درباره‌ی حقوق اقلیت های مذهبی و اقوام

طرح چند سوال درباره‌ی بیانیه‌ی آقای مهدی کروبی --- در بند ۱ بیانیه‌ آقای مهدی کروبی آمده‌ است: اصول معطل ‌قانون اساسی را اجرا خواهم کرد. و در ادامه‌ آمده‌ است‌: یکی از ویژگی های اینجانب پایبندی به‌ اجرای قانون و مخالفت با هرگونه‌عمل فراقانونی از سوی هر شخص و نهادی است. اگر رئیس جمهوری در ایران پیدا شود که‌ بخواهد دست به‌ چنین کاری بزند، در جای خود ارزشمند است؛ سوال اما اینجاست که‌ آیا ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران اجازه‌ چنین عملی را به‌ ریاست جمهوری خواهد داد؟

در آستانه‌ی دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران، جناح های مختلف سعی دارند تب انتخابات را بالا ببرند. نامزدهای انتخاباتی برنامه‌ های خود را عرصه‌ کنند تا حتی الامکان بر تعداد هواداران خود بیفزاند. چیزی که‌ می شود تلاش برای جلب مردم به‌ پای صندوق های رای نام نهاد.

از زاویه‌های مختلف می توان نقطه‌ نظرهای متفاوتی را در مورد انتخابات اخیر بیان کرد؛ اما آنچه‌ که‌ انتخابات این دوره‌ را از دوره‌های قبلی متمایز می سازد، شعارهایی است که‌ ۲ تن از نامزدهای جناح اصلاح طلب و اکبر اعلمی بر روی آن تکیه‌ کرده‌ اند. آقایان کروبی و موسوی هر یک جداگانه‌ با انتشار بیانیه‌ای، خواستار "احیای حقوق اقوام و اقلیت های مذهبی" شده‌ اند. فاکتوری که‌ تقریبآ در تمام دوره‌ه‌های گذشته‌ غایب و بخشی از خطوط قرمز نظام بوده‌ است.

بی شک تمایلات ملی گرایانه‌ در استان های غیر فارس زبان که‌ با مشکلات سیاسی-اجتماعی و مساله‌ی توسعه‌ نیافتگی مواجه‌ هستند، طی سال های اخیر رشد چشم گیری داشته‌ است. رشد این گرایشات را در ساده‌ترین تحلیل می توان سرخوردگی، نابرابری اقتصادی-اجتماعی، ناامیدی نسبت به‌ بهبود زندگی و نگاه‌ امنیتی حکومت مرکزی و از همه‌ مهم تر احساس از بین رفتن هویت، فرهنگ و زبان مادری بیان کرد.

آقای کروبی که‌ پیشینه‌های متفاوتی در ارکان های مختلف جمهوری اسلامی ایران دارند، این بار نیز، به‌ مانند دفعه‌ی پیش، خود را برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد کرده‌ است. ایشان طی بیانیه‌ای از " ارتقای حقوق اقلیت های قومی و مذهبی" سخن به‌ میان آورده‌ است.

نظری دقیق تر و طرح چند پرسش را در رابطه‌ با پخش بیانیه‌ی مذکور ضروری یافتم.

در بند ۱ بیانیه‌ آمده‌ است: " اصول معطل ‌قانون اساسی را اجرا خواهم کرد." و در ادامه‌ آمده‌ است‌: " یکی از ویژگی های اینجانب پایبندی به‌ اجرای قانون و مخالفت با هرگونه‌عمل فراقانونی از سوی هر شخص و نهادی است".

اگر رئیس جمهوری در ایران پیدا شود که‌ بخواهد دست به‌ چنین کاری بزند، در جای خود ارزشمند است؛ سوال اما اینجاست که‌ آیا ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران اجازه‌ چنین عملی را به‌ ریاست جمهوری خواهد داد؟ آقای کروبی با کدام ضمانت اجرایی دست به‌ چنین کاری می خواهند بزنند؟ آیا توازن قوا میان جناح های درون جمهوری اسلامی ایران به‌ سود جناح آقای کروبی و اصلاح طلب ها به‌ هم خورده‌ است؟ آیا از نگاه‌ کروبی ارگان ها، سازمان ها، تشکل ها و افرادی که‌ قبلآ در برابر آقای خاتمی صف آرایی کرده‌، وادار به‌ عقب نشینی کردند و در نهایت‌ شکست دادند، از بین رفته‌ و یا احتمالآ ضعیف تر گشته‌ اند؟ آیا در بینش و دیدگاههای سران اصول گرا و حامیان نظامی آنان میل به‌ تغییر دیده‌ می شود؟ آیا آقای کروبی در برابر شخص رهبری که‌ از اختیارات فراقانونی برخوردار است توانایی ایستادگی و مقابله‌ خواهند داشت؟ یقینآ اجرای اصول معلقه‌ی قانون اساسی و هر قانون جدید دیگری در ایران بدون تائید و جلب نظر رهبر جمهوری اسلامی ایران و نهادهای اطلاعاتی-امنیتی امکان پذیر نیست؛ آقای کروبی لطفآ توضیح دهند که‌ چگونه‌ و با کدام ابزار می خواهند رهبر، به‌ عنوان شخص و نهاد فراقانونی، و نیروهای امنیتی را وادار به‌ تمکین کنند؟

پاسخ به‌ تقریبآ تمام سوالات بالا حتی در خوشبینانه‌ترین حالت منفی است. شخص خامنه‌ای و جناح اصولگرا در گذشته‌ نشان داده‌اند که‌ از هیچ کوششی برای به‌ شکست کشاندن حریف دریغ نخواهند کرد و در این راستا ابزارها و اهرمهای لازم و قوی هم در اختیار دارند. آقای کروبی در بهترین حالت در وضعیتی مشابه‌ و برابر با خاتمی قرار خواهند گرفت. به‌ یاد آوریم که‌ خاتمی پس از ٨ سال ریاست جمهوری اعلام داشت که‌ "کدخدایی" بیش نبوده‌ است. از دیگر سو آقای کروبی به‌ هیچ وجه‌ شخصیتی ساختارشکن به‌ حساب نمی آیند. بر این مبنا طرح چنین ماده‌ای را فاقد صداقت و خارج از اختیارات ریاست جمهوری در ایران می بینم. به‌ عبارتی دیگر، هیچ رئیس جمهوری، خصوصآ از طیف اصلاح طلب، با اختیارات فعلی، از پس سیل قانون شکنان و مخالفان درون نظام برنخواهد آمد. البته‌ آقای کروبی اولین کسی نیست که‌ شعار "برخورد با عوامل فراقانونی" را مطرح می کنند. احمدی نژاد، رئیس جمهور فعلی، دوره‌ی قبل قول داد که‌ با عوامل و مافیای درون قدرت برخورد کرده‌ و آنان را به‌ ملت معرفی کنند. آیا ایشان با همه‌ی ارادتی که‌ به‌ رهبری و جناح محافظه‌ کار داشتند، توانستند از پس این کار برآیند؟ در صورت دست زدن به‌ اجرای بند فوق نیروهای اطلاعاتی، شخص رهبری، اکثریت جناح محافظه‌کار، لباس شخصی ها، سپاه پاسداران با زیر مجموعه‌ هایش، بخشی از شورای تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان با وی به‌ مخالفت برخاسته‌ و در مقابلش خواهند ایستاد. براستی ساده‌لوحانه‌ خواهد بود اگر‌ کسی فکر کند آقای کروبی میتوانند‌ این مجموعه‌ی عظیم از جمهوری اسلامی را " به‌ دادگاههای عدل الهی و ملت" معرفی کنند؟

آقای کروبی در جایی دیگر از بیانیه‌ از " افزایش سطح و سهم مشارکت اقوام و اقلیت های دینی" در " دولت و کابینه‌" سخن گفته‌ است. وی همچنین اظهار داشته‌اند که‌ " نگاه‌ حاشیه‌ای و امنیتی به‌ اقلیت های قومی را برنمی تابد". تا این جای کار نه‌ تنها اشکالی به‌ این سخنان وارد نیست، بلکه‌ مایه‌ی دلگرمی و خوشحالی است؛ ولی این تنها یک روی سکه‌ می باشد. آقای عباس عبدی، یکی از حامیان و مشاوران کروبی در "همایش قومیت ها و انتخابات" به‌ صراحت گفته‌ است که‌ " امروز مدیریت قومیت ها در دست نهادهای امنیتی است و اگر قرار باشد آنها سیاستگذار نهایی باشند مشکل ایجاد می شود".

مفهوم جمله‌ی بالا به‌ اندازه‌ی کافی واضح است. این، روی دوم سکه‌ را نشان می دهد و در واقع نگرانی از همین جا سرچشمه‌ می گیرد. مدیریت قومیت ها، بیش از نیمی از جمعیت ایران، در دست نهادهای امنیتی قرار دارد و مناطق مذکور عملآ از سوی نهادهای اطلاعاتی-امنیتی اداره‌ می شوند. مبادلات و معاملات تجاری هم عملآ تحت کنترل سپاه‌ و اطلاعات قرار دارد. از طرف دیگر این نیروها زیر نظر و فرمان ریاست جمهوری قرار ندارند. تجربه‌ی دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی ثابت کرد که‌ در مواقعی حتی این نیروها در خدمت تخریب سیاست های ریاست جمهوری بوده‌اند. آنان مستقیمآ از خامنه‌ای دستور می گیرند و سیاست ها و فرامین وی را اجرا می کنند.

باز باید پرسید که‌ آیا واقعآ براورده‌ کردن این مهم از شخص کروبی، وفادار به‌ ولایت فقیه‌، ساخته‌ است؟آقای کروبی باید پیش از انتخابات با صراحت توصیح دهند که‌ چگونه‌، طی چه‌ پروسه‌ای و به‌ پشتوانه‌ی کدامین قدرت پرونده‌ی بیش از نیمی از مردم ایران را از چنگ نیروهای امنیتی خارج می کنند؟ در وضعیتی که‌ در اکثر استان های مذکور حتی انتشار یک هفته‌ نامه‌ مستقل به‌ زبان محلی دشوار است، چگونه‌ می خواهند " موانع تحصیل و استفاده‌ از زبان های محلی و قومی در مراکز آموزشی و مطبوعات" را برطرف کنند؟

در بطن بیانیه البته‌ اشکالات دگری هم هست که‌ در کل آنها را میتوان زیر مجموعه‌ اشکالات فوق برشمرد. کلی گویی و عدم شفافیت آنچنان بر روح بیانیه‌ حاکم است که گاهآ‌ عدم صداقت و نوعی فریب اذهان را متبادر می سازد.در رابطه‌ با این بیانیه‌ سوالات متعددی مطرح است که‌ از سوی کروبی هنوز‌ بی جواب مانده‌ اند. مطالباتی مطرح شده‌ است که‌ در ایران خارج از حیطه‌ و توانایی ریاست جمهوری قرار دارد.

در آخر باید گفت با توجه‌ به‌ اینکه‌ طیف هایی از اپوزیسیون خارج از کشور و درون حاکمیت هنوز هم‌ طرح چنین مباحثی را خط قرمز می دانند و آنرا مغایر مصالح ملی ایران می شمارند، لذا انتشار این بیانیه‌، احقاق حقوق ملیت های غیر فارس زبان، را باید گامی مثبت و رو به‌ جلو به‌ حساب آورد. طرح کردن خواست ملیت های غیر فارس زبان در ایران نشان از برجسته‌ شدن این خواست ها در جامعه دارد. کمترین دست آورد آن می تواند این باشد که‌ اعتماد بنفس را نزد اقلیت ها افزایش می دهد و آنان را برای تلاش هرچه‌ بیشتر جهت دست یابی به حقوق خویش سوق داده‌ و مصمم تر خواهد ساخت می دهد. در عین حال نشانگر رشد تمایلات برابری طلبی در ایران نیز هست.

 

برگرفته از: 
اخبار روز
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.