بر رسی سخنرانی آقای محسن کدیور در تورنتو

اسلام سیاسی اگر منظور حاکم شدن و راس قدرت بودن است. چون سیاست و عمل فرد با قدرت گره خورده وقتی دین با قدرت گره بخورد، از خود بیگانه شده، نمیتوان آن را دین بعنوان نقشه راهی که امور را به جمع مردم سپرده، در نظر گرفت. دین آمده حکومت ها را بردارد و همه مردم را مسئول امور خویش کند. که در این نوع نگرش حکومت معنی ندارد. چون حکومت، سلطنت، ولایت ... رابطه قواست و با یگانگی انسانها بیگانه است. بنابراین، کسی نمیتواند ادعا کند که حکومتش دینی است.

یکشنبه هجده ژانویه 2015

عنوان سخنرانی؛ «اسلام سیاسی در ایران معاصر»

سخنرانی آقای کدیور در تورنتو – کانادا، اگر بتوانم مختصر  و کوتاه آن را مطرح کنم، این بود که ما در ایران دو نگرش یا قرائت از اسلام داشتیم. یکی اسلام سیاسی بود و دیگری اسلام غیر سیاسی. با برشمردن طرفداران اسلام سیاسی؛ آیت الله حسن طباطبایی قمی، خمینی، موسوی گلپایگانی، شریعتمداری، شریعتی، آل احمد، عبدالعلی بازرگان، محمود طالقانی و منتظری، (نخشب،پیمان، بنی صدر،مجاهدین، فرقان، آرمان مستضعفین... اسامی در پرانتز، شاید یادش رفته بود).

اسلام غیر سیاسی؛ آیت الله حائری یزدی بنیان گذار حوزه علمیه قم، بروجردی، طاباطبایی صاحب المیزان...

آقای کدیور خصوصیات آنها را بصورت مختصر بر شمرد. آنوقت به نوع سوم اسلام که «اسلام مدنی» است اشاره کرد . ایشان خود را طرفدار اسلام مدنی اعلام کردند که دنبال قانون و حکومت سکولار و طرفدار جدایی نهاد دین از دولت است.

هدف انبیا را هم ، خدا وآخرت بیان کردند. اگر اشتباه فهمدیده باشم، بعدا با تبادل نظر میشود اشتباه را بر طرف کرد. بقول خود آقای کدیور در نقد نسبتا توهین آمیز یکی از حاظرین که بنظر می آمد از طرفداران اسلام حدیثی یا فقاهتی باشند، گفت؛ شما که موقع آمدن با دوستانتان برای این جلسه مشکوک بودید ولی آمدید، همین که آمدید وسخن را شنیدید، این یک حسن است که بتوانیم همدیگر را تحمل و نقد کنیم، امر مبارکی است.باید با هم گفتگو و بتوانیم همدیگر را تحمل کنیم.

با این توضیح کوتاه برداشت خودم را که در نوبت سوال و جواب مطرح کرده بودم ، سعی میکنم، بیشتر توضیح دهم.

این نوع نگرش، نشان میدهد که نو اندیشان دینی و مذهبی، دیدگاهای مختلفی دارند.

اما من مثل و بعضی دیگر از افراد نوع اندیشان مذهبی، بدین صورت می اندیشم.

 اولا؛ هدف دین، قیام به قسط است که  قرآن ذکر میکند. رابطه انسان با خدا، انسان نماینده خدا بروی زمین است.(همه انسانها نه فقط نخبه و الیت).

 رابطه انسان با خدا در بینهایت آزادی است.

 رابطه انسانها درجامعه به خود انسانها سپرده شده است. انسانها در امور خود به شور و مشورت می پردازند، تا یکی یا تعدادی را برای انجام کار خود(مردم) ، مامور میکنند. اینها،صاحب امر هستند و مامور می شوند.

(نماینده منتخب مردم  که به آن اوالامر هم میگویند؛ صاحبان امر هستند که در شورا تصمیم گرفته شده، که باید رای مردم را بگیرند (با مردم بیعت کنند).

در اسلام به معنی اسلام سیاسی یا بهتر بگوییم دین حکومتی، معنی ندارد و کسی نمیتوان ادعای حکومت دینی یا اسلامی کند.

اسلام سیاسی اگر منظور حاکم شدن و راس قدرت بودن است. چون سیاست و عمل فرد با قدرت گره خورده وقتی دین با قدرت گره بخورد، از خود بیگانه شده، نمیتوان آن را دین بعنوان نقشه راهی که امور را به جمع مردم سپرده، در نظر گرفت. حالا اگر دین با قدرت( زور) همراه شد، چگونه باید نامی برای آن انتخاب کرد، بحث دیگریست. اما حکومت دینی نمیتوان باشد. چون دین آمده حکومت ها را بردارد و همه مردم را مسئول امور خویش کند. که در این نوع نگرش حکومت معنی ندارد. چون حکومت، سلطنت، ولایت ... رابطه قواست و با یگانگی انسانها بیگانه است. بنابراین، کسی نمیتواند ادعا کند که حکومتش دینی است.

( حکومت دموکراتیک یهودی، اسلامی، مسیحی...) نمیتواند موجودیت داشته باشد. اگر کسی چنین ادعا کند ضد دینی است. حتی پیامبران هم نمیتوانستند بر مردم حکومت کنند. نقش پیامبر در قرآن کاملا شفاف آمده که فقط انذار و بیم دهنده و بشارت  و پیام رسان است و هیچگونه ، حق ولایت و حکومت و سروری بر مردم ندارد.

اینکه دین و همچنین ایدئولوژی غیر دینی نباید در سیاست دخالت کنند، اکثر نو اندیشان دینی باور ندارند.

 سیاست عمل به مرام و باور و ایدئولوژی است و نمیتواند از هم جدا باشد. اما نهاد دولت از دین و ایدئولوژی باید از حکومت و ولایت... جدا باشد. اکثر نو اندیشان دینی چنین باور دارند.

در باره قانون شرع؛ مطرح کردند که از مسلمانها در باره قانون شرع، پرسیده شد و اکثرا مردم مسلمان، طرفدار آن بودند ولی در عین حال، پیاده شدن قانون شرعی که طالبان و داعش اجرا میکنند مخالفت میکردند!

این دوگانگی نظر مردم،  باز نشد و فقط مطرح کردند که وقتی با مردم از قانون شرع میگویند، مراد، بیشترقوانینی است که از قرآن گرفته شده باشد.

قانون شرع در اسلام،همانطور که آقای کدیور در سالهای پیش، مقاله ای در باره اسلام تاریخی و اسلام حقیقی نوشته بودند، در آن از اسلام تاریخی، بگونه ای، قانون شرع و فقه، مطرح کرده بودند.

 بیشک، فقهای در بار بنی امیه و بنی عباس برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خلفا ان را نوشته اند و فقهای شیعه صفوی، از آن استفاده کرده  و با کمی تغییر، آن را قانون شرع در شیعه نامیدند. همه این قوانین شرع به نفع قدرت و به ضرر مردم است. قانون شرع باید حقوق مردم را به رسمیت بشناسد نه مکلف کردن مردم به تسلیم در مقابل قدرت.

در عمل قانون شرع وسیله شده که حقوق مردم نفی شود و در عوض، بجایش تکلیف به حاکم و قدرت است و هیچگونه حقوقی برای انسان وجود ندارد. این نشان میدهد، قانون شرع رعایت حقوق نیست بلکه ظایع کننده حقوق ذاتی انسانهاست که ضد دینی و الاهی است. در واقع قانونی که ضد بشر باشد، ضد حقوق حقه و ذاتی انسانهاست که با دین مغایرت دارد.

دین میگوید همه انسانها صاحب حق و حقوقند و هیچ فرقی بین انسانها نیست. قانون شرع باید عمل به حق و پشتیبان این حقوق ذاتی انسانها باشد نه تضییغ آن.

 قانون شرع، هنوز کارشناسانه ، مورد نقد بررسی عمومی قرار نگرفته است. میدانم آقای بنی صدر تحقیقاتی در باره حقوق بشر در اسلام کتاب نوشته که همه آن قانون حقوق بشر جهانی همراه قوانین دیگر که مورد تایید اسلام است، آورده است. اما هیچ کشور اسلامی از جمله در ایران هم چاپ نمیشود و روشنفکران دینی و غیر دینی هم به آن نمی پردازند، کتاب تحقیقی قضاوت در اسلام و حقوق زن در اسلام... هم  نوشته اند، متاسفانه در سانسور شدید قرار دارد!

باید نو اندیشان دینی بیشتر به این موضوعات بپردازند، تا به یک فهم جمعی از دین نائل آییم، تا دست زور گویان از سلاح مذهب برای قدرت ، کوتاه شود.

اینکه میگویند پیامبر اسلام امپراطوری اسلامی درست کرده بود! دین جز خشونت، چیزی دیگری نیآورده است! و ... اینها بخصوص بعد از مرگ پیامبر و چهار خلیفه اول که با شورا انتخاب شد، آنهم در باره اش شک و تردید است؛عملا بعد از آن بخصوص با ارثی کردن حکومت بوسیله معاویه ابن ابی سفیان، دوباره برگشت به شکل قبل از اسلام و اسلام تاریخی، در واقع نتیجه بر گشت به سنت ابو جهلی است، تا سنت محمدی.

 باشد مردم در امور خود و جامعه شرکت کنند تا فرصت طلبان قدرت را از آن خود نکنند.

  حسن گلسفیدی hgolsafidi@hotmail.com

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.