درد دلی با فردوسی

آقای فردوسی، راستش را بخواهی فقط یک آرزو دارم که امیدوارم قبل از پایان دوران مسؤلیتم برآورده شود و آن هم این است که یک نفر بیاید و علت برداشتن مجسمه‌ات را درست و حسابی بررسی کند و بطور ریشه‌ای به آن بپردازد. مثلا بیاید و بگوید که اصلا این جمهوری اسلامی می‌خواهد ایران را ویران کند و فرهنگ ایرانی را، که شامل فرهنگ تمام انسانهایی است که در آن زندگی می‌کنند، از بین ببرد. یا بگوید که دلیل واقعی خوشحالی کسانی که با برداشتن مجسمه تو به رقص و پایکوبی پرداخته‌اند، چیست. آیا اینها دیوانه‌اند یا....

آقای فردوسی، حتما خبر داری که مجسمه‌ات را در شهر سلماس برداشته‌اند و کار دست ما داده‌اند!

در همین سایت ایران‌گلوبال چندین خبر از برداشتن مجسمه‌ات منتشر شد و دهها کامنت هم در این رابطه نوشته شد و من بیچاره هم باید این کامنتها را می‌خواندم و حرص می‌خوردم. باید بعضی از آنها را با خون دل منتشر می‌کردم و بعضی را هم با کمال میل و گریستن خون!، حذف می‌کردم.

کامنتها نسبتا زیاد بودند ولی دریغ از یک کامنت درست و حسابی که بیاید و ریشه‌ای به مساله برداشتن مجسمه‌ات بپردازد.

حتما خبر داری که این کامنت نویسان دو دسته شدند: یک دسته هورا کشیدند و پایکوبان اظهار خوشحالی کردند و کلی فحش و بد و بیراه نثارت کردند و دسته دیگر هوار کشیدند و ناله کردند و هر دو دسته هرچه فحش و بدو بیراه بلد بودند، نثار همدیگر کردند.

آقای فردوسی، حتما می‌دانی که من در آلمان زندگی می‌کنم. مردم آلمان اصلا این چیزها سرشان نمی‌شود. حتما می‌دانی که این کشور، یک کشور سرمایه‌داریست. اینها یک نفر داشتند به اسم مارکس. یک بابایی هم بود به اسم انگلس. هر دوی اینها علیه سرمایه‌داری بودند و می‌خواستند سر به تن سرمایه‌داران نباشد. این دو نفر می‌خواستند تمام سیستم اینجا که هیچ، سیستم تمام دنیا را به هم بریزند. این آلمانی‌ها اصلا نمی‌دانند که غیرت چیست. هر شهری که بروی، خیابان مارکس، خیابان انگلس، میدان مارکس و میدان انگلس دارند. اسم کسانی را روی خیابانها و میدانهایشان می‌گذارند که می‌خواستند کاسه کوزه‌شان را به هم بریزند!

یک بار رفته بودم یک شهری که خانه این مارکس ضد سرمایه‌دار در آنجا بود. خانه را مثل دسته گل نگهداشته‌اند و نمی‌گذارند که یک خط بر آن بیفتد.

اینها یک هیتلر داشتند که دنیا را به هم ریخت. میلیونها انسان را به کشتن داد. این آلمانیها به فک و فامیل هیتلر نگفتند بالای چشمت ابروست. همه آثار جنگ را نگهداشته‌اند. می‌گویند که باید آنها را حفظ کرد تا آیندگان از آنها درس بگیرند. خانه هیتلر را مثل دسته گل نگهداشته‌اند به اسم موزه و آثار باستانی از آن حفاظت می‌کنند.

در همین آلمان هر خیابانی که بروی، ستاره‌هایی بر روی زمین می‌بینی. اینها آمده‌اند و هر جا که یک یهودی کشته شده، یک ستاره گذاشته‌اند تا درس عبرت باشد برای آیندگان!

عجب مردمی دارد این آلمان!

برگردیم به ایران و مجسمه خودت.

در ایران خلخالی قبر رضاشاه را با خاک یکسان کرد. کسی هم ککش نگزید. به محض وقوع انقلاب، سران رژیم سابق اعدام شدند و ما، همه، بجز چند نفر از آن میلیونها نفر، هورا کشیدیم و خواستار اعدامهای بیشتر شدیم. همین امروز مردم ما برای تماشای مراسم اعدام از سر و کول هم بالا می‌روند. و وقتی نوبت به مجسمه تو می‌رسد، هورا از یک طرف و ای داد و بیداد از طرف دیگر به آسمان می‌رود.

یک عده می‌گویند که تو ضد ترک بوده‌ای و آفرین بر تو. اصلا هم فکر نمی‌کنند که تو اصلا نمی‌توانستی بدانی که زمانی، یک سوم این کشور را ترکی زبانها تشکیل خواهند داد. برای آنها مهم این است که اشعارت را بگردند و چیزی علیه ترک و عرب پیدا کنند و بر بوق و کرنا بدمند. حتما تو نمی‌دانی که ناسیونالیست و شوینیست و فاشیست چیه. و خبر نداری که این ایست‌ها چه بهره‌ها که از اشعارت نمی‌برند.

یک عده هم می‌گویند که چون تو ضد عرب و ضد ترک بودی، نژادپرست بودی و نژادستیز. حتما کله‌ات از این چیزها سوت می‌کشد. تو که گناهی نداری. تو اصلا نمی‌توانستی بدانی که نژادپرستی و نژادستیزی چیه. تو فقط می‌توانستی بدانی که در آن موقع، هزار سال پیش، عربها سرزمینت را اشغال کرده‌اند باید علیه آنها باشی. فقط می‌توانستی بدانی که تورانیان به سرزمینت حمله کرده‌اند و تو باید یک جوری علیه آنها بنویسی.  ولی امروز کسی کاری به این چیزها ندارد. انگار که تو باید از موضع امروز آنها می‌نوشتی.

یک عده می‌گویند که تو ضد زن هستی. من نمی‌دانم که تو ضد زن بودی یا نه ولی می‌دانم که اگر در اشعارت می‌خواندم که هزار سال پیش از برابری حقوق زن و مرد حرفی زده‌ای، من یکی می‌گفتم که این مرد، عقلش پاره سنگ بر می‌داشته. آخه هزار سال پیش و برابری زن و مرد؟ مسخره نیست؟

و در ضمن، چون علم غیب ندارم، نمی‌دانم که همین‌ها خودشان در خانه با زنشان و با خواهرشان چه رفتاری دارند.

می‌دانم که خواهی گفت والله، بالله، به دستهای قلم شده ابوالفضل قسم که من از خودم چیزی ننوشته‌ام. فقط نوشته‌های دیگران را به نظم درآورده‌ام، آنهم هزار سال پیش. ولی بدان که این بهانه‌ها گوش شنوایی پیدا نخواهد کرد. اینها تو را از زمان و مکانت جدا می‌کنند و مترقی‌ترین پزهای سیاسی را می‌گیرندو فحش می‌دهند و....

راستی این وسط یک جک هم از فرماندار سلماس شنیدم و کلی خندیدم. فرماندار سلماس در مصاحبه‌ای گفته که چون مجسمه‌ات شبیه خودت نبوده آن را برداشته‌اند. واقعا که کلی خندیدم. نه این بابا و نه کس دیگری درست و حسابی حتی نمی‌دانند که اسمت چیست و چه شکلی بودی حالا این جناب فرماندار می‌گوید که مجسمه شبیه تو نبود.

سرت را درد نیاورم. مجسمه تو را برداشته‌اند و این وسط، من مانده‌ام دست این کامنت نویسان و کتکت را من می‌خورم. کسی هم با جمهوری اسلامی کاری ندارد. یا به هم می‌پرند یا به من.

تعجب نکن. هوادارن تو می‌گویند که من به نفع مخالفینت کامنتها را منتشر می‌کنم. مخالفینت هم می‌گویند که به نفع موافقینت منتشر می‌کنم. من هم نگاه می‌کنم و می‌بینم که مثلا در زیر آن مطلبی که آن کامنت اعتراضی نوشتاه شده، حتی یک کامنت هم حذف نشده است. حالا من باید هزار قسم و آیه بخورم که به سر بریده امام حسین قسم که اگر دست من بود کامنتهای هیچکدامتان را منتشر نمی‌کردم. ولی چه کنم که مجبورم. البته این وسط مواظبم که زیاد تند نرفته باشند. ولی نگران من نباش. من پوستم کلفته. به این چیزها عادات کرده‌ام. غصه مرا نخور.

آقای فردوسی، راستش را بخواهی فقط یک آرزو دارم که امیدوارم قبل از پایان دوران مسؤلیتم برآورده شود و آن هم این است که یک نفر بیاید و علت برداشتن مجسمه‌ات را درست و حسابی بررسی کند و بطور ریشه‌ای به آن بپردازد. مثلا بیاید و بگوید که اصلا این جمهوری اسلامی می‌خواهد ایران را ویران کند و فرهنگ ایرانی را، که شامل فرهنگ تمام انسانهایی است که در آن زندگی می‌کنند، از بین ببرد. یا بگوید که دلیل واقعی خوشحالی کسانی که با برداشتن مجسمه تو به رقص و پایکوبی پرداخته‌اند، چیست. آیا اینها دیوانه‌اند یا سالها تبعیض موجب آن شده است؟

خلاصه آقای فردوسی، امیدوارم که امروز زنده شوی و با دید امروزی به مسائل بنگری و به همه نشان بدهی که اگر امروز بودی، چه می‌گفتی و این داد و قالها را می‌خواباندی.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مشکل ملل ایران تنها فردوسی نیست. مشکل مردم، نژاد پرستی راسیسم فارس است، که ملل دیگر را هیچ بحساب می آورد. و لازم است هرچه سریعتر زبان عشیره پرستان فارس، در ایران ملغا و به جای آن هر خلقی زبان خود را به عنوان زبان ملی و زبان انگلیسی را به عنوان زبان مشترک انتخاب کند. زبانیکه هم در داخل و هم در خارج کاربرد دارد. زبان فارس در خارج از ایران به درد کسی نمی خورد. مگر در افغانستان و تاجکستان.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب هرکی هستی با اسم ,به مرحوم و مسئو ل , کامنت نوشتی, اتفاقا هیکل فردوسی را نه چند تا تجزیه طلب و نه چنند تا کومونیست بلکه همان مردم سلماس بودند , از شهرشان بیرون انداختند و همان هائی که به ایشان امید بسته بودید , آذربایجانی ایران بان یا فارس بان هستند . ناراحتی شما از همین است که عاروق فارسیستان بزرگ ساختن در توی تان مانده. بیرون نمی آید . یادتان هست, چند سال پیش به حرفهای ما می خندیدید؟ وقتیکه می نوشتیم, پان فارسیزم رختش را از آذربایجان می بندد. حالا به ذبا ذب افتاده اید. حالا دل خوش کرده اید به امضاء چند تا آذربایحانی که معلوم هم نیست , آذربایجانی هستندیا نیستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای این که شوک بدهی باید سواد داشته باشی و اول نوشته هایی را که نخوانده ای بخوانی، بعد وارد عرصه اظهار نظر و شوک درمانی بشوی. و گرنه جز های و هوی تو خالی و پرخاشگری چیزی برای عرضه نخواهی داشت. مسلما اگر به توصیه بالا عمل بکنی، لحن صحبتت هم مودبانه تر و متمندنانه تر خواهد شد و به جای پریدن بی حاصل و بی نتیجه به این و آن به استدلال درمانی روی خواهی آورد. ضمنا با همه می شود بحث متمدنانه کرد حتی با بازجوی زندان؛ البته اگر دانش و همچنین صداقت و صمیمیت لازم موجود باشد. همه انسانها در برابر حقیقت تسلیم هستند اما به شرطی که حقیقت گفته شود نه شعارهای متعصبانه نژادی و نیز توجه شود که حقیقت یک امر نسبی است و هرگز در انحصار هیچ کس نبوده.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
واقعن وارد عالم اینگونه ترکها شدن خنده دار است . رفیق مارکس میگفت تاریخ دوبار اتفاق می افتد اول تراژدیک و بعد کمدیک . فارسها میگویند به شهر کورها که وارد شدی دست بگذار روی چشمهایت . دانته میگفت دم در ورودی جهنم همه امیدهایت را بیرون از در بگذار ! . با این چند ترک تجزیه طلب که همه چیز را تحریف و جعل میکنند ؛حتی استوانه داریوش و ریش خشایارشا و عصای یزدگرد را ، مگر با منطق دیگری میشود وارد بحث شد . اینها بقول ماکیاولی فقط سمبه زور را میشناسند . به نظر من فرهنگ راسیسم ترک مانند فرهنگ آخوند داعشی مبتذل است چون هر دو خود را با موضوعاتی سرگرم میکنند که مردم را فریب دهند و موجب آزادی انسان شوند . مگر تا انقلاب بهمن چند مجسمه از فردوسی در ایران بود ؟ یکی در شهر طوس روی قبر او و دیگری در میدان فردوسی میان خیابانهای دود زده و آلوده . حالا ببینید که آخوندها بیشتر از شاه شاهان بیاد فردوسی افتاده اند و
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب فردوسی تقلبی که خودتا هم "ابرانسان" می دانید!
1- شما که نمی دانید خط و الفبا چیست، چرا خودتان را وسط می اندازید؟ مگر زبان فارسی خط و الفبا دارد؟ این خط و الفبایی که استفاده می شود، عارتی است قربانت بروم.
2- رهبر شما "ابرانسانها" جناب هیتلر خدابیامرز بود که دنیای متمدن او را به آن دنیا فرستاد و فقط چهره منفوری از او باقی ماند و خودش صد تا کفن پوسانده. زیاد به این "ابرانسان" بودنتان ننازید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در قرآن آمده که ما به صاحبان کتاب احترام میگذاریم ودر شاهنامه آمده که ما به صاحبان الفبا احترام میگذاریم . یعنی اقوامی که فاقد خط و الفبا هستند باید اتوریته و رهبری فرهنگ سراسری حاکم را بپذیرند چون در ایران صدها قوم و ایل و قبیله و غیره وجود داشته و دارد . اگر حالمان ترک نتوانستند بعد از هزار سال زبان و فرهنگ ایران را عوض کنند ، این نشان میدهد که فرهنگ و زبان پارسی از سایرین قوی تر و مفید تر و ضروری تر بوده . یعنی همانطور که داروین میگفت در جامعه و در طبیعت بهترین ها بقا یافته و هژمونی اتوریته رهبری را بعهده میگیرند . و بقول نیچه باید به آنهایی که ضعیف و ناتوان هستند کمک کرد که به اسفل السافلین بروند یا زیر پرچم ابرانسانها خدمت کنند . ما پیشنهاد همزیستی مسالمت آمیز میکنیم با آزادیهای فرهنگی و فولکلوریک و رقص و آواز عاشیق ها.
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ناظر اگر نظر مرا می‌خواهید باید بگویم که:
1- هر سرزمینی و هر مردمی تاریخ خودشان را دارند. این تاریخ نکات خوب و بد، پرافتخار و همچنین شرم‌آور هم دارد.
ما نمی‌توانیم نکات بد و شرم‌آور تاریخ خودمان را حذف کنیم.
فردوسی، سعدی و یا بسیاری از شاعران و نویسندگان ما، از هر ملیتی، مطالبی نوشته‌اند که، از دیدگاه امروزی ما، بسیار خوب است و یا بسیار بد. نمی‌توان تاریخ را به نمایش گذاشت و نکات بد را از این میان حذف کرد.
همچنین به نظر من، از نظر تاریخی، کسی به کسی هیچگونه عذرخواهی بدهکار نیست. نه فارسی زبانان به دلیل نوشته و شعر فلان نویسنده و شاعر و یا کشتارهای داریوش و کوروش به دیگران بدهکارند و نه مثلا ترکها به دلیل کشتارهای مغولان و ترکهای هزار سال پیش. همه اینها تاریخ است و ما در قرن 21 زندگی می‌کنیم و مسؤل اعمال خودمان هستیم و نه کارهای اجدادمان.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای مرحوم مسئول سابق، فرض کنیم تمام گفته های شما بسیارعالی، منطقی و کاملا درست باشد. و شاید لازم است به در و دیوار نوشته شود. اما عرض به محضر شریفتان، هرکس نیز واقف است که ما درهزارسال پیش زندگی نمی کنیم. فرض کنیم که فردوسی در هزار سال پیش چه به عمد و چه بر خطا علیه ترکان و اعراب، مطالبی نوشته، و یا از روی نادانی و یا خشم و نفرت علیه زنان اشعاری گفته است. اما سئوالی که ذهن همه را مشغول میکند، تنها این نوشته ها نیست. مسئله اصلی اینست که چرا پانفارسیسم و پان ایرانیسم، این مطالب را بطورمکرر تبلیغ و تکرار میکنند. چرا در جامعه فارس، بطرق مختلف و انواع جوک های شنیع و زننده، و بطور مدام در رسانه ها، نسبت بملل غیر فارس ایران نفرت پراکنی میشود؟ ما بارها بطور کتبی از جامعه فارس خواستیم که جلوی این تحقیر و توهین و نفرت پراکنی را نسبت بمرمان غیر فارس بگیرند. ما بارها گفتیم که بخش لاطائلات و لمپنیسم
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ناظر چرا اینقدر چانه می زنید؟ آخرین کامنت شما در تاریخ 24 فوریه، ساعت 15:56 بود که منتشر شده است.
اگر رعایت کنید، نه اینقدر اعصاب خودتان را خراب می کنید و نه من و کیانوش توکلی را به دردسر می اندازید.
حالا بگذریم از اینکه ما را بی شعور هم خطاب کرده اید و می گویید فحش نمی دهید. حالا اگر می خواستید فحش بدهید چه می کردید!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تا زمانیکه شما راسیسم ترک ، نام ایران را با نام فارس عوض کنید و خود را فریب دهید ، هیچ کاری از دستتان بر نخواهد آمد . نه تنها قره باغ یک شهر باستانی ارمنی خواهد ماند بلکه در یک همه پرسی سراسری آذربایجان شمالی نیز به دامن ایران باز خواهد گشت . هر کس خود را ترک میداند میتواند به آنکارا و مغولستان و اویغورستان کوچ کند . البته آنجا باید الفبای کریل روسی را یاد بگیرد تا بتواند کمنت بگذارد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای مسئول کامنترها، شما درحذف کامنتر های ما بهانه آوردید که گویا دوبار ارسال شده بود. ما که دیروز آنرا فقط یکباربمحضرتان فرستادیم، چرا از نمایش آن خود داری کردید؟ و حالا نیز خواهید گفت بدستتان نرسیده است. البته ما مثل تمامیت خواهان فاشیسم فارس نیستیم،که بمسئول کامنترها فحش و ناسزا میگویند، همچنانکه میبینید، باعشیره پرستی خود، زبان دهاتی و عقب مانده خود را بعنوان زبان قاتل بملل ایران تحمیل کرده اند، و زبان سایرملل را قتل عام میکنند. و میخواهند فرهنگ لومپنیسم آقای فردوسی را برجغرافیای ایران مسلط بکنند. ما میگوئیم اگر شما فهم و شعور دارید، اگر شما دیکتاتور نیستید، اگر شما به تساوی حقوق باورمندید، اگر کلمه دمکراسی بگوشتان خورده است، اگر شما بدان تعهد اخلاقی دارید، اگر شما وجدان دارید!، اجازه بدهید درجواب نژاد پرستان افراطی و عقب مانده و گستاخ فاشیسم فارس، پاسخی داده شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
