طرح فدرالیسم و مساله‌ ملیت ها، اصرار و انکار _ مقایسه‌ تطبیقی

مصاحبه‌ی اخیر آقای داریوش همایون با رادیو صدای ایران، این بار نیز‌، با واکنش تند طیف های گوناگون و خصوصا فعالان و روزنامه‌نگاران مدافعان فدرالیسم در ایران روبرو شد. سخنان ایشان واکنش های متفاوتی را بدنبال داشت. عده‌ای سخنان وی را به‌ خاطر ماندن در کورس و ترس از فراموش شدن در برهه‌ی زمانی تعبیر کردند، و تعدادی هم برای حفظ موجودیت و دفاع از حقوق پایمال شده‌ی خویش دست به‌ قلم برده‌ و از مقام پاسخگویی برآمدند. متن حاضر اما می کوشد از منظری متفاوت به‌ قضیه‌ بنگرد.

مصاحبه‌ی اخیر آقای داریوش همایون با "رادیو صدای ایران"، این بار نیز‌، با واکنش تند طیف های گوناگون و خصوصا فعالان و روزنامه‌نگاران مدافعان فدرالیسم در ایران روبرو شد. سخنان ایشان واکنش های متفاوتی را بدنبال داشت. عده‌ای سخنان وی را به‌ خاطر ماندن در کورس و ترس از فراموش شدن در برهه‌ی زمانی تعبیر کردند، و تعدادی هم برای حفظ موجودیت و دفاع از حقوق پایمال شده‌ی خویش دست به‌ قلم برده‌ و از مقام پاسخگویی برآمدند.

متن حاضر اما می کوشد از منظری متفاوت به‌ قضیه‌ بنگرد. در این نوشتار تلاش می شود که‌ دیدگاه‌ و مواضع طیف ها، گروهها و فعالان دوستان فارس زبان را در برخورد با مساله‌ی ملیت های ساکن ایران مورد بررسی قرار دهد؛ و در همان حال به‌ مقایسه‌ی تشابهات و تفاوت دیدگاههای آنان را در مورد این مساله‌ی حساس‌ بپردازد. مقایسه‌ای بین نگاه‌ و نگرش روشنفکران و فعالان مسائل سیاسی وجتماعی دوستان فارس زبان که‌ تاکنون دیدگاهها و نظریات خود را چه‌ در قالب مصاحبه‌ و چه‌ به‌ صورت نوشتار ابراز کرده‌اند. در واقع درک و شناخت بهتر از اندیشه‌ و نگاه‌ کلان این طیف ها در برخورد به‌ مساله‌ای اساسی به‌ نام ملیت های ایران که‌ امروز بیش از هر زمان دیگری وارد گفتمان فعالان سیاسی- اجتماعی ایران شده‌ و بحث های دامنه‌دار و وسیعی را برانگیخته‌ است. سوال اما این است که‌ چرا گفتمان فدرالیسم و بحث تقسیم قدرت و ثروت و یا تدریس به‌ زبان مادری با واکنش منفی طیف هایی از احزاب و فعالان فارس زبان مواجه‌ شده‌ است. در اینجا سعی شده‌ که‌ این دیدگاهها را شکافته‌ و به‌ روشن تر شدن مواضع آنان به‌ خوانندگان کمک کنیم. طبیعتا به‌ لحاظ گستردگی طیف ها و فعالای سیاسی حاضر در صحنه‌ سیاسی ایران این نوشته‌ نمی تواند کامل بوده‌ و تمام جریانات را مورد بررسی قرار دهد.

مرور و بررسی عمر تاریخ نوین ایران نشان می دهد که‌ طی هشتاد سالی که‌ از عمر دولت های مدرن در ایران می گذرد، غیر از ملت فارس، دگراندیشان و دیگر ساکنان ایران در ایران نه‌ تنها هیچگاه‌ نتوانسته‌اند به‌ طور موثر در سیاست کلان و کارهای اجرایی حکومت های مرکزی نقشی بارز و موثر ایفا کنند بلکه‌ همواره‌ پیاده‌ نظام و دنباله‌ رو جریانات فکری قوم یا ملت بالا دست بوده‌اند. بدین معنا که یک ملت(قوم) خاص قدرت سیاسی-اقتصادی، نظامی را در ایران قبضه‌ نموده‌ و تاکنون هم به‌ بهانه‌های مختلف، و از جمله‌ به‌ بهانه‌ی وحدت و یکپارچگی خاک و سرزمین ایران، از رها کردن این قدرت مطلق و تقسیم آن با دیگر ساکنان ایران طفره‌ می رود.

