سخنی با ناسیونالیستهای بی مزه(2)

مطلبی که با عنوان "سخنی با ناسیونالیستهای بی مزه" در سایت محترم ایران گلوبال از طرف من منتشر شد، در واقع از ابتدا بنا نبود قسمت دومی نیز داشته باشد.ولی توجه دوستان و خوانندگان که لطف کرده و پای آن تا امروز 36 کامنت نوشته اند،مرا بر این داشت تا به نوعی هم لطف این دوستان را مورد توجه قرار دهم و هم اینکه خدای ناکرده این تلقی پیش نیاید که نظرات دیگران برای من کم اهمیت و یا بی اهمیت است.از این رو در ادامه این مطلب میخواهم در حد توان پاسخی گفته باشم به دوستان واز طرفی دیگر...

سخنی با ناسیونالیستهای بی مزه(قسمت دوم)

مطلبی که با عنوان"سخنی با ناسیونالیستهای بی مزه" در سایت محترم ایران گلوبال از طرف من منتشر شد، در واقع از ابتدا بنا نبود قسمت دومی نیز داشته باشد.ولی توجه دوستان و خوانندگان که لطف کرده و پای آن تا امروز 36 کامنت نوشته اند،مرا بر این داشت تا به نوعی هم لطف این دوستان را مورد توجه قرار دهم و هم اینکه خدای ناکرده این تلقی پیش نیاید که نظرات دیگران برای من کم اهمیت و یا بی اهمیت است.از این رو در ادامه این مطلب میخواهم در حد توان پاسخی گفته باشم به دوستان واز طرفی دیگر یکسری نظرات خود را دقیقتر ابراز نمایم.

من سال 1991 یعنی سال فروپاشی اتحاد شوروی به این کشور آمدم و به فاصله چند ماه از نزدیک شاهد فرو پاشی آن و سربرآوردن کشورهای جدید از جمله ازبکستان بودم که در طول این سالها ساکن پایتخت آن یعنی تاشکند هستم. اولین سالهای پس از استقلال ازبکستان حس ناسیونالیستی بسیار قوی و عمدتا ضد روس در این کشور شکل گرفته بود. خود از نزدیک شاهد در گیری های لفظی میان ازبکها و روسها بر پایه احساسات ناسیونالیستی ، در مترو، خیابان،محل کار و جاهای دیگر بودم.حتی چند مورد شاهد درگیری فیزیکی نیز بودم. ولی با گذشت زمان و امروز که بیش از 22 سال از فروپاشی شوروی میگذرد، اوضاع بشدت عوض شده است.سالهاست خوشبختانه دیگر شاهد هیچ موردی نبوده ونیستم که کسی بخاطر نژاد و یا دین و زبانش مورد شماتت و یا تهمت قرار گیرد.چرا؟چون روند واقعیت زندگی پیرامون به مردم اینجا آموخت تنها میتوان با کمک و همکاری با یکدیگر و دور از تعصب و نژادپرستی مشکلات را پشت سر نهاد. مردم آموختند که هیچ کسی به اختیار خود نژادش را بر نمی گزیند و فقط در سایه احترام به زبان و فرهنگ یکدیگر است که میتوان در صلح و صفا و آرامش زندگی کرد.دختر من دانش آموز کلاس هشتم در مدرسه ای روسی است و از کلاس 34 نفره او 28 نفر ازبک هستند که در کلاس و مدرسه ای روسی تحصیل میکنند! در بسیاری از مدارس در شهر ها و روستاها وضع به همین منوال است. کسی آنها را مجبور به فراگیری زبان روسی نکرده و نمی کند ، جز اجبار واقیت زندگی پیرامون آنها.اما این اجبار و واقعیت چیست؟ با حسابی دو دو تا میشود چهار تا ، اینگونه استدلال میشود که زبان ازبکی که زبان رسمی و مادری ازبکهاست از کودکی ودر خانه آموخته میشود ولی زبان روسی بخاطر پوشش بالای 250 تا 300 میلیونی میتواند افقهای بهتر و بیشتری را برای ارتباط با دیگران باز کند. ایا این به نظر شما اشکال است؟

دوستانی در کامنتها و نوشته های خود از کلماتی مانند"پان فارسیست" و یا حتی "فاشیست" و غیره استفاده نموده اند و از اینکه پدر و مادر بنده که جد اندر جد ترک بوده اند و هستند را ملامت میکنند که چرا اسم "کوروش " را انتخاب کرده ام. لازم به توضیح است که هیچ کودک تازه متولد شده ای هیچ گونه حق " انتخاب " در هیچ موردی  از جمله اسم را برای خود ندارد. و دوستی که چنین استدلال کوته نظرانه ای دارد ، حتما خیلی راحت میتواند چشم خود را به روی خیلی از واقعیتهای دیگر زندگی بسته و ببندد. از جمله اینکه در دنیا هیچ انسانی هنگام تولد، نه اسم ، نه نژاد و نه زبان و نه مذهب و نه دین خود را انتخاب میکند . پس به نظر بنده محکوم کردن انسانی بخاطر نژاد و زبان و فرهنگ و دین و مذهبی که خود هیچ نقشی در انتخاب آن نداشته، امریست محکوم و زشت و پلید خواه از طرف هر کس و هر مقام و منظری باشد. دوستانی بشدت به زبان فارسی تاخته و آن را از جمله عقیم بودن و عدم توانایی در ساختن فعلهای ساده و غیره ... محکوم کرده اند. لازم است به این دوستان یاد آور شوم که در دنیا کمتر زبانی است که مشکل و مسئله نداشته باشد. بنده چند سالی در دانشگاه شرقشناسی تاشکند مشغول تدریس بودم و از نزدیک با مشکلات زبان فارسی و خصو صا مشکلات آن برای خارجیانی که میخواهند زبان فارسی را بیاموزند، آشنا هستم. بارها و بارها اتفاق افتاده بود که دانشجویان از من میخواستند قاعده و یا فرمولی را برایشان توضیح دهم که " چرا کلمه " خواهر" به این صورت نوشته میشود ولی " خاهر" خوانده و یا تلفظ میشود؟ مثلا زبان روسی که با آن نیز آشنایی دارم ، اگر مشکلاتش را بخواهیم بنویسیم ، بقول معروف مثنوی هفتاد من کاغذ میشود و یا افعال بی قاعده در زبان انگلیسی و خیلی مشکلات دیگر که تقریبا همه زبانهای زنده دنیا دارند. ولی ایا این دلایل میتواند باعث محکومیت یک زبان و یا ترجیح یک زبان دیگر باشد؟ من شخصا به مسئله " زبان" ، به شکل   وسیله ای برای ارتباط و برقرای تماس و معاشرت کردن با انسانهای دیگر نگاه کرده و میکنم و " زبان" را نه باعث عزت و افتخار و یا عقب ماندگی و خدای ناکرده سر افکندگی میدانم. اگر دوستانی در این میان میخواهند مثلا زبان ترکی و یا کردی و یا هر زبان دیگری را مایه افتخار خود بدانند، مسلما این حق و حقوق آنهاست و بنده با آنها هیچ مخالفتی ندارم.!

دوستی در رابطه با محرومیت ها ، به شغل گویندگی رادیو و تلوزیون اشاره کرده بودند. اشاره  و مورد بسیار جالبی است که به قول ایشان یک هموطن "ترک" به خاطر لهجه اش نمی تواند گوینده رادیو در ایران بشود! این محرومیت هموطن ترک همانقدر برای او محرومیت است که برای  یک اصفهانی با لحجه خود و یا یک مشهدی و کرمانی با لهجه ها و گویشهای خود! دوستان ترک ما ظاهرا با اینگونه استدلالها به نظر میرسد که زیاد با محرومیتهای شغلی برای ملیتها و قومیتها آشنا نیستند وگرنه میتوانستند مثالهای بهتری در این زمینه بیاورند. من سالها گوینده رادیوی زحمتکشان( رادیوی حزب توده ایران و سازمان فدائیان خلق( اکثریت) در کابل) و رادیوی صدای تاشکند بودم و ته لهجه ترکی بنده هم هیچ موقعی مانعی برای گویندگی بنده نبود! ولی بطور مشخص دوستی اصفهانی داشتم که به خاطر لهجه اش نتوانست گویندگی کند!  اگر یک ترک در ایران نتواند بخاطر ترک بودنش مدیر و یا وزیر و وکیل شود آنگاه حق میتواند با شما باشد . اتفاقا هموطنان ترکمن و کرد و بلوچ و عرب از این جنبه در محرومیتی غیر قابل مقایسه با تر کها هستند.

دوستانی هستند که به نظر میرسد خواهان استقلال برای استانهای ترک زبان حتی در حد کشوری مستقل میباشند. اشکالی ندارد. ولی بنده با توجه به اشاره ای که در ابتدای مطلب به فرو پاشی شوروی اشاره کردم و خود سالها از نزدیک شاهد فجایع و مشکلاتی که این فروپاشی برای مردم اینجا بوجود آورد بوده و هستم . دوستانی باکو را با آن آسمان خراشها و هتلهای رنگارنگش و زندگی پر زرق و برق آن میبینند ولی همین دوستان به خود اجازه داده قدری دچار زحمت و مشقت شوند و برای دیدن آذربا یجان واقعی 30 کیلومتری از باکو دور شوند و به شهر های کوچکتر و روستاها سفر کنند و از نزدیک با مردم آنجاها صحبت نمایند! فرو پاشی شوروی ، برای عده ای که عمدتا یا در راس حکومتند و یا یا بنوعی با راس حکومت مرتبط اند، هدیه ای آسمانی بود که آدمهای عمدتا بی مقدار و کم جنبه و کم ارزش را یکشبه میلیاردر کرد و میلیونها انسان را بی خانمان و در بدر و آواره! اگر باکو و جمهوری آذربایجان مملکت گل و گلاب است ، پس بیش از یک میلیون آذر بایجانی مشغول به کار در روسیه چکار میکنند؟ یعنی از سر شکم سیری و برای تفریح در روسیه بسر میبرند؟ مرزهای کشیده شده پس از فرو پاشی شوروی، ملیونها انسان را سالهاست از دیدن عزیزان و قوم و خویشانشان که در پهنه شوروی شابق پرا کنده اند ، محروم کرده است! گیرم که استانهای آذربایجان مستقل شدند و یک جمهوری آذربایجان دیگر و یا تعدادی از دوستان ترک که میل دارند جمهوری آذربایجان جنوبی نامیده شود، هیچ به این موضوع فکر کرده اند که تکلیف میلیونها آذربایجانی پراکنده شده در نقاط ایران چه میشود؟ ویا ملیتها و قو میتهایی که امروز ساکن آذربایجانند چه میشود؟ و یا تکلیف شهرهای عمدتا ترک نشینی مانند بجنورد ، درگز و شیروان و یا شهر ها و روستاهای ترک زبان در استانهای فارس و غیره چه میشود؟ آیا میتوانید تصور کنید که برای سفر مثلا از تبریز به تهران و یا بالعکس باید ویزا گرفته شود؟ و خیلی از آیا های بی جواب دیگر!

"ناسیونالیسم" و دامن زدن به احساسات ملی گرایی همیشه در طول تاریخ مانند جنگها و خونریری ها، برای کسانی راه رسیدن به قدرت و حکومت بوده است. جنگهای بالکان و فرو پاشی یوگسلاوی ، که یک شبه ارتشهای آزادی بخش مثلا"کزوو" درست میشود و رهبر و فرمانده این ارتش که اکنون نخست وزیر این کشور در قلب اروپاست  دستش به خون هزاران انسان آلوده و صدها پرونده باز گشوده نشده از تجارت  کلیه و کبد و غیره  دارد.

"من" از محکوم کردن و تهمت زدن و تحقیر کردن انسان بخاطر تعلق نژادیش و یا زبان و دین و مذهب و عقیده اش بشدت متنفرم و از نظر من تحقیر یک ترک و یا یک کرد همانقدر محکوم است که تو هین به یک فارس و یا زبان فارسی و بکار بردن کلمات بی پایه و اساسی مانند: پان فارسیسم و یا فاشیسم فارس و نظایر این! لطفا اگر دوستانی چنین کلماتی را بکار میبرند، آدرس دقیق تری بدهند تا حداقل من بی خبر و بی خبرانی مانند من!، آگاه شوند!  دوستی چندی پیش در مقاله ای از اینکه دفتر یک حزب در شهر زنجان باز شده به خود چنین حقی میدهد که از جانب مردم حکم صادر کرده و بگوید که اجازه ندهیم چنین دفاتری باز شود! دوستانی نظیر این دوست شیپور را از دهانه گشادش میدمند و میزنند! چون حکومت جمهوری اسلامی بنا به سرشت و ذات دیکتاتورش اجازه فعالیت به احزاب محلی نمی دهد ، پس ما هم از همان منظر دیکتاتوری چنین احکامی را از جانب خود و به نام مردم صادر کنیم. دوستی مینویسد و تو صیه میکند قدر خامنه ای ترک که هوای فارسها و زبان فارسی را دارد را بدانید! حرف از این بی منطق تر هم میشود؟ خامنه ای و امثال او اصلن فارس و ترک و لر وکرد و بلوچ مسئله اشان نیست و اتفاقا به همین خاطر هم  بدشان نمی آید گاها فارس را مقابل ترک و ترک را مقابل فارس قرار دهند و دوستی که چنین حرفی را میزند قطعا آب به آسیاب همان خامنه ای می  ریزد که 35 سال است از اب آلوده  شده ایران ماهی میگیرند! 

دوستی نیز مقاله بنده را توهین آمیز انگاشته و با ترک خواندن خود، گویا من به ترکها تو هین کرده و تحقیر نموده ام! لطفا تحقیر و تو هین بنده را بصورت مستدل و با دلیل بفرمائید تا بنده بتوانم از شرمندگی! درآیم.  دوستی نیز در کامنتی اشاره به واقعه کرمان  از سوی بنده را بعنوان تحریف تاریخ تلقی کرده اند. اولا من قصدم فقط این بود که بگویم آقا محمد خان قاجار که خود ترک بود مردم کرمان را بخاطر فارس بودنشان قتل و عام نکرد! ثانیا تعداد چشمان از حدقه در آمده از 20 هزار و بقول مورخانی مانند " سر پرسی سایکس" تا 70 هزار ذکر شده و البته بنده اصلن و ابدا قصد تحریف تاریخ را ندارم و در نهایت مثالی آورده بودم از یک واقعه تاریخی که اصل این واقعه درست و واقعی است و حالا بر سر جزئیات آن میان مورخان اتفاق نظری نیست ، بنده مقصر نیستم و همانگونه که نوشتم هدف فقط ذکر مثالی از یک واقعه تاریخی بود.

در پایان یک بار دیگر از تمام دوستان که زحمت کشیده و نظرات خود را نوشته بودم در هر شکل و محتوای آن بی نهایت سپاسگزارم.  در پایان مطلب اضافه میکنم که در دنیای امروز را ههای متمدنانه ای که همه آنها از صندوقهای رای بیرون میایند ، برای رفع و حل مشکلاتی از قبیل مشکلات ملی در کشورهایی با مختصات کشور ما وجود دارد. نباید با دامن زدن به اختلافات ملی و برکشیدن آنها تا حد تقابلهای ملی میان خلقهای مختلف کشورو سر نسپردن به نیات کسان و کشورها و سیاستمدارانی که مشکلاتی از این دست را میخواهند برای خود تخته پرش نمایند و زندگی و خون انسانهای بی گناه در این میان هیچ ارزشی برایشان ندارد، انرژی و نیروی مان را که باید متوجه مصیبت و درد اصلی یعنی نظام جمهوری اسلامی نمائیم و با کنار زدن این نظام ، در ایرانی ازاد که حق تعیین سرنوشت را برای خلقها ی ساکن آن بوجود آورد، بتوانیم این حق و حقوق را در سایه عقلانیت و تامین منافع ملیتهای مختلف ، از حرف به عمل درآوریم. موفق و موید باشید.  

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما ترکها همین حداقل ها را هم ندارید. بهانه هایتان فقط ریشه در حسادت و توطئه و عقده و نارضایی غریزی دارد . ایرانیان آگاه تر از آن هستند که جعل و تحریفات و دروغهای امثال شماها را جدی بگیرند . با آدمهای بی منطق باید در آینده فقط با نیروی قدرت تودهها سخن گفت .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای پاپک...من اصلآ متوجه نیستم که چون ( عربها ) حرف «پ» ندارند شما اسمتان را (( پاپک)) گذاشتید. اگر شما بخواهید تنها با چهار کلمه ( فارسی.. پ..چ..گ..ژ) ارتباط محاوره ای و یا کتبی بکنید, اولآ این کار شدنی نیست ثانیآ اگر حروفات عربی را از فارسی به بیرون بکشیم از این زبان (( شیرین)) هیج چیز باقی نمی ماند به جزء رسوائی و تلخی...اما در باره جواب ستارخان به روسها... آقای پاپک من نمیدانم شما متولد کجا هستید ولی من متولد تبریز از محله (( لیلاوا)) مقر سنگر زنده یاد « علی مسیو» و دوره دبیرستانیم را در دبیرستان (( امیرخیزی)) در نزدیکی محل مقر سنگر ستار خان ( امیر خیز) گذراندم. موقعی که مادرم اولین بار مرا برای کلاس هقتم و برای اسم نویسی از کوچه پس کوچه های ( لیلاوا) تا ( امیر خیز) میبرد, شروع به گقتن وقایع تاریخی انقلاب با شکوه مشروطه را می کرد که او هم از فامیلهای نزدیکش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست محتر م لا چین نا م من پا پک است چون عربها حر ف پ را ندارند پ را ب میگویند شما هم مغلطه می کنید و مصادره به مطلو ب و خودرا به ما آذریها میچسبانید .البته و صد البته که ما آذریها از میهن خود ایران دفا ع میکنیم خواهیم کرد حتی برادران آرامنه هم آز میهن خود ایران دفا ع کرده و میکنند.یادت نره ستار خوان در جواب روسها را که چه گفت.
بقوله ما آذریها یا خسی وا خسی میکنید اصل را کرده به فرع چسبید ید. شما لطفآ درست خوانیی و صحیح تلفظ کردن را تمرین کنید و پاپک را پوپک نخوانید با کمی مطاله در خواهید یافت که فرق است میان آذری و ترک .
پا پک خرمدین ایرانی آذری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای پوپک خرمدین... بی انصافی هم حق دارد چون نوشته بودید که اگر از ( ترکان ) بپرسید که احساساتشان نسبت به ایران چه هست چه جوابی خواهند داد.....جواب این سوال را می توانید از خودتان به عنوان یک مثال زنده و تازه ازتاریخ معاصر بپرسید که مثلآ کدام لشگر زرهی بود که خرمشهر را از دست صدام آزاد کرد.. شاید خیلی تعجب بکنید که این لشگر 110 اردبیل بود که در موقع آزادی بیش از نصف سربازان در این دفاع ملی جانشان را از دست دادند.. روحشان شاد... ولی آیا کسی از خانواده های این حماسه آفرینان تا بحال قدر دانی کرده است؟؟ همکلا سی من که در کودکی پدرش را از دست داده بود و با تنها مادر و برادرش بزرگش زندگی میکرد , هردو برادر در این جنگ کشته شدند . ناصر همکلا سی دبیرستانی من, سال سوم دارو سازی دانشگاه تبریز بود که , داوطلبانه به ارتش رفت چون برادر بزرگش اول در این جنگ کشته شده بود ,متاسفانه ایشان هم در

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کامنت مرا با صلاح دید ایران گلوبال مندرج نکردنند اما من سر حرفم هستم حیف که گفتن حقیقت و فکت هزینه آور است بهتر است مثل روز و روزگار حاضر چند شخصیتی باشیم خودتان شاهد چندین شخصیتی بودن جا معه ایران هستیدد در محل کار در محیط اجتمائی در خانه زمان تفریح و و و . دلم میخواست در باره ترکان نظر ادیبان ایران زمین را مینوشتم نظر مو لوی ,نظر سنایی ,عطار,فردوسی وو و و . این صفت است نه توهین این صفتی است که نزد مردم ماند ه نه از همین ترکان بپرسید احسا س شما نسبت به ایران چیست خواهید شنید "هیچی " از ترکان در وقت مناسب بپرسید و جواب بگیرید ما آذریها میدانیم .نامیدن دیگران مانقورد از کجا میاد آیا میدانستید که وا ژ ها اند یشه میسازند اگر گر گ یا همان قور د برای شما ترکان افتخا ر است برای ما آذری ها یا بقو ل شما ترک ها ی کوچند ه برای ما فا ر سها سمبل جا ن آزار ی است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یکی از دست آوردهای اشتباهات چپ در قرن 21 این بود که نباید مانند زمان بعد از انقلاب دنبال تجزیه طلبان بیفتند و فریب ناسیونالیسم روستایی آنان را بخورند ، بلکه با شعار - آزادی برای ایران / خودمختاری برای خلق ها - نیروی آنان را در یک جیهه ملی دمکراتیک فدرال و سوسیالیستی با هدف حفظ تمامیت ارضی ایران ، جمع کنند . لابد اگر کردستان و ترکمن صحرا از ایران جدا میشدند ، چپها تا ابد عذاب وجدان می کشیدند .آنزمان میگفتند کردستان یکی از سنگرهای دفاع از آزادی در ایران است . دلیل شرکت نکردن غالبها چپها در تجمعات قوم گرایانه نیز به سبب کدر بودن اهداف نهایی این مجامعه است . متحد چپها ، طبقات و اقشار کارگر و دهقان و زحمتکش و زنان و اقوام و غیره هستند و نه تجزیه طلبان گمراه که در غرب جا خوش کرده اند و روزانه مرز و کشور درست میکنند و با زبان فارسی میجنگند و اسم ایران و ایرانی را به فارس تبدیل کرده اند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این چپ ها حداقل از چپ های راستین ترکیه یاد بگیرند که سلاح بدست گرفته و سالها از حقوق ملت کرد و پ . گ و گ مدافعه نمودند . چپ های ایران متاسفانه دست کمی از احزاب پان ایرانیست ندارند . ایشان جای قربانی و قربان کننده و محکوم و حاکم را به عمد اشتباه گرفته . در ثانی اگر از نوشته خود ایشان سند بیاوریم باید گفت آقای کوروش ترک زبانی است که فرزندش زبان و فرهنگ روسی یاد میگیرد و از زبان و ملیت حاکم مطلق و ظالم در کشور ایران( فارس ها )دفاع جانانه می کند. بهتر میبود ایشان استقلال طلبی روس های اکراین و کریمه را هم یاد می کردند و به ما میگفتند که در نگاه ایشان مردم کریمه و نواحی شرقی پان روس بودند ؟! که جدا شدند و آیا دیگران حق دارند که کشور و فرهنگ خود را داشته باشند ؟! یا نه ؟! و اگر مشابه همین واقعه این بار در آذربایجان جنوبی و کردستان وبلوچستان و عربستان اتفاق بیفتد و مثل نواحی کریمه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کوروش اعلم وقتی کتاب جدول کتیبه را می‌خوانیم درباره شهرها جوک تعریف می‌کنند هیچ اعتراضی نمی شود. مثلا، یک رشتی، یک تهرانی، یک تبریزی... ولی وقتی به جای تبریزی و اورمیه واژه یک آذری را انتخاب می‌کنند و اشاه اب ه یک فارس نمی‌شود تبعیض قومی پدیدار می‌گردد؛ قضیه فرق می‌کند و شما با این مقایسه خویش که اصفهانی و غیره هم وضعیت مشابه ترک‌ها را دارد، نشان می دهید که آدم دقیق و علمی نیستید و مثل یک شخص عادی و عوام به مسائل نگاه می‌کنید. شما معنای ستم ملی را نمی دانید و موارد خاص را با موارد عام یکی می‌دانید و مثل افراد مسن کدخدامنش به مسائل نگاه می‌کنید. اگر امروز در ازبکستان مردم فرزندان خود را به مدرسه روسی زبان می فرستند نشان از تبعیض نرم و پنهان سیستم شونیستی روسیه دارد. در باکو هم مین وضعیت حاکم است. روس‌ها در مدارس روسی زبان کیفیت تحصیل را در سطح بالایی محیا می کردند و به مدارسی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کوروش اعلم فکر کنم بحث با شما از اينجا آغاز شد که شما سعی در نفع ستم اقتصادی و اجتماعی بر آذربايجانی ها کرده بوديد يعنی مبارزه ملی حرکت ملی آذربايجان را لوث کرده « سو لانديرماق ايسته ير سينيز » و نوشته ايد « در این میان دوستان ناسیونالیست ترک و یا آنگونه که خود میگویند آذری و یا آذربایجانی که به نظر بنده کمترین ستم قومی در حقشان اعمال شده و میشود، بیشترین طلبکاران و سینه چاکان هستند. ».اولا ستم را با گرم و کيلو نمی سنجند ستم يا روا ميشود و يا نه . و در ثانی آيا تا بحال از خودت پرسيده ای که چرا مليون ها انسان از آذربايجان به مناطق فارس نشين حتی کرمان کوچ و مهاجرت می کنند ؟ ؟ ؟ فقط کافی است اين سوال مرا جواب بده بعد متوجه ميشوی که ابعاد اجتماعی و اقتصادی ستم ملی تا چه حد است ستم فرهنگی پيش کش جنابعالی باشد . منتظر جواب .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"بنده چند سالی در دانشگاه شرقشناسی تاشکند مشغول تدریس بودم و از نزدیک با مشکلات زبان فارسی و خصو صا مشکلات آن برای خارجیانی که میخواهند زبان فارسی را بیاموزند، آشنا هستم. بارها و بارها اتفاق افتاده بود که دانشجویان از من میخواستند قاعده و یا فرمولی را برایشان توضیح دهم که " چرا کلمه " خواهر" به این صورت نوشته میشود ولی " خاهر" خوانده و یا تلفظ میشود؟"

هم میهن گرامی،
ایرادی را که به درستی نام برده اید، به نارسایی الفبای به کار گرفته شده در ایران و افغانستان مربوط می شود و هیچ ربطی به زبان پارسی ندارد.
در واقع این الفبا، الفبای تازی است و هیچ همخوانی و سازگاری با زبان پارسی ندارد. هر چه زودتر آن را کنار بگذاریم به سور زبان شیرین و توانمند پارسی است. نگاهی به اینجا بیاندازید:
http://zagrosaryan.blogspot.fr/2010/08/blog-post.html

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Dear Mr. Mehdi Herati,
I wonder if you could possibly define Pure Azeri please? I am really having a difficult time to understand Human Genetic Make Up as to one being PURE and the other being IMPURE. As far as I know, we all are made off of star dust. Stars were kind enough to die and during their explosions, they have spewed their atoms into space so that you and I, are alive today. Atoms in your Right hand may have come from different stars than your left hand. As to living together to avoid conflict, I must admit that throughout human history, there has always been a POLITICAL DIVORCE. In a country or in a culture that I am classified as a SUBHUMAN just because off my ethnicity ( Turk) , coexistence in a harmony is merely a pure fantasy. Take care and have a great day.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مهدی هراتی جان/ یعنی تو صدای کوروش اعلم را از 25 سال پیش تا حالا در گوش ات مونده است ؟ ولی من، نوار صدای یک برنامه مشترک با کوروش اعلم را در دست دارم ؛ احتمالا آن را در یک خاطره نویسی در ایران گلوبال خواهم گذاشت که یادی از آن دوران باشد.تا انجا که در حافظه ام مانده است؛ در هرات «مهدی» نداشتیم؛ طبیعتا خود کورورش در مورد نداشتن لهجه ترکی ، پاسخگو خواهد بود؛ بهر حال مهم استدلال ایشان در این دو مقاله است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
long time ago i heard your voice from radio zahmatkeshan you have no turkish or Azari accent.and I as one pure Azari man I am telling you living together better then. separation.i think you have wonderful life experience that you can help us (Azari,Fars,Kurd..) avoiding of creation of conflict . by the way i love samarghand and bokhara

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آتوسا شما گاه از فارس طرفداری میکنی عیه ترک و گاه از ترک طرفداری میکنی علیه فارس. حالا هم از خامنه ای طرفداری میکنی که مشکل جمهوری اسلامی نیست. و میخواهی حکومت آقایت را از زیر ضرب دربیاوری. اما خیالت راحت باشد همه میدانند مشکل درجه یک آقای شما حکومت آقای خامنه ای ست. برو ببین چه به روزگار شاه آمد در 57، هزار بار بدترش در انتظار جمهوری اسلامی و نوچه هایش هست. برای خوانندگان فیلم بازی نکنید. دست شما ها برای همه در فضای مجازی رو شده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي كورش اگر منيو ناسيونالستهاي ما اينچنين براي شما بي مزه هست كه جد اندر جد ترك بودنتان هم خوشمزش نمي كند در عوض منيو ناسيوناليستهاي پارسي بسيار زهرآلود و كشنده است نمونش آقاي فرامرز فروزنده است كه حاضر است در ركاب خامنه اي برود اگر خامنه اي تصميم به كشتار خلقها و ملتها گيرد تا تماميت ارضي حفظ شود،ما به صراحت گفتيم و دوباره ميگيم نظام جمهوري اسلامي مصبت و درد اصلي ما نيست و به جرات اين نظام بمراتب بهتر از آلترناتيوها پيشنهادي شما براي ملتهاي ايران است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اولا در هم جواب داديد،يعنى با گزينش دو سه انتقاد و جواب كلى سوالهايى را که پسنديده ايد،جواب داده ايد، دوما اين ناسيوناليستهاى بى مزه اى كه اتفاقا تحقير كرده ايد،بر عليه فاشيسم فارس مبارزه مى كنند،كه شما دليل خواسته ايد براى اين فاشيسم!نظرتان را براى ناسيوناليستهاى با مزه فارس و فاشيسم اش نگفته ايد،وانگهى چپى كه بنا به ادعاى خودتان ادعاى چپى دارد،اگر قادر به ديدن فاشيسم فارس نباشد و برايش دليل بخواهد و فقط ناسيوناليسم بى مزه خلقهاى غير فارس را ببيند،بهتر است لااقل اسم چپ بر روى خودش نگذارد،بنظرم چپ براى كسى كه هنوز فاشيسم فارس را درك نكرده بى مسمى مى باشد،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب پاپک نوشته اید « ترکان همانند عربان مهاجم و کوچ کننده به سر زمین ما هستند و فرهنگ نداشته و منحوس شان». در این عبارت از کامنت شما «عرب و ترک» را «فرهنگ نداشته» یعنی «بدون فرهنگ و منحوس» نامیده اید. و این کلمات «توهین به دیگران» است. با شما نمیگویم که چرا به دیگران «توهین» میکنی و چرا تا این سن و سال یاد نگرفته ای که« با احترام به دیگران و حتی مخالف خود» صحبت کنی. چون تو را خوانندگان سایت می شناسند که «توهین کننده» هستی. و مثل آقای کرمی غیر فارسی زبان را «مهاجر و مهاجم» و بی فرهنگ مینامی. ولی سئوال من از مدیران ایرانگلوبال است که چرا این کامنت و اینجور کامنتها را منتشر میکنند؟ مگر نگفته اید که «توهین » منتشر نمی شود؟ علت انتشار این توهین آشکار چیست؟ شاید اشتباه شده . ولی جناب پاپک هیچکس و هیچ مردمی در جهان «بدون فرهنگ» نیستند. همه صاحب فرهنگ خود هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقاى اعلم متاسفانه شما مقاله ، بسيار درهم برهمى درج کرده ايد . اگر انسان به مسلة مليتها در ايران اشنايى نداشته باشد . ׳
بعد از خواندن مقاله شما، اين فکر در ذهن انسان جا مى گير د ، که ا نگار اين مليتها بودند که د رحق دولت مرکزى ظلم
کرداند، تمامى اين فاکت هايى هم که دراينجا عنوان کرد.ايد هيچ گونه تطبيقى با وضعيت کشور ايران ندارد.