بهشتی که خاتمی در آن زندگی می کند

خاتمی در تجلیل از مهدوی کنی، به ریاست او بر مجلس خبرگان هم اشاره کرده است. بدون تعارف بگویم مشمئز کننده ترین بخش تملق گویی خاتمی، همین قسمت از سخنان او در خصوص مهدوی کنی است. خاتمی به خوبی می داند چرا مهدوی کنی ریاست خبرگان را به عهده گرفت. پس از جنبش سبز، هسته ای در حال تشکیل در خبرگان بود که با تکیه بر رقابت رفسنجانی با خامنه ای، می توانست تحرکاتی از موضع قانونی خبرگان در برابر ترک تازی های رهبر انجام دهد

چندی قبل که سید محمد خاتمی گفت " اگر جمهوری اسلامی برود خیلی ضرر خواهیم کرد" فکر کردم او حق دارد از قول خود سخن بگوید و از آینده ای که بسیاری از مردم انتظار آن را می کشند نگران باشد. اما پیام متملقانه او در مورد شیخ محمد رضا مهدوی کنی، ازجنس دیگری بود. در خصوص حامیان بی درد خاتمی که می خواهند به خاطر این مقاله مرا مورد عنایت قرار دهند سخنی نمی گویم اما می دانم که بسیاری از افراد، خاتمی را موجودی متفاوت نسبت به خامنه ای و سایر غاصبان ایران می دانند و به همین دلیل به او اظهار علاقه می کنند . این گروه را دعوت می کنم مقاله را تا آخر بخوانند و آنگاه قضاوت کنند. برای شروع، بخشی از سخنان خاتمی در رثای مهدوی کنی را برگزیده ام :" حضرت آیت اله مهدوی کنی، علاوه بر تمام این سوابق، یک خدمت بزرگ فرهنگی به کشور کردند و آن ایجاد دانشگاه امام صادق بود که در سال، هزاران نفر از جوانان ما را در رشته های مختلف تربیت می کند. ... حال نیز به عنوان ریاست خبرگان، مشغول فعالیت هستند ". خاتمی در همین پاراگراف از پیام خود، نشان داده که در بی تفاوتی نسبت به حقوق ایرانیان و ثروت ملی ایران، تفاوت زیادی با رقبای حکومتی خود ندارد. لابد می پرسید چرا؟ برای توضیح این ادعا، باید به سی و چند سال قبل باز گردیم . ابتدای دهه شصت، اهالی تهران شاهد حصار کشی به دور زمینی بسیار بزرگ در تقاطع خیابانهای ولی عصر و طالقانی بودند که با تابلوی " جامعه الامام الصادق " نشانه گذاری شده بود. این، آغاز همان خدمت بزرگی بود که محمد خاتمی به مهدوی کنی نسبت می دهد. زمینی که در همان زمان، میلیاردها تومان ارزش داشت بعد ها به بهانه سرمایه گذاری برای توسعه دانشگاه امام صادق، به یک مرکز بزرگ تجاری با صدها مغازه گران قیمت تبدیل شد. در اوایل کار، نمایندگان چپ گرای مجلس سوم که از قدرت کافی برای بازپس گیری آن ثروت بزرگ برخوردار نبودند تلاش کردند با وضع مالیات بر درآمد های دانشگاه امام صادق، بخشی از ثروت به ناحق تصرف شده توسط مهدوی کنی و دانشگاه او را به بیت المال باز گردانند .اما قبل از آنکه این اراده محقق شود مجلس سوم جای خود را به مجلس صد در صد فرمایشی چهارم داد. آن مجلس هم در اوایل کار با فشار علی اکبر ناطق نوری، دانشگاه امام صادق را از هرگونه مالیات، معاف کرد تا حتی گوشه ای از آن ثروت کلان و باد آورده، از چنگ مهدوی کنی و عواملش خارج نشود. در واقع، خدمت بزرگ فرهنگی که در سخنان متملقانه خاتمی آمده، به قیمت کاهش قابل توجه در آمد های عمومی و ایجاد رانت برای گروه آقای مهدوی کنی، ایجاد شده است.

