در چنین حالتی اعلام صلح طلبی برای به خواب کردن رقبا ویا مردم بوده است. پس از جنگ دوم دردوران جنگ سرد بین شوروی وآمریکا بزرگترین مسابقه تسلیحاتی واتمی جریان داشت. در دورانی که دوره روابط مسالمت آمیزنامیده میشد حوادث خطرناکی مانند بحران موشک های مسقر در کوبا روی داد. مداخلات نظامی در اروپای شرقی وکودتا در افغانستان جلوه ها یدیگری از سیاست سلطه طلبانه شوروی بشمار میرود.

فرانسه در عین وفاداری به سیاست عدم مداخله ومسالمت آمیز در تمام دوره های دوگل، پمپیدو، ژیسکار دستن، میتران، شیراک وسارکوزی در تعدادی از کشورهای آفریقائی پیوسته به تدارک کودتا وتوطئه واعمال نفوذ مشغول بوده است. سازماندهی کودتا در ایران و شیلی ونیزلشکرکشی آمریکا به عراق نمونه دیگری از اینگونه تناقض ها ودورنگی هاست. به بیان دیگر در بسیاری از موارد دیپلماسی دولت ها حتا با جلوه صلح طلبی خود متناسب با منافع کشوری ومنافع ویژه حاکمان ووضعیت ژئو پولیتیک پیوسته به اقدامات توطئه گرانه مانند قتل و ایجاد خشونت وخرابکاری روی آورده است.

علیرغم این ناهنجاری هاو تناقضات، کشورهای مسالمت جو وصلح طلب تلاش مهم خودرا در راستای آرامش جهان وهمکاری سیاسی واقتصادی وفرهنگی بکار گرفته اند. سیاست خارجی کنونی کشورهائی مانند ژاپن، چین، آفریقای جنوبی، استرالیا، سوئیس، کشورهای اروپای شمالی وغیره بطور عمده بر پایه سیاست وروابط مسالمت آمیز بین دولت ها استوار است. شخصیت ها، احزاب ودولت های مدافع روابط مسالمت آمیز پیوسته میکوشند تا بازیگر اصلی میان دولت ها، نه سرباز بلکه سفیر باشد ودیپلماسی صلح وهمکاری بر دیپلماسی تشنج گراو جنگ طلب غلبه داشته باشد. بعلاوه اینان در ضمن دفاع از منافع ویژه خود، تلاش میورزند تا میان گفتار برای صلح و کردار هماهنگی باشد.

دیپلماسی ناسازگاری

سیاست جمهوری اسلامی اغلب سیاست خارجی توام با تشنج ومداخله و توطئه ودروغ وتروریسم بوده است. مواردی مانند گرونگیری کارمندان سفارت آمریکا و تشنج های پیاپی در مناسبات میان فرانسه وایران از یکسو واز سوی دیگرحمایت از گروه های تروریستی ومسلح کردن حزب الله لبنان و حماس در غزه ونیز ایجاد گروه های مسلح وفشار در عراق و عربستان وبحرین وافغانستان در منطقه خاورمیانه بیانگر این سمت گیری سیاسی در سیاست خارجی ایران است. این سیاست باعتبار فناتیسم مذهبی ایدئولوژیک خود بطرز شدید تمایل به اغتشاش دارد وایجاد نفوذ را از طریق توطئه ومداخله وبحران آفرینی ممکن میداند. سیاست اتمی جمهوری اسلامی تابع همین سیاست خارجی وبیان خواست واراده سران این حکومت در راستای کسب سلاح اتمی است. روشن است که از دیدگاه حقوق بین المللی کنونی ایران میتواند تکنولوژی هسته ای جهت استفاده صلح آمیزرا بکار گیرد.

باتوجه باین جنبه حقوق بین المللی رژیم از این موقعییت بهره برده تا اقدام خود را موجه جلوه دهد وحرکت خود همگام با دیپلماسی جهانی نشان دهد، ولی در اساس دولت خامنه ای ونظامیان در عین پیشبرد کارزار تبلیغاتی برای سیاست ومذهب شیعه وتقویت شبکه های بنیاد گرای حامی خود، خواهان توسعه اتمی بمنظور استفاده نظامی میباشد.البته این امر باین معنا نیست که رژیم این قدرت اتمی را بطرز عملی بکارگیرد، ولی خواهان آنست تا به یک قدرت اتمی در منطقه تبدیل شود.

رژیم اسلامی برآنست که توسعه برنامه اتمی و دسترسی به سلاح اتمی ضامن اعمال هژمونی وسرکردگی در منطقه وکسب پرستیژ در داخل ودر خارج خواهد شد و به این ترتیب در مقابل عربستان لیدرشیپ دنیای مسلمان بطور مسلم به رژیم نظامی آخوندی انتقال می یآبد. بعلاوه مدافعان این حکومت برآنند که هسته ای شدن ایران رژیم اسلامی را در مقابل اقدام براندازی نیرو های بین المللی مستحکم میکند وپایداری آنرا تضمین می نماید.

من در نوشته های گوناگون نشان داده ام که سیاست اتمی ایران بطور بنیادی سیاسی نظامی بوده و جنبه اقتصادی آن برای رژیم فرعی تلقی میشود. به بیان دیگر برنامه اتمی ایران و توسعه تجهیزات موشکی با هدف ساختن سلاح هسته ای واستفاده احتمالی آن میباشد.

تلاش پیگیر رژیم در زمینه اتمی وپنهانکاری های مداوم جهت به اشتباه انداختن محافل جهانی و آژانس بین المللی انرژی اتمی بوده است. گرچه تمامی تجهیزات شناخته شده کنونی در زمینه غنی سازی بکار گرفته شده، ولی بنابر نظر آژانس بخش هائی از فعالیت های این برنامه هسته ای با شفافییت لازم بر خوردار نیست. بعلاوه متخصصان میدانند که پیشرفت بسمت غنی سازی ویژه برای ساختن بمب از همین مسیر میگذرد. غنی سازی اورانیوم با غلظت بیشتر بناگزیر به همین روند تدارک، نیازمند است. تمامی سیاست های رژیم در زمینه اتمی بیانگر همین ادامه کاری میباشد. بطور مسلم رژیم اسلامی با سلطه روزافزون نظامی ها و حاکمیت اقتدارگرایان جنگ طلب ضدغرب برنامه اتمی را ادامه خواهد داد وسیاست های یکجانبه غرب وحمایت آنان از اسرائیل حکومت را در این مسیر بیشتر تحریک نموده وانگیزه سران اسلامی رامستحکمتر خواهد کرد.

دیپلماسی اتمی ایران تابع همین خواست سلطه طلبی سیاسی واراده متمایل به کسب سلاح اتمی است. ایران مجبوراست تا حدودی در عرصه جهانی وانمود کند که خواهان مذاکره وادامه تلاش برای یک راه حل معقول است. ولی واقعیت آنستکه جز موارد نادر، سیاست خارجی جمهوری اسلامی با دورنگی ونیرنگ همیشه درپی خواب کردن محافل غربی بوده است.

میدانیم که قول وقرارهای رسمی دیپلماتیک در مناسبات بین المللی توسط دولت ها بطورعمده رعایت میشود ودولت ها باعتبار مذاکرات وتوافق ها میکوشند به سازش برسند ومنافع متقابل را رعایت کنند. ولی این رژیم هیچگاه به قول خود وفا ندارد زیرا خود را حافظ ایدئولوژی "مطهر وبرتر اسلامی" دانسته ودیگران را "کفار" تلقی نموده وطبق این نگاه از آنجا که غلبه بر "کفار" ناممکن است وجهاد جهانی خمینی و رویای عوامفریبانه احمدی نژاد برای حل مسائل جهانی نامیسراست، پس میتوان مرتب به "کفار" دروغ گفت وآنها را بازی داد. گاه ایجاد امید، گاه تحریک سیاسی، گاه تهدید، گله قول وقرار فریبنده، گاه ابراز تمایل برای همکاری وگاه بیان خواست اش برای خروج از پیمان عدم گسترش سلاح های اتمی، همه وهمه جلوه هائی از بازی جمهوری اسلامی است. هدف این دیپلماسی کش دادن وعاصی کردن وفرسایش قوا ست.

هدف فریب رقیب ونرسیدن به یک سازش با جامعه جهانی است. هدف سلاح اتمی است وبرای این امر زبان گنگ ونیرنگ وسیله کارسازی است. قول بده ودروغ بگو، ولی کارت را به پیش ببر، این روش حکومت اسلامی است. دیپلماسی اتمی رژیم بر پایه پیشبرد طرح اتمی وساختن بمب از یکسو واز سوی دیگر بازی با غرب است و آنهم عبارت از بازی فریبکارانه شکننده وبی اعتبار ونه یک بازی دیپلماتیک متعارف.

گفتیم سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی رژیم است. میدانیم که اخلاق این حکومت مذهبی فساد وچپاول ودروغ به مردم است. اگر هم در ابتدای بقدرت رسیدن توهمی برای "عدالت اللهی واجتماعی" بود، امروز این حاکمان دزدان و آدمکشان حرفه ای بوده وهیچگونه معنویت وارزش انسانی برایشان مطرح نیست. سرکوب مخالفان برای حفظ سلطه سیاسی ومنافع اقتصادی وتمامی شگرد های خشونتبار وفریبکارانه که در خدمت آنهاست، برای حاکمان مجاز است. در طول تاریخ ایران هیچ رژیمی باین اندازه پست ومستبد نبوده است. این حکومت بلحاظ ایدئولوژی تجاوزکاراسلامی خود ومنافع سیاسی واقتصادی اش در داخل سرکوب بیرحمانه میکند ودر خارج سیاست ضد صلح را در دستور خود قرارداده است. در منطقه هیچ کشوری باین رژیم اعتماد ندارد واغلب کشورهای همسایه نگران اقدامات پنهانی ایران علیه خود هستند.

