پشت پرده کمپین «آزادی‌های یواشکی»

ای ياوه، ياوه، ياوه، خلایق! مستيد و منگ؟ يا به تظاهر تزوير می‌کنيد؟ از شب هنوز مانده دو دانگی!




طرح تئوری توطئه و بررسی در این زمینه غالباً همراه با ابهاماتی است که خواننده و شنونده را در نهایت با وجود تمامی ادله و مستندات هنوز بر شکی نسبی معلق می‌گذارد. آنچه در ماه‌های اخیر، آن هم به دلیل عدم وجود هیچ عکس‌العملی از سوی آپوزیسیون برانداز، فضای ملتهب جامعه را مورد هجمه سنگین‌تری از شعارهای هدفمند خود قرار داده، کمپین‌های تبلیغاتیِ گسترش «مطالبه‌محوری» در برون‌مرز از سوی کنترل آپوزیسیون هاشمی است؛ که با برخورداری از قلم‌به‌مزدهای زرخرید و سایبرسواران «سِنت‌کلیک» فضای سیاسی آپوزیسیون را آماج تکنیکها و تاکتیکهای انحرافی خود ساخته است، و در کمال وقاحت، شعور ملتی را تنها به یمن سکوتی که حاکم شده به سخره گرفته و مجال پیش آمده برای خوش‌رقصی را به فال نیک گرفته‌اند و هر روز بر کمپین بی‌شرمی‌های‌شان می‌افزایند.

نوار ذهنی چند ماه اخیر را برگردانید تا بخوبی ملتفت شوید: اگر شاخ و برگها و دکوراسیون و گریم و پرسناژ را کنار بزنید و لخت و عور به کنه مطلب برسید خواهید دید که اول با ایجاد طرح «رهبریِ خارج از داخل» سعی کردند که قیف را برعکس کنند، اما از قضا چندان چنگی به دل نزد؛ هرچند تا جایی پیش رفتند که شاهزاده را نیز به خدمت اجباری بردند و در کنار ایفل بیانیه مهندس تبرزدی (ط) را به دستش دادند تا واو به واو قرائت کند. موضوع، بررسی شخصیت افراد و گذشته و ماسبق سیاسی‌شان نیست، وگرنه از همراهان این طرح بیوگرافی‌های جالبی سراغ داریم. بر فرض مثال، همینطور که پیش می‌رویم و تاکتیکها را از ماست می‌کشیم، در پس‌زمینه ذهنی‌تان محمد نوریزاد با آن سابقه خراب را در حال آکروبات‌بازیِ دائم داشته باشید، چرا که در تمامی اعمال و رفتار ایشان هیچ هدفی نیست به جز فرافکنی و انحراف اذهان ناآگاه.

اما تمامی این مجموعه و سناریست و کارگردان و طراحان و طراران همه و همه گماشته یک حلقه قدرت بیش نیستند، حلقه‌ای که در این چند ماه ابتدا سعی را در انحراف کلی جریان برانداز داشته تا نهایت امر در فرصتی مناسب آپوزیسیون ساختگی خودشان را پس از چند عملیات رشادت‌طلبانه جایگزین همیشگی براندازان کنند و خطر براندازی را دورتر. پس در این راستا ابتدا به ساکن سعی در تلطیف شعارهای ساختارشکن کردند و پس از برگزاری چند سکانس اعدام و کمپین‌های لازمه با کمک عوامل همیشه در صحنه، شعار ساختارشکنِ «لغو اعدام و قصاص» را تبدیل به شعار مطالبه‌محور «لغو گام به گام اعدام» نمودند. اما شاید این پرسش پیش آید که این تغییرات چه ماحصل مخربی  برای مبارزات دموکراسی‌خواهانه مردم ایران خواهد داشت؟ و در مقابل سوال من از شما است: آیا خواهان یک دموکراسی تماشاگرانه و پوشالی هستید که ملتش تنها در زمان انتخابات به حساب می‌‌آیند؟ یا خواهان حکومتی سکولار دموکرات و برخوردار از ساختارهای ضامن بر اجرای کامل حقوق اجتماعی‌تان؟

پروژه تلطیف شعارها پس از گام به گام کردن شعار اعدام، در چند پلان دیگر هم کلید خورد. برای نمونه، پس از یک حمله از پیش طراحی شده به اوین بلافاصله شعاری با قدمت نیم قرن، یعنی «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، تبدیل به جمله معترضه‌ای شد در قالب «امنیت زندانی سیاسی تامین باید گردد»؛ و پس از آن نوبت به «لغو گام به گام نظارت استصوابی بر انتخابات» رسید. سناریستهای رژیم و اهالی محفل هاشمی مدتهاست که به این نتیجه رسیده‌اند که برای بقا تنها قدرت کافی نیست، و خود را نیازمند ساخت یک ماتریکس اجتماعی نوین برای حفظ منافع آتی خود دانسته و از زایش اصلاحات مدتهاست که درگیر این پروژه هستند، اما این پرده‌های آخر را چنان با درایت و امکانات کارگردانی کرده‌اند که باید گفت این همه مکر و درایت و سیاست جای تحسین دارد.

جریان خاشمی (خاتمی+هاشمی) که سفینه نجات و کشتی‌بان دوران گذار از قالبهای سنتی جمهوری اسلامی به دوران  سکولار-اسلامی در لوای اصلاح و اعتدال است متاخراً چهار فاز عمده و نهایی طرح مذکور را کلید زده:

1- کاستن از تاثیرات آپوزیسیون برانداز با تقویت و رهبری آپوزیسیون دست ساز

2- صدور مطالبه‌محوری به آپوزیسیون خارج از کشور و ایجاد دودستگی

3- تبدیل و ترقیب جریان برانداز داخلی به جریان مطالبه‌محور

4- تحریف جریان مطالبه‌محور از مطالبات سیاسی به مطالبات اجتماعی

هرچند غرض از این نوشتار کاستن از میزان نیاز و ارزش آزادی‌های اجتماعی نیست اما از آن رو که اولا این کمپین‌ها دست‌سازِ عوامل اصلاحات است و ثانیا هدایت این تحرکاتِ عقیم در دست کارگردانان زبده‌ایست که نهایت امر آنچه را که خود کاشته‌اند درو خواهند کرد و نه آنچه جامعه می‌پنداشته و می‌خواسته است، باید به این مهم پرداخت. مشارکت حداکثری مردم در کمپین‌های اجتماعی نیازی به محاسبه ندارد چرا که جامعه ما شاید 5% معترضان سیاسی و 95% معترضان اجتماعی داشته باشد، اما باید در نظر داشت که استفاده کنترل آپوزیسیون از معضلات اجتماعی تنها در راستای تحلیل خواستهای سیاسی و پشت سر گذاشتن مرحله گذارِ درون‌پوسته‌ایِ آن بخش از نظام است که حال می‌خواهد با ماسکی جدید و در ازای برآورده کردن اندکی از خواستهای اجتماعی مردم حداقل سه دهه دیگر بر سرزمین‌مان حاکم بماند؛ و تمام این زحمات را بدین خاطر متحمل می‌شوند که شکستن تابوها و ساختارهایی که برای استیلای نظام در مدت بیست سال نخست حاکمیت‌شان ساخته و پرداخته‌اند قابل تلطیف نیست، لذا ایجاد ساختار نوین و انتقال و نوسازی ساز و برگ استیلا می‌بایستی با نسلی نو از خدمتگزاران ارباب قدرت اجرا می‌شد؛ و با عملی شدن این طرح حاکمان دیروز تنها به پستو خواهند خزید و خیمه‌شب‌بازی را از پس پرده به گوش نقالان و عروسک‌گردانهای‌شان زمزمه خواهند کرد.

آنچه که در چند هفته اخیر در قالب یکی از این کمپین‌های دست‌ساز شاهد بودیم کمپین خانم معصومه (مسیح-مسی) علی‌نژاد است که با نام «کمپین آزادی‌های یواشکی» بازی را در محدوده یکی از بزرگترین معضلات اجتماعی که تاکنون میلیونها زن ایرانی را در اسارت گرفته و همواره از اهرمهای فشار رژیم بر جامعه است آغاز کرده است. تمام آنچه که از ابتدا گفتیم ماهیت و چرایی کمپین‌هایی است که متاخراً و پی در پی شاهد ظهور آنها در فضای مجازی هستیم. اما کمپین مذکور از ویژگی‌های خاصی برخوردار است که توجه ویژه‌ای می‌طلبد. از جمله این ویژگی‌ها افزایش 100،000 لایک در فیس‌بوک در کمتر از 4 روز که مجموع این لایکها 232 هزار لایک است. حال سوال اینجاست: هزینه هر 1000 لایک منطقه‌ای حدودا ً 80 دلار است که اگر انصاف به خرج دهیم و با توجه به دیگر کمپین‌های که واقعا مردم از آن استقبال کردند مقایسه کنیم، دو سوم لایکها خریداری شده‌اند، که به گفته نزدیکان این صفحه این امری غیراخلاقی نیست و نوعی تبلیغات است (بماند که مردم ما اصولا در حرکتها مواج هستند و با استناد به حضور دیگران در جایی چشم بسته بر آن صحه می‌گذارند و در پی اصالت و سلامت جریان نمی‌گردند). حال سوال این است بیش از 12 هزار دلار هزینه لایک خریدن برای این صفحه تا به امروز را چه کسی یا کسانی تامین کرده‌اند؟

اما داستان به همینجا ختم نمی‌شود. برای گسترش هرچه بیشتر ابعاد تبلیغاتی این کمپین که تنها هدفش در راس قرار دادن آزادی‌های اجتماعی و اولویت‌بخشی به این گونه معضلات در مقابل مسائل سیاسی و حقوق بشری فعالان سیاسی است، بانیان این کمپین مقالاتی را به روزنامه‌هایی همچون لوموند و اشپیگل و میرور و چند ده روزنامه و وبسایت معروف دیگر سفارش داده‌اند. چرا مدعی‌ام که سفارش داده‌اند؟ باز استناد می‌کنم به دیگر کمپین‌ها و همچنین تجربه خودم و دیگر دوستان در رابطه با تبلویدهای خبری. در بسیاری موارد، درباره آیتمهایی که اهمیت خبری و جایگاه رسانه‌ای و نیاز به خبررسانی مضاعف داشتند، به کررات با روزنامه‌های کثیرالانتشار بین‌المللی تماس گرفتیم؛ مثلا در آخرین مورد که فکر می‌کنم از میزان اهمیت خبری بسیار بالاتری برخوردار بود در رابطه با موج اعدامها و گزارشاتی که می‌رسید و افرادی هم که گزارشات را به روزنامه‌ها و وبسایتها رله می‌کردند هم وجهه خبرنگاری بهتری نسبت به مسی(ح) علی نژاد داشتند و هم روابط حسنه‌تری داشتند، اما در تمام موارد هیچ‌گاه چنین موج خبری به راه نیفتاد.

