ابوالفضل فاتح : موسوی کوتاه بیاید و رهبری خامنه ای را قبول نماید

ظاهرا آنچه سبب نگرانی آقای فاتح شده است، احتمال حمله نظامی از سوی ایالات متحده و هم پیمانانش به کشورمان است. خوش بختانه این روز ها، بر خلاف روز های آغاز حمله امریکا به عراق که برخی از محافل شناخته شده سیاسی ، مشوق حمله به ایران بودند، تقریبا همه جناح های سیاسی کشور، در داخل و خارج صراحتا علیه چنین حمله ای موضعگیری کرده اند و بسیاری هم روشن ساخته اند که در صورت حمله ، مستقل از همه چیز، به دفاع خواهند پرداخت. علاوه بر این آمریکایی ها اگر قصد حمله داشتند،

ابوالفضل فاتح مسوول کمیته اطلاع رسانی ستاد موسوی در گزارشی که سایت « کلمه » انتشار یافته است ، خطاب به موسوی چنین نوشته است

: بر اساس شواهد و قرائن، تهدیدات خارجی نسبت به کشور روندی رو به تزاید یافته است. بیگانه ی مدعی دیر زمانی است که با “ایران به ما هو ایران” سر ناسازگاری داشته و انقلاب اسلامی دلیل مضاعفی بر عداوت پیشین است؛ چنان که در ۲۸ مرداد شاهد بودیم و طی سی سال اخیر نیز صرف نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، تجربه کرده ایم. انکار نمی کنم که اینک بی کفایتی ها به ویژه در سیاست خارجی و شکاف و نابسامانی های داخلی، ماجراجویان خارجی را به طمع بیشتر انداخته و سودای عقب نگاه داشتن کشور را چه با تحریم و چه تهدید دامن زده است. عبور از گذرگاه خطیر این روزها و صیانت از سرمایه های ملی از جمله نیروگاه بوشهر و صنعت هسته ای که ریشه در دهه های گذشته دارد، نیازمند همت، الفت و دقت همگانی است. بیگانه باید بداند و دریابد که ایرانی با هر آیین و زبان و از هر جناح و خط سیاسی به رغم همه ی تفاوت ها و اختلاف نظرها در برابر تهدید او ید واحده است. ایستادگی سبز و غیر سبز نمی شناسد.

احمد پورمندی در نقد مطالب بالا که درسایت کلمه آمده است چنین می نویسد:

ابوالفضل فاتح مسوول کمیته اطلاع رسانی ستاد موسوی در مطلبی به تلویح خواستار ان شده است که موسوی کوتاه بیاید و رهبری خامنه ای را بپذیرد

1_با توجه به رابطه نزدیک آقای فاتح با مهندس موسوی میتوان حدس زد که آقای موسوی پیش از انتشار مطلب ، در جریان ان قرار گرفته اند و حد اقل با انتشار ان مخالفت نکرده اند.- شاید به عنوان یک "تست" و شاید هم برای قانع کردن برخی از کسانی که او را به تند روی و یک دندگی متهم میکنند، قانع کردن به اینکه خامنه ای آدم مذاکره نیست -

۲- شخصیت استوار، سالم و انسانی مهندس موسوی موجب شد که موجی از احترام نسبت به ایشان در داخل و خارج، در سطح ملی و بین المللی و در میان موافق و مخالف ایجاد شود، اما آنجه موسوی را به سرمایه ای ملی بدل کرد، گزینش راهبرد و خط مشی روشن ، اعتماد سازی از طریق ایستادگی و رابطه متقابل با بدنه و سرانجام حفظ یکپارچگی جنبش به شدت متکثر سبز و هدایت موفق ان تا امروز بوده است. موسوی با تفسیر خاص خود از قانون اساسی، در عمل ، هر گونه پذیرش رهبری نظام را به تبعیت این رهبری از قانون، انحلال نهاد های غیر قانونی و لغو تصمیمات غیر قانونی - نظیر نظارت استصوابی - مشروط کرد. در صحنه سیاست، "حرف " زیاد زده میشود و ما دوران آقای خاتمی و حرف های زیبا را فراموش نکرده ایم. شاهکار موسوی اما پیاده کردن حرف هایی بود که شاید هم به زیبایی بیان نمیشدند. موسوی بعد از نامه هایی که در روز های پر تلاطم کودتای خرداد به خامنه ای ، به عنوان مقام و مرجع رسمی نوشت و پاسخش را با داغ و درفش گرفت، واژه های "رهبری"، "ولایت فقیه " و "ولی فقیه" را از قاموس سیاسی خود و جنبش سبز حذف کرد و تا امروز بر این صراط مستقیم، ولی باریک و پر خطر راه پیموده است که " حقوق ملت را به رسمیت بشناس ، تا به رسمیت شناخته شوی !"

۳- هیچ سیاست مدار عاقلی ، تحت هیچ شرایطی راه مذاکره را نمیبندد . موسوی هم این کار را نکرده و به درستی، بیش از یک بار برای مذاکره اعلام آمادگی کرده است، ولی همواره با این قید که " حقوق ملت را به رسمیت بشناس ، تا به رسمیت شناخته شوی !" آیا آقای فاتح مایلند در این شاه بیت راهکار موسوی تغییری وارد شود و خامنه ای به رسمیت شناخته شود، پیش از آنکه به رسمیت بشناسد؟ آیا چنین تغیر مشی سیاسی معنی دیگری جز تسلیم دارد و جنبش سبز را به پرتگاه نمیبرد؟

۴- ظاهرا آنچه سبب نگرانی آقای فاتح شده است، احتمال حمله نظامی از سوی ایالات متحده و هم پیمانانش به کشورمان است. خوش بختانه این روز ها، بر خلاف روز های آغاز حمله امریکا به عراق که برخی از محافل شناخته شده سیاسی ، مشوق حمله به ایران بودند، تقریبا همه جناح های سیاسی کشور، در داخل و خارج صراحتا علیه چنین حمله ای موضعگیری کرده اند و بسیاری هم روشن ساخته اند که در صورت حمله ، مستقل از همه چیز، به دفاع خواهند پرداخت. علاوه بر این آمریکایی ها اگر قصد حمله داشتند، به این شکل سوال برانگیر عراق را ترک نمیکردند!! عجالتا ماجرای عراق فقط یک قلم ۴۰۰،۰۰۰ بیمار روانی روی دست دولت اوباما و مردم امریکا گذشته است و در امریکا علاقه زیادی وجود ندارد که این رقم در سال های آینده چند برابر شود. و این همه یعنی اینکه طرح اتحاد ملی (لابد زیر رهبری رهبر فرزانه! ) در مقابل دفع تجاوز بیگانه ،توجیه واقعی ندارد و شبهه برانگیز است.

۵- مطلب آقای فاتح بر مفهوم " بیگانه " متمرکز است و "اجنبی ستیزی " دوران ماضی را تداعی میکند. کشور ما با ایالات متحده مشکلاتی دارد ، که میتوانست نداشته باشد. در طول حیات ۳۰ ساله جمهوری اسلامی ، فرصت های نه چندان کمی فراهم آمد تا دو کشور روابط خود را عادی کنند. به تقصیر همان باند های مشکوک و مرموز مورد اشاره آقای فاتح، این فرصت ها سوزانده شدند ، تا این باند ها به موقعیت امروز برسند ، "آقا" و بیتش را کنترل کنند و با قبضه مراکز اصلی تصمیم گیری، قوه قضائی را بازیچه دست کنند و مجلسی که در ان انتخابات کذایی تشکیل شد را نیز بر نتابیده، سکه پول سیاهش کنند و با پیش انداختن یک بیمار روانی ، آبروی ملت را در انظار جهانیان به حراج بگذارند. آقای فاتح در معرفی این باند ها بدرستی مینویسند که" جریان نفوذی منحرف به ظاهر انقلابی که در داخل بر طبل خشونت می کوبد و جز سیطره و منافع باندشان، ایران و آینده ی انقلاب پشیزی برایشان اهمیت ندارد." و سوال این است که مگر سران این باند ها کسانی جز طائب ، وحید، حجازی و امثالهم اند که همگی در بیت "آقا" و زیر عبای ایشان- که در مطلب آقای فاتح "رهبر انقلاب" نامیده شدند- جا خوش کرده اند؟ و مگر "بیگانه " تر از باند هایی که "ایران و آینده ی انقلاب پشیزی برایشان اهمیت ندارد" هم "بیگانه ای " هست ؟

حساسیت نسبت به عواقب تحریم ها و ماجراجویی های اسرائیل، البته نشانه میهن دوستی آقای فاتح هستند. اما اسیر جنگ روانی باند های کذایی شدن و موسوی را به پذیرش رهبری "آقا" - که مدت هاست خود سر دسته "بیگانگان " شده است - فرا خواندن نشانی از سیاست ورزی ملی و دمکراتیک ندارد.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.