اکثر کشورهای جهان بطور گسترده باو بد گمان میباشند واحساس راحتی ندارند. روسیه وچین در رقابت های بین المللی از مناسبات با ایران سود میبرند بدون آنکه بدان اطمینان کنند ویا منافع اساسی خود با غرب را به خطر بیاندازند. روشن است کشورهائی هستند که گاه مناسبات دشواری با دولت های دیگر دارند، ولی شاید ایران بدترین، آشفته ترین و چه بسا یکی ازخطرناکترین نقش ها را در جهان داشته باشد. ژرژبوش رژیم ایران را جزو محور بدی قرار داد. بطور حتم دولت وسیاست بوش جزو زشترین فصل های تاریخ معاصر امریکا بود، همانگونه که جمهوری اسلامی یکی از بدکارترین دولت های جهان کنونی است.

وقتی احمدی نژاد به تریبون سازمان ملل میرود اکثر نمایندگان یا به نشست نمی آیند ویا نشست را ترک میکنند. متحدین بین المللی رژیم محدود میشوند به چند کشور فقیر آفریقائی، سوریه، دولت ونزوئلا و دیکتاتوری کره شمالی. سیاست خارجی ایران یک شکست همه جانبه است. طی بیش از سی سال فرصت های زیبا وطلائی بیشمار توسط این رژیم اسلامی به هدر رفت. سیاست صلح وهمکاری های همه جانبه فعال و پویا ومدرن بدور افکنده شد وچهره ایران کدر شد. سربلندی ایران فراموش شد وکارنامه زشت این رژیم در ذهن بشریت مترقی نقش گرفت.

کارآئی دیپلماسی

در چنین شرایطی که ایران بامر صلح جهانی اعتقادی ندارد، اصل سیاست دیپلماتیک رژیم جدال روی برنامه اتمی ایران است. این دیپلوماسی اتمی با تخریب در مناسبات جهانی هماهنگ است. روحیات وروانشناسی سردمداران حکومت نه در جستجوی بزرگی ایران در عرصه فرهنگ واقتصاد وسیاست صلح طلبی وزیست محیطی، بلکه در جستجوی توطئه گری وایجاد شبکه های تروریستی ویا اتحادهای غیر سازنده وزیان آور برای ملت ایران است. این سیاست تحریک کننده رژیم، در وضعیت تشدید اختلافات درون حاکمیت ونیز همزمان با بن بست مذاکرات در باره پرونده اتمی ایران واحساس خطر توسط اسرائیل وضع تازه ای را بوجود آورده است.

برخی محافل بین المللی و شبکه جاسوسی وعناصر داخلی را برآنند تا فشار های جدیدی به رهبران حکومت وارد آورند. عملیات تازه برای به قتل رساندن مهندسین اتمی ایران ویا خرابکاری در سیستم کامپیوتری مراکز اتمی جلوه های این سیاست جدید است. کرم های کامپیوتری استاکس به "مراکز اتمی امام زمان" نفوذ کردند و سیستم کامپیوتری برخی از مراکز اتمی را دستخوش اخلال نمودند واین امر نشان داد که رژیم ضربه پذیر است. غرب تلاش دارد از ضربه پذیری حکومت در شرایط عدم امکان یک حمله نظامی روی مراکز ا تمی، بهره برده ، اورا بعقب رانده وبرنامه اتمی اش را کند وناتوان نماید.

دیپلماسی غرب که کارائی نداردو در بن بست است شاید در پی آنست تا با توطئه گری وضعیت را متحول کند. در واکنش به رژیم ایران، دولت های غربی درراستای منافع مردم ایران عمل نمیکند. منافع سیاسی واستراتژیک واقتصادی اشان تعین کنند انگیزه آنان است. آنان سلاح های اتمی خود را حفظ و وپی در پی از نظر تکنولوژیکی تکمیل میکنند، اسرائیل وقدرت ا تمی اش رامورد پشتیبانی قرار میدهند، یک اعتراض کوچک هم به پاکستان وهند وقدرت اتمی اشان ندارند ونسبت به نقض حقوق بشر در ایران تلاش جدی وواقعی نمی کنند. سیاست جدی علیه رژیم اسلامی وسیاست اتمی نظامی اش با ید با سیاست برای خلع سلاح اتمی در جهان هم پیوند باشد.

دیپلماسی ایران بحران آفرین وضد صلح است ودیپلوماسی غرب هم خودپرست ویکجانبه و در بن بست است. جامعه بین المللی باید تدابیر دیگری بیاندیشد. آغاز یک کارزار جهانی واقعی وهمه جانبه برای خلع سلاح عمومی هسته ای در جهان، تلاش جدی برای حل اختلاف اسرائیل وفلسطین، تشدید تحریم های هدفمند علیه رهبران سیاسی حکومت ایران وسران نظامی وصنایع نظامی هسته ای وبالاخره پشتیبانی راستین از خواست ها و پیکارهای مردم علیه این حکومت مذهبی، بنیاد فکری برای تدبیر هوشمندانه دیپلماسی دیگر بشمار میآید.

پاریس دسامبر 2010

Diplomatie nucléaire d’IRAN, D. IDJADI

 

انتشار از: