آوانتوریسم ناسیونالیسم افراطی کرُد

طرح اختلافات ارضی دردیکتاتوری به زیان تبعیض دیدگان
ناسیونالیسم افراطی کرد در خدمت زحمتکشان نیست. آن ایده لوژی «سرمایه -زمین »داران کردستان است؛ و کسانی که با این ایده لوژی میکوشند در خدمت استثمارگران اند.
دو ره پیداست : ناسیونالیسم یا دموکراتیسم.راه ناسیونالیسم جنگ بین خلقها، و جنگ داخلی ست. اما دموکراسی با تکیه به اسثتمارشدگان و تبعیض دیدگان ایران راه پیروزی و دوستی و همبستگی ست .

ناسیونالیسم افراطی کرد در شرایط حاضر که سلاحهای غربی به اقلیم روانه شده و مردم منطقه در گیر مشکل داعش اند و همبستگی نسبی دریافت میکنند به آوانتوریسم ملی_«ماجراجویی ناسیونالیستی»  پرداخته است: 

اختلافات ارضی با آذربایجان مطرح میکند در شرایطی که همه تبعیض دیدگان در ایران مشکل دیکتاتوری مذهبی حاکم را دارند. با طرح اختلاف به همبستگی « تبعیض دیدگان» ضربه میزند.و خلق آذربایجان را در مقابل خود قرار میدهد.
برای رفع تبعیض به سلاح متوسط شده که راه حل «مدنی و مسالمت آمیز»نیست. این حرکت نظامی موجب «کشته شدگان آدمها» از هر دو طرف است. هیچ نتیجه ای برای  کسب حقوق ندارد. با حرکت نظامی نهایت میتوان یکی دو «پاسگاه» را نابود کرد و کشته هایی برجا گذاشت و فردا پاسگاه را حکومت دوباره برپا میکند. نتیجه ی این حرکت تنها کشته شدن انسانهاست و هیچ نفعی برای تأمین حقوق ندارد. 

تجارب صد سال اخیر در ایران نشان میدهد که «مسئله ملی در ایران راه حل نظامی» ندارد.
ناسیونالیسم افراطی کرد ،  با حساب دو دو تا چهار تا ، ذهنی بر «قدرت و سلاح »چهار منطقه کرد نشین در خارمیانه تکیه کرده و به این آوانتوریسم ملی دست زده است. در صورتی که سیاست، حساب دو دو تا چهار تا نیست. 3و5 تاست! مردمان  ستمکش منطقه تحت تسلط حکومتهای دیکتاتوری هستند. هر حرکت اتحاد شکنانه بین ستمکشان در خدمت ستمگران است. طرح اختلاف ارضی در شرایط دیکتاتوری به زیان تبعیض دیدگان است. خلق کرد در ایران هرگز نمیتواند به تنهایی حقوق خود را کسب کند. او محتاج همبستگی و اتحاد با خلق آذربایجان و دیگر خلقهاست. با چند گروه نظامی با کشت و کشتار هیچ حمایت و پیروزی کسب نمیشود. و حقی هم بدست نمیاید.

مسئله ملی در ایران با حمایت همه خلقها و در راس آنها زحمتکشان ایران در یک انقلاب عمومی میتواند راهش باز شود که در فضایی دموکراتیک طرح و حل بشود. با سیستمی مثلا فدرال. سیاست جدایی و کشتار ، ارتجاعی، ضد انسانی و ضد مدنی ست. این حرکات در ایران شرایط حمایت ندارد. شرایط ایران وضعیت «کوبانی» نیست. وضعیت «کوبا» در دوره ی باتیستا نیز نیست. شرایط را کپی کردن ذهن گرایی و غیرواقع بینانه است. و جزء شکست فرجامی ندارد. 

ناسیونالیسم افراطی کرد در خدمت زحمتکشان نیست. آن ایده لوژی «سرمایه -زمین »داران کردستان است؛ و کسانی که با این ایده لوژی میکوشند در خدمت استثمارگران اند. جا دارد عمیق بیاندیشند آیا میخواهند خدمت گذار برده داران باشند یا در خدمت بردگان و استثمار شدگان؟   با ایده لوژی ثروتمندان کردستان سرانجام تنها «فقر و بردگی و استبداد» نصیب زحمتکشان خواهد شد. 
ناسیونالیسم و ناسیونالیسم افراطی مادر فاشیسم است. بین ناسیونالیسم و فاشیسم تنها یک وجب فاصله هست. تبعیض دیدگی هیچ تقدسی ایجاد نمیکند تنها حرکات مترقی و انسانی آنها ست که ارزشمندند.

دید ناسیونالیستی و دید انسان گرایانه

من مطالب زیادی در دفاع از حقوق خلق کرد نوشته و منتشرکرده ام و خوانندگان از آنها آگاهند. دید منطقه ای ندارم ، نگاهم متوجه همه «تبعیض دیدگان و استثمار شدگان و دیکتاتوری زدگان ایران و جهان»است. برای من ستمکش در همه جای ایران و جهان مطرح است و وظیفه انسانی و اجتماعی و انقلابی خود میدانم که از حقوق او مثل حقوق خودم دفاع کنم.
چرا که سعادت و آزادی ما از هم جدایی ناپذیر است. کدامین سازمان شما از حقوق من «تبعیض دیده و استثمار شده و دیکتاتوری زده» دفاع کرده است؟ این گروه که جای خود دارد ، نه دموکراتتان چنین کاری کرده و نه کومله یتان! پس شما چگونه انسان دموکرات و مدافع زحمتکشانید؟! هیتلر هم خود را ناسیونالیست-سوسیالیست می نامید.
براین اساس وظیفه خود میدانم نقد خود را در مورد «حرکات غلط» که تفرقه افکنی هم جزو آن است عنوان کنم. اگر نکنم نمی توانم دوست خوبی برای ستمکشان باشم.  سیاست عنوان کردن نام «استان ارومیه » اختلاف آفرینی بین تبعض دیدگان است و حرکت نادرستی ست. «حرکت نظامی» درشرایط حاضر در کردستان غلط است. گروه مذکور «طبق برنامه حرکت نظامی» آغاز کرده است. 

 دید گروه عملاً «محلی، منطقه» ای ست.معنی این دید به زبان سیاسی یعنی «ناسیونالیستی» ست. و مفهوم این ایده لوژی را نیز روشن کرده ام. در احزاب کردی «دید محدود» است و همه آنها کم و بیش از این ایده لوژی پیروی میکنند. ادعای آنها مرامنامه یشان چیزی را اثبات نمیکند تنها عمل معیار است. اوجالان هم گویا «مارکسیست لنینیست است. اما عملاً او یک ناسیونالیست است. در کوه با تفنگ «سوسیالیسم دموکراتیک» ساخته نمیشود. راه آن «مبارزه ی دموکراتیک» در جامعه است. 

در هر شرایطی انقلابی راه مبارزه را میتواند پیدا کند. تنها لازم است «ماجراجویی» را خوب بشناسد. حرکت گروه یاد شده «ماجراجویی ملی» ارزیابی میشود و جدایی خواه . 
چون از سیاست «کردستان بزرگ» پیروی میکند. و استعمال «شرق و جنوب و غیره » برای کردستان دلیل وجود این سیاست است. با سیاست کردستان بزرگ نمیتوان از «ایران دموکراتیک» صحبت کرد . این دو سیاست عملاً و نظراً متناقض اند. این گروه در سیاست «عملی» جدایی خواه است.
بعد از 57 احزاب کردی آغوش خود را جهت پناه دهی به نیروهای سیاسی سرکوب شده باز کردند. این سیاست درستی بود. امید است از این روشهای درست همیشه و جود داشته باشد. 
اما سیاست غلط در« سولدوز» نیز تحقق یافت که درد ناک بود. با گشته های زیاد از دو طرف. و جنگ بین دو خلق را پیش آورد

 

دو ره پیداست : 
ناسیونالیسم یا دموکراتیسم.
راه ناسیونالیسم جنگ بین خلقها، و جنگ داخلی ست. اما دموکراسی با تکیه به اسثتمارشدگان و تبعیض دیدگان ایران راه پیروزی و دوستی و همبستگی ست .
من بسیار متأسفم که این دوستان کرد  نیندیشیده پا به راه ناسیونالیسم گذاشته اند . و از هم اکنون با اختلاف افکنی در پی همبستگی شکنی هستند. و نمایندگان فکری زحمتکشان کردستان سکوت کرده و چه بسا با آنها در بیراهه همگام اند. اینان مسئولیت فجایع آینده را بنوعی به عهذه دارند. و نمی توانند یقه ی خود را از این مسئولیت و سکوت خالی کنند.
من راه حل درست مسایل را در این مقاله در گذشته نوشته ام و خواننده را به مطالعه آن دعوت میکنم:
ملاحظات ارضی در آذربایجان غربی (1)
 ملاحظات ارضی در آذربایجان غربی (2)

در ایران و نقشه آذربایجان غربی «استان ارومیه»نداریم و این نام جعلی ست . شهر ارومیه را داریم. این نام جعلی اهداف سیاسی،از جمله جدا کردن این شهر را دنبال میکند. 
مسئله ملی در ایران راه حل نظامی ندارد.این گروه آدمها را با یک تئوری غلط به کشتن میدهد.  تئوری این گروه در خدمت «درگیری » بین دو مردم ستمدیده است و از این رو نیز ارتجاعی ست.  درست آن بود از جریان اوجالان که30هزار کشته بی نتیجه برجای گذاشته - و به راه حل مسالمت آمیز مسئله رسیده درس میگرفت. طرح اختلافات ارضی در شرایط دیکتاتوری به زیان تبعیض دیدگان است. 

نقشه ی« ناسیونالیسم  افراطی کرد» جدایی خواه ، برای ارومیه دومین شهر بزرگ آذربایجان ، در این مصاحبه و اطلاعیه ی* این گروه به روشنی پیداست. گروه «کردستان بزرگ» سازنده، و جدایی خواه،بنام "حزب دموکرات کردستان" با حزب دموکرات کردستان ایران " متفاوت است معتقد است ارومیه جزو کردستان شرقی ست.و نامش "استان اورمیه" است. یعنی «ارومیه استانی از کردستان شرقی ست ». یعنی ارومیه متعلق به کردستان است. این تز اول گروه است. تز دوم اینکه «مردم انتخاب میکنند میخواهند با کجا باشند»؟ پز دموکراتیک است که ناقض تز اول است. و مخفی کاری :این که نمی گوید و آگاهانه پنهان میکند که « مردم کجا انتخاب میکنند»؟ آیا مردم جایی که شما از پیش خود آنجا را «کردستان شرقی» نامیده اید ؟ یا جایی که با اسم «استان ارومیه » مینامید؟ یا « مردم شهرارومیه»؟ بدیهی که« آذربایجان»هم برایشان مطرح نیست. این سیاست برپایه ی«وضعیت اخیر کردها» در منطقه بنا شده است. که : 

- در خدمت ایجاد نفرت و دشمنی و درگیری بین ترک و کرد (تبعیض دیدگان) است. 
- اقدام به حل مسئله ملی از راه سلاح. که در ایران و ترکیه تاکنون جواب نداده است. 
- انجام عمل ضد دموکراتیک و ادعا و پز دموکراتیک . 
- نا آگاهانه مردم آذربایجان را به سوی سیاست مقابله به مثل میراند. که در نهایت به زیان همه ی تبعیض دیدگان است. 
- تناقض گویی در یک صحبت کوتاه: هم در باره ی ارومیه و هم در مورد درگیری نظامی با حکومت. از یک سومیگوید دوری میکنیم و از دیگر سو میگویند برنامه می چینیم.

اکنون ارومیه دومین شهر بزرگ آذربایجان است. در آینده مردم باز خودشان خواهند گفت که چه دوست دارند و چه ندارند. سیاستی که در خدمت رو در رو قرار دادن ستمدگان است دودش به چشم صاحبان آن سیاست خواهد رفت. همچنان که میرود. به کشتن دادن انسانهای بیگناه با «ایده لوژی ناسیونالیسم» که ایده لوژی بخش سرمایه دار است، در خدمت فقر و تیره روزی زحمتکشان است. ناسیونالیسم ایده لوژی برده داران است. اگر دوست دارید برده باشید و در خدمت برده داران بفرمایید راه باز و جاده دراز. ولی در انتهای جاده «فقر و بردگی و استبداد» منتظر شماست. وضعیت اقلیم مثال خوبی ست.سطح سواد این گروه از نوشته اش روشن است. کسانی که این را نوشته اند با تأسف «بیسواد سیاسی» هستند. هنوز نمیدانند دوران «شهید پروری» گذشته است. و مردم از «آخود بازی های سیاسی» خسته اند و چنین حرکاتی به زیان تبعیض دیدگان است.

در مقابل اشک و داغ دل مادران ، که جگر گوشه هایشان را در این« بیراهه» ، از دست داده اند ، تنها میتوانم بگویم این «اشک» بهترین سند «کجراهه» هاست.در حرکت تبعیض دیدگان هر جا که اشکی از چشم مادری بچکد ، و لبخندی از لبان کودکی بپرد باید دانست که راه بخطاست. راه کسب حقوق «خشونت و کشتار» و داغ دل مادران! در کدامین فلسفه است این؟ ایده لوژی ناسیونالیسم؟ ایده ی برده داران؟ مگر خدمت گذار برده دارانید؟ در حیرتم از اینکه چگونه انسان با پا ی خود درخدمت برده داران می نشیند!

 ناسیونالیستها تنها وقتی میتوانند از دید «محدود»ناسیونالیستی خداحافظی کنند که صاحب نگاه «جهانی» شوند. با دید «همه ی زحمتکشان و تبعیض دیدگان ایران» به مسایل نگاه کنند و خود را با ستمکشان و استثمار شدگان جهان در همبستگی ببینند. راه دیگری نیست. هر وقت احزاب  و سازمانهای محلی توانستند عملاً و نظراً خود را تشکلهای همه مردم ایران به ثبوت برسانند میتوان امیدوار بود که نگاه بازی را صاحب میشوند. نگاه باز،نگاه جهانی، بر خلاف دید بسته و محلی، نگاهی انسانی ست.

---------
 * اطلاعیه:http://www.iranglobal.info/node/38944
مصاحبه: http://www.iranglobal.info/node/38978

--------
پیوند:از آ.ائلیار:
 0-استقلال در سیاست و فرهنگ
1-مبارزۀ برابر حقوقی مسالمت آمیز هم استراتژی هم تاکتیک جنبش آذربایجان
2-تاکتیک جنبشهای ملی-دموکراتیک
3-ایران در آستانه انقلاب دموکراتیک
4-چگونه جنبش ایران پیروز میشود؟
5-شهر خودمختار در نظام غیر متمرکز
6- ملاحظاتی پیرامون آزادی خلقهای تحت ستم
7-ملاحظات ارضی در آذربایجان غربی (1)
8-ملاحظات ارضی در آذربایجان غربی (2)
 

 

منبع: 
ویژه ایران گلوبال
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگه جنگ وکشتار نتیجه میداد الان در فیلیپین وسریلانکا باید به نتیجه دلخواه خود میرسید.دیدیم که سیکها درهند ویاتامیل ها در سریلانکا با خشونت فقط موجبات مرگ عده ای بیگناه شدند هر دولت ضعیفی هم تصور کنی در قبال تروریسم تسلیم نمی شود واینو تاریخ بخوبی نشون داده است.متاسفانه سیاستمداران کرد علاقه وافری به این استراتژی کهنه دارند وغلط نکنم الان شکم خود را صابون زده اند که از سلاحهای تحویلی پیشرفته ملل غرب به کردستان عراق جهت اعمال تروریستی در آینده بهره خواهند برد؟ومتاسفانه اینها با بازیچه شدن توسط این وآن وایجادحرکات ایضایی مانع از به بار نشستن درخت عدالت خواهی دراین سرزمین خواهند شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آنهائیکه اکراد را شیر کرده جلو انداخته بودند کجایند؟ پس چرا صدایشان در نمی آید؟ کجاست اروپا، آمریکا و ناتو ..! آنانیکه سه سال تمام به قتل عام مردم بی دفاع سوریه از طریق بشار اسد تماشا میکردند، و شاهد قتل عام دوبست هزار نفر بودند، و ککشان نیز نمی گزید کجایند؟ و چرا دست بکار نمی شوند به اکراد کمک بکنند؟ آنانیکه در مورد قتل عام مردم بی دفاع قارا باغ آذربایجان بدست ارتش روسیه و رژیم تجاوز گر ارمنی حتا یک خبر نیز مخابره نکردند، هنوز که هنوز است، بیش از یک میلیون نفر مردم ترک آذربایجان از خانه و کاشانه شان آواره شدند، و هنوز هم در چادرها بسر میبرند. و انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است، دول غرب حتا ککشان نیز نگزید. و اکنون که برای منافع خود مسئله کرد را با هیاهو و تبلیغات بزرگ کرده اند، چرا به کمک آنان نمی شتابند؟ آیا دولت ترکیه بکسی بدهکار است، که میخواهند با لحن رئیس مآبانه
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نظر دوستان در کامنتها نشان میدهد : «افراط گری» در بین همه «جنبش های رفع تبعیض» وجود دارد. علت ریشه ای آن هم «سیاست غیر عملی» و عدم توجه به «سیاست عملی» ست. سیاست غیر عملی گرایش به تخیل دارد. سیاست عملی برعکس گرایش به واقعیت دارد. آرزو را جای فکر عملی نمی گذارد.سیاست تخیلی اتوپی گراو آرمان شهر جویاست. سیاست واقعی به «شرایط موجود» توجه دارد و از آن حرکت میکند. اما سیاست تخیلی «آرمانهای دور» را به صحنه عمل تبدیل میکند. درکامنتها توجه نمی شود که ما در چه شرایطی قرار داریم. الف- حکومت دیکتاتور در ایران ایستاده مثل کوه هیمالیا. اما آنرا سیاست تخیلی نمی بیند.ب- همه ی تبعیض دیدگان را در چنگ خود گرفته و مثل خوشه ی انگور میفشارد. ج-افراط گری و افراط گران هم در داخل جنبشها به جان یکدیگر افتاده اند. د- این حرکت افراط گران «مقاومت و مبارزه ی جنیش ها را «به شدت ضعیف و منحرف» میکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جلال! اگرقضیه مهاجرت پیش بیاید تمام کردهای منطقه ایران، ترکیه، سوریه و عراق، که مثل هندیها با عبا و قبا و عمامه، و شلوارهای گله گشاد میگردند، مثل قوم فارس ازهندوستان تشریف آورده اند. فاشیسم کرد که در پر رویی رقیب ندارد، واگر شبی درهتلی مهمان باشد، فردا ادعا میکند که چون شبی در آن هتل بسر برده است پس آنجا کردستان است. شما راه اشتباهی میروید. اگر امروز دول غرب با کارت کرد بازی میکنند، ممکن است فردا آن را به زباله دان تاریخ پسپارند. غرب عاشق چشم و ابروی کردها نیستند، آنها دنبال منافع خود هستند. شما که ملت آذربایجان را به مهاجر بودن متهم میکنید. خود را به نادانی میزنید. ملت چهل میلیونی آذربایجان جنوبی بیش ازهفت هزار سال در ارومیه و تبریز و مناطق آناتولی تاریخ و تمدن دارد. در صورتیکه جنابعالی دیروز تشریف آورده ای. مردم آذربایجان شما مهمانان عزیز را، با متانت و مهمان نوازی پذیرفته اند،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای عیوض، با سلام بنظر میرسد، که شما در کامنتهایتان راه اشتباهی طی میکنید، و بمردم آدرس اشتباهی میدهید، اگر ممکن است بیشتر با مسائل سیاسی مشغول بشوید، و به اخبار تلویزیون زیاد اعتماد نکنید. اغلب تبلیغات مطبوعاتی مسائل روز را یکطرفه گزارس میکنند. شما اگر هنوز به مسئله ایران و آرایش نیروها بصورت ملت یکپارچه ایران نگاه میکنید، باید گفت که چند سالی از قافله پروسه سیاسی عقب افتاده اید. لطفا سعی کنید، خود را به قافله ملل غیر فارس جغرافیای ممالک محروسه برسانید. والا از شما بعنوان زیر نویس در تاریخ نام برده خواهد شد. هر ملتی خواهان حق تعیین سرنوشت خود است و هیچ کس وکیل نیاز ندارد. من شخصا نه به زبان فارسی نیاز دارم، و نه به قوم فارس. قوم فارس برود برای خودش آقائی بکند. نه برای ما!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی گرامی! شما اشتباهات فاحشی در مورد تاریخ داری لطقا بیشتر کتب تاریخ مطالعه بکن و معلومات خود را وسعت بده. تاریخ ، مغازه بقالی نیست که هر چه دلت خواست سفارش بدی. عزیز جان! کسی میتوتند از تاریخ صحبت بکند، که تخصص آن را داشته باشد. هر دمبیلی صحبت کردن از آن بر وجه انسان لطمه میزند. لطفا از موضع نا درست پرهیز کن! سپاس
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، اسماعیل، شما هیچ پاسخ روشنی به سخنان من ندادید و همان سخنان پیش گفته را برای چندمین بار با واژه هائی دیگر نوشتید! من از شما پرسیدم شما که می گوئید ( ..... ایران باید به شش و هفت کشور تقسیم شود ..... ) مرز میان این شش و هفت کشور کجاست؟ همچنین از شما پرسیدم اگر شما شیراز و اصفهان و همدان و اراک و قم و تفرش و آشتیان و خراسان و تهران و ..... را از بخش های گوناگون فارسستان می دانید پس ده ها میلیون ترک را که صدها سال است در آنجاها زندگی می کنند نیز فارس می دانید یا ترک؟ و این چگونه فارسستانی است که ده ها میلیون تن از مردم آن ترک و کرد و عرب و ..... هستند؟! در شیراز و استان فارس صدها سال است ترک ها زندگی می کنند، آیا این ترک ها فارس هستند یا ترک؟ و یا از هنگامی که آقامحمدخان قاجار که یک ترک مازندرانی بود تهران را پایتخت ایران کرد انبوهی از ترکان در تهران و پیرامون تهران زندگی .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقا اسماعیل این چیزهائی که شما نوشته اید برای ما مردم ایران بسیار خطرناک است .متاسفانه شما بدون اینکه بخواهید ما را به اخوند و نظام استبدادی اسلامی نزدیک می کننید و چاره ای جز قبول استبداد و نفی هرج و مرج برای ما باقی نمی گذارید .شما ماشالله که بچه نیستید که این مطالب را مینویسید . هرکه هستی با هر حزبی که باشی هر دینی که داری به هر نژادی که تعلق داری خطا میکنی وشاید زمانی متوجه شوی که ایران مانند سوریه شود و انوقت خیلی دیراست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی عزیز، به سوالات شما در چند بخش جواب میدهم.
1- در جنبش ملی و رهایی بخش آذربایجان جریانات و گرایشات فکری مختلف هستند که برای کسب حق تعیین سرنوشت مبارزه میکند. این نیروها با هدف کسب استقلال ملی و رهایی ملی در جبهه ای واحد در مقابل جبهه اشغالگران ایرانی و مدافعان تمامیت ارضی ایران مبارزه میکنند. سوسیالیستهای استقلال طلب و فدرالیست در جبهه ای واحد با ناسیونالیستهای استقلال طلب و فدرالیست قرار دارند و با دشمن واحد یعنی با دولت سرمایه داری، اشغالگر و فاشیست جمهوری اسلامی ایران مبارزه میکنند. سوسیالیستها و ناسیونالیستهای ملل تحت ستم علیرغم هر اختلافی مجبورند در برابر دشمن مشترک متحد شده و اتحاد عمل داشته باشند.
ما در مبارزه باید دوستان و متحدین زیادی در آذربایجان، در میان ملل تحت ستم کرد، عرب، بلوچ، ترکمن، لر و بختیاری و مازندرانی در میان ملت فارس، کشورهای مختلف پیدا کنیم
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جلال عزیز، در مقاله آمده « ناسیونالیسم و ناسیونالیسم افراطی مادر فاشیسم است. بین ناسیونالیسم و فاشیسم تنها یک وجب فاصله هست. تبعیض دیدگی هیچ تقدسی ایجاد نمیکند تنها حرکات مترقی و انسانی آنها ست که ارزشمندند» ؛ نه گفته ناسیونالیسم فلان خوب است و بهمان بد. همه ی ناسیونالیسم ها رادر نظر گرفته است. ناسیونالیسم خوب و بد نداریم همه تا فاشیسم یک وجب فاصله دارند. برای مثال کسی که میگوید « من افتخارمیکنم که ترک-فارس-کرد... هستم، و افتخار میکنم که وطنم فلان جاست. و فرهنگم بهتر و بالا تر از فرهنگ فلان ملت است...» یک ناسیونالیست است. اما کسی که میگوید:« این هیچ افتخاری ندارد که من در میان فلان ملت زاده شده ام ،تنها یک تصادف است که من در میان این ملت و خاک و فرهنگ بدنیا آمده ام. فرهنگ و زبان خود را برتر ازمال دیگران نمیدانم بل پاره ای از فرهنگ جهانی و انسانی میدانم ، به آن احساس نزدیکی بیشتری دارم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ناسیونالیسم کردی هیچ موقع افراطى نبوده است،اما ناسیونالیسم ترکی دو مسیررا پیموده است درایران بعلت اینکه عوامل غرب درترک های ایران نفوذ نکردند ،بلکه سوسیالیسم ترکی بقدرت رسید.
درزمان مرحوم پیشه وری ما شاهد یک قانون اساسی پیشرفته ومدرن درآذربایجان بودیم.
اما درترکیه بعلت روی کارآمدن گماشتگان
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همه ی انسانها تابعیت دارند و میهن با مرزهای مشخص. «بی وطنی تحت نام جهان وطنی» خود فریبی و دگر فریبی ست. و خواب و خیالات. که با واقعیت متضاد است. انسان در روئا آزاد است اما بیداری از او پذیرش واقعیت موجود را طالب است.کسی که به واقعت پشت کند و به رؤیا پناه ببرد سرش به سنگ میخورد و وقتی هم بیدار میشود برایش دیر است. زندگی او را از خود حذف میکند.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، اسماعیل، شما از یک سو می گوئید: ( ..... من یکی از دو آتشه ترین سوسیالیست های آذربایجان جنوبی هستم و با ناسیونالیسم و پانترکیسم میانه خوبی ندارم ..... ) و از سوی دیگر می گوئید: ( ..... ناسیونالیسم آذربایجانی را به نیروهای دموکراتیک فارس و ایرانی که وجود ندارد ترجیح می دهم! ..... ) دوست گرامی، این که کسی هم خود را (سوسیالیست دو آتشه) بنامد و هم کسی که (با ناسیونالیسم و پانترکیسم میانه خوبی ندارد) بداند و هم خود را (ترجیح دهنده ناسیونالیسم آذربایجانی به نیروهای دموکراتیک فارس و ایرانی) بداند برابر با چیست؟ چنین سخنانی برابر با یک بام و دو هوا هستند! شما می گوئید بر روی پشت بام هوا هم بسیار، بسیار گرم و سوزان است و هم بسیار، بسیار سرد و یخی است! (قربان برم خدا را – یک بام و دو هوا را !) ********** .....
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اسماعیل عزیز، هیچ عجله ای در کار نیست. راحت سرفرصت با مطالعات و تحقیقات کافی و اگر شد حتی چند نفره، مطلب تهیه شود بهتر است. می توان آنرا مطالعه کرد و به بحث گذاشت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیارعزیز تلاش میکنم فردا پس فردا در مورد خواست شما یعنی "چرا در ایران راه حل جدایی ملیتها عملی ست، و به سود همگان است؟ بفرستم.
تبریزی گرامی، سه نکته را روشن کنم 1 - من در کامنت اشاره کردم که سوسیالیست هستم. من یکی از دو آتشه ترین سوسیالیستهای آذربایجان جنوبی هستم و با ناسیونالیسم و پانترکیسم میانه خوبی ندارم اما ناسیونالیسم آذربایجانی را به نیروهای دمکراتیک فارس و ایرانی که وجود ندارد ترجیج میدهم. چرا که ناسیونالیسم آذربایجانی در خدمت رفع ستم ملی مبارزه میکند اما نیروهای دمکرات ایرانی اگر هم باشد که نیست بر علیه ملل تحت ستم میباشد.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، اسماعیل، شما در یادداشت شماره 42628 نوشته اید: ( ..... در پایان دو کلمه به رفیق تبریزی بگویم، تبریزی عزیز شما هنوز از زمان عقب هستید و ..... ) دوست گرامی، ناهمسانی بزرگ دیدگاه من و شما این است که شما ناسیونالیست هستید و من ناسیونالیست نیستم! و همه چیز را شما نخست از فیلتر ناسیونالیستی می گذرانید و سپس در آن باره سخنانی را می گوئید و می نویسید، دوست گرامی، تاریخ آموزگار بزرگی است و تاریخ نشان نداده است که در سایه ناسیونالیسم کسی به پیروزی رسیده باشد و همه ناسیونالیست ها در سرتاسر تاریخ یک فرجام داشته اند و آن هم شکست بوده است! اگر شما می خواهید از تاریخ و رویدادهای تاریخی پندآموزی کنید به فرجام ناسیونالیست هائی مانند ناپلئون و هیتلر و موسولینی و میلوشوویچ و صدام نگاه کنید! آیا این ناسیونالیست ها پیروز شدند؟ اگر چنین کسانی پیروز شدند شما نیز با گام گذاشتن در راه آنها که .....
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لازم است درمورد یک اندیشه کمونیستی هم اشاره کنم که برخی ها «آگاهانه یا نا آگانه» از آن سؤء استفاده میکنند ؛ اندیشه:« کمونیست ها را سرزنش میکنند که گویا میخواهند میهن و ملیت را براندازند. کارگران میهن ندارند،آنچه را که ندارند نمی توان از آنان باز ستاند. از آنجا که پرولتاریا پیش از هر چیز باید تسلط سیاسی به دست آورد و به مقام طبقه ی ملی[درچاب بعد "به مقام طبقه ی رهنمون ملت" ] ارتقایابد یعنی خود به یک ملت بدل گردد، عجالتاً هنوز ملی ست،ولی بهیچوجه نه بدان مفهومی که بورژوازی از این واژه درمی یابد.» مانیفست حزب کمونیست. ترجمه ی پرهزمزان. من این پاراگراف را با ترجمه ی انگلیسی و اصل آن آلمانی مقایسه کردم و درستی ترجمه را تأیید میکنم. اینجا مارکس-انگلس میگویند کارگران میهن و ملیت دارند و داشته اند که "شما سرمایه داران" آنها را از آنها ستانده اید و دست خالی کرده اید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی تبریزی عزیز، در کامنتهای شما تنها چیزی که بنظر میرسد برای شما مهم و حیاتی است، زبان فارسی می باشد. شاید این مطلب برای شما حیاتی و مهم باشد. چون زبان مادری تان است. اما فارسی برای ملل غیر فارس ایرانی، مانند یک بازداشتگاه اجباری بحساب می آید. چطور که شما زبانتان را دوست دارید، ملل غیر فارس نیز زبان مادری خود را دوست دارند، حتا بیشتر از جنابعالی که زبان خود را دوست دارید. دوست گرامی اگر از من نرنجید باید بگویم که شما شخص دمکراتی نیستی. برای این امر دلیل دارم. شما همیشه از چپ و انترناسیونال کره زمین دم میزنید، در صورتیکه به آن هیچ اعتقادی ندارید. انترناسیونالیسم جهانی میگوید، هر ملتی حق دارد به زبان خود درس بخواند. و آموزش ببیند. اما شما سخنان و پیام جهانی مارکس را رد میکند. و میگوید، بزور هم که شده همه باید زبان شما را یاد بگیرند. حالا اجازه بفرما چند سئوالی از

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اسماعیل عزیز، ممنون که نظر خود را روشن نوشته اید. 1- اینکه در ایران دموکراسی و فدرالیسم پیاده نمی شود؛ دارای یک بخش صحیح است. اما صحیح ناقصی ست و نه کامل. که خواهم گفت چرا.2- در ایران دیکتاتوری دو باره حاکم میشود باز دارای بخش درستی ست. اما تمام قضیه نیست: 3- در تغییرات سیاسی جامعه دو چیز مورد توجه قرار میگیرد:الف نیروهای اجتماعی و اقشار ذینفع در تغییر؛ ب- نیروهای سیاسی. فراموشی یکی از اینها حساب را اشتباه میکند. متاسفانه برای تحلیل سیاسی از جامعه ایران ما آمار مردمان - نسبت به خواسته هایشان -و تعداد طرفداران نیروهای سیاسی- را بدلیل دیکتاتوری موجود دردست نداریم تنها امکان ما «شناخت نسبی از خواسته های مردم و نیروهای سیاسی» از«جوسیاسی موجود» در ایران است که در حرکات و مواضع بطور نسبی معلوم میشود. و شناختی که تاریخاً میتوانیم از جامعه و نیروها داشته باشیم. بر این اساس:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

دوست عزیز ائلیار
من هم در مکتب چپ آموزش دیده و بزرگ شدم. دهها سال به تئوریهایی که شما اکنون اعتقاد دارید پافشاری کردم. اما تجربه های مبارزه و زندگی بر روی تفکرات و تئوریهایی را که در باره فدرالیسم، ایران و جهان وطنی داشتم خط قرمز کشیدند. من هم دوست داشتم و دهها مبارزه کردم که ایران فدرال و دمکراتیک و سوسیالیست باشد. اما ممکن نیست. من ابتدا به تناقض برخورد لنین و مارکس در باره مسئله ملی و شوونیسم روسی لنین پی بردم. از سوی دیگر در جریا ن مبارزه عمیقا به این نتیجه رسیدم که دولتهای حاکم فارس و احزاب سراسری ایران از چپ گرفته تا راست به هیچ وجهی حاضر نیستند به ستم ملی در ایران پایان دهند. دولتهای حاکم و فارس و همچنین احزاب سراسری ایرانی هیچکدام دمکرات نیستند. آنها حداقل در 50 - 100 سال آینده نمیتوانند حقوق ملی ترک و کرد و غیره و فدرالیسم ملی و دمکراسی را بپذیرند.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، نخستین کاری که مردم دردمند و درمانده ترک و فارس و کرد و عرب و ارمنی و آشوری و ..... در آذربایجان باید انجام دهند بریدن امید از ناسیونالیست های میلیاردرزاده مفت خوری است که مغزشان ناتوان از فهم ده برابر شدن بهای نان در ۲٤ ساعت برای مردم بی نان مانده و گرسنه در ایران است! تا کنون دیده نشده است که ناسیونالیست هائی که در فرامرز نشسته و برای گرسنگان ایرانی پان نامه های بی خواننده می نویسند بیل و کلنگ و داس و چکش به دست گرفته و کار کنند! پس چرا و برای کدام انگیزه و برای رسیدن به کدام سود مردم گرسنه ایران که حتی برای خریدن نان ساده پول ندارند باید برای زبان، زبان کردن ناسیونالیست های زرسالار فرامرزنشین به جان هم بیفتند و همدیگر را بکشند تا ایران تکه پاره شود؟ و در این میان سودی که به مردم گرسنه ایران خواهد رسید چه خواهد بود که باید برای آن همدیگر را لت و پار کنند تا .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اسماعیل, در محاسباتتان اشتباه میکنید. کردها هم در محاسباتشان اشتباه میکنند. اگر جتهای جنگی آمریکا نبود , اربیل را داعش تصرف کرده بود وبارزانی در اربیل نه بلکه در غارهای قندیل بود. کرد ها تا تشکیل کردستان کوچک هم راه درازی و سختی در پیش دارند. کردها باید از سد عربها در عراق و سوریه بگذرند و از سد آرتش ترکیه و ایران که هرکدام آرتش یک میلیونی را صاحب هستند, بگذرند, بعد با آذربایجانیها در گیر شوند. این را کرد ها خودشان میدانند و آذربایجانیها هم دارند خونسرد صحنه را تماشا میکنند. کرد ها عاجز هستند , یک شهرک کوچک کوبانی را در مقابل چند صد داعشی حفظ کنند , چطور خواهند توانست آرتش های نیومند منطقه را شکست دهند؟ تشکیل کردستان بزرگ بک ادعای بچه گانه ای بیش نیست. در مورد آذربایجانیها باید بگویم,
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اسماعیل عزیز، در بین کردها، اگربرداشتم صحیح باشد، دو نظر و تئوری هست :1- جدایی و کردستان بزرگ. 2- اول فدرالیسم در ایران بعد جدایی، و کردستان بزرگ. از نظر من هردوی این راهها نادرست است. چون برپایه ی ناسیونالیسم و کردستان بزرگ قرار دارند. و بفرض هم تحقق یابند از میان جنگها بین خلقها و دولتها راهش خواهد گذشت . یعنی از میان کشتارها و دریای خون. عاقبت هم نصیب 90 در صد مردم کرد « فقر و استثمار و بدبختی و دیکتاتوری خودی»ست. من پیشنهاد میکنم دوستان کرد روی این مسایل عمیقاً بیندیشند. ** و اما در آذر بایجان: اول :1- راه جدایی و اتحاد دو آذربایجان است. که من این راه را غیر عملی ، غیر واقع بینانه و تخیلی میدانم. چرا که شرایط تحقق چنین راهی در ایران و آذربایجان وجود ندارد. تئوری ضرورت دارد منطبق با شرایط موجود باشد.راه دوم :2- فدرالیسم در ایران و اداره ی امور محلی در آذربایجان. این راه را هم برای ایران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درسطور اول این مقاله خواننده چنین تصور میکند که کردها بعد از دریافت سلاح از غرب و درگیریهای کوبانی به سیاست توسعه طلبی و گسترش اراضی کردستان روی آورده اند اما همانطوریکه رفیق ائلیار در مقالات قبلی در باره اختلافات ارضی کرد و ترک اشاره کرده اند این داستان سابقه طولانی دارد.
1 - مسئله و اختلاف ارضی و یا ادعای ارضی کردها و تورکها دیگر برای کسی پوشیده نیست. اکثر احزاب کرد و مردم کردستان بطور رسمی و آشکار آذربایجان غربی و بخشهایی دیگری از آذربایجان مانند قروه و بیجار را جزیی از کردستان میدانند. اگر از مناطق عراق، سوریه و ترکیه اطلاع داشته باشیم عین همین سیاست را کردها در ترکیه و سوریه و عراق هم پیش میبرند و مناطق آذربایجان در شرق ترکیه را کردستان معرفی میکنند و یا اراضی ترکمن و حتی مناطقی از اراضی عربها را بخشی از کردستان میدانند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این پاراگراف را در یکی از سایتها آذربایجانی دیدم و به موضوع کلی بحث ربط دارد :





مبارزه ملت ستمدیده کرد در هر چهار پارچه کردستان جهت کسب آزادی، حق تعیین سرنوشت خویش و استقلال کردستان قابل دفاع است، اما افراط گری، توسعه طلبی و زیاده خواهی های کردها هرگز قابل تحمل نمی باشند. توسعه طلبی کردها در منطقه باعث دشمن تراشی به کردها شده و دوستان را به دشمن تبدیل میکند. با جان گرفتن و قدرتمند شدن جنبش ملی کرد در دو دهه اخیر، سیاستهای توسعه طلبی و " جهان گشایی" کردها هم گل کرده است. احزاب و رهبران کرد هر روز نقشه جغرافیایی کردستان را از هر گوشه و زاویه ای بسط و گسترش میدهند. اکنون کردها ادعای ارضی به بخشی بزرگی از سرزمینها در ایران، ترکیه، عراق و سوریه دارند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
" « بسیاری از آوارگان کرد که توانسته‌اند خود را به ترکیه برسانند، در مدرسه‌های پرازدحام پناه داده شده‌اند ترکیه تا به امروز نزدیک به یک میلیون آواره کرد را در خاک خود پذیرفته است»
بنظر شما آیا فردا این منطقه کرد نشین نیست ؟! آیا بعداز این همهAnonymous آقا یاخانم
کشتار پژاک در ترکیه این پذیرش انسانی( هومانیسم ) ترکیه، زیر علامت سئوال نخواهد رفت؟!
همین حالا ما در اردبیل آذربایجان بعلت جنگ در منطقه پذیرای کرد های مهاجر بعنوان مهمان
هستیم .ما باین وظیفه انسانی مان بعنوان یک بردار و خواهر ادامه میدهیم گرچه، فردا شما با خیال «کردستان بزرگ »به خیال همه پرسی در این منطقه بیافتید !! بیایید به کمک مردم بی پناه فکر کنیم!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اورمیه یک شهر کاملا ترک نشین است با اقلیت کرد، شاید یادآوری حوادث محلهٔ‌ ( برج هممود ) یکی‌ از" محله‌های ارمنی" نشین بیروت در لبنان برای بعضی‌ از کرد‌ها که ادعای ارضی به اورمیه دارند خالی‌ از فایده نباشد، کرد‌های سوریه در این محله شروع به خرید زمین، مغازه و املاک کردند و بافت ارمنی نشین این محلّه را تا حدی تغییر دادند به دنبال آن، فحشا، خرید و فروش مواد مخدر در این محله تبدیل به یک بغرنج اجتماعی شد و ( ارامنه با کرد‌ها ) در این محله درگیر شدند، کار به جائی رسید که ارامنه خواستار اخراج کرد‌ها از این محله شدند. به نظر من، کرد‌ها وارد روند ( بازندگی کامل ) در تحولات منطقه شده اند که در کامنت بعدی به آن خواهم پرداخت.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز،Anonymous گرامی،1- آ.ائلیار مطالب زیادی در دفاع از حقوق خلق کرد نوشته و در این سایت منتشرکرده و خوانندگان از آنها آگاهند.2- آ.ائلیار دید منطقه ای ندارد و نگاهش متوجه همه «تبعیض دیدگان و استثمار شدگان و دیکتاتوری زدگان ایران و جهان»است. برای من ستمکش در همه جای ایران و جهان مطرح است و وظیفه انسانی و اجتماعی و انقلابی خود میدانم که از حقوق او مثل حقوق خودم دفاع کنم.چرا که سعادت و آزادی ما از هم جدایی ناپذیر است.3- براین اساس وظیفه خود میدانم نقد خود را در مورد «حرکات غلط» که تفرقه افکنی هم جزو آن است عنوان کنم. اگر نکنم نمی توانم دوست خوبی برای ستمکشان باشم.4- در مقاله گفته شده سیاست عنوان کردن نام «استان ارومیه » اختلاف آفرینی بین تبعض دیدگان است و حرکت نادرستی ست.5- در مقاله گفته شده «حرکت نظامی» درشرایط حاضر در کردستان غلط است. گروه مذکور «طبق برنامه حرکت نظامی» آغاز کرده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ. ائلیار ، با این مغااله راسیستی که علیه کردهای چهار کشور یکطرفه نوشتی هیچ کردی دلش اجازه نمیدهد کامنتی در جواب اتهامات تو بنویسد باور کن زورکی من هم اینو نوشتم ، نوشتی که کردها اختلاف افکنی مییکنند من منظورت رو نفهمیدم سخنگوی حزب دمکرات میگه داشتند فعالیت حزبی مدنی انجام میدادند که رژیم کمین کرده و رژیم به اونا حمله کرده و حزب دمکرات کردستان از خودش مسلحانه دفاع کرده و چند نفر کشته شدند حتما انتظار داشتی همینجوری بایستند تا رژیم قتل عامشان کند حتما این منطق تو هست ؟ بعد دوباره سخنگوی حزب میگه باید در ارومیه همه پرسی بشه مردم باید خودشون بگن که کجا میخواهند باشند دیگه به چه زبانی ساده تر حرف بزنه ولی این شما جنابعالی هستی که میگی نه ارومیه دومین شهر بزرگ آذربایجانه معنی حرفت اینه که من و ما (ترکها) نمی خواهیم همه پرسی بشه یعنی باید ارومیه مال