داعش فراورده‌ی مشترک امریکا و جمهوری اسلامی ایران

هر گونه سرمایه‌گذاری و طرفداری از حکومت مذهبی و ایدئولوژیک آبستن رشد و توسعه خشونت‌گرائی و افراطی‌گری در منطقه است. اگر کسی قصد کمک دارد باید به شکل‌گیری حکومت‌های سکولار، دموکراتیک و روادار که حقوق بشر و حرمت انسان را رعایت می کنند، تا آزادی همه ادیان و خداناباوران را فراهم کنند، سرمایه‌گذاری کند.

از همان روزهائی که امریکا بجای سرمایه‌گذاری روی سکولارها و تشکیل یک دولت عرفی و روادار با نوری المالکی برای حذف سنی‌ها و سکولارها همدست شد، زمینه رشد و گسترش داعش و قتل عام شیعیان و کردها در عراق فراهم شد.

از همان روزی که امریکا، بریتانیا، ترکیه، عربستان و قطر به جای ریشه‌یابی درگیری‌های منطقه سعی در گروه‌سازی و کمک به گروه‌های طرفدار خود کردند، زمینه رشد و گسترش داعش و قتل عام شیعیان و کردها در عراق فراهم شد.

از همان روزهائی که جمهوری اسلامی ایران تمام قوای نظامی، اطلاعاتی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و تجربه سرکوب و از میدان بدرکردن مخالفان سیاسی و عقیدتی در ایران را در اختیار دولت نوری المالکی قرار داد تا سنی‌ها و سکولارها (گیتی‌گرایان = secular) را از همه شئون قدرت و سیاست حذف کند و نمونه دیگری از جمهوری اسلامی ایران را در عراق برپا کند، زمینه رشد و گسترش داعش و قتل عام شیعیان و کردهای عراق فراهم شد.

از همان روزهائی که که دولت نوری‌الملکی بجای مذاکره و همکاری با سنی‌های معترض به سرکوب خونین آنها پرداخت، راه را برای گروه‌های افراطی‌بازتر کرد و زمینه رشد و گسترش داعش و قتل عام شیعیان و کردهای عراق فراهم شد.

تا زمانی که امریکا و متحدانش با تحقیر منافع خود را بر امنیت جهان و منطقه ترجیح می دهند و نهادهای بین‌المللی را که برای حل مناقشات بین‌المللی ایجاد شده برای تامین منافع خود به کار می گیرند، امیدی چندانی به بهبود اوضاع نیست.

تا زمانی که امریکا و متحدانش به این نتیجه نرسند که مردم منطقه چند مرامی، چند مذهبی، چند قومی و چند زبانی هستند، هیچ دولت مذهبی، قومی و یا ایدئولوژیک، قادر به بسیج همه نیروها و برقراری دولتی سازنده نیست و باید دست از حمایت دولت‌های مذهبی (چه اسرائیل و چه ایران و چه ترکیه) بردارند و روی نیروهای سکولار، دموکرات و روادار سرمایه‌گذاری کنند، امیدی چندانی به بهبود اوضاع نیست.

تا زمانی که جهان به این نتیجه نرسد که بیشتر از یک اسلام وجود ندارد، همان اسلامی که محمد با قتل و خون و تجاوز، مکر و فریب و پیمان‌شکنی ، با وعده‌های دروغ مکی که سیاست اسلام بدون قدرت است و سیاست قهرآمیز مکی که جوهر واقعی اسلام است، برقرار کرد. همان اسلامی که خلیفه چهارگانه ابوبکر، عمر و علی و عثمان با شمشیر و قتل عام و تجاوز و برده کردن مردم در امپراطوری اسلامی گسترش دادند، و اکنون خلیفه پنجم آنرا ادامه می دهد. تا زمانی که جهان در میان این نسل کشی، قتل عام، اعدام دسته جمعی، خون، تجاوز، دروغ مصلحت‌آمیز، تقیه، توریه امید به صلح و آرامش با اسلام سیاسی بسته‌ است، امیدی چندانی به بهبود اوضاع نیست.

آنچه قابل درک نیست، اصرار کشورهای غربی در برقراری و پشتیبانی از انواع جمهوری اسلامی در ایران، افغانستان، ترکیه و عراق است. غرب که خود حکومتهای دینی در تاریخ  را با گوشت و پوست تجربه کرده است، و با بهای گزاف آنرا پشت سر گذاشته و حکومت‌های عرفی بنیان نهاده، چگونه روی حکومت‌های دینی سرمایه‌گذاری می‌کند؟ آیا می‌خواهند این کانون‌های تشنج همیشه شعله‌ور باشند؟

هیچ جامعه‌ای وجود ندارد که از نظر سیاسی، مذهبی و ایدئولوژیک همگون باشد. هر تلاشی برای تحمیل یک ایدئولوژی و یا یک مذهب، حتی اگر این ایدئولوژی یا مذهب در اکثریت مطلق باشد، محکوم به شکست است و برقراری آن مسلتزم غیرانسانی‌ترین اقدامات علیه بشریت است.

در همه مذاهب قصه آدم و حوا و بهشت با روایت‌های گوناگون آمده است. آدم و حوا حتی بهشت خدا را به اجبار و محدویت نپذیرفتند. این اسطوره فراگیر بازتاب یک نیاز بنیادین انسان است. اقدام تنگ‌نظرانه و تحریک‌آمیز ایجاد حکومت‌های اسلامی به نام اکثریت درست علیه این نیاز بنیادین انسان‌هاست.

پیروزی و پیشروی یک جریان دلیل بر حقانیت آن جریان نیست. همانگونه که پیشروی برق‌آسای فاشیسم در آلمان، پیروزی طرفداران خمینی در ایران و طالبان در افغانستان، دلیل بر حقانیت آنها نبود. اما این حکومت‌ها با نام اکثریت ملتی را به گروگان می‌گیرند که باز پس گرفتن این گروگانگیری بهائی سنگین دارد. جامعه و انسان پویا است. جریانی که امروز اکثریت است، فردا می تواند اقلیت شود و جریانی که امروز اقلیت است فردا اکثریت. این گروگانگیری می‌خواهد پویائی انسان و جامعه را سد کند و از اینرو حکومت سکولار و دموکرات و روادار را برنمی‌تابد.

داعش در کمال بی‌تصمیمی و انفعال نیروهای جهانی و منطقه، در خلاء قدرت، برق‌آسا پیشروی کرد و به سلاح‌های مرگبار مجهز شد. پیشروی که شباهت به پیشروی نازی‌ها در دو جبهه شرق و غرب دارد. داعش در این پیشروی امکانات، سلاح مرگبار مجهز شد و در میان جوانان افراطی سرخورده در منطقه و مهجران در غرب وجهه کسب کرد. مبارزه با داعش باید بدون فوت وقت و در دو جبهه موازی انجام گیرد: خنثی و محدود کردن نیروهای افراطی و ایجاد دولت‌های سکولار و روادار در منطقه.

خشونت فاشیستی و پیشروی برق‌آسای داعش، به تنهائی از عهده کسی بر نمی آید. همانگونه که فاشیست‌ها در یک جبهه متحد جهانی نابود شدند، داعش باید در در یک جبهه جهانی نابود شود. باید جبهه متحدی علیه داعش تشکیل شود و جلوی پیشروی آنها گرفته شود. در عین حال باید اسیران داعش با کمال کرامت به انسان برخورد کرد. خشونت داعش نباید مبارزان علیه آنها را به خشونت کور وادارد. باید داعش را خنثی کرد بدون انتقامجوئی. همچنین سرکوب داعش، داعش نوینی را تقویت نکند. درست آنچه در نابودی فاشیسم رخ داد. سرکوب فاشیسم یکی از جوازهای پایگیری استالینیسم شد.

باید در منطقه حکومت‌های سکولار و خشونت‌پرهیز ایجاد کرد و در عمل برای توده‌ها ثابت کرد که حکومت‌های عرفی بهتر از حکومت‌های مذهبی آزادی مذهب و وجدان را پشتیبانی می‌کنند و رفاه و آرامش و صلح به ارمغان می آورند. به گواه تجربه و تاریخ، چه در سده میانه و چه در دوران جدید، تنها راه رسیدن به آرامش و تامین منافع همه گروه‌ها و مذاهب و ادیان یک حکومت سکولار و دموکراسی مبنی بر رواداری و حقوق بشر است. حکومت سکولاری که به مومنان همه ادیان و مذاهب و خداناباوران احترام قائل است و نمایندگان خود را نه براساس اعتقادات مذهبی و یا تعلق قومی، بلکه براساس شایستگی و تعهد آنها به امر مردم و خدمت به مردم انتخاب می‌کند.

هر گونه سرمایه‌گذاری و طرفداری از حکومت مذهبی و ایدئولوژیک آبستن رشد و توسعه خشونت‌گرائی و افراطی‌گری در منطقه است. اگر کسی قصد کمک دارد باید به شکل‌گیری حکومت‌های سکولار، دموکراتیک و روادار که حقوق بشر و حرمت انسان را رعایت می کنند، تا آزادی همه ادیان و خداناباوران را فراهم کنند، سرمایه‌گذاری کند.

اگر اراده نابودی داعش وجود دارد، نخست باید کمک انسانی، نظامی و مالی به آن و ارتباط آن با جهان خارج قطع شود. باید دولت‌های سکولار و روادار در منطقه تشکیل و تقویت شود، از هر گونه بیشتر میدان دادن دولت‌های مذهبی که تنها فرقه‌گرائی و افراطی‌گیری را تقویت می‌کند، پرهیز کرد. آنچه غرب به ویژه دست می‌زند از چاله به چاه ما افتد. از این گروه شیعی یا سنی به آن گروه سنی و یا شیعی روی می‌کند.

حل یک مناقشه با قهر در واقع حل مشکل نیست بلکه در بیشتر موارد ژرفتر کردن مورد اختلاف است. جمهوری اسلامی ایران، طالبان افغانستان و داعش عراق، سه نمودِ یک پدیده هستند و گویای این حقیقت که مسابقه تنگ‌نظری، خشونت و فرقه‌گرائی هیچ برنده‌ای ندارد و توده‌های مردم متحمل رنج‌های و زخم‌های جانفرسا می‌شوند.

هیچ جامعه‌ای وجود ندارد که از نظر مذهبی، ایدئولوژیک و سیاسی همگون باشد و همگون بماند. هیچ جامعه‌ای وجود ندارد که نظرات مذهبی، ایدئولوژیک و سیاسی مردم آنها ایستا و تغییرناپذیر باشد. از اینرو هیچ قانون از پیش تعیین شده‌ای جوابگوی جامعه پویا و زنده نیست. حکومت‌های منطقه، درست‌تر است بگوئیم مردم منطقه، باید قوانین اسلامی را از قوانین اساسی خود حذف کنند و بنیان دولت‌های سکولار، روادار، خشونت‌پرهیز و متعهد به حقوق بشر را بگذارند. وظیفه سترگ مروجان سیاسی ترویج و مستدل کردن این اندیشه است.

برای اثبات جرم بودن یک عمل چقدر مدرک و شاهد لازم است؟ اینهمه جنایت علیه بشریت به نام مذهب و ایدئولوژی در سراسر تاریخ سده میانه و دوران معاصر برای جرم شمردن آن کافی نیست؟ جای آن دارد که نظام‌های ایدئولوژیک و مذهبی غیرانسانی و هر گونه تلاش در جهت ایجاد این گونه نظام، جنایت علیه بشریت قلمداد و جرم قابل پیگیری اعلام شود.

 

Abstract

The Islamic State (IS   الدولة الإسلامية‎), a joint product of USA and the Islamic Republic of Iran and an unavoidable consequence of their policies in the region

There is no society which is homogeny politically, religiously, ideologically and ethnically. Any attempt to impose an ideology or a religion, even if it has the absolute majority, is doomed to failure and to establish it leads to cruel acts against humanity. If you will help the people in Middle East, you have to invest on secular, tolerate regimes who respect human values and freedom.

There isn’t more than one Islam, the Islam that Mohammed established with Meccan (dishonestly peaceful) and Medinan (frankly aggressive) policies and the four Islamic Caliphs developed it in the Islamic empire and now the Fifth Caliph continues their way. It is the real essence of Islam and hope for peace by political Islam is a dangerous self-delusion.

To criminalize an activity how many evidences needed? In the history religious and ideological regimes have committed so many crimes against humanity. It is time to criminalize religious and ideological regimes.

 

۲۹ مرداد ۱۳۹۳ (۲۰ اوت ۲۰۱۴)

احد قربانی دهناری

گوتنبرگ، سوئد

ahad.ghorbani@gmail.com

http://ahad-ghorbani.com/

http://www.facebook.com/ahad.ghorbani.dehari

 

 

منبع: 
http://ahad-ghorbani.com/

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.