تنش در قفقاز جنوبی بالا می گیرد

در این میان ایالات متحده آمریکا و غرب هم برنامه های دراز مدتی در منطقه دارند و به منابع انرژی دریای خزر چشمک می زنند، از آن رو راه برون رفت از بحران و چالش روز افزون در منطقه از همکاری و همسویی همه نیرو های صلح دوست....

 

 

منطقه خاورمیانه، شرق اروپا و جنوب قفقاز روز های پر تنشی را می گذراند، در ماه های پایانی سال گذشته تعدادی از جوانان اوکراین در میدان مرکزی شهرکیف گرد آمدند تا به گسترش فقر، بیکاری و فساد در کشوری که از سوی رئیس جمهور طرفدار مسکو اداره می شد اعتراض کنند، در مدت کوتاهی با مداخله و کمک های مالی ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا و گردآوری جوانان از مناطق غربی بویژه شهر لویو که پایگاه اساسی جوانان راست افراطی است، در میدان کیف، اعتراض به خشونت کشیده شد. رئیس جمهور از کشور فرار کرد و نیرو های راست و طرفدار غرب قدرت سیاسی را در دست گفتند. بخش شرقی کشور که بیشتر از روس تباران هستند مخالفت خود را با قدرت سیاسی در کیف نشان داده، همزمان در کریمه و بخش های دیگر در شرق اوکراین، همه پرسی برای استقلال انجام گرفت، منطقه خود مختار کریمه با اعلام استقلال به فدراسیون روسیه پیوست و روسیه پایگاه خود را در این منطقه بویژه در دریای سیاه تقویت کرد. بحران و جنگ در مناطق دیگر همچنان ادامه دارد و رژیم حاکم بر کیف هم در تلاش پیوستن به پیمان آتلانتیک شمالی( ناتو ) خود را به اروپای غربی و ایالات متحده آمریکا نزدیک می کند. در این مدت انتخاباتی هم در اوکراین صورت گرفت که یکی از الیگارک های مشهور ( شاه شکلات ) به ریاست جمهوری رسید که تلاش می ورزد تا اوکراین را به اروپای غربی و اتحادیه اروپا نزدیک کند. بحران شدید اقتصادی و اجتماعی در اوکراین همچنان ادامه دارد. در این میان سقوط هواپیمای مسافربری مالزی که با شلیک موشک در منطقه شرق رخ داده، دو نیروی مداخله گر در منطقه را(فدراسیون روسیه در یک سو و اتحادیه اروپا وایالات متحده آمریکا را در سوی دیگر ) در مقابل هم قرار داده است.

همزمان با اوکراین حوادث مهمی هم در خاورمیانه رخ داد، نیروئی که نفرات خود را از کشور های مختلف گرد آورده و خود را دولت اسلامی عراق و شام ( داعش ) معرفی می کرد کنترل بخشی از سوریه و عراق را در دست گرفت و خلافت اسلامی خود را بر پا کرد. هنوز چگونگی تشکیل این نیرو و پایگاه اجتماعی آن در پرده ای از ابهام قرار دارد، آنکه مسلم است بازیگران مهمی در منطقه در راستای منافع بلند مدت خود، این نیرو را آموزش داده، تقویت کرده و به قدرتی رسانده است که با گذشت زمان مناطق اشغالی خود را گسترش می دهد. هدف این نیرو بیشتر تسلط بر مناطق نفت خیز شمال عراق است و تا کنون بخش های مهمی را هم به تصرف خود درآورده است. در این میان ناتوانی ارتش عراق با این نیرو شگفت انگیز، رمز آلود و همراه با تردید های جدی است!

در دیگر سو، حمله ارتش مجهز اسرائیل از هوا و دریا و زمین به غزه بی پناه و کشتار بی رحمانه مردم فلسطین به بهانه کشته شدن سه جوان اسرائیلی همچنان ادامه دارد. ایالات متحده آمریکا و اروپا از کشتار اسرائیل به بهانه دفاع از شهروندان و تخریب کانال های زیرزمینی حماس دفاع می کنند، آمریکا در راستای کمک به سپر دفاع موشکی اسرائیل بنام « گنبد آهنین » بودجه ویژه ای اختصاص داده تا نیرو های نظامی اسرائیل را از نظر روحی و روانی تقویت کند. جای بسیار شگفتی و حیرت است که کشور های پیرامونی بویژه عربی به این کشتار بی رحمانه اسرائیل واکنش جدی از خود نشان نمی دهند و تنها به محکوم کردن حملات اسرائیل به مناطق مسکونی اکتفا می کنند.

در حالی که در منطقه خاور میانه جنگ و خونریزی با شدت ادامه دارد و نشانه هایی از تغییر جغرافیای سیاسی در منطقه به چشم می خورد، در منطقه قفقاز جنوبی هم شعله های جنگ که برای مدتی خاموش و یا کم سو بود بار دیگر زبانه می کشد و سربازان دو کشور همسایه را که سال های طولانی در ترکیب اتحاد جماهیر شوروی قرار داشتند به جان هم می اندازد. تا جائیکه بیم آن می رود که جنگ تمام عیاری بین دو کشور آذربایجان و ارمنستان آغاز شود. آنچه مسلم است بخش هایی از خاک جمهوری آذربایجان از سوی ارمنستان اشغال شده، بر اساس خواست سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه های متعدد باید بزودی زود تخلیه شود و ساکنین پیشین آن که در مناطق گوناگون آذربایجان و اردوگاه ها به سر می برند به شهر ها و روستا های خود برگردند.

اختلافات مرزی جمهوری آذربایجان با ارمنستان ریشه در گذشته های دور دارد. در دوران اتحاد جماهیر شوروی تغییرات مهمی در ترکیب جمعیتی برخی مناطق با صلاح دید حزب کمونیست شوروی صورت گرفت، در این راستا برخی گروه ها از سرزمین های خود به مناطق دیگر کوچانده شدند، در این راستا هزاران تاتار از کریمه به آسیای میانه و یا سیبری رانده شدند که تعداد زیادی از آنان پیش از رسیدن به مقصد جان باختند. در سرزمین برخی از جمهوری های اتحاد شوروی با ساکن کردن روس تبار ها و یا از ملییت های دیگر جمهوری های خود مختار تشکیل دادند. بنابرین زمینه های اختلاف از همان زمان فراهم شد و همچنان ادامه دارد. ارمنستان از سال های دور قره باغ ( قره باغ کوهستانی ) را بخشی از خاک خود می پنداشت و با تشویق و حمایت مردم را از مناطق مختلف به آن منطقه می فرستاد و زمینه اسکان آنان را در منطقه فراهم می کرد.

در سال 1987 که پایه های اتحاد شوروی در حال ریزش بود تظاهراتی در ایروان بر پا شد، و تظاهر کنندگان در قطعنامه پایانی آن خواستار الحاق ولایت خود مختار قره باغ به جمهوری ارمنستان شدند، یک سال بعد از آن در سال 1988 با خواست برخی از نمایندگان شورای ولایت خود مختار قره باغ، مصوبه ای مطرح شد که در آن آمده بود، خود مختار قره باغ از ترکیب سرزمینی آذربایجان خارج و به ارمنستان ملحق شود. در پی آن شورای جمهوری سوسیالیستی ارمنستان هم این مصوبه را به رسمیت شناخت و با آن الحاق موافقت کرد. از آن روز اخراج آذربایجانی ها از منطقه تشدید شد که گاهی همراه با کاربرد خشونت بود.مجموعه این رویکرد ها خوشآیند مسکو بود زیرا نگاه استراتژیک مسکو، همراه با آینده نگری در منطقه ضرورت آن را نشان می داد.

همراه با فروپاشی شوروی، ملی گراها و گاهی افراطی های جمهوری های 15 گانه در ترکیب آن فعال تر شدند، مسکو نیرو های سرکوبگر خود را در 21 ژانویه 1990 به باکو اعزام کرد که به شدت مورد حمایت ایروان قرار گرفت. مخالفت حیدر علی اوف در مسکو که جایگاه مهمی در کمیته اجرایی حزب کمونیست اتحاد شوروی داشت، مسیر مسکو، باکو را از هم جدا کرد، در نتیجه گرایش مسکو به ایروان افزایش یافت. همزمان بی ثباتی سیاسی هم در آذربایجان، زمینه حملات پی در پی ارمنستان را با حمایت روز افزون مسکو فراهم آورد. در اواخر سال 1991 ارمنستان با حمایت فدراسیون روسیه مناطق کرکی جهان، قره داغلی، مالی بیگلی، میشه لی و قوشچولار را تصرف کرد. درسال بعد با استفاده از ضعف روحی و روانی نیرو های نظامی آذربایجان، حمله وسیعتری را تدارک دید و خوجالی را با خون ریزی و وحشت آفرینی اشغال کرد، در این اشغال بیش از 600 نفر کشته، 130 نفر مفقود و هزاران نفر از خانه و کاشانه خود رانده شده و یا از ترس کشتار، فرار کردند. به دنبال این اشغال و کشتار، شورای همکاری و امنیت کشور های اروپایی وارد عمل شد تا منشور خود را برای برون رفت از بحران دو کشور آذربایجان و ارمنستان اجرا کند. ولی ارمنستان همچنان به تجاوز خود ادامه داد، در 8 ماه مه 1992 منطقه شوشا را تصرف کرد تا کریدور خود را تا قره باغ علیا گسترش دهد، در پایان همان ماه، منطقه لاچین را اشغال کرد و کریدور خود را تا قره باغ کوهستانی ادامه داد.

ارمنستان با استفاده از بی ثباتی سیاسی و عدم مدیریت جنگی در آذربایجان، حملات خود را در سال 1993 هم ادامه داد، در آگوست همان سال جبرائیل، فضولی، قوبادلی و زنگیلان را اشغال کرد. با اشغال این مناطق بیش از یک میلیون آذربایجانی آواره شدند. با اشغال این مناطق این بار سازمان ملل متحد قطعنامه ای در محکومیت این اشغال صادر کرد و یاد آور شد که باید ارمنستان با احترام به حاکمیت، تمامیت ارضی و تغییر ناپذیری مرز های شناخته شده آذربایجان از مناطق اشغالی خارج شود. در پی آن و تثبیت سیاسی در آذربایجان در تاریخ 12 مه 1994 آتش بس بین دو کشور برقرار شد. تا کنون 4 قطعنامه در راستای تخلیه سرزمین های اشغالی از سوی سازمان ملل صادر شده که هیچکدام به اجرا در نیآمده و بیش از 20 درصد از خاک آذربایجان همچنان در اشغال ارمنستان است. شورای همکاری و امنیتی کشور های اروپایی تا کنون تلاش های زیادی را در بوداپست، مینسک و لیسبون بعمل آورده تا راه حلی برای پایان مناقشه دو کشور پیدا کند، در این راستا کمیته هم بنام « کمیته مینسک » تشکیل داد که راه حل تا رسیدن به صلح دائمی را پیدا کند، ولی ارمنستان تا کنون با همه پیشنهاد های آن مخالفت کرده است. کمیته مینسک همواره یاآور می شود که ولایت قره باغ با عالی ترین حد خود گردانی در ترکیب جمهوری آذربایجان باقی می ماند. هرچند این خود مختاری با اعلام استقلال خود خوانده می خواهد به ارمنستان بپیوندد.

در سال 1997 بار دیگر کمیته مینسک پیش نویس جدیدی را برای پایان دادن به مناقشه قره باغ آماده کرد و در آن پیشنهاد مرحله به مرحله را مطرح کرد، ولی در مقدمه آن نخست خواستار پایان اشغال 6 شهر و باز گشت آوارگان  به مناطق خود شد تا گفتگو در رابطه با صلح پایدار با توجه به اسناد حقوقی آغاز شود، که این خواسته هم با مخالفت ارمنستان روبرو شد. از آن تاریخ تا کنون زدوخورد های محدود بین نیرو های نظامی دو کشور ادامه داشته که شدید ترین آن در چند روز گذشته اتفاق افتاد. بنا به گزارش وزارت دفاع آذربایجان، نیرو های نظامی ارمنستان با گذر از مناطق مختلف در منطقه آتش بس وارد خاک آذربایجان شده با تداوم آتش 11 تن از نیرو های آذربایجان را کشتند و با تحمل تلفات مجبور به عقب نشینی شدند. این حوادث نشان می دهد که منطقه قفقاز جنوبی به شدت متشنج و آماده انفجار است. ارمنستان با بحران شدید اقتصادی روبرو است و به شدت نیازمند کمک های مالی فدراسیون روسیه است. در سال های اخیر بیش از یک چهارم از جمعیت جوان ارمنستان کاسته شده، بخش عمده ای از آنان به روسیه مهاجرت کردند تا با پیدا کردن کار امرار معاش کنند و بخشی از اندوخته های خود را به ارمنستان بفرستند.

رهبری فدراسیون روسیه بویژه پوتین در آرزوی باز سازی دوران گذشه و گسترش قلمرو خود در منطقه است. هرچند جمهوری های سابق شوروی را حیات خلوت خود می داند، به ارمنستان نظر و اطمینان بیشتری دارد. آن را هم پیمان استراتژیک دراز مدت خود می خواند. فدراسیون روسیه همزمان رابطه خوبی هم با جمهوری اسلامی دارد ولی تردید های جدی وجود دارد که بتوانند این رابطه نزدیک را برای دراز مدت حفظ بکنند، زیرا نزدیکی جمهوری اسلامی به غرب این تردید ها را افزایش می دهد. در این میان رابطه با جمهوری آذربایجان هم به استحکام ارمنستان نیست.بنابرین فدراسیون روسیه در پی دوستی دراز مدت در منطقه است و عملکرد آن در گرجستان، اوکراین و ارمنستان نشانگر این بینش و سیاست است که گاهی با سازش و همکاری و گاهی هم با کاربرد زور به پیشواز بحران های منطقه ای می رود. در آگوست سال 2008 نیرو های نظامی خود را وارد خاک گرجستان کرد و دو منطقه آبخازیا و اوستیای جنوبی را از آن جدا و افراد وابسته به خود را در آن مناطق حاکم کرد. در این میان ایالات متحده و غرب هم برنامه های دراز مدتی در منطقه دارند و به منابع انرژی دریای خزر چشمک می زنند. از آن رو راه برون رفت از بحران و چالش روز افزون در منطقه، از همکاری و همسویی همه نیرو های صلح دوست می گذرد. جنگ کوچک یا بزرگ، کوتاه مدت و یا دراز مدت ندارد، ویرانگر است و پایه های استبداد را در منطقه محکم می کند. ارمنستان با خروج از مناطق اشغالی در آذربایجان از گسترش تنش خواهد کاست و به اقتصاد بیمار خود رونق خواهد بخشید...

دکتر محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se

 

انتشار از: