گردانندگان جمهوری اسلام و مسئله آئین ها و زبانها در ایران چند ملیتی

ا واقعیت چیست؟ در ماه ها و سالهای اخیر به دلیل جنب وجوش حق طلبانه مردم صلح دوست یارسان و نهایتا جان باختن سه تن از یارسانیان غیور و صلح دوست که با سوزاندن وجود خود زیان فراوان به مردم یار سان وارد آوردند، زیرا آنها را از وجود فعال خویش محروم کردند، درنتیجه دولت روحانی به تکاپو افتاده و بظاهر می خواهد مردم یار سان را آرام کند و راضی نگهدارد. بهمین دلیل دستیار خودرا درامور اقوام و آئینهای اقلیت بولایات فرستاده و ازجمله بمرکز یارسانبان، به کرمانشاه.

 مدتها است بعد از دیدار آقای حجت الا سلام، علی یونسی، "دستیار ویژه رئیس جمهور درامور اقوام و مذاهب در ایران" با نمایندگان بخش محدودی از مردم یار سان، که بلافاصله یکی از پیران حقیقت، بر عکس برخی از مدح و ثنا گویان که از مطلعات امور آئینی برخوردار است، بنام سید فریدون حسینی مطلبی در پاسخ این آقای یونسی نوشته بودند و برخی اسناد آئینی ذکر کرده بودند که گفتگو های آنها را، حد اقل در این مورد از هر دو جانب بی اساس نشان داده است. من نظر ایشان را در رابطه با اسناد آئینی تأیید می کنم. بعلاوه از طرف بسیاری از یارسانیان محترم، چه تلفنی و با ای میل و فه یسبوک، درداخل و خارج از کشور، از من خواسته بودند، به عنوان یکی از مطلعان در امور تاریخ آئین ها، درپاسخ به این حضرات ناجیان جمهوری اسلامی، مطلبی جامع بنویسم. در واقع من خودم نیز در نظر داشتم چنین کاری را بکنم. اما متأسفانه، به دلیل کار فراوان و کمی نیز کم توجهی، کوتاه می آمدم. نخست فکر می کردم و هنوز باور دارم که جمهوری اسلامی قصداً می خواهد سر ما را گرم کند که ما نیروی خود را بیشتر با این گونه مسایل صرف کنیم و ازکوشش در راه توسعه آگاهی به توده های پاک دل کوتاه بیائیم و یا در اختصاص وقت برای این خدمت کم بیاوریم، تا اینکه اخیرا یک بحث گسترده ای در تلویزیون ماهواره ای تی شک از دوست عزیزم آقای دکتر ضیاء صدر الاشرافی را دیدم. ایشان مسئله زبانها را به طور تقریبا مفصل و مسئله آئینی، بویژه اهل حق (یار سان) را به طور مختصر توضیح داده اند. هر کسی آن برنامه تی وی را دیده باشد کمتر نیاز به خواندن این مقاله دارد. در هر حال من به سهم خودم از ایشان برای توضیحات شان سپاس گذارم.

اما واقعیت چیست؟ در ماه ها و سالهای اخیر به دلیل جنب وجوش حق طلبانه مردم صلح دوست یارسان و نهایتا جان باختن سه تن از یارسانیان غیور و صلح دوست که با سوزاندن وجود خود زیان فراوان به مردم یار سان وارد آوردند، زیرا آنها را از وجود فعال خویش محروم کردند، درنتیجه دولت روحانی به تکاپو افتاده و بظاهر می خواهد مردم یار سان را آرام کند و راضی نگهدارد. بهمین دلیل دستیار خودرا درامور اقوام و آئینهای اقلیت بولایات فرستاده و ازجمله بمرکز یارسانبان، به کرمانشاه. این نماینده رئیس جمهوری، آقای علی یونسی، خود خوب می داند هم طرف مقابل از ترس جان و برای نجات شغلی و زندگی بسیاری از جوانان یارسانی می کوشیده باطرح مسایلی غیر واقعی عمل کند. زیرا آنها ازشمشیر دو مکلاس رژیم که بر فرقشان آویزان و با یک تار موی بندست، می ترسند و نمی خواهند با سرنوشت هزاران جوان تحصیل کرده ومتخصص بازی کنند. البته اگراین نکته درست باشذ، لایق تقدیر، اما نیازی به مدح و ثنا گوئی نبود و نمی بایستی بر سر راه نمایندگان واقعی مردم یار سان، جمع مشورتی، از ورود به جلسه با ایشان سنگ انداخته می شد. بگذریم از این که خود آقای یونسی حد اقل از نظر فلسفه آئین اهل حق(یار سان) بی اطلاع بوده و هستند و یااین طور وانمود می کردند. به قول آقای دکتر ضیاء صدر، ایشان فقط به اندازه آن پاسبانی که اگر بلیط بخت آزمائی برنده می شد، فقط در مورد شغل اش می داند، نه بیش. آن پاسبان به قول خودش فقط می تواند با آن پول یک کلانتری باز کند. بنابراین آقای علی یونسی به احتمال قوی، فقط  می تواند یک اداره امنیت و شکنجه گاه باز کنند، زیرا در آن مورد امنیتی و سرکوب اطلاعاتی، چیزی می داند نه مسئله ملیتها و آئین ها. در بیانیه ای که در روز نامه ها درج شده، آمده است که: "حجت‌الاسلام علی یونسی ظهر یکشنبه در یدار سران اهل حق استان کرمانشاه اظهار داشت: هر چقدر فکر کردم که آیا تفاوت اساسی بین ما و اهل حق وجود دارد که نگران آن باشیم؟ با سخنان شما متوجه شدم که بیشترین تفاوت و اختلاف بر می‌گردد به بر داشت و نگاه و تفسیری که ناشی از دور بودن ازهم است. وقتی دوگروه ازهم دورمی ‌شوند ممکن است برداشت‌های مختلف شود، برداشت‌هایی که ناشی از عدم شناخت است". 

من از همین جمله آخر آغاز می کنم که به درستی بر عدم شناخت تکیه شده است. این جا است که آقای یونسی خودشان را لو می دهند و یا طرف مقابل زیاده از حد بی اطلاع از موضوع بوده و یا زیاده از حد به خود شیرینی دست زده است و نشان می دهد که هیچ اطلاعی از فلسفه اهل حق (یارسان)ندارند و یا عمدا خودرا به نادانی می زنند. این دقیق ازطرف مقابل هم نباید انتظاری بیش ازاین داشت زیرابرای آنها کمترین امکان وجود داشته که بتوانند کتاب آئینی را بخوانند و یا بفهمند اکثر آنها به فارسی درس خوانده اند و کتاب آئینی یارسان به کردی هورامی نگاشته شده است و نیاز مبرم به فراگیری زبانی و آئینی دارد. در سایه این حضرات نه امکان فراگیری زبان و نه مدرسه آئینی وجود دارد. بعلاوه آن عزیزان می توانند بعنوان نماینده بخش کوچکی ازمردم یارسان باشند. اما اکنون فرض می کنیم آنها به عنوان نماینده اهل حق (یار سان) که در حقیقت نمایندگان اکثر مردم یار سان اجازه ورود به استانداری را نداشته اند که در جلسه شرکت کنند، بوده اند. همان طور که گفته شد به فرض حاضرین هم نماینده اهل حق و هم مطلع در امور دینی بوده اند. در آن صورت از سه حالت خارج نیست یا از ترس و بنا به وظیفه خود درقبال پیروان یاری، واقعیت را نگفته اند که برای نوجوانان زیان فاحشی بوجود نیاورند که ما خارج نشینان آن را به جان می خریم و قبول می کنیم، چون زیر شمشیر دو مکلاس نیستیم و یاعلنا وبا آگاهی کامل برای حفظ مقام خویش به تحریف واقعیت متو صل شده اند و یا دقیقا اطلاع از آئین یاری ندارند که اگر این دونکته آخری صدق می کند، بنظر من بمراتب بهتر بود و درتاریخ نام نیک آنها می ماند اگر سکوت می کردند وهیچی نمی گفتند و بیجهت مردم را به تفرقه و شک و تردید نمی انداختند یعنی دانایان در امور دفتری و احساساتیان افراطی. خوب بود حداقل برای رعایت اصول دمکراتیک، بطورصلح آمیز ورود جمع مشورتی را به جلسه خواستار می شدند. این ابتدائی ترین روش دمکراتیک بوده و هست در غیر آن صورت بوی خود خواهی، جاه طلبی و انحصار گری از آن بر می خیزد. بهر حال آرزو دارم اولی این سه نکته درست باشد.

تلاش آقای یونسی که علی را همان طور که انوشیروان دیکتاتور، با تبلیغات گوش خراش شاهان مستبد، او را عادل لقب دادند و در بیشتر کتابها آورده شدند، به شیوه ایکه با ذکر نام انوشیروان در نزد هر ایرانی نخست واژه عادل در ذهن تداعی می شود، تبلیغات 1400 ساله در باره علی که در میان مسلمانان واقعا رحیم تر جلوه داده شده است و خود آقای یونسی نیز تحت تأثیر این تبلیغات قرار گرفته اند و ادعا می کند: "امروز علی محبوب ترین شخصیت جهان بشریت است و همه اعم از شیعه و سنی و حتی مسیحیت و خدانشنا سان علی را منظر یک انسان بی بدیل می‌دانند و ویژگی‌های علی در هیچ‌ کسی قابل مشاهده نیست". این اغراق گوئی فقط مربوط به شییعیان و رهبران آنها نیست، بلکه این تأثیرات درآدمهای روشنفکری مانند خسرو گلسرخی (چپ) در محاکمه دادگاه زمان شاه و زنده یاد درویش امیرحیاتی یارسانی باخواندن علی گویم علی جویمش وحتا زنده یاد سید خلیل عالی نژاد او هم سید یارسانی، تأثیر بسزائی داشته است. در حالی که بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، آیت الله خمینی، چهره واقعی علی را ناخودآگاه نشان می دهد. او می گوید:
"یوم الله واقعی روزی است که امیرالمومنین علیه السلام شمشیرش را کشید و خوارج را ازاول تا به آخر درو کرد و تابه آخرکشت، ... امیرالمومنین اگر بنا بود مسامحه کند شمشیر نمی کشید تا ۷۰۰ نفر را یکدفعه بکشد، ...". سخنان آیت الله خمینی بمناسبت 13 رجب تولد امیرالمومنین. لایق ذکر است که خوارج و غلات باورمندان به تناسخ روح بودند.

خوب بطوری که سید فریدون حسینی به درستی در مقاله اش آورده است، یارسانیان به تناسخ روح اعتقاد دارند و به باور و فلسفه یاری ذات خداوند در اجسام گوناگون و از جمله علی حلول کرده است. اگر مردم یارسان بنا به دفاتر مقدس بیشتر برعلی تکیه می کنند، باید معایب را در خود رهبران دینی اسلام در طول تاریخ دید که هر کسی را زیر نام کافر بنا به آیات قرآن می کشتند و یارسانیان بی پناه از آنجمله بودند که اجبارا برحلول ذات امامان و رهبران دینی اسلام بویژه اسلام شیعه زیاده از حد تأکید می کردند، در غیر آن صورت با یک مشت آدم افراطی مانند سید محمد فرزند سید علی طباطبائی در کرمانشاه در زمان فتحعلی شاه و بعدها با محمدعلی بهبهانی معروف به صوفی کش روبروبودند که همه را غیر از اسلام شیعه از دم تیغ می گذراندند.

پس من برخی ازنمایندگان یارسان راکه اجازه دیدار با آقای علی یونسی بدست آورده اند، تا حدودی درک می کنم اگر ادعا هایشان فقط تکیه بر نکته اول این مطلب بوده باشد. این عزیزان باید یک نکته دیگررا از دفاتر مقدس یارسان بدانند که: "راگه حقیقت نییه ن و میراث حق و کسی وه ن راگه ش بو و راس"، بلکه اگر اعتقاد به تناسخ دارند، باید کوشش و مطالعه کنند و این پند حقیقت را بجای آورند. "یاری چووار چیوه ن باوری و جا     راستی و پاکی، نیکی و ریا". در غیر این صورت بزرگترین نا عدالتی در حق نسلهای بعدی یارسان می شود. آسید فریدون حسینی بدرستی و با زبان بسیار ساده در رابطه با اظهارات آقای یونسی درباره علی، گفته اند: "اما همچنانکه درقرآن مجید بارها و بارها از حضرت عیسی بن مریم و یا حضرت موسی و سایر پیامبران به نیکی نام برده شده و مورد تأیید و تقدیر قرار گرفته، این موضوع  به این معنا نیست که دین اسلام  شاخه ای از دین مسیح یا دین یهودباشد، بنابراین ذکرنام حضرت علی درمتون دینی یارسان نیزنمی تواند دلیل وابستگی  یار سان به اسلام باشد بلکه همان طور که گفته شد، این موضوع ابتدا در چار چوب بیان واقعیات تاریخی ادیان و ازطرفی در چارچوب اعتقاد به موضوع « دونای دون» و بیان مراحل تاریخ دین یاری قبل از آشکار شدنش می باشد و از طرفی دیگر نشانه ی وجود تکثر گرایی، تساهل و تسامح و احترام به سایر اعتقادات در دین یاری است". اگر واقعا آدمی مانند آقای یونسی به اسلام اعتقاد دارد، نباید عوامفریبی بکند و نباید برای بر سر قدرت ماندن، واقعیت را تحریف کند. و اغراق گو نباشد. در طول تاریخ ما صدها اغراق گو افراطی تر از آقای حجت الاسلام علی یونسی داشته ایم. که از این جملات زیر بسیار تند تر از آقای یونسی می گفتند:"او تصریح کرد: علی (ع) یک شخصیت بی‌ نظیر در سیاست، مجاهدت، معلمی دلسوز و سخنوری بی ‌نظیر بود که نمونه‌ای درتاریخ ندارد. علی (ع) قرآن ثانی است و آنچه در زوایای مختلف علی (ع) می‌بینید مافوق بشر است". (!!)

خوب تصورش را بفرمائیدوقتی ایشان علی را مافوق بشر می بیند، چه انتظاری از  اهل حق ها یا یارسانیان بی پناه که در قرون متمادی همیشه تحت تعقیب مسلمانان افراطی بوده اند، دارید که ذات خدائی به او ندهند؟!

آقای یونسی در اینجا نا خود آگاه بیک تضاد گوئی درسخنانش می رسد و اظهار می دارد،البته ایشان با زرنگی خاصی نقل قول از طرف مقابل می کند: "با سخنانی که شما بیان کردید و شناختی که ازجامعه اهل حق به من دادید بعید می‌دانم کسی از اهل حق علی را آفریننده خود بداند و آنچه شما می‌فرمایید تعابیر و تفاسیری عرفانی از مقام علی (ع) است". آقای یونسی عزیز بعید ندانید، وقتی شما می فرمائید که علی مافوق بشر است، یعنی خداست. پس او می تواند خالق هم باشد!!

اگر چه واقع بینان علی را مافوق بشر نمی دانند و او نیز یک انسان بوده که تو سط یکی دیگر از مخالفانش سر نماز کشته شد. من در اینجا چند نکته را به انسانهای قلب پاک و بی روی وریا و بویژه کسانی که به راستی و پاکی، نیکی و ریا باور دارند، توصیه می کنم که اوالا، از اغراق گوئی دوری جویند. دوم، عادت های مضر را ترک گویند. سوم، انتقامجو نباشند. چهارم، واقع بینی را همیشه در مد نظر بگیرند و کور کورانه هرچیزی را نپذیرند و یا رد نکنند. پنجم، بامتانت اتحاد را حفظ و طرف مقابل را تحمل کنند، اگر چیز دیگری می گوید، سعی شود اورا باصبر وحوصله قانع کنند. ششم، فرصت طلبی را با صراحت رد کنند و سیاست دست بگیر روی کلاهترا غلط بدانند. هفتم و نهایتا این سروده را گویا از شخص سلطان سهاک است، همیشه از نظر آئینی در مد نظرشان باشد: یاران مگندی ئه و شون باوه   خریک مه وودی و مله گاوه ترجمه تقریبی: دوستان (پیروان) کور کورانه به دنبال پدرانتان نروید  گر این طور باشد روزی سر گردنه یا بزنگاه معطل خواهید ماند. پس برای رد یا قبول هر آئینی و عادتی شرط اول مطالعه و شرط دوم مطالعه و فهمیدن و شرط سوم هم مطالعه و تحقیق است.

هایدلبرگ، آلمان فدرال                                                   دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.