نقدی بر«مقاله ی زبان مادری و رابطه آن با مراسم شعر و موسیقی » از کریم عبادی

وضعیت متهم در مقاله ی کریم عبادی:
نوشته «کریم عبادی» برای وارد کردن اتهامات «وابسته به حکومت-مجاهدین-فعال ناصادق» و
تخطئه تلاشهای فعال مدنی علیرضا فرشی استاد اخراجی دانشگاه آزاد بین المللی جلفا ست .
به گزارش خبرگزاری هرانا، طی روز جاری شنبه ۲ اسفند ماه یکی از گردانندگان صفحه فیسبوک کمپین کسب مجوز رسمی برای گرامیداشت روز جهانی زبان مادری در ایران به نام علیرضا فرشی یئکانلی توسط ماموران امنیتی در تهران دستگیر و به بازداشتگاه اوین منتقل شده است. روشن است که تبلیغات از کداف طرف جاری بود.

 

 

آ.ائلیار

وضعیت متهم درمقاله کریم عبادی:

« زبان مادری و رابطه آن با مراسم شعر و موسیقی – بخش اول-دوم-سوم»
که توسط «کریم عبادی» نوشته شده،برای وارد کردن اتهامات «وابسته به حکومت-مجاهدین-فعال ناصادق» و 
تخطئه تلاشهای فعال مدنی علیرضا فرشی استاد اخراجی دانشگاه آزاد بین المللی جلفا ست . 
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی روز جاری شنبه ۲ اسفند ماه یکی از گردانندگان صفحه فیسبوک کمپین کسب مجوز رسمی برای گرامیداشت روز جهانی زبان مادری در ایران به نام علیرضا فرشی یئکانلی توسط ماموران امنیتی در تهران دستگیر و به بازداشتگاه اوین منتقل شده است. 

علیرضا فرشی سال گذشته نیز در چنین روزی در تهران به همراه تعداد دیگر از فعالان آذربایجانی توسط ماموران امنیتی با هجوم به مراسم بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود و در نهایت اردیبهشت ماه ۹۳ با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

مقاله مذکور درسایت درج شد و نقد مطالب آن از طرف خوانندگان
و سایت آغاز شده. تا امروز سه شنبه کامنت های زیاد و دو مقاله در نقد نوسته ی کریم عبادی در سایت منتشر شده است.
علت انتشار نوشته ی عبادی را چنین نوشتم:
«چرا این مطلب را درج کردم ؟ باید عرض کنم که ما خیلی وقتها مطالب زیادی در مورد فعالان آذربایجانی دریافت میکنیم که همه ی این نوشته ها مشخصات یکسانی دارند:
1- اتهام زنی به افراد
2- تفرقه و اختلاف افکنی بین فعالان
3- وابسته جلوه دادن اشخاص
و...
این نوشته که انتشار یافته یکی از اینهاست. من آگاهانه این نوشته را منتشر کرده ام که خصوصیات این نوع نوشته ها در سایت
مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
و حساب دست ارسال کنندگان این نوع نوشته ها بیاید.»
و حال که «به گزارش خبرگزاری هرانا،طی روز جاری شنبه ۲ اسفند ماه علیرضا فرشی یئکانلی توسط ماموران امنیتی در تهران دستگیر و به بازداشتگاه اوین منتقل شده است. »
روشن میشود کریم عبادی «چه کسی را و چرا » در این مقاله ی سه قسمتی مورد اتهام زنی قرار داده است. و روشن شده که چرا علیه علیرضا فرشی یئکانلی تبلیغات راه انداخته است. و این مقاله و تبلیغات از کداف طرف جاری بود.

محمد احمدی زاده

به محض مشاهده عنوان این نوشتار«زبان مادری و رابطه آن با مراسم شعر و موسیقی – بخش اول-دوم-سوم»،
به عنوان یک آذربایجانی که سر و کارش با موسیقی و ادبیات می باشد خیلی خوشحال شدم. اما پس از خواندن مطالب آن، مشاهده نمودم متاسفانه بر خلاف عنوانش نه از موسیقی خبری است نه از رابطه آن با زبان مادری.
در رابطه با نقد این نوشته، سوالی که به ذهنم می رسد:
چه چیزی مهم است؟ اولویت بندی ها کدامند؟
جدای از قشر کمی از جامعه آذربایجان که از وضعیت اسف بار هویت مردمشان آگاهی یافته اند و هر گونه فرصت را جهت بیان خواسته های هویت طلبی و زبان مادری شان مغتنم می شمارند، اکثریت قریب به اتفاق مردم، در حال حاظر چیزی که برایشان اصلا هم اهمیت چندانی ندارد، هویت شان می باشد.
مردم عادی و عوام را از لحظ دغدغه فکری شان می توانیم به سه قشر تقسیم کنیم
1) آنهایی که در فجیع ترین درجه فقر و نیستی به سر می برند. دغدغه شان کسب لقمه نان روزمره شان می باشد.

2) قشر متوسط که مسئله اصلی برای اینها به عنوان مثال سرعت اینترنت می باشد و به محض بالا رفتن سرعت آن، هر کدام تاب لت و گوشه های تلفن مدل بالا به دست میگیرند و از آزادی های یواشکی که دولت در اختیارشان می گذارد، لذت می برند
3) آنهایی که به میمنت بی عدالتی ها، صاحب ثروت های آنچنانی شده اند. دغدغه فکری اینها، خرید اتومبیل های امریکایی ارس پلاک گران قیمت ، خرید خانه دوم به صورت مخفیانه و به دور از چشم شریک زندگی شان برای معشوقه های دوم و سوم و... هست.

دوست عزیز! حال شما برای مردم ما از همایش بین المللی زبان ترکی در ایران صحبت می کنید؟
در حالت عادی اش هم، مخاطب سمینارها و گردهمایی های علمی و مقاله هایی که در آنها ارائه می شود، قشر متخصص و اهل فن می باشد، تا چه برسد به وضعیت فعلی که همایش زبان ترکی برای مردم ترک زبان کشور مان به همان اندازه اهمیت دارد که همایش کنه شناسی و امثالهم دارد. 
به نظر من شب شعر ها، کنسرت های موسیقی، حرکت ها و کمپین هایی نظیر گرامیداشت روز زبان مادری بیشتر از سمینار های فوق روی مردم عادی تاثیر می گذارد. 
این رسم همه حکومت هاست که سعی دارند از هر گونه حرکت مردمی سوء استفاده نماید و بهره های لازم را از آن بردارند. در چنین شرایطی چاره کار کناره گیری و پشت پا زدن به آن حرکت نیست

کریم عبادی! جوابتان را فقط با استناد به نوشته های خودتان می دهم. کار را بایستی به اهل فن سپرد. آنطوریکه پیداست هیچ شمه ای آشنایی به شعر و ادبیات و موسیقی مان ندارید، بنابراین طبق نوشته خودتان، جنابعالی لیاقت نظر دادن در مورد شعر و موسیقی را ندارید و این امر را بایستی به عهده اهل هنر بسپارید.

در ضمن حداقل پنج، شش نفر از اعضای علمی همایش زبان ترکی دانشگاه علامه طباطبائی از دوستان بسیار نزدیک من هستند و در طول سالیان طولانی آشنایی مان حتی به اندازه سر سوزن هم نشیدم که همچون شما گستاخی به خرج بدهند و فعالیت همه دوستان ادبیاتی و اهل موسیقی را به باد سخره بگیرند. 
نقطه دیگری که بایستی بدان اشاره کنم، اینست که همایش های تورکولوژی مانند همایش اردیبهشت آتی در دانشگاه علامه طباطبایی همه ساله در دیگر نقاط دنیا برگزار می شود. شما فکر می کنید اگر این همایش آتی نیز به جای اینکه در ایران برگزار می شد به فرض به قزاقستان منتقل می شد، واقعا ضربه مهلکی به حرکت ملی آذربایجان وارد می کرد؟ 
جناب عبادی! این همایش یک همایش علمی است. و مقاله هایی هم در آنها ارائه می شود کاملا تخصصی هستند و مخاطب آنها هم تورکولوژیست ها می باشند و اکثر دوستان تورکولوقی هم که من می شناسم به دور از سیاست بوده و تمرکزشان روی بحث های زبان شناسی می باشد. به جرات می توان گفت تاثیری که آشیق .... روی مردم عادی آذربایجان می گذارد، دوست صمیمی تورکولوق من نمی گذارد. باز هم تاکیدم اینست، در مواردی که تخصص ندارید وارد بحث نشوید. اگر می خواهید در راه آزادی و شکوفایی مردم آذربایجان قدمی بردارید، ببینید در چه موضوعی توانایی دارید در آن حیطه وارد فعالیت شوید.

قهرمان قنبرى

ائليار جان با عرض جسارت خطاب اولم به شماست،شما چند روز است كه اعتراض مى كنيد كه ايران گلوبال دادگاه نيست و بدون مدرك و شواهد نمى توان كسى را متهم كرد،و ايران گلوبال جاى اين حرفها نيست!خوب من با شما هم رأيى مى كنم ولى رفيق گرامى شما خود هم مطلبى انتشار داديد كه در آن كسى يا كسانى را جاسوس معرفى مى كنند،آيا اينكه فلان سايت خبر دستگيرى يكى را انتشار داد يا اگر پدرش شهيد شده يا فرد با خصوصيات مذهبى است دليلى قانع كننده اى براى اتهام زدن به كسى كه غايب است هست،كه شما اين مطلب را انتشار داده ايد.لازم به استحضار است كه كسان بسيارى در جمهورى اسلامى هستند كه فرزند شهيد يا خانواده شهيد هستند و الان در زندان هستند،مانند مهندس طبرزدى و هزاران نفر ديگر،شما الان ممكن است خبر دستگيرى يكى را درج كنيد آيا دليل است بر همفكرى شما با خبر فرد زندانى كه درج كرده ايد؟مذهبى بودن يا در محرم در فيس بوك مطلبى مذهبى

به اشتراك گذاشتن هم دليل مخبر يا جاسوس بودن كسى نيست.با عرض جسارت انتشار اين اتهام نامه هم عرض انتشار اتهام نامه هاى اقاى ابراهيمى است.
اما خطاب به اقاى عبادى،
اولا كسى در داخل ايران هزينه مى دهد و با به جان خريدن زندان و شكنجه كارى انجام مى دهد اجازه اى به كسب اجازه از شما يا من يا هر كسى ديگرى ندارد،دوما با اينكه بنده با فرد مزبور شايد اختلافات عقيدتى داشته باشم،اما فرد مزبور يكى از افراد دلسوز و سخت كوش مى باشد كه تنها جرمش اين است فرزند شهيد است،و اين را بعضى ها بعنوان چماق عليه شخص مزبور استفاده مى كنند كه شديدا غير اخلاقى است.

سوما سود و زيان اين عمل را افراد هزينه دهنده مى توانند تعيين كنند شما كه هزاران كيلومتر دورتر از وطن در جاى گرم و نرم نشسته ايد مى توانيد نظرتان را بگوييد وانگهى اين حركتى مدنى است و حركت ملى اذربايجان هم حركتى مدنى است،كسى نه كار مخفيانه مى كند و نه مى خواهد بمب گذارى كند كه حكومت شناسايى كند يا نكند و اتفاقا برجسته كردنش به صورت مدنى و علنى و قانونى از صدها كار راديكال و يا عمليات پيچيده ناپلئونى موثرتر است،اين نظر هزينه دهنده ها و برگزار كننده ها در داخل كشور است و منهم موافق هستم و شما مخالف هستيد خوب نظرتان يا با استدلال بيان كنيد،چرا با تهمت زدن بدون مدرك و بچه گانه،مسله را شخصى مى كنيد.
اما اينكه فكر مى كنيد هر كس در داخل اقدامى مى كند و حكومت به دارش مى زند از ترس موهوم شما نشات مى گيرد در مقياس كلان تر اين اتهام را اپوزسيون خارج نشين به نسرين ستوده ها يا محمد نوريزاد ها هم مى زنند،بنده فكر مى كنم شما در داخل كشور فعاليت سياسى نكرديد و حالا كه كسانى بدون ترس و در نظر گرفتن هزينه اينكار را مى كنند حسادت و بدبينى باهم توام شده و دست به تخريب اشخاصى مى زنيد،باز تاكيد مى كنم كارتان غير اخلاقى است

متاسفانه بعضى ها بى عمل نشسته اند خودشان كارى نمى كنند و نكرده اند و اگر كسى هم كارى كرد سعى مى كنند با تهمت و افترا سنگ اندازى كنند،انتقاد كردن با متهم كردن فرق مى كند،انتقاد لااقل بايد همراه با رعايت اخلاق باشد،و وقتى هم كه كسى خود را پژوهشگر ادبيات اذربايجان معرفى مى كند بايد بيشتر رعايت اخلاق را بكند!
من خود انتقاد داشتم كه اصولا فقط بر زبان توركى تاكيد نمى كردند،چونكه اين مسله بلوچ،عرب،كورد يا ديگر قوميتها هم بود،پتانسيل اين خلقها هم بايد بطور هماهنگ بكار برده مى شد،اما اينكه بصرف انتقاد كردن،هزاران تهمت و افترا به طرف مقابل بزنى.همون كار جمهورى اسلامى مى شود.
بعضى از دوستان ناراحتند كه هر كسى كارى مى كند بايد از انها تاييديه بگيرد،چناچه انها صاحبان اين حركت هستند و هر حركتى بدون إذن انها در حكم كفر است،اما خوب كسى كه هزينه مى دهد و در ميدان نبرد است 
اخلاقا احتياج به مجيزگويى و اجازه گرفتن از كسى ندارد.

آ.ائلیار 

قنبری گرامی،
انتقاد شما وارد است و من سخن شما را می پذیرم. در ضمن با نظر شما در این کامنت موافقم هستم. 
درست است فرزند شهید بودن یا پخش خبر در مورد شخص در این یا آن رسانه دلیل بر وابستگی نیست.
نه نویسنده را می شناسم و نه طرف مقابل او را. اما همانطور که نوشته ام نویسنده حق ندارد در مورد دیگران حکم صادر کند.ما در سایت تبادل فکر میکنیم و با کارهای دیگر اشخاص سروکاری نداریم.

اما اینکه چرا این مطلب را درج کردم ؟ باید عرض کنم که ما خیلی وقتها مطالب زیادی در مورد فعالان آذربایجانی دریافت میکنیم که همه ی این نوشته ها مشخصات یکسانی دارند:
1- اتهام زنی به افراد
2- تفرقه و اختلاف افکنی بین فعالان
3- وابسته جلوه دادن اشخاص
و...
این نوشته که انتشار یافته یکی از اینهاست. من آگاهانه این نوشته را منتشر کرده ام که خصوصیات این نوع نوشته ها در سایت
مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

و حساب دست ارسال کنندگان این نوع نوشته ها بیاید. فکر نکنند کسی ماهیت این مطالب را نمیداند. و در ضمن جواب لازم را در یافت کنند. کسی خیال نکند که با کودکان طرف است. توسط تحلیل این نوع نوشته ها برای ما مشخص است از کجا میایند و چه سیاستی را دنبال میکنند. 
خواستم نمونه ای از صدها مطلب بدست دهم و یکبار با این نوع نوشته ها در سایت تصفیه حساب کنیم. اینطوری نباشد که ما مدام آنها را به سطل زباله بفرستیم. یکبار هم در انظار مورد نقد و بررسی قرار دهیم تا خیال نکنند کسی از این گونه «شگردها» سر در نمیاورد و یا می ترسد. اینان از فرمولی استفاده میکنند که در کامنت بالا نوشته ام. اگر سخن خردمندانه ای دارند بفرمایند. این حرفهای بی منطق و دلیل قابل توجه نیست . اگر خیال میکنند می توانند مطالب خردمندانه و منطقی مطرح کنند در سایت باز است و مطالبشان را درج میکنیم. اما این مطلب که یک نمونه از صدهامطلب است به اندازی نوک سوزن دارای «خرد و منطق » نیست.

چون پدر فلانی شهید است و دولت هم در رابطه با خانواده ی این کشته شده به دو مورد از دهها مورد وظایف خود عمل کرده باید مهر وابسته بخورد. از این توخالی تر دیگر نمی شود دلیل آورد. یا اینکه خبر شخص در فلان جا پخش شده پس این شخص به فلان جا وابسته است.این هم از دلیل های بازجویان رژیم است. والله خیال میکنند مردم نان را با گوششان خورده اند و دست راست و چپ خود را نمی شناسند. 
اجازه بدهید بیایند حرفشان را بزنند مردم ببینند چه در چنته دارند.

نویسنده آمده میگوید «زبان » و « شعر و هنر» ربطی به هم ندارند! کدام اندیشمندی چنین بیخردانه حرفی زده است؟ چند کتاب در این مورد خواننده ای که گفته ربطی ندارند؟
دلیلت چیست که ربطی ندارند.شاعر بدون زبان میتواند شعر بگوید؟ پس حتما سنگها هم شعر میگویند.
شاعر قبل از شعر باید به زبان تسلط داشته باشد. موسقی از زبان و شعر تغذیه میکند. و شعر از موسقی.  و زبان با هر دوی اینها تکمیل میشود و بارور. 
والله من نمیدانم این درسهای بیخردانه را کی و کجا مطرح کرده اند که ما خبر نداریم.؟ در دنیای دانش و انترنت آدم از دیدن چنین کوته فکریها شاخ در میاورد.
به این کارها و افکار کودک 12 ساله ی اروپایی خنده اش میگیرد. اندیشه در آذربایجان 500 سال عقب رفته است. آدم صمدبهرنگی را مقایسه میکند بااین آدمها
می بیند حداقل 500 سال عقب مانده اند. آخه دوستان من سئوال دارید حالا همه جا کتابخانه است بروید ده تا منبع را مطالعه کنید بعد بیایید  حرف بزنید
این جوری که نمیشود گفت، "من زبان و چه وچه خوانده ام "، ولی  آمدی اینجا «ایکی اششکین آرپاسین بوله بیلمیرسن»! هنوز ار ربط عناصر یک چیز سر در نیاوردی.
 میخواهی شعر و موسیقی را حذف کنی؟ بابا شما دیگر از کدام کره آمده اید؟...

در دنیایی که «مراسم نوبل» در برابر سیاست دولا و راست میشود خیال میکنید «همایش تورکلوگ ها» از چنبره ی سیاست 
آزاد است و مستقل است؟ اگر چنین فکر کنید روشن است که نه تنها از «شعرو هنر»آگاهی ندارید، بل از سیاست هم بی اطلاع اید.

برگرفته از: 
کامنتهای ایران گلوبال
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-جای تمام دوستان ترکان تبعید شده هویت طلب ،زندانی هویت طلب،انسانهای آزادیخواه،زندانی های راه سعادت بشریت خالی،دیروزدرتالار وزارت کشور،درست درون چشمان حاکمیت نژادپرست وبه کوری خودفروشان ومنحرفین ونق زن بی عرضه ونامردان خودفرو، موسیقی ترکی آزری توسط گروه دالغا،به سرگروهی چنگیزمهدی پوراجراشد.حمایت ترکان وروشنفکران آزادیخواه وبانهایت شور وشعف برقرارشدودیشب راازروزهای خوش خودوخانواده ام حساب میکنم.نمیدانید جوانان چکارمیکردندجلوی این موج ومطالبات راهیچ قدرتی حتی خایینین نخواهدتوانست سدکرده ویامنحرف کند.انبوه مردم باشعارهای یاشاسون آزربایجان ویاشاسون تراختورطوفانی درست کرده بود.اینهابسادگی ایجادنشده وازتمام دوستان دموکراسی وازادیخویخواهی تقاضادارم به این موج کمک کنیدوباایرادهای بیخودی به دیکتاتوری کمک نکنید.استقلال طلبی حق هرملت است به آن بعنوان یک آزاداندیش توجه کنید.ملت هاراازخواستهای
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رژیم از یک طرف برنامه بازداشت یک فعال را می چیند و از طرف دیگر توسط یکی در رسانه ها تبلیغات و اتهامات علیه او راه میاندازد.
این حرکت امروز با باز داشت علیرضا فرشی یئکانلی به اثبات رسید.
ماهیت تبلیغات موجود ذر مقاله روشن بود و اکنون به واقعیت پیوست. رژیم هم بازداشت میکند و هم میخواهد شخصیت فعال را زیر سئوال ببرد و حتی برای او اتهامات واهی تدارک بیند.
مشخص شد «کریم عبادی – به اصطلاح پژوهشگر زبان و فولکلور از ونکوور کانادا» با تبلیغات و اتهام نامه اش» در چه جهت و طرفی چیز نوشته است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی روز جاری شنبه ۲ اسفند ماه یکی از گردانندگان صفحه فیسبوک کمپین کسب مجوز رسمی برای گرامیداشت روز جهانی زبان مادری در ایران به نام علیرضا فرشی یئکانلی توسط ماموران امنیتی در تهران دستگیر و به بازداشتگاه اوین منتقل شده است.

علیرضا فرشی استاد اخراجی دانشگاه آزاد بین المللی جلفا سال گذشته نیز در چنین روزی در تهران به همراه تعداد دیگر از فعالان آذربایجانی توسط ماموران امنیتی با هجوم به مراسم بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود و در نهایت اردیبهشت ماه ۹۳ با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.