توهین به فردوسی بازی کوکانه ای است که از سوی نظام و حامیان ان پیش برده میشود .فردوسی نیاز ی به داشتن مجیسمه ندارد وتندیسها نشان احترام یک ملت به یک هنرمند است.اکر روزی قدرت به دست توده ای ها افتاد ان زمان خواهید دید که مجسمه استالین و لنین چگونه شهرهای ایران را پرخواهد کرد.و روزی اگر پای رجوی به ایران باز شود مجسمه مریم و مسعود در همه مساجد در محرابها دیده خواهد شد.دفاع از فردوسی نیست نسل مخالف فردوسی چه ارمغانی برای ملت خود دارد ؟ از سکوت معنا دار شورای نویسنده گان که بگذریم متوجه میشویم که سازمانهای سیاسی و نسل فردوسی ستیز اینده ای سیاه تر از امروز را در انتظار دارند.فردوسی و دیگر مانند او نقش خود را در تاریخ داشته اند و سخن اینجاست :
تو چه میگوئی ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اتفاقا راه ازادی قره باغ از حذف فردوسی پرستان که حامی اصلی ارمنستان هستند می گذرد و شاه و شیخ هر دو دارای موضعی یکسان در مقابل ازربایجان هستند. نام ازربایجان خواب بسیاری را پریشان کرده و خواهد کرد. منتظر باشید تا ببینید با مابقی نمادهای پانفارس چه خواهیم کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سه شنبه 28 بهمن ماه سال جاری نقاشی دیواری فردوسی و شخصیت های شاهنامه به طول 5000 متر در دیوارهای بلوار خیام مشهد پاک و قرار بر آن شده است که تصاویری از شهدا جایگزین آن شود.
چهار سال قبل نیز نقاشی های شاهنامه از دیوارهای حاشیه بلوار فردوسی مشهد یعنی املاک وابسته به آستان قدس رضوی پاک شد.برای هیچ یک از این موارد نه جنجال رسانه ای بر پا شد و نه ادیبان زبان پارسی طومار امضا کرده و فرافکنی کردند. همزمان با تخریب دیوار فردوسی در مشهد آن هم به طول 5000 متر و هزینه ی گزاف که صرف آن شده بود در مقیاس بسیار کوچکتر شهرداری و شورای شهر سلماس تصمیم می گیرد که تندیس قدیمی فردوسی که از نظر هنری فاقد ارزش بود را برچیده و میدان مجاور خیابان فردوسی سلماس را به نام انقلاب تغیر دهند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نیروهای ملی هویت طلب آذربایجان که خواهان یک جمهوری فدرال سکولار دمکرات در کنار سایر خلقهای ایران هستند ، باید به افشاگری این 2-1 نفر تجزیه طلب فالانژ که فقطمبارزه با قوم فارس را پیشه خود کرده اند ، به مبارزه و افشاگری بپردازند تا تمام نیروهای ملی و وطن پرست ایرانی علیه حکومت شاه و شیخ مبارزه نمایند نه علیه یک زبان یا یک خلق که خودش قربانی شاه و شیخ و مهرههای ترک همکار دولت است ، شده اند . اینها که با نام مستعار و احتمالا رفت و آمد مرتب به ایران ، میکوشند تا نیروهای مبارز ضد دیکتاتوری را به نیروهای ضد فارس تبدیل کنند . آیا تاکنون دیده اید که اینها علیه حکومت اسلامی چیزی در اینجا درج کنند ؟ آیا اینها..... حاضرند در جمهوری اسلاممی بمانند ولی فارسها را بقول خودشان ایزوله کنند ؟ وجود هیتلر و پولپوت و استالین و خمینی نشان داد که نباید اجازه داد دیوانگان در سیاست دخالت
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ناظر گرامی! به دستهای قلم شده ابوالفضل قسم که نه کیانوش توکلی کامنتهای شما را سانسور کرده است و نه من!
کامنتهای شما را خودتان با دستان مبارکتان سانسور کرده اید!
وقتی کامنت می نویسید، حتما مشاهده کرده اید که در دو جا نوشته شده است: "لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها جود ندارد."
حالا وقتی شما کامنتهایتان را تکراری می فرستید، یعنی اینکه می خواهید کامنتهایتان حذف شود. سیستم سایت هم به حرف شما گوش می دهد و کامنتهایتان را حذف می کند و من یا کیانوش توکلی هم نمی رویم در میان کامنتهای حذف شده، دنبال کامنت شما بگردیم و آن را بازسازی کنیم!
پس نتیجه اخلاقی این است که کامنتهایتان را فقط یک بار بفرستید و نه بار سایت را سنگین کنید و نه ما را آزار بدهید و نه خودتان را.
با تشکر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب گرامی آقای توکلی! ما در تعجب هستیم که جنابعالی چرا کامنتر های ما را حذف میکنی؟ برای چندمین بار پاسخی در خصوص آقای فردوسی بمحضرتان ارسال شد، لیکن جنابعالی از نمایش آن امنتا کردید. آیا قرار نبود معیار دمکراسی رعایت شود. شما به ناسیونالیستهای نژاد پرست، و افراطی فارس اجاره هر گونه مانور و توهین و تمسخر را نسبت به ملیتهای غیر فارس میدهی، حد اقل اجازه بفرمائید، که در قبال آنان پاسخی نیز از جانب ما بمحضرشان برسد. آیا این انصاف است که دست یکی را بسته ای، دیگری را با دگنگ آزاد گذاشته ای؟


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
21 ایرانی میهن دوست و فرهنگی طی نامه ای به برداشتن تندیس فردوسی اعتراض کردند. شهردار سلماس با این قدام نابخرانه جایگاه خود را در جبهه ایران ستیزان و تجزیه طلبان تثبیت کرد .پیشنهاد من به شهردار سلماس این است که دست از این اقدامات ضد ایرانی برداشته و کوشش کند حتا بقایای جسد شادروان پیشه وری را از گورستانی در باکو به سلماس باز گرداند و میدانی را نیز به نام ان شاد روان نام گذاری کند.این گون میتوان فرهنگ سازی کرد . نا مه 21 نفر را درزیر بخوانید> :

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پان ترک ناسیونالیست که مثل همیشه کور است و حاضر نیست ساده ترین مسائل را بفهمد خلاف حقایق تلخ جمهوری اسلامی به رقص و پایه کوبی هیچ و پوچ پرداخته / چون بقول شهردار سلماس در آن شهر به اندازه کافی مجسمه و نام فردوسی وجود دارد ، اینها مجسمه را به نقطه دیگری منتقل کردند و حالا نام آن میدان را - تنقلاب اسلامی - گذاشته اند ! آیا این کار جای خوشحالی برای راسیسم ترک دارد که تمام حقایق و واقهیات را مثل همیشه وارونه جلوه میدهد و در خارج نشسته و دولت تعیین میکند ؟ ! ایرانیان باید ببینند با چه کسانی در میان هویت طلبان روبرو هستند که کاه را کوه میکنند و دلخوشی دیگری ندارند غیر از خودفریبی نژادگرایانه مغولی .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انسان وقتی این کامنت ها را میخواند متوجه میشود که جامعه ما از چه عجوبه هایی تشکیل یافته حتی اگر این طرز تفکر ها که مدافع دو آتشه شونیزیم هستند و با کوچکترین حقوق ملل غیر فارس مخالف هستند اگر حاکمیت را بدست گیرند وضع ما ملل غیر فارس از امروز نیز بدتر خواهد بود چرا که با دشمنی آشکار با ملل غیر فارس از رژیم خونخوار کنونی ایران نیز مواضع بغایت ارتجاعی دارند یعنی رک و راست بگویم حل حقوق ملل غیر فارس در کشوری که ایران نامگذاری شده غیر ممکن است من شخصا هیچ امیدی ندارم که حتی آموزش بزبان مادری نیز در ایران عملی بشود چه رسد بخواست برابر حقوقی ملل .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما از برچیده شدن مجسمه فردوسی خوشحالیم
بيست و يك روشنفكر بيانيه و نامه سرگشاده داده اند كه برچيدن مجسمه فردوسى،حاكميت و تماميت ارضى ايران را در خطر قرار داده است و براى حفظ امنيت و تماميت ارضى كشور لازم است كه مجسمه و اسم فردوسى برگردانده شود!
آرى بيست و يك روشنفكرى كه تا حالا سلماس را نديده اند و بعد از اين هم نخواهند ديد!
بيست و يك روشنفكرى كه نمى دانند كه سلماس در كنار درياچه اورميه است،درياچه اى كه آخرين نفس هايش را مى كشيد!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با خواندن این همه کامنت و نظر در باره فردوسی به این نتیجه رسید م که بی وطنی و بی هویتی ملی نکته مشتر ک همه چپها و تجزیه طلبان است .کسی جز روشنفکران این سرزمین بویژه چپ و توده ای مسئول این همه بدبختی که برملت ما رفته است نیست.
تجزیه طلبان که ریشه توده ا ی و روسی دارند با شکست خود در ایران بجای پرادختن به علت شکست تاریخی خود به فردوسی توهین میکنند . قرا ر بود چپ ازادی ملتهای تحت ستم را به ارمغان بیاورد ولی به دفاع از اخوند پرداخت. من ارزو میکنم روزی بدون اعدام و شگنجه رهبران توده ای و فدائی و تجزیه طلب در دادگاه با نظارت جهانی محاکه شوند.سکوت مرک بار چپ و توده ای در باره توهین به فردوسی و فرهنگ ملی ما قابل بخشش نیست تخریب فردوسی کمکی به نجات چپ و تاریخ سیاه ان در ایران و جهان نمی کند.بدون شک توهین به فروسی از سوی ارتجاع سیاه دامن زده میشود و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به پان ترک فاشیست که 24 ساعت در اینصفحه با دهها نام مستعارعلیه فارسیها تبلیغ میکند ، پیشنهاد میشود از نام قره باغ و کاراباخ نیز استفاده کند تا تجزیه طلبان پان ترک این شهر و منطقه و جزیره را فراموش نکنند و بدانند آن مهمتر از مجسمه فردوسی در سلماس است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برچیدن نماد فاشیزم فارس ، فردوسی تورک ستیز از شهر سلماس را به همه تورکهای آذربایجان تبریک میگویم و برای برچیدن مجسمه فردوسی از میدان مرکزی تهران پایتخت تاریخی ترکان قاجار آذربایجان را روزشماری میکنم. نئوفاشیسم فارس مجسمه استاد شهریار را از محوطه تئاترشهر تهران دزیدند و اسناد تاریخی را در کتابخانه ملی لندن مخفیانه پاره کرده وجویده و بلعیده و بزندان افتادند اما نمایندگان شورای شهر سلماس با رای قاطع اقدام به برچیدن نماد نژادپرستی فارس نمودند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کاملا غیر از این است و اگر کسی حرفی در مورد برابر حقوقی و تدریس زبانهای غیر فارسی بزند، ایشان با لوله پولیکا دنبالش می افتد. حالا وای به روزی که کسی اسم تجزیه و استقلال را بیاورد. لذا منتظر فحشهای ناموسی جناب اصغر ترقه باشید که ایشان سرباز گمنام یا هزار رنگ و نام تمامیت ارضی هستند و شوخی هم سرشان نمی شود.
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب "ناظر"،
اگر شما هزار سال پیش زندگی می کردید، در مورد زنان چه می گفتید؟ از برابرحقوقی زنان حرف می زدید؟ من که فکر نمی کنم.
شما اگر هزار سال پیش زندگی می کردید، بر علیه اعراب نمی نوشتید؟
راستی فردوسی در هزار سال پیش چه نقش مهمی در جامعه ایفا کرد؟
آیا فکر نمی کنید که این سیاستمداران هستند که از فردوسی ابزاری درست می کنند برای پیشبر مقاصد خود؟ و شما هم او را ابزاری کرده اید برای کوبیدن "پان فارسها"؟
مگر سعدی و شاه اسماعیل و... علیه زنان ننوشته اند؟ مگر فضولی عقل زنان را برابر با عقل مردان می دانست؟
آیا فکر نمی کنید که بهتر است این ابزارسازیها را کنار بگذاریم و به اصل مسئله بپردازیم؟ به واقعیتهای امروز. به دردهای امروز. به فقر و ستمهایی که این کشور را داغون می کند، به جمهوری اسلامی که کشور را به اینجا کشانده است؟ به تبعیض های اقتصادی و فرهنگی و زبانی و هزار درد دیگرمان؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرهنگ توهین آمیزی که فردوسی معرفی میکند، فرهنگ فارس است. فرهنگی که بنا بر ماهیت برتری طلبی، خود پسندی و راسیستی خود، فرهنگ نفرت است. شما چنین فرهنگ نژاد پرستانه را بحساب دیگران نگذارید. در ایران ملیتهای گوناگونی زندگی میکنند، مردم ترک، مردم عرب، مردم ترکمن، مردم کرد مردم بلوچ ... الا آخر. قوم فارس و خرده فرهنگ فارس، بخش کوچکی از فرهنگ و زبان ملل جغرافیای موسوم به ایران است. آیا شما میتوانید این مسئولیت را بر عهده بگیرید، و بملل غیر فارس پاسخ گو باشید، چرا راسیسم و شونیسم فارس، فرهنگ و زبان ملل دیگر را نابود کرده است. آیا زبان فارسی زبان استعمار، و زبان قاتل بحساب نمی آید؟ آیا فردوسی جز نفرت به بشریت و کاشتن تخم کینه و نفاق بین ملل ایران، و سایر جهان، و اهانت به زنان، و دختران ... چه دسته گلی به آب داده است، که پانفارسیسم این همه بخود غره و گستاخ شده است و میخواهد

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
« ایران تقسیم ناپذیر! تقسیم پذیر! هم این-هم آن!»
«نه این-نه آن»!
گزاره ی الف P+
گزاره ی ب P-
----------------------------
این و آن: (P-P+)
نه این نه آن: (P+P-)-
----------------------------
.............. (Z)

z گزاره ای که میدهد.گزاره ایکه راه حل ماست .
دموکریت گفت ما به این میگیم z .ترجمه اش به زمان شما شاید همان F فدرالیسم باشه.

***********
به به!به به! چشم همه آفتابی!
ای تجزیه طلب قهار! مسؤل سابق کامنتهای ایران گلو- بال!
بالاخره شماهم نیات مبارک خود را آفتابی کردید. مثل این ائلیاراستقلال طلب موذی!
از فرد و خانواده ی«استقلال یافته!» حرف میزنید؟!
بابا صد آفرین به ائلیارکه ازاستقلال آذربایجان صحبت میکند،نه مثل شما از«استقلال فرد و خانواده»!
پس طبق تئوری شما ایران باید به 70 ملیون کشورتجزیه بشود.وای از دست شماهای ایران برباد ده!



تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب "به مرحوم مسئول"،
یعنی مسؤل یک صفحه حق ندارد نظرات خودش را بنویسد؟ من مطلبی نوشتم با عنوان "درد دلی با فردوسی" و فکر نمی کنم که خلافی کرده باشم. حالا هم هر کسی زیرش کامنتی بنویسد، این حق را دارم که به او جواب بدهم یا جواب ندهم و با او وارد بحث بشوم یا نشوم. غیر از این است؟ یا شما می خواهید که مرا خفه کنید؟
من شرط می بندم که شما اصلا متوجه نشده اید که من در این درد دل چه نوشته ام. اگر متوجه می شدید، مطمئنا اینجور جوش نمی آوردید و نقش اصغر ترقه را در اینجا بازی نمی کردید.
از شما دعوت می کنم کمی به آن "درد دل" من با فردوسی فکر بکنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خود شیرینی هایت در این دوره آتش و خون و دود ، کافی نبود و با سوء استفاده از عنوان مسئول سابق این صفحه ، خودت را در امور لشکری و کشوری و دیوانی ایران و جهان هم دخالت میدهی ؟ !چرا تاکنون لال شده بودی و در مقابل فاشیسم راسیست پان ترک که علیه انسانهای قربانی جمهوری اسلامی هستند ، و توهین میکنند ، قد علم نکردی . جدا شده های مجاهدین هم یک دست بقلم بی مزه ای مثل تو دارند . من هر وقت اسم ترا اینجا می بینم فکر کردم آن شخص هستی .
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بله جناب "به ANONXMUSj"،
این دیدگاه فاشیستی را هم می شناسیم. این دیدگاه، خود را صاحب این سرزمین می داند و دیگران را مهاجر و به روی خودش هم نمی آورد که خودش هم مهاجر است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرق کرد با ترک اینست که کردها یکی از اقوام اصیل ایرانی هستند و سزمینشان در خاورمیانه است . ولی ترکها اقوامی گله دار و مهمان هستند که بخاطر دامپروری وارد فلات ایران شدند و کنگر خوردند و لنگر انداختند و حالا از میزبان خود طلبکار شده اند . آذری ها هم اقوام آتش پرست زردشتی ایرانی هستند که بر اثر هجوم مغول و بیگانه زبانشان ترکی شده است . دولت های آینده ایرانی باید همچون گذشته از آنان ترک زدایی کنند . .گرنه باید با آنان مثل ترکها مهاجر به ایران نگریست و آنان را به دشتهای وسیع آسیای میانه در بالای دریاچه آرال و آمودریا و سیردریا فرستاد . معمای تجزیه طلبان با همت مردم ایران به راحتی قابل حل است حتا اگر 24 ساعت در این سایت عرق بریزد و چانه بزند .
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی عزیز،
شما در مورد درد دل من با فردوسی، متوجه اصل مطلب نشده اید و همین یک جمله نظر شما را جلب کرده و قلقلکتان داده است و به آن جسبیده اید.
اگر از جنبه انسانی به مسئله جدایی و استقلال نگاه کنیم و در باتلاق میهن پرستی و ایران پرستی غرق نشویم، نه فقط شهر سلماس بلکه شما هم بعنوان یک فرد یا یک خانواده در کشور خودتان (و نه در کشوری دیگر) حق جدایی دارید. هر انسانی حق تعیین سرنوشت خودش را دارد حتی دی یک ملک مشاع.
من در آلمان زندگی می کنم ولی آلمان کشور من نیست. من نمی توانم اینجا ادعای استقلال بکنم. اگر هم چنین ادعایی بکنم، مردم آلمان به حرف من گوش می دهند و با منطق، حرف مرا رد می کنند. کسی مرا راهی تیمارستان نمی کند. ممکن است در این میان گیر فاشیستها بیفتم و سالم به خانه ام نرسم، که در این صورت هم پلیس آلمان از من حفاظت می کند. مردم آلمان دیوانه نیستند که مرا به تیمارستان بفرستند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به نظر میرسد روی سخن شما با مسئول کامنتهاست و من هم کاری به این ندارم که سلماس حق جدایی دارد یا ندارد یا آذربایجان حق جدایی ندارد و جدایی خواهی اینجا پان تورکیسم است و جدایی خواهی کردها در ترکیه عین مدرنیته است و هزار و یک تناقضی که در حرف و عمل دارید. فقط این رو بگم که خوشبختانه در اروپا رواداری فراوانی در مورد نظرات مخالف وجود دارد و امثال شما کمتر پیدا می شوند که هم از صبح علی الطلوع تا شام صحبت از دموکراسی کنند ولی در عمل به فکر خرد کردن دک و دنده صاحبان نظرات دیگر باشند. فرق بین آلمان و ایران هم همین چیزهاست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب رازی شما،آیا خبر ندارید ترجمه ترکی وحتا نشر فارسی شاه نامه فردوسی توسط انتشارارت پروکرس مسکو که تحت نظر حزب کومنیست اتحاد شوروی منتشر شده است؟حالا چرا رفییق بافراف واستالین را به سخره گرفته اید.اینها که به شما خدمت کرده اند.آقای رازی لطفا ادرس اشتباهی ندهید ویک کمی صداقت داشته باشید
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جالب است؛ سلماس حق جدائی دارد؟!!!
"سلماس شهری است در ایران و تا وقتی که جدا نشده، جزوی از ایران است. جدایی هم حق آنهاست".
لابد شما که در ... آلمان زندگی می کنید و با جمعیت 1.5 میلیون نفر، حق جدائی دارید؟ من مطمئن هستم که در هرجای ایران شما این حرف را بزنید مردم بشما می خندند و سخن تان راجدی تلقی نمی کنند (چون ما در اینجا)، اما اگر شما این سخن را در قلب اروپا وسط میدان شهرتان بزنید یا راهی تیمارستان تان می کنند ویا سالم بخانه تان نمیرسید. در مورد تقسیم اراضی ایران؛ خدمتتان عرض کنم که ایران ملک مشاع است و جدائی ناپذیر!!! ملک مشاع = ملک متعلق به شهروندان کشور، که تقسیم ناپذیر است! ساکنان همه استانهای ایران، بدرستی خود را مالک سلماس می دانند؛ شهروندان سلماس هم خود را مالک وجب به وجب خاک ایران!
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب معما، نوشته اید: "بحث بر سر این است که با احترام به ارزشها و احساسات مردم، زمینه زندگی مشترک تداوم یابد." من با حرف شما صد در صد موافقم.
در ایران فرهنگهای متفاوتی نه فقط در کنار هم بلکه حتی با هم، وجود دارند.این صحنه رنگارنگ بسیار زیباست. هماهنگی این رنگها صحنه بسیار زیبایی را بوجود می آورد. اگر بتواینم این هماهنگی و اشتراکات را حفظ کنیم، بسیار خوشبخت و موفق خواهیم بود.
متاسفانه بعضی ها جور دیگری به این صحنه نگاه می کنند. آنها فقط تفاوتها را می بینند و آنها را برجسته می کنند.
من به هیچوجه موافق جدایی این فرهنگها و این مردم رنگارنگ از هم نیستم. ولی حق جدایی را به رسمیت می شناسم.
یزد با کردستان و آذربایجان فرق دارد. من این را خوب می دانم ولی چه نتیجه ای می خواهیم از این تفاوت بگیریم؟ نتیجه گیری من این است که با وجود تمامی این تفاوتها، ما می توانیم و بسیار انسانی و زیباست که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مسئول، نوشته اید سلماس شهری است در ایران و تا جایی که جدا نشده جزو ایران است. خوب که چی؟ ارتباط این قسمت از نوشته تان با بقیه نوشته تان چیست؟ می خواستید بفرمایید تا وقتی جدا نشده باید مطیع ارزشهای غالب باشد؟
ببینید، در ترکیه آن جمله مشهور آتاتورک را که ترجمه اش میشد خوش به حال کسی که بگوید من ترکم را برداشتند هرچند که خوشایند بسیاری از مردم ترکیه بود. دیگر نگفتند که مثلا دیاربکر جزوی از ترکیه است و تا وقتی جزو ترکیه است ..... این نشان می دهد که آنها کم کمک دارند در مسیر درست قرار می گیرند.
یک بار برای همیشه ایمان بیاوریم به اینکه یزد با کردستان فرق دارد. اگر این را قبول کنیم، قبول خواهیم کرد که ایران متشکل است از ملیتهای فرهنگی یا قومیتها یا جوامع فرهنگی مختلف (وارد تعریف جامعه شناسانه اش نمی شوم).

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مسئول کامنتها، درددل بسیار جالبی بود و احتمالا اگر فردوسی می‌توانست، به آن در وزن "فعولا فعولا فعولا فعول" یک جواب شایسته می‌داد. بنظر من عشیره‌پرستان با مطرح کردن بحثهای جانبی سعی می‌کنند اصل مسئله را به فراموشی بسپارند. اینها شب و روز با دروغ و تحریف در صدد اثبات این مطلب هستند که رژیم جمهوری اسلامی یک حکومت پانفارسیست، آریاگرا و فردوسی‌پرست است. این کار جمهوری اسلامی پته دروغگوئیهای این حضرات را روی آب می‌اندازد و همانطور که می‌بینید لام تا کام در این مورد حرفی نمی‌زنند. مشکل اصلی اینجاست که هیچکدام از این حضرات نه شاهنامه را خوانده‌اند و نه از تاریخ آن اطلاعی دارند. مثلا اینها نمی‌دانند که شاهنامه به عربی هم ترجمه شده است. یا نمی دانند که میرزا علی اکبر صابر (هوپ هوپ) و چند نفر دیگر در شمال رود ارس آن را به ترکی ترجمه کرده‌اند. اینها نمی‌دانند که ما انواع و اقسام شاهنامه‌های کُردی
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب معما من هم نگفتم که مجسمه فردوسی را در ترکستان علم بکنند. سلماس شهری است در ایران و تا وقتی که جدا نشده، جزوی از ایران است. جدایی هم حق آنهاست. وقتی جدا شدند، مجسمه همه ایرانیها را بریزند دور. کسی جلودارشون نیست و ایرادی هم به آنها نمی گیرد.
چنگیزخان مغول در ایران و هند و بسیاری جاهای دیگر منفور است ولی مجسمه اش را در مغولستان علم کرده اند و گوری برایش ساخته اند و مهمانان خارجی را به آنجا می برند و دسته گل پایش می ریزند.
نادر شاه در هندوستان منفور است ولی در ایران ارج و قرب دارد.
من هم نمی دانم آیا مردم سلماس موافق برداشتن فردوسی هستند یا نه. اگر رای گرفته شده باشد و مردم سلماس به برداشتن آن رای داده باشند، مطلب دیگری است و برداشتن آن به دستور شهردار و فرماندار مضوعی دیگر.
تا آنجچایی که من در اخبار توانسته ام دنبال کنم، نمایندگان سلماس و آذربایجان به برداشتن آن اعتراض کرده اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فکر می کنم بهتره مسائل ساده رو پیچیده نکنیم. خودتون میگید فردوسی بر علیه ترک و عرب نوشته (حالا به سبب وظیفه ای که احساس میکرده یا هر چیز دیگه). حالا چرا ترک و عرب باید مجسمه همچبن شخصی رو علم بکنن؟ عزیز من، شما همین مجسمه رو مثلا در عربستان برپا کن، زیرش هم بنویس 《ز شیر شتر خوردن و سوسمار ....》. بعد اگه مردی، واستا بگو این مجسمه رو من ساختم. ببر مجسمه هیتلر رو در لهستان بلند کن، ببین مردم 5 دقیقه تحملش میکنن یا نه. نمی خوام فردوسی رو با هیتلر مقایسه کنم، ولی مردم آذربایجان (بر اساس شناختی که دارم و شاید هم اشتباه باشه)، احساس مثبتی نسبت به این شخصیت تاریخی ندارن. حالا نمی دونم چه اصراریه که مجسمه کسی که مردم دوستش ندارن جایی باشه. آیا مردم سلماس اعتراضی به برداشته شدن این مجسمه کردن یا از این ماجرا خوشحالن یا بی تفاوتن؟ ببینید، نکته کلیدی اینه.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
معیار و سند محکم اهل ادب و ایران دوستان چگامه معتبر و تاریخی استاد شهریار است که تحت عنوان ..
منظومه ای بلند د رذکر مفاخر ادب و هنر ایران ..دیوان شهریار صفحه 361.جلد سوم .
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب دوستدار ایران،
اولا از دعای خیر شما تشکرات فراوان می کنم.
دوما توضیح نمی دهم به این دلیل که اصلا قرار نیست توضیحی بدهم. اگر شما خواهان توضیح هستید، می توانید همانطور که قبلا و بارها اعلام شده است، ایمیلی به آدرس info@iranglobal.info بفرستید و توضیح بخواهید.
سوما در مورد کامنت شما راستش را بخواهید من کمی برخلاف مقررات سایت عمل کرده ام. کامنت شما اصلا نباید منتشر می شد ولی من بخش غیرقابل انتشار آن را نقطه چین کرده و انتشارش دادم. بر اساس ضوابط سایت:
هدف ما ایجاد محیطی دوستانه برای تبادل نظر است. آزادانه نقد، نظر، خبر، تفسیر، تحلیل و... بنویسید اما خواهش می کنیم بدون نام بردن از اشخاص حقیقی و حقوقی در کمال امنیت برای خود و دیگران فضایی ایجاد نمائید که بدور از توهین و اتهام و جوسازی و مسموم کردن محیط تبادل نظر باشد. توجه داشته باشید کامنتهایی که این موارد را در نظر نگیرند، منتشر نخواهند شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مسوول سابق کامنت ها ـ بجای این کلی گویی ها و خودرا بی تقصیر نشان دادن ها بطور مشخص توضیح دهید چرا کامنت های من و امثال مرا سانسور کردید. مثلا کامنت من زیر مقاله "فرماندار رژیم در سلماس از برچیدن تندیس فردوسی دفاع کرد" از نیمه سانسور شد. من کامنت اعتراضی هم نوشتم که چرا نصف کامنت مرا حذف کردید و نقطه چین گذاشتید. یک کلمه پاسخ ندادید. در عوض هرچه کامنت پر از توهین و مسخرگی ضد ایران و ضدفارس و ضدفردوسی بود عینا منتشر کردید. حالا هم خود را به مظلومیت میزنید. خیلی خوشحالم که دیگر مسوول کامنت ها نیستید و آرزو دارم دیگر هرگز مسوول این کار نشوید.