نه، آقای جیلو دروغ نیست همکار رژیم اکنون در صف مبارزه باید گذشته خود را نقد کند

آقای جیلو شما احتمالآ "اصل برائت در محکمه" به گوش‌تان خورده اما نمی‌دانید که این اصل در مورد "شاهد" صادق نیست و این از ابتدایی‌ترین و پایه‌ای ترین مفاهیم حقوقی در جهان امروز است. آقای جیلو شما باید این را هم بدانید که "شاهد" کسی است که مشاهدات، شنیده‌ها و مستندات خود را در دادگاه در اختیار قاضی و دیگر طرفین دعوا و اصحاب آن در میان می‌گذارد.

امروزه با گسترش رسانه‌های ارتباطی امکان دسترسی همگانی برای استفاده از رسانه‌های جمعی و اجتماعی بالاتر رفته وهرکسی می‌تواند با داشتن یک حساب کاربری عقاید و نظرات خود را بیان کند. رسانه از تملک اقلیت محدود درآمده و به زمینی برای تملک عموم تبدیل شده است. البته در این بین هنوز کمپانی‌های بزرگی مثل «مرداک» هدایت و رهبری اطلاع‌رسانی را در دست داشته و خط و خطوط کلی آن را تعیین می‌کنند. اما با گسترش دسترسی استفاده از اینترنت، رسالت اطلاع‌رسانی از خط و خطوط سیاست‌های کلی صاحبان سرمایه و قدرت به درآمده و عرصه را برای اکثریت جامعه فراهم کرده است. بر همین مبنا است که دیگر کاربران اطلاع‌رسانی، کارمندان رسمی، روزنامه‌نگاران حق‌التحریر و خبرنگاران استخدام شده برای یک رسانه نیستند و مفاهیم جدیدی همچون شهروند خبرنگار، فری‌لنس ژورنالیست جای آن‌ها را گرفته است. رسانه‌های بزرگی که همچون «سی ان ان» و «بی بی سی» که سابقه‌های طولانی در اطلاع‌رسانی دارند برای این‌که از این قافله عقب نمانند صفحاتی را برای این شیوه اطلاع‌رسانی باز کرده و این شیوه بیش‌تر با استقبال همگان روبه‌رو شده است. ایران گلوبال و سایر سایت‌های فارسی‌زبان هم که نوشته‌های من را منتشر می‌کنند، به مثابه‌ی یک رسانه‌ی آزاد فعالیت می‌کنند همین روال را قطعآ طی خواهند کرد. من نه کارمند رسمی ایران گلوبال هستم و نه برای این رسانه به صورت رسمی کار می‌کنم. انتشار نوشته‌های من در این سایت نه با امضای ایران گلوبال است و نه خود این سایت ادعا کرده است که نظرات نویسنده همسو با نظرات ایران گلوبال است. امروزه در بزرگ‌ترین رسانه‌ها هم مدام با نوشته‌ای کوچک در زیر نوشته‌هایشان از طرف رسانه‌ی مذکور تاکید می‌شود که "نوشته فوق الزامن نظر رسانه‌ی مورد نظر نیست و مسئولیت آن با نویسنده است" این جزء حقوق پایه‌ای است و حداقل پرنسیب مورد نظر برای فعالیت این‌گونه رسانه‌هاست. بارها پیش آمده است که در همین رسانه‌های فارسی‌زبان نوشته‌ای به مذاق عده‌ای خوش نیامده و کسی در مقام پاسخگویی برآمده است و جواب آن را داده است همانند کاری که شما در مورد نوشته من کردید. البته هنوز پاسخ این سوال به درستی برای من مشخص نیست که نفع شما در برآشفتگی‌تان و دفاع از گیتی شیرزاد چیست؟ و چرا خود گیتی شیرزاد تا اکنون سکوت کرده و لب نگشوده است.

این نوشته درصدد پاسخ به طرح سوالات آقای اصغر جیلو در نوشته‌ای با عنوان «بار کج به منزل نمیرسد، ایران گلوبال پاسخ دهد» به تاریخ پنج‌شنبه 12 فوریه 2015  است که در سایت ایران گلوبال منتشر شده است.

آقای جیلو شما در اول نوشته‌تان نوشته‌اید که: «شایان ذکر است که به جز سایت ایران گلوبال سایتهای مجازی دیگری هم هر چند وقت یکبار، به عرصه یکه تازی غیر قابل کنترل کسانی تبدیل میشوند که دادگاهی خود ساخته را برای بدنام و محکوم ساختن کسانی در انظار عمومی بر پا می دارند و بعد هم پی کار خود میروند بدون اینکه در قید پاسخی به پیامدهای اقدامات خلاف اخلاق و قانون خود باشند.»

آقای جیلو شما احتمالآ "اصل برائت در محکمه" به گوش‌تان خورده اما نمی‌دانید که این اصل در مورد "شاهد" صادق نیست و این از ابتدایی‌ترین و پایه‌ای ترین مفاهیم حقوقی در جهان امروز است. آقای جیلو شما باید این را هم بدانید که "شاهد" کسی است که مشاهدات، شنیده‌ها و مستندات خود را در دادگاه در اختیار قاضی و دیگر طرفین دعوا و اصحاب آن در میان می‌گذارد. من هم مشاهدات عینی، بخشی از مستندات( که شامل شهادت افراد قربانی دیگر و هم‌بندان خانم شیرزاد بود) و همچنین شنیده‌ها را بدون سانسور و دخل و تصرف در اختیار جامعه قرار دادم و قطعآ این شهادت و روند پیگیری آن صرفآ محدود به یک نوشته و درد دل نبوده و از طریق مراجع ذیصلاح اقدامات لازمه صورت گرفته است. این اختیار را دارید که بگویید شهادت من و نوشته‌های من در مورد خانم شیرزاد کاملـآ غیر واقعی است و با آن موافقت نکنید، متاسفانه شما کلشهادت مرا نه بر پایه مستندات و فکت‌های عینی بلکه بر پایه‌ی حدس، گمان، توهم و احتمالا توجه ویژه ایی که به متهم داشته اید بصورت دلبخواه و اراده گرایانه مردود شمرده اید.ادعاهای شما زمانی می‌تواند از طرف جامعه و مراجع ذیصلاح قابل قبول باشد که خود شاهد این ماجرا بوده و با ارائه مدارک( مشاهدات، شنیده‌ها و شهادت افراد دیگر) خلاف آن را ثابت کنید. شهادت من توسط افراد دیگری نیز مورد تایید قرار گرفته است و برای اثبات آن و طی کردن مراحل خاص این پرونده لازم نمی‌بینم که به دلیل امنیت این افراد و بدون اجازه آن‌ها لیست طویلی را تهیه کنم و آن را منتشر کنم، در این رابطه همین کافی بود که خود این افراد بدون کم و کاست نوشته‌هایشان و شهادت‌شان به صورت موردی منتشر شد و من آن را در اختیار همگان قرار دادم. دفاع خانم شکرایی هم از گیتی شیرزاد نه بر اساس حضور ایشان در آن مقطع تاریخی و در زندان، بلکه بر اساس دوستی و رابطه خانم شکرایی با گیتی شیرزاد است و در حد یک پیشداوری و یک واکنش طبیعی می‌توان به آن نگاه کرد.

جناب جیلو در بالا هم اشاره کردم، شما که نه در آن تاریخ بودید و نه گوشه‌ای از دردهای من و دیگر قربانیان را تجربه نکرده‌اید، نفع شخصی و قانونی‌تان در دفاع از خانم شیرزاد چیست؟ شما ایشان را از نزدیک می‌شناسید؟ شما که در دهه‌ی 60 عضو کمیته مرکزی سازمان اکثریت بوده‌اید، چگونه گیتی شیرزاد را که برای سازمان پیکار فعالیت می‌کرد و بعدها دستگیر شد و روند تواب شدن را در زندان طی کرد می‌شناختید؟ اگر هیچ‌کدام از این‌ها نیست، احتمالآ وکیل قانونی خانم گیتی شیرزاد هستید، که به جای او می‌اندیشید، به جای او فکر می‌کنید، به جای او دفاعیه می‌نویسید، به جای او جواب می‌دهید. در عقب‌مانده‌ترین جوامع که محکمه‌های قانونی برای رسیدگی به این شهادت‌ها تشکیل می‌شود، قبل از این‌که بگذارند شما دهان بگشایید از شما برگه‌ می‌خواهند که بدانند کجای ماجرا هستید، چه ارتباطی با متهم دارید؟ اگر در مقام دفاع از او برآمده‌اید می‌توانید به صورت یک شخصیت حقوی که در آن تاریخ مشخص و در آن مکان مشخص حضور داشتید این کار را انجام دهید؟ اگر وکیل قانونی ایشان هستید برگه‌ی وکالت‌تان را به محکه ارائه بدهید.

اگر ادعاها و شهادت‌های من و دیگر شاهدین غیر واقعی است، چرا خانم گیتی شیرزاد در تمام این مدت خودشان فکری به خدشه‌دار شدن آبرویشان نکرده‌اند؟ چرا در دو سال پیش  زمانی که خواهر یک اعدامی در مورد نقش گیتی شیرزاد در اعدام خواهرش فرشته و نامزدش صحبت کرد ایشان واکنشی نشان ندادند؟ سکوت گیتی شیرزاد نشانه چه چیزی است؟ آقای جیلو دوسال پیش که این نوشته در رادیو زمانه منتشر شد کجا بودید؟ چرا شما پاسخ ندادید؟ خیلی باورش سخت است که بگویید از انتشار این گفته‌ها آن هم در رادیو زمانه بی خبر بودید.در ضمن شما باید بدانید که دست نوشته فرشته از زندان توسط پدرش به حزب کمونیست ایران تحویل داده شده بود.

جناب جیلو شما در نوشته‌تان اشاره کرده‌اید: «طراح  این ادعا به روشنی به عموم اطلاع و هشدار میدهد که یک جاسوس  احتمالی وابسته به جمهوری اسلامی که قبلن هم نگهبان زندان سنندج بوده، در موقعیتی قرار دارد که به پرونده پناهندگان سیاسی در کانادا دسترسی پیدا کند و امکان اطلاع دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی از این پروندها  را مهیا سازد.»

در مقام کسی که چهارده سال در زمینه حقوق پناهندگان فعالیت می‌کنم و کارنامه من در این زمینه کاملآ روشن و واضح است، با مفاهیم پناهندگی و روال قانونی و تقسیم کار مربوط به آن آشنایی دارم و نیازی به یادآوری وظایف قانونی فعالان این عرصه را بر خودم نمی‌بینم. من به عنوان یک داوطلب در این کار که با تمام جان و دل در این زمینه کار می‌کنم، از تمام جزییات پرونده پناهنده‌ها خبر دارم. حال خانم گیتی شیرزاد به عنوان مترجم پناهنده ها باید از ریزترین جزییات پناهنده‌ها با خبر باشد.اینرا چندین پناهنده در مونترال هم به ما گفته اند. گیتی شیرزاد در مقام یک «سوشیال وورکر» که وظیفه‌اش راهنمایی، مشاوره و ترجمه در راستای کمک به پناهندگان است و فرم‌های مربوط به پناهندگان را پر کرده است، چگونه می‌تواند به تمام اطلاعات و مشخصات آن‌ها دسترسی نداشته باشد؟ من در هیچ کجا این دعوی را باز نکرده‌ام که ایشان با این اطلاعات چه کار کرده‌اند. فقط این برای من جالب بود کسی که اطلاعات ما را در زندان در اختیار جمهوری اسلامی قرار می‌داد، آیا نمی‌تواند همین عمل را در مورد اطلاعات پناهندگان تکرار کند؟ آن هم کسی که یک خط در مورد گذشته‌ی خودش حرفی نزده است و در مقام یک عذرخواهی ساده هم از خانواده‌ی قربانیان برنیامده است.

جناب جیلو شما گفته‌اید: «مدعی نوشته است که متهم در کنفرانس سالانه در مرکز پژوهشهای زنان در سال 2006 سخنرانی کرده، و برای اثبات آن لینکی را از سایت عصر نو ذکر کرده اند. خوب، حتی اگر متهم در این کنفرانس سخنرانی کرده باشد نشانی از آن را در این لینک نمیتوان یافت.  تنها دو چیز در این لینک قابل دریافت است؛ اولین نکته وجود یک خبر مختصر بدون هیچ حاشیه و توضیحی از معرفی خانمی به اسم بیات برای سخنرانی از سوی متهم است، و سپس یک عکس از متهم در کنار دیگران. هیچ نشانه ای از سخنرانی وی در این لینک و یا توضیحی مختصر از محتوی این سخنرانی نیست تا بتوان القائات مدعی و شاکی را در مورد نقش فعال متهم در محافل سیاسی ایرانی مثل کنفرانس پژوهشهای زنان ایرانی باور کرد»

آقای جیلو شما که در سایت عصر نو چیزی نیافته‌اید، احتمالآ صحبت‌های خانم شکرایی که بارها به آن استناد کرده و آن را برحق می‌دانید باید برای شما معتبر باشد. الهه شکرایی نوشته است: « گیتی تنها یکبار در سال 2006 در کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان رئیس جلسه بوده است.» حتی اگر ما ادعای خانم شکرایی را بپذیریم و آن را مبنا قرار دهیم، چگونه است که کسی بدون نقد گذشته‌ی خود و شفاف کردن آن به صورت گستاخانه با شرکت در یک کنفرانس زنان علیه ارتجاع و علیه جمهوری اسلامی صف خود را عوض کرده است. گویا دو نفر از زنان کرد که به عنوان مهمان از اروپا در آن کنفرانس حضور داشتند به حضور گیتی شیرزاد اعتراض کرده بودند.

آقای جیلو شما در سوال سوم‌تان پرسیده‌اید که: « موضوع بعدی، مربوط به رابطه دستگیری و اعدام همسر سابق متهم با دستگیری خود متهم است. خانم همیلی در کیفرخواست خود، متهم را دخیل در اعدام همسرش معرفی کرده، و با استناد به گفته شخص زندانی دیگری حتی مدعی شده است که متهم از اعدام همسر خود نیز دفاع کرده است؟»

جناب جیلو من مسؤل شهادت و مشاهدات خودم هستم نه نقل قولهایی که از شاهدین دیگر آورده ام. دادگاه قطعآ ادعای ما شاهدین را بررسی می‌کند. متن کامل شهادت ها نزد وکیل موجود است و در مراحل بعدی رسیدگی به پرونده می‌توان به آن استناد کرد. لازم به ذکر است که ابهاماتی در مورد تاریخ دستگیری گیتی، اعدام همسر گیتی شیرزاد و مواردی که ما از آن بی‌خبر بودیم وجود داشت که خوشبختانه هفته گذشته شهادت احمد مطلق مسئول تشکیلات سقز سازمان پیکار کمک زیادی به روشن شدن اینموارد کرد. من در اینجا بخشی از صحبت های بهزاد مطلق  که به صورت شهادت کامل در اختیار من و وکیل قرار گرفته است را می آورم

احمد بهزاد مطلق اهل سنندج در بهار 1359 مسؤل سازماندهی تشکیلات پیکاردر سنندج بوده است. اواخر بهار به شهر سقز می‌رود و در آنجا مسؤل تشکیلات سقز می‌شود.پس از لو رفتن تشکیلات در پاییز 1359 به بوکان می‌رود. آقای مطلق اشاره می‌کند: « پیکار سه کمیته داشته است که شامل کمیته های شمال مرکزو جنوب بوده است» ایشان عضوی از تشکیلات کمیته مرکز شامل بوکان، سقز و سردشت بوده است و مدتی هم در تشکیلات علنی بوکان فعالیت داشته است. پس از این فعالیت‌ها ایشان دوباره به سقز برگشته و تا لو رفتن تشکیلات پیکار در این شهر در سال 1361 می‌ماند. احمد بهزاد مطلق با تشکیلات سازمان پیکار در سنندج در ارتباط بوده و گزارشات مربوط به آنجا را هم رویت می‌کرده است. علاوه بر این ایشان تمامی اعضای تشکیلات سنندج را می‌شناخت و ناظر بر کارهای تشکیلاتی در آنجا هم بود.

احمد بهزاد مطلق در مورد صارم و فرشته شهادت داده است که ازطریق اعضای مقاوم درون زندان که خوشبختانه تعدادی از آنان هنوز زنده هستند و ازطریق پدرو مادرها به آنها گزارش رسیده که گیتی شیرزاد در دادن اطلاعات فعالیتهای این دو اعدامی هیچ کوتاهی نکرده بود.همچنین نظام حسنی اهل شهرستان سقزو دانشجوی اخراجی پرونده‌اش توسط گیتی شیرزاد آنقدر سنگین شد تا اعدامش کردند.

آقای جیلو شما در ادامه نوشته‌اید: « هم چنین برای اثبات صدق گفتار مدعی، دو فقره شهادت از دیگران هم در پای نوشته وی، و هم در پای یادداشتهای اعتراضی و هم چنین "صفحه شما" در ایران گلوبال به نقل از "فیس بوک"و سایت رادیو زمانه بارها پشت سر هم و بارها تکرار شده است. در یکی از این دو لینک که متعلق به فیس بوک خانمی به نام نسرین سلیمانی است شهادت ذکر شده علی الاصول وجود خارجی ندارد. نگاهی به پستهای این خانم از هنگام عضویت در فیس بوک از سال 2010 تا کنون نشانه ای از چنین شهادتی را آشکار نمیکند؟ معلوم نیست لینک صحیح این شهادت  فیس بوکی اگر وجود خارجی دارد کجا هست؟ در لینک داده شده به رادیو زمانه هم، هیچ نکته ای، اضافه بر آنچه در خود کامنت آمده که تکرار قسمتی از متن شهادت یک زندانی سابق در مورد متهم است، موجود نیست.»

جناب جیلو ای کاش این همه وقت خود را صرف پیدا کردن لینک نوشته نمی‌گذاشتید. قرار نیست که بتوان همه چیز را در فیس‌بوک یک شخص پیدا کرد. اطلاعات مربوط به شهادت نسرین سلیمانی که سال‌ها پیش در مورد گیتی شیرزاد شهادت داده بودند نزد وکیل است و در زمان مقتضی جزییات آن یک به یک آشکار می‌شود. برای کسب اطلاعات بیش‌تر در مورد نوشته خانم نسرین سلیمانی می‌توانید به فیس‌بوک من مراجعه کنید و پست پابلیک من در این مورد و کامنت خانم سلیمانی را مطالعه کنید. کپی صفحه مربوط در پایین این مقاله آورده شده است.

یکی از شهادت‌هایی که آقای جیلو نمی‌توانید در اینترنت آن را جستوجو کنید و جزییات آن نزد وکیل است، شهادت آذر آل کنعان است که من با اجازه ایشان قسمتی از آن را در اینجا برای شما می‌آورم.

آذر آل کنعان: « "در سال 1362 در بند زنان زندان داگاه "انقلاب سنندج" به شهادت همبندیهایم در آنزمان من آذر آل کنعان بعد ازدر یافت حکم خود معترض شدم که من کاره ایی نبودم جرم من تنها این است که همسر یک مبارز و پیشمرگه بوده ام چرا بعد از یک سال و نیم بلاتکلیفی دو سال و نیم به من حکم داده‌اند که گیتی شیرزاد به وی گفته"کلاه ات رو بنداز هوا چون تو پیک بودی و اینقدر به تو حکم کم داده اند."»

آقای جیلو، کسی که در گذشته با رژیم همکاری داشته، میشود الآن فعال ضد رژیم شود و در صندلی هر کنفرانسی آزادیخواهانه ای بنشیند. اما اصول مبارزاتی حکم میکند که نقدی بر این گذشتۀ خود داشته باشد. نمیشود در این مورد به راحتی جابجا شد وصف خود را تغییر داد.

آقای جیلو در پایان باید گفت که شهادت دهها نفر که شخصیت‌های حقیقی هستند و در آن‌زمان شاهدین این وقایع بوده‌اند با چند ایراد ویرایشی و نقطه و کاما و حتی مورد اشتباهی در شنوده ها خدشه‌دار نخواهد شد. تازگی‌ها یکی از این سلطنت‌طلبان که در مقام دفاع از ساواک برآمده بود گفته بود که ماموران زحمتکش ساواک هیچ شکنجه‌ای انجام نداده‌اند، فوق فوقش با شلاق به کف پا می‌زدندو غافل از اینکه بداند شلاق زدن به کف پا هم شکنجه است. این سلطنت‌طلب در ادامه گفته بود کسانی که در ساواک شکنجه شده اند یک عکس از شکنجه‌های خود در آن دوران برای ما ارسال کنند؟  شما هم احتمالآ مثل ایشان به دنبال عکس و فیلم از چگونه لو دادن و همکاری گیتی شیرزاد با رژیم جمهوری اسلمی هستید، با حافظه و اذهان شهری که گیتی شیرزاد را به یاد دارند چه می‌کنید؟

 

 

 

 

  

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اینجانب که هفتاد سال از عمرم می گذرد وبجز از 18 سال اول زندگی ام ،سرم تو ی سیاست ایران گرم است ولی تا کنون با اسامی مینو همیلی و یا گیتی شیرزاد به گوشم نخورده بود ولی انبوه نوشته جات در دو هفته گذشته پیرامون خانم گیتی شیرزاد مرا بر آن داشت که تحقیقات مستقلی انجام دهم. از سوی دیگر در مورد امرالله ابراهیمی، گیتی ، مینو ، ابوالفضل محققی، اضغر جیلو حس کنجکاوری ام را برانگیخته و توسط موتور جستجو گر گوگل بسراغ این موضوع و اشخاص حقیقی رفتم . نتایج حاصله نشان داد که گوگول بیچاره سرگیجه گرفت و اطلاعاتی جمع آوری کرد که هیج کدام با پرنیسب های سیاست در گذشته نمی خواند, می پرسید چرا؟! پس در ادامه بخوانید:
گیتی شیرزاد که همسر جاویدی شهید است و کل خانواده جاویدی ها که رنجانی باشند ، به سازمان پیکار تعلق داشتند.امرالله ابراهیمی که در عراق با سازمان مجاهدین فعالیت داشته است و اکنون در هلند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای امرالله یک مورد از مشاهدات شخصی خانم همیلی گزارش کرده که بسیار جای تردید است! پرسش من این است که خانم همیلی چگونه به گزارش هایی که در دست بازجویان بوده دسترسی پیدا کرده و متوجه شده که منبع آن خانم گیتی شیر زاد است؟؟ آقای محترم و خانم همیلی، اصلا فرض کنیم (فرض محال محال نیست) که ادعاهای خنده دار شما همه درست باشد، آیا سازمان ضد جاسوسی که شما اخیرا درست کردید، برای این بوده که به حساب توابان سی سال پیش برسید؟ این را باید بدانید که توابان در هر درجه ای که بوده باشند، قربانیان رژیم اسلامی اند. شما سوراخ دعا را گم کرده اید! من قدری در اینترنت جستجو کردم، در هیچ کجا ندیدم که خانم گیتی شیرزاد ادعای مبارزه و یا نمیدانم در صف مبارزه بودن داشته باشد! بس کنید این کارهای زشت را! از خطاکاری خود پوزش بخواهید! سایت ایران گلوبال هم که ماشالله شده سایت خاله زنکی!
تصویر امرالله ابراهیمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با عرض پوزش
سرکار خانم "الف شکرایی" در دفاع از خانم گیتی شیرزاد نوشتند :"او تنها یکبار در سال 1999 در کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان رئیس جلسه بوده است". احتمالا منظور سرکار خانم "الف شکرایی" گرامی همان جلسه‌ای است که در فوق نوشتم و لینک گزارشش را درج کردم. هفدهمین کنفرانس سالانه بین المللی بنیاد پژوهش‌های زنان ایران در شهر مونترال کانادا، نه در سال 1999 و نه در سال 2009 بلکه طبق گزارش مندرج در لینک زیر و فوق، در سال 2006 بوده است. در ضمن بعید به نظر می رسد که رژیم نسبت به این کنفرانس حساسیت نشان داده باشد چون اگر چنین می بود، از خانم گیتی شیرزاد که بگذریم، سرکار خانم "الف شکرایی" نمی توانست بعد از آن آزادانه به ایران سفر نماید. حداقل مورد پرسش قرار می گرفتند.
http://asre-nou.net/1385/khordad/28/m-gozareshe-bonyad.html

تصویر امرالله ابراهیمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هفدهمین کنفرانس سالانه بین المللی بنیاد پژوهش‌های زنان ایران در شهر مونترال کانادا، سال 2006 میلادی بود که متأسفانه خانم شکرایی و بعد از او هم بعضی از دوستان اشتباهاً آنرا 2009 تایپ کردند. خانم شکرایی یکی از مدافعان پر و پا قرص خانم گیتی شیرزاد است و اگر خدایی نکرده مرتکب اشتباهی شود، کسی دنبال گاف گیری از نوشته ایشان نیست اما از دیگر دوستان عزیز، بخصوص جناب آقای شادی‌مقدم خواهش می کنم در تایپ دقت نمایند چون بعضی‌ها مترصد فرصت هستند تا جهت تخطئه و انحراف اذهان، هر اشتباه کوچکی را مستمسک قرار دهند. لینک گزارش کنفرانس را هم در زیر درج می کنم.
http://asre-nou.net/1385/khordad/28/m-gozareshe-bonyad.html
تصویر امرالله ابراهیمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای بهروز شادی‌مقدم گرامی، بنده به اطلاع سرکار خانم همیلی عزیز هم رساندم و برای شما هم در اینجا می نویسم که وقت‌تان را برای کار توضیحی اینچنینی به هدر ندهید. مشکل عدم آگاهی نیست که بخواهید آنرا با کار توضیحی حل کنید. چند دهه تجربه گروه ضد جاسوسی آذرخش به وضوح نشان می دهد که فقط جواب عملی می تواند در این راستا کارساز باشد. وقتی شبکه جاسوسی برادران جعفری توسط آذرخش افشا شد، طیف وسیع‌ایی از جریانات اپوزیسیون در مقابل افشاگری ما ایستادند و از نثار هیچ تهمت و توهینی دریغ نکردند. بی‌توجه به تهمت و توهین آنان ایستادیم و سازمان اطلاعات و امنیت هلند و آلمان را وادار به موضع‌گیری کردیم. ایستادیم تا مزدوران دستگیر و محاکمه شدند و حکم گرفتند. نیازی به بر شمردن نمونه‌های سالهای دور هم نیست. مگر نوشته‌های هموطنان مبارز ما در جریان دستگیریهای 2 سال پیش و همچنین پارسال هلند در همین سایت یادتان نیست؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای bahman sardary ، هیچکس جای هیچکس را تنگ نکرده است . ایشان در سال 1999 در کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان شرکت داشته و رئیس جلسه بوده است . لازم به توضیح نیست که بنیاد پژوهش‌های زنان موضوع کنفرانس و کارش چه میباشد . آیا پژوهش‌هایی در مورد زنان زندانی که الان موضوع بحث ماست ، به چنین کنفرانس هایی مربوط نیست و چنین بنیادهایی سیاسی مبارزاتی نیستند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محترم، شما که بویی از حقوق بشر برده اید و با انقلاب و مبارزه سرو کار داشته اید و دادگاه شما صحنه جامعه و وقایع آن است میتوانید بگوئید این خانم شیرزاد در کدام صف مبارزه جایی را گرفته است(که جا را برای شماها تنگ کرده است) تا آنجا که من خبر دارم این خانم هیچگونه فعالیت مبارزاتی، سیاسی ندارند و مثل میلیونها آدم زندگی معمولی‌ خودرا می‌کند و بعنوان یک انسان باید مورد احترام قرار بگیرد، شما بنظرم سوراخ دعا را گم کرده‌اید و با این اتهامات مشغول سنگسار اینترنیتی این خانم هستید
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، لطفا کامنت خود را تنها در زیر یک مطلب و به انتخاب خودتان بنویسید. از این پس اگر کامنتی زیر مطالب گوناگون تکرار شود، مجبور خواهم بود کامنت را به انتخاب خودم در زیر یکی از آنها قرار دهم.
پیشاپیش از همکاری شما متشکرم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کسانی که دم از اصول میزنند و نقش حقوق گرا ها را گرفته اند و میگویند که دادگاه های فلان کشور باید بررسی کند ،نه بویی از حقوق بشر برده اند و نه با انقلاب و مبارزه سر و کار داشته اند . دادگاه ما صحنۀ جامعه و وقایع آنست و ما شرکت کنندگان در آن صحنه بوده ایم . خانم همیلی عنوان کرده که شخصی در زندان همکار رژیم شده و مواردی از اعمال او را در این دوران آورده است . این شخص اکنون در صف مبارزه جایی گرفته است . تواب سازی رژیم در آن سالها عوارض و ضرباتی به همراه داشت . وظیفۀ هر انقلابی است که آن پدیده را محکوم کند . خانم شیزاد هم میتواند اتهامات وارد شده به خود را رد کند و وکیل و وصی آنچنانی نمیخواهد . در غیر اینصورت نمیشود یک مبارز دیروز که در مقطعی از خود ضعف نشان داده و به اجبار و برای مدتی تحت فشار به صف مقابل پیوسته است ،اکنون بدون هیچ نقد و توضیحی جا بجا شود و کسی هم حق هیچ سئوالی نداشته باشد .
تصویر امرالله ابراهیمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به نظرم سایت ایران گلوبال با انتشار نوشته سرکار خانم مینو همیلی نه جرمی مرتکب شده و نه عملش اشتباه بوده است. مدافعان خانم گیتی شیرزاد هم باید به این نکته توجه داشته باشند که زیر ضرب بردن این سایت و بخصوص جناب آقای توکلی گرامی، ایرانیان بیشتری را متوجه موضوع می کند و این امر نه به سود خانم شیرزاد است و نه به سود کسانی که در نقش مدافع او ظاهر شده‌اند. توصیه بنده به جناب آقای اصغر جیلو این است که به جای دنبال گاف گشتن در نوشته سرکار خانم همیلی، از موکّلان خویش، بخصوص خانم گیتی شیرزاد بخواهد که در این مورد واکنش علنی نشان دهند. مطمئناً جناب آقای توکلی واکنش ایشان را در قسمت ویژه خواهد گذاشت تا کاربران سایت بخوانند.
تصویر امرالله ابراهیمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای محسن گرامی نوشتند: "خانم همیلی نوشته : من از مشاهدات خودم می گویم! ولی من هرچه گشتم چیزی که مشاهده خود ایشان باشد ندیدم. همه اش نقل قول از این و آن است! دم خروس؟؟ "
برای توجه ایشان نوشته خانم همیلی را در زیر کپی- پیست می کنم تا او و دیگران بدانند که چنین نیست.
تجربه شخصی خودم از گیتی شیرزاد به قرار زیر است.
به خاطر گزارش گیتی شیرزاد و به جرم آواز خواندن و رعایت نکردن "قوانین زندان" حدود یک ماه مرا به سلول انفرادی زندان اطلاعات سنندج بردند و در آنجا از هیچ امکانات و حتی پتو برای خواب هم برخوردار نبودم و به‌ دلیل بازجویی‌های مکرر، قطع ملاقات با خانواده و هواخوری، در شرایط روحی بسیار بدی بسر می بردم. مدتی بعد او گزارش داد که من نمازنمی خوانم و تنها چند مورد به نماز خواندن تظاهر کرده وآنرا مسخره کرده‌ام. باز مرا به سلّول

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم همیلی نوشته : من از مشاهدات خودم می گویم! ولی من هرچه گشتم چیزی که مشاهده خود ایشان باشد ندیدم. همه اش نقل قول از این و آن است! دم خروس؟؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ورد سایت ایران گلوبال به « محکمه» شدن علیه یا له افراد جرو وظایف و اصول حقوق بشری سایت نیست و با آن متضاد است.
از همان آغاز به عنوان یکی از همکاران سایت این اقدام را ضد قانونی،ضد اخلاقی،ضد حقوق بشری، و ضد اصول سایت دانسته و میدانم.
کار خانم مینو که «خود را حق و متهم را مجرم » نشان میدهد به سایت هیچ ارتباطی ندارد و طرح این کار در اینجا بازی با حیثیت سایت است.و به آن ضربه ی سنگینی زده است.
خانم مینو حقوق طرف مقابل را به شدت نقض کرده است.و همینطور سایت. کسی که بخود اجازه میدهد حقوق دیگری را نقض کند ، نشان میدهد هنوز از تمدن چیزی حالیش نیست. اینکه در یک «جای عوضی»-سایت- محکمه تشکیل بدهی -آنهم بدون «حضور متهم» - بدون نتیجه ی دادگاه- بدون اجازه ی دادگاه، و مدام یکطرفه برحقانیت خود پافشاری، تنها یک «زور گویی و قلدری» ست و هیچ ربطی به تمدن ندارد.

تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم همیلی گرامی، من نه شما را می شناسم و نه خانم شیرزاد را. طبیعتا نمی توانم قضاوتی هم در مورد شما یا خانم شیرزاد داشته باشم زیرا صلاحیت این کار را ندارم. از نظر من تنها یک دادگاه صلاحیت دار، صلاحیت قضاوت و صدور حکم در این مورد را دارد و نه هیچ شخص دیگر.
از نظر من انتشار این نوشته شما در پاسخ به آقای جیلو، وظیفه ایران گلوبال بوده است که به این وظیفه خود عمل کرده است.
با اینهمه می خواهم نکته ای را بیان کنم:
نمی دانم در کشوری که شما در آن زندگی می کنید، چگونه است ولی در کشور آلمان که من در آن زندگی می کنم، افشا و انتشار محتوای شهادت شاهدین و محتوای پرونده، بدون اجازه دادگاه، ممنوع است و خود، جرم تلقی می شود.
اگر بر اساس قوانین آلمان عمل کنیم، شما این حق را ندارید که محتوای پرونده را انتشار دهید، مگر اینکه اجازه کتبی از دادگاه مربوطه داشته باشید. آیا شما چنین اجازه ای دارید و