هويت ملی، برآيند هويت قومی

اگر بپذيريم هويت ملی کشوری کثيرالاقوام چيزی نيست جز برآيند همه هويت های قومی موجود در آن کشور، مقابله يا بی توجهی به هر کدام از عناصر تشکيل دهنده آن، به نوعی موجب تضعيف هويت ملی خواهد شد - تنها حکومت هايی توان تامين عزت، سربلندی و رفاه مردمان محدوده سرزمينی خود را دارند که با پذيرش اصل تنوع اقوام و تکثر احوال،امکان زندگی مسالمت آميز و در نتيجه بهره برداری حداکثری از پتانسيل همه افراد آن جامعه را فراهم نموده باشند.

اگر بپذيريم هويت ملی کشوری کثيرالاقوام چيزی نيست جز برآيند همه هويت های قومی موجود در آن کشور، مقابله يا بی توجهی به هر کدام از عناصر تشکيل دهنده آن، به نوعی موجب تضعيف هويت ملی خواهد شد

امروزه کمتر کشوری را در دنيا می توان يافت که چنان بافت جمعيتی يکسانی داشته باشد که مجموعه افرادی که در آن زندگی می کنند را از هويت قومی يکسان و يکپارچه ای برخوردار دانست.حتی کشورهای کوچکی که نه در نتيجه جهان گشايی ها بلکه در سايه رشد تفکر بشر و عبور از تنگ نظری ها و به رسميت شناخته شدن واقعی حق تعين سرنوشت برای انسان بوجود آمده اند نيز در سايه مهاجرت های به داخل و يا خارج و اصل بهره برداری از مزيت های نسبی از نوع و سطحی از تنوع قومی و هويت های فرهنگی مختلف برخوردارند. به همين جهت نحوه مديريت اين تنوع زيستی و تبديل آن به فرصت هايی برای زندگی بهتر، همواره بعنوان دغدغه اصلی مديران جوامع پيشرفته و عقل مدار و موضوعی برای تحقيق دانشمندان و جامعه شناسان آن محسوب می شود.

هويت ((IDENTITY اگر بعنوان مجموعه عوامل محيطی و درونی(سرشتی) شکل دهنده فرد انسان به معنای همه آن چيزهائيکه موجب تمايز "او" از "ديگری" می شود فرض شود در صورتيکه به جای شخص انسان، گروه متجانس اجتماعی(زبانی،نژادی،فرهنگی ،جغرافيايی و ...) جايگزين گردد می توان از آن تعريفی نيز برای هويت قومی بدست داد.گرچه ممکن است تعاريف مختلفی –بخصوص در ابعاد روانشناختی و يا جامعه شناسانه- در اين زمينه وجود داشته باشد اما از آنجائيکه در اين ياداشت کوتاه قصد دارم از زاويه ديگری به اين مقوله بنگرم لذا همين تعريف را برای "هويت قومی" مبنا قرار می دهم.

در دنيای ديجيتالی و بهم پيوسته امروز، کسی ديگر منکر تنوع و تکثر نوع بشر( نه فقط در ابعاد فکری و جهان بينی بلکه در دايره فيزيولوژی هم) نيست و اگر حکومتی يا نظامی پيدا شود که با نفی اين تنوع قصد به رسميت نشناختن هويت های مختلف قومی را داشته باشد به احتمال زياد به همان نسبت نيز از قافله تمدن و بهره مندی از مواهب دنيای مدرن عقب خواهد ماند. واژه به "رسميت شناختن" از آن جهت مورد تاکيد قرار گرفت که در قالب تعاريف حقوقی دارای چارچوبی است که رعايت قواعد آن از سوی حکومت ها الزامی است (مانند حق تکلم به زبان مادری و فراهم نمودن زمينه های رشد و بالندگی همه مولفه های فرهنگ قومی)بگونه ای که در بسياری از کشورهای دنيا در سايه برخورداری از نظام های دمکراتيک و پذيرش اصول حقوق بشر، چالش های مرتبط با وجود قوميت های مختلف در آن کشور و به تبع آن هويت های قومی متفاوت تا حدود زيادی برطرف شده است و عملا آن را به فرصتی برای رشد و توسعه تبديل کرده اند. اما متاسفانه در برخی کشورها- بخصوص جهان سومی- عليرغم توصيه های عقيدتی(عمده تا دينی) مبنی بر به رسميت شناخته شدن اقوام گوناگون همچنان شاهد تنش های قومی جدی و گاه حتی خونبار بوده و هستيم و تنوعی که از سوی خالق فرصتی برای شناخت و کمال معرفی شده است به تهديدی برای پسرفت و اضمحلال بدل شده است.

کشور باستانی ايران که از ديرباز محل سکنی امن و زندگی مسالمت آميز اقوام مختلف بوده است گرچه تا اوايل سلسله قاجار بدليل برخورداری ازنظام فدرالی(ممالک محروسه) و آزادی عمل اقوام و به رسميت شناخته شدن هويت های قومی متنوع از سوی حاکمان، با مشکل چندانی در زمينه مديريت اقوام ايرانی مواجه نبود اما پس از آن بواسطه تلاش برای تمرکز بيش از حد و بعدها بوجودآمدن نقص های جدی در فرآيند ملت سازی ، تا به امروز با چالش های اساسی در اين زمينه مواجه بوده است و از اين رهگذر آسيب های جديی متوجه حس همبستگی ملی ، توسعه و پيشرفت کشور گرديده است.همانگونه که اکثر مفاهيم و راهکارهای چاره ساز پس از انقلاب صنعتی در سايه عدم شناخت، ترجمان غلط، نادانی حاکمان، ضعف مراکز علمی و رويکرد سطحی و وارداتی يکی پس از ديگری در اين مملکت بجای اثر بخشی، خود به معضلی جديد و پيچيده بدل می شدند متاسفانه رويکرد مدرن به پديده ملت - دولت نيز بنوعی بد فهميده شد و در سايه گزينش زور و کاربرد اجبار و تلاش برای ادغام مکانيکی هويت های قومی مختلف، يکی از رنج آورترين دوره های تاريخ ايران زمين شکل گرفت چون به غلط، هويت ملت ايران ، هويت قوم اکثريت تعريف شد! در سايه چنين نگرشی بود که با نفی عناصر اصلی، کهن و ديرپای فرهنگ و تمدن سرزمين ايران، عده ای ناآگاهانه برای ساختن "ملت ايران" به ستيز و مقابله با هويت ساير اقوام ايرانی غيرفارس برخاستند. بدون شک اين تعريف اشتباه از ساخت هويت ملی، نه تنها يکی از عوامل جدی و اثرگذار در عقب ماندگی کشور محسوب می شود بلکه بصورت بالقوه و گاهی حتی بالفعل يکپارچگی سرزمينی ايران را نيز تهديد نموده است زيرا اگر بپذيريم هويت ملی کشوری کثيرالاقوام چيزی نيست جز برآيند همه هويت های قومی موجود در آن کشور، مقابله يا بی توجهی به هرکدام از عناصر تشکيل دهنده آن، بنوعی موجب تضعيف هويت ملی خواهد شد.

تجارب بشر نشان داده است که توجه به خلقت متکثر و الهام از پديده های طبيعی يکی از موثرترين راه های گزينش و الگوبرادری برای شکل گيری "حکومت خوب" است.گرچه جماد و نبات به اجبار خلقت در سايه تکثر ره به سوی کمال می پيمايند اما هر آنچه که ذی شعور است در اين چرخه با به رسميت شناختن و انتخاب آگاهانه اين تکثر، سعی در بهره برداری حداکثری از آن به نفع خود و دستيابی به تکامل و ارتقا دارد.در دنيای به شدت رقابتی شده امروز، تنها حکومت هايی توان تامين عزت، سربلندی و رفاه مردمان محدوده سرزمينی خود را دارند که با پذيرش اصل تنوع اقوام و تکثر احوال،امکان زندگی مسالمت آميز و در نتيجه بهره برداری حداکثری از پتانسيل همه افراد آن جامعه را فراهم نموده باشند.ما نيز در کشور خود که در کنار موزائيک کم نظيری از اقوام و مذاهب، ادعای عمل به فرامين دينی را نيز داريم، می توانيم با الگوبرداری از تجارب ساير کشورها و بومی سازی آن و کنار نهادن تعاريف منقبضی که خواهان انحلال هويت اصيل ترين اقوام ايرانی در هويتی برساخته و تنگ نظرانه هستند، زمينه های رشد و اعتلای ايران زمين را فراهم کنيم. البته داشتن نگاهی عادلانه در تامين منزلت و توزيع ثروت، مشارکت برابرهمه اقوام ايرانی درقدرت و حاکميت نظمی دمکراتيک لازمه شستن اين چشم ها برای جور ديگر "ديدن" و "بودن" است.

دکتر محمدعلی توفيقی

عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران

 

برگرفته از: 
امروز
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.