کودکان کار و خیابانی در آذربایجان غربی

آنها نیاز دارند واقعاً احساس کنند که «تنها» نیستند. «دوست داشته میشوند». « با آنها به برابری» رفتار میشود. «نظر و خواست و احساس شان» برای دیگران مهم است و به حساب میایند. «باید احساس کنند و ببینند که آزاد اند و حق آزادی انتخاب دارد. میتوانند نه بگویند و چیزی را « رد یا قبول» کنند. « محیط با فرهنگ و آزاد» برای آنها حکم آب برای ماهی را دارد. آنها قربانیان فقر اقتضادی و فرهنگی اند.
طبق نوشته «بنیاد کودک شعبه اورمیه»در 28 آوریل 2014 :
 
« بنياد کودک که در ايران به نام «موسسه خيريه رفاه کودک » رسماً به ثبت رسيده بیست سال است که حمايت مالي و معنوي از دانش آموزان مستعد و نيازمند ايراني ، مبارزه اصولي با فقر و ناتواني را با گسترش دانايي و دانش اندوزي آغاز نموده است . بنياد کودک ايران عميقاً اعتقاد دارد که ريشه کني فقر در کشور تنها با برقراري امکانات تحصيل و کسب دانش ممکن است . اين سازمان مردم نهاد در زمينه کمک به دانش آموزان نيازمند، مورد تائيد سازمان ملل قرار گرفته و موفق به دريافت مقام مشورتي ويژه از کميسيون اجتماعي و اقتصادي اين سازمان (ECOSOC ) گرديده و گواهي استاندارد جهاني موسسات غير دولتي را از موسسه بين المللي SGS سوئيس نيز اخذ نموده است. بنياد کودک هم اينک با 14 شعبه فعال در ايران و بهره مندی از کمک مؤسسات خیریه همگام واقع در اقصی نقاط جهان، همچون امريکا، سوئيس، امارات متحده عربي، کانادا و آلمان بيش از 5517 دانش آموز مستعد و خانواده هاي نيازمند آنان را در مقاطع مختلف تحصيلي از ابتدايي تا دانشگاه تحت پوشش کمک هاي مستمر خويش قرار داده و از شمار قابل توجهي از دانش آموزان نابينا ، ناشنوا و بيماران سرطاني و کليوي نيز با ارائه کمک هاي مختلف نيز حمايت کرده است.»
 
 
 
 اورمو نیوز - 1393/02/21 - نوشته:« گره کور کودکان کار توسط چه نهادی باز می شود؟بهزیستی، کمیته امداد، شهرداری یا هیچ کدام! در گوشه و کنار خیابان‌ها و بازار ارومیه کودکانی دیده می‌شوند که با سن کم در کنار تحصیل مشغول کار کردن هستند و می‌توان علت اصلی این مسئله را وضعیت نامناسب اقتصادی خانواده‌های آنان عنوان کرد.»
 
ایسنا:شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳« کودکان کار ارومیه، مهم‌ترین معضل اجتماعی این شهر:«عادل فتاحی» عضو شورای شهر ارومیه ، اظهار کرد: برای اجرای طرح جمع‌آوری کودکان خیابانی و متکدیان تنها یک ارگان مسئول نیست بلکه 11 ارگان نظیر شهرداری، نیروی انتظامی، بهزیستی و مددکاران اجتماعی متولی این طرح هستند و باید با هم همکاری و هماهنگی داشته باشند.»
 
ایسنا- یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۳ / May 25 2014:« شهردار ارومیه گفت: در حال حاضر فقط در بخشی از شهر طرح جمع‌آوری کودکان خیابانی اجرا می‌شود.محمد حضرت‌پور  شهردار ارومیه با بیان این که کودکان خیابانی قربانی فقر فرهنگی و اقتصادی والدین هستند، افزود: بیشتر کودکان خیابانی والدین معتاد و بسیار فقیری دارند که فرزندان خود را به صورت مقطعی به خیابان می‌فرستند.»
 
ندای اورمیه از تهران گزارش میدهد-سال1391-:المیرا مددی، برگزار کننده این بازارچه فروش صنایع دستیکه خانه شخصی خود را در اختیار اجرای این طرح-حراج لباس‌های الهام حمیدی بە نفع کودکان خیابانی- قرار داده است، می‌گوید: همیشه رویای من این بوده است که برای بچه‌ها یک حرکتی انجام دهم و به نظرم رسید که کودکان کار و خیابان، بهترین‌ها هستند برای حمایت. به همین دلیل با همکاری انجمن حامیان کودکان کار و خیابان، تلاش کردم که این بازارچه فروش هنرهای سنتی و صنایع دستی راه‌اندازی شود».
 
 
به گزارش خبرنگار ارومو نیوز- 1393/02/21، کودکان غنچه های نشکفته جامعه هستند و پرورش آنها بستگی به مراقبت های باغبانان دارد اگر خوب پرورش یابند فردی مفید برای جامعه می شوند و اگر در پروش آنها کاهلی شود در معرض آسیب قرار می گیرند.
 
اکنون در صدد آنیم که علل پدیده کودکان کار را جویا شویم، 
یکی از عمده مشکلات کودکان کار شرایط نامساعد خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی است و آنها قربانی عوامل زیربنایی از جمله فقر، عدم تعادل اقتصادی، فقدان آگاهی های عمومی در رفتار والدین با کودکان مانند خشونت، آزار و بی توجهی به احساس مالکیت کودکان و اختلافات شدید خانوادگی، طلاق، اعتیاد، بیکاری و فوت والدین، بی عدالتی، هستند. 
کودکان آسیب پذیرند و قادر به دفاع از خود نیستند و کودکان کار به علت شرایط خاص زندگی، آسیب پذیری بیشتری دارند، حمایت از حقوق کودکان محروم و کودکانی که در معرض آسیب های ناشی از بحران و نابسامانی های خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند. وظیفه ای است انسانی که بر عهده یکایک افراد جامعه، سازمان ها، نهادها و دولت است بی تردید بدن توجه کافی و حمایت از حقوق کودکان و سرمایه گذاری و برنامه ریزی در امر آموزش، بهداشت و ارتقای سطح زندگی آنان امیدی برا دستیابی به آینده آنها و دنیایی بهتر وجود ندارد. 
 
مطابق قانون کار، کودکان زیر 18 سال از کار کردن منع شده اند و جمع کردن آنها از خیابان ها به عهده شهرداری است.
اما وظیفه مهم دیگر برعهده بهزیستی است که این کودکان را سازماندهی نماید و با معرفی آنها به مراکز فنی حرفه ای ضمن حرفه آموزی زمینه تحصیل این کودکان را نیز فراهم آورد.
 
احمد، 24 ساله که خود زمانی کودک کار بود، به خبرنگار اروم نیوز می گوید: از سن 8 سالگی در خیابان های ارومیه به اجبار پدر باید گدایی می کردم، پس از مدتی در همین خیابان ها واکس می زدم اما در این اوقات هیچ وقت درسم را ترک نکردم، چون علاقه زیادی داشتم در زمانی که مشتری ای برای واکس نبود، درس می خوانم. الان لیسانسم را گرفته ام و مدرک کارشناسی مدیریت دارم اما شغلی ندارم. دولت باید برنامه ای بریزد که اولویت استخدام ها با افراد بی سرپرست و افرادی که با هزاران مشکلات نداری درس خوانده اند، باشد.
 
رضا که خود 14 سال دارد، نیز می گوید: من همراه 11 برادرم، هر روز برای کار به بیرون از خانه می آییم، البته خانه ما پشت بام است، من و برادرانم، در پشت بام می خوابیم. نمی دانم چرا با وجود این همه کمک های مردمی و خیّر چرا هنوز من و امثال من از زندگی کردن، خوشی ای نمی بینیم. چرا برای ما مسئولین فکری نمی کنند. چندین بار خواسته اند که مرا به پناهگاه هایی ببرند که در آنجا کودکانی همچون من را نگهداری می کنند، ولی من نرفتم چون که من پدر و مادری ناتوان دارم که باید پیش آنها باشم، کاش جایی بود که من همراه خانواده ام در آن اسکان می یافتیم. وی می افزاید: من کسانی را می شناسم که هنوز در چادر زندگی می کنند، وضعیت آنها خیلی هم بدتر از ماست. از او می‌پرسم که مایل هستی مانند دیگر بچه‌ها راحت به تحصیل ادامه بدهی و هیچ دغدغه‌ای نداشته باشی که او در جواب با لبخند گفت: خیلی دوست دارم که بتوانم راحت درس بخوانم اما برای تأمین هزینه‌های خانواده باید حتما کار کنم.
بیایید حس تنهایی و یاس را از کودکان کار و بد سرپرست و یا بی سرپرست ریشه کن سازیم مسئولان محترم آپارتمان هایی هم به نام خانه امید بنا کنید و دست بی بضاعتان را گرفته و راهی این خانه ها نمایید، تا آنها هم مزه خوش زندگی را با وجود احساس نمایند.»
 
سوسن بهار، دبیر جمعیت الغای کار کودکان،
فعال در سوئد، در «داروگ»، جوانان، شماره ­ی هفت، سپتامبر 2009 میگوید:« آن چه که امروز به نام ان. جی. او  یا سازمان غیر دولتی معرفی می­شود، کیلومترها با آغاز و پیدایش این گونه تشکل­ها و نقش و کارکرد آن­ها  فاصله دارد.امروزه کمتر دولتی را می­توان سراغ داشت که سعی در گسترش نهادهای مردمی داشته باشد. ما در عصر سلطه و کنترل دولت­ها و سودآوری هنگفت سرمایه به ضرر از بین رفتن و محدود کردن حقوق اکثریت مردم محروم و کارگر بسر می­بریم. در واقع، در این شرایط، وظیفه ­ی این نهادها تقلیل خواست­ها و تهی کردن خصلت مبارزاتی و اجتماعی این گونه فعالیت­ها است. ترم­هایی مثل نهادهای مشارکت عمومی در کشورهایی مانند ایران بیشتر به معنی مشارکت عمومی مردم در کاستن هزینه ­های دولت و مسئولیت وظایف دولتی را به گردن مردم انداختن از یک سو و محدود کردن قدرت و اختیارات این گونه نهادها از سوی دیگر است. یک­سان سازی و دنباله­ رو سازی از ان. جی. اوها به عنوان تابع تصمیمات سازمان ملل در عرصه ­های گوناگون،
 
نه تنها این تشکل­ها را از نهادهایی برای فراتر رفتن از داده ­های موجود به نهادهایی برای پاسداری از آن چه که هست تبدیل کرده است، بلکه در حفظ و پاسداری از دستاوردهای تاکنونی هم آن­ها را خلع سلاح کرده و باز پس رانده است.صد چندان می­توان گفت که تشکل­های ان. جی. او نیز نه تنها دیگر پاسخ­گوی مسایل اجتماعی نیستند، بلکه بعضا  به ترمزی بر سر راه جنبش­های فرا گیر اجتماعی برای تحقق مطالبات مردم در عرصه ­های مختلف تبدیل شده­ اند؛ همان طور که اتحادیه ­های کارگری در برابر تشکل­های فراگیر و طبقاتی کارگران.
 
 ایشان دو مشکل برای ان جی او ها میشمارد:1- مشکل ساختاری؛2- مشکل بیرونی اجتماعی:
مشکل ساختاری:ان. جی. او تا آن جا که به دخالت دولت و شبیه سازی­های آن برمی­گردد، روز بروز نه تنها از جنبش­های اجتماعی دور می­شوند و اساسا به نهادهایی بسته، در خود، و در بعضی موارد خود کامه تبدیل شده ­اند که موضوع کارشان را نه از مسایل و مشکلات جامعه، بلکه بر اساس پروژه ­های پول ساز و منطبق بر سیاست­های تعیین شده از بالا می­گیرند و گاهی در مناسبات درونی­شان حتی سخت­گیرتر از قوانین دولتی عمل می­کنند و عملا به مانعی بر سر راه فراگیر و اجتماعی شدن مسایلی از جمله حق کودکی­ اند. این مساله از نظر دفاع از حقوق انسانی کودکان و نفس و انگیزه ­ی وجود این تشکل­ها، نقض غرض است.
مشکل بیرونی اجتماعی:به دلیل کمبودهای ان. جی. او ها و عدم رویکرد آنان به جامعه و وجود فرهنگ غلط و درک نادرست از کار اجتماعیاز یک طرف و وجود فرهنگ بزرگ­سالار و عدم سابقه ­ی کار اجتماعی و فرهنگ ساز و برسمیت نشناختن تاثیر این گونه فعالیت­ها و کل تغییرات را از بالا دیدن از طرف دیگر، که به ویژه در مورد مسایل کودکان که به غلط بزعم بعضی­ها مقوله ه­ای خیریه ­ای است و کمتر "بزرگ­ترهای جدی" را به خود جلب می­کند، آن دسته از ان. جی. اوهایی را که می­خواهند کار اجتماعی کنند با مشکل جدی روبرو ساخته است.
عدم حمایت جدی و پیگیر جنبش­های اجتماعی دیگر، از جمله جنبش زنان و جنبش کارگری، از جنبش لغو کار کودک از همین جنس است. جنبش کارگری، به عنوان مثال، در ایران تنها در چند سال اخیر تنها اشاره ­ای به مساله­ ی کار کودک داشته است.
بی اعتمادی مردم به این نهادها به دلیل وجود نمونه­ های  نامناسب، اساسا از یکی گرفته شدن این نهادها با خود ِ به وجود آورندگان مشکل مورد بحث است.»
خانم سوسن بهار ضمن تأکید بر مثبت بدون فعالیتهای حتی خیلی کوچک در ضمینه حقوق کودکان راه حل مورد نظر خود را  تحت عنوان « کار جنبشی »  پیشنهاده کرده مینویسد:
«کار جنبشی در تقابل با کار آن. جی. اویی:
 
-کار جنبشی به معنی کار مستقیم، از پایین، از دل جامعه، برای جامعه، با گرفتن نیرو از انسان­هایی که جنبش برای رفع معضل آن­هاست.
- وسیع و گسترده بودن آن، رویکرد همیشه و مداوم به جامعه، تامین نیرو و امکانات از جامعه و نیروهای داوطلب.-رابطه  از پایین و قدرتمند با نهادهای مختلف و حتی دولت، به این معنی که جنبش اساسا به دلیل نمایندگی آحاد وسیع مردم هم ­سرنوشت و یا کسانی که درد مشترکی دارند،  نوع تماس و ارتباطش با سایرین آزادانه، متکی به فعالیت هدفمند و بی نیاز از پروژه­ های مالی دولتی یا سایر نهادهای ریز و درشت است.
-  در حرکت­های جنبشی، ساختار شورایی و فراگیر است.-، جای هدف با وسیله عوض نمی­شود. نفس کار و فعالیت است که نیاز مالی و مثلا نوشتن پروژه ­های معین و سازمان­ده ی جمع­ آوری کمک­های مالی را ضروری می­کند.-جنبش­های اجتماعی دگرگون کننده ­ی قوانین و باعث وضع قوانین بهترند.-کار جنبشی، مطالبات سنت گذار دارد و در عین  حال فراسوی سنت­های موجود قدم برمی­دارد و فرهنگ سازی را در دستور کار خود می­گذارد. مثلا در مورد مساله­ ی حق کودکی، رو به آینده و در تمامی ابعاد آن حرکت می کند، در صورتی که بعضی از تشکل­های ان. ج. اویی  نقش مُسکن را بازی می­کنند و به صرف کار خیریه ­ای بسنده می­کنند.-کارهای اجتماعی و جنبشی برای تعالی و رشد خود نیازمند ارتباط با سایر جنبش­های اجتماعی ­اند و سعی می­کنند  در ارتباطی منطقی و متقابل با آن­ها قرار بگیرند، به آن­ها نیرو بدهند و از آن­ها نیرو بگیرند.»-و ایشان از جمله به جنبش زنان، کارگران و غیره اشاره میکنند.
 
 کودک کار دیروزی:
مطالب بالا را با آشنایی- اهل اورمیه - که خود از 8 تا 18 سالگی یعنی 10 سال دوره کودکی - پیش از 57 - کودک کار بوده و اکنون در عرصه کودکان کار میکند درمیان نهادم . ایشان می نویسند: « پدر بزرگم نخست دهقان بود بعد شد رعیت ، و بعد هم کارگر روستا و شهر. پدرم رعیت بود شد کارگر روستا، و شهر . او بیشتر عمرش را در کارساختمانی و کارخانه سپری کرد. من نخست از 8 سالگی در کارخانه و خیابان کارکردم تا 13 سالگی . و بعد تا 18 سالگی در کار ساختمانی مشغول شدم. کارکودکی فروش سیگار قاچاق، بلیط بخت آزمایی، میوه، چیدن سبزیجات ترشی از کوه، برگ توتون از مزارع ،  و کار خشک کردن برگهای توتون بود،  و  کاردر توتستان ، در کارخانه کاشی سازی، آهک سازی  و ساختمان. از 14 سالگی کلاً گارگر ساختمانی شدم تا 18 سالگی. اما دوره ی تحصیل ابتدایی را در مدرسه و دوره دبیرستان را آزاد تحصیل کرده دیپلم گرفتم. او افزود:« خانواده ما قمار،الکل، اعتیاد،طلاق، فقر فرهنگی را تجربه نکرد. ما تنها «فقر» را تجربه کردیم.  که موجب بیماری های شدید در اعضای خانواده شد. و محیط ناهنجار را تجربه کردیم که باز موجب ازبین رفتن یکی از اعضای خانواده شد.خیلی از کودکان دور و بر من کم و بیش همه اینها را از سرگذراندند. و نتوانستند خود را از آن شرایط رها سازند. درآمدما  برای سه بچه و  به اضافه پدر و مادر -5 نفر کافی نبود. من لازم بود کار بکنم. و اینکه هم کار میکردم و هم تحصیل می نمودم پدر و مادر خیالشان راحت بود و غم مدرسه نرفتنم را کم کم فراموش کردند.
 
 
از این طریق توانستم 2 هزار تومان پس انداز کنم و نصف هزینه زمینی را که بعد ها روی آن خانه ساختیم بپردازم. فرق فرهنگی نداشتیم. با اینکه پدر و مادر بیسواد بودند ولی آنها از «فرهنگ غنی فولکلوریک» بهرمند بودند . اخلاق  و رفتار انسانی، دیگر دوستی، محبت و نظرخواهی از من ؛ همیشه رعایت میشد. احساس میکردم من برادر پدرم هستم. دو چیز یاری کرد من خود را از محیطی که مثل باتلاق کودکان را می بلعید ، رها کنم: « نخست فرهنگ غنی مردمی خانواده : اشعار و ترانه ها و داستانها و سخنان حکمت آمیز زبان مادری، اخلاق و رفتار خوب والدین،من با ترانه ها و داستانها بخواب میرفتم و با محبت و مهربانی و دلسوزی مادر بیدار میشدم.دوم « مطالعه کتابهای غیر درسی» بود. وقتی از خیابان اصلی شهر رد میشدم جلوی کتابفروشی میایستادم و عکس و نام کتابها توجهم را جلب میکرد.  پشت ویترین« کارگران دریا» کتاب کلفتی بود از ویکتورهو.  و ...هنوز هم یادم است.10 ساله بودم فکر میکردم کتابهای کلفت ، کتابهای درسی کلاسهای خیلی بالا هستند. تا اینکه فهمیدم کتابهای غیر درسی ئی هم هستند که میتوان آنها را «آزاد» خواند. و این نکته را از «آموزگار و همکلاسیها» یاد گرفتم. و شروع کردم کم کم به خواندن کتابهای کودکان. 
 
و بعد ها کتابهایی مثل «نامه های پدری به دخترش » از نهرو، «شلوارهای وصله دار» و غیره را خواندم. در نوجوانی دوستان زیادی از دانشجویان و معلیمن و روشنفکران یافتم. و هر کدام کتابهایی به من که یک کودک کارو اهل مطالعه بودم هدیه کردند مثل: روسپی بزرگوار از ژان پل سارتر، و ...کتاب اسپارتاکوس که یک رمان از هواردفاست است با این جمله از هدیه کننده:« اهدا به کارگر کوچک».  و همینطور نوشته های زنده یاد صمد بهرنگی تأثیر سازنده ای روی من داشتند. میخواهم بگویم مطالعه ی آزاد، خود انتخاب کرده، تحصیل آزاد و خود انتخاب کرده، کمک نمود من  خود به دلخواه روی مشکلاتی مثل «فقرخانواده»، و جامعه، فرهنگ جامعه، اخلاق و رفتار و زندگی انسانها» و کلاً شناخت نسبی از خود و جامعه و دولت  و جهان و زندگی پیدا کنم.  این  تلاش آزاد برای شناخت نسبی که خود خواسته  بود و در عین حال وجود «محیط روشنفکری» موجب شد در باتلاق محیط فرو نروم. و بعد ها فهمیدم « انسانها شایسته اند و حق دارند زندگی بهتری داشته باشند و میتوانند برای ساختن آن بصورت جمعی تلاش و مبارزه کنند» . بر اساس «تلاش خود انتخاب کرده » محیط «با فرهنگ» مرا «تحویل گرفت» محبت و مهربانی نمود و روابط «دوستی واقعی» با خود ایجاد کرد. اینها کمک نمود راهم را در مسیر درست ادامه بدهم. من تحت تأثیر «تزریق ایده لوژیها» قرار نگرفتم. همه چیز را «خودم خواستم، خودم انتخاب کردم، و خود امتحان نمودم». همیشه «مستقل اندیشیدم و خود با هم اندیشی تصمیم» گرفتم. درست یا غلط . و محیطم این اجازه و برخورد را برایم فراهم نمود. »
 
او با توجه به مسایل کودکان امروز میافزاید:« در دنیای کودکان کار و خیابانی به قول زنده یا صمد بهرنگی «هر نوری هر چقدر ناچیز باشد بالاخره روشنایی ست». آنها نیاز  دارند واقعاً احساس کنند که «تنها» نیستند. «دوست داشته میشوند». « با آنها به برابری» رفتار میشود. «نظر و فکر و خواست و احساس شان» برای دیگران مهم است و حساب میشوند. «باید احساس کنند و ببینند که آزاد اند و حق آزادی انتخاب دارد. میتوانند نه بگویند و چیزی را « رد یا قبول» کنند. « محیط با فرهنگ و آزاد» حکم آب برای ماهی را دارد. نباید چیزی به آنها «تزریق» بشود. این چیز برای بزرگتر ها هر چقدر مهم هم باشد. کودکان را نباید در «معرض تزریق ایده لوژیها» قرار داد. نباید به عنوان «وسیله» مورد استفاده قراربگیرند. نباید آنان را « داخل مبارزات بزرگترها» کرد. آنها بهتر است « در داخل دنیای خود باشند و برای حل مسایل دنیایشان خود تلاش کنند ولی ببینند که از سوی بزرگترها «مورد حمایت اند و تنها نیستند» و حتی از «حق بزرگتر ها که پدران و مادران آنها هستند دفاع میکنند». بچه ها دوست دارند از حقوق پدران و مادران خود- انسانها دفاع نمایند این خواسته آنها لازم است مورد توجه قرار کیرد. ولی نباید در فعالیتهای بزرگترها داخل نمود و بارشان را سنگین کرد حتی اگر بچه خود هم این را بخواهد.
 
مطالعه- محیط فرهنگی مترقی - آشنایی با حقوق جهان شمول خود- تحصیل-حفظ دنیای کودکی و استفاده از آن(حق کودکی)- کاهش فقر آنها و خانواده یشان- بکارگیری متد های تربیتی مدرن -امکان تشکل مستقل و غیر وابسته- حمایت شدن از سوی جنبشهای اجتماعی دیگر- مبارزه ی جمعی برای اجرای قوانین جهان شمول دنیای کودک- شرکت در تشکلها و مبارزات داخلی و جهانی کودکان ، راهی ست که میتواند به سود کودکان کار و خیابانی باشد.»
 
تحلیل مسایل
 نشان میدهد: پدیده ی « کودکان کار و خیابانی» ، در جامعه ایران جزو ذات نظم «اقتصادی-اجتماعی-سیاسی-فرهنگی » جامعه است و مثل دیگر پدیده ها (کودکان زندان -چه آنها که همراه مادراند و چه آنها که مرتکب جرم شده اند- تبعیض، فقر،بیکاری، دیکتاتوری، گرانی، خود فروشی، اعدام، اعتیاد و قتل وبخور بپاشها وغیره) از بطن نظام اقتصادی اجتماعی موجود بر میخیزد. این ناهنجاریها از جمله پدیده کودکان کار و خیابانی با وجود «نظم» موجود در حقیقت «بی نظمی» ، رفع شدنی نیستند؛ ولی مبارزات و اصلاحات در این خصوص به نفع کودکان است و ارزشمند. تغییر نظم موجود « کارهمه جنبشهای اجتماعی» ست. و همبستگی آنها یک ضرورت مبرم. ایجاد و  تقویت تشکلهای مستقل کودکان ، و کوشش در بهبود زندگی بچه ها گامیست در جهت زندگی بهتر. نه تنها برای کودکان حتی برای همگان.
منبع: 
ویژه ایران گلوبال
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.