مساله شناسايی قتل عام ارامنه

گزارش حاضر در سال ١٣۸٣/ ۲۰۰۴ توسط کميته تحقيق راجع به قتل عام (ژنوسيد) ارامنه در واحد جبهه ملی هلند، تهيه و تنظيم و در نوامبر همان سال توسط واحدهای جبهه ملی هلند و سوئد تواما انتشار يافت. نظر به اين‌که از آن‌ زمان تحولاتی در منطقه و در جهان در ارتباط با اين موضوع به وقوع پيوسته‌است، در آستانه نودوپنجمين سالگرد اين فاجعه عظيم انسانی گزارش به‌روزشده را در معرض استفاده هم ميهنان‌مان قرار می‌دهيم

گزارش حاضر در سال ١٣۸٣/ ۲۰۰۴ توسط کميته تحقيق راجع به قتل عام (ژنوسيد) ارامنه در واحد جبهه ملی هلند، تهيه و تنظيم و در نوامبر همان سال توسط واحدهای جبهه ملی هلند و سوئد تواما انتشار يافت. نظر به اين‌که از آن‌ زمان تحولاتی در منطقه و در جهان در ارتباط با اين موضوع به وقوع پيوسته‌است، در آستانه نودوپنجمين سالگرد اين فاجعه عظيم انسانی گزارش به‌روزشده را در معرض استفاده هم ميهنان‌مان قرار می‌دهيم

دوم ارديبهشت ١٣۸٩ برابربا ۲۲ آوريل ۲۰۱۰

تاريخچه

۱- خلاصه ای از تاريخ ارمنستان وملت ارمنی

ارمنستان کشوری باستانی ودارای تاريخ سه هزارساله است. مورخين امپراطوری اورارتو را سلف دولت وکشور وملتی می دانند که بعدا به ارمنستان معروف گرديد . ارامنه ، عمد تا ازنژاد آريايی می باشند . زبان ارمنی شاخه ای مستقل اززبانهای هند واروپايی است که با زبان پهلوی قديم وجوه اشتراک داشته است ، ازجمله لغات مشترکی که بسياری ازآنها درفارسی امروزفراموش شده ولی درزبان ارمنی همچنان به کارميرود .

به طور کلی، خطه ارمنستان درطول تاريخ پرتلاطم وخونين خود بارها وبارها شاهد تهاجمات ويرانسازوخونبارازجانب همسايگان ونيز فاتحين جهانخواربوده است .

درزمان هخامنشيان، ارمنستان يک واحد بزرگ از امپراطوری را با درجه بالايی از استقلال تشکيل می داده وتا زمان تاسيس سلسله ساسانيان که قدرت مرکزی نيرومندی را به وجود آورده وباهرگونه گرايش استقلال طلبی به شدت مقابله می کردند، اين موقعيت را حفظ کرد .

درسال ۳۰۱ ميلادی ، ارمنستان به دين مسيحيت گرويد . باوجود قبول مسيحيت، ارمنستان پيوسته درصدد حفظ استقلال خود بود و درتلاش برای تحقق اين هدف گاه با رم شرقی وگاه با ايران ساسانی نرد دوستی واتحاد می باخت. گاه نيز، مورد تهاجم يکی ازطرفين قرار می گرفت ويا سرزمين آن صحنه کارزارقشونهای متخاصم عليه يکديگرمی گرديد .

پس از ظهوردين اسلام وتشکيل امپراطوری اسلامی ،ارمنستان ، همچون سايرکشورهای همجوارمورد هجوم لشگريان عرب واقع گرديد. ارامنه برای حفظ استقلال وهويت وآيين خوددست به مقاومت زدند. گرچه سرانجام ارمنستان هم به تسخير قشونهای عرب در آمد ، لکن مقاومت ادامه يافت ودر د وره هايی نيزارامنه موفق به ايجاد دولتی کاملا مستقل گرديدند.

ازقرن يازدهم ميلادی به بعد، ارمنستان ، مثل ايران وتقريباهمه سرزمينهای خاورميانه، دچار تهاجم اقوام مغول آسيای مرکزی گرديد . سرانجام اين رويدادها ودگرگونی ها تشکيل دولت عثمانی دراواخر قرن سيزدهم درآسيای صغير بود که ارمنستان غربی نيز جزيی ازآنرا تشکيل می داد . دولت عثمانی به پيشروی خود به سوی غرب ادامه داده و دراروپای مسيحی متصرفات زيادی را به دست آورد . لکن، درشرق نيز با ايران صفوی درگيری داشت . جنگهای مذهبی اين دوامپراطوری که، ازجمله درخطه ارمنستان صورت می گرفت نيز، به نوبه خود صدمات وضايعات فراوانی ازخود به جای گذاشت .

۲ - مختصری راجع به بنيان گذاری اقليت ارامنه ايران

درهمين دوران بود که جامعه اقليت ارمنی ايران، به صورتی که تا امروزهم عمد تا باقی مانده، ايجاد گرديد . لکن، البته ارامنه ازقديم الايام درايران سکونت داشته اند وازجمله، سکنه ارمنی صفحات شمال غرب ايران (نام قديمی: آذرباداگان - آذرابادگان) از بوميان اوليه اين مناطق به شمار می روند .

در سال۵ ۱۶۰ ميلادی، هنگامی که شاه عباس دوم درارمنستان درگير جنگی با عثمانی ها بود، تصميم به کوچ (اجباری) سکنه ارمنی منطقه نمود. برای اين تصميم شاه عباس دودليل ذکر می شود : دليل جنگی و دليل اقتصادی .

دليل جنگی – دراين زمان شاه عباس درحال عقب نشينی بود و قشون عثمانی نيز به سرعت اورا تعقيب می کرد . شاه با کوچ دادن ارامنه قصدداشت مناطق جنگی را خالی از سکنه سازد تا قشون عثمانی نتواند آذوقه به دست آورد وجای بيتوته نداشته باشد .

دليل اقتصادی – درآنزمان ارامنه درقلمرو صنعت وتجارت پيشرفت زيادی نموده و با اروپا روابط گسترده تجاری برقرار کرده بودند، به نحوی که شهرجلفا(ی ارس) به مرکزعمده صنعت وتجارت وفرهنگ تبديل شده بود . شاه عباس با کوچ دادن سکنه اين شهر به ايران سعی دراستفاده اقتصادی ازارامنه را داشت، تا به وسيله آنها روابط بازرگانی ايران با اروپا را گسترش داده و وضعيت اقتصادی کشوررا سامان دهد . طبق روايت مورخين، شاه عباس حدود سيصد هزارنفر از سکنه ارمنی آن مناطق را کوچ داد . گرچه ارامنه درطی اين کوچ متحمل تلفات زيادی شدند - زيرا، می بايست به سرعت ازرودخانه پرطغيان ارس بدون وسايل مناسب بگذرند- لکن شاه عباس بعدا، ازآنها دلجويی بسيارنموده وپس ازرسيدن به اصفهان امکانات لازم را دراختيارشان گذاشت تا درساحل زاينده رود شهری به يادبود زادگاه قديمی خود بنا نهند . دراداره امورداخلی شهربه آنها خودمختاری کامل داد وامتياز تجارت ابريشم ايران را که تاآنزمان دردست انگليسيان بود، ازآنها گرفته وبه ارامنه سپرد. ارامنه نيز با مشاهده رفتارپادشاه و حکام دولت، با دلگرمی شروع به فعاليت نموده ودرمدت کمی جلفارابه صورت مرکزمهم تجاری، صنعتی وفرهنگی خاورميانه درآوردند .

۳ - امپراطوری عثمانی دراواخرقرن نوزدهم واوايل قرن بيستم

ظهوايدئولوژی پان ترکيسم – پان تورا نيسم

حزب اتحاد وترقی ( ترکهای جوان) ، عاملان اصلی قوم کشی ارامنه

گرچه عثمانی ها درشرق با برخورد به امپراطوری صفوی متوقف شده و برسرجای خود نشانده شدند، لکن دراروپا به پيشروی ادامه داده وتا دروازه های وين پيش رفتند . پس از شکست قطعی دربرابر نيروهای متحد اروپايی درسال ۱۶۸۳ ميلادی، ترکها تدريجا شروع به عقب نشينی نموده وظرف چند قرن تقريبا کليه متصرفاتشانرا دراروپا از دست دادند . ازاين گذشته شيرازه داخلی امورامپراطوری نيز ازهم گسيخته شده و کليه تلاشهای داخلی و بين المللی برای ترميم امور بی نتيجه ماند، به طوری که دولت عثمانی به "مرد بيماراروپا"معروف گشت.

ازاواخر قرن نوزدهم ميلادی، جور و ستم دستگاه فاسد امپراطوری عثمانی نسبت به اتباع خود وبخصوص مظالم سلطان عبدالحميد برسکنه ارمنی امپراطوری شدت يافت . عبدالحميد به دو طريق می کوشيد ارمنستان غربی (آناتولی) رااز سکنه بومی آن خالی سازد :

يک) ازطريق بستن مالياتهای سنگين و طاقت فرسا، که نهايتا منجر به فراريا مهاجرت روستاييان می شد.

دو) باتحريک احساسات مذهبی عشيره های کرد و چرکِس برعليه ارامنه و تشويق آنها به حمله به روستاهای ارمنی نشين وغارت وچپاول سکنه ارمنی ، قتل ويا وادارکردن آنها به کوچ اجباری. مداخله دول اروپايی برای انجام اصلاحات دردستگاه امپراطوری منجر به اعلام فرمان " تنظيمات" گرديد، لکن تغييری اساسی در دستگاه فاسد امپراطوری به وجود نيآورد. در سالهای اوايل قرن بيستم گروهی روشنفکر ترک اقدام به تاسيس حزب اتحاد و ترقی نمودند که بعدا به "ترکهای جوان" معروف گرديدند . اين حزب با شعار "اتحاد وبرادری" توانست با ايجاد خيزشی همگانی درسالهای ۱۹۰۸ و ۱۹۰۹ ، که طی آن از کمک همه جانبه ارامنه وسازمانها ی ارمنی نيز برخوردارشد ، سلطان عبدالحميد را مخلوع نموده و قدرت را در کشور به دست بگيرد. بعد از به قدرت رسيدن اما، ترکهای جوان همه وعده ووعيدهای خود را فراموش کرده واقدامی درجهت بهبود اوضاع عمومی کشور وبه خصوص ترميم وضعيت خطيرارامنه که مدام درمعرض تجاوزعشيره های کرد و حکام ستمکار دولتی بودند، به عمل نيآوردند .تدريجا معلوم شد که منظور ترکهای جوان از شعار"اتحاد وبرادری" مستحيل شدن ملل غير ترک امپراطوری درميان ترکها وتشکيل دولت يکدست ترکی بود. به همين جهت، راجع به حقوق داخلی – قومی ساکنان غير ترک اصلا حاضر به گفتگو نبودند وبه عکس، با خشونتی که يادآور اعمال سلطان عبدالحميد بود شروع به سرکوب اعتراضات مردمی نمودند. دولتهای اروپايی، ازجمله روسيه وانگلستان، گرچه هشدارهايی دررابطه با ارامنه به دولت ترکيه می دادند ، لکن منافع خود آنها، به خصوص انگلستان، درامپراطوری عثمانی و نيزرقابتهای فيمابين خودشان مانع از اقدام جدی برای اجبار ترکها به پايان دادن به مظالم عليه سکنه ارمنی می شد . ترکهای جوان با علم به اين موضوع، درصدد برآمدند که مساله ارامنه را با قلع وقمع کامل ارامنه درسطح امپراطوری حل نمايند، به نحوی که، به زعم خودشان، ديگرمدعی و موجبی برای درخواست اصلاحات وجود نداشته باشد. عاملی که به ويژه آنها را به سوی اين "راه حل" سوق می داد، اين بود که سردمداران حزب اتحاد و ترقی، با الهام ازايده های پان ترکيستی – پان تورانيستی ، هدف دوردست احيای امپراطوری عثمانی را دنبال می کردند ، امپراطوريی که ازدريای آدرياتيک تا ديوارچين را می بايست دربرگيرد. دراين ميان، اولين ومهمترين مانع درراه اجرای اين نقشه ارامنه وارمنستان بود ند .

جنگ جهانی اول اين فرصت را دردسترس ترکهای جوان گذاشت تا طرحهای پان ترکيستی خود را به مورد اجرا گذارند .

