کنفرانس ایتالیا و فرایند کنونی دموکراسی خواهی در ایران

او در ادامه سخنان خود به رابطه جنبش سبز و ملیت های ایرانی پرداخت و در این باره یاد آور شد: قبل از هرچیز باید به این مسئله توجه کرد که این جنبش به تنهائی و مستقل از جنبش زنان و مستقل از جنبش هویت خواهی ملیت های غیر فارس و نیز جنبشهای کارگری و دانشجوئی در بهترین شرایط جنبشی قشری است و نه ایران شمول. بدون پیوند این جنبش با دیگر قسمتهای بالنده فوق الذکر، حرکت آن ناقص و آینده آن نا معلوم خواهد بود.

کنفرانس ملیت های غیر فارس و فرایند کنونی دموکراسی خواهی در ایران

به ابتکار سازمان ملل و اقوام بدون نماننده (UNPO)، و حزب فراملیتی رادیکال خشونت گریز ایتالیا (Italian non-Violent Radical Party،(و کنگره ملیتهای ایران فدرال ،روزهای سه شنبه و چهار شنبه هفته پیش، 30 و 29 ژوئن ، کنفرانسی با عنوان "ملیت های غیر فارس و فرایند دموکراسی خواهی ایران" با حضور شخصیت ها و نمایندگان احزاب ایرانی و ایتالیایی در رم پایتخت ایتالیا برگزار شد.

در این کفنرانس نمایندگانی از ملیت های ترک-آذری، کرد، عرب، بلوچ و ترکمن و لر و نمایندگان سازمانها زنان، و همچنین شخصیت ها و نمایندگانی از احزاب چپ،میانه و راست، جمهوری خواه و مشروطه خواه ایرانی و نیز شماری از نمایندگان پارلمان ایتالیا از جمله رئیس کمیسیو ن حقوق بشر این پارلمان و خانم بونینو رئیس مجلس سنا حضور داشتند. پانل ها و سخنرانی های روز اول به انگلیسی و در روز دوم به فارسی برگزار گردید.

ذیلاً چکیده ای از سخنرانی کریم عبدیان در روز دوم این کنفرانس و در پنل "جنبش سبز و جنبش ملی" که بفارسی برگزار گردید آورده میشود. سخنرانی انگلیسی ایشان در روز اول تحت عنوان "خطر جمهوری اسلامی ایران برای مردمان خود و برای امنیت منطقه و جهان" ، پس از ترجمه منتشر خواهد شد.

عبدیان در ابتدای این سخنرانی با بیان این که لازمه تفاهم دو طرف آشنا شدن آن ها با خواست های یکدیگر است، درباره خواست های "جنبش هویت طلبی ملیت های غیر فارس در ایران" گفت: "جنبش کنونی هویت طلبی ملیت های غیر فارس خواهان حاکمیت سیاسی و حاکمیت ملی در محل سکونت تاریخی و جغرافیائی و زبانی و فرهنگی خود ، در محدوده ایران، میباشند."

او در توضیح این خواست افزود: "این بدین معنا است که ملیت های ترک، عرب، کرد، بلوچ، ترکمن، کرد، لر و دیگرملیتهای غیر مسلط و غیر حاکم در ایران، می خواهند حاکمیت خود را از راه انتخاب نمایندگان خود و تشکیل پارلمان محلی اعمال کنند. این حاکمیت یعنی تدریس به زبان مادری خود، استفاده و بهره مندی از فرهنگ و آداب و رسوم خود و استفاده از منابع طبیعی سرزمین خود و درعین حال حاکمیت بر سرنوشت خود در مناطق جغرافیائی خود و در چارچوب ایران میباشد . آنها میخواهند با دیگر ملیتهای همسایه دور و نزدیک خود، و فراتر از آن، با حکومت مرکزی در تهران در یک سیستم حکومتی فدراتیو، با کمال محبت و همبستگی ، همزیستی کنند."

آپارتاید فرهنگی و زبانی

عبدیان با بیان این که در حال حاضر ملیتهای غیر فارس در ایران از ابتدائی ترین حقوق اساسی خود محروم و بطور اولی از حق تعیین سرنوشت خود کاملاً بی بهره اند ، گفت: " در ایران چند ملیتی و چند فرهنگی و چند زبانی با آن همه تکتر و تنوع فرهگی و ملی، رسمی کردن فقط یک زبان و یک فرهنگ و تدریس یک تاریخ و یک ادبیات ، یعنی فارسی، و سرکوب دیگر فرهنگ ها و زبانها، خود نوعی آپارتاید فرهنگی و زبانی بشمار میرود "

او در این باره یاد اور شد که گرچه اکنون در ایران آمار رسمی در مورد تقسیم بندی جمعیتی بر مبنای زبانی و ملی موجود نیست، ولی شکی در اینکه جمعیت فارس در مقایسه با کل جمعیت یک اقلیت است وجود ندارد و این واقعیت خود مصداق دیگر نظریه وجود آپارتاید زبانی و فرهنگی در ایران است.

عیدیان در سخنان خود اکثریت بودن ملیت ها را در محل سکونت خود و در عین حال اقلیت بودن آن ها در مقایسه با کل جمعیت را یک مزیت دانست که می توان از آن راه اشتراک وتفاهم و وفاق ملی و ملیتی بهره برد. او در این باره مثال هایی ذکر کرد: "امروزه در عراق یکی از مشکلات اساسی حاکمیت این است که شیعیان که اکثریت شصت و پنج در صدی جمعیت هستند، اصرار در تسلط بر حکومت و زدن مهر خود بر کلیه امور کشورداری و فرهنگی و مذهبی و غیره دارند. و ظاهراً این اصرار عکس العملی است به تسلط اقلیت بیست در صدی سنی ها بر حکومت های پیشین. حال این را با کشور فدرال سویس که اکثریت شصت و پنج درصدی آلمانی هیچ گاه نخواسته فرهنگ و زبان خود را بر اقلیت ده درصدی ایتالیائی یا هجده در صدی فرانسوی یا اقلیت چند در صدی رومانش، تحمیل کند و همه زبانهای ملل ساکن آن به یکسان رسمی هستند.

ضرورت حاکمیت سیستم فدرال

عبدیان در ادامه برای حل مشکلات ملی در ایران، حاکمیت سیستم فدرال را پیشنهاد داد و در این باره گفت: "این سیستم حکومتی نتیجه تجربه و تاریخ معاصر بشری در 230 سال گذشته است و علاوه بر آن اعمال حاکمیت ملی و سیاسی و نیز حق تعیین سرنوشت هر یک از آحاد ملیتی - در سطح محلی - از طریق حکومت منتخب ایالتی ، و در سطح کشووری و ملی ، از راه تاًثیر گزاری روی قوه مقننه متشکل از دو مجلس سنا و شورا اعمال می شود."

او در توضیح بیشتر طرح پیشنهادی خود ادامه داد: "مجلس شورا از نمایندگان همه شهروندان بر مبنای جمعیت تشکیل می شود و مجلس سنا متشکل از نمایندگان حکومتهای خود گزدان محلی است. حکومت های خودگردان محلی قوانین محلی خود را بر طبق و در چارچوب قانون اساسی محلی خود وضع و اجرا می کنند و در عین حال همه ملزم به رعایت قوانین فدرال که در چارچوب قانون اساسی فدرال و کلان کشور است میباشند. کلیه قانوین مدنی شهروندی فقط با توافق دوجانبه میان جکومت های محلی و حکومت مرکزی قابل اجرا میباشد. حدود و ثغور هر دولت محلی و فدرال روشن و هر کدام مسئولیت وضع و اجرای قوانین مختص خود را بر عهده می گیرد. در عین حال حکومت های فدرال و محلی یکدیگر را قانوناً برسمیت شناخته و با همکاری با یکدیگر از تجربه های کشور داری، سیاسی و اجتماعی همدیگر استفاده میکنند و اینگونه "حکومت اتحاد در عین تنوع"، که اسم دیگر حکومت فدرال است را، تشکیل می دهند.

عبدیان در باره تحقیر ملیت های ساکن حاشیه در حکومت های مختلف گفت "ملیت های ساکن ایران بومی این سرزمین هستند و دارای سرزمین تاریخی خود میباشند. البته حکومت های کنونی و حکومت پهلوی ها برای ملیت های غیر فارس ارزشی قائل نمی شدندو به آنها اهانت و آنها را تحقیر می کردند. در حقیقت و همانطوری که میدانید در ایران در حالی که تدریس زبان و فرهنگ ترکی و عربی و بلوچی و کردی ممنوع است ولی زبان آشوری و ارمنی و یهودی با خرج حکومت تدریس میشود- چرا؟ برای اینکه حکومت های مسلط می دانند که این اقلیت های دینی و ملی به دلیل کمی جمعیت و مهمتر از آن بدلیل نداشتن سرزمین اقلیمی وتاریخی خود بر خلاف ترک و عرب و کرد وبلوچ و ترکمن و لر ، خواهان مشارکت در حاکمیت سیاسی هستند. ارامنه و آشوری ها و یهودیان ایران ؛ بطور تاریخی این مطالبات را مطرح نکرده اند و بنابراین از منظر مرکز گرایان خطری برای حکومت های تمامیت خواه و توتالیتر آنها بشمار نمی روند."

او در ادامه "ملت" و یا "ملیت" نخواندن غیر فارس ها در ایران را مخالف با تفاهم ملی دانست و اطلاق واژه قومیت بر آن ها را به منظور تهی کردن مبارزات هویت خواهی آنها و به حاشیه راندن آنها میداند.

تجزیه طلبی

عبدیان به مساله تجزیه طلبی در ایران پرداخت. او به یک سری عکس که از وضعیت فقر در میان ملیت عرب در جنوب ایران به همراه داشت اشاره کرد و کفت: "این عکس ها از فقر و حشتناک در اقلیمی حکایت دارد که در روی دریای نفت نشسته و از سر زمین اباء و اجدادی او سالی 90 تا صد میلیارد دلار عاید کشور می شود ولی مردم آن بطور مطلق از این ثروت محرومند. ایشان گفتند لایحه ای در چند سال گذشته توسط تنی چند از نمایندگان اقلیم اهواز در مجلس ارائه شد که طبق آن قرار بود یک و نیم در صد در آمد نفت به منطقه برای پیشرفت اقتصادی و مبارزه با فقر اختصاص داده شود. اما این لایحه برای چندمین بار در مجلس شورال اسلامی ایران رد شده است. به نظر من این عمل مجلس عملی تجزیه طلبانه است و نیز عقب نگه داشتن اقتصادی و غصب زمین کشاورزان عرب و پاکسازی قومی و اخراج اجباری عرب ها و مهاجرت دادن غیر عربها، و ساختن شهرک های لوکس مختص غیر عرب ها و غیر بومیان و جداساختن آن از مناطق فقیر و حلبی نشین عرب، عدم ترمیم عمدی شهرها و دهات عرب نشین جنوب کشور - 22 سال پس از اتمام جنگ - انحراف رود کارون از مناطق عرب نشین به مناطق مرکزی و فارس نشین اصفهان و کرمان و یزد ورفسنجان ، اقداماتی است که عملا مردم را به تجریه و استقلال طلبی و گریز از مرکز تشویق می کند."

جنبش سبز

او در ادامه سخنان خود به رابطه جنبش سبز و ملیت های ایرانی پرداخت و در این باره یاد آور شد: قبل از هرچیز باید به این مسئله توجه کرد که این جنبش به تنهائی و مستقل از جنبش زنان و مستقل از جنبش هویت خواهی ملیت های غیر فارس و نیز جنبشهای کارگری و دانشجوئی در بهترین شرایط جنبشی قشری است و نه ایران شمول. بدون پیوند این جنبش با دیگر قسمتهای بالنده فوق الذکر، حرکت آن ناقص و آینده آن نا معلوم خواهد بود. بنابراین مجموعه جنبش زنان، جنبش هویت خواهی ملیت های غیر فارس ،جنبش دانشجوئی و کارگری و جنبش سبز که رهبریت و کادرهای بارز آن از درون حکومت جمهوری اسلامی باز آمده اند را، در کلیت آن، می توان جنبش دموکراسی و عدالت خواهی نامید و فقط با پیوند سیستماتیک و ارگانیک رهبری و نیز بدنه این جنبش ها است که می توان به تغیر بنیادی برای رسیدن به دموکراسی و عدالت اجتماعی امیدوار بود."

حقوق بشر

عبدیان در خاتمه سخنان خود، مساله حقوق بشر را مطرح کرد. او با بیان این که هم اکنون کسی در ظاهر مخالف اجرای قوانین حقوق بشر در ایران نیست لکن برخی مدعیان حقوق بشر، و بخصوص در آپوزیسون خارج کشور، به مفاد اعلامیه حقوق بشر به عنوان قانونی جهانشمول نمی نگرند و با تحقیر و برای حاشیه راندن ملیت های غیر فارس، مجموعه قوانین حقوق بشر را به حقوق فردی و یا فقط حقوق شهروندی تقلیل می دهند و از حقوق جمعی چشم پوشی کرده و از آن فاکتور میگیرند.

او تأکید می کند: "حقوق فردی و جمعی دوروی یک سکه و لازم و ملزوم یکدیگرند و نه آنگونه که بعضی دوستان اپوزیسیون خارج از کشور که می خواهند از حقوق جمعی بپرند و یا آنرا دور بزنند. البته روشن اسنت که منظور و هدف این طرز تفکر در حقیقت سعی در حفظ شرایط موجود یعنی استمرار تسلط سیاسی و زبانی و فرهنگی ملیت فارس در ایران است و احقاق حقوق جمعی غیر فارس ها را به آینده ای دور و نا معلوم موکول و محول می کنند. این طرز تفکر متاًسفانه رشد آگاهی ملی غیر فارسها در ایران را نمی بیند. تغیرات مهمی که در چند دهه گذشته در جهان روی داده است مانند جهانی شدن و یا گلوبازسیون، تأثیرات انقلاب انفورماتیک و حضور اینترنت و تلوزیونهای ماهواره ای که همگی باعث رشد آگاهی سیاسی و اجتماعی و ملی ملیت های تحت ستم مضاعف و غیر مسلط و نیز زنان در جامعه ایرانی شده است را نمیبینند و یا قادر به درک آن نیستند. این تغییر و تحول و این رشد آگاهی ملی بر گشت ناپذیر است و باید آن را بعنوان واقعیت پذیرفت ونیز باید پذیرفت که نه زنان و نه ملیت های غیر فارس در ایران از احقاق حقوق حقه خود چشم پوشی نخواهند کرد.

او در پایان سخنان خود یادآور شد که هماهنگی رهبری این جنبش ها، یعنی جنبش زنان، جنبش هویت خواهی ملیت های غیر فارس، جنبش سبز، جنبش دانشجوئی و جنبش کارگری، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. تفاهم و وفاق بر روی این اصل مهم که منشأ استبداد کنونی و تمامیت خواهی و انحصار طلبی کنونی در جمهوری اسلامی و نیر در حکومت پهلوی ها، تمرکز مطلق قدرت سیاسی در تهران بوده است و باید معترف شد که این نوع حکومت ها ی متمرکز و تک ملیتی و تک زبانی و تک فرهنگی با واقعیت جامعه ایرانی با کثرت ملی و زبانی و فرهنگی ایران، تطابق ندارد.

حزب همبستگی دمکراتیک اهواز (عضو کنگره ملیتهای ایران فدرال)

کمیته بین المللی، سه شنبه 6 ژوئن 2010

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.