آیا برای اپوزیسیون راهی به پیش وجود دارد؟

در شرایطی که حکومت دینی درایران برای بقای خود بیش از پیش به گسترش خشونت دولتی و سرکوب روزانه در محیط کار وزندگی مردم، در کوچه وخیابان و زندان و باز داشتگاها روی آورده است و در حالیکه بخش بزرگی از مردم برای نشان دادن مخالفت خودبا وضع موجود از هر روزنه وشکافی در درون حکومت موجود سود می جویند، اپوزیسیون همچنان از تاخیر وتعلل در همگامی وهماهنگی های عملی و ضروردر درون خود رنج می برد.

در شرایطی که حکومت دینی درایران برای بقای خود بیش از پیش به گسترش خشونت دولتی و سرکوب روزانه در  محیط کار وزندگی مردم، در  کوچه وخیابان  و زندان و باز داشتگاها روی آورده است و در حالیکه بخش بزرگی از مردم برای نشان دادن مخالفت خودبا وضع موجود از هر روزنه وشکافی در درون حکومت موجود سود می جویند، اپوزیسیون همچنان از  تاخیر وتعلل در همگامی وهماهنگی های عملی و ضروردر درون خود رنج می برد.

 مبارزه برای دمکراسی و آزادیهای حزبی وفردی و فرهنگی، جدایی دین از حکومت، توجه به خواستهای ویژه اقلیتهای ملی و پذیرش برابری حقوق زنان با مردان و... میتوانند سرفصل مشترک همکاری همه احزاب، گروها، سازمانها و افراد فعال اپوزیسیون دموکرات در شرایط کنونی قرار بگیرد. در این راستا به سه نکته بطور خلاصه در این نوشته  پرداخته میشود. 

1- نکاتی که تا بحال برای اپوزیسیون نسبتا حل شده اند

ابتدا به نکاتی اشاره میکنم که به مقدار زیادی تا به امروز حل شده و دست اپوزیسیون دموکرات را برای برداشتن گام های بعدی بازتر کرده است. اولین گره بدست جنبش اعتراضی بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ گشوده شد. معترضین با شروع اعتراض به نتایج انتخابات  و شعارهای روشن برعلیه رهبر و پاره کردن و آتش زدن عکسهای او قداست و قدرت دینی و معنوی او را به چالش کشیدند.  بطوریکه آقای خامنه ای دیگرمثل سابق  وبدون چون وچرا قادر به اعمال  اراده خود برکشور نبوده و حفظ نیروهای وابسته به خود به هر قیمت وجلو گیری از ریزش بیشتر آن هارا به اولویت مبرم خود تبدیل کرده است.

 دومین عامل موثر برای نیروهای سکولار دمکرات، چرخش بیشتر مردم به پذیرش جدایی دین از حکومت است. بخصوص پس از درگیریهای جنبش اعتراضی مردم و کشتار وحشیانه آنها، دستگیری و شکنجه و تجاوز به جوانان بیگناه، ریزش نیروهای طرفدار رژیم سرعت گرفته و حتی بخشی از نیروهای اصلاح طلب که خواستار جدایی دین از حکومت هستند را بطرف اپوزیسیون رانده است. 

سومین عامل ، وقوع تحولات دامنه دار سیاسی در منطقه عربی خاورمیانه است.، جنبش های اخیر در این منطقه  که منجر به سرنگونی دیکتاتورها شده، هنوز مسیر تغییر و تحول را می پیمایند، اما علیرغم گرایشات دینی غالب در برخی از این جنبشها، بنظر میرسد که الگوی جمهوری اسلامی نمیتواند به راهنمای عمل آنها در برقراری حکومتهای جدید و تعیین مناسبات با جهان خارج تبدیل شود. علیرغم فرو کش کردن جنبش سبز در کشور، تحولات سیاسی دامنه دار در منطقه که هنوز هم ادامه دارد،  برای مبارزین درداخل و خارج کشور پشتگرمی وامید ایجاد کرده است.

 مسله چهارم به نفع اپوزیسیون، گسترش مقبولیت  مفاد منشور جهانی حقوق بشر در میان گرایشات گونا گون سیاسی دموکراتیک در اپوزیسیون ایران است. انقلاب تکنولوژیک درحال رشد و گسترش در وسایل ارتباط جمعی گردش اطلاعات را ابعاد بی سابقه ای بخشیده و کار حکومتهای دیکتاتوری و استبدادی را برای تداوم سرکوب و خفقان سیاسی بی نهایت دشوار ساخته  و امید وخوشبینی به آینده را در صفوف مبارزان راه آزادی در کشور گسترش داده است. میتوان گفت عوامل فوق، کارپایه فکری مبارزین را در مدت کوتاهی به جلو سوق داده است.

2-مسائل قابل بحث

 اولین گره بازنشده و نگران کننده، احتمال وقوع جنگ است. جمهوری اسلامی تاکنون با فریب کاری و بازی  با غرب برای خود وقت خریده و به فعالیتهای هسته ای خود ادامه داده است. عدم پایبندی به خواست جهانی و زیر پا گذاشتن اصول مورد درخواست سازمان آژانس اتمی و نا امید شدن گروه ۵+۱ در مذاکرات خود با هیئت جمهوری اسلامی و نگرانی دولت اسرائیل از بقای خود، باعث پر رنگ شدن گزینه جنگ و آنهم حمله نظامی به مناطق هسته ای ایران شده است. مسئله احتمال جنگ در این چند ساله باعث بوجود آوردن اختلاف در بین نیروهای اپوزیسیون و اتلاف وقت آنها شده و حتی موجب گسترش تضاد در میان بخشهای مختلف آن گردیده است. حکومت ایران توانسته است با کارت خطر جنگ بخشی از اپوزیسیون آزادیخواه را به هم آوایی ها و همراهیهایی با سیاستهای  خود وادار ساخته، و هر کس یا جریانی را که در این مورد در کنارش قرارنگیرد جنگ طلب و عامل غرب وستون پنجم دشمن معرفی کرده وبه اختلافات موجود در صف اپوزیسیون در این زمینه بطور گسترده ای دامن بزند. اما واقعیت اینست که غیر از جناح جنگ طلب حکومت دینی ایران، هیچ نیروی قابل محاسبه ای در صف اپوزیسیون دموکرات خواستارحمله نظامی غرب به ایران نبوده نیست.  

 مسئله دوم و قابل بحث، پراکندگی نیروهایی بالقوه  اپوزیسیون است که تا با حال نتوانسته اند بهم نزدیک شوند، بنظر میرسد نقش حکومت ایران در این پراکندگی، یکی از عوامل برجسته و عمده است. فعالیت پنهانی عوامل حکومت ایران در درون وحشیه اپوزیسیون و فعالیت آشکار لابی های آن به  یکی از مسایل در خور توجه تبدیل شده است. در این زمینه حکومت ایران  توانسته است با مهارت نیروهای محدود اما پر سر وصدایی را که  تحت عنوان مبارزه برای صلح و مخالفت با جنگ، مبارزه و دشمنی با غرب و به اصطلاح "امپریالیسم" را به اولویت خود تبدیل ساخته و مبارزه بر علیه استبداد دینی را به حاشیه رانده اند، مورد بهره برداری سیاسی قرار دهد. به همین دلیل هم هست که امروزه در تظاهرات علیه جنگ مسلمانان افراطی وبخشی از چپ هایی که خود را کمونیست و سوسیالیست می نامند عملا در یک صف در کنار هم قرار گرفته و آشکارا برقتل عام مردم بیگناه سوریه و تشدید سرکوب و اعدام وقتل سیاسیون در ایران چشم می بندند.

 یکی دیگر از دلایل پراکندگی نیروها، گرایشات نیرومند فرقه ای در میان بخشی از این نیروهاست که موانع بزرگی در نزدیکی و همگامی آنها ایجاد کرده است. ظاهرا کمتر جریانی حاضراست از گرایشات فرقه ای ودلبستگیهای گذشته که به آنها هویت بخشیده دست کشیده و بر اساس مشترکات واقعی موجود به تنظیم مناسبات خود با دیگران بپردازد.

 مسئله سوم که تا با حال به آن کمتر پرداخته شده عدم توجه به خواستهای بحق اقلیتهای ملی است که خواهان سهم ومشارکت به حق  در ساختار قدرت در کشورند. بی توجهی به این مسئله باعث شده که نیروهای مناطق ملی شرکت چشمگیری در اعتراضات دو ساله اخیر در درون کشور بر علیه جمهوری اسلامی نداشته باشند.  

مسئله چهارم تقسیم بندی اپوزیسیون  به داخل و خارج کشور میباشد. تا قبل از جنبش سبز، بین اپوزیسیون داخل و خارج کشور میشد خطوط پر رنگی را ترسیم کرد، ولی بعد از آن و با نزدیکی های قابل ملا حظه حاصله در نظر وعمل بین این دو بخش ، پر رنگ کردن خطوط افتراق بین این دو اگر مغرضانه ودشمنانه نباشد بی تدبیری سیاسی است. امروز اپوزیسیون ایران دارای نیروهای ارزشمند و توانایی است که در خارج از کشور میتوانند نقش موثری برای شکل گیری یک هماهنگی ملی بر علیه استبداد دینی در درون کشورایفا کنند که بخشی از آنها اخیرا و بناچار به خارج از کشور روی آورده اند .

3- آیا راهی به پیش وجود دارد؟

با توجه به امتناع حکومت از تسلیم به خواسته های بر حق مردم و نارضایتی اوج گیرنده، آینده با ثباتی برای این رژیم پیش بینی نمیشود. در حال حاضر تداوم اختلاف بین جناح خامنه ای و احمدی نژاد به تضعیف هر دو جناح قدرت منجر شده است. جناح احمدی نژاد با شعار ایرانیت میخواهد بر موج افکار ضد روحانیت مردم ناراضی سوار شود. احمدی نژاد با پولهای گمشده برای خود رای خریده و با پوپولیستی عوام فریبانه،  پشتیبانانی در میان اقشار فقیر روستایی و شهری یافته است. او با جسارت وخیره سری در مقابل آقا و مجلس دست بوسش ایستاده است، اما بنظر نمیرسد که دیگر زمانی برای احمدی نژاد باقیمانده باشد که از کاشته خود میوه ای بچینید.

جناح قدرتمندتر وغالب در حاکمیت ایران هنوز هم رهبر و بیت رهبری است. اما اوهم گزینه های محدوی در اختیار دارد که محتملترین آنها یا نوشیدن  جام زهر است و یا شال وکلاه کردن و آمادگی برای جنگی بی آینده با اسراییل و غرب. آنچه که روشن است در هردو گزینه فوق امید چندانی به پیروزی رهبر و پیروانش نخواهد بود. اما امروز مردم ایران جنگ نمیخواهند و در جنگ احتمالی خود را در کنار رژیم قرار نخواهند داد.  با توجه به مجموعه عوامل برشمرده  بالا، سال ۱۳۹۱ برای ما ایرانیان می تواند سال تغییر و دگرگونی باشد. اعتصابات احتمالی و سرپیچی های مدنی  به موازات افزایش فشار اقتصادی و تحریم کامل نفت در چند ماه آینده دور از ذهن نیست. کسی نمیداند که اگر جمعیت این بار به خیابان سرازیر شود چه پیش خواهد آمد؟ قطعا این بار دریا نخواهد بود که شاخ و برگ بشوید، این بار سونامی خواهد شد که ریشه برکند.

 آگر جریانات سیاسی متعلق به اپوزیسیون درخارج ازکشور واقعا دل در گرو تامین حقوق و آزادیهای اساسی مردم کشور خود دارند، چاره ای جزسازشهای سیاسی برای تدارک یک آمادگی حداقل در برابر حوادثی که کسی اکنون قادر به پیش بینی آنها نیست، ندارند. اگر آنها با آینده نگری وتعلق خاطر به ایران آزاد همین امروزسوالات موجود در باره چه باید کرد را در پیش پای خود بگذارند، می توان امیدوار بود که از طول و عرض بخشی از اختلافات موجود کاسته شده و محیطی برای گفتگو و و همصدایی و ائتلاف بر سر حدالاقل هایی که قبلا ذکر مختصرش رفت فراهم شود. در غیر اینصورت ما نیز ممکن است خیلی زود مجبور به  بالا کشیدن جام زهرهای مربوط  به خود باشیم.

ناهید حسینی

لندن- 27/03/2012

در شرایطی که تمامیت-خواهی دینی برای پابرجائی اش به خشونت روی آورده و طبقات پائين جامعه از پذیرش فرمانهای حکومتی تن می زنند؛ ضرورت دارد بر مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر بعنوان نقشه راه و نیز بمنزله فصل مشترک همه گروهها و سازمانهای دمکرات؛ بیش از پیش تأکید ورزید

منبع: 
ایران گلوبال

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

نظر: 
من از جمهوری اسلامی نفرت دارم اما با گذشت زمان نفرت از اپوزیسیون هم دارد در من شکل می گیرو دلیلش را کوتاه در بخش «نظر خواننده (باند)» مینویسم