جنبش ملي آذربايجان و فضاي مجازي

1. جنبه كاربردي مباحث اين مقاله 2. تيراژ مطبوعات و آمار مراجعين به سايتهاي اينترنتي 3. سابقه و ادامه¬كاري سايتهاي اينترنتي 4. سايتهاي مستقل خبري، تحليلي و تركيب ايندو 5. سايتهايي كه ارگان يك تشكيلات سياسي هستند 6. ميزان مطالبي كه هر مراجعه كننده در سايتهاي مختلف مطالعه ميكند. 7. عامل كميت و كيفيت كار در شكل دهي افكار عمومي 8. استعداد تأثيرپذيري جامعه مخاطب نسبت به ايده¬هاي جديد و پيامهاي روشنفكران 9. چند نكته مهم در استفاده از اطلاعات آماري مورد استفاده در اين مقاله 10. تغييرات مهم در سال گذشته

1- جنبه كاربردي مباحث اين مقاله

بررسي آمار و ارقام قابل دسترس در مورد رسانه¬هاي عمومي، اصولا بايستي جزو وظايف روزمره مسئولين اين ارگانها باشد. بررسي تحليلي اين ارقام به مديران سايتهاي اينترنتي و ديگر رسانه¬هاي عمومي اين امكان را ميدهد كه بموقع از جهت سير امور با خبر شده و در فعاليت خود براي رسيدن به اهداف كوتاه مدت و بلند مدت خود، از درجا زدن يا افت پرهيز كنند. و حتي اگر چنين افتي مشاهده شد، بتواند شناخت كافي در مورد رابطه علت و معلولي در بين عوامل تأثير گذار و تأثير پذير دخيل در ماجرا را داشته باشد. مخاطبين اين رسانه¬ها در سوي ديگر اين فعاليتها قرار دارند. مخاطبين نيز ميتوانند با دقت در اطلاعات قابل كنترل و مقايسه آن با ادعاهاي جريانات و گرههاي سياسي به ميزان قابل اعتماد بودن اربابان اين رسانه¬ها پي ببرند. اين اطلاعات از آنجا كه بيطرفانه و خارج از دايره تأثير مديران رسانه¬هاي مجازي صورت ميگيرد، ميتواند براي باز كردن چشم و گوش قربانيان محافل سكتاريستي حاشيه جنبش ملي آذربايجان مفيد باشد.

2.

تيراژ مطبوعات و آمار مراجعين سايتهاي اينترنتي

در گذشته تيراژ مطبوعات حرفه¬اي از سوي شركتها و سازمانهاي مختلف منتشر مي¬شد و هنوز هم اين رسم ادامه دارد، اما آمار مراجعين به سايتهاي اينترنتي تفاوتها و مزيتهاي روشني نسبت به آمار مزبور دارند.

- تيراژ مطبوعات تنها مطبوعات حرفه¬اي را شامل مي¬شود، اما در دنياي مجازي ما حتي به ميزان مراجعين به سايت حزب كمونيست كارگري هم دسترسي داريم.

- تيراژ چاپ، ميزان فروش و تعداد خوانندگان يك روزنامه يا كتاب ميتواند بسيار متفاوت باشد و در اصل رقم سوم يعني تعداد خوانندگان بايستي مهم شمرده شوند. چرا كه بلحاظ مؤثر واقع شدن در پروسه شكل گيري افكار عمومي، كتاب فروش اما خوانده نشده، اهميتي ندارد. عليرغم اين نكته مهم، همانقدر كه دسترسي به تيراژ چاپ راحت است، امكان دستيابي به آمار فروش مشكلتر و معرفت يابي نسبت به تعداد خوانندگان تنها به كمك مدلهاي آماري و تخمين و تقريب بسيار ممكن است. اما در دنيا اينترنتي هم تعداد مراجعين و هم درصد كساني كه با رؤيت تيتر مطالب از سايت مربوطه خارج ميشوند و هم تعداد صفحاتي كه هر مراجع سايت بطور متوسط مطالعه ميكند در دست است. براي مقايسه ميتوان گفت كه اين امكانات شگرف شبيه اين است كه ما با فشار دادن يكي دو دگمه بر صفحه كامپيوتر، بتوانيم تعداد خوانندگان يك كتاب در كل دنيا و تعداد صفحاتي كه هر خواننده بطور متوسط از آن كتاب مطالعه كرده دست بيابيم و همينطور بتوانيم بدانيم كه چند نفر از كساني كه كتاب را خريده يا امانت گرفته¬اند تنها به ديدن فهرست مندرجات آن اكتفا كرده¬اند. روشن است كه امكاناتي كه دنياي مجازي در اين زمينه در مورد بازيگران خود در اختيار ما مي¬گذارد، دقيقتر است.

3. سابقه و ادامه¬كاري سايتهاي اينترنتي

اينترنت دنياي پر تحولي است، هم از جهت نوآوري و بالارفتن سرعت و امكانات تكنيكي مختلف و هم بخاطر تولد و مرگ پديده¬ها و از جمله سايتهاي مختلف. در سالهاي گذشته سايتهاي زيادي خوش درخشيده و بعداز زماني كركره را پايين كشيده¬اند. سايتهاي دورنا، گجيل و ميللي حركت سه نمونه از اين قبيل سايتها هستند كه دوستان زيادي با زحمات فراوان آنها را سرپا نگهداشته و بالاخره به هر دليلي از اين كار باز مانده¬اند. در جدول زير تاريخ ثبت Domain Name سايتهاي مختلف كه علي الاصول تاريخ شروع بكار سايتهاي مربوطه نيز هست، درج شده است.

 

4. سايتهاي مستقل خبري، تحليلي و تركيب ايندو

طبق يك قاعده عمومي سايتهاي جنجالي پر بيننده¬ترين سايتها، سايتهاي خبري با بيندگان كمتر و سايتهاي تحليلي با تيترهاي كم و مطالب انتخاب شده به وسواس، مراجعين كمتري از دو گروه سايتهاي قبلي دارند. تا همين اواخر سايت جنجالي پيك نت رتبه¬اي در حول و حوش ده هزار داشت كه رتبه بسيار بالايي است. بديهي است كه ميزان مراجعين به تنهايي نشانه تأثيرگذاربودن سايتها نيست. در عمل تقسيم بندي سايتها به سايت صرفا خبري يا تنها به سايت تحليلي كار راحتي نيست و من در جدول زير 19 نمونه از سايتهايي را كه به نشر اخبار و مقالات سياسي و فرهنگي مي¬پردازند، گرد آورده¬ام. سايت بيستم كه بدون ذكر نام سايت آمده است، مربوط به يك شركت تجاري است كه باتوجه به اطلاع دقيق من از تعداد دقيق مراجعين آن سايت، بعنوان رفرنس وارد اين جدول و جدول بعدي شده است. توجه كنيد كه جدول مربوط به "رتبه جهاني" است كه به معني پربيننده بودن سايتهاي داراي رتبه كمتر در بين سايتهاي موجود در جهان است و نه يك كشور خاص.

 

هرچند هدف من بررسي سايتهاي آذربايجاني است، اما من براي قابل مقايسه كردن ارقام و ملموس كردن بحث، تعدادي از سايتهاي شناخته شده فارسي را هم در جدولهاي اين مقاله جاي داده¬ام و بخاطر جلوگيري از اطاله بيشتر كلام از تدوين جدول مخصوص سايتهاي آذربايجان بطور مستقل خودداري ميكنم. دوستان ميتوانند با كمي دقت خودشان پاسخ سوآلات مربوطه را از جدولهاي كلي بگيرند. بعنوان مثال طبق مفاد جدول فوق بيشترين بيننده در ميان سايتهاي آذربايجاني از آن سايت تريبون است با اين توضيح مهم كه فاصله آن با يكي دو سايت ديگر اندك است و اين وضع براحتي ميتواند عوض شود. با اين وجود تعدادي سايتهاي آذربايجاني هستند كه ميزان استقبال از آنها فاصله زيادي با دو سه سايت آذربايجاني بالاي جدول دارد.

5. سايتهايي كه ارگان يك تشكيلات سياسي هستند

سايتهايي كه ارگان يك سازمان سياسي هستند، در مجموع مراجعين كمتري دارند و اين مدعا هم بدون استثنائات نيست. بعنوان مثال سايت رسمي سازمان راه كارگر، بيشتر بصورت يك ارگان باز با پروفيل كلي و كمرنگ سازماني مديريت ميشود و حتي يك سايت زير مجموعه با موضوع مسئله ملي هم دارد كه بنظر ميرسد سياست موفقي در جذب بينندگان و از اين طريق بوجود آوردن امكان ديالوگ با مخاطبان بيروني بوده است. در جدول زير سايتهايي وجود دارد كه بلحاظ تنوع و كيفيت مطالب، وضعي بهتر از سايتهاي غير تشكيلاتي دارند و علت استقبال كمتر از آنها احتمالا به خاطر همين رنگ حزبي آنهاست.

 

6. ميزان مطالبي كه هر مراجعه كننده در سايتهاي مختلف مطالعه ميكند.

چنانچه اشاره شده، آمار دو جدول فوق مربوط به تعداد مراجعات به سايتهاي مربوطه است. اين مراجعه در اصل ميتواند يك ثانيه يا يك ساعت يا هر زمان ديگري را شامل شود. در اين رابطه جدول بعدي شامل دو نوع اطلاعات تكميلي است:

- درصد كساني كه تنها به تيترهاي موجود در صفحه ايندكس سايت نگاه كرده و سپس از سايت خارج شده¬اند.

- تعداد صفحاتي كه هر بيننده در سايت مزبور، مطالعه كرده است.

مطالب اين جدول، ما را از ديدن كميت مراجعه ساده به سوي نوعي كيفيت و ميزان قدرت تأثيرگذاري سايتهاي مختلف هدايت ميكند. در اصل كساني را كه تنها به صفحه اول سايتي مراجعه كرده و از خير كليك كردن بر تيتر صفحات ديگر مي¬گذرند، ميتوان با افرادي مقايسه كرد كه تيتر مطالب روزنامه¬اي در دكه مطبوعاتي را ديده و از خريد آن صرفنظر مي¬كنند. از اينرو تعداد چنين كساني را ميتوان از آمار بازديدكنندگان هر سايتي كسر كرد.

