بهترین دانشجویم، دو دست ندارد!

او بیست سال دارد و بدون دو دست براحتی با کامپیوتر کار میکند. با او مصاحبه کوتاهی داشته ام. بسیار دلنشین و مطمئن حرف میزند. بعد از اتمام مصاحبه در حالیکه از فشردن دستهایش محروم هستم برایش آرزوی موفقیت میکنم و اونیز میگوید ممنون هستم مام.

 

کورس جدیدی که بالاترین سطح آموزش کامپیوتر قبل از دانشگاه است در کالج شروع شد، دانشجویان جدید با گرفتن این دیپلم میتوانند وارد یکی از دانشگاههای لندن بشوند. روز اول که وارد کلاس شدم جوانی را دیدم با آستین های آویزان و به خیال اینکه یکی از جوانانی است که اهل درس خواندن نیست و لابد با آستینی که روی دست آویزان شده و شلواری که زیر باسن بزور بسته شده میخواهد لاقیدی خود را به تحصیل نشان دهد، بعد از معرفی خود و کورس مربوطه، از دانشجویان خواستم که شروع بکار کنند، دانشجوی مذکور که خود را "لاکا" معرفی کرده بود با دقت خاصی به صحبتهایم گوش داد. بعد از چند دقیقه ای متوجه شدم در حالیکه ماوس و کی بردش روی زمین است بسرعت با انگشتان پاهایش تمرینات را انجام میدهد، در حالیکه باور نمیکردم به او نزدیک شدم، آنچنان مسلط کار میکرد که متوجه حضور من نشد. لاکا با انگشت بزرگ پای راست ماوس را در کنترل داشت و با دیگر انگشتانش براحتی انگشتان دست تایپ میکرد. او یو. س. بی را از کیفش در آورد و با دو انگشت پا در جای مخصوص خود قرار داد و سپس مطلب را پرینت کرد و با زبانش از روی پرینتر بر داشت و بطرف من آورد. در حالیکه تلاش در کنترل تعجبم داشتم با لبخند گفتم " بسیار عالی" او هم به بقیه کارهایش مثل دیگر دانشجویان ادامه داد. در طی چند هفته متوجه شدم لاکا واقعا با هوش است. او که فاقد دو دست است با اعتماد بنفس کامل تمام کارهایش را بهتر از بقیه انجام میدهد. همیشه لبخند بر لب دارد و به دانشجویان دیگر نیز کمک میکند. او در امتحانات با نمرات بسیار بالا قبول میشود.او در نزدیکترین دانشگاه به محل زندگیش نیز پذیرش در رشته مولتی میدیا گرفته و علاقمند است که به طراحی وب و یا بازیهای کامیپوتری بپردازد. لاکا بیست ساله و متولد هندوستان است. در زیر مصاحبه ای با او انجام داده و در ضمن ویدئو کلیپ کوتاهی نیز از او تهیه کرده ام. امیدوارم دیدن این ویدئو کلیپ انگیزه ای شود برای هزاران جوان ایرانی که در طول مدت هشت ساله جنگ با عراق معلول شده اند. آنها با دیدن این جوان متوجه می شوند که مثل بقیه افراد دیگر و یا حتی بهتر از آنان میتوانند زندگی خود را مثمر ثمرتر سازند.

اسمت چیست و چند سال داری؟

-من لاکویندر سینگ هستم و 20 سال دارم.

چند سال است که در لندن زندگی میکنی و تحصیلات دبیرستان را کجا تمام کرده ای؟

- من حدود چهاراست به لندن آمده ام. من اهل پنجاب هندوستان و تحصیات دبیرستان را در همانجا تمام کرده ام.

چگونه تصمیم گرفتی که در رشته کامپیوتر تحصیل کنی؟ آیا کسی کمکت کرد؟

- من خودم تصمیم گرفتم کامپیوتر بخوانم. چون دوست دارم در همین رشته هم شغل بگیرم.

چه احساسی داری وقتی کامپیوتر استفاده میکنی؟

- احساس خوبی دارم که برنامه های پیچیده تری را استفاده میکنم.

هیچگاه احساس ناراحتی کرده ای وقتی نمیتوانی مثل بقیه باشی؟

- ابدا، احساس رضایت میکنم وقتی همکلاسی ها ازم کمک می خواهند.

آیا برای استفاده از پاهایت آموزش دیده ای؟

- من آموزش ندید ه ام. چند سال پیش کسی را در تلویزیون دیدم که با پاهایش کارهای مختلفی را انجام میداد. من هم فکر کردم چرا من نتوانم؟ با پاهایم شروع به تمرین کردم. مادر و مادر بزرگ و بقیه اعضاء فامیل و دوستان به من کمک زیادی کرده اند.

برنامه آینده ات چیست؟

- میخواهم به دانشگاه برونل بروم. علاقمند به طراحی وب و همینطور بازیهای کامپیوتری هستم. میخواهم رویاهایم به واقعیت بپیوندد.

برای افراد دیگری که در وضعیت تو قرار دارند چه پیامی داری؟

- دوست دارم به آن افراد بگویم هیچگاه امید خود را از دست ندهید و به خود اعتماد کنید چراکه هیچ چیزی وجود ندارد که انجامش برای ما غیرممکن باشد.

در حالیکه از فشردن دستهایش محروم هستم برایش آرزوی موفقیت میکنم و اونیز میگوید ممنون هستم مام.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.