معجزه

ناگهان دنیا برایم تیره و تار شد /
یک عزیزم پیش چشمم سخت بیمار شد/

ناگهان خنده ز لب هایم گریزان گریخت/
قلب من زین زندگانی کند و بیزار شد

 

 

ناگهان دنیا برایم تیره و تار شد 
یک عزیزم پیش چشمم سخت بیمار شد

ناگهان خنده ز لب هایم گریزان گریخت
قلب من زین زندگانی کند و بیزار شد

ناگهان ساکت شدم ساکت شدم ساکت آه
آسمان هم پیش چشمم چوبه ی دار شد

ناگهان از هم گسستم تارو پودم گسست 
ناگهان قوت و غذایم دود سیگار شد

ناگهان چشمم ز بارش خشک شد سوختم
بوستان هستی ام پژمرده شد خار شد

ناگهان از عالم و آدم جدا شد دلم 
آن خدا هم پیش چشمم بی وفا و خوار شد

ناگهان آری چه گویم من چه گویم من چه ؟
معجزه صورت گرفت و چون پدیدار شد

ناگهان افسانه ی موسا به چشمم خزید
همچو موسا آن عصا انداخت و مار شد

ناگهان دستی به سویم آمد از سوی خدا 
دست هایم را گرفت و یار و غمخوار شد

ناگهان آن نازنینم آن مریضم شفا یافت
زندگی در چشم من زین عشق سرشار شد

ناگهان دل این غزل را از برایش سرود
شکر یزدان می کنم یزدان مرا یار شد 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مهناز بانو فقط غزل بنویس سیاسی ننویس حیفه استعدادرو صرف سیاست کنی . ما به تو احتیاج داریم بانوی غزل ای لاو یو

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این بار ,ولی بدون کامنت.
معرفی دو کتاب برای سرکار خانم شاعر. بیان و معانی از دکتر شمیسا و نگاهی به بدیع.امیدوارم مورد استفاده قرا گیرد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
البته این ضدیت با توهین و پرخاش و متلک گویی اصلا به شما نمییاد چون تجربه ثابت کرده که شما در تمام این ضمینه ها شاگرد اولین!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در مورد شعر و شاعری این خانم در قرن 21 در این صفحه قبلا به اندازه کافی نوشته شده است ولی ما شاهد ابراز نظر افرادی هستیم که بقول احمدی نژاد ،جای دیگرشان میسوزد . یک دسته افراد ضد ایرانی تجزیه طلب ضد فارس و ضد فرهنگ ایرانی هستند . دسته دوم سکسیسم دهاتی مرسالار ضد زن است که بر اثر فشار حسادت و تنگ نظری نمی تواندد خود را کنترل کنند و به توهین و پرخاش و متلک گویی می پردازند . جالب است اگر فقط نظرات ادبی و شعرشناسی در این رابطه در اینجا مطرح شود . بزبان دیگر در عصر اینترنت و پسامدرن ادبی ، هر کس آزاد است هر چه دلش خواست بنویسد ولی ما مجبور نیستیم آنها را بخوانیم یا جدی بگیریم . در دنیای تنهایی غرب و زندگی ماشینیستی ، قلمفرسایی گاهی میتواند نقش خود درمانی روانی داشته باشد . پس دیگران را عیب نکنیم و بلندنظر باشیم .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
می خواستی اظهار نظر سیاسی کنی خب مقاله می نویشتی برادر جان چرا زیر شعر مهناز هدایتی به بهونه مهنناز هدایتی منتشر می کنی . حتما یک صفحه خالی هست !!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آخه مجبورید هرچیزی را بعنوان شعر به خورد مردم بدهید و جای شعر و ادب واقعی را در این صفحه اشغال کنید؟ خوب اگر این شعر است، اگر هر نثری را هم بند بند زیر هم بنویسیم می شود شعر در حالیکه هیچکدام شعر که هیچ، معر هم نیستند. ایرانگلوبال واقعا شورش را درآورده. با معیار خانم هدایتی و ایرانگلوبال، این هم می شود شعر، توجه کنید:
با پیروزی حسن روحانی / در انتخابات ریاست جمهوری / و تشکیل دولت ؛ / کشمکش درونی باندهایِ قدرت / شدت بیسابقه ای گرفت و / اصول گرایان / بویژه جبهه پایداری / که از طرفداران احمدی نژاد تشکیل شده است / کاملا" از روی بسته / و با راه اندازی گروه " دلواپسان " / از " اتاق فکر / " وارد " اتاق عمل " شدند. / خامنه ای / که بخاطر به تأخیر انداختن انفجارهایِ محتملِ اجتماعی / و شورش مخالفان و مردم ناراضی / ا انتخاب حسن روحانی / برای ریاست جمهوری موافقت کرد /