هویت ایرانی به روایت دکتر عطاالله مهاجرانی

گفتمان مناقشه برانگیز "هویت شیعی ایرانی" که توسط مسعود بهنود و ادیب برومند رئیس شورای مرکزی و هیئت رهبری جبهه ملی ایران آغاز شده بود، با قرائت جدیدی از هویت ایرانی توسط جناب آقای دکتر عطاالله مهاجرانی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی، که برای وی احترام بسیاری قائلم، وارد پیج نامانوس و ناگنجیده ای شد.

گفتمان مناقشه برانگیز "هویت شیعی ایرانی" که توسط بیانیه آقای عبدالعلی ادیب برومند رئیس شورای مرکزی و هیئت رهبری جبهه ملی ایران، و مسعود بهنود آغاز شده بود، با قرائت جدیدی از هویت ایرانی توسط جناب آقای دکتر عطاالله مهاجرانی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی، که برای وی احترام بسیاری قائلم، وارد پیج نامانوس و ناگنجیده ای شد. ایشان در مقاله ای  بنام "روشنفکر ايرانی و فرهنگ شيعی" در دفاع از مواضع " انديشيده و سنجيده" آقای بهنود، عکس العمل معترضین به اصطلاح "بددهن" (به تعبیر آقای بهنود) را بمثابه ریختن آب زلال در لانه مورچه گان خـُـرد و کلان تعبیر کرده است که اندکی دریغ آور و غیر منتظره از شخصیت بسیار متین و برجسته ای نظیر ایشان می باشد.

 ایشان در دفاع از بيانيه فرزانه گرانقدر دکتر اديب برومند (آنگونه که ایشان توصیف می کنند)، و موضع آقای بهنود مدعی می شود که تفسیر شتابزده از سوی معترضین به سخنان آقای بهنود باعث آميختگی و موجب آشفتگی شده است. ایشان مدعی هستند که منظور بهنود فهم فرهنگ شیعی توسط "روشنفکر ایرانی" می باشد و نه الزاما شیعه بودن. اما ویدئوی مصاحبه بهنود موجود است که با تفسیر ارائه شده توسط دکتر مهاجرانی متفاوت می باشد. ایشان سپس با استناد به دکتر امير حسين آريان پور و محمدعلی سپانلو دعوی جدید و جدل برانگیزتری را طرح می کند و آن اینکه هويت ايرانی دو رکن دارد: زبان فارسی و فرهنگ شيعی. و این قرائت بحث آفرین دلیل تحریر این نوشتار می باشد زیرا:

 دیشب دو تن از جدایی طلبان (یا بعبارتی تجزیه طلبان) آشنا که یکی از آنها بلوچ و دیگری عرب ایرانی می باشد با من تماس گرفته و با تائید و استناد به ادعای جناب دکتر مهاجرانی مبنی بر اینکه "ایرانی باید فارس زبان و شیعه باشد" یا وگرنه ایرانی نیست، از من خواستند که موضع خود را که نه "فارس زبانم و نه شیعه" روشن کنم. به آنها جواب دادم که با کمال احترام به آقای دکتر مهاجرانی، قرائت ایشان از "هویت ایرانی" را ناقص دانسته و همانند میلیون ها ایرانی که نه شیعه هستند و نه فارس زبان نمی پذیرم. حتی اگر منظور آقای دکتر مهاجرانی این بوده است که زبان فارسی را باید بلد باشند و نه اینکه الزاما زبان مادری آنها فارسی باشد؛ و یا درک از تشیع داشته باشند و نه الزاما  شیعه باشند. زیرا در ایران میلیون ها نفر در شهر و روستاها مثلا در کردستان یا بلوچستان هستند که درکی از شیعه ندارند و فارسی را هم نمی توانند صحبت کنند. آیا آنها بر اساس قرائت جدید ایرانی محسوب نمی شوند؟ وانگهی میلیونها افغان و تاجیک و غیره نیز شیعه و فارس زبان هستند و با فرهنگ و تاریخ ایران نیز آشنا می باشند.

 نکته شگفت آور دیگر در استدلال ایشان اشاره ای بود به بخشی از مقاله نگارنده بنام "روشنفکر ایرانی بروایت مسعود بهنود" که در آن تاکید کرده بودم هویت ایرانی هزار سال سـُـنی بود (و قبل از آن زرتشتی)، و فقط چهارصد سال شیعه! و اینکه بسياری از ستارگان فرهنگ و ادب ايران، يعنی روشنفکران ايرانی، اهل سنت بوده اند. ایشان سپس با اشاره به اشعار پرشور شاعران سـُـنی مذهب از جمله مولانا و حافظ و اقبال لاهوری در مدح حضرت علی و امام حسین، نتیجه گیری می کنند که  ادیـبان سـُـنـی مذهب با فرهنگ شیعی آشنا بودند. بنده از این نتیجه گیری شیعه محور و نامانوس توسط اندیشمند فرهیخته و آگاهی نظیر دکتر مهاجرانی در حیرتم. اهل سنت حضرت علی را خلیفه چهارم، پسر عمو و داماد پیامبر خود می دانند و برای وی و نوه های پیامبر عشق و ارزش و احترام فراوانی قائلند. و این موضوع هیچ ربطی به شیعه ندارد. مدح حضرت علی توسط سـُـنی ها مدح خلیفه چهارم است و نه الزاما نشانه احترام به مذهب شیعه. من حقیقتا از این نتیجه گیری در عجبم! در بین سـُـنی ها (حداقل در بلوچستان) از قرن ها پیش گذاشتن اسم علی یا حسین یا حسن بر روی فرزندان خیلی بیشتر از اسامی عمر، ابوبکر و عثمان رایج بوده و است. متاسفانه هموطنان شیعه در مورد این حقیقت بدیهی ناآگاه هستند.

 نکته ژرفتر و تعجب برانگیز دیگر در مقاله ایشان در مورد فرهنگ شیعه است که مدعیست دو ويژگی ممتاز دارد: "عدالت طلبی و انديشه ورزی". بعد از خواندن این جمله باید اعتراف کنم:

چون سخن در وصف این حالت رسید / هم قلم بشکست و هم کاغذ درید

 عقل در شرحش چو خر در گِل بخفت / شرح عدل و اندیشه همچون وی بگفت؟

سایه خواب آرد تو را همچون سمر / چون بر آید شمس انْـشـَقَّ الـقـمـر؟

  در دنیا سه حکومت شیعه بوده است.

اول حکومت صفویان و خونریزی های توصیف ناپذیر آن بر علیه اجداد سـُـنی ء شیعیان امروزی بخصوص در قم و یزد که لازم به توضیح نیست.

دوم حکومت جمهوری اسلامی که سوگمایش هولناک کشتارهای سالهای ٦٠ و ٦٧ و قتل های زنجیره ای و فتوای ترور دگراندیشان و حتی حذف و حصر دهشتناک خودی و غیرخودی و اعدام های روزمره و اسیدپاشی و تباهی یک مملکت شهره آفاق گشته است که شرح همه آنها بیشتر از مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد.

سوم حکومت شیعه عقرب جراره ای بنام نوری المالکی در عراق که بسیاری از مردم از ترس آن به مار غاشیه هزارسر و اژدهاگونه ای بنام داعش پناه بردند.

این مثال را از آن جهت بیان کردم تا خدای ناکرده خواننده این سطور تصور نکند که بنده فقط حکومت مذهبی متعصب شیعه را غیرعادل می دانم؛ بلکه نمونه سـُـنی آن در لباس طالبان در افغانستان و یا داعش در عراق و سوریه و بوکوحرام و الشباب و غیره هزار بار از نوع شیعی آن بدتر هستند. و اما در مورد مقوله اندیشه ورزی! چون بعد از ٣٦ سال تجربه تلخ امتناع تعقل و اندیشه در فرهنگ جمهوری اسلامی از درک این مقوله قاصرم، آن را می گذارم و میگذرم. زیرا، بعنوان مثال، درک نمی کنم چگونه سالانه میلیونها "اندیشه ورز" برای زیارت امام دوازدهم که در چاهی در سامرای عراق ناپدید شده است، به چاه دیگری بنام جمکران، آنهم هزاران کیلومتر آنطرفتر" رجوع می کنند.

 بر طبق تعریف موجود در دانشنامه آزاد (ویکی پیدیا) "روشنفکری (در انگلیسی Intellectualism در فرانسه Intellectuelité و در زبان لاتین Intelligere) به معنی تفکیک دو چیز از همدیگر است. به همین دلیل به عنوان روح انتقادگرا و ممیز شناخته می‌شود. همچنین، از روشنفکری، به فلسفه اصالت هوش و قریحه یاد می‌گردد. این فلسفه، معتقد است که علم ناشی از عقل است یا ساده ‌تر اینکه علم را فقط، به ‌وسیله قریحه یا هوش می‌توان به ‌دست آورد. به ‌طور کلی، اگر بخواهیم که واژه روشنفکر را تفسیر کنیم، گفته می‌شود که روشنفکران، کسانی هستند که اهل قضاوت عقلی و سنجش‌ گرانه  عرفی و علمی در امور هستند که بر اساس سه اصل روش علمی (بیکن و دکارت)، رفاه و خوشبختی (مور) و فایده انگاری (بنتام) تبیین می شود. روشنفکر از طبقه تحصیل کردگانی در جامعه ‌است که با دغدغه‌های انسانی، اجتماعی، ارزشی، فرهنگی و سیاسی اقدام به موضع گیری در مباحث و مسائل حساس و مهم جامعه خویش و جامعه جهانی می‌کنند". در تعریف بالا هیچگونه اشاره ای به مذهب و یا دین نشده است.

 بر اساس دانشنامه آزاد مهمترین شخصیت های ایرانی موثر بر جریان روشنفکری معاصر نظیر میرزا آقاخان کرمانی (که توسط مظفرالدین شاه قاجار اعدام شد) ، طالبوف تبریزی و سپس شخصیت هایی مانند تقی ارانی، محمدعلی جمالزاده، حسن پیرنیا، محمدعلی فروغی، عبدالحسین تیمورتاش، صادق هدایت، سید احمد کسروی، فرخی یزدی، ملک الشعرای بهار و میرزاده عشقی و احمد شاملو بودند. ویژه گی های بارز اکثریت آنها تفکیک عقاید مذهبی و سنتی از یک سو و افکار مدرن سکولار لیبرال یا خردگرایی انسان مدار (هومانیستی) نشئت گرفته از فرهنگ "روشنگری" و روشنفکری غرب از سوی دیگر است که جامعه را بسوی "آرمانشهر فردا" و نه خرافات و سنت های پوسیده گذشته رهبری و هدایت می کردند. البته بنده نه قصد و نه توان ورود به جزئیات مواضع روشنفکری آن بزرگان را دارم و نه قضاوت در مورد اینکه آیا آنها مولد فکر و اندیشه نو بودند و یا صرفا مروج اندیشه های دیگران. زیرا مدعی نیستم که تخصص بخصوصی در مورد مقوله روشنفکری در ایران دارم. و در این نوشتار از پرداختن به بحث های آکادمیک و تفسیرهای آنتولوژیک (وجود شناختی) با تفاسیر اپیستمولوژیک (معرفت‌شناختی) مربوطه پرهیز نموده ام، زیرا سررشته من نیست. فقط سه نکته اساسی و بنیادین و مشخص در مقاله جناب آقای دکتر مهاجرانی گرامی را بدون تعارف و پرخاشگری به نقد کشیده ام. زیرا معتقدم روشنفکر که مفهومی مدرن با شاخص های مشخص جهانشمول می باشد، فرا زمانی و نقادانه می اندیشد و همواره تلاش می کند تا پوسته پوسیده و جامد جامعه و باورهای متحجر و پیش فرض های ذهنی جامعه سنتی را به چالش بکشد و نه اینکه با تقلیل مفاهیم و انطباق آنها با "شرع" ء فقها و بومی گرایی عامیانه پیشرفت جامعه بسوی تجدد و روشنگری را کـُـند کند. در نتیجه سنجشگری و آسیب شناسی در مورد ادعاهای مطروحه لازمه پیشبرد بحث و رهایی جامعه از "خوابگه نیمه تاریک" کاشفان ملغمه عرف و شرع می باشد.

در پایان باید اضافه کنم که تبادل اندیشه نقادانه بین به اصطلاح "روشنفکران مذهبی" و روشنفکران سکولار (که البته بنده خود را در جایگاه روشنفکران نمی دانم) باید در فضایی بی تعارف و متمدانه و مملو از احترام متقابل صورت بگیرد. کمااینکه نگارنده برای شخصیت هایی چون دکتر ادیب برومند، دکتر مهاجرانی و مسعود بهنود احترام فراوانی قائلم و در جواب الطاف منسوبه در مقاله آقای بهنود نیز نوشته بودم که ایشان را شخصیتی شناخته شده، تاثیرگذار، تحصیلکرده، کارشناس، ارزشمند، متین، معتدل و فرهیخته می دانم (یعنی دانسته و هنوز هم می دانم). یا وگرنه هرگز وقت خود را صرف نقد سخن دیگری نمی کردم. و به ایشان اطمینان می دهم که هنوز هم جایگاه بهاور و والا و ارزشمند ایشان در دفترچه ذهنی این حقیر ء "معترض بد دهن"، همچنان با تکریم و علاقه و احترام در صفحه "اندیشه ورزان ارزنده" روزگار ما باقی است و خواهد ماند. صد البته این سخنان در مورد جناب دکتر مهاجرانی و دکتر ادیب برومند نیز صدق می کند.

 عبدالستار دوشوکی

آذر ١٣٩٣

doshoki@gmail.com

 

بخش: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چندان طول نخواهد کشید، که نسل مدرن، و تازه بدوران رسیده و جوان آذربایجان جل و پلاس مذهب شیعه را از آذربایجان بیرون خواهد ریخت. اکنون نسل جوان آذربایجان با آگاهی از قهرمانان و اسطوره های تاریخی خود، نه تنها مثل پدرانشان، مذهبی فکر نمیکند، بلکه بجای علی، (کور اوغلو)، بجای حسین، (بابک)، و بجای محمد، (ده ده قورقوت ) را در ادبیات و اشعار خود تبلیغ و ترویج و ستایش میکند. و این خود آگاهی سیاسی، تاریخی، فرهنگی و زبانی!، برای نسل جوان و پیشرو آذربایجان خمیرمایه افکار روشنگریست! بدین سبب مذهب خرافی شیعه کم کم درحال مردن، و افول و فراموشیست. در آینده پان ایرانیسم، و پان فارسیسم ، باید برای حفظ اقتدار سیاسی خود بر ملل غیر فارس در جغرافیای ایران، متحد شیعه دیگری برای خود دست و پا بکند. زیرا مردم آذربایجان دیگر لجام سیاسی خود را دست کسی نخواهد داد. جریان جنبش سبز نمونه بارزی براین مدعا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب <وجدان آگاه>، البته ما می توانیم به شاخه ای دیگر بپریم و در مورد فمینیسم بحث کنیم ولی بگذارید که در همان بحث خودمان بمانیم.
هم در مورد فمینیستها و هم در مورد سیاهان آمریکایی و هم در مورد ملتها و ملیتهای ایرانی، می توانیم بگوییم که همه ما انسان هستیم و از حقوق برابر برخورداریم و باید مناسبات قدرت را در این راستا تغییر دهیم که تبعیضی در میان نباشد.
این سوال پیش می آید که آیا فمینیستها باید بگویند که چون بر زنان ستم مضاعف می رود، پس مردان دشمن زنان هستند و سیاهپوستان آمریکایی بگویند که چون بر ما ستم می پود پس سفید پوستان دشمنان ما هستند و ملیتها و ملیتهای ایرانی بگویند که چون زبان فارسی و فرهنگ فارسی، 100 سال است که بر ما حاکم است و بنابراین <فارسها> دشمنان ما هستند؛ یا نه، می توانیم بگوییم که باید روابط مردسالانه را از میان برداشت، باید روابطی در آمریکا برقرار کرد که کسی تنواند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آیا واقعن شما نمی فهمید که فارسها خود قربانی تر از شما ترکها در سیستم شاه و شیخ هستند ؟ آیا شما نمی دانید که شما عمدا نام ایران و ایرانی را با فارس عوض کرده اید تا مبارزات مردم خود را منحرف کنید و هدفی نژادپرستانه به آن بدهید ؟ آیا شما نمی فهمید که وضع مناطق ترک نشین چند برابر مناطق فارس نشین مرفه هستند و حتی آزادی های فرهنگی بیشتری دارند ؟ به دلایل فوق ما روشنفکران ایرانی ،ایرادها و خواسته های شما را صادقانه نمیدانیم بلکه توطئه آمیز و غرض ورزانه ،چون بجای مبارزه با دولت و دین و سیاست و طبقه و سرمایه حاکم، خواسته مبارزه با یک قوم و نژادی هستید که خودش قربانی است و هزاران ترک هم ولایتی شما با شرکت در ماشین سرکوب آخوندی مثل زمان شاه ،به سرکوب همه خلقهای ایران مخصوصا فارسها میپردازند .من واقعن به روشنفکر بودن شما و امثال شما شک دارم و از خود میپرسم چرا اینها 24 ساعت در این سایت از نژاد حرف

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در اینجا به واقعیتی مهم که از چشم مطبوعات فارسی‌ به دور مانده اشاره خواهم کرد، توسعه تابع حل تضاد در حیطه‌های فرهنگی‌، اقتصادی و سیاسی است، به همین دلیل نیز،وظیفه جامعه شناسی‌، توضیح نظم‌های متغیر است، در جوامع پیشرفته، با بهره گیری از علم جامعه شناسی‌، این تضاد‌ها را تا حدی از بین برده اند و بدین نحو، گرایش گریز از مرکز را، به گرایش تمایل به مرکز تبدیل کرده اند، از طرفی‌ در ایران، کشور‌های پیرامونی، به سرعت در حال پیشرفت هستند، فرایند این پروسه، ساختار روابط قدرت در ایران را، وارد گسست‌های دهشتناک خواهد کرد، روابط قدرتی‌ که تاریخ فارس، زبان فارسی‌ را در ۱۰۰ سال گذشته، به عرش اعلا برده برد ناگهان خواهند ترکید و صدای مهیب آن، کّل روستای فارسی‌ را، از خوابی‌ گران، به دنیای واقعیت پرتاب خواهد کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در همه مجامع و محافل فارسزبان و نیمه فارسزبان، صحبت از پست مدرنسیم ،مردم سالاری، دمکراسی، سکولاریسم، پلورالیسم و حقوق بشر گوش فلک را کر کرده است، ولی تا یک ترک آذربایجانی لب تر می کند و در مورد زبان مادری، ابتدائیترین حقوق ذاتی بشر، با احتیاط حرفی به میان می کشد، همین تئورسین های دمکراسی مثل مور و ملخ می ریزند سرش، و به نژاد پرستی، فاشیسم و پانترکیسم متهم می کنند، و بجرم ارتداد از پانیرانیسم ملحد شناخته، و حکم سانسور و در نطفه خفه کردن این نوع افکار را در سایتهای فارسزبان صادر می کنند، البته خدا می داند اگر اینها به حاکمیت برسند ملتهای غیر فارس چه تاوان دیگری باید پس بدهند،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ( کاظم ثانی‌ ) شما به سوال من مبنی بر اینکه طبق فرمایشات شما ( همه ما انسانیم ) پس در جوامع پیشرفته آمریکای شمالی‌ و اروپای غربی با این منطق که ( چونکه ما انسانیم و مرد و زن ) نداریم پس نیازی نیز به فمنیست نداریم پاسخ نگفتید، ببینید عزیز با کلی‌ گویی امکان پرداختن به این مسائل امکان پذیر نمی‌‌شود، شما واقعیت را نه در بیان حقیقت بلکه به خدمت کلی‌ گویی گرفته اید، روابط قدرت هنوز پا بر جاست، شما بدون پرداختن به ساختار قدرتی‌ که به زبانی‌ خاص، ملتی خاص امتیاز بخشیده است با شعار همه ما انسانیم در خدمت روابط قدرتی‌ که آن ملت خاص، زبان خاص را برتری داده است گام بر میدارید. اگر مسائل انسانی‌ در بستر جامعه به همین راحتی‌ ( همه ما انسانیم ) قابل حل بودند بدون شک تا حالا افراد با استعداد و کاردان از تریبون سازمان ملل گفته بودند‌ای خلایق همه ما انسانیم و مشکلات بشر را حل کرده بودند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب <وجدان آگاه>، موضوع درست بر سر مناسبات قدرت است و شیوه برخورد به این مسئله.
یک شیوه این است که همه را دشمن خود بدانیم و با آنها بجنگیم، همه بدیها را به دشمن بچسبانیم و همه خوبیها را به خودمان (شیوه ای که شما به کار می گیرید). شیوه دیگر این است که همه را برابر حقوق بدانیم و از هم، و به گفتگو بنشینیم و راههایی مسالمت آمیز و انسانی پیدا کنیم برای حل مشکلاتمان و رفع تبعیض ها و جلوگیری از سلطه این برآن و آن بر این.
نوشته اید که <این دیگر یک چیز ابتدا ئی است که در دنیایی امروز، نژاد یک پدیدهٔ ( اجتمائی، فرهنگی‌ ) است>. نمی دانم که این چیز ابتدائی را از کجا آورده اید ولی می دانم که هر لغتی معنای خودش را دارد و اگر نژاد در 70 سال پیش معنایی داشته است که میلیونها انسان را به نابودی کشانده است، هنوز هم همان معنا را دارد و می تواند میلیونها انسان را به نابودی بکشاند. اگر از نظر شما <نژاد> همان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ANONYMUS نوشتن همینطوری و اتهام زدن و انداختن موضوعی به وسط و ضد ترک و ضد فارس و... نامیدن دیگران که کاری ندارد. وقتی حرف شما ارزش دارد که آن را مستند کنید و مثلا با استناد به نوشته های من، ضد ترک بودنم را نشان بدهید. می گویند که حرف مفت خرجی ندارد مخصوصا وقتی از دهان یک فرد بی نام و نشان و یک شبح خارج شود. شما هم اگربا نام و نشان خودتان به میدان می آمدید، می دیدید که هر حرفی هزینه دارد. شما که بی نام و نشان آمده اید و یک شبح هستید می توانید هرچه دلتان خواست بنویسید. سنگ مفت، گنجشک مفت!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ( کاظم ثانی‌ ) در برخورد به مسائل نژادی چشم مبارکشان را به ( روابط قدرت ) می‌‌بندند از اینرو یک پای منطق ایشون می‌‌لنگد، شما نمیتوانید وارد مقولات نژادی شوید ولی‌ از برخورد جدی به ( روابط قدرت ) بپرهیزید، در جوامع پیشرفته آمریکای شمالی‌ و اوروپای غربی، کسی‌ به فمینیست‌ها نمیگوید که همه ما انسانیم، زن و مرد نداریم، سیاه آمریکا ئی با اینکه این کشور یک رییس جمهور سیاه پوست دارد هنوز از ( روابط قدرتی‌ ) که از سفید پوستان حمایت می‌کند رنج میبرد، در ایران نیز، روابط قدرت و سیستمی‌ که در خدمت این روابط قدرت است به نفع ( تاریخ فارس، زبان فارسی‌ ) در حال نفی و نابود کردن غیر فارس‌ها بوده است، از جناب کاظم ثانی‌ خواهشمندم پیش از پرداختن به مقولات نژادی، ابتدا ( روابط قدرت ) را مطالعه کنند. این دیگر یک چیز ابتدا ئی است که در دنیایی امروز، نژاد یک پدیدهٔ ( اجتمائی، فرهنگی‌ ) است، همه ما

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کاظم ثانی, من می خواستم آنچه که در چنته دارید بیرون بریزید که ریختید و معلوم شد از جه قماشی هستید. شما ضدیت با ترک را هومانیست میدانید و نشان دادید . ما شما را بهتر از خودتان میشناسیم. همین

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ANONYMUS، من نمی دانم که ایدئولوژی من یعنی اومانیسم (اگر بتوان آن را ایدئولوژی نامید) کجا باعث کشته شدن انسانها شده است آنهم میلیونها انسان ولی می دانم که شعار <من هارا ارمنی هارا> باعث قتل عام 1.5 میلیون انسان در ترکیه (اگر نخواهید آن را انکار کنید) و شعار <من هارا تورکلر هارا) باعث فاجعه قره باغ و سومقایت و... شده و جان هزاران انسان را گرفته و میلیونها نفر را بی خانمان کرده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بنظر می آید ترکها تنها گروهی هستند در جهان که از صبح تا شام بفکر نژاد خود یا نژاد دیگران هستند . از نظر روانشناسی توده ای ، این یک عقده ای است که باید درمان شود . در اروپا با شکست فاشیسم ، حتی سالها استفاده از لغت ناسیونالیسم زشت و زننده بود چون موجب سوء تفاهم فاشیسم و آدم کشی و جنایت میشد .معمولا جوامعه روستایی و ایلیاتی در پروسه شهری شدن ، گاهی به بیماری ناسیونالیسم و شونیسم دچار میشوند و دنبال نژاد و راسه می افتند . آیا در این سایت کسی غیر از ترکها ، اینهمه بفکر نژاد است ؟ این کار غلط و اشتباه و زشت این گروه موجب شده که متاسفانه گروه دیگری نیز برای دفاع از خود وارد این بحث منحرف کننده و مضر و غرض آلود گردند . امید است که در قرن پسامدرن 21 این .... از جامعه بشری رخت بر بندد و روشنفکران مبارز اجتماعی انساندوست سراغ دولت و رژیم و سرمایه و طبقه و دین بروند و آنان را افشا کنند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
میگویند حرف, حرف میآره ولی اگر مربوط باشد آوردن آن اشکالی ندارد. گفتگوی ترک و فارس را به دیگران وامیگذارم و به اسلام میپردازم. دختر جناب عالیم که مانند پدر, خود خواننده زبردستی هستند محجبه میباشند و با روسری و زیر روسری, حجاب کامل اسلامی دارند. نوه بسیار خرد سال ایشان که پدر بزرگ او را فاطمه خانم میخوانند نیز ظاهرا خواننده بسیار خوبی هستند. در ویدئو پایین در دقیقه ٢٤.٣٠ نوه, برای مادر و پدر بزرگ, هنر نمائی مینمایند. ظاهرا شیعه تنها " در خون ما " نیست.

https://www.youtube.com/watch?v=ff7Cwm6lwHU

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کاظم ثانی , «من هارا فارسلار هارا » را این شما هستید که در حیطه پیش فرض ایده اوژی و پان ایرانیستی تان تفسیر میکنید. شعار « من هارا فارسلار هارا» بر میگردد به همان اصل که هویت ترک با هویت فارس یکی نیست نه اینکه این یکی از آن یکی برتر است. جناب ثانی زیاد دور نرویم, در یک صد سال اخیر ایده اولوژی شما میلیونها انسان را به کشتن داده است نه هویت خواهی ما.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ANONYMUS، شعار هارای هارای من تورکم، به خودی خود نه توهین به کسی است و نه اعلان جنگ به کسی بلکه اعلان کردن هویتش است و هر کسی حق دارد هویت خودش را تعیین کند و در این حرفی نیست ولی: اولا: وقتی همین شعار را امروز در کنار <من هارا فارسلار هارا> و فردا در کنار <من هارا کؤردلر هارا> و پس فردا در کنار شعار <من هارا....> قرار دهیم، ماهیت آن عوض می شود.
ثانیا: وقتی این ترک بودن یا فارس بودن یا... را خالص کنیم، یعنی من ترک خالصم و آن یکی نیست و یا من فارس و آریایی خالصم و آن دیگری نیست، آنوقت خیلی خطرناک می شود.
ولی مبارزه ایدئولوژیکی من چرا خطرناک است؟ می خواهد کسی را بکشد؟ به کسی توهین می کند؟ آزاری به کسی می رساند؟ شما یا دیگران می توانند و مختارند که در این مبارزه ایدئولوژیک شرکت بکنند و یا نکنند و کسی را نمی توان به این کار مجبور کرد و در ضمن، این مبارزه ایدئولوژیک می توانند همه را صرف

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کاظم ثانی, شما با خود ماهیت هویت خواهی مشکل دارید. لطفا بحث را به چپ و راست کشیده و انتزاعی نکنید. هویت خواهی مساوی با اعلان جنگ به کسی نیست. هارای هارای من ترکم هم نه توهین به کسی است و نه اعلان جنگ به کسی بلکه اعلان کردن هویتش و صلح آمیز تر و انسانی تر از مبارزه ایده اولوژیکی شما است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-باسه نفرشمادوستان وهم اتینیک خودهستم وسلام دارم.هرسه شمابرهویت خودعلاقه داشته ومیخواهیدازطرف دولت بدان احترام وارزش گذاشته شودولی دیدگاههامتفاوت بوده هر کدام به درستی دیدگاه خوداصراردارید.این شعاررایک بارنیزبه بحث گذاشتند.هرکس نظری دادفکرکنم شماهاهمگی درآن نظرخودرادادید.حال درموردبحث آقایان برومند وبهنود وآقای مهاجرانی که یک دیدگاه فاشیستی ونژادگرایی رابرای مامطرح کرده اند سعی کنیدبصورت علمی به این بحث نظردهید.ماهیچ وقت نگفته ایم که فارس هاویاروس ها وو..غیربایدازبین برودهیچ وقت هم باارمنی.کرد.فارس.روس دشمنی هیستریکی ازخودنشان نداده ایم.ولی بازیاده طلبی وظلم وجنایت آنه باخودرامقایسه کرده ورعوفیت وادب وبی غل وغشی خوددرخدمت به آنهاودیگرانسانهاقابل مقایسه نبوده است.ماترکان آذربایجان همانطورکه شماهم بدان پافشاری کرده ونیازملت مامیدانید. نگرش داریم شمانگرشی دیگر.ماهم ازکشت وکشتارودشمنی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب Anonymous، داشتن هویت ملی <در عصری که خرد گلوبال یک روند فزاینده دارد> و <حفظ و حراصت هویت ملی هم که فرهنگ و موسیقی در زیر مجموعه آن است> به این معنی نیست که ما خودمان را از همه جدا کنیم و به دشمنی با آنها بپردازیم.
پلاتفرم اتحادیه اروپا را احتمالا هیچ کسی بجز شما نمی تواند بخواند چون کسی غیر از شما سواد خواندن و نوشتن ندارد. ولی فکر نمی کنم که در پلاتفرم اتحادیه اروپا آمده باشد که برای دفاع از هویت ملی خودتان را از دیگران جدا کنید و با دیگران بجنگید و به تنهایی عدالت اجتماعی و سعادت و تعالی را برقرار کنید و آنهم فقط برای خودتان.
من هم به زبان و فرهنگ آذربایجان علاقه زیادی دارم و می خواهم که حفظ شوند. من هم می خواهم که هر انسانی این امکان را داشته باشد که زبان مادری خودش را بیاموزد و به آن تحصیل کند. ولی این هیچ منافاتی با همزیستی مسالمت آمیز و زیر یک سقف با دیگران ندارد.
تصور می

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای یوسف آذربایجان، بله بحث من رمانتیک است ولی من از دادن این شعار خسته نخواهم شد.
اگر شما 35 سال است که این شعار را داده اید و به جایی نرسیده است، مطمئن باشید که شعار <من هارا فارسلار هارا> هم به نتیجه نخواهد رسید.
<هاوادا اوچما گل یئرده گئداق> یوسف گرامی. بیایید این شعار شما را دقیقترش کنیم: <من هارا فارسلار هارا؛ من هارا کؤردلر هارا؛ من هارا بلوچلار هارا؛ من هارا ائرمنی لر هارا؛ من هارا.......> به این ترتیب علی می ماند و حوضش!
این شعار در ادامه اش جنگ و خونریزی خانمان برانداز را به دنبالش دارد. و اگر 100 سال دیگر هم این جنگ را ادامه بدهید، به نتیجه مطلوب نخواهید رسید چون بعرش هم خواهد آمد: <من هارا مانقورتلار هارا> یعنی در نهایت پاکسازی همه و ماندن در این دنیا به تنهایی!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اینهم کنسرت عالیم قاسم اف در تهران ١٩٩٣. کامنت ها تا آنجا که من فهمیدم همگی مهربان, مودب و تحسین آمیز است. شاید ما بهتر از آنیم که گاهی نشان میدهیم, اگر روشنفکران صاحبنظر بگذارند. امید که شیخ اجل درست گفته باشد که نیک باشی و بدت بیند خلق - به که بد باشی و نیکت بینند.

https://www.youtube.com/watch?v=WfUWYsGu5-4

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چی میگی آقا یوسف؟ چرا از این شاخه به آن شاخه می پری؟ این دو ویدئو چه ربطی داشتند به شعار شما؟ گروهی از مردمان خودشان را می خواهند ترک تعریف کنند. خوب چه اشکالی دارد؛ تعریف بکنند! می خواهند در مقابل هویت فرمایشی آذری و آریایی بر هویت اصیلشان پافشاری بکنند. خیلی هم خوب و خیلی هم درست و مترقی و سازنده تا اینجای کار. «تورک دیلینده مدرسه - اولمالیدیر هر کسه»، «بیز دوستلوغا گووه نه رک، گله جه یه آتدیملاریق» شعار از اینها بهتر نمی شود.
احتمالا ربط این شعارها با «بیز هارا فارسلار هارا» را این طور توجیه می کنید که همان جمعیتی که این شعار را می دهد، همان جماعتی است که در استادیوم بوزقورد گرفته. اینها به خاطر این است عزیز من، که تعریف روشنفکر را نمی دانید.
مرحوم علامه جعفری شخصیتی مسلمان و مذهبی بود و لابد بسیاری از روشنفکران آنتی اسلامیست ما، ایشان را فردی عقب مانده و ... می دانند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ثانی هویت و هویت ملی همیشه بوده و خواهد بود. در عصری که خرد گلوبال یک روند فزاینده دارد, حفظ و حراصت هویت ملی هم که فرهنگ و موسیقی در زیر مجموعه آن است در شعور و آگاهی انسانها به شکوفائی و انسجام خود ادامه میدهد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ثانی قصد کش دادن این بحث رومانتیک شما را ندارم فقط خدمتتان عرض کنم که این شعار هارای هارای من انسانم همراه به سلامتی ایران را حدود ٣٥ سال گفته ام و نتیجه اش را به عینه میبینم که حتی یک ساعت تدریس زبان مادری ام قدغن است .در ترکی مثلی داریم که میگوید « هاوادا اوچما گلن يئرده گئداق» یعنی در هوا پرواز نکن بیا در زمین باهم برویم .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای یوسف آذربایجان، من این ویدئوها و دهها ویدئو نظیر آنها را بارها دیده ام.
هر کسی هم انتخاب خودش را دارد. تصور من این است که در دنیای امروزی نه ترکی وجود دارد و نه فارسی. همه آنها قرنهاست که جای خود را به انسانهای دورگه و یا چندرگه ای داده اند که به زبان ترکی یا به زبان فارسی یا به زبان کردی و ارمنی و... تکلم می کنند.
من نمی خواهم فریاد بزنم که <هارای هارای من ترکم> بلکه می خواهم فریاد بزنم که <هارای هارای من انسانم>.
تصور من این است که در دنیای امروز هر کسی که به تبار و خون و نژاد تکیه می کند، قرنها عقب است.
من نمی خواهم فریاد بزنم <دلی قانلی تورکم من>. مگر امثال ناصر کرمی ها هم همین را نمی گویند که <ترک تباران> دلی قانلی هستند؟ من دست کسی را می فشارم که بگوید <به سلامتی آذربایجان و سلامتی ایران دست بزنید> و کسی را در آغوش می فشارم که بگوید: <به سلامتی انسانیت بدون تبعیض دست بزنید>.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
. آقای کاظم ثانی در سرود جز نام آذربایجان و هویتش چیز دیگری بکار نمی رود حالا چه به مذاق این و یا آن خوش بیاید و یا نه و لطف کنید به این فیلم نیز نگاه کنید تا مسئله کاملا قابل فهم باشد شهر تبریز www.youtube.com/watch?v=U988eP9Tl70 و فیلم استادیم تبریز
www.youtube.com/watch?v=9LrkmRsiGrc

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای یوسف آذربایجان، دو ویدئویی که لینکش را داده اید شامل دو تفکر کاملا متفاوت از هم هستند. یکی به آذربایجان دوستی تاکید دارد و آخرش هم به سلامتی ایران دست می زند و دیگری تفکر بوزقوردی است.
تصور می کنم که من به عنوان یک آذربایجانی این حق را دارم که از میان دو ویدئویی که لینک آنها را داده اید یکی را انتخاب کنم.
من موافق لینک اول هستم که سرودی است در وصف آذربایجان و در آخر هم اجرا کنندگان می گویند که به سلامتی آذربایجان و به سلامتی ایران دست بزنید.
با سرود دوم هیچ قرابتی ندارم. <هارای هارای من تورکم، قورتولوشون دلیسی یم ده لی قانلی تورکم من> اولا معلوم نیست که من ترک باشم و احتمالا ترکیبی هستم از ترک و فارس و ماد و عرب و یونانی و... اگر چه زبانم ترکی آذربایجانی است. ثانیا من با خون و خونریزی هیچ میانه ای ندارم و خواهان دوستی و همزیستی مسالمت آمیز بین ملتها و کشوری بدون هیچگونه تبعیض هستم.
تصویر دكتر عبدالستار دوشوكي

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کیانوش عزیز
شاید موضوع در ظاهر مطلب همانی باشد که جنابعالی نوشته اید. اما تا آنجایی که مسئله به "هویت" "مذهب" و "ایرانیت" و در ظاهر امر به "روشنفکری" و تعاریف مربوطه در تئوری بر می گردد، می تواند یک بحث آکادمیک بین "غیر روشنفکران غیر شیعه" و روشنفکران شیعه مانند جناب آقای بهنود، دکتر مهاجرانی و دکتر ادیب باشد. با توجه به تجربه تلخ عملی تبعیض در ایران بر علیه ملیت ها و مذاهب و ادیان غیر شیعه، باید بپذیریم که بنا به تجربیات چهارصد ساله اختلاف نظر داریم. زیرا تو مو می بینی و ما پیچش مو که بر دور گردن ما حلقه زده است. دوست قدیمی و گرامی من آقای بیژن مهر بیانیه شماره 2 آقای ادیب برومند را برای من فرستادند که ایشان سخنان اولیه خود را به دلیل فشارهای بی حد و حصر و توطئه بر علیه جبهه ملی توصیف و یا توجیه نموده اند.

سوال اینجاست که آیا فشار بر علیه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا و یا خانم کیلویی و کشورت لطف کنید به این دو فیلم که سند خوبی برای شما ست نگاه کنید و قبول کنیدکه من خودم از آنهایی که در داخل زندگی میکنند آموخته ام و سخنگوی ملت آذربایجان همان انسانهای شریفی هستند که در داخل زیر آنهمه فشار درجلسات و استادیوم و تظاهرات فریاد میکشند « بیز هارا فارسلار هارا ». https://www.youtube.com/watch?v=JD9ni_QUCyc و فیلم دیگر https://www.youtube.com/watch?v=iGesDy2vpZc و صدها فیلم مستند دیگر.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اینهم اجرای بسیار بسیار زیبای همین آهنگ توسط عالیم قاسم اف برای علاقمندان. کامنت های پای این ویدیو هم بسیار بسیار بدتر از اولی ست:
https://www.youtube.com/watch?v=OrSRHTWpEOA&list=RDcu2Vm-g63HQ&index=2

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خیال میکردم " هنر نزد ایرانیان است و بس " و هرگونه گفتگویی مثلا شیعه و سنی, بالاخره به بلوچ و ترک و ترکمن و فارس و کرد و لر وعرب وغیره ختم میشود. ( از ترتیب ذکرملت ها عذر میخواهم. به احترام جناب دوشوکی از بلوچ شروع کردم). بهر حال تصادفا به این آهنگ زیبا برخوردم که ترانه ساری گلین را سه گروه آذری و ارمنی و فارسی با هم اجرا میکنند. کامنت های زیر صفحه, کپی کامنت های ما و گاهی بدتر است و نباید خیلی ناشکر باشیم. بانی خیر, جناب محمدعلی مهرآسا هم که کرد ایرانیست معمولا از حمله و طعنه " همنژادان " خود مصون نمی باشند. ضمنا در کامنت اول خود ( از خنده روی زمین غلط میخورم ), درست کلمه غلت خوردن و غلتیدن است گرچه غلطیدن هم به نادرست ذکر شده است. در بکار بردن فارسی نویس گوگل اینگونه شاهکار ها پیش میآید. اینهم لینک به این اجرای ساری گلین برای تغییر " ذاءقه" :
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ماجرا اینطورشروع شد که «محمدعلی مهرآسا»عضو جبهه ملی، درمقاله ای، کربلای تاریخی را به تصویر کشید و در پایان « امام حسین» را زنباره خطاب نمود و سربازان گمنام امام زمان بلافاصه واکنش هکری نشان دادند ورئیس 90 ساله جبهه ملی یعنی ادیب برومند را ترساندند،هشداراطلاعاتی هاي بی نام نه تنها موجب حذف مقاله شد بلکه برومند با نظراتی که ارائه کرد که موجب ناراحتی هم جبهه ای ها وسکولارها را فراهم آورد.او بعدا فرمایشات خودرا بنوعی پس گرفت.از سوی دیگر بهنود در گفت وگو با کامبیز «لوث و بی مژه» اشاره کوتاه ونیمه تمامی در باره «روشنفکران شیعه» و مقایسه هویدا و محمد خاتمی داشت .دکتردوشوكی تیز بین هم که قصد «مرخصی سیاسی» را داشت، از وسط راه برگشت و ازنگاه اتنیکی واز میان آن همه کلمات گفته شده بهنود به « نیمه جمله» او بسنده نمود و آغازگر «جنگی» شد که اپوزیسیون «نیمه جان» را به حرکت واداشت..

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
البته که این شعار بسی دلنشین است. اما نه برای مبارزین مردمی که برای عمله اکره های رژیم به علاوه ترک ستیزان لس آنجلس نشین که دنبال بهانه اند. ضمنا اگر هویت شما با مرزبندیهای نژادگرایانه و شوونیستی تعریف می شود، محبت فرموده آن هویت را به همه مردم آذربایجان تعمیم ندهید. چون جایی ندیده یا نخوانده ام که مردم آذربایجان آقا یوسف را به عنوان سخنگوی خود معرفی کرده باشند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب یوسف ! با کشور و مردم و فرهنگ ایران شما خارج نشینان خیلی بیگانه هستی و آنرا نمی شناسی . در ایران کسی خود را فارس نمیداند بلکه ایرانی . اگر از کسی بپرسی کجایی هستی ؟ اسم استان و ولایت اش را میگوید . این تئوری نژاد فارس ، معلول پان ترک فاشیست است چون خودش نژادگرا است ، به تمام اقوام و ملیت ها و خلق های دیگر ایران مثل ارمنی و کرد و فارس و ایرانی و غیره ، تحلیلی ترکی دارد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انگار چیز جدیدی اختراع شده و بعضی ها تحمل دیدنش را ندارند تنها چیز جدید این است که به فرمول هویت ایران = فارس بعضی حضرات مذهب شیعه را میخواند اضافه کنند منتها من از آنهایی که با لحن تحقیر آمیز برخورد کرده اند و ما ترکها را به نادانی متهم میکنند سوال میکنم . وقتی گفته میشود موسیقی ایرانی آیا منظورتان فقط فارسی نیست ؟ وقتی گفته میشود ادبیات و هنر ایران منظورتان فارسی نیست ؟ آیا وقتی گفته میشود شعر و شاعر ایرانی آیا منظورتان فارسی نیست ؟ سینما و تئاتر ایران و و و وو و و هزاران و دیگر آیا منظورتان فارسی نیست . حالا این آقایان مسعود بهنود و ادیب برومند و عطاالله مهاجرانی و غیره خیلی پوست کرده بمیدان آمده و منظورشان را با صراحت منتها با بزک مذهب شیعه بیان میکنند . راستی من ترک کرد بلوچ عرب ترکمن در این ایران و هویت ایرانی جائی دارم ؟ حقیت اینست که نه و شعار استراتژیک آذربایجان « بیز هارا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بسیار زیبا بود و البته برای من احترامی که شما برای آقای مهاجرانی قایلید کمی دور از ذهن می نماید. جناب مهاجرانی از زمانی که نماینده شیراز بودند تا زمانی که در لبنان از روزنامه های زنجیره ای نالید و چند روز بعد همه آن روزنامه ها بسته شدند.
مهاجرانی حکایت حزب باد است و الاکلنگ قدرت. هر چه می کند نه از " سادگی مقدس" است که از نیرنگ هوشمندانه ایست که تمام زندگیش با آن آمیخته است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آذربایجان ! بقول فارسها ، فرمول ات شبیه آن درویشی است که وارد کلاس درس روستایی شد و با کشیدن نقشه مار روی تخته سیاه خطاب به معلم گفت ، این مار است و نه آنچه شما میخواهید با الفبا یاد محصلان بدهید .!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حقیقت همیشه به مذاق ما خوش نمی آید . و قرار نیست انسانها به خاطر دلخوشی این و آن مسائلی را مطرح کنند که با واقعیت ها همخوانی ندارد. و این حضرات روشنفکر فارس فکر میکنند که خیلی آقا بالا سر تشریف دارند و هر تفکر بونجولی را میتوانند به بازار عرضه دهند چون خریداری است ولی از یاد برده اند که شرایط بازار عوض شده و تفکرات مرتجع و استعماری و شونیستی در بین ملل غیر فارس خریداری ندارد .برای مثال بعد خلع مرجعیت شریعتمداری از طرف خمینی و سیلی خوردن شریعتمداری توسط مذدوران رژیم تا بحال هیچ آخوندی در آذربایجان از طرف مردم به عنوان مرجع جانشین شریعتمداری شناخته نشده یعنی آنهایی که دنبال عوض کردن فرمول ایران = فارس هستند باید از یاد برده اند که دم و دستگاه مذهب شیعه در آذربایجان لغزیده و کلی خرابی ببار آورده و معادله ایران = مذهب شیعه + زبان فارسی در آذربایجان جوابگوی آرزو های شونیزم فارس نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-باسلام به دوست عزیزجناب آقای دوشکی من نوشته های شماراسعی میکنم درسایت های مختلف یافته ومطالعه کنم ازجمله درسایت کارآنلاین گهگاهی آنهارامیخوانم .متاسفانه آنها نظرات من رادراکثرمواقع سانسوروچاپ نمیکنند.ازقلم ونظرات شمابیشترمواقع کیف میکنم ودرمواقعی نیزبرای اینکه طرف مقابل وخوانندگان راراضی نگه داریدکمی ملایم نوشته اینجابایدمامجبوراآنراتحمل کنیم.ولی درکل موردپسنداست.من سعی میکنم موردبه موردوگذری کوتاه به این نوشته هاداشته باشم.برایم سنی وشیعه ودیگرادیان هیچ فرقی نمیکندولی خودبصورت ارثی شیعه شده ام.اینکه آقای مهاجرانی ویابرومندوبهنودوشاید فرداکسانی دیگرانگشت به این موضوع گذارده وفارسگرایی وشیعه گرایی رابزرگ کنند وبحث روزمحفل های جامعه روشنفکری نمایندچیزبعدی نیست.دراصل شناخت به اصول فکری جناح ودسته هاخواهدشد.مردم وبخصوص روشنفکران دیگراتینیک هابه جایگاه خوددرآینده سیاسی در

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از جنگ چالدران تاالان ٥٠٠ سال ميگذرد و در اين مدت هيچ مشكل قابل ملاحظه اي مابين شيعه صفوي و سني عثماني نبوده و نيست ،با اين وجود تنها در كمتر از صد سال از وقتي كه چند تكه سنگ باستاني رااز زير خاك در آوردند و زدند سرما ،ماحصل اش شد بزرگترين انقلاب منطقه و طولاني ترين جنگ،ما بين ايران و عراق .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تا زمانی که شما و امثال شما به شعارهای پوپولیستی بی ارزش چسبیده اید، امید به هیچ تحولی نیست؛ چه برای فارس چه برای ترک. اگر هم تحولی مثبت ایجاد شود، شما عنصر مرتجع و بازدارنده آن تحول خواهید بود. بیز هارا فارسلار هارا یعنی دیمی و کیلویی همه فارسها را ریختید تو یک کاسه و به سبک آریاپرستان فاشیست یک برچسب به همه آنها چسباندید. همه ترکها را هم به هکذا. معیار اندیشه است نه تبار. ترک قاتل یا آدم فروش یا خائن هم کم نداریم. «بیز» که شما گفتید، شامل همین فرد هم می شود که منهای زبانش تفاوتی هم با فارس قاتل یا آدم فروش یا خائن نمی کند. در مورد مثال مثبتش هم به هکذا. البته این حرفها هزار بار با امثال شما گفته شده اما خودتان را به خواب زده اید و قصد بیدار شدن هم ندارید. راه نجات تنها با همبستگی عموم مردم ایران در چهارچوب مبارزه ای مترقی است نه این قبیل دیوارکشیهای بی معنی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا شما پان ترکها در این صفحه تمام امور زمین و آسمان را راسیستی می نگرید ؟ تعداد فارسهایی که در زندان آخوندی هستند یا اعدام شده اند یا فرار کرده اند صدها برابر تعداد ترکهایی است که همکار حکومت سرکوب اسلامی هستند . شما نژاد گرایان عمدا آدرس غلط میدهید تا مبارزات مردم ایران را منحرف کنید .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ببینید ما ملل غیر فارس سالهاست که بهای سنگینی بخاطر این معادله ایران = فارس است پرداخته ایم و وقتی ما میگویم که ایران = فارس فوری اتهام تجزیه طلب زده میشود ولی حالا یواش یواش سران قوم قالب یعنی فارسها یکی پس از دیگری بمیدان آمده و با بزک مذهب شیعه فرمول حقیقی ایران = فارس را میخواهند عوض کرده و چنین وا نمود کنند ایران = مذهب شیعه + زبان فارسی . و در واقع آدرس مذهب شیعه متوجه آذربایجان است يعنی مخاطبشان ترکهای آذربایجان است و فکر میکنند چون شاه اسماعیل صفوی با این سیاست استقلال ایران را حفظ کرده حالا ما هم همان سیاست صفوی را دنبال کنیم و حداقل آذربایجانی ها را با خود داشته باشیم ولی شعار رایج در آذربایجان این است « بیز هارا فارسلار هارا ».

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فراموش کردم بگویم برای ROFL درفارسی میگوئیم داشتم از خنده میمردم, و یا از خنده مردم , که البته برای فرهنگ سبک هندی صائبی ما که کاه را کوه و قطره را دریا میکنیم عجیب نیست. آیا این گفتگوهم شباهتی به این ضرب المثل دارد؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در اینجا تارک نام و یا سرینامی ( Acronym ) وجود دارد ROFL برای تعریف شدت خنده Rolling On the Floor Laughing ( از خنده روی زمین غلط میخورم ) که دارد کم کم مصداق پیدا میکند. جناب بهنود در توضیح نامه خود اشاره ای دارد به اینکه "...و آنان همچنان در هوا شمشیر می زنند همان است که سروانتس به شیرینی و شیوایی ترسیم کرده است.". عده ای را که به ده راه نمیدادند و نمیدهند و تقریبا هیچ یک مصدر کاری درایران نیستند با چنان هیجانی در هوا شمشیر میزنند که گویی با دشمن واقعی روبرو شده اند. وکم کم موضوع از مذهب به ملت و قوم طایفه و زبان و نژاد کشیده شده و همه در راه رسیدن به رم و یا به فرمایش سعدی, ترکستان هستیم. و دشمن بی خیال مشغول غارت نفت و مملکت است. جالب تر آنکه یکی از بزرگان داخله