روانکاوی کامنت‌نویسان ایران‌گلوبال

جواب بده: تو خودت چه مدرکی داری که به من ایراد می‌گیری؟ اونوقت یارو حرفی نمی‌زنه. چون می‌دونه که اگه حتی تخصصی هم در رشته‌ای داشته باشه و جوابی بده، زودی تو می‌گی: تو که تا حالا در رشته تخصصی خودت چیزی ننوشته‌ای، برو کشکتو بساب!

تذکر پیش از مقدمه: استفاده از رنگ قرمز برای اینه که چشم خوانندگان یواش یواش کور بشه

مقدمه

دیشب خواب دیدم که پروفسور روانشناسی و روانکاوی هستم و دارم توی یک مجمع بین‌المللی سخنرانی غرایی می‌کنم و همه برام دست می‌زنن و تشویقم می‌کنن و بهم مدال می‌دن.

صبح که از خواب ناز بیدار شدم، به فکر افتادم یه مقاله بنویسم درباره "روانکاوی کامنت‌نویسان ایران‌گلوبال". بعدش فکر کردم که ای بابا، من که راستی راستی روانشناس و روانکاو نیستم، حالا اگه مردم بیان به من بگن که اگه روانشناسی، مدرکت کو؟ تو کدوم دانشگاه درس خوندی، چه تحقیقاتی کرده‌ای، چه کتابهایی داری، اونوقت چه جوابی دارم بدم؟

فکر کردم که بهتره با یکی مشورتکی بکنم. رفتم پیش همسایه بغل دستی که خودش یه دکتر اقتصاد بوده و از یک سال پیش تو جهنم تشریف داره و خوابمو براش تعریف کردم و تصمیم‌مو بهش گفتم.

حرفامو خوب گوش داد و قاه قاه خندید و گفت: "مگه چه اشکالی داره که تو هم درباره روانشناسی و روانکاوی سخنرانی بکنی یا بنویسی؟"

گفتم: "آخه من که روانشناس نیستم، تخصص من در امورات بررسی کامنتهای سایت ایران‌گلوباله که در اون هم مدرکی ندارم و متخصص بی مدرکم."

باز هم قاه قاه خندید و گفت: "آخه باباجون مگه ایران‌گلوبال یک سایت ایرونی نیست؟"

جواب دادم: "چرا، هست".

گفت: "خب، اولا که از نظر علم لغت‌شناسی و زبانشناسی، در اینجا «هست» غلطه و باید بگی «است». «هست» یعنی «وجود دارد»..."

با خودم فکر کردم به به، دکتر اقتصادمون زبانشناس و لغت‌شناس هم «است».

"... دوما، برو سایتهای ایرونی رو نیگا کن ببین چه خبره. پزشکش درباه ادبیات می‌نویسه، ادیبش درباه انرژی هسته‌ای می‌نویسه، اقتصاددونش راجع به سیاست می‌نویسه، روانشناسش در مورد مسائل ملی می‌نویسه، معلم جغرافیاش در رشته زبان‌شناسی می‌نویسه، یکی راجع به "تبارشناسی" می‌نویسه، ازش می‌پرسن در چه رشته‌ای تحصیل کرده‌ای، میگه آرشیتکتم، دمکراتش فاشیسته، فاشیستش دمکراته، مدافع سرسخت آزادی بیان و قلمش سانسورچیه، سانسورچیش معتقده که نوشتن همه چی باید آزاد باشه. حالا تو میگی که روانشناس نیستی؟ چه حرفی مسخره‌تر از این؟ برو بابا جون، برو در هر رشته‌ای که دلت می‌خواد بنویس، غمت نباشه".

گفتم: "اگه ازم مدرک تخصصی بخوان چی بگم؟"

گفت: "جواب بده: تو خودت چه مدرکی داری که به من ایراد می‌گیری؟ اونوقت یارو حرفی نمی‌زنه. چون می‌دونه که اگه حتی تخصصی هم در رشته‌ای داشته باشه و جوابی بده، زودی تو می‌گی: تو که تا حالا در رشته تخصصی خودت چیزی ننوشته‌ای، برو کشکتو بساب!".

دیدم با اینکه تخصصش در اقتصاده، تمام حرفاش در این مورد منطقی و درسته. ناراحت شدم که چرا در این رشته بهش تخصص نمی‌دن.

(حالا چند ستاره سرخ درشت و چاق و چله تا جشاتون کمی کور بشه)

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

با مقدمه‌ای که اومد، شروع می‌کنم به اصل مطلب، یعنی روانکاوی کامنت‌نویسان ایران‌گلوبال. البته اگه خواستین می‌تونین اسمشو بزارین "روانکاوی کامنتهای ایران‌گلوبال". فرقی نمی‌کنه. اختیاریه.

ولی پیش از پرداختن به اصل مطلب لازم می‌دانم که شما را مختصرا با نژاد و تبار کامنت‌نویسان سایت آشنا کنم. البته اگر بخوام به تفصیل بنویسم خودش میشه یه کتاب قطور.

 نژادشناسی کامنت‌نویسان

کامنت‌نویسان در ایران‌گلوبال از 4 نژادند:

1-                 کامنت‌نویسان با اسم اصلی خودشان. اینا به نژادی تعلق دارند که به ندرت پیدا می‌شن.

2-                 کامنت‌نویسان با اسم مستعار ثابت. اینا به نژادی تعلق دارن که در اقلیت‌اند.

3-                 کامنت‌نویسان با اسم متغیر. اینها به نژادی تعلق دارن که اکثریت مطلق کامنت‌نویسان سایت را تشکیل می‌دن.

4-                 کامنت‌نویسان بی نام و نشان که سیستم ایران‌گلوبال به اونا نام افتخاری Anonymous میده. اینا به نژاد عجیب و غریبی تعلق دارن که خصوصیاتشون رو در ادامه خواهین خوند.

الف - کامنت‌نویسان نژاد با اسم اصلی خودشان

این نژاد معمولا انسانهای با حجب و حیایی هستند که مطالب را می‌خونن و در باره آن اظهار نظر می‌کنن. علتش هم مشخصه. اگه حرف بی‌ربط بزنن، زود میشه یقه‌شون را چسبید و حسابشونو رسید. اینها به ندرت به کسی توهین می‌کنن. چونکه می‌ترسن یکی هم بیاد به اونا توهین کنه و پیش دوست و آشنا آبروشون بره. معمولا کامنتهای این نژاد قابل استفاده‌اند و میشه با اونا بحث کرد.

حالا کاری ندارم که خود اینا به دسته‌های گوناگون تقسیم می‌شن. این بمونه برای یه وقت دیگه.

ب - کامنت‌نویسان نژاد با اسم مستعار ثابت

اینها نژادی هستن که هیچ کس نمی‌دونه کی هستن. ولی چون همیشه هستن و نام ثابت دارن، اکثرا چیزهای خوب خوب می‌نویسند و زیاد به صحرای کربلا نمی‌زنن. چون اینها در اقلیت قرار دارن، درباره آنها هم کم می‌نویسم تا تبعیض مثبت براشون قائل نشم.

پ - کامنت‌نویسان نژاد با اسم متغیر

این نژاد از انسانهایی تشکیل می‌شن که خودشون هم نمی‌دونن اسمشون چیه. یه روز حسن هستند و یه روز حسین و یه روز اکبر و روز دیگه اصغر. جالب اینه که وقتی کامنتهای اینا رو منتشر نمی‌کنی و میان و اعتراض می‌کنن، اغلب یادشون می‌ره که اسمشون در آن کامنت بخصوص چی بوده. مثلا یکی میاد و با اسم حسن می‌نویسه. کامنتش منتشر نمی‌شه. میاد با اسم حسین اعتراض می‌کنه که چرا کامنت من منتشر نشد. حالا مسؤل بیچاره و بینوای کامنتها باید خودش تشخیص بده که حسین همان حسنه.

کامنت‌نویسان این نژاد گاها مطالب رو می‌خونن و کامنت می‌نویسن و به نویسنده گیر می‌دن و گاها هم آنها را نمی‌خونن بلکه فقط کامنتها را می‌خونن و به این و آن بند می‌کنن.

ت - کامنت‌نویسان نژاد بی نام و نشان

اینها آدمای عجیب و غریبی هستن که کارشون اکثرا مزه پروندن و ویروس ول کردن در میون کامنتها و نوشتن کامنتهای غیربهداشتیه. 65.7 درصد(1) اونا نه مطلب رو می‌خونن و نه کامنتها رو. مواظبن ببینن که کجا یه بحث جدی درگیر شده. میان همینطوری یه چیزی قل می‌دن اون وسط و بحث رو می‌کشونن یه جای دیگه. می‌گن (گناهش به گردن گوینده، به من مربوط نیست) که بعضی از اینا از تبار سربازان گمنام امام زمونن و این کارها رو در راه خدا و رسول خدا و حضرت اجل دامه برکات و ارواحنا فدا، قربونش برم، امام زمون انجام میدن. من از کجا بدونم، علم غیب که ندارم. مسؤل کامنتها بودم (یاد اون روزا به خیر)، وزیر اطلاعات و امنیت که نبودم.

بزارین یه خاطره از کامنت نویسان همین نژاد براتون تعریف کنم تا تنفسی هم کرده باشیم.

روزی از روزا جناب ناصر خان کرمی یه مقاله گذاشته بود توی سایت. همزمان با او، این ائلیار خان خودمان هم یه مقاله گذاشته بود.

یکی از کامنت نویسان این نژاد با نام محترم Anonymous، زیر مقاله جناب کرمی نوشته بود: "از قیافه‌ات پیداست که از اون پان فارسهای نژادپرست فاشیست هستی که از کشتن ترکها لذت می‌بری." یکی دیگه از کامنت نویسان این نژاد هم با نام محترم Anonymous (اول فکر کردم که تشابه اسمیه) زیر مقاله ائلیار خان نوشته بود: "معلومه که از آن پان ترکهای وطن فروشی هستی که می‌خواهی ایران را تجزیه کنی و تمام فارسها را بکشی."

سریعا شمشیرم رو کشیدم و هر دو کامت رو به دیار عدم فرستادم.

روز بعد هر دو اعتراض کردن. یکی با همان نام Anonymous و زیر مقاله ناصر خان کرمی نوشته بود: "پان ترک فلان فلان شده (البته یک چیز دیگه نوشته بود که من روم نمیشه بنویسم و مؤدبانه‌اش کردم) چرا کامنت منو چون به زیان شما ترکهای فاشیست بود سانسور کردی؟"

اون یکی Anonymous هم زیر مقاله ائلیار خان نوشته بود: "پان فارس فلان فلان شده (البته یک چیز دیگه نوشته بود که من روم نمیشه بنویسم و مؤدبانه‌اش کردم) چرا کامنتهایی رو که به زیان شما فارسهای فاشیسته سانسور می‌کنی؟"

از بس حرص خوردم که نمی‌دونین. براش نوشتم: "آخه ای آدم.... لااقل اعتراض که می‌کنی درست اعتراض کن. جای اعتراضاتت عوضیه و خودت هم حالیت نیست."

هنوز جوابمو منتشر نکرده خوندمش و دیدم که خلاف مقررات سایته. برا همین هم شمشیرمو کشیدم و فرستادمش اون دنیا.

(باز هم چند ستاره سرخ درشت و چاق و چله تا جشاتون کورتر بشه)

 ★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

تبارشناسی کامنت‌نویسان

کامنت‌نویسان سایت از نظر تباری به 6 دسته تقسیم می‌شوند:

1-                 کامنت‌نویسانی که به تبار فارس تعلق دارند. 75.1 درصد(2) افراد این تبار زبان فارسی را که زبان مادریشون هم هست، بیشتر از آنهایی که زبان مادریشون نیست، غلط می‌نویسن. متعلقین به این تبار اکثرا نمی‌دونن که دیگران هم حقی دارن. اونا فکر می‌کنن که دیگرون رو باید یه جایی جمعشون کرد و دورشون دیواری از آتش درست کرد تا در زمستون سردشون نشه. اینا آدمای خیری هستن.

2-                 کامنت‌نویسانی که به تبار ترک تعلق دارند. 76.2 درصد(3) افراد این تبار می‌خوان حقشونو بگیرن و می‌گن که فارسها حقشونو خورده‌اند و برای همین هم این قدر چاق و چله‌اند. اینها افراس(4) و اکراد(5) و ارمنان(6) را دشمنان خونی خودشون می‌دونن و می‌خوان سر به تنشون نباشه. فعلا با اعراب کاری ندارن.

3-                 کامنت‌نویسانی که به تبار کرد تعلق دارند. اینها اکثریت مطلقشون یعنی 98.24 درصدشون(7) می‌خوان همه یک جا جمع بشن و رقص چوبی بکنن. اینا می‌گن این اتراک مهمونای ما هستن و حالا هم حوصله‌مون از مهمونداری سر رفته و اتراک باید برن خونه‌هاشون.

4-                 کامنت‌نویسانی که به نژاد عرب و ارمنی و دیگرون تعلق دارن. اینها آدمای کم حرفی هستن. 73.28 درصد(8) از اونها مثل اکثر تبارای دیگه فکر می‌کنن ولی چون فارسی رو خوب بلد نیستن، خیلی به ندرت می‌نویسن.

5-                 کامنت‌نویسانی که به تبار بی‌هویتان تعلق دارن. 98.5 درصد(9) اونا آدمای تنبلی هستن و تحقیق نکردن که به کدام یک از تباران بالا تعلق دارن. این کامنت‌نویسان چند کلمه یاد گرفته‌اند و مرتب می‌گن ما انسانیم. در واقع هیچ یک  از این افراد از هیچ تباری نیستن. یا از زیر بته دراومده‌اند و یا همه تباران فوق‌الذکر جمع شده‌اند و اونا را بوجود آورده اند.

6-                 کامنت‌نویسان بی‌تبار. اینها در حقیقت از تبار Anonymous هستن و خودشون نمی‌دونن. تبار اصلی 96.8 درصد(10) اونا به حضرت امام زمان قربونش برم می‌رسه. افراد این تبار از اونجایی که فقط کلاس اول اکابر رو خونده‌اند، فارسی رو اجق وجق یا همون عجق وجق می‌نویسن. 92.3 درصدشون(11) هم دکترای فحاشی دارن. بقیه اونا درجه پرفسوری دو به هم‌زنی دارن(12).

(باز هم چند ستاره سرخ درشت و چاق و چله تا جشاتون کاملا کوربشه)

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

راستشو بخواین امشب توی طبقه 28 جهنم یه گاردن پارتی برپاست و من هم باید آماده بشم و برم اونجا.

بی‌خودی هم ایراد نگیرین که این مقاله بسیار علمی من ربطی به روانکاوی کامنت‌نویسان نداره. خیلی هم مربوطه. مگه مقاله بسیار علمی و تخصصی من چه چیزی از مقاله‌های دیگرون داره؟

مقاله‌های دیگه رو بخونین ببینین. یکی مقاله می‌نویسه تیترشو هم می‌زنه انرژی اتمی. توشو که می‌خونی می‌بینی همش راجع به تبار این و اون نوشته. مقاله دیگه رو که می‌خونی، تیترش اقتصاد ایرونه و کل مطلب راجع به اینه که ترکا خط ندارن و کتابای خودشونو بدون خط نوشته‌اند و می‌نویسند و خواهند نوشت. اون یکی مقاله رو که می‌خونی می‌بینی که تیترش شیوه آبیاری زمینهای زراعتیه و همه مطلبش مربوطه به اینکه زبون فارس الکنه و فارس‌ها نژادپرست و فاشیستن. اون یکی مقاله رو که می‌خونی....... لا اله.....

خوب حال انصافا خودتون قضاوت کنین که مقاله بسیار بسیار علمی و تخصصی من که احتمالا همه جوایز نوبل سال 3000 رو یکجا نصیب خودش خواهد کرد، به موضوع مربوطه یا نه؟

با سلامهای بسیار گرم و سرد از جهنم

مرحوم مغفور مسؤل محترم سابق کامنتهای سایت شخیص ایران‌گلوبال

-------------------

منابع:

1-                 آمار معتبر سال 2050 میلادی، ص 584

2-                 بر اساس کتاب آمار بسیار معتبر سال 2073 میلادی، ص 1037

3-                 همانجا، ص 5798

4-                 جمع فارس

5-                 جمع کرد

6-                 جمع ارمنی

7-                 بر اساس کتاب آمار بسیار معتبر سال 2073 میلادی، ص 20386

8-                 همانجا، ص 50168

9-                 همانجا، ص 87952

10-            همانجا، ص 100001 به بعد

11-            آمار دانشگاه اکابر، ص 1563

12-            همانجا، ص 3568

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای peerooz گرامی، یک بطر ویسکی گذاشته بودم جلوم و داشتم با مخلفات نوش جان می کردم که مادر بزرگ محترمه ام دوان دوان اومد و گفت که چه نشسته ای، بیا که برات کومنتار نوشته اند. هر چی گفتم ولم کن، ولم نکرد. اومدم دیدم شما خطاب به خانم آتوسا خانوم نوشته این. به مادربزرگ مکرمه ام گفتم: آخه چرا نمی ذاری عیشمو بکنم؟ این که برای من نیست. برای آتوسا خانومه.
گفت: زیر مقاله علمی تو نوشته اند. اگه بهش جواب ندی، من میرم به جای تو جواب می دم.
از ترس اینکه بیاد اینجا یه چیزایی بنویسه و کار دستم بده، اومدم خودم بنویسم.
حالا بریم سر اصل مطلب.
زمانی که من مسؤل محترم کامنتها بودم. می دیدم که یک حضرتی اومده و یه چیزی نوشته و اسمشو گذاشته مقاله. خودش هم میگه که خیلی علمی و خوبه و ردخور نداره.
وقتی می خوندمش، دلم می خواست که صفحه کامپیوتر می شد یه صفحه کاغذ و من هم پاره پوره اش می کردم. بعد این یارو که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نمیدانم گله سرکار خانم آتوسا از چیست. گاهی کامنت های من هم " بخیال خود " سانسور میشود و من از سانسور شدن آن گله ای ندارم و آنرا نه توهین بخود بلکه محروم کردن خلایق از نظر خود و به زیان دیگران میدانم, چون از ارزش کامنت خود آگاهم. اگر کامنت من بنظر " سانسور چی " ارزش انتشار ندارد چنین باد, این زیان اوست نه باخت من.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسؤل فعلي را اشتباهاً فني خوانده بودم كه بابت اين خطا عذر خواهي مي كنم با اين وجود هنوز نميدانم اصل كاري كه كامنت ها سانسور ميكنه كي هست ؟ بعدش من آقاي عبدالحميد را آدمي محترم و پاكدل ميبينم واصلاً قصد مسخره كردنشان ندارم و اگر مظمون مسخره اي در آن كامنت احساس مي كنيد خطاب به استوانه منشور است نه آقاي عبدالحميد
تصویر مسؤل فنی ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسؤل محترم سابق کامنتها، همانطور که خودتان هم نوشته اید، مساله ربطی به من ندارد. تنها برای مشخص شدن موضوع و برای اینکه خیال شما و خانم آتوسا راحت شود، می نویسم که ایشان کامنتهای خودشان را به تاریخ 24 دسامبر، ساعت 02:53 و 02:57 نوشته اند و این کامنتها در تاریخ 24 دسامبر، ساعت 11:51 و 11:52 منتشر شده اند. بنابراین خانم آتوسا اشتباه می کنند و کامنتها نه بعد از اعتراض ایشان، بلکه در همان تاریخ منتشر شده اند.
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم آتوسا خانم از اول صبح نشسته ام توی کافی نت و منتظرم که مسؤل فعلی کامنتها، کامنت شما رو منتشر کنه و من بیام یه چیزی بنویسم.
آخه خانم آتوسا خانم، من که به شما گفتم اول عینکتونو بزنین و بعد بیاین توی سایت. آخه عزیز خانم اینجا اصلا صحبت مسؤل فنی شده که شما سراغ اونو می گیرین؟ البته اگه کار خصوصی باهاش دارین می تونم یواشکی شماره تلفونشو بهت بدم. ولی الحق در اینجا کسی از مسؤل فنی حرفی نزده که شما پای اون بیچاره رو می کشین وسط.
البته میشه از مسؤل فنی خواهش کرد تا نگاه بکنه ببینه که این مسؤل فهلی کامنتها چه زمانی اون کامنتها رو منتشر کرده ولی از حق نگذریم، آخه مگه اون بیچاره کار کم داره که برای دو تا کامنت بره بگرده ببینه کی منتشر شده اند؟
در مورد این شماره 2 شما باید بگم که این مسؤل فعلی کامنتها آدم امینی است و در عین حال خیلی هم یک دنده است. اگه کامنتی رو منتشر نکنه، اگه مار هم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اين مسؤل فني كي هستند؟ ٢: منتشر شد احتمالاً بعد از خواست شما چون قبلاً نبود ٣: من نوشتم آقاي عبدل الحميد بايد غسل كند چون به استوانه جعلي يهودي دست زده است
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم آتوسا خانم اشتباه به عرضتون رسوندن. کامنتهای شما رو من منتشر نمی کنم بلکه مسؤل فعلی کامنتها منتشر می کنه و نمی کنه (چون چند کامنت علیه من منتشر کرده، کلمات "جناب اقای" و "محترم" رو براش به کار نمی برم تا دلش بسوزه)/
البته من می خواستم به شکایت شما رسیدگی بشه. برای همین هم به این مسؤل فعلی کامنتها گفتم که چرا کامنتهای این آتوسا خانم رو منتشر نکرده ای؟ این آتوسا خانم می گه که سه تا کامنت نوشته هیچکدوم منتشر نشده.
بهم جواب داد: "این آتوسا خانوم باید عینکش و بزنه و خ.وب نگاه کنه، سه تا کامنت نوشته بود که دو تاشونو منتشر کردم. فقط یکیش و که این بیچاره عبدالحمید رو مسخره کرده بود منتشر نکردم و منتشر نخواهم کرد تا دلش بسوزه و دیگه کسی رو مسخره نکنه."
آخه خانم آتوسا خانم، چرا مردمو مسخره می کنی که کامنتت بره تو آشغالدونی؟ آخه به رفتگر محله چرا رحم نمی کنی؟ یه خورده انصاف داشته باش و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عرض نكردم خدمتان كه تحت سانسور شديد هستم؟ ديروز سه كامنت زير سه مطلب درج كردم كه هيچ كدام پخش نشد.فقط شما اينجا كامنت منو پخش مي كنيد و بس
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به به چه نامی! "یاداشتهای‎ هک شده از کشوی میز آقای قاطبه". آقای، یا خانمِ، یا آقا خانمِ، یا خانم آقای یاداشتهای‎ هک شده از کشوی میز آقای قاطبه(راستشو بخواین نمی دونم که کدوم یک از اینها هستین، برای همین هم همه رو نوشتم تا خودتون انتخاب کنین)، مقداری، حالا کمی کمتر، حق با شماست. این دو شغل در زمان بازنشستگی باهم وجه مشترک دارن. البته این وجه اشتراک فقط بین این دو نیست بلکه خیلی از شغلها این وجه اشتراک را دارن. مثلا شغل کامنت نویسی رو در نطر بگیرین. درست مثل ایناست. صاحبان این شغل هم "سعی برآن دارند خود را مصلح نادانها قلمداد کنند" و "وقتیکه کارشان روی غلطک میافتد" و کامنتهایشان قیچی نمی خوره؛ "چنان باد میکنند که دیگر روی پایشان راه نمیروند و اگر روزی" قیچیکی "بآن کیسه بخورد، مانند یک دیکتاتور کوچک شکست خورده، همه چیز را ستا میبنند".
به هر حال از مطلب دور نشیم و بهتره که به اصل مطلب بپردازم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هرچند شغل سانسورچی با شغل شکنچه گر یکی نیست و هرکدام اهداف و نتایج متفاوتی دارند، اما این دو شغل دارای وجه مشترکی نیز هستند. و آنوقتیست که ایشان بازنشسته ویا بیکار میشوند وشروع میکنند بنوشتن خاطراتشان. اما آنها تا این حد بچه نیستند که همه چیز را بنویسند تا خود را بدام بیندازند. بلکه سعی برآن دارند خود را مصلح نادانها قلمداد کنند. شاید هم تا اندازه ایی حق داشته باشند. اما اگر دقت کنیم، میبینیم که این مصلحهان، خدا را بنده نیستند وقتیکه کارشان روی غلطک میافتد؛ وچنان باد میکنند که دیگر روی پایشان راه نمیروند. و اگر روزی سوزنکی بآن کیسه بخورد، مانند یک دیکتاتور کوچک شکست خورده، همه چیز را ستا میبنند. بهرحال بیشتر از این از مطلب دور نشوم و بهتر است به درد دلم بپردازم!
چه میگفتم؟ بله، سانسورچی ضروریست. او یکی از پایه های جامعه مدنیست. شما خودتان حسابش را بکنید، اگر
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بقیه کامنت علمی و معاصر و راسیونال شخص شخیص من:
در آخر کامنتتون مرقوم فرموده این: "تا زمانیکه سایت ایران گلوبال برای بالا بردن تیراژ خود بنام دمکراسی به یک آنارشیسم اطلاعاتی اتکا میکند، و مطالب تاریخی و مردم شناسی، و پروسهء سیاسی و فرهنگی روبنایی و قشری کوچه و بازاز ضد ایرانی را تشویق و آنرا در حتّی در بخش ویژهء سایت انتشار میدهد، بحث از پایهء تحصیل و میزان علمی بودن مطالب این نویسنده و یا آن مدرک دار، امری بدون پرنسیپ و بدون مسئولیّت پذیری است، که طبعأ فضای دیالوگ سالم خدشه دار و نزدیک شدن به واقعیّتها با پرده برداری و شکافتن داده ها و شاخص های منجمد شدهء عصر فئودالیته، با روشنفکران سنتّی چپ و راست بدون شناخت علمی روز، امکان پذیر نیست. و طعنه و طنز و عوامفریبی و پراکنده گویی و اسطورهای عشیره ای، رونق پیدا میکند."
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به به آقای ناصر خان کرمی، مدتی بود که تشریف نداشتین و من هم فکر کردم رفتین مرخصی و تا سال جدید میلادی تشریف نمیارین. برای همین هم یواشکی این مقاله بسیار علمی و تخصصی خودمو نوشتم و منتشر کردم. البته باید بگم که این مقاله بسیار خیلی زیاد علمی این جناب یعنی مرحوم مغفور مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال، "بر اساس قانونمندی و بر پایهء اطلاعات به روز شدهء عصر معاصر و کنونی و مطالعات فردی و بدون غرض ورزی علمی و یا أتنیکی میباشد و در هر مکان و زمان و با حضور هر کارشناس مدرک دار و بدون مدرک از آن دفاع خواهم کرد."
حتما شما با خواندن این کامنت من با کمال وجود معتقد خواهین شد که من آدم با استعدادی هستم و زود یاد می گیرم. همین جمله بالا را که بخونین متوجه می شین که شیوه نوشتاری شما مانند پایهء و شدهء را زود یاد گرفته و به کار برم. البته اگه نگین که من از شما تقلید کرده ام که تقلید کار این جناب نیست بلکه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
« ارزش پاسخگویی را نداشت و ندارد» و نخواهد داشت. چون ناصر خان فعل مستقبل را فراموش کرده بودند، این را هم بنده اضافه نمودم تا عذاب آتش جهنم برای مسئول مرحوم کامنت ها معروف و ملقب به سانسورچی بیش از پیش شود. عذاب جهنم به یک طرف، سرکوفتهای ناصر خان به یک طرف. حالا بشین تا روز قیامت تا ناصر خان جوابی بهت بده. ولی افسوس که جوابی نگرفته و نمی گیری و نخواهی گرفت.
تصویر ناصر کرمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چه خوب است که انسان با خود و دیگران رک و راست باشد و با داشتن اندکی جرأت و شناخت حرف و هدف خود را بطور شفاف و مستقیم بیان کند و این چنین کودکانه و سبک دیگران را مورد محاکمه و خطاب قرار ندهد و از مرز زندگی و حال و احوال خصوصی دیگران تجاوز نکند. این نوشتار( روانکاوی کامنت نویسان ایران گلوبال) را خواندم و ارزش پاسخگویی را نداشت و ندارد، ولی حال که آقای توکلی آنرا در بخش " ویژهء ایران گلوبال گذاشته" و بطور مستقیم و غیر مسنقیم درستی و با پشتوانه و علمی بودن مقالات انتشار یافتهءِ من و سایر نویسندگان در سایت ایران گلوبال را زیر سئوال عمومی برده است و تازه به مسخره هم گرفته است ،...
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم آتوسا خانم باز هم می بینین که کامنت شما منتشر شده.
و باز هم باید اصلاح کنم. این حواص پرتی کار دست من داده. شما مخلوطی هستید از "کامنت‌نویسانی که به تبار ترک تعلق دارند" و "کامنت نویسانی که به تبار مدافعان پاکباخته جمهوری اسلامی تعلق دارند".
حتما در چاپهای بعدی مقاله خیلی بسیار زیاد علمی ام، ان را اصلاح خواهم کرد.
در مورد بعضی از کامنتهای شما که پروانه انتشار نیافته اند می تونین توسط ایمیل با مسؤل فعلی کامنتها مکاتبه کنین. حتما دلیل نگرفتن پروانه را به شما خواهند گفت. من در این وسط بی تقصیرم و دستم کوتاهه. آخه جهنم کجا و کامنتهای ایران گلوبال کجا؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبار من ترك و متحدين من مسلمانان( تفسير و تعبيرهاي شما از من را به خودتان واگذار مي كنم ) واين يعني عبور از دو تنگه سانسور شما كه كار آنچنان ساده اي هم نيست و با وجود رقصيدن به هر ساز شما هنوز در محفل بزم شما غريب و بيگانه هستم و در چند هفته گذشته به كل در سانسور بودم
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم آتوسا خانم. اتفاقا شما جزو نژاد "کامنت‌نویسان نژاد با اسم مستعار ثابت" هستین ولی از نظر تباری راست می گین شما جزو تباری هستین که من در اثر فشار جهنم فراموش کردم که بنویسم و تقصیر از من است. شما از لحاظ تباری به "تبار مدافعان پاکباخته جمهوری اسلامی" هستین.
آتوسا خانم، انتشار همین کامنت شما نشون میده که شما کلا سانسور نیستین. من شخصا مسؤل فعلی کامنتها رو می شناسم. ایشون به هیچوجه خانم زیبایی مثل شما رو کلا سانسور نمی کنن ولی بعضی از کامنتهای شما رو مجبورن قیچی کنن وگرنه گردن خودشون میره زیر تیغ.
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ع.ب.تورک اوغلی عزیز، ما (یعنی من، مرحوم مغفور مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال) از طرف افرادی که در مدیریت سایت نظارت دارند (البته کسی این نمایندگی را به من نداده و من خودم خودمو به این منصب منصوب می کنم) از شما به خاطر تشکرتان تشکر می کنیم.
شما درست فکر می کنین که اینجا میدان آزاداندیشی است و هر کس وارد آن می شود و هر فریادی دارد می زند. البته گاها هم این فریادها بر سر تولید کنندگان این امکان فر می بارد.
شما هم مثل بعضی ها از سانسورچی حرف می زنین. اول باید تعریف کنیم که سانسور چیست و سانسورچی کیست.
مثلا در نظر بگیرید که من و شما در کافه ای در تهران دودآلود نشسته ایم و عرق می خوریم(یاد اون روزا به خیر که می تونستیم بنشینیم و عرق بخوریم). یکی میاد تو و به جای اینکه بنشینه و عرقشو بخوره، شروع می کنه به داد و فریاد و فحش و بد و بیراه به مشتریان که من و شما باشیم و چاقو رو می کشه و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ولي من تو هيچ كدام از اين كاتوگريها قرار نمي گيريم .كلاً سانسورم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-باتشکرچندین باره ازسایت چندمنظوره ایران گلبال وباتشکرازافرادی که بادید گاههای مختلف درمدیریت این سایت نظارت دارند.فکرمیکنم اینجایک میدان آزاداندیشی است که هرفردی بخودحق میدهدواردآنجاگشته وتریبون رابدست گرفته ومیتواندنظرات خود رافریادبزند.من شنیده ام درانگلیس یک پارکی بنام هایت پارک وجودداردوکسانی که انتقاد ویاحرفی برای گفتن دارند میتواندبدانجارفته وحرف دلشان رابزنند.دوستان فکرکنم ازسانسورچی گرفته تاافرادبانام وبی نام بقول سانسورچی قبلی این امکان رادراین جاپیدا کرده تافریادزده وخواستهای حق وناحق خودرابیان کنند.دراینجادوستان بایدتحملشان رازیادکنند.یکی دیگراینکه درابرازنظرافراد،درفضای مجازی هیچ کس نمیتواند حضورفیزیکی یافته وازتایپ افکارانسانهاجلوگیری کند.انسانهاهرکس به اندازه ایی گنجایش خودنمایی دارندازهمه نخواهیدخودراویادلیل انتخاب نام برای اوشماتعیین کننده باشید.تعدادی درداخل کشوربوده
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب منوچهرخان عزیز که به نژاد "با اسم مستعار ثابت" تعلق دارین،
اولا که من مسؤل کامنتها بودم و این لقب پر افتخار "سانسورچی" را کامنت نویسان بسیار عزیز و محترم سایت ایران گلوبال به من داده اند که خیلی بسیار زیاد از آنها ممنونم.
دوما یا همان ثانیا من از نژاد شما تعریف کرده ام و حالا شما از من گلایه می کنین؟
سوما یا همان ثالثا باید به اطلاع شما برسانم که من ادعا نکرده ام که اتراک(جمع ترک) آذربایجانی اصیل بقیه اقوام ساکن ایران را دشمن خونی خود می دونن بلکه ادعای من این است که 76.2 درصد کامنت نویسان متعلق به این تبار در سایت ایران گلوبال این نظر را دارن و دیگران را دشمن خونی خود می دونن. این ادعای من هم بر اساس معتبرترین آمار جهانی است و منبع خودم را نوشته ام.
متاسفانه در این آمار مشخص نشده که آیا این 76.2 کامنت نویسان این تبار، ترک آذربایجانی اصیلند یا قاطی دارن یا اصلا ترک هستن یا نیستن

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب سانسورچی سابق , مطلب جالبی بود ولی متاسفانه در تبارشناسی کامنت نویسان قسمت مربوط به ترک تباران قدری بی انصافی به خرج داده اید. نه تنها بنده بلکه هیچ ترک ٱذربایجانی اصیل بقیه اقوام ساکن ایران را دشمن خونی خود ندانسته و همواره مخالف سرسخت هرنوع قوم گرائی بوده و خواهند بود. این بدان معنی نیست که در مقابل سرکوب فرهنگ و زبان مادریشان توسط نژاد پرستان دگر بی تفاوت بمانند. از شما انتظار نبود به خاطر اراجیف معدودی پان ترکیست بی هویت, نسبت های ناروا را به کل کامنت نویسان ترک تبار تعمیم دهید.
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کیا جان قربونت برم. هر چی می تونی ازم تعریف کن.
در ضمن به این جناب آقای مسؤل محترم فعلی کامنتها بگو که کامنتهایی رو که به ضرر من هستن، منتشر نکنه وگرنه از به کار بردن کلمات "جناب آقا" و "محترم" به او خودداری خواهم کرد تا دلش بسوزه.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
طنزي كالبد شكافانه و بر مبناي تبارشناسی کامنت‌نویسان كه وظيفه بسيار سخت مسول كامنت ها را به تصوير مي كشد و آدم با خودش زمزمه مي كنه :"عجب خدا صبري به تو داده "