توهم بی طرفی در «جدایی نادر از سیمین»

بر خلاف تصورات بسیاری از افراد، در این فیلم نادر شخصیتی بسیار مثبت تر از سیمین دارد. او خود را موظف به نگهداری از پدرش می بیند و حاضر نیست به خاطر منافع شخصی خود او را رها کند. رفتار نادر با پدرش و دخترش نشان از علاقه ی عمیق و احساس مسئولیت او نسبت به آنها دارد. بر خلاف نادر، سیمین در تمام فیلم تقریبا هر جا که پای دخترش در میان است به سر دادن شعارهای احساسی بسنده می کند (به غیر از پادرمیانی در جریان قتل جنین که آن هم از هر کسی برمیاید) و در تمام فیلم یک صحنه هم وجود ندارد که نشان دهد...

خیلی ها ادعا می کنند که فیلم "جدایی نادر از سیمین" در مقابل شخصیت ها و رفتارشان بی طرف می ماند و قضاوت را به عهده ی بیننده می گذارد. ولی آیا این ادعا واقعیت دارد؟ من فکر می کنم یکی از مهارت های کارگردان این فیلم همین است که این توهم را در بیننده ایجاد می کند.

بر خلاف تصورات بسیاری از افراد، در این فیلم "نادر" شخصیتی بسیار مثبت تر از "سیمین" دارد. او خود را موظف به نگهداری از پدرش می بیند و حاضر نیست به خاطر "منافع شخصی" خود او را رها کند. رفتار نادر با پدرش و دخترش نشان از علاقه ی عمیق و احساس مسئولیت او نسبت به آنها دارد. بر خلاف نادر، سیمین در تمام فیلم تقریبا هر جا که پای دخترش در میان است به سر دادن شعارهای احساسی بسنده می کند (به غیر از پادرمیانی در جریان "قتل جنین" که آن هم از هر کسی برمیاید) و در تمام فیلم یک صحنه هم وجود ندارد که نشان دهد سیمین واقعا به فکر آینده ی دخترش است. ولی کارگردان از هر صحنه ای استفاده می کند تا رفتار مثبت و نمونه ی نادر را با دخترش به نمایش بگذارد، مثلا در صحنه ی بنزین زدن در پمپ بنزین.

در این فیلم تقریبا هیچ صحنه ای وجود ندارد که رفتاری مثبت از سیمین ببینیم. او برای رسیدن به منافع شخصی خود (هر چند که دخترش را بهانه می کند) حاضر است از همه چیز بگذرد و خانواده را متلاشی کند. او نه به پدر نادر فکر می کند و نه به آسیب هایی که دخترش به دلیل جدایی خواهد خورد. با "فجایعی" هم که در این فیلم پیش می آید (از حرف افتادن پدر نادر و وخیم تر شدن وضع او، مشکلات نگهداری او، از تخت افتادنش، سقط جنین زنی که به عنوان پرستار در خانه آنها کار می کند، مشکلات روحی دختر نادر و سیمین)، تاثیر منفی عمل سیمین برجسته تر می شود.

ادعای "بی طرفی" کارگردان در این فیلم در سایر مسائل مطرح شده دیگر نیز پوچ از آب در می آید. در این فیلم خشونت خانگی علیه زنان و بی حقوقی آنان (در مورد زن پرستار پدر نادر) به موضوعی پیش پا افتاده و معمولی تبدیل می شود که ارزش فکر کردن و برخورد جدی را ندارد. در رابطه با قوانین جمهوری اسلامی و دستگاه قضایی آن، کارگردان تصویری بسیار مثبت ارائه می دهد که از واقعیت بسیار دور است. ما در این فیلم با یک نظام قضایی عادل روبرو هستیم که احترام بسیاری برای افراد قائل است. از قاضی شرع گرفته تا ماموران انتظامی، همه بسیار مودب و خوش برخورد و منطقی هستند. در پایان هم، فیلم با تصویری مثبت از این نظام به پایان می رسد که به دختر اجازه می دهد خودش انتخاب کند که می خواهد پیش مادر یا پدرش زندگی کند.

این فیلم ظاهری بی طرف دارد، ولی در عمل سعی می کند نگاه خود را به بیننده قالب کند. اگر در مورد برخی متن ها باید "لابلای سطور" را خواند و از نانوشته ها به افکار نویسنده پی برد، در این فیلم هم باید "لابلای صحنه ها" را دید و از نادیده ها به نگاه فیلسماز پی برد.

در همین رابطه:نگاهی انتقادی به "جدایی نادر از سیمین"

 

انتشار از: