دنیای رویائی من

دنیای رویائی من: با فرگسون و سرزمین‌های اشغالی از سوی داعش در پیش چشم، شعری از لنگستون هیوز را زمزمه کنیم و در آرزویش شریک شویم.
 
 
در رویای خود، دنیائی آرزو می کنم،
که در آن هیچ انسانی، دیگری را خوار نمی‌شمارد،
زمین، سرشار از مهر و عشق است،
صلح و آرامش آذین خیابان‌هایش.
در رویای خود، دنیائی آرزو می‌کنم،
که همگان، راه شیرین آزادی را می شناسند،
طمع و آز، دیگر جان‌ها نمی‌گزد،
بخل وحسد، روزگار ما را سیاه نمی‌کند.
در رویای خود، دنیائی آرزو می‌کنم،
سیاه یا سفید، از هر نژادی،
از نعمت‌های بیکران زمین سهم می‌برد،
همه انسان‌ها آزادند،
فلاکت سرافکنده است،
شادی چون مرواریدی،
نیازهای تمام بشریت را بر می آورد - - 
چنین دنیائی، من آرزو می کنم!
 
لنگستون هیوز
برگردان احد قربانی دهناری
 
I Dream a World 
by Langston Hughes
I dream a world where man
No other man will scorn,
Where love will bless the earth
And peace its paths adorn.
I dream a world where all
Will know sweet freedom's way,
Where greed no longer saps the soul
Nor avarice blights our day.
A world I dream where black or white,
Whatever race you be,
Will share the bounties of the earth
And every man is free,
Where wretchedness will hang its head
And joy, like a pearl,
Attends the needs of all mankind--
Of such I dream, my world!
From The Collected Poems of Langston Hughes, edited by Arnold Rampersad (New York: Alfred A. Knopf, 1994), p. 311.