اپوزسیون چیست و اپوزسیون کیست؟

نیروی اپوزسیون واقعی در اصل صاحبان اندیشه مدرن سکولار و برابری طلب و ازادیخواه در عملکرد مبارزاتی هستند که از دل جنبشهای مردمی بیرون امده اند عملکرد و سابقه مبارزاتی و تفکور متمایز انان را متمایز میکند احزاب و سازمانهایی هستند که با فراخوانی بخشی از مردم را بسیج کرده و به صحنه مبارزاتی میکشانند.ویا افراد یا نیروهای کوچکی هستند که تشکل لازمهای ندارند ومتاسفانه از طرف اپوزسیون نماها با شانتاژ سیاسی یا انحصار طلبی یا گمنام ماندند و یا منفعل .اپوزسیون واقعی حول حوش این شعار مبارزاتی میبایست...

ابتدا باید تعریف درستی از اپوزسیون داشت .به نظرم اکثر قریب به اتفاق این نیروها ی مخالف نظام اپوزسیون نیستند و فقط مخالف نظام هستند .اپوزسیون به نیروی مخالفی گفته میشود که توان بسیج نیروی مردمی را دارا باشند .این توان بصورت تولید تفکر سیاسی متضاد درحاکمیت و قدرت در عمل خود را نشان میدهد .یعنی در وحله اول داشتن نیروی بالقوه مردمی در ایجاد جنبش یا حرکت اجتماعی و داشتن عملکرد متضاد تفکر ولایت فقیهی .ودر مرحله دوم نیرویی که  توان رهبری جنبش اجتماعی که محصول شکافهای عمیق اجتماعی و یا در نتیجه سرکوب ایجاد میشوند را میتوان اپوزسیون نامید  .اکثر مدعیون اپوزسیون   دنباله رو جنبشهای اجتماعی مردمی هستند .نقش انان در ایجاد این جنبشها هیچ بوده و حتی در بر ایند شرکت در این جنبشها عاجزند چه برسد به رهبری کردن ان .اصلی ترین کار تمایز نیروهای مخالف از اپوزسیون و در نهایت ساخت اپوزسیون واقعی از درون سازماندهان و شرکت کنندگان درون این جنبشهای اجتماعی است  مثل جنبش زنان .کارگران.جنبش برابری خواه و مترقی ملل و اقوام .جنبش دانشجویان .تبعیض دیدگان ایدئولوژیک .پرستاران .و  سایر .متاسفانه جایگاه اپوزسیون از طرف مدعیون بی عمل مفسر یا سیاسیون متظاهر یا رهبران خود خوانده یا احزاب و سازمانهای بدون پایگاه اجتماعی و یا اپوزسیون قلابی تحمیلی و هدایت شده از داخل نظام و دستگاههای اطلاعاتی  به انحصار در امده است .باید به این انحصار انان پایان داد .رسانه های بین المللی و حقیر امروزین نیز با مشهور کردن این تیپ افراد تکراری در برنامه های تفسیری و خبری خود دقیقا از ساخت اپوزسیون واقعی جلوگیری میکنند .پایان انحصار طلبی این مدغیان دروغین مهمترین گام است.

نگرشی تاریخی کوتاه به رهبران 35 ساله احزاب بظاهر اپوزسیون که همچون ولی فقیه رهبر مادام العمر هستند و یا عملکرد دموکراتیک ادعایی انها در داخل جامعه بوروکراتیک حزبی و سازمانی که با کوچکترین مخالفتی انشعابهای متعددی را تجربه کردند .یا نگرش تفکر مرد سالارانه حاکم در درون همه این احزاب و سازمانها که بسان ولایت فقیه زن را در پایگاه تشکیلاتی خود برده و یا در نهایت منشی میبینند . و یا کشیدن مرز خودی و عیر خودی در تفکر و عملکرد در برخورد با مخالفین سازمانیشان بسان ولایت فقیه بوده است .این نیروها در جامعه جهانی فعلی با پیشرفت تکنولوژی از طرف مخاطبین همیشه زیر نظر توده ها و مخصوصا مردم داخل ایران بوده و هستند .

عملکرد  تاریخ مبارزات سیاسی این قسم اپوزسیون نما در سه حالت موفق عمل کرده یک.در تداوم حیات 35 ساله رژیم جنایتکار ولایت فقیه . دو. در شکستن اعتماد اجتماعی و مردمی  و بر باد دادن ارزوی تغییر اجتماعی توسط انان و ایجاد یاس و نا امیدی کشنده مابین توده ها .سه . در نهایت بر اورده کردن ارزوی  ولایت فقیه از پدیدار نیامدن نیروی با لقوه و خطرناک و متحد که میتوانست بازوی اصلی یا سخنگو و سازمانده یا رهبر و یا حامی و پشتیبان  حرکتها و جنبشهای اجتماعی  میتوانست گردد . بنابر این رژیم با فراغت تمام به سرکوب جنبشهای زنان و کارگران ودانشجویان و ملیتها و معترضین صنفی  و دگر اندیشان با سبعییت تمام ادامه داده و میدهد. با گسترش اعدامها فضای رعب و وحشت را ساخته و فارغ از بازتاب جهانی سرکوب و جنایت نه تنها کاسته نشده بلکه هر روز بر وسعت و شدت ان افزوده گشته است . 

با دلی پر درد ادعا میکنم اپوزسیون نما ها اگر مدعی هستند که در این جنایت سهمی نداشتند اما در گذرگاه تاریخ ثابت شده است روشنفکر سیاسی غیر مسئول  شریک این جنایتها بوده و هستند. هر چند بصورت مستقیم در این جنایتها  دستی نداشتند  .بخشی از این اپوزسیون نماها یا به لحاظ داشتن منافع شخصی یا خوانوادگی در بین سران مافیای غارتگر و بخشی دیگر برای افشا نشدن سندهای ننگین همکاری با رژیم و دستگاههای امنیتی در گذشته ننگین فعالیت سیاسیشان سعی در حفظ نظام دارند. پایان  رژیم و افشا اسناد  یعنی بسته شدن دکان سیاسی چند دهنه انان  و پایان منافع انان .این قسم همیشه با ساخت تئوری و تفکر کم خطر برای نظام از جمله اصلاح طلبی یا تغییر جزئی به دستاورد جنبشهای ایجاد شده خیانت کرده و منحرفشان ساختند. اینان  توانستند رژیم را از بحرانهای سیاسی  اقتصادی و اجتماعی داخلی و خارجی ویرانگر نجات دهند .همه این اضداد متضاد اما متحد در نقاب اپوزسیون   با حفظ سمت و القاب رنگارنگ و منافع حقیر حزبی و سازمانی جایگاه اپوزسیون واقعی را اشغال کردند و همیشه مانع جدی بودند در ایجاد جبهه اتحاد عمل تمامی نیروهای مترقی و ساخت اپوزسیون واقعی .از این منظر در تداوم این جنایتها و ادامه اسارت ملیونها انسان در بند ولایت فقیه روزی در دادگاه عدل مردمی در دادگاه تاریخی محاکمه خواهند شد .اکنون در دادگاه وجدان بازماندگان قربانیان و همه مردم ایران به محاکمه کشیده شده اند . حکم مردمی برای انان بی اعتمادی و بی اعتنایی به انان است

نیروی اپوزسیون واقعی در اصل صاحبان اندیشه مدرن سکولار و برابری طلب و ازادیخواه در عملکرد مبارزاتی  هستند که از دل جنبشهای مردمی بیرون امده اند عملکرد و سابقه مبارزاتی و تفکور متمایز انان را متمایز میکند احزاب و سازمانهایی هستند که با فراخوانی بخشی از مردم را بسیج کرده و به صحنه مبارزاتی میکشانند.ویا افراد یا نیروهای کوچکی هستند که تشکل لازمهای ندارند ومتاسفانه از طرف اپوزسیون نماها با شانتاژ سیاسی یا انحصار طلبی یا گمنام ماندند و یا منفعل .اپوزسیون واقعی حول حوش این شعار مبارزاتی میبایست به ایجاد اتحاد عمل انقلابی و ساخت الترناتیو حقیقی اقدام عاجل کند .وبه اتحاد مبارزاتی تمامی نیروهای مترقی در درون جنبش زنان کارگران دانشجویان دگر اندیشان برابری خواهی ملی و همه ستمدیدگان جامعه  در درون جنبشها دامن زند تا انان را علیه دشمن مشترک که همانا ولایت فقیه در ماسک حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بسیج نماید و به این ننگ بشرییت پایان دهد  

باریش جلال زاده 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.