اطلاعات ديگر در ستون سوم از چپ مربوط به تعداد صفحاتي است كه هر بيننده بطور متوسط در يك سايت مشخص مي¬بيند يا ميخواند. اين نيز نكته بسيار مهمي است و اصولا ميتوان آمار بينندگان سايتي را كه خواننده آن دوصفحه ميخواند نسبت به آمار مراجعين سايتي كه رقم مشابه براي آن 10 است، به يك پنجم تقليل داد. از آنجايي كه چنين ملاحظاتي در مورد استفاده از آمار بطور كلي ميتواند بسيار زياد باشد، من چنين جمع و تفريقهايي در اين مقاله را لازم نمي¬بينم اما بايد با نظر گرفتن هردو نكته ارائه شده در جدول زير، آنها را دا امر ارزيابي از ميزان تأثيرگذاري سايتهاي مختلف مد نظر قرار داد. طبق اطلاعات اين جدول بيننده تريبون بطور متوسط 11 صفحه مطلب ميخواند كه اين رقم براي مراجعين به سايتهاي آذربايجاني ديگر حول و حوش 2 جفحه است. درصد كساني هم كه تنها به صفحه اول سري زده و از سايت خارج ميشوند در مورد تريبون كمترين (25%) و در مورد باي بك بيشترين (56%) است.

 

تا اينجا من اصل مطلب در مورد برخي از مهمترين نكات پيرامون موضوع مقاله حاضر را مورد اشاره قرار دادم. در ادامه به برخي مسائل كمتر مرتبط اما نه بي ربط با موضوع مزبور ميپردازم.

7. عامل كميت و كيفيت كار در شكل دهي افكار عمومي

بحث رسانه¬ها در اصل يك مبحث چند شاخه¬اي در موضوع شكل دهي افكار عمومي و تأثير بر آن است. علت ذكر ارقام در اين مباحث، سهولت تهيه و ارائه ارقام است.تهيه تيراژ يك روزنامه يا تعداد خوانندگان همان روزنامه و آمار بينندگان يك برنامه خاص تلويزيوني و فروش بليطهاي سينما و تئاتر هم راحت است و هم مورد توافق طرفين بحث. اما مهمترين مسئله يعني ميزان موفقيت يك رسانه عمومي در رسانيدن پيام خود به مخاطبين و تحت تأثير قراردادن آنها، هرچند اصل مطلب است اما نه براحتي قابل اندازه گيري است و نه ميتوان به نتايجي رسيد كه براي همه قابل قبول باشد. با مثالهايي در اين موضوع سعي در روشن كردن قضيه خواهم كرد: در تاريخ مطبوعات و ادبيات داستاني فارسي، فردي را داريم بنام "حسينقلي مستعان" (1283 تهران-1361 تهران) وي مؤلف هزار داستان كوتاه و دويست كتاب است كه همه با تيراژ بالنسبه بالا منتشر شده¬اند. فرد ديگري در اين ميدان داريم بنام "ر. اعتمادي". (1312 شهر لار-) از هنرهاي ايشان همين بس كه داستان بلند وي در سال 1342 با نام معركه «تویست داغم کن» (!) منتشر و ظرف یک هفته 5 هزار نسخه فروش داشته است. توجه داريد كه هنوز در ايران 70 مليوني، كتابهاي بسياري، تيراژ فروش 500 الي 2000 نسخه¬اي دارند. آثار آقاي رجبعلي (نام اصلي ايشان) از سوي وسيعترين لايه¬هاي جوانان و بخصوص دختران دبيرستاني سالهاي قبل از انقلاب خوانده مي¬شد و آثار هردوي اين مدعيان داستان نويسي، زينت بخش مجلات هفتگي و حتي از پر طرفدارترين مطالب مجلات مربوطه بود. جالب است كه تيراژ كتابهاي آقاي رجبعلي جمهوري اسلامي ايران در دوران صدر اين رژيم را نيز به هراس واداشته بود و ايشان تنها نويسنده ممنوع القلم در سالهاي بعداز انقلاب بودند.

هردوي نويسندگان مزبور همزمان با كساني چون صادق هدايت (1281 تهران-پاريس1330)، آل احمد (1302 تهران-1348 آسالم) غلامحسين ساعدي (1314 تبريز-1360 پاريس) رضا براهني (1314 تبريز-) و صمد بهرنگي (1318 تبريز-1347 آراز) بعنوان نويسنده مطرح بوده¬اند. ميزان شهرت و وسعت نشر آثار هردوي نويسندگان گروه اول (حسينقلي و رجبعلي) و همينطور ثروتي كه از قبل نشر آثار خودشان به دست مي¬آوردند، به زمان خود بي¬نظير بود بنحوي كه هرگونه ارقام و آمار از تعداد تأليفات و تيراژ كتابهاي و نشر مطبوعاتي آثار حتي يكنفر از آن دو، شايد قابل مقايسه با حاصل جمع ارقام مشابه 5 نويسنده گروه دوم نباشد. حال آيا اگر مقايسه را از ارقام به طرف تأثير ادبي و سياسي بكشانيم منظره ديگري در برابر چشمان ما ظاهر خواهد شد: در حالي كه امروز يافتن نشان و حتي نامي از حسينقلي و رجبعلي دشوار است، تاثير عظيم صاحب قلمان گروه دوم بر محيط ادبي و سياسي نسلهاي متوالي از مخاطبين و محيط فكري جامعه، غيرقابل انكار است. صادق هدايت عليرغم آلوده بودن به نژادپرستي فارسي از نوع قرن نوزدهمي، تكنيك داستان نويسي و انواع جديد ادبي را به مخاطبين و نسلهاي جديد قلم به دستان مي¬آموزد، آل احمد عليرغم كش و قوس ايدئولوژيك، موقعيت خود بعنوان يك ذهن پرسشگر و يك وجدان منتقد، معترض و روشن و همزمان روايتگري بزرگ از زمان خود، حفظ ميكند و سه فرزند تبريز و آذربايجان عليرغم گرفتاري با رژيم سانسور و نظام پليسي و امنيتي آريامهري، در ذهن و روح نسلهاي همزمان و آينده تأثيري شگرف بجا ميگذارند.

برگرديم به موضوع مقاله حاضر. دوستي با نام مستعار "ج. دالغالي" كه اولين بار در تاريخ دوازدهم سپتامبر امسال با مقاله¬اي تحت نام "قدرت حركت ملي در محيط مجازي" اعلام وجود كرد، در نوشته خود منظره ناعادلانه¬اي از موقعيت ارگانهاي آذربايجاني در دنياي مجازي بدست داده و از جمله در پايان نوشته خودشان، ميزان مراجعين سايت "تابناك" را با رقم مشابه در مورد سايتهاي آذربايجاني مقايسه مي¬كند. اين كار شبيه مقايسه ميان تيرآژ روزنامه پراودا، آثار قلمي لنين و برژنف يا بينندگان فيلمهاي سرگئي باندارچوگ با تيراژ ادبيات موسوم به "سازم ايزدات" و "تام ايزدات" (به ترتيب آثار ادبي و سياسي مخفي داخل و خارج شوروي سابق) است. در يك سو، پيام دولتي متكي به حكومت زور و سرنيزه و در سوي ديگر صداي وجدان معترض شهروندان تشنه آزادي. پيام اول در همه نظامهاي توتاليتر، از همه بلندگوهاي ممكن بر سر و روي شهروندان مي¬بارد و روح و جسم آنان را آزرده مي¬كند و كم و زياد بودن ميزان تكرار اين پيام در فورماتها و بلندگوهاي الوان چيز زيادي را عوض نميكند. پيام آلترناتيو اما نويد بخش فردايي بهتر است و به زبان دل گفته و به گوش جان شنيده مي¬شود. لذا آمار بيندگان سايت "تابناك"، مخاطبين خبرگزاري ايران و فارس و تاس (كمونيستي و پوتيني) يا تيراژ روزنامه كيهان (آريامهري و اسلامي) و پراودا، نشان دهنده ميزان تأثيرگذاري اين ارگانها بر مخاطبين¬شان نيست. امروز گفتمان راسيستي جاري از سوي نمايندگان فكري راسيسم فارس در هيبت مسئولين دولتي و اوپوزيسيون راسيست فارس در خارج، براحتي در ده سطر قابل جمع بندي است كه از دوران صدر حكومت پهلوي تا بامروز دچار تغيير مهمي نشده است. در مقابل ما با گفتمان روشنفكران ترك و جنبش ملي آذربايجان مواجهيم كه با عزيمت از شعارهاي اومانيستي عموم بشري حقوق بشري، تمامي دكترين راسيستي حاكم و مغلوب را به چالش مي¬خواند. در اين اقامه ادله و به زير سوآل بردن نظام آپارتايد حاكم، نسل پا به سن روشنفكران آذربايجان چون دكتر جواد هيئت و رضا براهني در كنار خود نمايندگان نسلهاي متعدد جوانتر و بسيار جوانتر از خود را به همراه دارند. اين رويارويي از طريق مقايسه ارقام و مقياسهاي حجمي قابل مقايسه نيست.

البته درست است كه تبليغات مهم است. اما امتياز اين بخش از مقاله حاضر، در تأكيد كردن بر نقش كيفيت پيامي كه يك رسانه قصد ارسال و گستردن آن را هدف خود قرار داده است در امكان تاثيرگذاري آن رسانه¬هاست.

لذا ماهيت پيامي كه قرار است در جامعه تبليغ شده و به دل شهروندان راه يابد، نيز مهم است. بعنوان مثال فرق دارد كه يك شركت پخش آگهي تجارتي، ميخواهد براي فروش مايحتاج اساسي مردم تبليغات بكند يا براي فروش لوازم آرايش گرانقيمت به مردمي فقير.

من معتقدم كه ميزان تأثير گذاري رسانه¬هاي آذربايجاني (خواه سنتي و خواه مجازي) قابل مقايسه با رسانه¬هاي مشابه فارسي نيست. پيام نابرابري و ادعاهاي مضحكي چون: "تركها در طي حكومت هزارساله خود، براي نابودي زبان فارسي اقدامي نكرده¬اند، پس ما بايستي زبان و هويت ملي آنان را محو كنيم" (!)، مالي نيست كه حتي بتوان با كمك سايتهاي پربيننده¬تر از "تابناك" تحويل خلق الله داد. قدرت رسانه¬اي جنبش ملي آذربايجان اگر بلحاظ تكنيكي، كادر و امكانات مادي ديگر بسيار محدوتر از نمونه¬هاي رقيب در جبهه فارسي است، بلحاظ پيام عدالتخواهانه و حقوق بشري و ماهيت مدرن خود، زحمت بسيار كمتري براي راه يافتن به ميان لايه¬هاي مردم طلب ميكند. البته چنانچه من پيشتر در همين مقاله اشاره كرده¬ام، سايتهاي اينترنتي آذربايجاني كه متعلق به نوعي ميكروكليمات سياسي ويا سكتهاي سياسي هستند، موفقيت حداقلي هم در زمين جلب افكار عموي و تأثير بخشي بر روي آن نداشته¬اند كه اينهم طبق استدلال من در اين بخش از مقاله حاضر، مرتبط با مضامين غير عقلاني پيامي است اين سايتهاي جريانات سكتاريستي سعي در تبليغ آنها دارند.

8. استعداد تأثيرپذيري جامعه نسبت به ايده¬هاي جديد و پيامهاي روشنفكران

جامعه آذربايجاني در هردو سوي آراز بلحاظ ظرفيت پذيرش ايده¬هاي نو و برقراي ارتباط بين توده مردم با روشنفكران سابقه طولاني و استعدادي مثال زدني داشته است. به ليستي از پديده¬هاي نو كه آذربايجان در پذيرش آن در منطقه پيشقدم بوده است توجه كنيد: لوله كشي آب شهري، چاپخانه، مطبوعات، ساتير يا طنز سياسي، كاريكاتور، داستان كوتاه به شيوه اروپايي، احزاب مدرن به شيوه اروپايي از نوع چپ و ليبرال، سينما، نمايشنامه نويسي، تئاتر، قطار داخل شهري، شهرداري، حق رأي زنان، اصلاحات ارضي، تحصيلات به شيوه مدرن اروپايي، آموزش و پرورش كر و لالها و ديگر كودكان عقب مانده، تأسيس اولين جمهوري در عالم اسلام، نوشتن و اجراي اولين اثر اپرا در جهان اسلام، گذاز از الفباي عربي به الفباي لاتين و دهها و دهها مورد ديگر.

علاوه بر اينها در موارد بسياري اين روشنفكران آذربايجان بوده¬اند كه اعتماد مردم را در رقابت با مرتجعين و افكار ارتجاعي جلب كرده¬اند. مورد حمايت مردم از افكار روزنامه و مكتب ملانصرالدين و كل نهضت رنسانس همه جانبه سالهاي 1880-1920 در آذربايجان شمالي، ارتباط گيري مردم آذربايجان در جريان انقلاب مشروطيت با افكار سوسيال دمكراسي و ليبرال و شكل گيري ارتباط ارگانيك با انقلابيون آذربايجان شمالي و آزاديخواهان تركيه در همان دور، پذيرش افكار راديكال مترقيانه از سوي شخصيت روحاني چون شيخ محمد خياباني، راي دادن مردم آذربايجان به افراد تحول طلب در ادوار بعدي چون سيد جعفر پيشه¬وري، موفقيت صمد بهرنگي و نسل روشنفكران همدوره وي در ارتباط گيري با نسل جوان و تحت تأثير جادويي قراردادن نسلهاي متعددي از آذربايجان، اسقبال همگاني بينظير از اشعار تركي استاد شهريار كه موجب چاپ اين آثار در مقياسي قابل مقايسه با مهمترين كتابهاي كلاسيك مذهبي شد، استارت زدن انقلاب توده¬اي عليه اركان رژيم آريامهري در 29 بهمن 1356، راه انداختن تنها جنبش مردمي در مقياس همگاني عليه اصل ولايت فقيه در فرداي انقلاب 1357، جنبش نسبتا همگاني آموزش موسيقي در شهرهاي آذربايجان در سالهاي بعداز پايان جنگ ايران و عراق، رأي دادن به دكتر محمودعلي چهرگاني بعنوان كانديداي تحول طلب ملي دوسال قبل از انتخاب آقاي محمد خاتمي به رياست جمهوري، به راه انداختن جنبش مردمي متشكل از تمامي اقشار سني و جنسي اعم از زنان و دختران و مردان در همه كاتگوريهاي سني در مراسم قورولتايهاي سالانه بر فراز قلعه بابك در كوهستانهاي قره داغ، حضور دختران آذربايجان در استاديومهاي ورزشي عليرغم ممنوعيت 31 ساله آن در جمهوري اسلامي و ...

بدون در نظر گرفتن سابقه بينظير در راهيابي افكار و ايده¬هاي جديد به ميان اقشار مختلف مردم، فهم چگونگي پروسه همه¬گير شدن جنبش ملي آذربايجان تنها در عرض يك مهلت بلحاظ تاريخي بسيار كوتاه دو دهه¬اي، غير ممكن خواهد بود و بدون در نظر گرفتن مواردي كه من از ابتداي مقاله حاضر تابدينجا شرح داده¬ام، هرگونه پرداختي به موقعيت رسانه¬هاي آذربايجاني ناقص خواهد بود.

در پايان اين بخش اشاره كوتاهي به بحث "بخش تأثيرپذير جامعه" هم بيجا نخواهد بود. در هر انتخاباتي اين مسئله در مركز توجه استراتژهاي مشغول در ستادهاي انتخاباتي قرار مي¬گيرد كه كدام قشر جامعه را "تأثير پذير" اعلام بكنيم. اين ضرورت از آنجا ناشي ميشود كه جاعه در آستانه هر ناتخابات به 5 گروه عمده از نظر استراتژهاي مزبور تقسيم مي¬شود:

اول- آنهاي كه اساسا حق راي ندارند،

دوم- جماعتي كه از حقي كه دارد استفاده نمي¬كنند،

سوم: درصدي از جماعت باقي¬مانده كه هميشه به حزب "ما" (از موضع هر ستاد) رأي مدهد،

چهارم: درصد ديگري هميشه به حزب يا احزاب رقيب رأي ميدهد

پنجم: گروهي كه حق رأي دارد، رأي ميدهد و انتخاب اينكه به كدام حزب رأي بدهد در پروسه كارزار انتخاباتي معين ميشود.

روشن است كه ارزش كار تبليغاتي حول مسائل و علائق گروه پنجم بسيار مقرون به هدف است.

در مورد جامعه آذربايجاني، بخش تأثيرپذير جامعه در مقطع استارت دور جديد جنبش ملي دو تمامي دوران دو دهه¬اي بعداز آن، بسيار گسترده بود و هست. كافي است دقت كنيم كه در دوران سازندگگي آقاي رفسنجاني، اين "سازندگي" نصيب شهرهاي فارس شد، باد اصلاحات پريزيدنت خاتمي طبق توافق اعلام نشده با جناح محافظه¬كار هرگز به سوي آذربايجان نوزيد و جنبش سبز بعداز دهمين دور انتخابات رياست جمهوري فارس متولد شد و در فارسستان ماند. اينها به اين معني است كه اقشار جامعه آذربايجان بعنوان مدلهاي سياسي براي برون رفت از بحران جاري، آلترناتيوهاي رقيب زيادي براي جنبش بيداري ملي نداشته است و بخش تأثير پذير جامعه هميشه اكثريت بزرگي از اهالي آذربايجان را در خود جاي داده است.

9.

چند نكته مهم در استفاده از اطلاعات آماري مورد اشاره در اين مقاله:

1. قدرت جنبش ملي آذربايجان در فضاي مجازي بالطبع تابعي است از اوضاع عمومي اين جنبش. جنبش ملي آذربايجان عليرغم ضعفهاي جدي در داشتن امكانات لجستيكي، حمايت منطقه¬اي و شناخته شدگي بين المللي، در زمان كوتاهي راه درازي به سوي كمال پيموده است.

2. ميزان مراجعه به يك سايت اينترنتي هم در كوتاه مدت و هم در درازمدت ميتواند بسيار متغير باشد. رويهمرفته مشتريان سايتهاي اينترنتي قومي "بي وفا" و "نان به روز خور" هستند. يعني بر خلاف رسانه¬هاي كلاسيك، كه دوران طفوليت و بلوغ خود را پشت سر گذاشته¬اند، مراجعين به سايتهاي اينترنتي بشدت دچار افت و خيز مي¬شوند. بخصوص اين واقعيت كه بسياري از سايتها از سوي يك نفر يا يك جمع كوچك مديريت مي¬شوند، باعث ميشود تا انرژي، روحيه و پشتكار فردي لازم براي ادامه كاري در نزد يك شخص، نقش تعيين كننده¬اي در تداوم فعاليت سايتهاي اينترنتي ايفا كند.

3. ميزان مراجعه به سايتها ميتواند تناسب مستقيمي با با قدرت تأثيرگذاري آنها و نقش آنها در ميدان پررقابت شكل دهي افكار عمومي نداشته باشد. باز اين حكم نيز در مورد رسانه¬هاي خبري مصداق قطعي¬تري دارد.

4. در ميان سه نوع سايتهاي مربوط به مضمون اين مقاله، آمار مراجعه به سايتهاي حزبي و تشكيلاتي علي الاصول پايين، ميزان مراجعه به تحليلي سياسي كمي بهتر و بيشترين ميزان مراجعه مربوط به سيايتهاي خبري است.

5. آمار موجود در مورد تعلق جغرافيايي مراجعين به سايتهاي اينترنتي حداقل در مورد ايران تا حدود زيادي مغشوش است. طبق اين آمار زمانهاي طولاني تا 90 درصد مراجعين به سايت تريبون از كشور اندونزي (!) بودند يا بدون هيچ علت خاصي، همين سايت در مقاطع زماني متعددي، در كره جنوبي، عربستان سعودي، تركيه، جمهوري آذربايجان، كانادا و كشورهاي ديگر بشدت مراجعه كننده پيدا ميكند. بنظر ميرسد كه اين مسئله ميتواند با تمهيدات رژيم جمهوري اسلامي ايران و فعاليت متقابل سايتهاي فيلترشكن در سرورهاي موجود در سراسر جهان مرتبط باشد.

6. مسئله حضور جنبش ملي آذربايجان در فضاي مجازي و مسائل مرتبط با كميت و كيفيت اين حضور چنان پيچيده و چندان مهم هستند كه نه اين مقاله و نه بسياري مقالات از اين دست نميتواند از عهده پرداختن به همه جوانب امر برآيد. لذا هر آنچه من در اينجا به اختصار برگزار ميكنم و يا بكل از كنارشان ميگذرم، مسائل مهمي هستند كه بايستي در جريان يك كار جمعي و سيستماتيك بدانها پرداخت و بخصوص پيش از شروع چنين بحثي آنرا به اجزاء كوچكتر تشكيل¬دهنده اش تقسيم كرد تا هر اهل فن و صاحب نظري بتوان از عهده بخشي از كار برآيد.

