لزوم مشاركت آذربايجان در جنبش مدني جاري در ايران

موضع گيري روشن و بي پرده من در باره لزوم مشاركت آذربايجان و تركان خارج از آذربايجان در جنبش مدني جاري در ايران است. 1. جنبش ملي آذربايجان در سطوح مختلف داراي ارتباط همه جانبه با جنبش مدني ضد استبدادي جاري در ايران است. 2. آنچه در ايران جاري است، چيزي جز يك جنبش مدني ضد استبدادي تمام عيار نيست.

موضع گيري روشن و بي پرده من در باره لزوم مشاركت آذربايجان و تركان خارج از آذربايجان در جنبش مدني جاري در ايران است. 1. جنبش ملي آذربايجان در سطوح مختلف داراي ارتباط همه جانبه با جنبش مدني ضد استبدادي جاري در ايران است. 2. آنچه در ايران جاري است، چيزي جز يك جنبش مدني ضد استبدادي تمام عيار نيست.

چنانچه در سطور زير ملاحظه خواهيد كرد من در ميان عواملي كه ميتوانند متنوعتر هم باشند، دو عامل بيروني و دروني براي حذف آذربايجان از تحولات سياسي مهم جاري را مورد دقت قرار داده¬ام. عامل بيروني در شكل اقدامات آشكار و نهان جناح حاكم دولتي براي حذف آذربايجان از طريق بيطرف نگهداشتن آن و عامل دروني عبارت از تمايلات فوندامنتالسيتي و آرمانگرايانه خاص فرقه¬هاي سكتاريستي. از نطر من عامل بيروني بمراتب مهمتر است و بسيار فعالتر عمل ميكند. اما از آنجا كه اين عامل براي عموم و خواص شناخته شده است من مقاله خود را با اشاره به عامل دروني شروع ميكنم.

عواملي ذي نفع در بيطرف نگاهداشتن آذربايجان در مبارزه مرگ و زندگي استبداد ديني

فوندامنتاليسم آرمانگرايانه و جنبش سياسي

جنبشهاي سياسي ميتوانند كوتاه مدت يا درازمدت باشند، ماهيتي رفورميستي داشته باشند يا در پي تغييرات بنيادي باشند. جنبش سياسي بر خلاف جنبشهاي فوندامنتاليستي حتي وقتي كه در پي بزرگترين تحولات اجتماعي ممكن در يك جامعه هستند، يك جنبش همه يا هيچ نيستند. هر حركت سياسي حتي اگر ليست اهداف آن متضمن يك راهپيمايي طولاني بسوي دست نايافتني ترين قله هاي تحول در جامعه باشند، به اهداف مرحله اي و نيم هدفهاي متعددي تقسيم شده اند كه بايستي يكي پس از ديگري در دستور كار جنبش قرار گيرد. در تمامي اين كنش و واكنشهاي هزاران جانبه نيز هيچ نيرويي تنها نيست و در خلاء عمل نميكند. نتيجه اين كثرت جوانب ذي مدخل در تحولات سياسي، غير قابل پيش بيني بودن نتايج و نسبي بودن موفقيت و ناكامي در كل و جزء است. برخلاف كارهاي علمي در لابراتوار كه نيروي هوشمند فعال تنها يك طرف (فرد يا تيم) است در كارهاي اجتماعي تمامي طرفهاي درگير هوشمند عمل ميكنند و اين نكته برآيند نهايي نيروهاي وارده در ميدان عمل را به سختي قابل پيش بيني ميكند.

فرق ديگر اين محيطهاي لابراتواري با جامعه عدم امكان انتخاب نيروهاي دخيل در كنش اجتماعي از سوي نيرويي خاص است. در تحولات سياسي نيروهاي اجتماعي مستقيماً و يا (به همراه) نمايندگان خودشان با عزيمت از منافع و خواستهاي خود وارد ميدان ميشوند و در نتيجه ضمن اينكه حق و امكان تشكيل تيم مخصوص به خود براي هر گروهي موجود است، هيچ تيمي امكان انتخاب تيمهاي حاضر در صحنه را پيدا نميكند.

هر برداشت فوندامنتاليستي از سياست معولاً مقدسات و روز محشر خاص خود را داراست. اين روز محشر براي طرفداران كمونيسم ناب كارگري ميتواند برقراري حاكميت مطلقه پرولتاريا باشد يا سرنگوني رژيم آخوندي براي براي طرفداران جامعه بي طبقه توحيدي. از منظر اين ديدگاههاي فوندامنتاليستي هر چيزي كمتر از آن "پيروزي بزرگ" فريبي بيش نيست و هر اقدام سياسي غير از آن چيزي كه مستقيماً در ارتباط با آن روز بزرگ محشر باشد، بي معني و نامربوط است. بعضاً اين جماعت حتي در برخوردي شبيه فرقه حجتيه، قدرت گيري دشمن را معادل نزديك شدن به روز بزرگ موعود ميشمارند. يعني همانطور كه فرقه حجتيه، از افزايش ظلم و ناعدالتي به مثابه امري كه ظهور امام زمان و برقراري جهاني مملو از عدل و داد را تسريع مي¬كند، استقبال مي¬كند، روند ناموافق امور را هم غنيمت ميشمارد!

من در اين مقاله با عزيمت از كليات فوق ميخواهم بگويم كه مداخله ملت تورك آذربايجان در حيات سياسي خود بايستي با احساس مسئوليت و شايسته موقععيت يك ملت برخوردار از بلوغ سياسي باشد. خوشبختي آذربايجان از طريق زندگي در ايراني دموكراتيك و فدرال به معني برخورداري هر آذربايجاني از حقوق شهروندي و حق صيانت از فرهنگ و توركيت خود در جامعه¬اي كه تواماً هم از رفاه اقتصادي و هم از عدالت اجتماعي برخوردار است، هدف جنبش ملي آذربايجان است. براي رسيدن به اين روز بزرگ، هيچ نسخه از پيش آماده و هيچ ورد رهايي بخشي وجود ندارد. مسيري كه قرار است آذربايجان را به روز بزرگ مزبور برساند، مملو از نيم هدفها و مراحل گوناگوني است كه بازيگران غير آذربايجاني آن، توازن قوا در هر مرحله و ميزان موفقيت در هر يك از آنها غير قابل پيش بيني است.

در اين ميان در نظر گرفتن شرايط زماني و مكاني كه راهپيمايي طولاني آذربايجان براي رسيدن به روز بزرگ از آن ميگذرد، امري بديهي است كه گويا براي برخي چندان هم بديهي بنظر نميآيد. اين واقعيت كه آذربايجان در ظرفي بنام "ايران" و "جمهوري اسلامي ايران" قرار دارد، گويا از سوي برخي چندان مورد عنايت نيست. گويا مهمترين تحولات مربوط به سرنوشت ايران چندان هم مسئله آذربايجان نيست! گويا بزرگترين زلزله اي كه اركان استبداد حاكم را به لرزه درآورده است، جنگ جناحهاي درون رژيم اسلامي حاكم است و چندان ربط مستقيمي به آذربايجان ندارد!

در ميان برخوردهاي دوراز عقل و نادرستي كه در يكي دو ماهه از اخير انعكاس آنها را در مئدياي آذربايجاني خارج از كشور شاهد بوده ايم، برخي از آنها وافعاً حيرت آور بوده است. بعضاً آدمي در فكر ميشود كه شعارهاي عجيب و غريب مطرح شده از سوي دوستان كم دانش است يا دشمنان دانا.

حذف آذربايجان از معادلات سياسي از موضعي بيروني

من در اينجا از بحث پيرامون تبليغ حذف داوطلبانه خود از تحولات سياسي در ايران از طرف صاحبان افكار فوندامنتاليستي-آرمانگرا، موقتاً فاصله گرفته و به نوعي تلاش بيروني براي حذف آذربايجان از صحنه سياست اشاره ميكنم.

در مقدمه اين مقاله اشاره شده كه هر نيرويي با عزيمت از خواستها و منافع خود وارد صحنه سياست ميشود و در اين ميان هم با يارگيري و هم از طريق تقويت و تضعيف نيروهاي ديگر، سعي در نقل مكان دائمي مواضع خود به پيش و انتخاب زمان و مكان زورآزمايي با حريفان در اوج قدرت جبهه خود و نهايت ضعف طرف مقابل ميكند. اهميت نقش آذربايجان در انتخاباتي كه هنوز تكليف آن معلوم نشده است بر كسي پوشيده نبود. رفتار خاص و پر معني انتخاباتي آذربايجان در دور اول انتخابات رياست جمهوري نهم از همان لحظه انتخابات مورد توجه صاحب نظران و متخصصين مستقل و دولتي شد. در آن انتخابات، در سه استان ترك نشين شمال غرب كشور، تركان آذربايجان كسي را شايسته اشغال پست رياست جمهوري تشخيص داده بودند كه در بقيه ايران كمترين آرا را داشت. بايد توجه داشت كه كانديداي مورد نظر يعني آقاي محسن مهر عليزاده در مقايسه با آقاي مير حسين موسوي شخصيت ناشناسي بود. حال وقتي مير حسين موسوي وارد صحنه انتخابات شد، مخالفان وي كه از بيت رهبري، رهبري ميشدند هم نتيجه انتخابات دور قبل را ميدانستند و هم از نياز خود به هر يك برگ رأي و اهميت كسر شدن هر تك رأيي از آقايان مير حسين موسوي و كروبي با خبر بودند. نقل قول زير از زبان عيسي كلانتري وزير اسبق كشاورزي و از حاميان آقاي موسوي از يكي از خبرهاي مخابره شده از سوي خبرگزاري متعلق به جناح حاكم يعني خبرگزاري ايرنا، از دو سو نشانگر ميزان آگاهي طرفين اصلي موجود در انتخابات پر هياهوي اخير است:

