ماجرای تبدیل شدن غـوره به انگـور!

بقول معروف آش اینقدر شور بود که فقط سران آمریکا و رژیم در ایران،آنرا مانندعسل خوردند. واقعـأ یکـی نیست به این شعبده بازان سیاست مدار، بگویـد درست است که سیاست بـی مـادر و پـدر است، امـا مـا انسان ها که شعـور داریم، این دلقک بازی ها یعنـی چـه؟ آخـه این چه تأتـری بود؟ بالاخـره مـا نفهمیدیـم کُمدی بود یا تـراژدی، آنهـم بشکل مسخـره ؟

حتمـأ خبـر داغ تازه از میکـرو درآمده شهرام امیری این مـادر ِ بُمب ِخوشهِ غوره ای را خوانده ایـد و یا شنیده ایـد.

مُفسران و تحلیل گران هم در اینجا و آنجا به تجـزیه و تحلیل آن نشستند و نظراتی ابرازفرموده اند، از ایـن رو لازم نیست وارد حـریـم آنهـا بشوم، ولـی بـه عنـوان فـرد معمولـی کـه بعضـی وقـت هـا می نویسم! کاری به این ماجرا که جامد است،تو جیب جا می گیرد، ویا...ندارم،بلکه این یک سـال که ایشان غیب شان زده بود ( تا آنجایی که راویـان خبر داده اند ایشان در چـاه جمکـران نبوده انـد چـرا کـه گویـا خوشبختانه این بار، دست ِ سربازان امام بـی زمان در ایـن فیلـم، نقشی در بُـردن و غیـب کـردن و آوردنِ این جوان "نابغـه" در کار نبوده است، صلوات) بـرایـم سئـوال برانگیـز است!؟

از طرف دیگر، از این مـاجـرا خیلی دلـم بـدرد آمـد! حقیقتش یکجورایـی دیدم بـه شعـور و عقـل مـا ایرانی ها توهین شده است از اینـرو دست به قلـم بُردم که بـه کارگردانان ِ این نمایشنامه بگویـم، خ ... خودتانیـد.

بقول معروف آش اینقدر شور بود که فقط سران آمریکا و رژیم در ایران،آنرا مانندعسل خوردند. واقعـأ یکـی نیست به این شعبده بازان سیاست مدار، بگویـد درست است که سیاست بـی مـادر و پـدر است، امـا مـا انسان ها که شعـور داریم، این دلقک بازی ها یعنـی چـه؟ آخـه این چه تأتـری بود؟ بالاخـره مـا نفهمیدیـم کُمدی بود یا تـراژدی، آنهـم بشکل مسخـره ؟

یک سال این آقای دانشمند جوان را که آثـارشکنجه های مخفـی استکبــار جهانـی از زیـر لباسش نمایان بود چـرا اینقدر زجـر و آزار دادیـد!؟

آخه خدا خوشش می آید؟ این شهرام خان، مگـر چقدر اطلاعاتِ کیهانی داشت که بایـد یـک سال طول بکشد که ارائـه کنـد؟

حال چرا وقتی شهرام امیری را بازجویی می کردید با زبان عبـری باهـم حرف می زدیـد کـه ایشان مخصوصأ با آن هوش و ذکاوت "خدا دادی" که دارد، زود تشخیص بدهد، اسرائیلی هستیـد.

هـر روز این بدبخت زبون بسته را با اشکال گـونـاگـون شکنجـه کردیـد، حـال فقـط صاحب بی زمـان می داند که ایشان کهـریـزکـی شده اند یا نـه!

اکنـون خودتـان وجدانتـان را ... ببخشید، کُلاه تان را قاضـی کنیـد! این کـار صحیــح و منطقـی (حال منطقه گرم سیر باشد یا سرد سیر) است کـه از روز اول با شکنجـه 100 دلاری شروع کنیـد؟ ایـن جوان که هنوز خیلی آروزها در سر دارد را باید، به این روز که در شو دیدیمش، بیاندازیـد!

شمـا ماموران سیا و سفید آمریکا وصـد البته به کمک موساد و عیسای اسرائیـل، آیا دور از انصـاف نیست که او را در زیرخروارها دلار خُـرد کنید؟! و با فشار و شکنجه و توأم باافـزایش دلار و مقاومت ِ شجاعانه شهرام خـان روبرو شوید.

هـرروز و شب یک صفر(0) جلوی مبلغ می گذاشتید ولی او مانندیک سرباز گُمنام صاحب بی زمان، این همهفشارها را تحمل می کرد ولی با آه و ناله و افسوس می گفت، نـه!

بالاخـره اینقدر صِفـرهـا(0) را افزایش دادیـد که کمر شهرام از سنگینی آن خم شد و دیگر نتوانست مقاومت کنـد.

یـک لحظـه تو فکـر رفتـم و با افکـار مخـدوش خود دست و پنجـه نـرم مـی کـردم! سرانجـام از خـود سئـوال کردم، چرا مثل "دایی جان ناپلئون شده ام"!؟ ما ایرانیان اینطوری نیستیم که به همه چیـز و همـه کس بدون دلیـل و بُـرهـان و سنـد شک کنیـم و یا خدای ناکرده زبانـم لال به همدیگر تهمت و افتـرا بزنیـم! خداییش تا بحـال دیده ایـد تـو این 31 سال برای نمونه یکبار ما ایرانیان از گُـل بالاتـر به هم بگوئیم!؟

بـه خـود نهیبـی زدم و گفتـم پس تـرا چـه شده است کـه اینطـور مـی اندیشـی و بـه همـوطن ات تهمت هـای ناروا می زنی؟چرا یک لحظه فکر نمی کنی که او برای اتمام پـروژه ساختن بُمب، بـه دانش بیشتری نیاز داشت؟ نکند انتظار داشتی"آقـا" او را برای ادامـه تحصیـل بُمبـی اش، باید بـه لبنـان می فرستاد!؟

از آنجائیکه شهرام خان استعداد خدادادی دارد،تمام پیچ و خم فن بُمب اتمی را یکساله ضربه فنی کرد و گرنه اگر نبوغش مانند بنده بود فکر کنم یک قـرنـی باید در آمـریـکا می مانـد .

اما راستـی، یک مسئله مُهـم شرعـی را فـراموش نکنیـد کـه شهرام امیری دیگـر مـادر و پـدر بُمب خوشه ای از نـوع "غـوره" نیستنـد، چـرا کـه ایشان یک دوره بسیـار فشرده و سخت چنـد سالـه را در مـدت یکسال( ای وَل) به کمک برادران دانشمند اجنبی پُشت سرگذاشتند و اینک خوشبختانـه بـه خوشه انگـور( آنهم ازنوع عسکری) تبدیل شده اند.

بی خیال، همین هست که هست، من به همه چیز و همه کس شک دارم،حقیقتش را به خواهید یادداشتم را یکبـار دیگـر خواندم و پیش خودمون بماند، بـه آن شـک کــردم!!!

کمی دندون رو جگـر و قلوه تان بگذارید، یادداشتم تموم نشده، گویا آقا شهرام گُل گفته من باید با "رهبر زورکی" خصوصی صحبت کنم! اینطور که راویان خبر آورده اند ایشان، به رهبـر اوباش و اراذل گفتند:

"آقا خودمونیم، اطلاعات ِ کیهانی آمریکایی ها،در مورد اتـُـم خیلی بیشتر از صاحب بی زمان است. "رهبـر مافنگی" زر زدند که:

جناب شهرام، تمام علـم و دانشی که آن جهانخـوار دارد از پـرتـو و نور ِ همان "آقـا"ست .

شهرام امیری کمی هُل می شود و می گوید:

ببخشید، جسارت است ولی چرا ایشان آنها را در اختیار خود ما قرار نمی دهد!؟

"رهبـر الدنگ" باز زر می زند که:

آخه "آقـا" قربانش بروم، به زبان انگلیسی و عربـی تسلط دارد و مانند "خمینـی" زبان فارسـی را زیاد نمی داند، از این رو علـوم حیـوانـی را به زبـان عـربـی بـه مـا یـاد داده است که نمونه اش را در این 31 سال علیه مردم ایران بکار بُردیـم و خواهیـم بـُرد و علـوم انسـانـی و علم و دانش را به اجنبی ها!!!

صبر کنید، عجله هم نکنید، هنوز افکار مخدوش من به اینجا ختم نمی شود، اصلأ چرا فکـر نکنیـم که شهرام امیری ...

چهارشنبه 21 جولای 2010 - استکهلم

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.