گفتگوی با عـبـدالـسـتـار دوشوکی در مورد تحریم ها

اگر این کشمکش و تقابل موجب ادامه بحران و ایجاد تنش و درگیری که لازمه حیات جمهوری اسلامی است، بشود، در آن صورت جمهوری اسلامی با تمرد از هنجارهای بین المللی و سرپیچی عوامفریبانه، بستر تنش زاء ِ لازم برای ادامه حیات خود را فراهم خواهد نمود. اما اگر نظریه پردازیان و تئوریسین های بیت رهبری و سپاه عاقبت این تنش و درگیری را برای بقاء و موجودیت نظام مضر تشخیص بدهند، در آن صورت به نوعی کــاســه زهـــر را خواهند نوشید و در عمل (و نه شعار و ادعا) تمکین خواهند کرد.

۱- نظرتان در مورد تحریمها چیست، آیا با آنها موافق اید یا مخالف؟

من می توانم نظرم را از دو منظر متفاوت ارائه بدهم. اول از یک دیدگاه احساساتی و به اصطلاح پوپولیستی، مسلما ً با هر نوع تحریم و تکفیر بر علیه این رژیم مستبد موافق خواهم بود. اما از یک دیدگاه تحلیلی و کارشناسی باید نظرم را با استناد به شواهد مستند، مکتوب و علمی موجود و تجربیات تحریم های مختلف در طی یکصد سال اخیر بعنوان یک تحلیلگر واقعگرا، بیغرض و به دور از تعصب سیاسی و برخورد احساساتی مطرح کنم. من یک سال پیش مقاله مفصلی بنام "تــحـریـم، آری یا نــه؟ وظیفه مــا چـیـسـت؟" (http://newsmanager.gooya.com/politics/archives/200... ) با استناد به حداقل ۲۸ منبع و ماخذ مکتوب و مستند نوشتم و در آنجا توضیح دادم که چرا کالبد شکافی و تجزیه و تحلیل بیش از ۲۰۰ مورد تحریم در عرصه بین المللی در طی صد سال اخیر ثابت نموده که تحریم بعنوان یک ابزار فشار در روابط بین المللی به سرنگونی و یا تغییر رفتار رژیم های مستبد نیانجامیده است. بعنوان مثال غربی ها قطعات یدکی هواپیمای مسافربری به ایران نمی فروشند یعنی بدلیل تحریم ها مجاز نیستند؛ اما شرکت هایی نظیر زیمنس و نوکیا و غیره تکنولوژی پیشرفته و تجهیزات مدرن برای استراق سمع و شنود تلفن های همراه و ابزار سرکوب جنبش سبز را به ایران می فروشند. این چه نوع تحریمی است؟ آقای احمدی نژاد بهمراه دهها تن از "اطرافیان و همراهان" با یک هواپیمای بزرگ وارد نیویورک می شود و دهها رسانه بین المللی از او تقاضای مصاحبه می کنند، ولی عمر حسن البشیر رئیس جمهور سودان بدلیل جنایت علیه بشریت مورد تعقیب است و نمی تواند به مجامع بین المللی برود؛ یا حتی رابرت مگابه رئیس جمهور مادام العمر زیمبابوه به بسیاری از کشورهای اروپایی ممنوع الورود است. من با تحریم های هدفمند دیپلماتیک و هوشمند موافقم؛ اما نه با تحریم های اقتصادی به اصطلاح تنبیهی و توبیخی تجاری کنونی که دود خانمانسوز آن به چشم کارگران، زحمتکشان و طبقه متوسط می رود.

۲- فکر می کنید تحریمها این بار نتیجه مورد انتظار کشورهای اعمال کننده را به بار آورند؟

آمریکا تجربه سی سال تحریم بر علیه ایران را دارد و در نتیجه می داند که تحریم ها تا چه اندازه بر روی رژیم ایران تاثیر گذاشته است. در روابط بین المللی دو اهرم اصلی فشار وجود دارد. اهرم تحریم و سپس اهرم حمله نظامی و جنگ. در عرض سی یا چهل سال اخیر کشورهای متعددی مورد تحریم قرار گرفته اند. از کوبا گرفته تا کره شمالی، از زیمبابوه گرفته تا برمه(میانمار). کدام یک از این رژیم ها عوض شده اند و یا رفتار خود را عوض کرده اند؟ تاریخ نشان می دهد که معمولا ً تحریم ها نتیجه مورد انتظار، یا حداقل توقعات اعلام شده، کشورهای اعمال کننده را به بار نمی آورند.

۳- (در صورت پاسخ مثبت به ۲) در این صورت فکر می کنید جمهوری اسلامی چگونه عمل کند: تمکین یا سرپیچی؟

جمهوری اسلامی یک رژیم سترون در حیطه افتصادی، نازا در حوزه فرهنگی، عقیم در میدان باروری صنعتی، بایر در زمینه آبادانی و بی ثمر در دایره سیاست بین المللی می باشد. اقتدار و رجولیت رژیم فقط در دایره سرکوب و اعدام محدود می شود. این رژیم فقط یک هدف راهبردی دارد و بس! و آن هم، همانگونه که آیت الله خمینی بر روی آن تاکید کرده بود، "حفظ نظام" بهر قیمت می باشد. آنها کــُل کشور را به مثابه یک غنیمت جنگی می پندارند. اگر این کشمکش و تقابل موجب ادامه بحران و ایجاد تنش و درگیری که لازمه حیات جمهوری اسلامی است، بشود، در آن صورت جمهوری اسلامی با تمرد از هنجارهای بین المللی و سرپیچی عوامفریبانه، بستر تنش زاء ِ لازم برای ادامه حیات خود را فراهم خواهد نمود. اما اگر نظریه پردازیان و تئوریسین های بیت رهبری و سپاه عاقبت این تنش و درگیری را برای بقاء و موجودیت نظام مضر تشخیص بدهند، در آن صورت به نوعی "کــاســه زهـــر" را خواهند نوشید و در عمل (و نه شعار و ادعا) تمکین خواهند کرد.

۴- (اگر "سرپیچی" یا در صورت پاسخ منفی به ۲) در این صورت فکر می کنید گامهای بعدی چه خواهند بود: توسل به "راه حل" نظامی یا مثلاً تشدید باز هم بیشتر تحریمها؟

معمولا ً رویه به این صورت است که تحریم ها تا حد نهایی تشدید می شوند. هدف از تحریم ها تضعیف اقتصادی، نظامی و روانی کشور می باشد. مثلا در عراق تحریم ها آنقدر تشدید شدند که حدود پانصد هزار کودک عراقی بدلیل تحریم ها هلاک شدند. این یعنی وارد شدن به مرحله بعدی که همانا حمله نظامی می باشد. البته آمریکا و متحدانش باید به افکار عمومی مردم خویش نشان بدهند که تا حد امکان از گزینه نظامی پرهیز کرده اند و تا انتهای جاده تحریم به پیش رفته اند و به نتیجه نرسیده اند؛ و در نهایت ناچارا ً به گزینه نظامی بعنوان آخرین انتخاب اجتناب ناپذیر روی آورده اند. در نتیجه پروسه تشدید تحریم ها، بعنوان پیش درآمد تا مرحله نهایی یعنی حمله احتمالی نظامی به تاسیسات اتمی و دفاعی ایران تا دو و یا سه سال دیگر ادامه خواهد داشت. مگر اینکه حاکمان جمهوری اسلامی عاقبت ِ درگیری نهایی را برای ادامه حیات و موجودیت نظام خطرناک تشخیص بدهند، که در آن صورت همانگونه که گفتم، در عمل تسلیم خواهند شد.

۵- آثار تاکنونی تحریمها چه بوده اند؟

من در مقاله خودم به این حقیقت تلخ اشاره کرده بودم تا اکنون شکنجه و زندان و اعدام در اوین بوده؛ حال به تجاوز در کهریزک هم آراسته شد. واقعیت امر این است که قساوت رژیم جمهوری اسلامی در طی چند سال اخیر بیشتر شده است. به آمار زندانیان و اعدام ها رجوع کنید. هزینه مبادلات بین المللی بسیار بالا رفته و در نتیجه گرانی در ایران غوغا می کند. فشار بر روی مردم عادی دو چندان شده است. دولت فشار تحریم ها را به مردم عادی منتقل می کند و این مردم هستند که هزینه آن را می پردازند. در صورت عدم وجود تحریم ها، و رشد صنعت نفت ایران در طی ۳۱ سال اخیر، ایران امروز می توانست هشت میلیون بشکه نفت و میلیونها متر مکعب گاز صادر کند و ملت نسبتا ً مرفه ای باشد؛ اما تقدیر نـبـود که اینگونه شود. یکی از شعار های تظاهرکنندگان قبل از انقلاب این بود: " نفـتـ و کی بـُرد؟ آمریــکـا !؛ گازو کی بـُرد؟ شوروی ـ پـولـو کی خورد؟ پهلوی ! مرگ بر این سلطنت اجنبی! حال به علت تحریم ها نفت ما را آذربایجان می برد و گاز ما را قــطـر و پول را سرمایه داران وابسته به سپاه و حاکمیت می خورند.

۶- یکی از دلایل اصلی مخالفان تحریم این است که بیشترین آسیبهای آن متوجه مردم و خاصه تهیدستان و زحمتکشان خواهد شد. شما چه فکر می کنید؟

دقیقا ً همینطور است. همانگونه که گفتم؛ انتقال فشار برروی مردم عادی و زحمتکشان جامعه شگرد عملی همه حکومت های مستبد که با تحریم ها روبرو هستند می باشد. وانگهی تحریم ها مستمسک و بهانه مناسبی است برای دستگاههای تبلیغاتی رژیم تا بی کفایتی و سوءمدیریت ذاتی خویش در زیر دستاویز تحریم ها پنهان کنند. اولین وزیر سپاه پاسداران آقای رفیق دوست اکنون تــریلیاردر شده است. صدها فرمانده سپاه و بسیج و مقامات جمهوری اسلامی در سایه همین تحریم ها میلیاردر شده اند. در عوض فقر و فحشا در ایران گسترش یافته است.

۷- یکی از دلایل اصلی موافقان تحریم این است که اگرچه تحریم بر مردم نیز فشار خواهد آورد، این را به عنوان هزینه باید پذیرفت. مهم این است که تحریم جمهوری اسلامی و به ویژه سپاه پاسداران را زیر فشار می گیرد. شما چه فکر می کنید؟

این نظریه نئوکان های آمریکا در مورد تحریم ها بر علیه نیز عراق بود. آنها معتقد بودند که آن یک میلیون پدر و مادر ِ نیم میلیون کودک عراقی که توسط تحریم ها تلف شدند، از خشم و نفرت بر علیه صدام حسین و رژیم وی قیام خواهند کرد. همین تفکر در مورد کره شمالی، سودان و کوبا و غیره نیز اعمال شد. اما علیرغم فقر و بدبختی گسترده در این کشورها، رژیم هایشان همچنان بر سر جای خود باقی هستند و در رفتارشان هیچگونه تغییری پیدا نشده است. متاسفانه این یک نگرش آرمانگرایانه است که در توهم و احساساسات ریشه دارد. ایــکاش اینگونه می بود. ولی با تفحص و جستجو در تجربیات مستند گذشته و موارد بیشمار تحریم ها در طی صد سال اخیر و بخصوص در طی سی سال اخیر و علی الخصوص تجربه سی سال تحریم جمهوری اسلامی توسط آمریکا، به این امر پی می بریم که رژیم های مستبد و ضد مردمی نه رویه خود را به دلیل تحریم ها عوض می کنند و نه مردم بر علیه اینگونه رژیم ها بدلیل تحریم ها قیام می کنند. طرفداران این نوع استدلال غیر علمی و آرزومندانه بیشتر در بین تبعیدیان برونمرزی هستند و نــه مردم داخل کشور که هزینه پرداز اصلی تحریم ها خواهند بود. بعنوان مثال شما کدام کشور فقیر آفریقایی را سراغ دارید که مردم آن بدلیل فقر و بیماری بر علیه حکومت فاسد خود قیام کردند؟ بقول آبراهام مزلو که در نمودار هرم معروف خویش به تشریح سلسله مراتب نیازهای انسانی پرداخته بود، انسان هایی که بطور روزانه و مستمر شدیداً درگیر تامین ضروریات اولیه زندگی نظیر نان و مسکن و پوشاک و نیازمندی های بدوی خویش هستند، وارد سلسله مراتب بالاتر یعنی مبارزه برای احقاق حقوق مدنی و سیاسی و دمکراسی و غیره نمی شوند، و تئوریسن های جمهوری اسلامی به این حقیقت آشنایی کامل دارند.

۸- همچنین این استدلال را از مواقفان تحریم می شنویم که جنبش اعتراضی – مطالباتی جاری در جامعه (جنبش سبز) قادر خواهد بود از فشار وارده بر حاکمیت سود جوید و ابتکار عمل در عرصۀ سیاسی را به دست گیرد. شما چه فکر می کنید؟

البته من این استدلال را از رهبران نمادین جنبش سبز و فعالان داخل کشور نشنیده ام. تقریبا ً همه آنها مخالف تشدید تحریم ها هستند. آین نوعی آرمانخواهی و تصور "انقلابی" در برونمرز شیوع دارد که بعله جنبش سبز از محاصره اقتصادی رژیم و فشار های وارده بر آن سود جسته و با ابتکار عمل انقلابی رژیم را وادار به تسلیم در عرصه سیاسی بکنند. به به ! چه جمله شیک و قشنگی که امید را در دل انسان زنده می کند ! اما متاسفانه مستندات تاریخی و تجربیات علمی ثبت شده در مورد دهها مورد تحریم حکایت تلخ دیگری دارند. نمی دانم چرا بعد از سی و یک سال تجربه جمهوری اسلامی هنوز بعضی از هموطنان ذهنگرا با توهمات و آرزوهای شیرین دل ِ خود را خوش می کنند و اسم آن را تحلیل "خوشبینانه" سیاسی می گزارند. جمهوری اسلامی بسیار هوشیارتر، قسی تر و مکارتر از آن است که ما فکر می کنیم. این اتفاق در مورد رژیم های نسبتا ً بهتر از رژیم جمهوری اسلامی رخ نداد؛ مطمئن بدانید در مورد جمهوری اسلامی نیز رخ نخواهد داد. منظورم این است که تحریم ها باعث سرنگونی و یا تغییر رفتار رژیم نخواهد شد. البته تحریم های هوشمندانه و هدفمند علیه حاکمیت و سپاه و دستگاههای سرکوبگر می تواند رژیم را تا حد محدودی، و نه بطور سرنوشت ساز، تحت فشار قرار دهد.

۹- آیا در این "کشاکش هسته ای" شانس بردی برای جمهوری اسلامی می بینید؟

به دور از هر گونه حاشیه پردازی و وارد جزئیات غیر ضروری شدن، باید بگویم مـــطــلـقـا ً نــه! (قرار بود من از کلمه "مــطلـق" در تحلیل هایم استفاده نکنم – اما اجازه بدهید این بار استثنا ً بگویم مـــطــلـقـا ً نــه!). چون خطر برای آمریکا و متحدانش بخصوص اسرائیل بسیار جدی است و بقول غربی ها با تحمل صفر (Zero Tolerance) . در نبرد هسته ای جمهوری اسلامی بازنده است. چون حداقل در این مورد، آمریکا و متحدانش جدی هستند. آنها هر گز اجازه نخواهند تا ایران صاحب سلاح هسته ای شود.

۱۰- ارزیابی تان از هدف برنامۀ هسته ای جمهوری اسلامی چیست: عزم جزم برای دفاع از "حق ملی" و کاربردهای صرفاً صلح آمیز یا برای دسترسی به سلاح اتمی یا تبدیل شدن به "قدرت هسته ای مجازی"، یا یک هدف ثالث؟

سوال بسیاری ابتدایی و بدیهی این است: چرا کشور جهان سومی مثل ایران که محصولات اولیه کشاورزی، صنعتی و غیره را وارد می کند، اصرار دارد با پرداخت هر گونه هزینه ای در زمینه هسته ای خودکفا شود؟. هدف چیست؟ استقلال در زمینه انرژی؟ ایران بعد از عربستان سعودی دومین تولید کننده و صادر کننده انرژی در جهان بود و می توانست باشد. پس بحث خودکفایی در زمینه انرژی دستاویزی بیش نیست. ایران در موقعیت مناسبی برای استخراج و مهار انرژی های طبیعی نظیر نور خورشید، باد و غیره قرار دارد. ایران بجای صرف میلیارد ها دلار در ماجراجویی هسته ای، می توانست در حوزه گازی پارس سرمایه گزاری کند و اجازه ندهد قطر، کشوری که تا دیروز فقیر و محتاج سعودی ها بود، سهمیه گاز ایران را از میدان مشترک گازی با سرعت و همت زیاد استخراج کند، و با براه انداختن شبکه تلویزیونی نظیر الـجـزیره حکومت ایران را شانتاژ کند. وانگهی سوخت تنها نیروگاه اتمی در بوشهر برای مدت دوازده سال توسط روسیه تضمین شده است. پس اینهمه عجله، خودسری و اصرار بر پرداخت هزینه گزاف مالی، سیاسی، دیپلماتیک، تجاری و بین المللی برای کشوری که بخش عظیمی از مردم آن زیر خط فقر زندگی می کنند، چیست؟ منظور شما از حق ملی چیست؟ "حق ملی" ! یعنی گاز و نفت ما را در دریای خزر آذربایجان و روسیه بردند؟ چرا به رگ غیرت ما برنخورد؟ گاز مشترک ما را قطر در میدان گازی مشترک خلیج فارس می برد ! چرا کشور ایران نباید از تکنولوژی و امکانات استخراجی شرکت های بین المللی بهره مند باشد ، تا بتواند سهم خویش را در میدان های مشترک شمال (دریای خزر) و جنوب (خلیج فارس) از کشورهای کوچک و تازه تاسیسی نظیر آذربایجان و قـطـر که جسورانه و با بی اعتنایی کامل سهم ایران را به تاراج می برند، باز ستاند؟. حق ملی یا "منافع ملی" مردم ایران را رژیم منزوی و "بدبخت" جمهوری اسلامی با دادن باج به قطر و آذربایجان و چین و روسیه و غیره زیر پا گذاشته است. اجازه ندهیم آدرس اشتباهی به ما بدهند. البته این به معنای آن نیست که آمریکا و متحدانش حق دارند به تاسیسات هسته ای ایران حمله کنند. نــه! هــرگــز! ما باید کاملا ً با هر نوع حمله نظامی به کشورمان صد در صد مخالفت کنیم، زیرا این بر خلاف منافع ملی ایرانیان و در راستای تحکیم و استمرار رژیم جمهوری اسلامی خواهد بود.

۱۱- آیا وضع به طور اجتناب ناپذیری دارد به سمت افزایش تنشها و احتمالاً خشونت و درگیری کشیده می شود یا راه حل مسالمت آمیزی هست؟

متاسفانه اینگونه به نظر می رسد. در تحلیل نهایی جمهوری اسلامی اگر حیات خود را در معرض خطر ببیند، برای حفظ نظام مسلما ً کوتاه خواهد آمد و حتی از برنامه هسته ای خود نیز برای حفظ نظام که از اوجب واجبات است، خواهد گذشت. منتها همانگونه که من قبلا ً نیز گفته بودم چون تهاجم و دخالت بیگانه در راستای حفظ و استمرار حیات رژیم جمهوری اسلامی خواهد بود، احتمالا آنها از درگیری نظامی استقبال خواهند کرد و بهمین دلیل احمدی نژاد و شـُرکاء بر طبل جنگ می کوبند. زیرا از نظر آنها جنگ نعمت الهی است ـ مخصوصاً جنگ مستقیم با شیطان بزرگ و اسرائیل که احتمالاً باعث ظهور منجی عالم (عج) خواهد شد. در شرایط فعلی (تاکید می کنم ـ در شرایط فعلی) تعمیق و توسعه دمکراتیک جنبش سبز در حوزه آزادیخواهی، منشور جهانی حقوق بشر و سکولاریسم بهترین راه حل مسالمت آمیز برای پرهیز از فاجعه می باشد. همانگونه که توضیح دادم، اگر حیات رژیم به مخاطره بیفتد، آنگاه آنها بصورت "مسالمت آمیزی" کاسه زهــر را نوشیده، تمکین خواهند کرد.

۱۲- مضمون و محتوای یک راه حل مسالمت آمیز و امکانات واقعی برای تحقق آن کدام اند؟

البته من نمی توانم راه کاری برای برونرفت از مناقشه جامعه جهانی و بخصوص غرب از یک سو و رژیم جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر، ارائه کنم. دعوای آنها بین خود آنهاست؛ چون متاسفانه جدال آنها بر سر نقض حقوق بشر در ایران نیست. راه حل مسالمت آمیز فقط از جانب مردم ایران و مبارزه مدنی مردم در داخل کشور میسر می باشد. حمایت معنوی و سیاسی نهادهای بین المللی و جامعه جهانی از خواسته های دمکراتیک ملت ایران نیز بسیار سودمند خواهد بود. اپوزیسیون برونمرزی باید بعنوان نیروی پشت جبهه در جهت باروری و ارتقاء خواسته های جنبش سبز عمل کند. جنبش سبز پتانسیل های فراوانی دارد، و اپوزیسیون برونمرزی بجای سرزنش و تکفیر رهبران نمادین جنبش سبز و مخالفت و "غــُرّ زدن های " همیشگی، باید در راستای بهره برداری و تعمیق پتانسیل ساختار شکن جنبش سبز مردمی و پشتیبانی از آن در کشورها و مجامع مختلف کوشا باشد.

۱۳- سهم و وظیفۀ نیروهای صلح طلب در این میان چه می تواند باشد؟ این نیروها برای ایفای چنین سهمی کدام امکاتات و کدام الزامات را دارند؟

نیروهای مخالف جنگ باید در یک کارزار تبلیغاتی و آموزنده و افشاء کننده، توجه جهانیان را بسوی نقض حقوق بشر در ایران معطوف کنند و این آگاهی را منتقل کند که مشکل اساسی در ایران سه هزار یا سی هزار سانتریفیوژ نیست؛ بلکه مشکل بنیادین، اختاپوس سی هزار پــای جمهوری اسلامی می باشد. با حذف نظام تامگرای آخوندی توسط مردم ایران، مشکل سانتریفیوژها، مشکل حمایت از تروریسم بین المللی؛ مشکل تحریک حماس و حزب الله و بسیاری از مشکلات منطقه ای و فرامنطقه ای حل خواهند شد. پس به جای حمله و نابودی تاسیسات هسته ای، افتصادی و نظامی کشور، آنها باید بر روی مردم ایران و مبارزه آزادیخواهی آنان به اصطلاح "حساب باز کرده" و حمایت معنوی و سیاسی و امکانات تبلیغاتی فراهم بکنند. متاسفانه اپوزیسیون و نیروهای آزادیخواه از امکانات چندانی برخوردار نیستند . اما بهر حال، علیرغم نبود امکانات ما باید با واقعگرایی نگاه مردم جهان را بسوی مشکل بنیادین (Root Causes) یعنی موجودیت و حیات جمهوری اسلامی، و راه حل معقول برای رفع مشکل یعنی مبارزه آزادیخواهی مردم برای یک ایران دمکراتیک و سکولار، جلب کنیم.

 

برگرفته از: 
کار آنلاین
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.