7. اطلاعات موجود در منابع اينترنتي ميتوانند به انحاي مختلف نادرست باشند. من در مقاله خود منابع مورد استفاده الزاما تاريخ استخراج آمار مورد استفاده¬ام را نيز ارائه ميكنم و تأكيد دارم كه اگر دوستي رقم ديگري در جاي ديگري يا همانجا در تاريخ ديگري ديد، متوجه اين تفاوت در منابع و "در تواريخ متفاوت در يك منبع واحد" باشند. علاوه بر همه اينها احتمال رخ دادن اشتباهاتي از سوي من در نقل و انتقالات آمار و ارقام بعيد نيست. من علاوه بر آماري كه طي سالهاي گذشته بطور سيستماتيك ثبت و ضبط نموده¬ام، در تاريخ 15 سپتامبر در رابطه براي تدارك مواد مقاله حاضر مراجعات زيادي به چند منبع موجود داشتم و بعداز آن تا روز نشر مجازي اين مقاله نيز، مراجعات متعددي به منابع مزبور لازم بوده است. برخي از اين مراجعات منجر به نقل آمار در اين مقاله شده است كه در آنصورت هم تاريخ مراجعه و نقل، ارائه شده است.

8. عليرغم تمامي قيود احتياط كه بايستي در استفاده از هر اطلاعات آماري بكار برد، بيطرفانه بودن و قابل كنترل بودن اين اطلاعات، ارزش زيادي به آنها ميدهد. در گذشته تنها مطبوعات درجه اول در هر جامعه¬اي تيراژ شناخته شده و بيطرفانه¬اي داشت اما امروزه در عرصه رسانه¬هاي مجازي حتي سايتهاي اينترنتي (همينطور وبلاگهاي) بسيار كم اهميت نيز داراي اينگونه اطلاعات آماري بيطرفانه هستند.

.

تغييرات مهم در سال گذشته

10.

اشاره كردم كه رقمهاي آماري بسيار متغيراند. اما در عرض زمانهاي نسبتا طولاني تغييرات چشمگير هم هستند. براساس آماري كه من در چهار سال گذشته ثبت كرده¬ام، چند تغيير مهم به چشم ميخورد.

1. در ميان سايتهاي آذربايجاني افت گون آذ در عرض يكسال گذشته از رتبه 130 هزار به 350 هزار را بايد تغيير مهمي بحساب آورد. در اين مدت، سايت گون آذ بطور دائمي فعال بوده و علت اين افت حداقل نميتواند به فعال نبودن اين سايت مرتبط باشد. در اين دور سخنان نامتعارف نماينده يك حزب سياسي و توهين بيمارگونه وي به گروه كثيري از آذربايجانيها و برگزاري مراسمي كه بيشتر شبيه يك ريتوآل (آئين مذهبي) از جنس "عمركشان" يا "برائت از مشركين" بصورت ادواري به بهانه¬هاي مختلف برپا ميشود. البته تعداد ساعات اين گونه مراسم اندك است اما با توجه به پررنگ بودن اينگونه عمليات در مقايسه با موسيقي با برنامه¬هاي عادي، ميتوان برگزاري مراسم آئين وار مذكور عليه بخشهايي از جامعه فعال آذربايجاني را از علل افت بزرگ سايت گونآذ دانست. البته مديريت تلويزيون در اينگونه موارد متنوع بودن برنامه¬ها را متذكر ميشود. حال آنكه بعضي پديده¬ها قابل جمع بسته¬شدن و معدل گيري نيستند. بعنوان مثال يك سخنراني دوساعته ميتوان به خاطر دو كلمه توهين¬آميز سخنران تغيير ماهيت بدهد و سخنران مزبور نميتواند خواهان معدل¬گيري ميان دو ساعت سخنراني خوب و دو كلمه زشت بشود. در هر صورت نزديكي سايت گونآذ بعنوان سايت اينترنتي تنها كانال تلويزيوني جنبش ملي آذربايجان به سايت كم و بيش ناشناس گونآذپورت با 8 ماه سابقه در جدول شماره 2 مسئله تأمل برانگيزي است كه بايستي از سوي مديريت سايت مزبور مورد بررسي قرا بگيرد. نماينده حزبي مورد اشار در سطور فوق در عرض سال گذشته مورد در برابر سوآلات جدي قرار گرفته و پاسخهايي بدانها داه است كه بيشتر تأييد اتهامات و حتي عذر بدتر از گناه بوده است. براي اطلاعات دقيقتر به دو مقاله زير كه حاوي جواب رهبر جزبي به مقاله اول نيز هست مراجعه كنيد.

1. علي ملازاده: ميللي حركاتي لومپنيزيمدن قوروماق هامي نين بورجودور

بو مقاله PDF فايل كيمي

2. علي ملازاده: عوذر بدتر از گوناه بو مقاله PDFفاي كيمي

3. سقوط سايت باي بك بيشتر از سايت گونآذ بوده است. از رتبه 248 هزار به 538 هزار رسيده كه در لحظه نوشتن اين سطور (17 اكتبر) اين رقم به 799 هزار سقوط كرده است. عملكرد اين سايت در هاله¬اي از ابهام بوده و بيشتر با شعارهاي راديكال در ظاهر، در اصل فعاليتي شبيه كانال تلويزيوني "سحر" رژيم تهران پيش ميبرده كه در سال گذشته هدف انتقادهايي قرار گرفته كه نتوانسته پاسخ قانع كننده¬اي بدانها بدهد. به عنوان نمونه به اين مقاله مراجعه كنيد.

