اختاپوس داعش؛ سقوط کوبانی و کیان کردها

از دید ترکیه حمایت از کوبانی، حمایت از بقای اسد است و این روزها هم عکس العمل ائتلاف ضد داعش و ترکیه و بارزانی کاملا توطئه و نقشه پشت پرده را علنی می کند و نشان می دهد نوعی بازی کثیف در قرن 21 بشریت را. که از سویی ترکیه از مجلس اجازه می گیرد از سویی دیگر در لب مرز شاهد و تماشاگر منفعل جنایت است و از دیگر سو اردوغان می گوید : کوبانی به ترکیه چه مربوط ؟! کردها چه می خواهند ؟ و اوجالان و جمیل بایک هم پیام دادند که سقوط کوبانی پایان سیر صلح است و چه بسا ترکیه را در آستانه ناآرامی قرار دهد.

برخی می گویند که کوبانی یادآور مقاومت استالینگراد در جنگ جهانی دوم - تابستان 1321- در مقابل ارتش آلمان نازی است و یا روزنامه گاردین هم نوشت که سازمان ملل آن را مشابه کشتار و نسل کشی سربنیتسا در بوسنی است که 8000 نفر در طی 1 هفته - تیر 1374 - رخ داد.

اما کردها آن را سمبل اراده مقاومت یک ملت نامیده اند و جبهه مقاومت علیه تروریسم و انسان کشی. حتی آن را رمز شرافت نامیده اند که با سلحشوری از کیان مردمانی مظلوم دفاع می شود. آن هم در روزگاری که کردها به عنوان بخشی از واقعیت عینی و غیر قابل انکار منطقه دوباره در اذهان مرور می شود.

این روزها ترکیه در صدد بازسازی امپراتوری عثمانی است و البته ، هم پیمان استراتژیک تروریست های داعش شده و از دید ترکیه، کردها در سوریه دوست و همراه بشار اسد هستند. البته در همان اوایل هم جمهوری اسلامی از جلال طالبانی و مسعود بارزانی خواست که کردهای سوریه علیه بشار اسد اقدامی نکنند تا در فرصت مناسب بشار جبران مافات کند و به هویت سیاسی - اجتماعی آنان اقرار کند. اما بارزانی به سمت سیاست عربستان و ترکیه رفت و خواهان فروپاشی اسد شد و حتی سعی کرد که با ساختن حزب های پیرو خود در کردستان سوریه به دلخواه خود و میل ترکیه، اقدام کند. جلال طالبانی هم کردها را به مشارکت سیاسی با حکومت اسد فراخواند و گفت که با آمدن یک کودتاچی در سوریه، لزوما به نفع 2 میلیون کرد سوریه نیست و سرنوشت بهتری نخواهند یافت. البته ایران هم همواره گفت انچه در سوریه رخ می دهد، بویی از بهار عربی نبرده و رشد ترور و ویرانی و هراس و وحشت است.

بشار اسد هم اختیار کردستان سوریه را به pkkو احزاب اقماری اش مانند یگان های مدافع خلق کرد (YPG) سپرد. امروز هم دیگر توان قشون کشی به شمال کشورش را ندارد. شاید کسی نمی خواهد که قهرمان مبارزه علیه تروریسم هم باشد و سازمان ملل هم نیروی مستقل نظامی برای سوریه اعزام کند تا کردها را یادی دهند و کوبانی را از انزوا و محاصره نجات دهند و اختاپوس ساخته و پرداخته شده داعش را از بین ببرند.

یگان های مدافع خلق کرد (YPG) هم کانتون تشکیل داد - اعلام تاسیس سه کانتون یا دولت در سه منطقه  کردنشین سوریه  مانند ایالت های فدرال در تقسیم های کشوری مانند سوئیس- تا این سرزمین به صورت خودگردان اداره و مدیریت شود بعد هم چندان روی خوشی به بارزانی نشان نداد و اجازه نفوذ او را هم ندادند و او هم طبق عادت معهود و مرسوم، قهر فرمود و به دنبال فرصت مناسب نشست زیرا نمی خواست و نمی خواهد که دل ترکیه را برای PKK برنجاند. حزب دست سازش را هم علیه صالح مسلم برانگیخت. مرتبا در سایت های مافیای رسانه ای خود - مانند روداوو و باس و پیام نیر و ... که پیرو سیاست ترکیه هستند - سعی در تبلیغ منفی علیه یگان های مدافع خلق کرد (YPG) و صالح مسلم در مناطق کردنشین داشت و حتی چندین انفجار را هم در کردستان سوریه ساخته و پرداخته کرد و برای آواره کردن کردهای سوریه هم از هیچ تلاشی فروگذاری نکرد و در اواسط خرداد 1393 در اردن با داعش و ترکیه نشست که چه خوابی برای عراق و کردستان سوریه ببینند. و قبل از رفتن هم در نوار مرزی کردستان سوریه - عراق، بنا به دستور ترکیه خندق حفر کرد و دست رد به سوی آوارگان نهاد  و مرز را مسدود کرد و بعد در برنامه ای از قبل طراحی شده، شنگال را بدون شلیک یک گلوله، به دست داعش سپرد تا کردکشی ایزدی ها را به نظاره بنشیند. در واقع شنگال را تسلیم کرد و آبرو و کرامت کرد و کردستان را لکه دار کرد و آنهمه قتل و جنایت، صرفا یک بازی سیاسی بود که برنده اش ظاهرا ترکیه و بارزانی بودند!

اختاپوس داعش وارد کردستان عراق شد، از هرجنایتی روی گردان نبود. بارزانی هم وعده استقلال کردستان می داد و پوزخند ظفرمندانه اش بر لب اما وقتی داعش به سوی وی برگشت ، فورا به ترکیه پناه برد اما ترک ها کمکی به وی نکردند و دوباره گردن کج به سوی ایران بازگشت و  به زبان سالوسی ، طلب کمک کرد. بارزانی می داند که ترک ها او را در حمله داعش تنها گذاشتند اما توان دور شدن از ترکیه را ندارد زیرا پول نفت های تاراج شده از عراق و کردستان را به مدت 50 سال در بانک های ترکیه سپرده و ترکیه برای او منبع درآمد اقتصادی است. البته اعلام استقلال نابهنگامش نیز باعث شد ایران با تردید به وی نزدیک شود. از سال 1961 که ساواک حرکت مسلحانه کردهای عراق را ایجاد کرد و پدرش - مصطفی بارزانی - را به رهبری تعیین کرد؛ همواره رای ایران بر این بوده که این خانواده قابل استفاده اما غیر قابل اعتماد هستند. مسعود هم شامل این طبقه بندی است.البته جمهوری اسلامی از روزی که اولین دوستدار خواهان هم پیمانی با آن در منطقه، همین بارزانی بوده ، سعی دارد او را در غرقه شدن با سیاست ترکیه نجات دهد و شاید نخ رابطه را نچیروان بارزانی نگه داشته است. و کسی هم نیست که نداند مسعود بارزانی در انزوای سیاسی خود غرق بود و اگر کمک ایران و آمریکا نمی بود، او الان در مرز ایران در چادری می نشست و کاسه چکنم چکنم به دست می گرفت.

به هرحال، ایران دوباره به کمک کردها شتافت. اولین کشور بود که با اقتدار و عزت، سلاح در اختیار کردها نهاد. چند روزی پس از ان هم سیل سلاح به سوی کردستان عراق روانه شد. از نظر تسلیحاتی، دانش نظامی، باور و اعتقاد به مبارزه و ... سربازان بارزانی چیزی در چنته نداشتند جز ادعای رسانه ای . بعد هم در میدان عمل، فرار را بر قرار ترجیح دادند. اروپا و آمریکا از عواقب خطرناک کار خود آگاهند و حتی آنگلا مرکل" صدر اعظم آلمان" هم گفت :  اقدامی خطرناک اما ضروری است. زیرا رشد تسلیحاتی یک حزب شبه مافیایی در منطقه با ان تاریخ عملکرد، نوعی تهدید و مخاطره برای آینده کردستان است و چه بسا پیام آور جنگ احتمالی PKK و بارزانی.

سلاح ها آمدند و به طور انحصاری در اختیار بارزانی قرار گرفت و همه را انبار کرد. به قول عادل مراد حتی یک فشنگ هم به اتحادیه میهنی کردستان و دیگران نرسید. از نگاه قبیله محوری بارزانی، هرکه سلاح و پول داشته باشد، قدرت بیشتر دارد و رمز بقای قدرت است. همه  این شرح پریشانی و رسوایی هم در روزنامه الحیات به روشنی بازگفتند و انتشار دادند. البته هنوز هم بارزانی سعی دارد سلاح بیشتری به دست بیاورد. داعش را بهانه کرده و هر کسی از عراق عبور می کند، گریبانش می گیرد و سلاح می خواهد . با این ادعا که " تا نابودی کامل داعش از پای نمی نشینیم " ؛ ادعایی که CIA  و ناتو و چند کشور جهان ندارند.

کوبانی گرفتار این کابوس شد. گرچه وضع اش پیچیده و در هم تنیده است اما همه کردها آشفته شدند و متحد در کنار هم غمخوار کوبانی شدند. همه کردستان جز بارزانی و حزبش همدردی کردند. زیرا اصل تفکر وی تضاد با دیگری است و با خودبزرگ بینی و تکیه برقدرت خارجی بدون باور به مردمان خودش، نمی خواهد کردستان متحد یا بدون غوغا باشد و بقای وی هم در غوغاسالاری و عدم اتحاد است. در همه شهرهای کردستان ایران و ترکیه و کردستان جنوبی عراق و حتی کردهای اروپا تظاهرات شد.

در ایران مردمان متمدن و با شرافت و مترقی و دارای رشد سیاسی، به همدردی و غمخواری با کوبانی نشستند و فریاد براوردند اما در ترکیه ، ده ها نفر کشته و زخمی و زندانی شدند. یاد آور همان روزهایی بود که  در ایران  پس از دستگیری اوجالان - اواخر بهمن 1377 - کردهای ایران تظاهرات مسالمت آمیز کردند و سیاست ددمنشانه ترکیه علیه کردها را محکوم کردند. بهرحال کردها حافظه تاریخی دارند  و می دانند که 500 سال پیش در جنگ صفویه و یاغی های عثمانی در جنگ چالدران ، کردستان تکه پاره شد و سرنوشت کردها را در عرصه دیگری قرار داد و جمله مشهور ابراهیم احمد را هم خوب به یاد دارند: کردها هرکجا باشند، ایرانی اند ! . سایت های مافیای رسانه ای بارزانی - روداوو و باس و پیامنیر و .. - هم شاکی اند که چرا کردها، شعار ضد ترکیه سرداده اند ؟ .. و علت اجازه تظاهرات در ایران را نوعی ابراز مخالفت علیه ترکیه دانسته اند و حتی ایران را به اقدام علیه کردها متهم کرده اند. سیاست دوگانه بارزانی ها مشهور است که به زبان کردی فحش و ناسزا می دهند و به زبان فارسی، در پشت درهای بسته مدح و ثنا می گویند. یا عضو ارشد حزبش - علی عونی - ایران را" سرزمین اشغالگر کردستان بزرگ " می نامد؛ یعنی تفکری تجزیه طلبانه و ضد ایران و ایرانی .

باعث ایجاد نوعی همبستگی میان کردها شد و شرایط فعلی هم موجب نوعی باور دوباره به هویت سیاسی - اجتماعی کردها. اما بالطبع ترکیه و بارزانی خواهان این همبستگی کردها نیست. در این هرج و مرج بارزانی، باز هم طرح همه پرسی استقلال کردستان را مطرح می کند که شاید 3 ده و 1 شهر به عنوان کشور مستقل کردها شناخته شوند. اما کردستان جنوبی عراق که در اختیار حزب مام جلال طالبانی و دیگران است که چنین تمایلی ندارند. کردهای سوریه و رهبران آن از جمله صالح مسلم به دنبال تجزیه کشورشان نیستند و بارها بر این موضع در مصاحبه‌هایشان تاکید کرده‌اند. احزاب کرد الان مناطق کردنشین شمال سوریه را با کمک پ.ک.ک اداره می‌کنند و هیچ داعیه استقلال طلبی هم ندارند. صرفا با این سخنان بی مایه و اساس واقعی، عقلانیت خود را به نمایش می گذارد که این رهبر تحمیلی، چگونه کردستان عراق را به سیاهی و محنت بیشتر می برد و تا چه حد ضد رشد و ترقی کردستان و همبستگی کردها است و حتی حزب دست ساز خود در کردستان سوریه را هم این چند روز علیه یگان های مدافع خلق کرد (YPG) و صالح مسلم تحریک می کند.

این چند روز فقط یک بیانیه و چند مصاحبه مبهم کرد. حتی گفت که ظاهرا و صرفا از راه زمینی نمی توان به کوبانی کمک کرد جز راه زمینی و خاک ترکیه امکانی نیست. اما مصطفی خوخی - از مسئولان سابق امنیتی در موصل - در مصاحبه اش با تلویزیون نوروز گفت :  پل سحیلا راه زمینی مناسب است اما بارزانی چند ماه پیش بنا به رای و نظر میت ترکیه ، آنجا را بست و خندق کند!.  و بدان سبب شاید صالح مسلم حق دارد بگوید : آنچه مسعود بارزانی علیه کوبانی انجام داد به مراتب بدتر از هجوم داعش به کوبانی بود زیرا داعش علنی وارد کارزار شد اما بارزانی در خفا و پنهان دست در دست اردوغان و داعش نهاد و شرم است برای ملتی که این فرد، رئیس اقلیمش باشد. البته فرق مسلم و بارزانی در این است که او 2 فرزندش را در مبارزه از دست داده و اکنون جز 3 فرزند دیگر، چیزی در این کره خاکی ندارد و حاضر به قربانی کردن آنها هم هست. اما بارزانی چه ؟ در عمرش جز 2 سال دوره جاسوسی در موساد اسرائیل، روزی هم در جبهه جنگ نبوده. الان هم برای تبلیغات رسانه ای هر از گاهی به کیلومترها پشت جبهه جنگ می رود و دوربینی به دست می گیرد که دوستان و احباب داعشی اش را ببیند که چگونه کوبانی را نیست و نابود می کنند و کی شاهد سقوط کوبانی باشد.

از دید ترکیه، اکثر کُردهای کوبانی وابسته به PKK هستند و دشمن بالقوه ترکیه. احتمالا وقتی کوبانی سقوط کرد و داعش زیر آتش ویرانش ساخت، ترکیه تا حدی برای آرام کردن افکار بین المللی وارد کارزار شود. البته جدای از عذرخواهی جوبایدن، عرب های عربستان، امارات و قطر و... دغدغه سقوط کوبانی را ندارند و حتی در استراتژی آمریکا هم کوبانی در اولیتش نیست. هرچند با انجام بمباران ها خواست بگوید که برایش اهمیت دارد. 300 مشاور نظامی - امنیتی هم فرستاد و همچنان دلخوش به همان شیوه هالیوودی بمباران هوایی و CIA هم گفت که ترکیه می خواهد از راه داعش، کانتون های کردهای سوریه را از بین ببرد و اقلیمی دوم تشکیل نشود.

از دید ترکیه حمایت از کوبانی، حمایت از بقای اسد است و این روزها هم عکس العمل ائتلاف ضد داعش و ترکیه و بارزانی کاملا توطئه و نقشه پشت پرده را علنی می کند و نشان می دهد نوعی بازی کثیف در قرن 21 بشریت را. که از سویی ترکیه از مجلس اجازه می گیرد از سویی دیگر در لب مرز شاهد و تماشاگر منفعل جنایت است و از دیگر سو اردوغان می گوید : کوبانی به ترکیه چه مربوط ؟! کردها چه می خواهند ؟ و اوجالان و جمیل بایک هم پیام دادند که سقوط کوبانی پایان سیر صلح است و چه بسا ترکیه را در آستانه ناآرامی قرار دهد. اما کوبانی اگر هم سقوط کند، شرافت و عزت مبارزه تاریخ کرد و کردستان، زنده خواهد ماند.

 گرچه در این میان هم شرح مصیبت و محنت کُردها در این ایام، موجب شد تا گفتمان سیاسی کردها هم دستخوش تغییر شود و دیگر به جای تفکر عناد و ضدیت ؛ بیشتر بر دوستی و صلح و برادری انگشت بگذارند که برای همیشه از زیستن و حیات در گرو منافع دیگران و کارت بازی سیاسی این و آن شدن و در انزوا ماندن، برای مردم سالاری و آزادی و انسانیت همانند تاریخ چند هزاره خود بجنگند و تمرین کند که دیگر نه استبدادی بازسازی شود نه دیکتاتور و فرعونی عوامفریب از شبه حزبی مافیایی ، با تاریخی مملو از جنایت و جعل و خیانت و دروغ، خود را رهبر خودخوانده کردو کردستان بنامد و از خون آشامی کردها هم شرم نکند...و شاید کردستان به این فکر برود که رهبر خودخوانده تحمیلی مانند مسعود بارزانی را به پای میز محاکمه بکشاند که هم شکوه و عزت کردها را در شنگال شکست و در قتل و عام ایزدیان بی گناه، کیان و ناموس کرد را به داعش فروخت و هم با شکست کوبانی، حیثیت کرد را به حراج گذاشت.

 عرفان قانعی فرد - پژوهشگر تاریخ معاصر

بخش: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.