توافق در مذاکرات، مستلزم انعطاف جمهوری اسلامی و غرب است

زمان اتخاذ تصميمات سخت برای جمهوری اسلامی است!
جمهوری اسلامی با راه اندازی پروژه هسته ای هزینه سنگینی بر کشور ما تحميل نمود و با مقاومت در مقابل خواسته های جامعه جهانی، زمينه را برای احاله پرونده هسته‌ای به شورای امنیت و تحريم های قلج کننده اقتصادی فراهم آورد. در این مدت صدها میلیارد دلار به باد رفته و فرصت های طلائی برای ساختن کشور و رشد اقتصادی از دست رفته اند. دستيابی به تکنولوژی هسته ای به نفع کشور ما است، اما اصرار بر غنی سازی اورانیوم در داخل کشور، سیاست ضداقتصادی و ضدمنافع ملی است.

 

شمارش معکوس برای پايان مهلت توافق نهائی پيرامون برنامه هسته ای بين جمهوری اسلامی و کشورهای ۵+۱ آغاز شده است. در یک‌سال گذشته بيشترين و فشرده ترين مذاکرات در قالب های مختلف برنامه ريزی شده و به شکل دوجانبه، سه جانبه و چند جانبه در سطح وزیر، معاون وزیر و کارشناسان برگزار شده ‌است. با اين وجود، تاکنون توافق جامع حاصل نشده و اختلافات بر سر موارد کلیدی هم چنان پابرجا است. 

چالش ها بر سر راه توافق جامع

جمهوری اسلامی و کشورهای ۵+۱ با برای رسيدن به توافق جامع با چالش های زير روبروند:

غنی‌سازی اورانيوم. ظرفيت غنی‌سازی ايران اصلی ترين گره در مذاكرات هسته‌ ای است. غرب در جريان توافقنامه موقت ژنو، برای اولين بار غنی سازی اورانيوم توسط ايران تا سقف پنج درصد را پذيرفت. اين پذيرش به معنی به رسميت شناختن حق غنی سازی ايران بود. کشورهای ۵+۱ می خواهند توانائی غنی‌سازی ايران کاهش يابد و تعداد سانتريفيوژهای به چندهزار عدد محدود شود. آن ها می گويند که جمهوری اسلامی با حفظ توانایی موجود، به سادگی قادر خواهد بود که بمب اتمی بسازد. رژيم ايران تمایل دارد که غنی‌سازی‌ در مقیاس "صنعتی" را توسعه دهد. 

تحقيق و توسعه سانتريفيوژها. غرب خواهان اعمال محدوديت بر توسعه سانتريفيوژهای نسل جديد است كه می‌تواند زمان لازم برای رسيدن به بمب اتم را كاهش دهد. جمهوری اسلامی اعلام كرده است كه از حق خود برای نصب ماشين‌های پيشرفته برای تصفيه اورانيوم دست نخواهد كشيد. ايران تلاش زيادی را برای توليد سانتريفيوژهای نسل‌های بالاتر از IR-1  به كار گرفته است.

رآكتور آب سنگين اراك. رآکتور آب سنگين اراك برای توليد پلوتونيوم راه اندازی شده است. پلوتونيوم مانند اورانيوم غنی‌سازی شده با درصد بالا می‌تواند در توليد بمب اتمی مورد استفاده قرار گيرد. غرب خواهان بسته شدن رآكتور آب سنگين اراك يا تغيير كارکرد آن برای کاهش چشمگير برای توليد پلوتونيوم است. جمهوری اسلامی گفته است که هرگز با توقف كامل فعاليت‌های اين رآكتور موافقت نخواهد كرد. غرب تاكيد دارد كه اين رآكتور تنها زمانی مورد قبول است كه به رآكتور آب سبك تغيير كاربری داده باشد.

تحقيقات در خصوص ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ ای ايران. غرب از جمهوری اسلامی می خواهد که به سئوال‌های آژانس در خصوص شك غرب به ابعاد نظامی برنامه هسته‌ ای از جمله تلاش برای توليد كلاهك هسته‌ ای در سال‌های گذشته پاسخ دهد. رژيم ايران همواره چنين ادعاهائی را تكذيب كرده اما همكاری با آژانس بين‌المللی انرژی اتمی را آغاز كرده است. ظاهرا ميزان پيشرفت دو طرف در خصوص اين محور از اختلاف‌ها بسيار كند است و آخرين گفتگوها بی نتيجه بوده است.

موشك‌های بالستيك. قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل مصوب ٢٠١٠ فعاليت‌های جمهوری اسلامی در حوزه موشك‌های بالستيك توانا در حمل كلاهك هسته ای را ممنوع کرده است. امريکا با استناد به آن مدعی است که اين موضوع هم بايد در دستور كار مذاكرات قرار بگيرد. در حالی كه رژيم ايران بارها اعلام كرده است كه در خصوص سيستم دفاعی خود با هيچ كس وارد مذاكره نخواهد شد. هيئت مذاکره کننده از ورود به اين بحث در جريان نشست‌های۵+۱ در وين هم خودداری كرد.

تحريم‌ها. مسئله برداشتن تحريم ها به جهت جدول زمانی و جنس تحريم‌ها، به يکی از چالش های اصلی در مذاکرات تبديل شده است. موضوع كليدی چگونگی برداشته شدن تحريم‌های شورای امنيت، اتحاديه اروپا، كنگره امريكا و دستورات اجرائی رييس‌جمهور امريكا عليه جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی خواهان برداشتن تحريم ها در پايان مذاكرات است. در حالی که غرب خواهان "طبقه‌بندی" تحريم ها و لغو تدريجی و "‌پله ‌پله" آن است.

مدت زمان اعتبار توافق جامع. مدت زمان اعتبار توافق جامع يکی ديگر از چالش های بين دو طرف است. گفته می شود که غرب خواهان عدد دو رقمی و ترجيحا ٢٠ ساله برای زمان اعتبار توافق جامع است. در حالی که ايران به دنبال مدت زمان يک رقمی است که پس از آن با ايران به عنوان يک عضو عادی ان پی تی برخورد شود. 

 

مسائل گرهی در توافق جامع  

جمهوری اسلامی گرچه در توافق موقت امتيازهای کلان داد ولی در تداوم مذاکرات، خط قرمزهای خود را پررنگ تر کرد و هيئت مذاکراه کننده روی آن ها ايستاد. گفته می شود جمهوری اسلامی خطوط قرمز زير را برای تيم مذاکره کننده تعيين کرده است: عدم پذيرش تعطیلی تاسیسات هسته‌ای ايران، ايستادن روی ظرفیت ۱۹۰ هزار سو غنی سازی، عدم ورود به حوزه‌های نظامی و برنامه موشکی، حفظ ماهیت راکتور آب سنگین اراک و لغو کامل همه تحریم‌ها پس از توافق.

 از بين اين مجموعه چالش ها، دو موضوع به نوعی شاه بیت دستیابی به توافق جمهوری اسلامی و کشورهای 1+5 است: ظرفیت غنی سازی و تحریم ها. اگر در اين دو مورد توافق حاصل شود، مسیر دستیابی به توافق جامع تا حدود زیادی هموار خواهد شد.

 برای غرب، مسئله اصلی طولانی کردن زمان دستيابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای است. غرب می گويد اگر زمانی جمهوری اسلامی خواست سلاح هسته ای بسازد و غرب متوجه شود، بايد آنقدر زمان داشته باشد که بتواند جلوی آن را بگيرد. بهمين خاطر توان هسته ای ایران باید به اندازه ای کاهش پیدا کند که اين امر امکان پذير گردد. بر همین اساس کشورهای 1+5 می گویند 19 هزار سانتریفوژ زیاد است.

 برای جمهوری اسلامی، مسئله اصلی حفظ توان هسته ای و برداشتن تحريم ها بعد از توافق جامع است. جمهوری اسلامی می خواهد تمامی تحریم‌های اقتصادی لغو شود، تحريم ها وسيله اعمال فشار قرار نگيرد و اقتصاد کشور با لغو يکجای تحريم ها، از حالت خفگی بيرون بيآيد.

فرصت طلائی برای توافق

بيش از يک دهه است که "مذاکرات هسته‌ای" بین جمهوری اسلامی و غرب با وقفه هائی ادامه داشته، ولی در هیچ دوره‌ای مثل يک سال گذشته، مذاکرات با این شتاب و فشردگی نبوده است. اين امر نشان می دهد که در دو طرف اراده برای حل معضل پروژه هسته ای و جستجو برای يافتن راه  حل وجود دارد.

 در هر دو طرف در اين چند سال تغييراتی به وجود آمده است. امريکا دوره حاکميت نئوکان ها و رياست جمهوری جنگ طلب را پشت سرگذاشته و چرخشی در سياست خارجی آن صورت گرفته است. دولت اوباما پايه سياست واشنگتن نسبت به جمهوری اسلامی را مذاکره قرار داده است. در جانب ايران هم تغييری به وجود آمده است. دولت روحانی حل معضل پروژه ای هسته ای و رفع تحريم های اقتصادی را در راس سياست های خود قرار داده است. روحانی به دنبال توافق است و آینده دولت خود را بر روی این موضوع بنا نهاده است، وی امیدوار است با لغو تحریم ها، اقتصاد کشور سروسامان پيدا کند.

 دستيابی به توافق به تامين صلح و ثبات در منطقه کمک کرده و منافع اقتصادی ايران، امريکا و اروپا را تامين خواهد کرد. توافق جامع يکی از موانع پايان دادن به خصومت ٣٥ ساله ميان جمهوری اسلامی و دولت امريکا و عادی سازی مناسبات بين آندو را از ميان بر داشته و راه را برای برقراری مناسبات عادی ميان دو کشور را باز خواهد کرد.

 گروه های وسيعی از مردم کشور ما پيآمدهای مخرب تحريم های اقتصادی را با پوست و گوشت خود لمس می کنند. برای مردم ايران به ويژه کارگران و زحمتکشان برداشتن تحريم های اقتصادی امر حياتی است. چرا که بار اصلی تحريم ها روی دوش آن ها منتقل می شود. بر اثر تحريم های اقتصادی و سياست های مخرب حکومت، فقر و بيکاری گسترش يافته، بر ميزان تورم افزوده شده، رشد اقتصادی پائين آمده و از ظرفيت  توليدی کارخانه ها کاسته شده است. از اين رو توافق روی برنامه هسته ای و برداشتن تحريم ها، به يک خواست عمومی تبديل شده است.

 فرصت طلائی برای رسيدن به توافق برسر پروژه هسته ای به وجود آمده است. اگر اين فرصت بسوزد، شايد ديگر فرصتی برای مذاکرات و دستيابی به توافق جامع فراهم نشود و آلترناتيوهای ديگر در دستور کشورهای غربی قرار گيرد: تشديد تحريم های اقتصادی و حمله نظامی. 

 

موانع بازدارنده توافق

نيروهائی در دو طرف منافع خود را در شکست مذاکرات می بينند. دولت دست راستی اسرائيل، جمهوری خواهان و مجامع افراطی در امريکا به دولت اوباما فشار می آورند که به جای مذاکره با جمهوری اسلامی، بر ميزان تحريم ها بيافزايد تا جمهوری اسلامی از پا درآمده و به برنامه هسته ای خود همانند ليبی پايان بخشد. آن ها در صورت کارساز نبودن تحريم ها،  حل مسئله را در حمله نظامی می بينند. اکنون با پيروزی جمهوری خواهان در انتخابات ميان دوره ای کنگره و افتادن اکثريت در مجلس نمايندگان و سنا به دست جمهوری خواهان، موضع مخالفت با مذاکره و امتياز دادن به رژيم ايران، تقويت خواهد شد و کار اوباما دشوارتر خواهد شد. گرچه به نظر نمی رسد که تغيير جدی در سياست واشنگتن نسبت به پروژه هسته ای صورت گيرد.

 در ايران راست افراطی، عده ای از فرماندهان سپاه و گروه هائی که از تحريم اقتصادی بيشترين بهره را گرفته اند، مخالف سرسخت روند مذاکرات جمهوری اسلامی و کشورهای 1+5 هستند. آن ها دولت روحانی و هيئت مذاکره کننده را به سازش با غرب متهم می کنند. در يک سال گذشته راست افراطی در روند مذاکرات بيشترين کارشکنی را کرده ولی قادر نشده است که مذاکرات را متوقف کند.

 

ولی فقيه تحت فشار سنگین تحریم های اقتصادی که موجودیت جمهوری اسلامی را به مخاطره انداخته بود به "نرمش قهرمانانه" تن داد. اما او بارها اعلام کرده که از آغاز مذاکرات در این عرصه، مردد و دودل بوده است. او یک دل با راست افراطی و مخالفان مذاکرات و توافق و  یک دل با تیم مذاکره کننده دولت روحانی دارد. او هم می خواهد تحريم های اقتصادی برداشته شود تا موجوديت حکومت اسلامی در مخاطره قرار نگيرد و هم در صورت شکست مذاکرات بگويد: "همان‌طور که قبلا گفتم مذاکرات هسته‌ای به جایی نمی‌رسد". او هم می خواهد راست افراطی را داشته باشد و هم دولت را. او از يکسو از راست افراطی برای اعمال فشار به دولت بهره می گيرد تا امتياز بيشتری ندهد و از خظ قرمز های تعيين شده نگذرد و هم آن ها را مهار می کند که مذاکرات تداوم يابد.

 

دشواری های توافق

موانع موجود در دو طرف و کارشکنی مخالفين توافق تا کنون نتوانسته به توقف مذاکرات و سست کردن اراده آن ها برای حل معضل برنامه ای هسته ای بيانجامد. مذاکرات تداوم يافته و به دور نهائی رسيده است. اما آنچه  مانع توافق است اختلافات بر سر موضوعاتی است که در بالا برشمرده شد. هر دو طرف هم چنان روی تامين خواسته های حداکثری خود پا فشاری می کنند.

 جمهوری اسلامی در توافق موقت ژنو انعطاف های قابل توجهی نشان داده بود که اين امر فضای مساعدی را برای تداوم مذاکرات فراهم آورد. ولی با تقويت موقعيت جمهوری اسلامی در منطقه بعد از حمله داعش و مشخص شدن نقش ايران در عراق و سوريه، خامنه ای خط قرمز جمهوری اسلامی برای توافق را پررنگ کرد و بر پذيرش ظرفیت ۱۹۰ هزار سو تاکيد نمود. بعد از آن خامنه ای کوشيد که موضوع پروژه هسته ای را با مسائل منطقه گره بزند و امتياز بيشتری را از غرب در مذاکرات بگيرد. برای خامنه ای مسئله پروژه هسته ای حيثيتی شده است. حيثيتی کردن موضوع پروژه هسته ای و پيوند زدن آن با مسائل منطقه، به دشوارتر شدن توافق انجاميده است.

 کشورهای ۵+۱ هم با زياده خواهی و پافشاری برحداکثر خواسته های خود، اصرار بر کاهش شديد تعداد سانتريفوژها و ظرفيت غنی سازی و برداشتن تحريم های اقتصادی بعد از توافق به صورت "طبقه‌بندی" و لغو "‌پله ‌پله" تحریم‌ها و بلاتصمیمی در لغو تحریم های شورای امنیت، بر دشواری توافق بين دو طرف افزوده اند. روشن شدن تصميم غرب در مورد لغو تحریم های شورای امنیت و اطمينان دادن به جمهوری اسلامی برای کوتاهتر کردن زمان لغو تحريم های امريکا و دولت های اروپائی، از دشواری ها خواهد کاست. اما بايد اين واقعيت را پذيرفت که برداشتن کامل تحريم ها، زمان بر است.  

 

 

ضرورت اتخاذ تصميمات سخت و جسورانه

توافق برای دو طرف نتايج پرثمری خواهد داشت. ولی شکست مذاکرات برای کشور ما فاجعه بار خواهد بود و بی ثباتی و ناآرامی در منطقه را تشديد خواهد کرد. هر دو طرف برای توافق بايد انعطاف نشان دهند. اکنون زمان اتخاذ تصميمات سخت و جسورانه است.

 جمهوری اسلامی با راه اندازی پروژه هسته ای هزینه سنگینی بر کشور ما تحميل نمود و با مقاومت در مقابل خواسته های جامعه جهانی، زمينه را برای احاله پرونده هسته‌ای به شورای امنیت و تحريم های قلج کننده اقتصادی فراهم آورد. در این مدت صدها میلیارد دلار به باد رفته و فرصت های طلائی برای ساختن کشور و رشد اقتصادی از دست رفته اند. دستيابی به تکنولوژی هسته ای به نفع کشور ما است، اما اصرار بر غنی سازی اورانیوم در داخل کشور، سیاست ضداقتصادی و ضدمنافع ملی است.

 تامين اورانيوم برای سوخت نيرو گاه های هسته ای از کشورهای ديگر، هم اقتصادی است و هم به سود منافع ملی است. توافق برسر پروژه هسته ای برای کشور ما، برای مردم ايران و برای تامين منافع ملی، امر حياتی و سرنوشت ساز است. خامنه ای در موفقيت و شکست مذاکرات، نقش تعيين کننده دارد. اگر خامنه ای بخواهد برمواضع تا کنونی بايستد و سرسختی نشان دهد، اگر بخواهد که با موضوع حيثيتی برخورد کند، فرصت طلائی کنونی از دست خواهد رفت و مسئوليت اصلی شکست بر دوش او و جمهوری اسلامی خواهد بود.

 ما همراه با مردم ايران و نيروهای ترقی خواه جهان می خواهيم که دو طرف انعطاف ضرور را در مذاکرات نشان دهند و از جمهوری اسلامی می خواهيم که کشور ما را بيش از اين به سوی فلاکت و فاجعه سوق ندهد. نبايد فرصت موجود را از دست داد. شکست مذاکرات، نيروهای افراطی در هر دو طرف را تقويت خواهد کرد و خطر حمله نظامی و تنش در منطقه را افزايش خواهد داد. اميد است که مذاکرات به توافق بيانجامد، تحريم های اقتصادی برداشته شود و خطر حمله نظامی منتفی گردد.

 

شورای مرکزی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

 ٢٢ آبان ١٣٩٣ (١٣ نوامبر ٢٠١٤)

 

 

انتشار از: