برای سهیل عربی، حکم ساب النبی اعدام نیست

آنچه تا کنون نتیجه شده و میشود آیات قرآن کاملا در تناقض و ابطال گر روایاتی میباشند که دستگاه غالب فقیهان از آنها جهت اثبات حکم اعدام برای ساب النبی بهره میجویند. بر این مبنا تمامی احادیث و روایاتی که فتاوی غالب فقیهان معتقد به مجازات اعدام برای حکم ساب النبی بهره جسته اند باطل بوده و چنین حکمی به جهت تناقض با حکم قرآن به عنوان اولین منبع مورد وثوق مسلمین از درجه اعتبار ساقط میباشد

"سهیل عربی" وبلاگ نویسی که شعبه چهل و یک دیوان عالی کشور حکم اعدام او را به اتهام جرم ساب النبی تأیید و پرونده وی را جهت اجرای حکم به اجرای احکام شعبه هفتاد و شش کیفری استان ارجاع داده است. آنچه از اخبار تراوش نموده اینکه سیستم قضایی کشور فقط جهت به اشتراک نهادن چند پست در فیسبوک متهم پرونده را مجرم تشخیص و محکم به اعدام وی داده است. با نظر به اینکه نگارنده تا کنون از مفاد و محتویات پرونده محکوم علیه مطلع نبوده نمیتواند اتهام ساب النبی را تصدیق و یا تکذیب نماید اما اگر بنا را آنگونه که سیستم قضایی کشور حکم داده است پذیرفته و جرم محکوم علیه را ساب النبی بدانیم میتوانیم از منظر و رویکرد دینی به تحلیل و بررسی حکم ساب النبی همت گماریم.

"سب" در لغت به معنای توهین و دشنام بوده اما در دستگاه غالب فقهی به هرگونه عملی که از آن توهین و دشنام به رسول عظیم الشأن اسلام و ائمه معصومین بر آمده باشد اطلاق میشود. دستگاه فقهی غالب حکم ساب النبی را اعدام و سب کننده را مهدور الدم میشناسند. همین رویکرد دقیقا در قانون مجازات اسلامی تعریف و تدوین شده است.

اینکه نظر شریعت اسلام در این مورد چیست بیش از پیش میباید متذکر شویم که دستگاه فقیهان بیش از پیش به روایات آحاد توجه داشته اند. اما روایت قرآن به عنوان اولین و محکم ترین منبع مورد استناد مسلمین در باب حکم ساب النبی چیست؟؟؟

 قرآن به عنوان کتاب حقوق و اخلاق به جهت احترام به عقاید دیگران و زندگی مسالمت آمیز، مسلمین را از توهین به معبود ها و مقدسات آنان منع نموده است. در این راستا در آیه شریفه صد و هشتم سوره مبارکه انعام مسلمین را مخاطب قرار داده و میفرماید:

«وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ»

          «و معبود آنان را که به غیر الله دعوت میکنند توهین نکنید چرا که از روی جهل به الله توهین خواهند کرد، پس برای تمام امت ها عملشان را آراستیم، آن‌گاه‌ بازگشت‌آنان‌ به‌ سوی‌ پروردگارشان‌ خواهد بود و ایشان‌ را از آنچه‌ انجام‌ می‌دادند آگاه‌ می‌سازد»

مطابق به آیه شریفه:

اول: اعتقادات هر شخص و یا گروهی برای او زینت داده شده و مقدس میباشد. چه این عقیده آسمانی بوده یا زمینی.

دوم: در صورت توهین به مقدسات دیگران امکان بروز مقابله به مثل رفته و در این صورت زیست مسالمت آمیز مخدوش میشود.

سوم: قرآن به عنوان بما انزل الله مسلمانان را ازتوهین به مقدسات دیگران منع مینماید.

برابر آیه شریفه مذکور نه تنها توهین به مقدسات مسلمین جرم بوده بلکه، توهین به مقدسات دیگر تفکرات هم از سوی مسلمانان جرم بوده و میباید برای آن مجازات در نظر گرفته شود.

اما آیاتی که در قرآن به ریشخند و توهین به مقدسات مسلمانان پرداخته اند هیچ گونه مجازات دنیوی، از جمله اعدام را برای تمسخر کنندگان و سب کنندگان پیشبینی نکرده است.

« فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ»

انعام / پنج

« آنان که حق را هنگامى كه به سويشان آمد تكذيب كردند به زودى خبرهاى آنچه را كه به ريشخند مى‏گرفتند به آنان خواهد رسيد»

در این آیه آنچه مشخص است وحی الهی مورد تمسخر قرار گرفته است اما به مسلمین حکم نشده است که استهزا کنندگان را به جهت استهزایشان مجازات نمایند.

« يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِئُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ» 

توبه / شصت و چهار 

«منافقان بيم دارند ازاينكه سوره‏اى در باره آنان نازل شود كه ايشان را از آنچه در دلهايشان هست‏ خبر دهد بگو ريشخند كنيد بى‏ترديد خدا آنچه را كه مى‏ترسيد برملا خواهد كرد»

در این آیه شریفه خبر از استهزا و تمسخر منافقین میدهد اما حکم به مجازات دنیوی آنان در کار نیست و فقط خبر از برملا کردن استهزاء آنان میدهد.

« وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ»

رعد / سی و دو

« و بى‏ گمان فرستادگان پيش از تو نيز مسخره شدند پس به كسانى كه كافر شده بودند مهلت دادم آنگاه آنان را به كيفرگرفتم پس چگونه بود كيفر من»

در این آیه شریفه هم فقط خداوند مسخره کنندگان را کیفر میکند و حکم کیفر کردن را به مسلمین وانمیگذارد.

« وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنذِرُوا هُزُوًا»

کهف / پنجاه و شش

« و پيامبران را جز بشارت‏ دهنده و بيم‏ رسان گسيل نداشتیم و كسانى كه كافر شده‏اند به باطل مجادله مى‏كنند تا به وسيله آن حق را پايمال گردانند و نشانه‏هاى من و آنچه را بدان بيم داده شده‏اند به ريشخند گرفتند »

در این آیه رسالت رسولان انذار و تبشیر بوده و حکم آنان که انذار آنان را به مسخره میگرفتند اعدام و مجازات دنیوی از سوی رسولان نبوده.

« ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا»

کهف / صد و شش

« جزای آنان که کافر شدند و آيات من و پيامبرانم را به ريشخند گرفتند جهنم است»

در این آیه مجازات مسخره کنندگان و کسانی که جرمشان ساب النبی است به مجازات اخروی محکوم شده اند نه مجازات دنیوی.

در هیچ یک از آیات فوق که میتواند مصداق ساب النبی و حتی فراتر از آن ساب الله باریتعالی باشد مجازات دنیوی اعدام مرقوم و مکتوب نشده است. اما آنچه را قرآن به عنوان عکس العمل و تقابل در چنین مواقعی به مسلمین توصیه میکند چیست؟؟؟

 آیه صد و چهلم سوره مبارکه نساء در این باب میفرماید:

« وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا»

« و به تحقیق نازل شد بر شما در کتاب در كتاب همانا هر گاه شنيديد آيات خدا مورد انكار و ريشخند قرار مى‏ گيرد با استهزا کنندگان منشينيد تا به سخنى غير از آن درآيند چرا كه در اين صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود خداوند منافقان و كافران را همگى در دوزخ گرد خواهد آورد»

در آیه فوق کتاب الله تکلیف مسلمین را در برابر استهزا کنندگان و سب کنندگان به گونه ای بیین روشن کرده است. جزای دنیوی برای استهزا کنندگان پیشبینی نکرده است. مضافا آنچه به مسلمین حکم شده تا از این گونه گفتارهای نفرت انگیز زدایش شود فقط اینکه جمع استهزا کنندگان را ترک کنند تا زمانی که استهزا کنندگان دست از استهزا و سب بردارند.

آنچه تا کنون نتیجه شده و میشود آیات قرآن کاملا در تناقض و ابطال گر روایاتی میباشند که دستگاه غالب فقیهان از آنها جهت اثبات حکم اعدام برای ساب النبی بهره میجویند.

بر این مبنا تمامی احادیث و روایاتی که فتاوی غالب فقیهان معتقد به مجازات اعدام برای حکم ساب النبی بهره جسته اند باطل بوده و چنین حکمی به جهت تناقض با حکم قرآن به عنوان اولین منبع مورد وثوق مسلمین از درجه اعتبار ساقط میباشد.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای شکوری عزیز، آیا شما سیره‌های رایج مثل ابن اسحاق و ابن هشام و واقدی و طبری را به رسمیت می شناسید؟ اگر جواب مثبت است نظر شما در باره قتل "عبدالله بن خطل" و دو کنیزش و همچنین "حويرث بن نقيذ" پس از فتح مکه چیست؟ سیره های اولیه گناه آنها را "هجو" (بخوان سب) محمد می دانند. و اگر جوابتان منفی است، آیا سیره دیگری را می شناسید که در باره زندگی محمد بشود به آن استناد کرد؟