موضوع انشا سیب است نه گلابی

یکی از ویژگی ها ی بارز این سازمان پذیرش حقوق اتنیکی مردمان کرد ، بلوچ ، ترکمن ، ترک بود و بطور پیگیر از حقوق شورای خلق ترکمن که 99 درصد ترکمن ها را پوشش می داد_ دفاع کرد . خلخالی جنایت کار 4 رهبر فدایی ترکمن را در جنگلهای شمال اعدام کرد . در کردستان پس از حزب دمکرات وکومله ، با نفوذ ترین سازمان توده ای کردستان بود که رو در روی نیروهای نظامی رزیم اسلامی ایستاد . این سازمان در بلوچستان دارای تشکلات وسیعی بود .استراتزی چریک ها دفاع از حقوق دمکراتیک مردم بود . پیشگام در مدارس و دانشگاهها ...

کاظم رنجبر 

گر وجدان دارید و ایران و ایرانی را دوست دارید این کامنت را پاک نکنید .ایران از زمانی که انگلستان پای به خاورمیانه گذاشت و هندوستان را مستعمره خود کرد قرن 18 و بعد به ترتیب مصر را بعد از گشودن کانال سوئز توسط فرانسویان تبدیل به مستعمره خود کرد ، رقابت بین روسیه تزاری و انگلستان ملکه ویکتوریا شروع شد .

در این رقابت ایران کشوری بود که بهای عظیمی را پرداخت و هنوز هم می پردازد . روسیه بخشهائی از ایران را متصرف شد . قفقاز ، شمال خراسان ، انگلستان با نفوذ خود در خلیج فارس و افغانستان بخشهائی از ایران و جزایر خلیج فارس را از ایران جدا کرد . ایران همین امروز هم قربانی این رقابت ها است . سازمان مجاهدین خلق با ماهیت اسلامی ساخته استعمار انگلیس و چریک های فدائی خلق با ماهیت مارکسیستی ساخته استعمار روس می باشد . همان ولادیمیر پوتین که پدرش ، و خودش در نظام کمونیستی عضو کا-ژ- ب- بود که می بایستی بعد از فروپاشی نظام کمونیستی محاکمه می شد ، همین فرد همین امروز رئیس جمهور روسیه سرمایه داری است و شخص ولادیمیر پوتین فرزند کمونیست و خودش هم کمونیست بود ، ثروتمند ترین فرد جهان است این واقعیت جهان سیاست . ایرانی هم تمام عمرش برای حسین تشنه لب عرب زاده دشمن ایران و ایرانی گریه میکند در حالیکه همان یزید پسر عموی همان حسین است. شمر لعنتی دائی ابوالفضل بود . آنها برای قدرت و چپاول ملت های مغلوب با هم می جنگیدند . وقتی که ملتی حتی قشر تحصیل کرده اش تاریخ وطن و دین اش را نداند ، آلت دست قدرت های استعماری می شود .

کاظم رنجبر دکتر درجامعه شناسی سیاسی از مدرسه عالی علوم انسانی پاریس

با عرض سلام و ادب ، آقای کیانوش توکلی ، ملت ایران حد اقل دویست سال با این دو قدردت استعماری یعنی انگلیس و روسیه مسئله دارد وبخش هائی از ایران هم بخاطر این سیاست از ایران جدا شده اند . ما باید بلا نسبت خیلی ساده باشیم که از کنار این واقعیت ها بگذریم .

خود من در راستای رشته تحصیلی خودم ، یعنی : جامعه شناسی سیاسی ، برای شناختن ماهیت نظام های کمونیستی ، در دوران قدر قدرتی آنان به عنوان جامعه شناس به اغلب کشور های کمونیستی رفته بودم وحتی در یکی از این مسافرت ها ، حزب توده از من دعوت کرده بود که آنان را در برلن شرقی ملاقات بکنم. من درتابستان سال 1976 به برلن شرقی رفتم (جریان این مسافرت را در جلد اول کتاب ام : برای دموکراسی در ایران ) بطور کامل توضیح دادم . در این مسافرت نور الدین کیانوری ، همراه با انوشیروان ابراهیمی ، برادر فریدون ابراهیمی ، از فرقه دموکرات آذربایجان ، از من پذیرائی کردند . بعد از دو روز برای من پیشنهاد کردند که با آنان یعنی حزب توده همکاری بکنم !!!! من بطور روشن و رو در رو گفتم : من آدم حزبی نیستم و من آدمی نیستم که دنبال کسی بیفتم : زنده باد مرده باد بگویم . !!! گفتند پس چرا به آلمان شرقی آمدید ؟ گفتم شما دعوت کردید من هم با هزینه خودم آمدم . البته نگفتم که من آمده ام تا «این بهشت سوسیالیزم را با چشم یک جامعه شناس ببینم که همه جا سیم خاردار است » هموطن عزیز استادان من در دانشگاه های فرانسه به دانشجویان خود یعنی فرانسویان می گفتند : اول بروید این «بهشت های کمونیستی را ببینید بعد کمونیست بشوید !!!» یعنی چی ؟ یعنی اول بروید این زندان های کمونیستی و این دروغ و تبلیغات کمونیستی را از نزدیک ببینید ، تا فریب این تبلیغات دروغین را نخوردید . همان انوشیروان ابراهیمی توسط رژیم خمینی همراه با جوانان فریب خورده اعدام شدند . متاسفانه ایرانیان مخصوصا جوانان ایرانی این امکانات را نداشتند که بروند این «بهشت های کمونیستی را ببینند !!!» . من در فرانسه زندگی می کنم نه در ایران . دولت فرانسه به شهروندان خود یک پاسپورت می دهد و می گوید هر کجای دنیا می خواهید بروید ، وقتی که که دلتان خواست به وطن تان بر گرید . بخاطر این آزادی ها است که فرانسوی فریب کمنیست ها را نمی خورد . آیا کشور های کمونیستی هم به شهروندان خود پاسپورت میدادند که شهروندان اش از« بهشت های کمونیستی » به جهنم سرمایه داری بروند ؟ نظام های کمونیستی یک دروغ سیاسی همراه با استبداد و جهنم دیکتاتوری بود . ولی متاسفانه خیلی از جوانان ایرانی و سایر ملت ها گول آنان را خوردند . من این واقعه را در جلد اول کتاب ام : برای دموکراسی در ایران را کاملا شرح داده ام . با احترام : کاظم رنجبر

محمد زمانی 

در اینجا بیش از ده سند میگذارم که نشان میدهد رسما سازمان اکثریت از خمینی رسما حمایت نمودند و رهبری ایشان را پذیرفتند .

http://www.iranian-fedaii.de/1-Asnad%20AT/AK.html

به اعتقاد من ایران گرفتار بلوگ شرق و غرب شد و اساسا انقلاب 57 یک برنامه ریزی برای اسلامیست شدن بخشی از خاورمیانه برای تقابل با کمونیست بود و دوستانه بگویم اکثر این سازمان ها هم خواسته یا ناخواسته فقط ابزار بودند .از اینکه سازمان فداییان مخصوصا اکثریت بعد از وقوع انقلاب رسما از اقای خمینی حمایت نمودند و شوربختانه برخی از کادر این سازمان تا اکنون هم حمایت نموده اند .فرخ نگهدار به عنوان نمونه ....این هم سندی از بیانیه فداییان اکثریت
.........http://www.iranian-fedaii.de/1-Asnad%20AT/S13/S13....

چریک 

آقای زمانی موضوع انشا سیب است نه خربزه.
در همه آن اسنادی که گذاشته اید حتی یک نمونه از سازمان چریکهای فدایی خلق تا تابستان 1359 وجود ندارد.

کیانوش توکلی 

دوست عزیز کاظم رنجبر گرامی / اینکه مجاهدین و یا چریک های فدایی ساخته انگلیس و یا روسیه است می تواند بعنوان یک ادعا طرح باشد ومدعی می تواند با ارائه مدارک + تحلیل و تفسیر خود آن را از دیدگاه خود به اثبات برساند . اینکه انقلاب ما را به قهقرا برد و منافع ملی ایران را نابود کرد و مردم را به فقر کشاند، یک چیز است ، اینکه ادعای مشخصی طرح می شود که چریک ها از ابتدا رهبری خمین را پذیرفتند، به تاریخ 500 سال استمار انگلیس بر نمی گردد ،بلکه فعالان سیاسی دوره مورد بحث ، هنوز زنده اند و می توانند شاهدتت دهند.

جناب زمانی، شما انگار تو باغ نیستی ،موضوع سازمان اکثریت نیست، یکبار شده حداقل تیتر مطلب را بخوان... داستان از این قرار بود که قبل از اینکه اکثریت و اقلیت درست شود؛ سازمانی بود بنام «چریک های فدایی خلق ایران» که از همان پیدایش جمهوری آخوندی با این نظام درگیر شد : اولین «رفراندم جمهوری اسلامی اری و یا نه » را تحریم کرد و با شجاعت غیر قابل تصوری ،علیرغم اینکه 98 در صد مردم(از جمله مجاهدین خلق) به جمهوری اسلامی رای داده بودند؛ مقابل مردم و رهبری مستبد خمینی ایستاد. اینکه رهبران حکومت اسلامی از چریک های می خواستند که سلاح هایشان را پس بدهند؛ انان زیر باراین فرمان نرفتند و سلاح هایشان را مخفی تر کردند. دفاتر این سازمان در سراسر ایران غارت شد و صد ها نفر دستگیر و دهها نفر اعدام و یا درگیری ها کشته شدند.

این سازمان با اینکه فاقد رهبران با تجربه و تئوریک بود وتنها با احساس سیاسی_ انقلابی ، راه را از چاه تشخیص می دادند. برخلاف نان به نرخ روز خواران سیاسی، حاصر نشدند که زیر بار فرمان رهبری جمهوری اسلامی بروند .در زمان دولت بارزگان به چریک های پیشنهاد شد ه بود که8 معاون وزیر به دولت بارزگان معروفی نمایند که بازهم پست و مقاوم آنان را قلقلک نداد. سازمان چریک های فدایی خلق این پیشنهاد را قبول نکردند . یکی از ویژگی ها ی بارز این سازمان پذیرش حقوق اتنیکی مردمان کرد ، بلوچ ، ترکمن ، ترک بود و بطور پیگیر از حقوق شورای خلق ترکمن که 99 درصد ترکمن ها را پوشش می داد_ دفاع کرد . خلخالی جنایت کار 4 رهبر فدایی ترکمن را در جنگلهای شمال اعدام کرد . در کردستان پس از حزب دمکرات وکومله ، با نفوذ ترین سازمان توده ای کردستان بود که رو در روی نیروهای نظامی رزیم اسلامی ایستاد . این سازمان در بلوچستان دارای تشکلات وسیعی بود .استراتزی چریک ها دفاع از حقوق دمکراتیک مردم بود . پیشگام در مدارس و دانشگاهها از دستاوردهای تشکل آنان دفاع می کردند و آنچه به رابط چریک ها و حاکمیت اسلامی بود، مقابله و درگیری سیاسی و نظامی بود و نه پذیرش رهبری خمینی .در فاصله 22 بهمن 57 تا تیر 59 این سازمان چریک ها بود که قهرمانانه در مقابل رزیم اسلامی ایستاد و این نکته ای است که دوستان علاقه ای ندارند به آن پرداخته شود و هرکسی داستان و قصه خود را باز خوانی می کند و کسی حاضر نیست که به سئوال پاسخ دهد.

آ.ائلیار 

استاد محترم جناب آقای دکتر رنجبر
بحث سر این نیست که «سوسیالیسم موجود خوب بود» و شما عنوان بکنید که «نه خیر بد» بود و من رفتنم دیدم. بحث سر این است
که شما بدون «دلیل-مدرک و سند» عنوان میکنید «فدایی روسی بود و مجاهد انگلیسی». این هر دو تاریخ هم آدمهاش زنده اند و هم سند و مدرک ها. که نه فدایی روسی بود و نه مجاهد انگلیسی. شما با این استادی چرا جلو چشم همه «جعل تاریخ» میکنید؟ اگر جوابی دارید بفرمایید. در غیر این صورت سخن خود را پس بگیرید که نادرست است. با احترام
**

ای « زمین و آسمانها»، 
و ای دریاها و خشکیها 
به داد ما برسید...وای از
دست این بی سند و مدرک سخن گویان... وآی...
از بیسوادی باسودان...
-از یک طرف آن دکتر ما با مقوله ی «ضریب هوش» نژاد پرستی راه انداخته، با نقل قول ازمؤسسات صد تا یک غاز.
-از این طرف این دکتر جامعه شناس پاریس ما «بی دلیل و مدرک» یک گروه را انگلیسی و دیگری را روسی میکند.
تازه دوقورت نیمش هم باقی ست که «دیگران»تاریخ خود نمیدانند و فقط ایشان است که تاریخ میداند و در دانشگاه پاریس 
بهش موقع تحویل دکترا گفته اند که «هر جا رفتی بدون مدرک و سند» حرف بزن؛فقط بنویس که دکتر از پاریس هستی.
-از طرف دیگر، امان از دست این «اژدر بهنام» : برای یک «جمله -که بابا فدایی رأی به حکومت نداده» رفته یک کتابخانه مدرک و سند آورده است. از 36 سال پیش. و «سوپر پروفسوری» خود را هم پاره کرده به دور انداخته.اصلاً حیف هم نگفته!

جناب دکتر جامعه شناس از پاریس! آخه چریک فدایی در 49 اعلام موجودیت کرد. و گروه های زیادی در تدارک تشکل و اعلام موجودیت بودند با تئوری مبارزه ی مسلحانه- در شهرهای بزرگ ایران از جمله تهران-تبریز-مشهد-اورمیه و...اینها خدا را بنده نبودند چه برسد به روسیه. نه چین را قبول داشتند ونه شوروی را. کتابهای اینان هم هست. نه پویان و نه احمد زاده و نه جزنی روسیه را قبول داشتند.
چریکهای مجاهد هم توسط حنیف نژاد و دوستانشان تشکیل شد و همه هم در جنگ خیابانی کشته شدند. اینها کجا با انگلیس رابطه داشتند ؟ مگر حرف زدن باد هواست که همینطور ول میکنید؟
پاریس با این کاغذ پاره هایی که به دست این و آن داده نه تنها آبروی خود را برد-آبروی ایران راهم برد.
خیال میکنید فدایی مرده دیگر وجود ندارد که انگ روسی می چسبانید؟
صدها و هزاران فدایی پیش از انقلاب و بعد از آن هنوز هستند و شهادت میدهند که مستقل بودند. من فدایی 49 و بعد از آن و بعد از 57 شهادت میدهم که فدایی در تئوری و عمل مستقل بود. در سند و حضور . آخه جناب با چه خیالی تاریخ ما و جلو چشم ما را جعل میکنی. هنوز که نمرده ایم. مسئله بعد از انشعاب هم روشن است. اکثریت تحت تأثیر حزب توده 1.5 سال به تئوری راه رشد رفت و بعد انتقاد کرد.
مجاهد در انقلاب از خمینی طرفداری کرد که سازمانشان را قبول کند و خمینی قبول نکرد -برعکس فدایی-و بعد هم درگیریشان با حکومت شروع شد.
**

می خواستم در مورد موضوع بحث «سازمان چریکهای فدایی خلق ایران» مطلبی بنویسم که دیدم کیانوش توکلی عزیز حق مطلب را در کامنت خود به« زمانی» فشرده و دقیق ادا کرده است. من به عنوان کسی که با جریان فدایی هم گذشته اند گزارش ایشان را تأیید میکنم و شاهد آن بودم. نفی کنندگان تاریخ فدایی بهتر است بدانند که دوران پیش از انترنت سپری شده است. اکنون همه چیز برای تشخیص غلط و درست ازهم دردسترس مردم قرار دارد. نمی توان با وجود شاهدان و بازیگران صحنه جعل تاریخ نمود.
از انقلاب به ترتیب داریم :
1-«سازمان چریکهای فدایی خلق ایران»50 -57
2-در 58 گروه اشرف دهقانی-حرمتی پور از سازمان جدا شد. اوایل بهار58 
3- و بعدها هم سازمان به اقلیت و اکثریت تقسیم گردید. خرداد 58
4- هر دوی اینها نیز بعد ها دچار انشعاب شدند.

5- اکنون در کناز سازمانها و گروههای فدایی افراد زیادی وجود دارند که «فعالان منفرد » نامیده میشوند و گذشته ی فدایی دارند . اینها با هیچ یک از گروهها و سازمانهای فدایی کار نمی کنند.

6- در سازمان (قبل و یعد از انشعاب) ،به ویژه بعد از انشعاب: نوشته اکثریت قابل توجه است که:تشکیلات از
-20 در صد کارگر-50 در صد جوانان-33 در صد زنان تشکیل میشد. 10 در صد آرای مردم را داشت. مقام سوم در کشور. 
در اورمیه هم با 15 هزار رأی مقام سوم را داشت.
تعداد اعضاء:حدود 20 هزار و سن متوسط در میان اعضا سازمان کمتر از ۲۴ سال و در میان کادر رهبری ۳۲ سال بود. 

- بحث مطرح اینجا در مورد «سازمان چریکهای فدایی خلق ایران» ست نه در پیرامون دیگر شاخه ها و زمانها.
- سلطنت طلب ها- ناسیونالیست های ضد چپ- گروههایی از مذهبی ها - حکومتی ها- به علت منافع و دیدگاه خطی خودشان 
میکوشند کلا خود و تلاشها و تاریخ چپ را نفی کنند. «با اتهامات-جعل تاریخ و جعل فلسفه فدایی». مثل همین دکتر جامعه شناس ما که اتهام روسی و به مجاهد هم اتهام انگلیسی میزند.یا مثل مصداقی . که تاریخ جعل میکند. یا مثل روشنفکران سر در آخور حکومت «پیام و نظریات و تئوری و فلسفه ی فدایی» را مسخ میکنند. تنها تلاشی که خود را و چپ را نقد کرده فقط خود جریان فدایی ست. 
از افراد گرفته تا سازمانها. پیش از هر کس خود سازمان اکثریت سیاست 1.5 ساله حمایت را غلط اعلام کرد. دیگر گروههای فدایی هم به علت «نقد در نقد » مرتب تقسیم شدند.

به علت اهمیت فوق العاده به نقد چپ کلا و عملا به دو بخش 
1-چپ کلاسیک یا سنتی
2- چپ مدرن یا چپ دموکرات یا دموکراتیک تقسیم شده است.
- چپ دموکرات بر خلاف چپ سنتی هنوز فلسفه ی مدونی ندارد.
چپ دموکرات کاری که کرده:
الف- نقد اصول کلاسیک
ب- پذیرش اصول دموکراتیک است.

--------
منابع
-ویکی پدییا
و 
http://iran-archive.com/start/2
http://iran-archive.com/start/3
http://iran-archive.com/start/1
http://iran-archive.com/start/47

 

سعید رضا

بعنوان یک فعال فدایی در ان دوران گواهی میدهم که سازمان چریکهای فدایی خلق تا مقطع انشعاب رهبرییت خمینی را نپذرفته بودند. بعد از انشعاب هم به نظر من انها میخواستند با توجه به تز راه رشد غیر سرمایه داری الگوی لیبی و سوریه... را با اتحاد و انتقاد دنبال کنند که این مسیله ناشی از تاثیر حزب توده ایران بر رهبری بخش اکثزیت سازمان فداییان بود که منجر به انشعابات متعدد و اشتباهات جبران ناپذیری گردید. مجاهدین در دوران قبل از انشعاب اقلیت/اکثریت ما را متهم به چپ روی میکردند و معتقد بودند این چپ روی زود هنگام در سازمان هایی مانند فداییان و مشخص تر در سازمان پیکار ( مقاله دیکتاتوری عبا و نعلین) گردش به راست را در حاکمیت و بسته شدن فضای سیاسی را در کشور تسریع میکند.

Farshin Kazeminia 

 

آقای کاظم رنجبر : این نکاتی که نوشته اید چه ارتباطی به "چریک های فدایی" دارد ؟ چرا بحث درست نقد به شوروی ( نه استعمار روس! - به قول جنابعالی - ) را با این بحث درهم می آمیزید ؟ راستش ادعای جامعه شناس بودنتان با این برخورد سطحی و غیرآکادمیک همخوانی ندارد .

برگرفته از: 
کامنتهای ایران گلوبال
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.