وقتی در علوم «انسانی» 1=1000 می شود!

اخیـرأ در یک بازی مُضحک سیـاسـی، معامله ای بیـن دو دشمن دیرینـه، فلسطیـن و اسرائیـل صـورت گـرفت. صورت مسئله هم چنین است: یک طرف، یک سرباز جوان اسرائیلی 5 سال پیش توسط سازمان حمـاس،اسیر می شود! طرف دیگر، هزاران فلسطینی در طول سالها جنگ، اسیر ِ اسرائیلی ها می شوند! مسئله هم خیلی ساده این چنین حـل شـد !: یک انسـان در مقابـل هزار انسـان!

Pouyan49@yahoo.se

طبق روال همیشگی و به عبارتی دیگـر، کار روزمـره این جهان همیشه در تلاطـم، حوادث ریـز و درشت آن چنان در حال سبقت از هم هستند که تشخیص خوب و بـد آن هم، به همان سرعـت انعکاس خبـر، محو می شود!

قبل ازاینکه افسوس، شاید هم داد و فغان خود را به عنوان یک انسان فریاد کنم لازم است به این نکته مُهـم اشاره کنم که، در این نوشتـه کوتـاه، بحث و یا تجزیـه تحلیـل جنـگ طولانی فلسطیـن و اسرائیل نیست بلکه انعکاس یک خبر است نـه چیـز دیگـر!!!

ولی گاهی اوقـات، انسان آگـاه، هرچند از شنیدن خبرهایی که بازتاب اش شایـد در برگیرنـده شـادی میلیون ها نفر باشد، ولی، دچار نوعی یـأس و سرخوردگی از خود ِ مفهوم کلمه "انسـان" می شود.

اخیـرأ در یک بازی مُضحک سیـاسـی، معامله ای بیـن دو دشمن دیرینـه، فلسطیـن و اسرائیـل صـورت گـرفت.

صورت مسئله هم چنین است:

یک طرف، یک سرباز جوان اسرائیلی 5 سال پیش توسط سازمان حمـاس،اسیر می شود!

طرف دیگر، هزاران فلسطینی در طول سالها جنگ، اسیر ِ اسرائیلی ها می شوند!

مسئله هم خیلی "ساده" این چنین حـل شـد !:

یک انسـان در مقابـل هزار انسـان!

این واقعیتی است هرچند ناگوار که درجنگ، طرفین متخاصم(حال برابر یا نابرابر!)آدم ها کشته، زخمی و یا اسیر می شوند و متاسفانه این سیـر طبیعی جنـگ است و کارش هم نمی شود کـرد!

امـا زمانیکه به عُمق این مسئلـه پـی می بریم و شایدهم بهتر باشد گفت، وقتی انسان بودن، معنای واقعـی خود را در این جهـان بی درو پیکـر از دست می دهـد، این معامله نه اینکه جای هیچ پایکوبی و ساز و دُهـل نداشت (حدالقل برای انسان های آگاه و ...) در عوض، بایـد از آن به عنـوان فاجعـه، نام بـُرده شود.

واقعـأ مـا در چه بُعـد زمانی، زنـدگـی می کنیـم؟

چـرا باید در مقابل این همه توهین و لگدمـال کـردن ارزش های انسـانی، انسـان آگـاه بایـد سکـوت کنـد!؟

آیا می شود این پُرسش را مطرح کرد که، چه انگیزه ایی پُشت سر ِ این معامله بغـایت توهین آمیـز به مساوی بـودن انسان در همـه زمینه ها، نهفتـه است که شخصیت ها و سازمـان ها، از سیـاسی اش گرفته تا حقوق بشری اش، در تحلیل از این اقدام به اصطلاح بشـر دوستانـه به صحرای کربلا می زننـد ولی از جنبه این فرمول بسیار ساده که، انسان با انسان، بـرابـر است، شُتـر دیـدی، نـدیـدی را پیشه خـود می کننـد!

آیا حقیقتـأ این رد و بدل کردن ِ انسانی، در مقابل هزاران انسان دیگر، برای ما جای خوشحالی داشت؟

مسلمـأ وقتی در این موارد سکـوت، جایگـزین حتی نوشته های پراکنده اعتراضی اینترنتـی می شود، باید هم وقتی خبرنگاران سئوالات خود را در چارچوب همیشگی، از قبیل صلح خاورمیانه و غیره، مطـرح می کنند باید هم مفسران و تحلیلگران همیشگی آنان، پاسخ های تکراری خود را به دهنـد.

با شناختی که از خودمان داریم ناچـارأ، تکـرار مکـررات جایـز است! از اینـرو به این مسئله ساده اکابری اشاره می کنم که بحث بنده در این مورد بخصوص یعنی "تبادل یک انسان با هـزار انسان "، سیـاسی نیست که مجبور شوم تحلیـل "فاضلانـه" بدهم و ابراز دارم ، این امـر به سازمان حماس کمک کـرد کـه پیشنهاد محمود عباس برای تشکیل کشور فلسطین ... فلان شود و یا اسرائیل مجبور بود به خاطر ... این کار را بکنـد.

دولت اسرائیل اگر غرض و مرضی نداشتند و به برابری انسان ها، اعتقـاد داشتند، می توانستند در یک اقدام "بشر دوستانه" اسیران فلسطینی را به طُرق مختلف مثلأ هفته به هفته 200 300 تا را آزاد کنند و یـا ...!

سازمان حماس هم اگر انسان بودن را باور داشتند می توانستند تک فـرد اسیـر جنگی اسرائیلی را در یک اقدام "انسانی" در مـوعـد دیگر آزاد کند و یـا...!

و یا بالعکس اول حماس و بعد اسرائیل...!!!

حال بقول معروف، کلاه خود را قاضی کنید و این فرمول 1=1000 را پیش خود داوری کنید!؟

البته اینهم شرط دارد و آن اینکه، با کلمات بازی نکنید و وارد مسائلی که ذکر شد عامدأ نشوید.

بهرحال، در علوم ریاضی 1 با 1 مساوی است (1=1) از اینرو نمی توانیم به پـذیـریم که 1=1000 است.

ولی در عصر کنونی گویا ناچارأ باید قبول کنیم که:

در علوم"انسانی" هزار مساوی یک است (1=1000)

مسلمـأ قضاوت با شماست.

شنبـه 30 مهر 1390- استکهلم

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.