می‌توانم بگویم که بازتاب خبری این کمپین در روزنامه‌های معتبر از قد و قامت کل آپوزیسیون خارج بود. بنابراین با شناختی که از سانسور خبری در رابطه با مسائل ایران دارم و نوع این کمپین، مقالاتی که در باب این کمپین کذایی نگاشته شدند 100% سفارشی و آنچنان که از متن آنها برمی‌آید همگی از ادیت مخصوصی برخوردار هستند که در عالم روزنامه‌نگاری به آن «رپرتاژ آگهی» می‌گویند؛ و متعاقبا چون در قالب آگهی است هزینه گزافی باید پرداخت. حال اگر به احتساب این مقالات فقط در لوموند و اشپیگل و فیگارو بپردازیم حداقل 15 هزار دلار دیگر پای ایشان آب خورده. اگر روزنامه‌هایی از قبیل روزنامه مکزیکی و وبسایتهای قدر قدرت خبری و صدای آمریکا و تلویزیون من و تو را به پای روابط بگذاریم و هزینه کمتری در نظر بگیریم، در کل این کمپین برای خانم علی‌نژاد بین 27 تا 30 هزار دلار آب خورده. سوال این است که کمپینی که ادعای خودجوش بودن دارد، از کجا چنین هزینه‌های گزافی را تامین می‌کند؟ و کدام افراد و نهادها هستند که چنین گسترده و هماهنگ برای چنین کمپین «خودجوش»ی در رسانه‌‌های بین‌المللی لابی می‌کنند؟ در پایان، باقی سوالاتی که پیش می‌آید را به ذهن خلاق خواننده می‌سپارم و به دست‌اندرکاران تمامی کمپین‌های «یواشکی» و «لغو گام به گام» و غیره و ذلک به خاطر این همه زیرکی تبریک می‌گویم.

 

محسن بهزاد کریمی

16/05/2014

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
«تئوری توطئه » ، «حسادت» و طرح «خواستهای صد در صدی » عواملی تشکیل دهنده این نوشته بی ارزش است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته جناب نویسنده « ياوه، ياوه، ياوه،....» است . خانم مسیح علینژاد کار بسیار مثبتی انجام داده است .تا امروز هزاران زن به این حرکت پیوسته اند . شما بد بخت ها کدام کار سازنده و مثبت را که به یک حرکت مبدل شده باشد را به وجود آورده اید ؟شما این اقای رضا پرچی زاده تنها نقش پارازیت ، آن ور اب را باز ی می کنید؛ حرکات شما دو تا بسیار منفی است. گسترده باشد جنبش «آزادی‌های یواشکی» تا این جنبش زنان مبدل به یک حرکت بشود که حجاب اجباری را برای همیشه در ایران ممنوع کند تلاش نویسنده با پز انقلابی این است که وضیعت موجود حفظ شود.فکر می کنم اقای پرچی زاده و نویسنده این مطلب خیلی راحت حسودند؛ چشم ندارند که ببینند یک دختر جوان توانست به این موفقیت دست یابد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ازادی بدون هزینه نخواهد بود وباید بها وهزینه ان پرداخت شود. ونویسنده محترم انچه که ازیک اندیشه اگاه وازاد برامده بیان کردند. حالا عده ای آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم تو خواه از سخنم پنــد گیر خواه ملال.این رژیم جنایتکار . ومماشات گران غربی مرتبا برای ماندگاری این رژیم برنامه ریزی کرده که سرنگونی را به تعویق انداخته وایران وایرنی را در بند نگاه داشته.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ابتداسلام ميكنم به مسئول وكليه دست اندركاران اين سايت ، درثاني مي خواستم به چنين نويسنگاني كه با يك يا 2 صفحه مطلب مچ اين دلالان آخوندها را باز مي كنند ، دست مريزاد بگويم .مي خواستم به آقاي نويسنده بگويم كه ازمارك وتوهين هاي يك سري كامنت نويس هاي دائمي كه مستمرا درفضاي مجازي پلاس هستند ،جا نزنند ، آنچه كه مهم است اين است كه ايشان تماما واقعيت ها را نوشته اند وبرچسب كيهاني ويا شريعتمداري و... كه يك توهين زشت وباعرض معذرت چارواداري است به هيچ وجه به ايشان نمي چسبد . ما بايد در بركندن ريشه كليه آخوند ها وطرز فكر واپسگراي آنها دست به دست هم بدهيم واين مسكن ها مشكلي از جامعه ما حل نخواهد كرد ممكن است اين تعداد بتوانند چند روزي درفضاي مجازي يك شلوغ كاري ايجاد كنند ولي مطمئن باشند كه مشابه مسكن هاي معمولي ، مدتي بعد اثر مسكن ازبين رفته ودرد ناشي ازوجود اين نظام پليد به جان همه ما خواهد افتاد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اتفاقا مسیح علینژاد کار بسیار درستی کرده. برای تابو شکنی باید از یه جایی شروع کرد و مسیح به خوبی پروژه رو کلید زده.
نمیدونم چرا نمیتونم بهتون خوشبین باشم، احساس میکنم یا میخواین به این حرکت ضربه بزنین و یا از روی حسادت به موفقیت قابل توجه مسیح علینژاد این مطالب رو نوشتین. این همه حسادت و دشمنی بین مخالفان که ظاهرا باید هدف یکسانی داشته باشن خیلی عجیبه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پشت پرده ذهن شما سرشار از " توهم توطئه " است.البته شما مقصر نیستید. بالاخره ایران است و مملکت "دایی جان ناپلئون "