برای اين طرحها، سران حزب اتحاد وترقی ماهها جلسه تشکيل دادند و برنامه ريزی کردند . برای نمونه، گزيده هايی از نقطه نظرات اعضای کميته مرکزی اين حزب را درجلسه ای سری که دو ماه قبل از آغاز قتل عام درباره چگونگی اجرای قتل عام تشکيل شده، درمعرض توجه قرار می دهيم. اين گزيده ها برگرفته از " زوايای تاريک انقلاب عثمانی" نوشته مولان زاده رفعت ، روزنامه نگارترک و از اعضای حزب اتحاد وترقی می باشد. وی با شرکت در جلسات سری حزب از تصميم گيری ها، نحوه فعاليت وسياست گذاری های آن کاملا آگاه شده بود .او به دليل مخالفت با سياستهای حزب از آن اخراج وچند سال درتبعيد به سر برد . بعدها نيز به جرم توطئه عليه مصطفی کمال پاشا، يکبار محکوم شد وبالاخره درسال ۱۹۲۰ درشهر حلب (سوريه) درگذشت .

" دکتر ناظم : بهتراست خوب بيانديشيم . ما باچه انگيزه ای انقلاب کرده ايم، هدف ما چه بود؟ به زيرکشيدن عوامل سلطان عبدالحميد ازاريکه قدرت وتکيه زدن برجای آنها؟ من اينطورفکر نمی کنم . من به قصد احيای ترکيسم رفيق وبرادر شما شدم . زيستن ترکها منحصرا وحکمفرمايی آزاد ومستقل آنها براين سرزمين آرزوی من است . بگذارعناصر غيرترک، ازهرمليت ومذهبی که هستند نابود شوند .اين سرزمين را بايد ازهمه عناصرغيرترک پاکسازی نمود . مذهب نزدمن هيچ ارزشی ندارد . مذهب من توران است .

دکتر بهاءالدين شکير: (با پوزش ازچاپ الفاظ توهين آميزبه مقد سات اديان مختلف - مترجم ) وقتی فردی مفلک چون موسی، بيکاره ای چون عيسی و يتيمی چون محمد توانستند مذهبی درجهان پايه گذاری کنند، چراروشنفکران با اراده ای چون ما نتوانند مذهب توران را بنياد نهاده وگسترش دهند .

حسن فهمی : چنانکه گفته شد نبايد بين پيرو کودک وزن و ناتوان تبعيض قايل شد . همه را بايد ريشه کن کرد . من يک راه حل ساده برای نابودی(ارمنيان) به فکرم رسيده که با اجازه حضار توضيح می دهم . ما اينک درحال جنگ هستيم . جوانان ارمنی ِ قادر به حمل اسلحه را به خط مقدم جبهه ها اعزام می کنيم و درآنجا آنها را از روبرو درمقابل آتش روسها وازپشت درميان آتش نيروهای خودی قرارمی دهيم وقلع وقمعشان می کنيم . درمورد افراد ناتوان چون پيران وزنان وکودکان که درخانه می مانند نيز دستور می دهيم که معتمد ين ما نابودشان کنند، دار و ندارشان را غارت ودخترانشان را بربايند .اين روش مناسب به نظر می رسد.

شکری : شک نبايد داشت که (پاره ای از) مردم مسلمان به نگهداری ومحافظت از برخی ارامنه اقدام خواهند کرد . جلوگيری ازاين اقدام بدون اجبار مردم مسلمان وحتی با تمايل آنها امکان پذيراست . روشی که درعصر تفتيش عقايد دراسپانيا عليه يهوديان واعراب به گارگرفته می شد به ذهنم خطورکرد . اين روش را ماهم می توانيم اختيار کنيم . آماده کردن مقدمات مهاجرت اجباری ارامنه طبعا سه چهارروز فرصت می خواهد . ما به طور رسمی اعلام می کنيم هرکس که دراين حين به دين اسلام بگرود، ازمهاجرت معاف خواهد شد. ما ازاين کار دو سود خواهيم برد . اول اينکه در بين تبعيديها اين باور ايجاد خواهد شد که خطری زندگيشان را تهديد نمی کند وبه جای آنکه ثروتشان را درجايی مدفون کنند، آنرا به همراه خود خواهند برد، که در اينصورت غنيمت نفرات "تشکيلات مخصوصه" ما پربارتر شده وآنها را در ادامه کارشان جری تر و مصمم ترخواهد ساخت .

ثانياً، با اينکار تعصب مسلمانان برانگيخته شده وبه جای حمايت ازهمسايگان ارمنی خود آنان را به اسلام دعوت خواهند کرد ودرصورت رد پيشنهادشان به دشمنی با آنها برخواهند خاست . بدين ترتيب اقليت کوچکی از ارامنه باقی خواهد ماند که به اسلام نگرويده اند که پاکسازی آنها نيز کاربسيارساده ای خواهد بود .

دکترناظم : با اصول مسأله موافقت شد . موردی ديگر برای مشورت باقی نمی ماند . حال پس از ديدار با طلعت بايد وارد عمل شويم ... "

دولت با نظر هیأت سه نفره اجرايی موافقت نموده وبا آزاد کردن کليه جنايتکاران زندانی آنان را به" تشکيلات مخصوصه" سپرد که به نقاط مورد نظراعزام گرديدند .

طلعت پاشا ، وزيرکشور هم امريه نهايی مربوط به کوچ اجباری ارامنه را به ولايات صادر و مرکزيت حزب اتحاد وترقی نيزکليه شعب وبازرسين خود راازموضوع مطلع کرد .

طلعت درمتن امريه اش، با اشاره به اعتراضات ارامنه به دولت و مطالبه اصلاحات ، کمک به ارتش روسيه و شورشهای آنها درنقاط مختلف که با عث کندی عمليات ارتش شده است ، همچنين برای دفاع ازکشور و دين مقررداشته که تاپايان جنگ کليه افراد و آحاد ارامنه بدون استثناء و تا آخرين نفراز زنان ، کودکان، ناتوانان وپيران مجبوربه ترک منطقه جنگی شوند ودرمنطقه "ديرالزور" درايالت حلب اسکان داده شوند . وی همچنين دستور سری زير را به طورجداگانه به واليان ابلاغ نمود :

" برای پيش گيری ازتهديد ارتش و به مخاطره انداختن امنيت کشور ازسوی ارامنه، مسؤولين سياسی- نظامی کشور جابجايی وتبعيد کلی ايشان از مناطق مسکونيشان را به ديگرنقاط کشور ضروری تشخيص داده اند ودولت نيز دستور لازم را داده که اجرای سريع آن ازاهميت زيادی برخوردار است. درواقع، حکومتی که اينک درحال جنگ است و برای حفظ موجوديت خود جان هزاران فرزند خويش را درجبهه ها فدا می کند، درعين حال ازکليه شهروندان خويش بيش ازهرزمان ديگرانتظارياری به ميهن را دارد . درمورد کسانی که ازدرون حکومت رامشغول وازپشت به آن ضربه می زنند، اتخا ذ واجرای کامل چنين تصميمی طبيعی وحق قانونی آن می باشد . لذا، دستوربه اجرای جدی اين امريه داده می شود ."

غير ازاين امريه، وزيرکشوربخشنامه ای نيز به تاريخ ۱۳ رجب ۱۳۳۳(قمری) مصادف با ۱۴ مه ۱۹۱۵ درسه ماده به شرح زير برای مسؤولين استانها ارسال کرد:

"ماده اول – هرگاه وبه هرشکل ، مردم عليه فرامين دولتی واقدامات وتدابير مربوط به برقراری نظم وعدالت درکشورشورش کرده وبه مقاومت مسلحانه عليه آن بپردازند ، نيروهای انتظامی، ارتش وگروههای مستقل حق دارند وبايد شديدا به مقابله به آنها پرداخته وشورش را سرکوب وعاملين آنرا تنبيه نمايند .

ماده دوم – فرماندهان نظامی وگروههای مستقل بنابرتشخيص خود، می توانند اهالی روستاها وگروههای روستايی را که به خيانت وجاسوسی آنها شک می برند، به صورت فردی وياجمعی به ديگرنقاط کشورمنتقل واسکان دهند .

ماده سوم – مواد اين بخشنامه ازتاريخ انتشارقابل اجرا می باشد ."

۴ - اجرای قتل عام

بدين ترتيب سران حزب اتحاد وترقی نقشه خودرا ازفردای شروع جنگ جهانی اول به مرحله اجرا گذاردند . ابتدا تمامی سکنه مسيحی، اعم از ارامنه ويونانيها وآسوريها را مشمول کوچ اجباری وآماج قتل وغارت قراردادند. لکن، ازآنجا که دولت يونان به کشتار يونانيها اعتراض کرد، ترکها توجه خودرا روی ارامنه متمرکز ساختند .

دولت ترکيه درکنار دولتهای آلمان واتريش وارد جنگ شده بود . تمام جوانان و مردان ارمنی ازسن ۱۸ تا ۵۰ به خدمت فرا خوانده شدند . اينها را، که تعدادشان به چند صدهزارنفر می رسيد ، ابتدا "درپشت جبهه" به کارهای شاق گماشتند ولی سپس ، درطول جنگ، تدريجا دردسته های ۱۰۰ - ۵۰ نفری به بيابانها هدايت کرده وتيربارانشان کردند.

سپس، درشب ۲۴ آوريل ۱۹۱۵ ، به طورناگهانی وهمزمان حدود هشتصد نفراز روشنفکران، نويسند گان، هنرمندان، رهبران روحانی وسياسی ارمنی، ازجمله نمايندگان مجلس، درشهراسلامبول دستگير وبه نقاط مختلف تبعيد شدند. عمليات دستگيری وتبعيد دراسلامبول چند شب متوالی ادامه يافت .طبق آمار پروفسور تانرآغشام، مورخ شهير ترک، درفاصله شب ٢٤ تا ٢٧ آوريل ١٩١٥، تعداد ٢٣٤٥ نفرازرهبران سياسی ومذهبی ارامنه درشهراسلامبول دستگير شدند که اکثرشان به قتل رسيدند. پس ازتسويه حساب با رهبری ارامنه درترکيه ، نوبت به خود سکنه ارمنی رسيد . ۲۴ آوريل را ارامنه سراسر جهان روز يادبود قتل عام ارامنه به شمارمی آورند وهرسال ،ازجمله درايران ، ياد شهدا وقربانيان اين جنايت عظيم را گرامی می دارند .

ازآنجا که اين عمليات ، طبق دستورات سری دولت به طورمحرمانه صورت می گرفت ، اخبارازنقاط شهری به ولايات وروستاها راه نمی يافت واکثرساکنان اين مناطق ازوقايع ورويدادهای مربوط به قتل عام اطلاعی نداشتند .

از ماه مه، طبق دستور دولت ، واحدهای ارتش ونفرات " تشکيلات مخصوصه" ، متشکل از زندانيان وجانيانی که به همين منظورازبند آزادشده بودند، به جان مردم بی پناه افتادند .اهالی روستاها را، که غيراز زنان وکودکان وسالخوردگان کسی نمانده بود واداربه ترک خانه وکاشانه خود نموده ودرکاروانهای طولانی پياده به سوی بيابانها وصحاری سوريه هدايت کردند. اين کاروانها درطول راه آماج حملات عشيره های کرد و واحدهای "تشکيلات مخصوصه" می گرديدند ، زنها مورد تجاوز قرارمی گرفتند ، کودکان ربوده می شدند و داروندارآنها غارت می شد. بدين ترتيب ، اکثرتبعيدی ها درراه ازگرسنگی ومرض وفرسودگی ويا تيرمهاجمين جان باختند .

طبق شواهد وآمارمآخذ مختلف، حدود يک ميليون ونيم نفرازساکنان ارمنی امپراطوری عثمانی درطول سالهای جنگ جهانی اول قربانی نقشه های پان ترکيستی شدند . دولت ترکيه مدعی است که اين تعداد مبالغه آميز است وحداکثرآنرا سيصد تا ششصد هزارذکر می کند .

با وجود اينکه عمليات قتل عام، حتی ا لمقدوربه صورت سری انجام می گرفت، لکن با توجه به سطح وسيع آن پنهان نگه داشتن آن به مدت طولانی امکان پذير نبود. درميان ماموران و وابسته های نظامی وغير نظامی دول اروپايی درترکيه، از جمله اتريش وآلمان، متحدان ترکيه، بودند کسانی که ازنزديک شاهد اين جنايات بودند وبدان نزد دولت خود اعتراض هم کردند . همينطور، تعداد نه چندان اندکی که موفق به فرارشدند ، اخباراين جنايات را به دنيای خارج برده وجهان را ازآنچه که برسکنه ارمنی امپراطوری عثمانی می گذشت آگاه ساختند . پس ازآنکه اخبارقتل عام ارامنه به گوش متفقين - که عليه آلمان، اتريش وترکيه درحال جنگ بودند - رسيد ، رسما اعلام کردند (۲۴ مه ١٩١۵) که رهبران دولت ترکيه مسوول اين جنايات شناخته شده وپس از جنگ به جرم جنايت عليه بشريت محاکمه وبه نحو اشد مجازات خواهند شد .، لکن اين اعتراضات وتهد يدها به جايی نرسيد وترکها نقشه خودرا بدون ما نعی به اجرا درآورده و درواقع، ارمنستان غربی را خالی ازسکنه ارمنی نمودند .

لازم به تذکر است که درطول جنگ، درمناطقی که سکنه ارمنی آن بموقع ازطريق فراريان و آوارگان بويی از نقشه قتل عام می برد ند ويا خبری دراين زمينه به آنها می رسيد ، دست به مقاومت می زدند. با وجود اينکه دولت تمام مناطق ارمنی نشين را خلع سلاح کرده بود ، با اينحال در مناطقی مثل زيتون، وان، اورفه و ساسون ، مردم با سازماندهی محلی به دفاع ازخود برخاسته وتلفاتی نيز به نيروهای مهاجم وارد آوردند. درپاره ای از آنها، مدافعين توانستند جان سالم بدر برند .

۵ - شهادت روشنفکران ، نويسندگان و سياستمداران ترک

علی کمال بيک، وزير کشور ترکيه در سال ۱۹۲۰

" واقعيتی محرز است که قتل عام ارمنيان به دستورکميته مرکزی حزب اتحادوترقی برنامه ريزی شده وبه مورد اجرا گذاشته شده است ، قتل عامی که جهان را به لرزه درآورد وودرتاريخ بی همتا بود ".

روزنامه صباح (چاپ ترکيه) مورخ ۲۸ ژانويه ۱۹۱۹

مصطفی کمال پاشا (آتاتورک)

"من همه را می کشم. من بايد تمامی اعضای حزب "اتحاد وترقی" را نابود سازم . هم اينان بودند که با سياستهای ننگين خود بيش ازيک ميليون مسيحی را به سوی کوچ اجباری وهلاکت سوق دادند" .

درمصاحبه با نشريه "لوس آنجلس اگزمين" به سا ل ۱۹۲۶

دکترناظم حکمت، نويسنده معروف ترک

" قتل عام ارمنيان لکه ننگی است بردامان دولتمردان ترکيه وپيشانی ملت ترک، که زدودن آن محال است" .

مساله شناسايی قتل عام ارامنه (بخش دوم)، آرسن نظريان

۶ ـ شهادت نويسندگان ، دانشمندان و شخصيتهای جهانی

"ويکتورهوگو" نويسنده شهير فرانسوی

"... ترکها ازاينجا گذشتند . اينک درآنجا همه چيزويران ونابود گشته است . همه جاغم وسوگواری است ..."

آناتول فرانس، نويسنده نامدار فرانسوی

"ارمنستان نابود شد ، اما بايد بارديگرمتولد شود. خون کمی که باقی مانده بيسارگرانبهاست ، خونی که نسلی قهرمان راپرورش خواهد داد. ملتی که نمی خواهد بميرد، زنده خواهد ماند" .

ماکسيم گورکی، نويسنده بزرگ روسی

درحافظه ها خاطره تراژدی ارمنستان دراواخرقرن نوزدهم واوايل قرن بيستم هنوز زنده است. کشتارهای اسلامبول، ساسون وآن جلادی های بی سابقه، برخوردبی تفاوت وننگ آميز"اروپای متمد ن" درقبال کشتار "برادران مسيحی" خود، چپاول ثروتها واموال کليسای ايشان ووحشت آفرينی های همين سالهای آخر(۲۰ - ۱۹۱۸) ازسوی ترکها ... يادآوری ابعاد وسيع وکامل اين تراژدی که براين ملت بااستعداد وفعال روا گرديد، کاری است بس مشکل".

کارل ليبکنخت، نويسنده وسياستمدارآلمانی

"دولت ترکيه کشتارهای وحشتناک ارمنيان را سازمان داد وتمام دنيا دراين مورد می دانند ودربرابرآن مسوول هستند. دولت آلمان نيزبايد برای اين امرپاسخگو باشد. مگرنه اينکه دراسلامبول، ارتش ترکيه را افسران آلمانی رهبری می کردند . فقط درآلمان مردم چيزی دراينمورد نمی دانند، چرا که دراينجا برلبان نشريات قفل زده شده است".

سرگی اورجونيکيدزه، سايستمدارگرجی

"درتاريخ معاصر کمترملتی را می توان پيدا کردکه به اندازه ارمنيان قربانی داده باشد، وکمترکشوری يافت می شود که خاکش به اندازه ارمنستان به خون رنگين شده باشد ...

درسواحل درياچه "وان"، درجلگه های دشت "آلاشگرد" ودرتمامی نقاط ديگرارمنستان وآناتولی استخوانهای فرزندان ملت ارمنی مدفون است ".

فردريک نانسن دانشمند نروژی

"... ازژوئن ۱۹۱۵ وحشت شروع شد . وحشتی که نمونه آن تاريخ تا به حال به خود نديده است . ترکها تصميم گرفته اند دربحبوحه آغازجنگ جهانی اول ازفرصت استفاده کرده تمامی ارمنيان راازبين ببرند..."

سرگِی م. کيروف ، سياستمدار روس

" ترکها افکاری شيطانی درسرمی پرورانند وآن نابودی کامل ارمنيان است . دراين باره ما شاهد صدوراعلاميه های رسمی هستيم .ماازهمان آغاز جنگ می دانستيم که ترکها بدون هيچ شکی به تمام افتضاحات خود لعاب حقانيت خواهند زد. هرروز همان اخباردهشتنا ک ازارمنستان ترکيه می رسد . اشکهای مادران وکودکان يتيم آواره قادربه بيان آنچه درترکيه می گذرد نيست .

خون به زمين ريخته ارمنيان صلحجوبه دست ترکها تنها نشانگرگوشه ای است ازآنچه درارمنستان ترکيه درحال تکوين می باشد . ترکها تمامی اين جنايات را پشت غبارسياه رنگ و غليظ "جنگ بزرگ" (جنگ جهانی اول) پنهان خواهند کرد وخيلی ها نخواهند توانست واقعيت را ببينند ... وفقط آنوقت که جوی های براه افتاده ازخون انسانها خشکيد ، دانته های زمان ، شکنجه ها ورنجهای مليونها انسان بی گناه را به تصوير خواهند کشيد".

روزنامه پراودا – مسکو

شماره ۲۸۰۲۵۸ ، نوامبر ۱۹۱۸

"يک مليون تن ازارمنيان، اززن وکودک وپيروجوان به تيغ کشيده شدند، تنهاوتنها به اين دليل که ارمنی بودند" .

روزنامه ديلی کرونيکل – لند ن

جمعه ، ۶ اوت ۱۹۱۵

" کشتارارمنيان به دست ترکها درخلال جنگ جهانی شکلی ازشنيعترين شيوه های جنگ درآسيا ودردوران حيات انسانی است . اينک، کشتارهادرسطحی بسيارگسترده ترازدوران سلطان عبدالحميد انجام می پذيرد" .

روزنامه " نيويورک تايمز"

۲۷ سپتامبر ۱۹۱۵

" ... اطلاعات رسيده موردبررسی قرارگرفته . وضع اکثرروستاهای ارمنی نشين دهشتناک است .بيشترساکنين آنها ازدم سلاخی شده ويا پس ازشکنجه های فراوان وازفرط گرسنگی هلاک شده اند ... ".

شهادت گواهان ايرانی

مشاهدات عينی سيد محمد علی جمالزاده، نويسنده نامدار ايرانی

"... مرد وزن، پيروجوان، به جای کفش با کهنه وکاغذ وريسمان وطناب برای خود کفشهايی درست کرده بودند که به صورت گهواره کوچکی درآمده بود. دو سه تن ژاندارم سواربر اسب اين گروهها را درست مانند گله گوسفند به ضرب شلاق به جلو می راندند . اگرکسی ازآن اسيران ازفرط خستگی و ناتوانی ويابرای قضای حاجت به عقب می ماند، برای ابد عقب مانده بود وناله وزاری کسانش بی ثمر بود وازاين روفاصله به فاصله کسانی اززن ومرد ارمنی را می ديديم که درکنارجاده افتاده اند ومرده اند ويادرحال جان دادن ونزع بودند...

ابتدا موجب نهايت تعجب ما گرديد. ولی کم کم چنان عادت کرديم که حتی ديگرنگاه هم نمی کرديم والحق که نگاه کردن هم نداشت. صدها تن اززنان ومردان ارمنی را با کودکانشان به حال زاری، به ضرب شلاق واسلحه پياده وناتوان به جلو می راندند. درميان مردها جوان ديده نمی شد ..."

مشاهدات ديوان بيگی، سياستمدارايرانی (*)

"... هنوز درگوشه وکنارشهرارمنی کشی باکمال شقاوت وقساوت ادامه داشت. تروريستهای محله کارگران نفت "چرنوگورود" که آنهارا "قوشچی" می ناميد ند، اطفال بی گناه ارمنی را کت بسته رديف به زانو می نشاندند وشرط می بستند هرکس بتواند بايک ضربه قمه سرازتن آن فلک زده ها جدا کند هزارمنات يعنی يک تومان نازشست ازديگران بگيرد".

۷ - دولتها، پارلمانها وسازمانهای بين المللی که وا قعيت قتل عام ارامنه را شناخته وآنرا محکوم کرده اند

درميان سازمانهای بين المللی، اولين بار در سال ۱۹۷۴ درکميته (فرعی) حقوق بشروابسته به کميسيون حقوق مد نی - سياسی سازمان ملل متحد صحبت ازقتل عام ارامنه به عنوان اولين نسل کشی قرن بيستم شد .

ساير سازمانهای بين ا لمللی که واقعيت قتل عام ارامنه را شناخته اند :

- داد گاه خلق پاريس در آوريل سال ۱۹۸٣- بنيان گذاران اين دادگاه بين المللی که قبلا به جنايات جنگ ويتنام رسيدگی کرده بود، عده ای روشنفکر، ازجمله برتراند راسل، ژان پل سارتروغيره بودند . دراين دادگاه ، که رای آن لازم الاجرا نبود، دولت ترکيه نيزدعوت شده بود، لکن از حضوردرآن سرباززد. دادگاه پس از بررسی وتحقيق درموضوع واستماع شهود رای به مقصربودن دولت ترکيه عثمانی داد . رای اين دادگاه گرچه ضمانت اجرايی نداشت، لکن ارامنه آنرا پيروزی اخلاقی مهمی برای خود تلقی می کنند .

- پارلمان اروپا ، پس از مباحثات طولانی قطعنامه ای را درژوييه سال ۱۹۸۷ داير بر شناسايی قتل عام ارامنه به تصويب رساند. قطعنامه، البته دولت فعلی ترکيه را مسوول جنايات ترکهای عثمانی ندانسته ، لکن از دولت ترکيه خواسته است که به اين واقيت اعتراف نموده وباب گفتگو وآشتی را با ارامنه ( وهمچنين کردها) بگشايد . دولت ترکيه، اما به اين توصيه ها توجهی نداشته وهمچنان به سياست ديرينه خود نسبت به ارمنستان ادامه می دهد.

- انجمن بين المللی دانشمندان و محققان درمورد نسل کشی ، درسال ١٩٩۷ ژنوسيد ارامنه را به اتفاق آرا به عنوان واقعيت محرزتاريخی تاييد کرد .

- " سازمان مخالفان قوم کشی" که ازسال ١٩٩۸ درشهرفرانکفورت ، ازجمله ، به اهتمام علی ا ِرتـِم ، روشنفکر و کنشگر سياسی ترک درآلمان شروع به فعاليت نموده و اکثرا از ترکها وکردهای مقيم خارج تشکيل شده است ،از ملت ارمن به خاطر جناياتی که دولت ترکيه درحق آنها کرده پوزش خواهی نموده و درسال ۲۰۰١ با جمع آوری بيش از ۱۲۰۰۰ امضاء درمحکوميت ژنوسيد راهی ارمنستان شد وطوماررا تقديم دولت ومردم ارمنستان نمود. اين سازمان هرسال در سالگرد قتل عام، نمايندگانی برای شرکت درمراسم ياد بود به ارمنستان می فرستد.

تا کنون بيش از بيست کشور ژنوسيد ارامنه را شناخته وآنرا محکوم کرده اند ، ازجمله د ولت (پارلمان ) فرانسه که در سال ۲۰۰۲ به اتفاق آ راء رای به لايحه شناسايی قتل عام ارامنه داد وبا اينکارانکاراين وا قعيت رادرفرانسه به صورت امری غير قانونی درآورد . دولت سوييس نيز با اقدام مشابهی انکارواقعيت قتل عام ارامنه را همانند انکارهولوکاست غيرمجاز و جرم اعلام کرد . بعلاوه، پارلمانهای کشورهای آلمان، روسيه ، ايتاليا، هلند، لبنان، يونان، قبرس، اوروگوئه، آرژانتين شيلی واخيرا سوئد لوايح مبنی برشناسايی واقعيت نسل کشی ارامنه را ازتصويب گذرانده اند . همينطور، تاکنون بيش از ۴٠ ايالت از پنجاه ايالات متحده امريکا به اين اقدام دست زده اند . در مورد اخير، يعنی دولت ايالات متحده، گفتنی است که تاکنون چند ين بار اين مساله به مرحله تصويب مجلس نمايندگان امريکا رسيده است . لکن همواره، درلحظه آخر روسای جمهورامريکا ازحق وتوی خود استفاده کرده واز تصويب لايحه مربوطه جلوگيری کرده اند . ازآنجا که ترکيه هم پيمان مهم امريکا وناتو به شمار می رود ودولت ترکيه حساسيت شديدی نسبت به شناسايی قتل عام مورد بحث ازخود نشان می دهد ، دولتهای امريکا مايل نيستند اين هم پيمان مسلمان را درمنطقه پرتنش خاورميانه ازخود برنجانند . اينبارهم ، درهمين مارس گذشته آقای اوباما ، رئيس جمهوری امريکا و وزيرخارجه اش ، خانم کلينتون، که هردو تا قبل ازانتخاب شدنشان ازطرفداران پروپا قرص شناسايی نسل کشی ارامنه بودند ، اکنون به دولت ترکيه قول داده اند که تمام مساعی خودرا به کار خواهند بست تا ازتصويب لايحه مورد بحث جلوگيری کنند !

دراين ميان، موضع اسراييل درجانبداری ازسياست انکارورد دولت ترکيه نيز قابل تامل است . لابی نيرومند ايندولت که خود قربانی قتل عام مهيبی به دست آلمان نازی گرديده وانتظارمی رفت که نسبت به ارامنه احساس همدردی داشته باشد، درپشتيبانی ازدولت دوست ومتحد خود، ترکيه ، هرسال به کوششهای وسيعی برای جلوگيری ازتصويب لايحه ژنوسيد درامريکا دست می زند. اين اتحاد وهمکاری مصلحتی، اما به دليل انتقاد شديد اردوغان ، نخست وزيرترکيه از دولت اسرائيل طی اجلاس اقتصاد جهانی در داووس در ١٣۸۷ به خاطر کشتار فلسطينيان غزه ، به سستی گراييده است. اکنون زمزمه هايی دراسرائيل برای شناسايی قتل عام ارامنه به عنوان اقدام تلافی جويانه شنيده می شود، که البته به دليل تنزل دادن آن به وسيله ای برای تسويه حساب سياسی ازديدگاه قاطبه ارامنه اقدامی فاقد ارزش اخلاقی تلقی می شود .

بالاخره ، لازم به تذکر است که درسال ۱ ۲۰۰ ، لايحه ای دررابطه با شناسايی قتل عام موردبحث توسط دولت جمهوری اسلامی توسط دونفرنماينده ارمنی مجلس شورای اسلامی تسليم مجلس شد . ازسرنوشت اين لايحه اطلاعی در دست نيست . لکن ، گفتنی است تاکنون چندين مقام عاليرتبه جمهوری اسلامی ، ازجمله دو وزير و سفير پيشين ايران درارمنستان ازموضع شخصی به قربانيان قتل عام ادای احترام نموده و دسته گل نثار بنای يادبود شهدا درايروان کرده اند.

۸ - انکار دولت ترکيه

پارلمان اروپا وسايرسازمانهای بين المللی که قتل عام ارامنه را شناخته اند، البته دولت فعلی ترکيه را مسوول جنايات ترکهای عثمانی نمی دانند ، لکن از دولت ترکيه می خواهند که به اين واقيت اذعان نموده وباب گفتگو وآشتی را با ارامنه ( وهمچنين کردها) بگشايد . دولت ترکيه، اما به اين توصيه ها توجهی ندارد وهمچنان به سياست ديرينه خود نسبت به ارمنستان ادامه می دهد.

درترکيه صحبت ازقتل عام (ژنوسيد) ارامنه تابويی به شمارميرود و دولت ترکيه با ايجاد فضای رعب وتهديد و با اتکا به بند ٣٠١ قانون مجازات عمومی ترکيه مبنی برمنع "توهين به قوميت ترکی " ازبحث آزاد راجع به اين مساله ، جلوگيری می نمايد . لکن، شمارروزافزونی ازروشنفکران و محققين ترک ، بی توجه به اين تهديدهاوخطرها صدای اعتراض خودرا عليه اين بيعدالتی تاريخی بلند کرده وعاملين آنرا رسوا می کنند . ازجمله اينها ، پروفسور تانرآغشام است که با شجاعت راجع به اين تراژدی بزرگ انسانی سخن می گويد ودولت ترکيه را نيز به خاطرانکار آن به باد انتقاد می گيرد .وی دراين زمينه تاليفاتی هم دارد ، اما درترکيه ممنوع التدريس شده واکنون درخارج به سر می برد .

ازجمله روشنفکران مبارز ديگر، عايشه نور زراغولورا می توان نام برد. وی اولين (وتنها) ناشر ترک است که درزمينه موضوعات ممنوعه درترکيه ، ازجمله موضوع قتل عام ارامنه، اثر وترجمه انتشارداده است. عايشه ازفعالين نامدارحقوق بشردرترکيه بود که چندباردستگير و زندانی شد وسرانجام چندسال پيش در سن ٥٤ سالگی دربيمارستان درگذشت. شوهر او، رجيب زراغولوکارهمسرش را ادامه می دهد .

همينطور، يکی ازشهرداران اسلامبول که چند سال پيش به ارمنستان سفر کرده و دسته گلی درپای بنای يادبود قربانيان قتل عام گذاشت، بعدا مورد تعقيب قرار گرفت . حتی کار به جايی رسيده که وزارت آموزش وپرورش ترکيه دستورنوشتن انشای اجباری درمدارس ترکيه دررد وانکارقتل عام ارامنه را داده است .

٩ - تحولات جديد

درژانويه ۲٠٠۷ هراند دينک ، روزنامه نگار ارمنی ترکيه که از حقوق اقليت ارامنه ونزديکی وتفاهم ميان دو ملت ترک وارمنی دفاع می کرد ، درجلوی دفتر روزنامه اش توسط يک افراطی ترک به قتل رسيد . درفردای آنروز صدها هزارنفر ازشهروندان عادی ترک به خيابانها ريخته وبا فريادهای "من هراند دينک هستم" ، "من ارمنی هستم" به نحو تحسين آميزی حمايت وپشتيبانی خودرا ازهموطنان ارمنی شان به نمايش گذاشتند. اين واقعه نشان داد که علی رغم دهه ها تلاش مذبوحانه وصرف بودجه های هنگفت برای انکار وتحريف تاريخ و فريب ملت ترک توسط رهبرانش، جامعه مدنی ترکيه بيداراست و فريب دروغپردازی ها و رياکاريهای دولتمردانش را نمی خورد .

درسال ۲٠٠۸ ، به دنبال جنگ روسيه و گرجستان برسراوستيای جنوبی و افزايش دورنمای عدم ثبات وناامنی در منطقه ، دولت ترکيه پيشنهاد تاسيس يک پيمان منطقه ای تحت عنوان "پيمان همکاری و امنيت قفقاز" ، متشکل از کشورهای ترکيه ، گرجستان ، ارمنستان ، آذربايجان و روسيه را داد . پيشنهاد ، با استقبال بيشترکشورهای يادشده ازجمله ارمنستان مواجه گرديد ، معهذا ، درتوانايی ترکيه در به تحقق رساندن چنين پيمانی ترديدهايی وجودداشت و تا کنون هم اقدام عملی چندانی دراين راستا انجام نگرفته است .

سپس، درسال ۲٠٠٩ ، با وساطت دولت سوئيس ، دولتين ارمنستان وترکيه تصميم به برقراری مجدد روابط ديپلماتيک گرفتند . ازجمله شروط اين توافق نامه گشايش مرزها ی بين دوکشور است که اززمان منازعه قره باغ توسط ترکيه با هدف محاصره اقتصادی وسياسی ارمنستان بسته شده است . اين توافق، درضمن مورد استقبال وتاييد قدرتهای بزرگ و منطقه ای، ازجمله جمهوری اسلامی ، واقع شده است . گرچه ، مقاوله نامه (پروتکل) اين توافق به تصويب ديوانعالی قانون اساسی ارمنستان رسيده ، اما دولت ترکيه، ازجمله به بهانه تصويب وشناسايی واقعه قتل عام توسط پارلمانهای کشورهای مختلف - که ارمنستان درآن دخالتی ندارد - به مانع تراشی و تعلل درتصويب توافق نامه ادامه می دهد . به هرحال، به نظرمی رسد که هدف دولت ترکيه از مذاکره برای تجديد روابط با ارمنستان اقدامی تبليغی درجهت جلب افکار عمومی و هموارکردن راه برای عضويت درجامعه مشترک اروپا بوده باشد و نه واقعا برقراری روابط حسن همجواری با همسايه اش . تهديدهای اخيرآقای رجب طيب اردوغان مبنی براخراج کارگران مهاجرارمنی ازترکيه درپی تصميم مجلس نمايندگان امريکا مبنی برشناسايی ژنوسيد، انتقادات شديدی چه درسطح بين المللی و چه درداخل خود ترکيه به دنبال داشت و ازنظردولت ارمنستان اظهارات رييس دولت ترکيه ادامه سياست نسل کشانه اين دولت ازصدسال پيش به اينطرف است .

درپی اين رويدادها، معاون وزارت خارجه ترکيه برای مذاکره مجدد با مقامات ارمنستان وترميم مواضع وکاهش اثرات منفی اظهارات آقای اردوغان به ارمنستان سفرکرد .

با وجود آنکه درتوافقنامه تجديد روابط ديپلماتيک پيش شرطی درباره شناسايی ژنوسيد ارامنه توسط ترکيه قرارداده نشده، با اينحال می توان با اطمينان گفت که تازمانی که دولت ترکيه به سياست انکارفعالانه وتهديد عليه ارمنستان ادامه می دهد، برقراری روابط عادی بين دوکشور با اشکالات وموانع جدی روبرو خواهد بود .

ـــــــــــــــ

يادداشتها:

* - اشاره به وقايعی است که در اواخرجنگ جهانی اول درشهر باکو روی داده است . دراين زمان، جبهه قفقاز درنتيجه انقلاب بلشويکی روسيه درهم شکسته و قشون عثمانی وارد قفقازشد ه بود . درمدت اشغال قفقاز توسط نيروهای عثمانی، ازجمله فقط درشهر باکوحدود سی هزارنفرازسکنه ارمنی شهربه قتل رسيدند. لازم به تدکراست که درهمين زمان يک جناح ديگر قشون عثمانی به خاک ايران تجاوزکرده و وارد آذربايجان شد . حماسه مقاومت آذربايجانيان به رهبری شيخ محمد خيابانی عليه اشغالگران درتاريخها ثبت است .

ــــــــــــــ

منابع مورد استفاده:

به فارسی :

- قتل عام ارمنيان، اسماعيل رايين

- "مشاهدات شخصی من درجنگ جهانی اول"، محمد علی جمالزاده (نشريه هور، سال اول، شماره ۲ - ،تهران،۱۳۵۰)

- ارمنستان ۱۹۱٥ ، مولف: ژان ماری کارزو، ترجمه: فريبرز برزگر

- شماره های ۱۳۴ ­ ۱۳۳ ماهنامه "آراکس"، چاپ تهران (۲۰۰۴ )

به زبانهای ديگر:

- تاريخ ارمنستان – کتاب درسی، چاپ تهران ( به ارمنی)

- توطئه سکوت - قتل عام ارامنه، "دادگاه دايمی خلق"، تاليف: پروفسور پی ير ويدال- ناکوئت (به انگليسی)

- گزارش قطعنامه مربوط به قتل عام ارامنه ، روزنامه رسمی پارلمان اروپا ،۲۰ ژوييه ۱۹۸۷ (به انگليسی )

- کشتارارامنه درترکيه، انتشار توسط کميته هلندی کمک به قربانيان ارمنستان، چاپ ۱۹۱۸ - هارلم (به هلندی)

- تاريخ قتل عام ارامنه ، تاليف پروفسور و. دادريا ن (به انگليسی)

- تراژدی ارمنستان درامپراطوری ترکيه عثمانی ، تاليف دکترکمال مظهر احمد ، مورّخ کرد (ترجمه هلندی )

- مآخذ ديگر

 

برگرفته از: 
گویا نیوز
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.