تابلوهاي روز محشر و احتمال بيطرفي نيروهاي سياسي

طول عمر رژيمها تابع قوانين طبيعت نيست و ديكتاتورها هرگز چون سيب رسيده نقش بر زمين نميشوند. بسياري از دسپوتهايي كه نامشان بياد كسي نيست، اگر مواجه با هشياري و لحظه شناسي حاكميت شوندگان روبرو نشده بودند، هم اينك بر اريكه قدرت ميبودند. زمان را نبايد از دست داد. صحنه رويارويي مردم با استبداد فقاهتي جاي بيطرفي نميگذارد.

تابلوهاي روز محشر و احتمال بيطرفي نيروهاي سياسي در روزهاي پاياني عمر ديكتاتورها

استراتژهاي رژيم هاي حاكم و مخالفان آنها هركدام در ذهن و محاسبات خودشان تصويري از روز سرنگوني يا به چالش طلبيده شدن جدي حاكميت حمل ميكنند و رسم بر آن است كه هنگامي كه اين روز فرا ميرسد، واقعيتي كه اتفاق مي افتد، چندان مطابقتي با آن تابلوهاي ذهني نداشته باشد.

دو مثال: رژيم محمدرضاشاهي خطر سرنگوني خود را از سوي تهاجم نظامي خارجي از شمال فرض ميكرد. براي اينكار خطوط دفاعي نظامي، ذخيره هاي مخفي سلاح در كوهها براي جنگ پارتيزاني آزاديبخش عليه ارتش اشغالگر شوروي و از اين قبيل برنامه ها در نظر گرفته شده بود.

تابلوي مخالفان چپ رژيم شاه از همان روز محشر فوق، آرايش ديگري داشت. در اين تابلو طبقه كارگري صنعتي به رهبري سازمانهاي كمونيستي از طريق اعتصابهاي سراسري و در ادامه با جنگ مسلحانه يا برخي نسخه ها از طريق محاصره شهرها از سوي دهات، رژيم شاه را سرنگون ميكرد.

واقعييت اما سر ناسازگاري با اين تابلوها داشت: جنبش سرنگوني رژيم شاه از سوي يك روحانيت ضد كمونيست رهبري شد و رژيم برآمده از دل انقلاب، پايه هاي استحكام خود را با خون نيروهاي چپ آبياري كرد.

مثال ديگر مربوط به نظام شوروي سابق است. رهبران اين رژيم و مخالفان آن تابلوي دراماتيكي از روز محشر آن سيستم داشتند. در اين تابلو، از ارتشهاي موتوريزه و مليوني تا بمبهاي اتمي و نوتروني و جنگ ستارگان نقش بسته بودند. واقعيتي كه دو دهه قبل در برابر دوربينهاي تلويزيوني رخ داد، هرچه بود، هيچ شباهتي به آن تابلوها نداشت.

حال بحث بر سر روز محشر رژيم ولايت فقيهي حاكم بر جمهوري اسلامي ايران است. خواه آفتاب اين روز براي رژيم حاكم هم اكنون دميده باشد و خواه هنوز در راه باشد، قدر مسلم آنست كه مطابق با هيچ نسخه از پيش آماده اي نخواهد بود.

البته تجزيه و تحليل اوضاع سياسي و استنتاج در مورد احتمال تحقق سناريوهاي احتمالي براي پايان سياهي و استبداد، جزو وظايف روتين متفكرين و احزاب سياسي است و از آنجا كه كه سياست، جامعه شناسي و روانشناسي اجتماعي جزو علوم دقيقه نيستند، امكان اشتباه در اين موضوعات ميتواند بسيار بالا باشد. جان كلام من در اين نوشته كوتاه آن است كه هيچ نيروي سياسي نبايد در صورت عدم تحقق اين يا آن سناريوي باشكوه فرضي در مورد نحوه به چالش كشيده شدن نظام ولايت فقيهي و تركيب يا رهبري نيروهاي درگير در اين چالش و متفاوت از آب درآمدن جزئيات مفروض روز محشر رژيم با واقعيت امر، دچار ترديد بشود. واقعيت و بخصوص واقعيتي كه محصول برآيند كشاكش نيروهاي متفاوت سياسي است، ميتواند بسيار متفاوت با انتظارات ما باشد. طول عمر رژيمها تابع قوانين طبيعت نيست و ديكتاتورها هرگز چون سيب رسيده نقش بر زمين نميشوند. بسياري از دسپوتهايي كه نامشان بياد كسي نيست، اگر مواجه با هشياري و لحظه شناسي حاكميت شوندگان روبرو نشده بودند، هم اينك بر اريكه قدرت ميبودند.

زمان را نبايد از دست داد. صحنه رويارويي مردم با استبداد فقاهتي جاي بيطرفي نميگذارد.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.