محاکمات و دفاعیات يك "پان توركيست" بنام خالد سعید خوجایف

خالد سعيد اوف: فعالیتهای پان تورکیستی بنده صرفا محدود به تالیفاتم بوده است. خصوصا در ترجمه کتاب “دیوان لغات الترک محمود کاشغری”

متن زیر صفحاتی از محاکمات و بازجویی‌های «خالد سعید خوجایف» می باشد که در رده اسناد محرمانه اتحاد جماهیر شوروی طبقه‌بندی میگردد و آن را به فارسی ترجمه نموده‌ام. «خوجایف» یکی از تورکولوگ‌هایی هست که با اعمال شیوه‌های خاص، بازجویی و در سال 1937 به اتهامات واهی و دروغین تیرباران می شود. در مورخه 3 آگوست (1957 در دوران استالين زدايي)  دادگاه عالی نظامی اتحاد جماهیر شوروی طی حکمی رای صادره تاریخ 12/10/1937  این دادگاه را لغو می کند ولی پرونده به علت غیر جنایی بودن بسته می شود.

 ترجمه سند از "روزبه سعادتي"

از میان اندیشمندان صاحب نام و چهره های علمی آذربایجانی که در فاصله سالهای 38-1937 به صورت بی رحمانه و با روشهای مختلف حذف شده اند، می توان به تورکولوق مشهور و عضو آکادمی علوم آذربایجان شوروی «خالد سعید» اشاره کرد.

«خالد سعید خوجایف» در سال 1888 در منطقه کاشکورغان تاشکند زاده شد. بعد از اتمام تحصیلات اولیه به سال 1914 به استانبول رفته و با قبولی در امتحان ورودی، وارد دانشگاه می شود. وی در سال 1918 تحصیلات خود در دانشکده تاریخ و ادبیات را به پایان رسانده و بین سالهای 20-1918 در گنجه بعنوان دبیر مشغول به کار میشود. در سالهای 21-1920 به تاشکند رفته و در آنجا نیز مشغول تدریس می گردد. اما وی بلافاصله بین سالهای 26-1921 عازم باکو شده  و بعنوان مدیر خوابگاه نمایندگی دائم ازبکستان و مدرس مقاطع تحصیلی متوسطه و عالی کار خود را آغاز می کند. بعد از این سالها و تا زمان دستگیری، وی در آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی مشغول به کار بوده است. «خالد سعید» در رابطه با ادبیات، زبان شناسی، زبانهای تورکی و فارسی کتابهای متعددی را تالیف کرده است. همچنین سنگ نوشته های اورخون را ترجمه نموده است. اما اثر ماندگار وی ترجمه “دیوان لغات الترک” محمود کاشغری می باشد. اما جای بسی تاسف است که شاگردان وی این ترجمه گرانمایه استادشان را به کسانی منسوب می کنند که آنها در فاصله سالهای دهه 30 حتی کوچکترین اطلاعی در خصوص وجود محمود کاشغری نداشته اند. آنها حتی از اشاره به نام خالد سعید در این سالها دریغ می کنند!

«خالد سعید خوجایف»، شماره پرونده دادگاه : 12493

«خالد سعید خوجایف» در تاریخ 3 ژوئن 1937 دستگیر شده و به عنوان نفر شماره 72 پرونده شماره 12493 محبوس می شود.

5 ژوئن 1937 ؛ بازجویی اول

سوال : شما به عنوان مدیر خوابگاه به دلیل تبلیغ افکار ملی گرا و انقلابی اخراج شده اید؟

جواب : چنین اتهامی به من وارد نشده است.

س : شما از پاسخ دادن به سوال امتناع می کنید. دادگاه از عضویت شما در تشکیلات پان تورکیست و انقلابی مطلع است. آیا به این اتهامات اقرار می کنید ؟

ج : به طور قطع رد می کنم.

( در تاریخ 5 ژوئن 1937 به دستور مدیر موسسه تاریخ، زبان و ادبیات آکادمی علوم آذربایجان شوروی «خالد سعید خوجایف» به مورخه 4 ژوئن از لیست هیئت علمی موسسه حذف میشود. )

21 ژوئن 1937 ؛ بازجویی دوم

پس از اعمال شیوه های خاص, «خوجایف» همانند یک پان تورکیست پاسخ می دهد؛ ” بله، بنده اعتراف میکنم از سال 1916 تا زمان دستگیری در نقش یک پان تورک فعالیت می کرده ام.”

س : شما از چه زمانی به عضویت تشکیلاتهای پان تورک و انقلابی در آمده اید؟

ج : در سال 1925 وقتی که پان تورکیست مشهور «ا.س.قوبایدوللی»  به باکو آمد.

س : در نقش یک پان تورکیست شما چه فعالیتهای انقلابی را انجام می دادید؟

ج : بنده در بین دانشجویان جوان با تبلیغ پان تورکیسم سعی داشته ام کادرهای پانتورک را بر علیه حاکمیت شوروی تربیت نمایم.

 9-7 ژوئن ؛ ازمتهم پرسیده می شود : در خصوص وظایف تشکیلاتی خود بعنوان یک ملی گرای انقلابی چه اظهاراتی دارید ؟

ج : فعالیتهای انقلابی من بین سالهای 28-1926 در باکو میان دانشجویان اوزبک صورت گرفته است.

س : پس از سال 1928 شما فعالیتهای انقلابی داشته اید؟

ج : خیر نداشته ام. فعالیتهای پان تورکیستی بنده صرفا محدود به تالیفاتم بوده است. خصوصا در ترجمه کتاب “دیوان لغات الترک محمود کاشغری”.

س : شما دروغ می گویید. بهتر است مقاومت نکنید…!

ج : بله، اعتراف می کنم به اینکه در سال 1935 یکی از دانشجویان ملی گرای اوزبک آکادمی نفت آذربایجان با نام «سلیم ساکوف» را به فعالیت های انقلابی ترغیب کردم. همچنین بین سالهای 36-1928 سه تن دیگر را نیز به این فعالیتها ملحق نموده ام.

س : شما بازهم حقیقت را کتمان می کنید. آیا شما در باکو با برخی فعالین علمی نیز ارتباط داشته اید؟

ج : بنده مجبورم که اعتراف کنم که با «ولی خلفلو»، «غلام باقروف»، «زیفلد»، «جبار محمدزاده»، «حنفی زینال» و از تکنسین ها با «چوپان زاده»، «حسین زاده» و «دمیرچی زاده» در راستای فعالیتهای انقلابی ارتباط داشته ام.

س : ارتباط شما با ایشان شامل چه فعالیتهایی می شد؟

ج : بنده با ایشان درخصوص مسائل پانتورکیسم صحبت می کردم. علاوه بر آن «ولی خلفلو» و «زیفلد» به خاطر ترجمه کتاب «محمود کاشغری» از من حمایت می کردند.

س : در خصوص فعالیتهای خود در سازمان امنیتی ترکیه چه اظهاراتی دارید ؟

ج : بنده در این سازمان هیچ فعالیتی نداشته ام.

س : شما دروغ می گویید! اعترافات خود را در خصوص این سوالات اظهار دارید.

…!

ج : اعتراف می کنم در سال 1918 من به همراه جمعی از دانشجویان دانشگاه استانبول با ارتش «نوری پاشا» به آذربایجان اعزام شدم…

14-15 ژوئیه

بازپرس : محکمه در خصوص ارتباط شما با سازمان امنیت ترکیه پس از ترخیصتان از ارتش به قدر کفایت مستندات در دست دارد.

ج : بله، اعتراف می کنم تقریبا در سال 1924 با سازمان امنیت ترکیه ارتباط برقرار کرده و تا سال 1937 این ارتباط را حفظ نمودم.

بازپرس : کدامیک از دستورات سازمان امنیت ترکیه را انجام داده اید ؟

ج :  به دستور سازمان جهت فاصله گرفتن تشکیلاتمان از انگلیس, بنده در بین اعضا به فعالیت های ملی گرایی تورک دست زدم.

آخرین بار «خوجایف» در تاریخ 4 سپتامبر 1937 مورد بازجویی قرار می گیرد. ( محاکمه وی 3 ماه به طول می انجامد) و بازپرس در رابطه با ختم پرونده وی لایحه ای را حاضر می کند.

خالد سعید، ” او با توجه به ماده 68 دادگاه نظامی آذربایجان شوروی دادگاهی شده است.” ” به اتهام عضویت در  فعالیت ها و تشکیلات انقلابی و همکاری با سازمان امنیت ترکیه “

او با توجه به ماده های 1-63 ، 70، 73 دادگاه نظامی محکوم می شود. در تاریخ 11 اکتبر 1937 هیئت نظامی دادگاه عالی اتحاد جماهیر شوروی (ماتلویچ، زاریانوف، ژیگور) لایحه ای را تنظیم می کند. «خوجایف» به گناه کار بودن خود اعتراف می کند. وی اظهارات خود در بازجویی های اولیه را تصدیق نموده و در دادگاه هیچ اظهاراتی را به آن نمی افزاید. در آخرین دفاع تقاضا می  کند در محاکمه وی تخفیف قائل شوند. دادگاه در ساعت 15:10 آغاز و در ساعت 15:25 به پایان می رسد !

حکم صادره :

متهم «خالد سعید خوجایف» از سال 1925 عضو تشکیلات های پان تورکیستی مخالف اتحاد جماهیر شوروی، تروریستی و جاسوسی می باشد. هدف آنها براندازی حاکمیت شوروی ، تاسیس جمهوری ملی و استقلال آن و تشکیل دولت بورژوای تورک – تاتار می باشد. او به صورت مستمر به فعلیت های ملی گرایی مشغول بوده و به عضو گیری برای تشکیلات های پان تورکیست پرداخته است و از سال 1924 تا سال 1937 برای یک دولت بیگانه جاسوسی کرده است.

با توجه به نوشته های بالا و بنا به استناد به ماده های 316 و 317 هیئت نظامی دادگاه عالی اتحاد جماهیر شوروی, «خالد سعید خوجایف» را به اشد مجازات – تیرباران – محکوم می کند. حکم قطعی است. اعتراض پذیرفته نمی شود و حکم با توجه به تبصره ماه دسامبر 1934 دادستانی اتحاد جماهیرشوروی می بایست فورا اجرا شود.

در تاریخ 13 اکتبر 1937 پیوستی به پرونده ضمیمه می شود.  در آن قید می شود حکم تیرباران «خالد سعید خوجایف» می بایست در باکو اجرا گردد.

در اکتبر 1954 «سارا رضا قیزی خوجایئوا», همسر «خوجایف» سالها پس از تيرباران وي، با تقدیم پیوستی خواستار پیگیری وضعیت همسرش می شود. وی در 16 آوریل 1955 تقاضا می کند پرونده همسرش مجددا بررسی شود. هیئت نظامی دادگاه عالی اتحاد جماهیر شوروی طی حکمی در تاریخ 16 می 1957 رای صادره این دادگاه در تاریخ 12 اکتبر 1937 را لغو می کند. ولی به خاطرغیرجنایی بودن رای, پرونده مختومه اعلام می شود.

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کسی متواند بمن بگوید در جه تارخی دققأ ترکیه مردم ارمنی را قتلعام کرد؟از قبل بسیار تشکر مبکنم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای عحبا چه راحت.... می گویی . ضمنا شما گفتار من را که به ندرت می نویسم ؛ می خوانید ولی از اعمال و کردار من چگونه اگاه هستید ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ماهانی شما که خودت نماینده دائیمی پان فارسها در ایران گلوبال هستی، شما دیگه چرا حرف از پان میزنید؟ اول به گفتار وکردار و اعمال خوتان نگاه کنید، بعد در مورد دیگران نظر بدهید. پان ایرانیسمی که جنابعالی سنگ آن را به سینه میزنی آیا خوب است، و بر زبان آوردن حقوق ملل غیر فارس بد؟ مشاالله عجب منطق آبکی معروض میفرمائید. خداوند جلیل شما را به راه راست عنایت بفرماید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای ین لیک ترا به پدر و مادرت ؛ ترا به هرکه می پرستی ؛ ترا به وجدان به انسانیت و به حقیقت ؛ ایا ان داستانی که گفتی ساختگی و دروغ نیست ؟
شما از یک دکتری سوال می کنی که ایا دکتر جواد هیئت را می شناسی ؟ او می گوید نه ؛ اما همین که می گویی او پدر جراحی نوین قلب ایران است نا گهان نه تنها او را به جا می اورد بلکه توصیف بیشتری هم می دهد و می گوید او پان ترکیست است .
شما می خواهید ما این داستان ساده لوحانه را باور کنیم ؟ داستان محاکمه و دفاعیات بالا که می خواهد بگوید چون فلانی در سیستم شوروی سابق شکنجه شد تا دروغ و راستی را بپذیرد پس پان ترکیست حق است نیز به همین اندازه ساده لوحانه است . انسان بهتر است از هر چه پان دوری جوید زیرا از ان فاشیسم خواهد روئید و ادم کشی و جنایت .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز مرحوم دکتر هیات یک جراح و پزشک حاذق بودند درست، خدا رحمتش کند این افتخار هر ایرانیست. اما ایشان چه تخصص یا تحصیلات آکادمیک درباره تاریخ ،فرهنگ، هنر، ادبیات و... ایران یا حتی منطقه آذربایجان داشت؟ پاسخ: هیچی یا لااقل هیچ جایی به آن اشاره نشده است. اگر ایشان به زبان مادری علاقه وافر داشت بهتر نبود در زمان دانشجویی در ترکیه بطور تخصصی این رشته را فرا میگرفت؟ آیا در اینصورت بهتر به جامعه و زبان مادری خود خدمت نمیکرد؟شایدهم ایشان در آن دوره چندان دغدغه زبان مادری نداشتن وتنها پس از انقلاب و به دلایلی به این مقوله علاقه مند شدند...الله اعلم...
دوست عزیز تا بحال فکر کرده اید چرا نظریه پردازان قوم گرا(یا به گفته شما هویت طلب) و عناصر ضد ایران عموما تخصص و تحصیلات آکادمیکی در مورد تاریخ و ادبیات و فرهنگ و زبان و... ندارند و فقط مقداری مطالعه ذوقی دارند که بر مبنای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از افشا این جنایت تاریخی که بر مردم قفقاز رفته است.هزاران انسان بی گناه از همه جای جهان و ایران در اردوگاهای مخوف و سیاه مارکسیم لنیسنیم د رشوروی سابق از پا در امدند. احزاب چپ در جهان و ایران در برابر این جنایات سکوت کردند و دولتهای وقت هرگز گزارشی در روزنامها منشر نکردند.انتشار اخبار در باره جنایت علیه مردم روسیه و قفقاز و ایرانیان در بند فاشیسم کمونیستی میتوانست از چپگرائی در ایران جلوگیری کند و سرنوشت فکری چپ ایرانی را در مسکو رقم نزند. افشا ان جنایات از سوی دولت وقت میتوانست از دو حرکت تجزیه طلبانه د رایران اذربایجان و کوردستان جلوگیری کند.
ادامه سکوت در باره انچه در روسیه سال 1917 گذشت پایانی جز رویداد ارتجاعی برامدن ارتجاع اسلامی با کمک غرب و دفاع بدون قدید شرط چپ ایران از ارتجاع سیاه نداشت.
مردم ایران اساسن اطلاعی از اینکه در شووری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
روزی با یک فرد از جامعه فارسی‌ در میتینگی برخورد کردم، ایشون دکتر تشریف داشتند و به همین جهت از ایشون پرسیدم "" آیا میدانید پدر جراحی نوین قلب ایران کیست؟ "" ایشون نگاهی‌ به من کرد و گفتند نمی‌‌دانم، من به ایشون گفتم "" دکتر جواد هیئت "" پدر جراحی نوین قلب ایران هستند، این شخص زود رگ گردنش سرخ شد و گفت "" جواد هیئت "" یک پان ترکیست است، من نیز به ایشون گفتم آیا با منطق شما، "" محمود حسابی‌ "" که به دروغ سفره هفت سین فارس را برای انشتین پهن کرده بود "" پان فارس "" نبود؟ آیا در دانشگاه‌های ایران، ایشون را به عرش اعلاّ نرساندند؟ آیا محمود حسابی‌ پیرامون "" ظرفیت زبان فارسی "" بیراهه نرفته بود؟ چرا من ایشون را فقط به عنوان یک "" فیزیکدان "" حالا باشند یا نباشند می‌‌شناسم و معرفی‌ می‌کنم ولی‌ "" جواد هیئت "" پدر جراحی نوین قلب ایران "" به دلیل علاقه به زبان مادری خود، در