اصلاح طلبان:

در اولین بررسی و مقایسه‌ به‌ سراغ اصلاح طلبان می رویم. از میان این گروه‌،‌ دو نفر را که‌ نسبت به‌ دیگران شناخته‌ شده‌ تر هستند انتخاب کرده‌ و نقطه‌ نظرات آنان را در مورد "اقلیت" ها را به‌ خوانندگان این متن بازگو می کنیم:

سعید حجاریان

از وی به‌ عنوان مغز متفکر اصلاح طلبان نام برده‌ می شود و به‌ نوعی افکار غالب روشنفکران و فعالین اصلاح طلب را نمایندگی می کند. حجاریان در آذرماه‌ سال 1378 شمسی طی مصاحبه‌ای‌ با پیش شماره‌ی دو هفته‌نامه‌ی توقیف شده‌ی " رۆژهه‌ڵات"، دیدگاهها و تفکرات خود را در مورد تشریح و آنالیز مسایل کردستان، نگاه‌ حکومت مرکزی به‌ آنان و همچنین دیدگاه خود را در این رابطه‌ ابراز کرده‌ است:

حجاریان در مورد دولت، ملاک ملت و جایگاه‌ زبان ملی کوردها چنین ابراز عقیده‌ می کند:" از نظر نژادی بعید است که‌ پس از چندین هزار ساله امتزاج، وجه‌ ممیزه‌ پررنگی از اختلاف نژادی بین مثلا کردها و فارس ها باقی مانده‌ باشد". و چنین ادامه‌ می دهد: " در عین حال زبان کوردی بدلیل آمیختگی شدید با زبان فارسی مولفه‌ی قدرتمندی محسوب نمی شود". حجاریان می گوید: " از بکار بردن واژه‌ی ملت کورد برای کوردها ابا دارم" و باز میافزاید: " آنها در ایران آنها خصوصیات اتنیک دارند". با صراحت اعلام می دارد که‌ وی " معتقد" به‌ " ملت کورد" نیست. وی در همان مصاحبه‌ با بررسی احمالی تاریخ و وضعیت کوردها در عراق و ترکیه‌ به‌ این نتیبه‌ می رسد که‌ آنان(کوردها) در کشورهای فوق "یک ملت" هستند، اما در بررسی وضعیت کوردها در ایران؛ آنها به‌ قوم تنزل پیدا می کنند. حجاریان در جواب پرسشی راجع به‌ گفتمان فدرالیسم، وی ضمن خودداری از پاسخ صریح و روشن به‌ سوال می گوید: "راهکاری مانند فدرالیسم برای یک نقطه‌ی خاص مثل کردستان به‌ تنهایی قابل طرح نیست".

صادق زیبا کلام

زیبا کلام هم از همان طیف اصلاح طلبان است و با توجه‌ به‌ دانش و توانایی هایی که‌ دارد همواره‌ مورد مشورت سران اصلاح طلب قرار گرفته‌ و به‌ عنوان انسانی صاحب نظر شناخته‌ می شود. ایشان این اواخر مصاحبه‌ای را با خانم سوسن محمد خانی غیاثوند انجام داده‌ است که‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ تازه‌ترین اظهارنظر‌ از طیف اصلاح طلبان در مورد کردستان و مسایل مربوط به‌ کردستان در آن بیان شده‌ است، ضروری بود که‌ نگاهی به‌ نظرات ایشان انداخته‌ شود.

زیبا کلام در همین مصاحبه‌ ضمن زیر سوال بردن نظام فدرالی در ایران، معتقد است که‌ " اگر در ایران دمکراسی تحقق پیدا کند شاید شما کوردها خیلی به‌ دنبال نظام فدرالی و زندگی به‌ صورت فدراتیو نباشید". در ادامه‌ی همان بحث زیبا کلام به‌ صراحت اعلام می دارد که‌ " ما در ایران مساله‌ی کورد و عرب و تورک و...مساله‌ی قومیت نداریم. ما در ایران مساله‌ی دموکراسی داریم". همچنین این فعال سیاسی بر این باور است که‌ مشکل در مهاباد دقیقاً همان مشکلی است که در تهران وجود دارد. و ادامه‌ می دهد: "بنابراین به این شکل نیست که در مهاباد و یا سایر مناطق کردنشین استثنائاً بگیر و ببند بیشتر شده باشد".

زیبا کلام که‌ از پرسش های غیاثوند عصبانی به‌ نظر می رسد کوردها را به‌ کینه‌توزی و عرض ورزی متهم هم می کند: "شما کوردها نسبت به همه بغض و کینه دارید".

صادق زیبا کلام در جواب سوالی در مورد طرح خواست استقلال از سوی کردها چنین می گوید: "اگر در یک شرایط ایده آل که دخالت خارجی هم نباشد، نصف به اضافه یک کوردهای ایران بگویند ما می خواهیم مستقل باشیم و یک کشور علی حده داشته باشیم این حق طبیعی شان است". اما این نظر و دمکرات منشی زیاد دوام نمی آورد؛ زیرا کمی دیرتر و در جواب سوال دیگری ضمن رد نگاه‌ امنیتی به‌ کوردستان چنین می گوید: "جدایی خواسته ی تعدادی از نیروهای وابسته، خائن و تجزیه طلب است"

در طول مصاحبه،‌ آقای زیبا کلام برای آن که‌ خانم غیاثوند را در موضع دفاعی قرار دهد، در 10 مورد و در جواب ده‌ پرسش، با زبانی طنز آمیز که‌ حالت تمسخر در آن دیده‌ می شود، جملات و عباراتی نظیر "اگر امروز زبانم لال، خدایی ناکرده حکومت مرکزی به هر دلیل در تهران یک مقداری تضعیف شود فکر کنم دیگر شبها از ارومیه به مهاباد یا از کرمانشاه به سنندج و یا از سنندج به مریوان نتوان رفت و یا بدون ستون نظامی امکان تردد در این مناطق وجود نداشته باشد" و یا عبارتی نظیر "اگر زبانم لال و خدایی ناکرده به هر دلیلی قدرت مرکزی در تهران یک مقداری متزلزل شود باز دو مرتبه کردستان و آذربایجان غربی به هم می ریزد" را تکرار کرده‌ است و بدین وسیله‌ سعی دارد به‌ نوعی کورد هراسی را رواج دهد. وی در تمام طول مصاحبه به‌ نوعی جنایات و قساوت و‌ جنایات انجام گرفته‌ در کردستان را لاپوشانی کرده‌ و نوک حمله‌ را متوجه‌ نیروهای کورد و مردم کردستان نموده‌ است.

اصول گرایان:

اصول گرایان هم از دیگر گروههای فارس زبان هستند که‌ در صحنه‌ سیاسی ایران هم اکنون نه‌ تنها حضور دارند، بلکه‌ با توسل به‌ زور و خشونت توانسته‌اند عملا تمام رقیبان را از صحنه‌ی سیاسی ایران خارج کنند. آنان هم از احزاب و گروههای متفاوت تشکیل شده‌اند. از مشخصات عمده‌ی آنان می توان توسل به‌ زور، عدم تحمل مخالفان و قلع و قمع آنان، اعتقاد به‌ ولایت فقیه‌ و ارتباط نزدیک با نیروهای نظامی و شریک کردن آنان در قدرت سیاسی است.

در ادامه‌ و برای بررسی موضوع، از اصول گرایان، محسن رضایی را به‌ عنوان نمونه‌ انتخاب کرده‌ و نگاهی به‌ نظریات وی می اندازیم. آنها در برخورد به‌ مسایل‌ قومیت ها تمام دیدگاههای اصلاح طلبان را دارا هستند. افزون بر آن، آنها چاشنی خشونت و سرکوب شدید را هم در برخورد با این پدیده‌ ضروری دانسته‌ و در عمل ثابت کرده‌اند که‌ مثل دیگر قضایا، حاضرند که‌ با قلع و قمع، کشتار و سرکوب غائله‌ را فیصله‌ دهند. چگونگی کشتن " شوانه‌ سید قادر را در شهر مهاباد می توان به‌ عنوان نمونه‌ آورد.

برای بررسی طیف اصول گرا محسن رضایی و دیدگاههای وی را به‌ عنوان نمونه‌ی مورد بررسی انتخاب کرده‌ایم. سایت تابناک متعلق به‌ ایشان و معمولا بازتاب دیدگاههای وی است. در تعارفات روزمره وآنجا که‌ سخن از عظمت و شکوه‌ ایران به‌ میان می آید‌، آنان هم کوردها را " در حوزه تمدنی ایران بزرگ‌ و بستر تمدن آریایی" می نامند. واژه‌های " مرزداران رشید و سلحشور" و "حافظان تمامیت ارضی ایران" عناوین و القابی است که‌ از جانب این طیف، مثل طیف های دیگر، بارها و به‌ کرات به‌ کورها اهدا می شود.

سایت تابناک هراز چندگاهی و با هدف یادآوری کورد هراسی و تجزیه‌ هراسی، به‌ چاپ و پخش مقالاتی در این زمینه‌ مبادرت می ورزد. تم مقالاتی که‌ در این رابطه‌ در سایت آقای محسن رضایی به‌ نگارش در می آیند بر چند محور اساسی استاور است:

القای نگرانی و هراس از تحرکات اقوام ساکن ایران

انگ و برچسب خیانت و تجزیه‌ طلبی به‌ هرنوع تلاش و کوششی که‌ برای بدست آوردن حقوق پایمال شده‌ی دیگر ساکنان در ایران صورت می گیرد

نوستالژی و یادآوری شکوه‌ و عظمت ایران در گذشته‌ و در همان حال تلاش برای درآمیختن ایرانیت و اسلامیت

طرح هایی همچون طرح های ایالتی و فدرالیسم و هرگونه‌ طرح مشابه‌ را مترادف با تجزیه‌ ایران می داند

این سایت در عین حال که‌ سعی دارد که‌ همه‌ی "اقوام ایرانی" را دلسوز سرزمین مادری قلمداد نماید، اما همزمان به‌ شدت نسبت به‌ تحرکات داخلی و خارجی آنان نگران است؛ بلکه‌ اساسا به‌ روابط و مناسبات آنان با آنسوی مرزهای ایران، به‌ طور مثال روابط ترکهای ایران را با مردم ترکیه‌ و آدربایجان، به‌ دیده‌ی شک و تردید می نگرد.

سلطنت طلبان/ مشروطه‌خواهان

در این بخش نگاهی خواهیم انداخت به‌ دیدگاههای آقای داریوش همایون. وی در سالهای اخیر مقالات متعددی را در این مورد منتشر کرده‌ و یا در قالب سخنرانی و مصاحبه‌، در واقع می شود گفت که‌ مخالفت صریح خود را با طرح فدرالیسم ابراز داشته‌ است. می توان گفت که‌ گروه‌ اخیر دیدگاههای خود را بی پرده، بدون ملاحظات سیاسی و جسورانه‌ اعلام می دارند.آنها ملاحظه‌کاری و تعارفات معمول را به‌ کناری نهاده‌ و با صدای رسا " اولویت اصلی" خود را " مبارزه‌ با عنوان ساختگی ملیت های ایران" بر می شمارند.

داریوش همایون، از حزب لیبرال دموکرات در مصاحبه با رادیو صدای ایران‌ تاکید می کند: "اولویت ما سراسر حفظ ایران و یکپارچگی ملی ایران است؛ مبارزه با گرایش‌های تجزیه‌طلبانه است بر عنوان فدرالیسم؛ مبارزه با عنوان ساختگی ملیت‌های ایران است".

همایون در مورد بحث و گفتمان فدرالیسم می گوید. "شما اگر بخواهید ایران را فدرال کنید اول باید آن را تجزیه کنید چون ایران یک کشور یکپارچه است و تکه تکه نیست که فدرال شود. حالا چون میگویند ایران در دوره اشکانی، دو – سه هزار سال پیش ملوک الطوایفی بوده؛ این ربطی ندارد. این کشور یکپارچه است و از دوره رضا شاه بنیانهایش کاملا محکم شده است. اصلا بحث فدرالیسم مطرح و قابل مذاکره نیست و نمیتواند در ایران برقرار شود تا بپذیریم مردم بعدا به آن رای بدهد. و این مثل این است که ما تبعیض مذهبی را هم به رای بگذاریم که آیا مردم موافق هستند که تبعیض مذهبی را اگر به آن رای دادند عملی کنیم. ایران یکپارچه، یک ملت ، یک کشور، قابل بحث و مذاکره نیست . اگر در تمام ایران یک ملت نباشد، که اصلا وجود نداریم. در طیف ما نیز یک گرایشهایی هست که متاسفانه متمایل به این نوع نگرش شده که ما در مقابل آنها ایستادگی خواهیم کرد".

به‌ نظرم افکار آقای داریوش همایون آنقدر روشن است که‌ بیش از این نیازی به‌ توضیح و آوردن فاکت و دلیل دیگر نداشته‌ باشد. در رابطه‌ با بحث فردالیسم و چگونگی برخورد با دیگران در ایران، وی دارای مواضع شفافیت و دیدگاههای صریح است. ایشان باکی ندارند که‌ مخالفت خود را با چنین گفتمان و نظریاتی به‌ وضوح بیان دارند. از این طیف می توان به‌ کسانی دیگر مثل محمد امینی و کورش زعیم اشاره‌ کرد که در برخورد به‌ بحث فدرالیسم و مساله‌ی ملی در ایران‌ دیدگاههایی کمابیش نزدیک به‌ داریوش همایون دارند.

نگاهی‌ گذرا: جبهه‌ی ملی ایران نیز یکی دیگر از نیروهای ایران است که‌ در صحنه‌ی سیاسی آینده‌ی ایران نقش بازی خواهد کرد. در اصل پنجم اساسنامه‌ این حزب آمده‌ است: " احترام به‌ اعتقادات دینی و آداب و رسوم و زبانها وگویش های تمامی تیره ها ومردم سرزمین ایران" است. در این دیدگاه‌ حتی واژه‌ی " قوم" نیز از آنان دریغ شده‌ و به‌ " تیره‌" تنزل داده‌ شده‌ اند. اما بدنبال و در اصل ششم " تقویت وپاسداری و گسترش زبان ملی و مشترک فارسی و فرهنگ وهنرهای ملی ایران" را در دستور کار خود قرار داده‌اند".

نیروهای چپ:

نیروهای چپ در ایران بسیار ناهمگون است. چپ های افراطی و ارتدوکس مانند حزب کمونیست کارگری و حکمتیست به‌ قول خودشان از " قوم گرایی" متنفر و بیزارند. بسیاری نیز به‌ شیوه‌ی منفرد کار کرده‌ و از کار سازمانی و تشکیلاتی کنار کشیده‌اند. تعدادی از تشکلات و سازمانهای چپ اما دارای تفاوتهای ماهوی با دیگر گروههایی هستند که‌ تا حالا مورد مطالعه‌ ی این بحث قرار گرفته‌اند. آنها ضمن اعتقاد به‌ "حق تعیین سرنوشت" طرح فدرالیسم را برای آینده‌ ایران مفید می دانند و تدریس به‌ زبان مادری را هم در برنامه‌ و اساسنامه‌ خۆد گنجانده‌اند.

نتیجه‌گیری:

اکنون در برخورد به‌ آینده‌ی سیاسی ایران، شیوه‌ی تقسیم قدرت و نوع اداره‌ی کشور، کمابیش شناخت بهتری از احزاب، شخصیت ها و فعالان سیاسی فارس زبان داریم. آنان اگر چه‌ در بسیاری دارای بینش ها و نگرش متفاوت و گاه‌ متضادی با هم هستند، اما به‌ نسبت و در برخورد به‌ مساله‌ی حفظ قدرت و بسط و گسترش هژمونی زبان و فرهنگ فارسی، در نگاه‌ کلی، اختلاف نظر جدی و اساسی از آنها دیده‌ نمی شود. به‌ نوعی می توان گفت که در این مورد مشخص‌ یک توافق نانوشته در میان آنان وجود دارد.

در بررسی بینش و دیدگاههای آنان چند نقطه‌ تشابهات فکری به‌ چشم می خورد:

1. وارد آوردن اتهامات " عناصر بیگانگان" و " خائن" به‌ احزاب، افراد و فعالان اقلیت های قومی

2. مخالفت با طرح فدرالیسم و هر نوع طرح مشابه‌ که‌ منجر به‌ واگذاری، جابجایی و تقسیم قدرت در ایران شود

3. قائل نبودن به‌ ظلم و تنعیض مضاعفی، سیاسی-اقتصادی، فرهنگی و زبانی که‌ بر دیگر ساکنان ایران می رود.

4. با طرح اتهاماتی چون "تجزیه‌ طلب"، " خائن"، "جاسوس"، "عوامل بیگانه" و" وابسته‌ به‌ کشورها و نیروها خارجی" سعی می کنند طرف مقابل را همیشه‌ به‌ نوعی در موقعیت تدافعی قرار دهند

5. اعتقاد به‌ تئوری توطئه‌ از جانب دیگر ساکنان و ملیت های ایرانی

سوالات اساسی در این مورد وجود دارد. با وجود عدم پذیرش طرح فدرالیسم از سوی بسیاری از طیف ها و جریانهای فکری دوستان فارس زبان، بحث مذکور چه‌ جایگاهی را در ایران آینده‌ خواهد داشت؟

در صورت بایکوت طرح مزبور و رد آن از سوی آنان در ایران، احزاب و جریانات دیگر ساکنان ایران چه‌ الترناتیوی برای آن دارند؟ و یا در صورت شکست چنین مباحثی اقدام بعدی آنان چه‌ خواهد بود؟ طرفداران فدرالیسم برای بیشبرد پروژه‌ی و تثبیت گفتمان فدرالیسم روی کدام طیف و نیروهای فارس زبان حساب باز کرده‌اند؟

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.