علي رضا اردبيلي: معناسيز هذيانلار يا معنالي سؤزلر؟

نكته مهم در مورد سايت باي بك امتناع گروهي از اهل قلم آذربايجاني از نتشار مطالبشان در آن سايت است.

4. اگر از رتبه بسيار بالاي تريبون قبل از فيلترينگ جمهوري اسلامي در سال 2005 كه در آنموقع به غير از سايت گويا (با 11 هزار در آن سالها) از تمامي سايتهاي فارسي بهتر بود، صرفنظر كنيم، بهترين جايگاه يك سايت آذربايجاني در سالهاي اخير مربوط به سايت ميللي حركت است كه در تاريخ 25 ژوئن 2007، 92 هزار بوده است. جزو صدهزار سايت از پربيننده ترين سايتهاي جهان بودن، نتيجه مهمي است كه براحتي قابل وصول نيست. اين سايت پيش از آنكه آن موفقيت مديون خط سياسي مسئولين خود باشد، در نتيجه تلاشهاي شبانه روزي مديريت خود به آن نتيجه خوب دست يافته بود،

5. سايت تريبون در دور جديد فعاليت خود به هيچوجه سايت خبري نبوده و بيشتر در عرصه مسائل نظري فعال بوده است. رتبه اين سايت در يكسال گذشته دائما بهتر شده و از 670 هزار در سپتامبر سال گذشته به 270 هزار ارتقا يافته است.

كاربران آذربايجاني در دنياي اينترنت

11.

اشاره شد كه بيشترين مراجعين سايتها مربوط به سايتهاي جنجالي است كه در مورد سايتهاي خبري، تعداد بينندگان كمتر شده و در مورد سايتهاي تحليلي بازهم رقم مراجعين كاهش مي¬يابد تا نهايتا ارگانهاي تشكيلاتي در ميان اين چهار كاتگوري كه من مشخص كرده¬ام، كمترين ميزان بازديدكنندگان را داشته باشد. اين يك قاعده كلي است. اما آنچه، كاربران اينترنتي آذربايجاني را متمايز مي¬كند، عدم تبعيت از اين روال عمومي است. حداقل در مورد سايتهايي كه من براي مقايسه انتخاب كرده¬ام، سايت تحليلي تريبون بيشترين ميزان بازديدكنندگان را دارد در حالي كه سايتهاي آذربايجاني كه روزانه چندين بار آپديت ميشوند و ميزان مطالب آنها دهها بار بيش¬از تريبون است، وجود دارند. با وجود اين هم تعداد مراجعين به سايت تريبون بالاست و هم بازديدكنندگان از اين سايت بين 5 الي 8 برابر مطلب بيشتر نسبت به مراجعين سايتهاي آذربايجاني ديگر ميخوانند و درصد كساني كه تنها با ديدن صفحه اول از سايت خارج ميشوند، كمترين است.

اگر اشتباهي در مطالعه مختصر من در اين مورد صورت نگرفته باشد، بايستي اين نكته را كه بينندگان آذربايجاني سايتهاي اينترنتي بيشترين توجه خود را بجاي سايتهاي جنجالي و خبري متوجه سايت تحليلي چون تريبون كرده¬اند. چنين پديده جالبي اصولا بايستي مشوق سايتهاي آذربايجاني براي پرهيز از نشر مطالب جنجالي و پرداختن به مطالب تحليلي و عميق بكند.

12.

سخن آخر

آمار و ارقامي كه در بالا بطور مختصر بدانها اشاره شده، از منابع بيطرف استخراج شده¬اند. اين آمار ميتوانند براي افرادي كه در سازمانهاي شبيه سكتهاي مذهبي گرفتار شده و تشكيلات خود را ناف عالم مي¬پندارند كمك شاياني بكند. اگر حزب كمونيست كارگري ادعاهاي غيرقابل كنترل عجيب و غريبي در مورد ميزان نفوذ و قدرت سياسي خود مي¬كند، در مراجعه به آمار مراجعين به سايت ارگان حزبي آنها اين ادعا درهم شكسته و مسخره بنظر ميرسد. يا نمونه آذربايجاني اين حزب محيرالعقول كه ارقامي بدتر از نمونه كمونيستي و كارگري دارد، نميتواند ادعايي قابل اعتنا بيش¬از آنكه از اين ارقام مستفاد ميشود بكند. بخصوص در مورد سازمانهايي كه در شرايط حاكميت يك سيستم امنيتي و پليسي بر جامعه فعاليت ميكنند، دستيابي به ميزان نفوذ و درجه تأثيرگذاري آنها در تحولات اجتماعي هميشه امري مبهم است كه از يكسو رهبران اين سازمانها سعي در بزرگنمايي آن دارند و از سوي ديگر رژيم حاكم و رقباي سياسي ميخواهند آن را بي اهميت جلوه دهند. در چنين گيروداري اهميت آمار بيطرفانه قابل كنترل براي عموم بسيار حياتي ميشود. بار ديگر تأكيد كنم كه مسئله جنبش ملي آذربايجان و فضاي مجازي بسيار بيش¬از مسائلي است كه من در فوق بدانها اشاره نمودم و اميدوارم دوستان ديگري اين موضوع مهم را مورد دقت قرار داده و از جنبه¬هاي مختلف بدان بپردازند.

 

انتشار از: