جواد خوب انگليس، جواد مرعوب آمريکا

اگر خامنه‌ای و عواملش بست‌نشينی يک جواد در انگليس را می‌ستايند و سخن گفتن جواد ديگر در آمريکا را نشانه مرعوب بودن او می‌شمارند دليل آن را بايد در منفعت‌طلبی‌های ضد ملی رهبر جمهوری اسلامی و مزدبگيران او دانست

حسين شريعتمداری بار ديگر دُر افشانی کرده و در سرمقاله روزی نامه کيهان، گزارشی از جلسه جواد ظريف در نيويورک ارائه نموده و به نقل از ظريف نوشته است : " در صورت شکست مذاکرات ايران و ۱+۵ ، دوستان ما در انتخابات مجلس آينده شکست می خورند " . شريعتمداری اين اظهارات ظريف را نشانه عجز در برابر دشمن دانسته است. اگر وزير خارجه دولت روحانی ، چنين سخنی گفته باشد هم مرتکب دروغ گويی شده هم موجب تفريح امريکايی ها را فراهم نموده است . دروغ از آن جهت که ظريف می داند خامنه ای اجازه نخواهد داد گروهی غير از اصولگرايان فرمانبر بر مجلس مسلط شوند . اصلاح طلبان حتی اجازه عيادت از رهبر پروستاتی راندارند چه رسد به نمايندگی مجلس . ساير گروهها - حتی متهمان به اعتدال گرايی - نيز در شرايطی نيستند که بتوانند به صورت مستقل به رقابت با هم پيمانان قبلی خويش يعنی اصولگرايان بپردازند. از سوی ديگر ، اين سخن موجب تفريح امريکايی هاست زيرا آنها به خوبی می دانند خامنه ای تنها در صورتی در جبهه داخلی ، نرمش نشان می دهد که فشار قدرت های جهانی او را به تنگ بياورد. به عبارت ديگر ، اگرآنگونه که ظريف و روحانی آرزو می کنند جمهوری اسلامی با قدرت های جهانی به ويژه امريکا به توافق برسد نه تنها با گشايش در عرصه های داخلی ، راه برای تغيير ترکيب مجلس هموار نخواهد شد بلکه رهبر بر فشارهای داخلی خواهد افزود.

اما آِيا محمد جواد ظريف ، اولين مقام جمهوری اسلامی است که با بست نشينی در محضر غربی ها ، به دنبال حل مشکلات جناح خويش است ؟ برای يافتن پاسخ به اين سؤال ، بايد هفده سال و اندی به عقب بازگشت. در آستانه انتخابات رياست جمهوری سال ۷۶ ، محمد جواد لاريجانی به انگليس رفت و با نيک براون از مقامات وزارت خارجه آن کشور ملاقات کرد. لاريجانی در مذاکره با براون ، به او گفته بود که انگليس بايد از ناطق نوری در برابر خاتمی و جناح چپ حمايت کند. او برای تحريک انگليسی ها گفته بود " طرفدران خاتمی ، به شدت غرب ستيز هستند و اگر به قدرت برسند انگليس و ساير قدرت های غربی ، با شرايط نامناسبی در ايران ، مواجه خواهند شد ." اما قبل از آنکه جواد لاريجانی پاداش خوش خدمتی به ناطق نوری و بست نشينی در محضر انگليسی ها را دريافت کند چوب رقابت با علی اکبر ولايتی را خورد.آن زمان ،لاريجانی به عنوان يکی از نزديک ترين ياران ناطق نوری ، برای رسيدن او به رياست جمهوری تلاش می کرد و گمانه زنی ها حاکی از آن بود که در دولت ناطق نوری ، وزارت خارجه به جواد لاريجانی می رسد. علی اکبر ولايتی که تا آن زمان به مدت شانزده سال تصدی وزارت خارجه را به عهده داشت با افشای مذاکرات محرمانه لاريجانی - نيک براون موجبات رسوايی رقيب احتمالی خود را فراهم نمود. البته نيک براون بعدها به سفارت انگليس در تهران منصوب شد تا مشخص شود انگليسی ها با کدام طيف از نظام جمهوری اسلامی ، قرابت و نزديکی دارند.

سخنانی که مدير مسئول منفور کيهان به جواد ظريف نسبت داده در خوش بينانه ترين حالت تکرار بست نشينی جواد لاريجانی در سال ۷۶ در لندن است. با اين تفاوت که اولاً تلاش لاريجانی برای حفظ منافع جناحی خود بود اما جواد ظريف در کنار منافع حزبی ، برای رفع تحريم ها عليه مردم ايران هم تلاش می نمايد.ثانياً خامنه ای کذاب ، بارها دولت انگليس را خبيث ترين دولت نسبت به جمهوری اسلامی دانسته در حالی که تا کنون حتی يک بار عبارت خبيث را برای امريکا به کار نبرده است. پس اگر استمداد ظريف از امريکايی ها قبيح باشد بست نشينی ذليلانه جواد لاريجانی در لندن ، صدها براير قبيح تر بوده است.

اينها را نمی نويسم تا حلقه به گوشی اثبات شده خامنه ای و عواملش به دولتی که آن را خبيث می نامند را اثبات نمايم . هدف از ياد آوری اين واقعه ، باز کردن چشمان برخی ساده انگاران است که هنوز تحت تأثير اشتلم گويی های ضد غربی خامنه ای و سخن گويان فريب کار او قرار دارند و آنها را شجاع می پندارند. هدف ديگر از اين نوشتار، هشدار به روحانی و همکاران اوست که حتی اگر به دنبال کسب حمايت معقول بين المللی از خود هستند راه درستی در پيش نگرفته اند. تلاش برای تعجيل در رفع تحريم ها عليه حکومت جمهوری اسلامی قبل از حل برخی امور داخلی ، تنها به افزايش قدرت غير پاسخگوی خامنه ای منجر خواهد شد که نخستين نتيجه آن ، سخت گيری بيشتر حکومت در انتخابات آتی مجلس خواهد بود. اگر خامنه ای و عواملش بست نشينی يک جواد در انگليس را می ستايند و سخن گفتن جواد ديگر در امريکا را نشانه مرعوب بودن او می شمارند دليل آن را بايد در منفعت طلبی های ضد ملی رهبر جمهوری اسلامی و مزد بگيران او دانست. در اين مورد، سخن بسيار دارم که فرصتی ديگر برای طرح آنها لازم است.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.