اما این همه ماجرا نیست. از آن زمان تا امروز، این دانشگاه که همه سلول های آن با ثروت غصبی به وجود آمده، مرکزتربیت و تجمع بزرگترین دشمنان ملت ایران بوده است . بسیاری از عوامل استحکام دیکتاتوری در ایران در سالهای اخیر یا در میان دانشجویان آقای مهدوی کنی در جامعه الصادق بوده اند یا بخشی از کادر آموزشی و مدیریتی آن. از سعید جلیلی تا احمد علم الهدی و از غلامحسین الهام تا مصطفی پور محمدی. البته نام های دیگری از مرتبطان با این مرکز سیاسی را می توان یاد آوری کرد که در رأس آنها سعید امامی قرار دارد. نمی دانم خدمت برجسته ای که سید محمد خاتمی به ناحق به مهدوی کنی نسبت می دهد مرتبط با کدامیک از اسامی است که در بالا آمد . خاتمی اگر سیاستمدار نباشد- که نیست - حداقل یک شخصیت فرهنگی است. آیا او دستاورد چهار سال مدیریت یکی از فارغ التحصیلان جامعه الصادق - سید محمد حسینی - بر وزارت ارشاد را یک خدمت بزرگ فرهنگی می داند یا چماقداری های برخی از دانشجویان این دانشگاه در حمایت چشم و گوش بسته از دولت اول احمدی نژاد؟ خاتمی، هشت سال با بودجه کشور سر و کار داشته است . او به خوبی می داند اگر صدها میلیارد تومان ثروت ناشی از تبدیل زمین واقع در چهارراه ولی عصر تهران به همراه سوءاستفاده های کلان از این ثروت ملی را در اختیار هر یک از رؤسای دانشگاههای دولتی می گذاشتند چه تحول عظیمی در عرصه تحصیلات تکمیلی کشور ایجاد می شد. پس نمی دانم او به کدام حجت عقلی و شرعی، یک رانت خواری بزرگ را خدمت بزرگ فرهنگی می نامد.

خاتمی در تجلیل از مهدوی کنی، به ریاست او بر مجلس خبرگان هم اشاره کرده است. بدون تعارف بگویم مشمئز کننده ترین بخش تملق گویی خاتمی، همین قسمت از سخنان او در خصوص مهدوی کنی است. خاتمی به خوبی می داند چرا مهدوی کنی ریاست خبرگان را به عهده گرفت. پس از جنبش سبز، هسته ای در حال تشکیل در خبرگان بود که با تکیه بر رقابت رفسنجانی با خامنه ای، می توانست تحرکاتی از موضع قانونی خبرگان در برابر ترک تازی های رهبر انجام دهد. مهدوی کنی که در دوره های گذشته خبرگان، حاضر به حضور در آن مجلس نشده بودو حضور او در آخرین دوره مجلس خبرگان هم با دستور خامنه ای بود با فشار رهبر بر اعضای بی اراده آن مجلس، ریاست خبرگان را بر عهده گرفت تا رسماٌ اعلام کند " وظیفه خبرگان، حمایت از رهبری است نه نظارت بر او". به عبارت دیگر، یکی از عوامل اصلی مفاسد خامنه ای در سالهای اخیر، شخص محمد رضا مهدوی کنی بوده و تمجید خاتمی از او، چیزی جز دشمنی آشکار با ملت ایران برای تقرب به دستگاه رهبری نیست.

سخنان خاتمی در وصف مهدوی کنی تنها یک مفهوم دارد: " بالاترین مقام در نهادی که وظیفه نظارت بر رهبر را دارد شخصیتی منزه و خدوم است ". پس قاعدتا جهنمی که با رهبری خامنه ای برای ایرانیان درست شده، از نظر خاتمی " بهشت برین " است که رانت خوارانی مانند مهدوی کنی، صدر نشینان آن هستند. تمتع از این بهشت، گوارای وجود خاتمی. انشااله او با مهدوی کنی، محشور باشد و از شفاعت این خدوم فرهنگی، برخوردار.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.