روز کیپور یهودیان و عید قربان مسلمانان

یکی از این قوانین اینست که یک یا چند روز قبل از شروع روز کیپور, وارد
مرغ و خروس فروشی شوی. همه اعضای خانواده جمع میشوند وبرای دختران و زنان
هریک, یک عدد مرغ وبرای پسران و مردان هر یک, یک عدد خروس اطراف سر او میچرخانند.

 

 

 

روز پنجشنبه 2.10.2014 در حال قدم زدن بودم که به یک مغازه مرغ و خروس فروشی مواجهه گشتم. تعدادی زن ومرد وکودک در حال ایستادن و روی سر هریک از زنان (مرغ) و مردان (خروس) توسط یک رابی ( خاخام یهود-Rabbi) درحال چرخش بود.  به مرغ و خروسها خوب دقت کردم متوجه شدم چگونه از ترس میلرزند و چگونه بخود می پیچند. زیرا که روز جمعه روز کیپور( יום- הכיפורים או יום כיפור که در فارسی روز قربانی و شاید هم کفاره تعبیر میشود). روزی که یهودها هرسال یکبار روزه میگیرند.

روز کیپور یا روز کفاره در آئین یهدوت از زمان تورات یکی از مقدس ترین روزهاست. در تقویم عبری این روز بینهایت محبوب ومعتبر شناخته میشود. تنها روزی که با آن میتواند برابری کند روز شنبه است که همچنین طبق قوانین یهود مقدس نامیده میشود. در این روز که امسال در تاریخ 3.10.2014 روز جمعه ازساعت 5 عصر شروع شد که به اصطلاح هر یهود میبایست روزه بگیرد تا فردای آن  که روز شنبه بود ساعت 7 عصر, روزه را بشکند. البته برای کسانی که به آن معتقدند وگرنه اجباری نیست.  شخصا  نیز طبق عادت از کودکی  در روز کیپور روزه میگیرم. با اینکه در خانواده مذهبی بزرگ نشدم.  اما  با اعمالی که در روز قبل ویا بطور کلی روزهای قبل از کیپور انجام میشود کاملا مخالفم.

 لاکن منظور من از نوشتن این مقاله تعریف وتمجید این روز نیست بلکه مسائل ناراحت کننده ای که با این روز ادغام شدند. در اینروز روزه وروزه داری, خوردن ونوشیدن و هرگونه فعالیت دیگری غیر از قدم زدن درخارج از خانه ویا استراحت در خانه, ممنوع است. اما هدف این روزه چیست؟  طبق آئین یهود چنانچه روزه بگیری وهمه مقرارت را اجرا کنی همه گناهان شخص در طول سالی که گذشته وانجام داده بخشوده خواهند شد. یکی از این قوانین اینست که یک یا چند روز قبل از شروع خود روز کیپور, وارد مرغ وخروس فروشی شوی. همه اعضای خانواده جمع میشوند وبرای دختران وزنان هر یک, یک عدد مرغ وبرای پسران ومردان هر یک, یکعدد خروس اطراف سر او میچرخانند. این درحالی است که مرغ وخروس بیچاره وبی زبان از ترس ولرز به روی سر شخص مورد نظر بخود می پیچد.  سپس ورد گوئی آقای رابی (خاخام یهود- Rabbi) یا درست تر بگویم چرت گوئی,  به این مضمون شروع میشود: این مرغ ویا خروس بسوی مرگ میرود و من وارد زندگی جدید میشوم زندگی دراز و صلح آمیز. سپس سر حیوان بیچاره با بیرحمی از تن او جدا میشود. بعدش هم از او وبطور کلی همه مرغ و خروس های قربانی شده, غذا درست میکنند وبین فقرا پخش میکنند که یعنی صواب کردند که آقا ویا خانم وارد زندگی جدید دراز و صلح آمیزشوند. نه فقط این, بلکه همه گناهان وخطاهائی که در طول سال انجام دادند با به قتل رساندن حیوان بیگناه بخشوده و پاک شوند. زهی خیال باطل!  ناگفته نماند این اعمال شنیع نیز روی سر نوزادان وکودکان هم انجام میشود.  آیا اینکار منطقی است؟ روی حساب زندگی  حیوانات مظلوم و بی دفاع برای پاک کردن گناهایمان پوزش طلبیم؟ اصلا با عقل جور در نمی آید. این درصورتی است که در تورات قید شده است: اذیت و آزار رساندن به حیوانات کاملا ممنوع است. همچنین چنانچه با جانداری مواجهه شدید که رنج میبرد باید همه تلاش خود را برای نجات او بکار برید.

 از قرار معلوم این آئین مسخره ومشمئز کننده ساخته و پرداخته انسانهای خود خواه وخود کامه ویا نادان است. ناگفته نماند که بسیاری از خاخام ها بجای مرغ و خروس از پول استفاده میکنند. به این معنی که مقدار مشخصی پول (هرشخص ویا خانواده طبق امکاناتی که دارند) دور سرشان میچرخانند وسپس به بی بضاعت ها پخش میکنند.  این روش خیلی بهتری است.  اما تا جائی که توجه کردم چه در زمانی که در ایران بودم وچه در اینجا, اکثر یهودها مرغ وخروس بیچاره و بی زبان را قربانی خود خواهی خود میکنند. چنین مراسم مسخره یعنی خود گول زنی وخدا گول زنی.  اما جالب توجه اینکه در طول سالیان درازی که در اسرائیل زندگی میکنم ده سال اول آن, هرسال در اینروز طبق مراسم یهود شب کیپور نه هزاران, بلکه میلیونها اسرائیلی اعم از محلی ها ویا مهاجران همگی با لباسهای سفید یکدست از خانه خارج میشدند و درکوچه وخیابانها قدم میزدند ویا وارد کنیساها میشدند وبه دعا می پرداختند.  در اینروز استفاده از هر نوع  وسائل نقلیه غیر از دوچرخه و درصورت لزوم آمبولانس, کاملا ممنوع است. بهمین جهت کودکان نیز آزادنه در خیابانها گشت میزنند.  این صحنه همگی با لباس سفید یکدست جالب دیده میشد وهمچنین نشان داده میشد که انسانها چقدر به مذهب و آئین خود پای بندند. اما در ده سال دوم, هرسال در اینروز تعداد جمعیت سفید پوش وبطور کلی روزه گیر کم وکمتر شد و در دهه سوم مانند امسال که از خانه خارج شدم تعداد بسیار کمی زن ومرد وتعداد کمی بیشتر کودکان وبچه های قد ونیم قد در کوچه وخیابانها دیدم که  با بی حوصلگی و بی علاقگی قدم میزدند. همچنین لباسهای رنگی نیز قاطی لباسهای سفید بود.  منظور اینکه بمرور زمان امور مربوط به مذاهب کم رنگ میشود.  به امید اینکه  تعداد مرغ و خروس کش نیز خیلی کم  شده باشد .

 همینطور در عید قربان مسلمانان که به عربی آنرا "عید الضحی" مینامند. امسال عید قربان وروز کیپور برحسب تصادف دریک تاریخ بود.  طبق آئین اسلام,ابراهیم بخواب دید که پسرش اسماعیل را در راه خدا قربانی میکند. او خواب را برای اسماعیل تعریف کرد وفرزند در پاسخ به پدر گفت: این علامت الهی است که مرا نزد خداوند ببری وقربانی کنی. ابراهیم به کوی عرفات رفت که از خداوند تقاضا کرد پسرش را در راه الله قربانی کند. اما خداوند گوسفندی ارسال کرد که بجای پسرش ذبح کند. آیا اینکار منطقی است؟  گا و و گوسفند بیچاره وبی زبان را قربانی کنی وروی جسدشان هلهله و چلچله سر دهی وسپس سه روز و سه شب گوشت حیوان تکه پاره شده را روی آتش  با لذت بخوری. آیا اینکار انسانی است؟  اصلا چه معنی میدهد قربانی در راه الله؟ خداوند چه احتیاجی به قربانی دارد؟

انسانها حیوانات اهلی و کاملا بیگناه را برای پاک کردن خطاهای نابکارشان  ویا به بهانه الله سر میبرند در حالیکه هیچ گناه و خطائی بالاتر از کشتن این بیگناهان نیست.

05.10.2014

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.