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سوای اینکه این صفحه ادعایی نداره و در این مرحله خیلی کارایی هم نداره قطعا، به جای این مقاله که هیچ ادله ای توش نبود و فقط حدسیات بود، و آخر هم معلوم نشد از کجا به چی نتیجه گیری کرد، اگر ادعایی به مبارزه دارید سعی کنید با انتقادها و پیشنهادهاتون از پتانسیل این صفحه یا هر صفحه ی دارای پتانسیل دیگه ای در جهت پیشبرد اهداف دموکراسی خواهی مردم ایران استفاده کنید نه اینکه با این حرفا که بیشتر شبیه حرفای شریعتمداری و دارو دسته اشه و با این رفتارها که آدمو یاد دوره ی احمدی نژاد و جبهه پایداری و درگیریهای درون گروهی نظام میندازه بیشتر عامل تفرقه بشید تا اتحاد...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي كريمي احسنت به اين مطلب بسيار موشكافانه ومسئولانه شما ، من يك زن ايراني هستم ،راستش چند روزي بود كه حرفهايي دردرونم بود ومي خواستم درمورد اين به اصطلاح كمپين ازاديهاي يواشكي بنويسم ، كه شما كار مرا آسان كرده وهمه حرفها ونكاتم را درمقاله اتان نوشتيد ، من هم دقيقا با شما موافق هستم مطلب لوموند را هم خواندم بادوستانم كلي به اين مطالب هم خنديديم ، اينها فكر ميكنند زنان ايران يك مشت بچه وكودن (باعرض معذرت ازكليه خانم هاي ايران ) هايي هستند كه بااين آب نبات چوبي ها وشكلات ها گول خواهند خورد !! زهي خيال باطل ، زنان ايران ،زنان 10سال قبل دوران خاتمي هم نيستند ، شما اسم اين پروژه را خاشمي گذاشته ايد ومن با اجازه شما به آن هاشمي روبه (هاشمي +روحاني ) مي گويم . اين كارها واين به اصطلاح كمپين ها كه يك مشت زن تازه به دوران رسيده اي مثل معصومه علي نژاد كه با آمدن به اروپا نامش را هم خارجي ! كرد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با نظر شما مخالفم. مسیح کار خیلی خلاقانه و درستی کرده. به نظر من مبارزه در ایران تنها از طریق پیگیری مستمر حقوق زنان هست که پیش میره و به پیروزی میرسه و از همه اونها مهم تر مساله حجابه. شما حجاب را از جمهوری اسلامی بگیرید از آن هیچ نخواهد ماند. بازتاب گسترده این صفحه رو هم به بحث مستمر حجاب و نقاب در کشورهای اروپایی و همچنین پیوندهای محکم فعالین زنان بگزارید که البته شما از آن بی بهره هستید. اگر شما هم در راستای آزادی زنان فعالیتی خلاقانه انجام دهید مطمین باشید که صفحه شما هم پرمخاطب و پرپوشش خواهد شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پشت پرده این منطق خنده دار و "کیهانی" شما ناتوانی از فهم و همراهی مردمِ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سی.... بابا
لطفا نظر من و چاپ کنید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر در نظر بگیریم که هدف شما بهم ریختن یک خواسته جمعی نباشه این نوشتار منو فقط یاد گلام میاندازه تو کارتون گالیور