چرا ما اینیم، و با داعش خویشی نظری داریم؟

ما نه تنها اینیم، بلکه ما (کامنت گذاران ) نخبه جامعه خودیم که سوادکی داشته , علاقمند بخواندن ( روزنامه ) و در پی چاره ایم؛ یعنی پی سفته بازی و سپاهیگری و جا نماز آبکشیدن و دزدی و اعتیاد و صد ها و دیگر نیستیم. از زبان مستهجن هم پرهیز میکنیم. با همه اینها ما اینیم و باید با آن بسازیم و باندازه همت خود بکوشیم. از خود نمیتوانیم بگریزیم.** بله، براستی هم «ما اینیم». اما چرا؟ چرا چنین هستیم و نه جور دیگر و بهتر؟



یوسف آذربایجان

من نمیدانم چرا برخی افراد خود مطلب ومقاله را کنار گذاشته و دنبال شلوغ کاری هستند من خواهش ميکنم در رابطه با خود مقاله و بلاخص برای حل مبرمترين مسئله جامعه والخصوص خواستهای ملت ترک آذربايجان نظر و راه حل ارائه دهيد. و در ضمن تا آنجائیکه من ميدانم يکی از علل اينکه جوانان آذربايجان وارد مبارزه با رژيم شاه شدند حس و آگاهی از ستم مضاعف بر ملت ترک آذربايجان بود و امروز اين علت تبديل به عامل اصلی و درجه يک شده و علتش آگاهی ملی است که جوانان آذربايجان را وارد کارزار مبارزه کرده.

آ.ائلیار
 
 وضع غم انگیز کامنتهای ایران گلوبال: 1- تعداد کمی از این کامنتها مربوط به موضوع ست.2- اکثر کامنتها خارج از موضوع ست.3- کامنتها بدون مطالعه در مورد یک «موضوع» نوشته شده اند.4- افراد با «خط فکری» به یک موضوع برخورد میکنند. کسی بعد از تحقیق چیز نمی نویسد.5- از امکان گسترده ی انترنت برای مراجعه به مقالات و کتابها استفاده نمی کند.5- هرکس میخواهد خط فکری خود را به دیگری حاکم کند و ابداً به این فکر نیست که «ممکن است اشتباه»کند.6- هر کس حقیقت را پیش خود میداند.7- کسی فکر نمیکند که ممکن است حقیقت نسبی را به کمک هم پیدا کند.8- در یک کلمه کامنتها با یک نوع «فکر داعشی» نوشته شده اند.9- آیا فکر نمی کنید حکومت داعشی ایران نتیجه ی همین جور «اندیشه» است؟ 10 - و با این پایه در آینده هم ما از دست داعشی های محلی رهایی نداریم؟

11- در کامنتها تبادل فکر صورت نمیگیرد بلکه «هر کس میخواهد خورده حساب خود را بادیگری پاک کند»! 12- هنور کامنتها « حرفهای بچه گانه» اند. و به حد رشد یک «تبادل فکر» نرسیده اند! 13- سئوال : آیا با این سطح فکر میخواهید «جامعه و مملکت مدرنی» داشته باشید؟ 14- فکر نمی کنید «خیال باطلی»ست؟ 15- فکر نمیکنید چنین جامعه ای شایسته اش همان «حکومت داعشی» ایران است؟ آیا درست نیست که وضع تفکرات ما بسیار وخیم است و تلاشی در بهتر کردن وضع خود نمیکنیم؟ چرا؟ 16- آقا یا خانم نمیخواهد تبادل اندیشه کند، آمده «حال» بکند! البته با «دگر آزاری»! آمده به دیگری «اعمال قدرت»بکند. مثل بعضی بچه ها در باری کودکانه! 17- انگار به «عقده»ی کمبود اعمال قدرت دچار شده ایم! و اینجا و آنجا میخواهیم «امر و دستور دهیم که چنان بکن و چنین چین نکن»!18- در ذهن ما جایی برای کلمات «ممکن است- میل دارید-اگر خواستید- می توانید و...»وجود ندارد! مغز ما معدن «دستورات دیکتاتورانه» و اعمال «اوتوریته » است. 19- آیا ما هر کدام «دیکتاتور»های کوچکی نیستیم؟ آیا با این بررسی در کامنتها نمیتوان گفت «وضع ما خراب» نیست ، بل «خراب اندر خراب» است؟ چرا؟

peerooz 

جناب ائلیار, نمیدانم شما دنبال کدام مدینه فاضله اید. بقول همولایتی های من " ما اینیم " ( یعنی همه ما ). گر چه گفتگو مسیر « حرفهای بچه گانه» ای را طی کرده و ادبیات مختف داشته است ولی منظور روشن بوده است. از یک طرف گروهی بر ادامه طبل نفاق میکوبد و طرف دیگر میخواهد راه دیگری را پیشنهاد کند. این آیینه ایست که نقش ما را درست نمایان میسازد و میگوید که کیستیم و چیستیم; ما اینیم که میبینید.شما گفتگو را چگونه هدایت میفرمودید؟

آ.ائلیار

پیروز جان، من «هدایت» را چیز درستی نمیدانم. بلکه به «خود هدایتی» میاندیشم. فکر میکنم بهتر است انسان خودش بیاندیشد که چه میخواهد بکند و چه نکند یا چگونه بکند. و نکند. یا باکی بکند و با کی نکند. دیالوک اصول تقریبی دارد و همه جا میتوان آنها را مشاهده کرد،مطالعه کرد و یا روش برخورد را دید و انتخاب نمود. هر جا هم اشتباه کردیم خودمان اصلاح کنیم. ولی مشکل این است که ما با این «چیزها» کاری نداریم. اسب خود را بدون توجه به هر چیزی و هر خود آموزی می تازیم. پرسش اینجاست که چرا؟بله ما این هستیم. اما چرا و چگونه میتوانیم جور بهتری باشیم؟ هزاران سال است داریم «کار هدایت» را امتحان میکنیم. همیشه ما را هدایت کرده اند ولی مشکلی از زندگی ما گشوده نشده، که هیچ، بدتر هم شده.فکر میکنم زمان آن است که قبول کنیم ما می توانیم خودمان خودمان را هدایت کنیم و نیازی به هدایتگران نداریم. نمیدانم شاید اشتباه میکنم.من هدایت را در «هم اندیشی» می بینم. «درکشف جوانب تاریک مسئله به کمک هم. و روشن کردن آنها» .

peerooz 

 جناب ائلیار, با تشکر, ما نه تنها اینیم بلکه ما (کامنت گذاران ) نخبه جامعه خودیم که سوادکی داشته , علاقمند بخواندن ( روزنامه ) و در پی چاره ایم؛ یعنی پی سفته بازی و سپاهیگری و جا نماز آبکشیدن و دزدی و اعتیاد و صد ها و دیگر نیستیم. از زبان مستهجن هم پرهیز میکنیم. با همه اینها ما اینیم و باید با آن بسازیم و باندازه همت خود بکوشیم. از خود نمیتوانیم بگریزیم. شاید نتوان هدایت کرد ولی میتوان سر مشق بود. آرزوی من هم اینست که دوستان با دست پر و یا اقلا با برگ سبزی به " محفل " بیایند و خلاصه ای از آنچه را خوانده اند بگویند. شاید با استمرار و همراهی بجایی برسیم. اقلا سعی خود را کرده باشیم. به امید آنروز.

آ.ائلیار

عزیز، بله، براستی هم «ما اینیم». اما چرا؟ چرا چنین هستیم و نه جور دیگر و بهتر؟
کانت فیلسوف آلمانی در سال 1784م. مسئله را توضیح میدهد و دلیل اش را آن میداند که ما جرئت نمیکنیم خرد خود را بکار اندازیم و تاریکیها را خودمان با دست خودمان روشن کنیم و مشکل را خودمان راحل یابی کنیم. چون خودمان را صغیر میدانیم و به راهنما و قیم نیاز مند میدانیم. او در مقاله خود «روشنگری چیست» برای بکار انداختن عقل خود در حل مسایل که آنرا روشنگری مینامد، می نویسد: « روشنگری خروج انسان از صغارتی است که خود بر خويش تحميل کرده است. صغارت، ناتوانی در به کاربردن فهم خود بدون راهنمايی ديگری است. اين صغارت خود- تحميلی است اگر علت آن نه در سفيه بودن بلکه در فقدان عزم و شهامت در به کارگيری فهم خود بدون راهنمايی ديگری باشد. شعار روشنگری اين است : Sapere Aude «در به کار گيری فهم خود شهامت داشته باش»!

تنبلی وبزدلی دلايلی هستند بر اين که چرا بخش بزرگی از انسانها، زمانی طولانی پس از آن که طيبعت، آنان را به بلوغ جسمی رسانده و از يوغ قيمومت ديگران آزاد کرده است همچنان با خرسندی در همه‌ی عمر صغير می‌مانند؛ و نيز به همين دلايل است که چرا برای ديگران چنان آسان است که خود را قيم آنان کنند. چه راحت است صغير بودن! [آدم صغير پيش خود چنين استدلال می‌کند که] اگر کتابی داشته باشم [منظور کتاب مقدس است] که به جای فهمم عمل کند، اگر کشيشی داشته باشم که به جای وجدانم عمل کند و اگر پزشکی داشته باشم که به من بگويد که چه چيزهايی بخورم و چه چيزهايی نخورم و... در اين صورت نيازی ندارم که به خود زحمت دهم. اصلاً احتياجی ندارم که بينديشم؛ تا وقتی پول دارم ديگران جور مرا می‌کشند.

قيم‌هايی که از سر خيرخواهي، سرپرستی انسانهای صغير را بر عهده گرفته اند زود در می‌يابند که بخش اعظم نوع بشر (شامل تمامی جنس لطيف) برداشتن گام به سوی بلوغ ذهنی را نه تنها دشوار بلکه بسيار خطرناک می‌دانند. قيم‌ها پس از آن که گاوان خود را رام کردند و مطمئن شدند که اين زبان بسته‌های مطيع و سر به راه بدون يوغی که بر گردن دارند گامی بر نخواهند داشت، آنان را برحذر می‌دارند که مبادا اين يوغ را از گردن خود بيفکنند و آزادانه گام بردارند ؛ چون در آن صورت، خطر آنان را تهديد خواهد کرد. اما اين خطر واقعاً چندان بزرگ نيست؛ زيرا پس از آن که آنان چند بار بر زمين خوردند قطعاً سرانجام راه رفتن را فرا می‌گيرند، اما يک بار زمين خوردن، انسانها را چنان ترسو و وحشت زده می‌کند که ديگر نمی‌کوشند تا بر پای خود بايستند و بی کمک ديگران گام بردارند...» نشانی مقاله جهت مطالعه بیشتر http://www.nilgoon.org/archive/moughen/articles/Mo...

peerooz 

فرمایشات کانت من جمله " برای روشنگری از آن نوعی که گفتم فقط نياز به آزادی است، آن هم آن نوع آزادی که از همه‌ی انواع آزاديها، کمترين خطر را دارد ؛ يعنی آزادی در به کارگيری عمومی خرد خود در همه‌ی امور.". درست است اگر عوامل خارجی را نادیده بگیریم. مهمترین عامل خارجی در این باره شستشوی مغزی و به عبارت دیگر تاثیر تبلیغات بر جامعه است. در قدیم مسجد و کلیسا این وظیفه را بر عهده داشتند و در خدمت خود و " دولت " بکار میبردند ولی امروزه نه تنها هر دولتی در حد امکان خود و در ناحیه خود و بنفع خود آنرا بکار میبرد بلکه در دوران گلوبالیزاسیون, علاوه بر آن, این گروه الیت ٠١٠ در صدی ست که مغز ها را شسته و " گله " را هدایت میکند. رهایی از این دام جز برای گروهی مصمم بسیار مشکل و شنا در جهت مخالف جریان آب است.

در امریکا رسانه های عمومی که کاملا در اختیار از ما بهتران است مغز ها کاملا شستشو شده و برای اطلاع باید به سایت های خصوصی مراجعه کرد. این مغز شویی تنها محدود به امریکا نبوده و طبق مقاله زیر این مغز شویی درچندین دهه گذشته به اروپا نیز توسعه داده شده و گردش دست راستی اروپا نتیجه این اقدام است و منظور اصلی جدا سازی روسیه از بقیه اروپا و تفرقه انداز و حکومت کن میباشد. با وجود این با شما هم عقیده ام و در پیام به دوستی عر ض کردم " چشم باز و گوش باز و این عمی - حیرتم از چشم بندی خدا. در دوران اینترنت و وفور اطلاعات, و چشم بندی خدا ؟ ". بیله دیگ .. http://www.commondreams.org/views/2014/08/29/full-...

آ.ائلیار

مغز شویی از قدیم تاکنون در اشکال مختلف توی جامعه بوده و خواهد بود. در همه جا این مسیر هست. اما ، مشکل، راه حل هم دارد. اروپا دوره ی «روشنگری» را پشت سر گذاشت. نتیجه این دوره برای دورانهای بعد و ما آن است که « همه چیز را لازم است از الک «تحقیق مستقل و علمی و آزمایسی» بگذرانیم. در غیر این صورت نباید همین جوری چیزی را پذیرفت.
 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار, آنطور که بیاد میاورم در ولایت ما وقتی در خیابان داد میزدی " پهلوان " همه سر ها بر میگشت و اگر میپرسیدی چرا ؟ با بالا انداختن شانه ها میگفتند " ما اینیم مان " (جمع مکرر). ما این هستیم. جهت ثبت در تاریخ.