یاوه خلایق! مستید و منگ؟ یا به تظاهر تزویر می کنید

قبل از شروع آنچه که می خواهم بنویسم، لازم است خودم را معرفی کنم. من رویا غیاثی یکی از شاهدان دادگاه ایران تریبونال هستم. از آنجایی که خواهرِ جانباخته‌ام کبری غیاثی، یکی از همبندان مینو همیلی بود، خودم را موظف دانستم تا به یکسری از بی‌مهری‌هایی که مدافعان خانم گیتی شیرزاد به او روا داشته‌اند، واکنش نشان دهم.

 دردنامه "نگهبان زندان سنندج به پرونده پناهندگان سیاسی در اداره مهاجرت کانادا دسترسی دارد" و واکنش‌های مربوط به آن را خواندم. اولین جمله‌ای که به ذهنم آمد این بود: یاوه خلایق! مستید و منگ؟ یا به تظاهر تزویر میکنید.

خانم همیلی و تعدادی از زندانیان سیاسی بخشی از خاطرات خود، آنچه که در زندان بر آنان رفته را با جامعه به اشتراک گذاشته‌اند. چیزی از آن نگذاشت که مدافعان خانم گیتی شیرزاد فریاد خشمشان بلند شد. در این راستا چه‌ها که ننوشتند، زمین و زمان را به هم دوختند تا به هر نحوی که شده از خانم گیتی شیرزاد دفاع کنند. مگر مینو همیلی و دیگر دوستانش جز در مورد آنچه که خود دیده بودند، چه نوشتند که این چنین خشم آنان را برانگیخت؟ آیا این یک اعلام جرم نبود؟ آیا اینان آن شاهدانی نیستند که باید شهادت دهند و برای روشن شدن ابهامات و ثبت در تاریخ بگویند و بنویسند تا دیگر این جنایت‌ها تکرار نشود؟ ای‌کاش شاهدان دهه 60 همه لب به سخن می گشودند و حقایق را بازگو می کردند. چرا نباید طاقت شنیدن درد دلهایشان را داشت که زوایای تاریک جنایت دهه 60 برهمگان روشن گردد؟ عده‌ای کار را تا به آنجا پیش بردند که زندانیان سیاسی که شهادت داده‌اند را مورد بی‌حرمتی قرار داده و سایت ایران گلوبال را هم تحت فشار گذاشتند تا موجب حذف افشاگری خانم مینو همیلی از صفحه ایران گلوبال شوند. دیگر اینکه چگونه است که شهادت یک زندانی سیاسی رنج دیده هتاکی می شود؟ خوب شما بفرمایئد این اعمال توابین نامش چیست؟ چه نامی بر اعدام زندانیان سیاسی بعد از لو رفتن توسط توابینی که لو دادند می گذارید؟ واکنش شما نسبت به این اعمال غیر انسانی و ضد عاطفی چیست؟ نکته دیگر از کجا عدم صحت شهادت این زندانیان سیاسی برای شما روش شده که این چنین به تب و تاب افتاده‌اید و شهادت این زندانیان را هتاکی می نامید؟ مطمئناً برخورد شما با این زندانیان محترمانه، پسندیده و معقول نیست. جهت تخطئه واقعیات ملموس، معلم اصول جراید، وکیل و قاضی شدید و اصل برائت را برای خانم همیلی و دیگر زندانیان سیاسی توضیح می دهید. فکر می کنید خانم همیلی و دیگردوستان نمی دانند که بیان این شهادتها اگر کذب بودن آن روشن شود، چه مشکلات قانونی و حیثیتی را برای آنان در پی خواهد داشت؟ این زندانیان سیاسی نه از سر بیکاری، بی خیالی و بی اطلاعی، بلکه با احساس مسئولیت و وظیفه درد خویش و همبندان‌شان را می گویند و می نویسند ولی شما بجای همدلی و همراهی، می خواهید آنان را به سکوت وادارید. آنان را از چه می ترسانید؟ یعنی خانم همیلی و دیگر درد کشیدگان با آبروی سیاسی و اجتماعی خود بازی می کنند و شهادت کذب می دهند و نمی دانند وقتی این چنین در مجامع عمومی شهادت به تواب بودن شخصی می دهند، اگر کذب باشد، چه عواقبی برای آنها خواهد داشت و حال "عالمان" به میدان آمده‌اند که از حق گیتی شیرزاد دفاع کنند و این زندانیان سیاسی را متوجه عواقب کارشان بنمایند؟ ولی اگر کذب نبود و کاملا درست بود، چه می کنید؟ بعد هم می گویید این مسایل مربوط به سی سال پیش است. منظورتان این است که این زندانیان باید فراموش کنند که شکنجه‌گران‌شان چه کسانی بوده‌اند؟ شما چگونه به این شهادتها رسیدگی کردید و برایتان روشن شد که اتهام است و واقعیت ندارد؟ شما چه تحقیقاتی انجام داده‌اید که واهی بودن آن برای شما روشن شده است؟ مدارک و تحقیقات‌تان را ارائه دهید تا ما هم به نتیجه شما برسیم. خانم همیلی از دیده‌ها و تجربه‌های خود سخن می گوید و شهادت یک فرد سند است. مگر اینکه با دلیل و سند ثابت کنید که این شهادت‌ها کذاب است. پس سند ارائه دهید و اگر سند ندارید سکوت نموده و منتظر رأی دادگاه باشید. یکی از شما نوشته بود این مطالب خنده‌دار است.! این مسائل برای متهم، برای شاهد، برای کسی که شکنجه شده و برای من که خواننده آن هستم گریه آور است.

مدافعان گیتی شیرزاد از آن دسته هستند که برای رئیس مجلس، رئیس جمهور و مقامات بلند پایه سابق رژیم هم، که اکنون در حبس و یا در تبعید به سر می برند، سینه چاک می دهند. اینکه اینها امروز در زندان رژیم بسر می برند، جنایت و خیانت آنها به مردم را در زمان قدرت‌شان پاک نمی کند. هنوز این افراد دررابطه با کشتار سیستماتیک و برنامه ریزی شدۀ  دهه 60 توسط رژیمی که خود سر دمدار آن بوده‌اند، سکوت کرده‌اند. حال اگر بر سر تقسیم قدرت، پول و ثروت با هم درافتاده‌اند، چه سودی برای مردم رنج کشیده دارد؟ مادران و پدران هنوز به دنبال یافتن گورعزیزان خود و چرائی اعدام و شکنجه عزیزانشان هستند. زنان باردار، نوجوانان زیر 18 سال که به جوخه اعدام فرستاده شده‌اند را چه کسی وکالت می کند؟ کدام یک ازسران رژیم به جرم خود اعتراف کرده‌اند که شما همه را عفو دسته جمعی می دهید و یا پرونده‌شان را شامل گذشت زمان میدانید؟ چرا به همیلی‌ها اجازه سخن نمی دهید؟ دادگاه و مردم باید در درستی یا نادرستی این شهادت‌ها قضاوت کنند. اما این افراد درمقابل افکار عمومی وظیفه دارند که سخن بگویند، شهادت دهند، اسرار را برملا کنند، افشاگری نمایند. به عمق این نوشته دقت کنید "آری کلیه زندانیان سیاسی پس از 60 گروکان داعش شیعه ایران بودند که درست همان بود در همان زمان همگی توبه نامه می نوشتند و از زندان و اعدام رهایی می یافتند باور کنید رژیم زودتر از اینها سرنگون می شد". از این نوشته نتیجه می گیریم که اصلا مقصر اصلی زندانیان سیاسی هستند که توبه نامه ننوشتند که از زندان و اعدام رهایی یابند و اگر رژیم هنور بر سرقدرت است، علت اصلی همین زندانیانی هستند که توبه نامه دسته جمعی ننوشتند تا رژیم آنان را آزاد کند. مثل یک کارت تبریک تولد که برای دوستی می فرستیم و همه زیر آنرا امضا می کنیم. خوب یک توبه نامه جمعی می نوشتند و آزاد می شدند بعد هم رژیم را سرنگون می کردند. عجب تحلیلی!

آقای اصغر جیلو هم از جنبه "حقوقی" و هم "اخلاقی" به مطالب می پردازد. ولی نمی دانم چرا یک طرفه به قاضی می رود. از همان ابتدا خانم گیتی شیرزاد قربانی سرکوب نظام می شود ولی مینو همیلی همان کسی است که روش جمهوری اسلامی را در مورد قربانیان دیگر پیش می گیرد و متهم می کند، محکوم می کند و حکم صادر می نماید. بعد او اضافه می کند که چیزی که اینها فعلا کم دارند بازداشتگاه و زندان است. منظورتان چیست آقای جیلو؟ یعنی اگر مینو همیلی زندان داشت، الآن اینها را به زندان می انداخت؟ آیا این پیشداوری و دادن حکم نیست؟ شما از کجا می دانید که مینو همیلی چه می کرد؟ چرا تهمت می زنید؟ وقتی مینو همیلی می نوسید از راه قانونی و حقوقی هم دنبال این جریان است، چرا از طرف شما وی به دادن وعده عقوبت متهم می شود؟ آیا مینو همیلی این حق را هم ندارد که از نظر قانونی موضوع را دنبال کند؟ اگر شهادتش و دیده‌هایش را در اختیار افکار عمومی بگذارد که خطاست، به دادگاه رجوع دهد که وعده عقوبت است، پس با درد خویش و همبندانش چه کند؟ چطور است که شما دیکته کنید تا دیگران عمل کنند؟ آن وقت حتما درست خواهد بود. به اعتقاد من این یک وظیفه است. زندانیان دهه 60 و خانواده‌های آنها وظیفه دارند که تمامی زوایای تاریک این قتل عام را افشا کنند، آمرین و عاملین این قتل عام را به افکار عمومی معرفی نمایند و از طریق قانونی پیگیری کنند، برای دادخواهی، برای ثبت در تاریخ و برای جلوگیری از تکرار جنایت بگویند و بنویسند. تمامی کسانی که به شکلی در شکنجه زندانیان دست داشته‌اند باید به افکار عمومی معرفی شده و تحت پیگرد قانونی قرار گیرند. دومین موضوعی که اصغر جیلو به آن می پردازد عدم امکان یا عدم تمایل متهم به پاسخگویی به این اتهامات است. از دید من هرعکس العملی که خانم شیرزاد نشان دهد، امری است اختیاری و به خود ایشان مربوط می شود. حق قانونی و فردی ایشان است. شاید هم خانم گیتی شیرزاد عکس آن عمل کند، شاید او هم به افکار عمومی رجوع کرده و هم از نظر قانونی موضوع را دنبال نماید. لااقل شرط بر این است که این را به عهده خانم گیتی شیرزاد بگذارید. چرا شما دایه مهربانتر از مادر شده‌اید؟ چرا این دایه‌گری شما درمورد خانم همیلی و دیگر زندانیان سیاسی مصداق پیدا نمی کند که شهادت از شکنجه‌های خود نه تنها توسط بازجو، بلکه از توابین می دهند؟ چرا در دفاع از مادرانی دل سوخته‌ای که فرزندانشان بخاطر اینکه از طرف این توابان شناسائی و به جوخه‌های اعدام سپرده شده‌اند، قلم نمی زنید؟ تصور کیند این مادران به اروپا بیایند و ببینند که کسانی که بچه‌های آنها را لو داده و به جوخه اعدام سپرده‌اند، الآن برای خود زندگی خوبی رقم زده‌اند و به ظاهر مدافع حقوق بشر، پناهندگان و یا در صف مقدم مبارزان سیاسی ایستاده و یا کتاب می نویسند و جایزه می گیرند و با پولش خوش می گذارنند. این مادران و پدران چه حالی پیدا می کنند؟ چه کسی از فشار روحی، روانی و شوکی که به این افراد وارد می شود، سخن می گوید؟ حق و حقوق این مادران و آن جانباختگان مدافعانی  ندارد؟!

سومین جنبه‌ای که آقای اضعرجیلو بدان می پردازد، نگرانی ایشان است که این مطالب بی سند، خواننده را به سمتی هدایت کند که تصور نماید متهم بیچاره، یک مامور رسمی دستگاه اطلاعاتی یا پاسدار بوده است. یعنی اینکه خواننده‌ها خود هیچ عقل و درایت ندارند و دچار اشتباه می شوند و آقای جیلو که این قدرت و روشن بینی را دارد تلاش می کند که خواننده بیچاره را ازاین تصورات اشبتاه دور نگه دارد؟ آقای جیلو! این تحقیر کردن خواننده و نشان از نگاه عاقل اندر سفیه شما نسبت به خوانندگان است. لطفاً نگران ما خواننده‌ها نباشید. ما هم راه خود را می شناسیم و احتیاج به قیم و فقیه نداریم که ما را از اشتباهات احتمالی بدور نگه دارد. خوب در نهایت هم معلوم شد اگر کسی در خانه باشد حرفهای آقای جیلو را دقیقا تائید می کند و اگر نکند، معلوم می شود که اصلا خانه خالی است.

خانم شکرایی می نویسد: به شهادت جامعه ایرانی مونترال، خانم گیتی شیرزاد  بسیار خوشنام است. چگونه است که شهادت جامعه ایرانی برای این دوستان سندیت دارد و در دفاع از خانم شیرزاد از آن به عنوان سند استفاده می کنند ولی شهادت خانم همیلی و دیگر زندانیان سیاسی خوشنام به آنان حقانیت نمیدهد؟

نگران رساندن "آسیب روانی" برگیتی شیرزاد هستید. شما هیچ میدانید که با این واکنشهای هیستریک خود ممکن است چه آسیب‌های روحی و روانی به زندانیانی وارد کنید که شکنجه‌های قرون وسطائی جمهوری اسلامی را تحمل کردند و حال که نگهبانانی چون گیتی را افشا می کنند، با برخورد‌های این چنینی مواجه می شوند؟ شاهد از ظلم و ستمی که به او و خانواده او روا شده می نویسد. شهادت می دهد که به خاطر گزارش گیتی شیرزاد، آنهم به خاطر آواز خواندن، او را به انفرادی انداخته‌اند .آزادی‌اش را گیتی شیرزادها به تعویق انداخته‌اند. با نادیده گرفتن این اجحافات که به امثال مینو روا داشته شده است، می خواهید او فراموش کند؟ از کیسه خلیفه می بخشید؟ خانم شکرایی می نویسد: شما که زندانی سیاسی بوده‌اید، حتما میدانید که........ خانم شکرایی! خانم همیلی (البته با اجازه خانم همیلی) نمی دانسته و نمی داند و منتظر نشسته که شمایی که در شرایط او نبوده‌اید بیائید و به او درس بدهید تا هم خانم همیلی بداند و هم ما که خواننده هستیم، توجیه شویم.

در نهایت همگی شما اطمینان داشته باشید خانم همیلی، زندان جمهوری اسلامی را پشت سر گذاشته و سر بلند بیرون آمده است. مطمئن باشید که پای حرف و اعتقادش می ایستد. چرا فکر نمی کنید که مینو همیلی به خاطر دفاع از حرمت انسانی و بر قراری عدالت در مقابل مردم شهادت میدهد؟ چرا شهادت او را قبول نمی کنید؟ آیا شماهایی که در مقابل یک همکار سابق رژیم، دم از قوانین می زنید، این اصل را فراموش کرده‌اید که در برابر قانون، شهادتِ شاهدی که درکمال سلامت عقل به وقوع جنایتی شهادت میدهد چه معنائی دارد؟

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به تاریخ 28 ژانویه 2015 مقاله‌ای با عنوان "نگهبان زندان سنندج به پرونده پناهندگان سیاسی در اداره مهاجرت کانادا دسترسی دارد" به قلم خانم مینو هُمیلی توسط آقای امرالله ابراهیمی در سایت ایران‌گلوبال منتشر شد. به دنبال آن، مقالات دیگری نیز در این رابطه توسط ایشان انتشار یافت. این مقالات از جنبه سیاسی خارج بوده و اتهاماتی حقوقی را علیه خانم گیتی شیرزاد در خود داشتند.
از آنجایی که رسیدگی به اتهامات، تنها در دادگاه صلاحیت‌دار و با حضور متهم یا وکیل او صورت می‌گیرد و افشای اتهامات در خارج از دادگاه و پیش از صدور حکم، بازی با آبروی متهم است، درست این بود که این مقالات، بلافاصله از سایت خارج می‌شدند و اجازه انتشار به آنها داده نمی‌شد.
بدینوسیله از خانم گیتی شیرزاد برای انتشار اتهاماتی که علیه ایشان صورت گرفته پوزش می‌خواهیم. طبیعی است حق پاسخگویی ایشان به همه مقالات منتشر شده، محفوظ است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقای پیروز شما دو جمله ازنوشته من به عنوان مثلا سندی برعلیه خود من می آورید ولی چنانکه پیداست همان دو جمله را هم درست نخوانده اید.الزامی نیست بحرطویل را بخوانید لااقل همین دو جمله را درست می خواندید که آنرا درک کنید. جناب آقای پیروز نوشته ام ثابت کنید که شهادت ها، شهادت ها یعنی شهادت خانم همیلی، شهادت گلباخ سلیمی و چند زندانی سیاسی دیگری که بروقع امری شهادت می دهند. این زندانیان شهادتی کاملا روشن با نام حقیقی خود بروقوع امری داده اند. جناب اقای پیروز، این شهادت هاست که باید دردادگاه ثابت شود که کذب است واگر کداب باشد شاهد عواقب آنرا متحمل مشود. جناب آقای پیروز شما بهتر است بجای اینکه عقیده خود را چند بار تکرار کنید، نوشه های دیگران را چند باربخوانید تا کلام را درک کنید. می نویسید خانم همیلی باید منتظررای دادگاه می شدند بعد هرچه دلشان می خواهد بگویند. جناب پیروز بهتر نیست برای دیگران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نه دوست عزیز، مخاطب مخالفان عقیده من نیست. خطاب به آنانی که می خوانند و تعمق میکنند نیست. خطاب به آنانی که مجال سخن به دیگران می دهند نیست. خطاب به کسانی است که به دیگران قبل از اینکه سخن بگویند،حکم به خاموشی و سخن نگفتن می کنند. خطاب به کسانی است که حتی حاضر به شنیدن نیستند. خطاب به آنانی است که می گویند سوراخ دعا را گم کرده اید. خطاب به آنانی است که می گویند اگرهمان زمان همگی توبه نامه می نوشتند واز زندان و اعدام رهایی می یافتند باورکنید رژیم زودتر سرنگون می شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای پیروز در این مورد شاهد زنده، آنهم نه یکی، چند نفردارن شهادت می دهند جناب نمی پذیرید.حتی شک هم نمی کنید، فراموش می کنید که این موضوع شاکی خصوصی وشاهد زنده دارد. شاهد زنده یکی از مهره های اصلی هرپرونده ای می باشد. شاهد حرفش سند است. مگر آنکه دادگاه خلاف آنرا ثابت واعلام کند. اطلاع رسانی یک بخش قضیه است. اعلام جرم علنی میشود تا اگر شاکی خصوصی دیگروشاهد دیگری وجود دارد خود را معرفی کند. مگر شما دادگاه یا قاضی پرونده هستید که اسناد باید به شما ارائه شود؟ از انجایی که مطلب رویا غیاثی برای شما بحر طویل شده، اسناد و مدارک می خواهید چه کار. آنها که دیگر حتما بسیاردقیق و ریزخواهد. ولی آنها هم به موقش علنی می شود. نگران نباشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اینجانب که هفتاد سال از عمرم می گذرد وبجز از 18 سال اول زندگی ام ،سرم تو ی سیاست ایران گرم است ولی تا کنون با اسامی مینو همیلی و یا گیتی شیرزاد به گوشم نخورده بود ولی انبوه نوشته جات در دو هفته گذشته پیرامون خانم گیتی شیرزاد مرا بر آن داشت که تحقیقات مستقلی انجام دهم. از سوی دیگر در مورد امرالله ابراهیمی، گیتی ، مینو ، ابوالفضل محققی، اضغر جیلو حس کنجکاوری ام را برانگیخته و توسط موتور جستجو گر گوگل بسراغ این موضوع و اشخاص حقیقی رفتم . نتایج حاصله نشان داد که گوگول بیچاره سرگیجه گرفت و اطلاعاتی جمع آوری کرد که هیج کدام با پرنیسب های سیاست در گذشته نمی خواند, می پرسید چرا؟! پس در ادامه بخوانید:
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم رؤیا غیاثی ، با احترام به خاطره ی جانگذار خواهر شما،کبری غیاثی، که او را خواهر خود هم میدانم، و با تأیید بر پی گیری عاملان این جنایتها در ایران آینده- با دادگاههای صلاحت دار و حتی جهانی، باید خدمت شما عرض کنم که کسی مخالف طرح اتهام در محکمه نیست. اگر شاکی مایل است میتواند در دادگاه طرح اتهام کند. از جریان پیداست که شاکی این کار را کرده، پس بهتر است منتظر جواب باشد. یا از دادگاه سند بیاورید که «حق افشای مسایل پرونده را دارید.» شما
1-با رأی دادگاه
2- یا دستور افشای پرونده
حق طرح ادعاهای خود را دارید. در غیر این صورت کار شما-ابراهیمی-همیلی و کسانی که « طرح مطلب» در رسانه ها میکنند و یکی را «متهم» و «مجرم» نشان میدهند غلط است. ایران گلوبال هم جای این کار نیست. و محکمه نیست.
اما جرم «شماها» :

تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ع.ب.تورک اوغلی گرامی، زمانی که این اشخاص در خارج از ایران به سر می‌برند، هر کسی این امکان را دارد که از این اشخاص به دادگاه شکایت کند و این دادگاهها صلاحیت رسیدگی به این موارد را دارند.
بگذارید خاطره‌ای را برایتان تعریف کنم تا متوجه بشوید که چرا من با این دادگاههای خودساخته رسانه‌ای مخالفم:
در سال 1356 یک زندانی را به بند ما در زندان اوین آوردند که از نظر ما مشکوک به همکاری با ساواک بود. این شخص به مدت حدود دو ماه در بایکوت زندانیان سیاسی بند بود و پس از آن متوجه شدیم که اشتباه کرده‌ایم. از او معذرت خواهی شد. من به این نمی‌پردازم که آن بیچاره در این مدت دو ماه چه فشار روحی و روانی را تحمل کرد. این شخص اکنون یکی از فعالین شناخته شده حقوق بشری است.
سالها بعد، یعنی حدود 4-5 سال پیش، در جمعی نشسته بودیم. یکی از حاضرین که در همان زمان هم‌بند ما بود با آوردن نام ایشان گفت: ببینید که چطور

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من دوست نداشتم دراین موضوع واردشوم.تنهابه یک مورداشاره میکنم وازدوستان خواهش دارم به آن جواب دهندتامن هم بدانم به درداین هاکجا وکی وکدام داگاه صالح ودرکجابایدرسیدگی کنند.یکی ازبرادران همسر من رادرزمان شاه کشتندیکی رادرسال 61اعدام کردندودیگران راازدانشگاه بیرون ودونفررامدتی زندانی کرده وپدرشان ازشنیدن اعدام پسرسکته مغزی کرد.مادرش دچارپیری زودرس گشته وباچشمان گریان مدتی عمرکردوتمام خانواده ازاستخدام محروم شدند.دوستان ازهرکسی بدون منطق دفاع نکنید.بگذاریدخودشان واردمیدان شوندشماقیم ووکیل آنها نشوید.اینهابصورت سری حمایت میشوندواگر شما حمایت کنیدچه فرقی بانیروهای تشکیلاتهای فوق سری حکومتهادارید؟البته این موضوع بایدباکمک نیروهای سیاسی پس ازنتیجه سریع روشن شده تااگرچنانچه این خانم مقصربوده دیگرنمیتوانست به اطلاعات دانشجویان دسترسی پیداکند.وجوداین طورافرادخطرناکترازیک تیرخلاص زن است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوع نگاه و حمايت از گيتي شيرزاد ، ،دقيقأ همان نوع نگاه و حمايت از جريان اصولگرا در نظام ولايي است،
براي اين نوع تيپهاي سياسي ،شعار گذشته را فراموش كن و به حال بچسب، ملاك است
چون اگر قرا بود شعار فراموش نمي كنيم ولي مي بخشيم را ملاك قرار مي دادند، حداقل بايد نداي اين زجر كشيدگان را كمي وجدانشان را قلقلك كمي قلقلك مي داد،
حمايت تمام قد ازگيتي شيرزاد و ناديده گرفتن رنج و درد ديگران و نقشي كه اين خانم در آن داشته است ، ،حاصل استحاله و دگرديسي است كه اينان از پس پشت آن گذشته اند،
پس مي توان اين گونه ساده و فرموله كرد،
انگشتي كه خانم هُميلي به اشاره دراز كرده است تنها يك نَفَر را نشان نكرده است،
چوب به دست راه خود ادامه به ده آن كه فرار مي كند رد پايش شبيه رد پاي كدخدا است،،،
موفق باشيد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سرکار خانم رویا غیاثی __ اگر منظور شما «یاوه خلایق!» به کسانی هست که در این ارتباط مثل شما فکر نمی کنند؛؟! اگر چنین است ، پس.... بهتر بود که تیتر مودبانه تری انتخاب می کردی.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم غیاثی گرامی، به نظر من شما مرتکب چند اشتباه شده اید:
1- شما دفاع از حقوق خانم شیرزاد را با دفاع از خانم شیرزاد یکی می‌دانید، در صورتیکه اینگونه نیست.
آقای امرالله ابراهیمی هم تلاش کردند این کار را بکنند و به مدافعین حقوق خانم شیرزاد، این انگ و اتهام را زدند که از خانم شیرزاد دفاع می‌کنند.
این کار، وارونه جلوه دادن واقعیت، تلاش برای تغییر صورت مساله و به عبارتی، لوث کردن مساله برای ساکت کردن مخالفین است.
شما در نظر نمی گیرید که حتی مجرمین هم دارای حق و حقوقی هستند. از نظر شما در این میان متهمی وجود ندارد بلکه تنها مجرم وجود دارد و این مجرم هم هیچگونه حق و حقوقی ندارد.
ولی واقعیت این است که در این میان خانم شیرزاد متهم است. ممکن است مجرم هم باشد. ممکن است تمامی حرفهای خانم همیلی حقیقت محض باشد. کسی منکر این نیست ولی ماده 11 اعلامیه جهانی حقوق بشر می گوید:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سرکار خانم غیاثی, فرمودید " مگر اینکه با دلیل و سند ثابت کنید که این شهادت‌ها کذاب است. پس سند ارائه دهید و اگر سند ندارید سکوت نموده و منتظر رأی دادگاه باشید.". من تا همینجا فرمایشات شما را خواندم و گمان ندارم خواندن بقیه بحر طویل چیزی از اهمیت این جمله شما بکاهد. اگر اطلاع ندارید عقیده ده ها بار تکرار شده ما این بوده است که چون سرکار خانم همیلی به فرمایش خود و وکیلشان به دادگاه پناه برده و شکایت فرموده اند باید منتظر حکم نهایی دادگاه باشند و سپس آنچه دلشان میخواهد بگویند. هر ماه و یا هرسال عده زیادی, خاطرات خود را گاه به امید منافع مالی, منتشر میکنند و ایران گلوبال و سایر نشریات بیطرف اگر بخواهند صحت این ادعا ها را تحقیق کنند باید یک سرویس جاسوسی - تحقیقاتی راه بیاندازند. بنا بر این بهترین گزینه اینست که اگر خواستند چیزی در این باره بنویسند منتظر رای دادگاه باشند.