" اگر آذري‌هاي مقيم سراسر ايران راي دهند، موفقيت صددرصد با موسوي بوده و اگر نمي‌خواهيد به موسوي راي دهيد به فرد ديگري به غير از احمدي‌نژاد راي دهيد. وي گفت: اگر 13‌ميليون آذري راي دهند، موسوي رييس‌جمهور است و در غير اين صورت بايد چادر به سر کرده و از ايران فرار کنيم."

سطور فوق هم با توجه به آشكار بودن دستكاري خبرگزاري ايرنا در متن خبر، خبر از آگاهي هر دو طرف ماجرا به وزن و اهميت آذربايجان در انتخابات مورد بحث دارد. با چنين زمينه¬اي بود كه ويدئوگيت آقاي محمد خاتمي بر ملا شد و چه كسي است كه نتواند حدس بزند آنرا چه كسي و با چه قصدي در وسط معركه انداخت.

يعني طرفين قضيه آگاهند كه چندين برابر تعداد آراي لازم براي تغيير توازن كفه ترازوي انتخابات در نزد تركان ايران است و اينرو هر دو جناح چشم به رفتار انتخاباتي آذربايجان داشتند. بديهي است كه رفتار هوشمندانه و از سر احساس مسئوليت عبارت از سعي در تبديل شعارهاي جنبش ملي آذربايجان به وعده¬هاي انتخاباتي از زبان كانديداهاي مختلف بود. خوشبختانه اين كار از سوي دو نهاد "شوراي هماهنگي فعالان ملي آذربايجان" و "ستاد پيگيري مطالبات مردم آذربايجان" صورت گرفت و مجالي براي عرضه اندام انديشه حذف آذربايجان از انتخابات نماند. نيروهاي آذربايجاني در بحثهاي انتخاباتي و شور و شوق پيرامون انتخابات فعال شدند و صرفنظر از تصميم نهايي خودشان رفتار فعالي در متن حوادث انتخاباتي داشتند.

اينك كه بي تدبيري و فزون طلبي استبداد ديني حاكم يك مبارزه انتخاباتي را به صحنه مبارزه مرگ و زندگي خود استبداد فرا رويانيده است، فصل جديدي از تبادل فكري پيرامون كيفيت و نحوه مداخله آذربايجان در اين تحولات گشوده شده است.

در اين دور جديد كه مهمترين چالش رژيم استبداد مذهبي در تاريخ سي و يكساله آن است، رهبري جنبش عظيم مردمي در وجود يك شخصيت سياسي تورك آذربايجاني، سمبوليزه شده است. ترديدي نيست كه از منظر استبداد حاكم تعلق ملي شخصيت اصلي در رهبري جنبش مردمي جاري حادثه كاملاً ناميموني تلقي ميشود و اين رژيم تمامي توان خود را براي بيطرف نگاهداشتن آذربايجان بكار خواهد بست.

تأكيد ميكنم كه اشاره به وجود يك پديد با دو انگيزه دولتي و غير دولتي به معني سعي در اتهام زدن به نمونه غير دولتي آنها نيست. موضع عدم مداخله در تحولات سياسي جاري با گفتن اينكه اين ماجرا صرفاً جنگ داخلي جناحهاي رژيم است، از سوي سازمان مجاهدين خلق و برخي گروههاي سكتاريست چپ نيز مطرح ميشود كه هيچكدام ربطي به نيات رژيم براي نجات خود از مخمصه جدي كنوني ندارد. از سوي ديگر موضع عدم ورود به ميدان سياست با مواضع آرمانگرايانه و فوندامنتاليستي خاص اين تحولات كنوني نيست و در موارد متعدد ديگري اتفاق افتاده است. از ديدگاه اين جريانات سكتاريست آرمانگرا نهال جنبش ملي آذربايجان از جنس خاصي است كه تا اطلاع ثانوي آب و هواي طبيعت بيروني براي آن مضر است و تا رسيدن روز موعود (سرنگوني حاكميت استبداد) بايستي در گلداني در گلخانه اختصاصي محصور در ديواري از جنس مطالبات خاص آذربايجان نگهداري كرد. اشكال مهم اين تصور در آن است كه نميتواند توضيح دهد كه اگر منظر شويم تا زمين كشت از سوي ديگران آماده كشت نهال ما بشود، چه تضميني وجود دارد كه آنوقت براي انتقال اين نهال ضعيف گلخانه¬اي به طبعيت دير نشده باشد.

 

انتشار از: